یادداشت - هم آوا - هم آوا http://hamavanews.com Mon, 19 Nov 2018 08:46:33 +0330 Joomla! - Open Source Content Management. Translated by JoomlaFarsi.com fa-ir قوه‌ تأسیسیه http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18222-قوه‌-تأسیسیه.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18222-قوه‌-تأسیسیه.html قوه‌ تأسیسیه

سعيد حجاريان: اخیراً در پی ورود هیأت عالی مجمع تشخیص مصلحت نظام* به امر نظارت بر سیاست‌های کلی نظام، بحث‌هایی میان صاحبنظران درگرفت. مشکل از آنجا آغاز شد که از این پس مصوبات مجلس شورای اسلامی باید به مرجع دیگری جز شورای نگهبان هم ارسال شود.

این مرجع همان مجمع تشخیص است و باید مصوبات را با سیاست‌های کلی تطبیق داده و چنانچه تناقضی دید، آن را به مجلس ارجاع دهد. همین موضوع باعث شد نایب رئیس مجلس صراحتاً اعلام کند ما دارای دو شورای نگهبان شده‌ایم.

به اعتقاد من ظرفیت‌های قانون اساسی در زمینه نظارت، هنوز انکشاف کامل نیافته است. اولین بار آیت‌الله رضوانی، عضو شورای نگهبان با استفساری در خصوص کلمه نظارت مندرج در اصل 99 قانون اساسی باعث شد یک پرده از این شکوفایی به نمایش گذاشته شود و آن «نظارت استصوابی» بود؛ امری که اولین نمود اصول و ظرفیت‌های برزمین مانده قانون اساسی را پدیدار کرد.بعدها نیز بعضی آقایان ادعا کردند حدود اختیارات رهبری منحصر به مواد مندرج در اصل 110 نیست و مفاد آن اصل، کف اختیارات آن مقام را نشان می‌دهد و سقف اختیارات تا به ثریا کشیده می‌شود و حتی ادعا شد این رهبری است که به قانون اساسی وجاهت می‌دهد نه بالعکس.

اکنون نظارت بر سیاست‌های کلی نظام از قوه به فعل درآمده و مرجعی درخور پیدا کرده است که همانا هیأت عالی فو‌ق‌الذکر باشد که دبیر آن کسر‌شأن خود می‌داند، پاسخ به نامه وزیر را شخصاً امضا کند و این امر را به رئیس‌دفترش تفویض می‌کند. ولی گمانم برای آنکه بتوان از مجمع تشخیص به‌عنوان مرکز پیشبرد استعدادهای مکتوم قانون اساسی استفاده کرد، هنوز هم راه باز است.

هشتمین بند از اصل 110 قانون اساسی به رهبری اختیار داده است، ‏حل معضلات نظام [را] که از طرق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام [پی بگیرد] و گمان دارم، چند صباح دیگر از این اصل استفاده تمام عیار به عمل آید. از یک سو، معضلات نظام با توجه به اوضاع کنونی داخل و خارج، بیشتر خواهد شد و از سوی دیگر، طرق عادی یعنی قوانین مصوب مجلس و قانون اساسی پاسخگو نخواهد بود و طبعاً در چنین وضعیتی مجمع تشخیص مصلحت یا هیأت عالی ثانوی می‌توانند به‌عنوان بازوی رهبری وارد عمل شده و دست به تقنین و حتی تأسیس اصل بزند.

از این رو، می‌توان براساس قانون اساسی فعلی، ‌مجلسی ثانوی تشکیل داد و نام آن را -در صورتی که دست به تقنین بزند- «مجلس سنا» یا «مجلس اعیان» گذاشت که طبعاً این مجلس سناتورهای انتصابی خواهد داشت. حتی می‌توان آن را مجلس علیا نامید که یعلوا و لایعلی علیه و نتیجتاً مجلس فعلی «مجلس سفلی» خواهد بود و طبعاً رابطه گهواره‌ای** میان مجلس سنا و مجلس شورای اسلامی برقرار نخواهد شد زیرا مجلس علیا جایگاه خود را بالاتر می‌داند و مستقلاً تقنین می‌کند.

ولی اگر این مجلس تأسیس اصلی کند، فوق قانون اساسی قرار گیرد و به‌منظور حل معضلی از نظام دست به تغییر قانون اساسی بزند (مانند فرآیندی که در دوره حیات امام درباره تشکیل مجمع تشخیص مصلحت صورت گرفت و بعد از بازنگری قانون اساسی، صورت قانونی به‌خود گرفت) قوه جدیدی پدید می‌آید و من آن را «قوه تأسیسیه» می‌نامم؛ قوه‌ای که مقدم است بر سایر قوا. کما اینکه بعد از انقلاب، ابتدا مجلس مؤسسان –به‌عنوان قوه تأسیسیه- تشکیل شد و سپس سایر قوا از آن نشأت گرفتند.

این قوه تأسیسیه –که شاید بزودی ظهور کند- دو تفاوت عمده با قوای تأسیسیه متعارف دارد. اولاً، قوه تأسیسی متعارف یک بار تشکیل شده و مأموریت‌اش را انجام می‌دهد و نهایتاً منحل می‌شود اما این قوه تأسیسیه به‌طور مستمر دست‌اندرکار تأسیس اصل است. ثانیاً، قوه تأسیسی متعارف نتیجه کار خود را به همه‌پرسی می‌گذارد در حالی که قوه تأسیسیه این گونه عمل نمی‌کند و به قید فوریت، مصوبات خود را به‌عنوان ملحقات قانون اساسی یا متمم آن، ابلاغ می‌کند.

در صورت کلید خوردن چنین پروسه‌ای، یک قدم دیگر باید برداشته شود و آن تعیین تکلیف قانون اساسی فعلی است. تأسیس اصل، به اضافه کردن اصول به قانون فعلی می‌انجامد اما کاهش اصول، شرایط خاص خود را دارد.اولاً، پس از ورود عنصر مصلحت مرسله به دستگاه قانونگذاری بسیاری از معضلات ناشی از احکام اولیه و ثانویه برطرف شده است. ثانیاً، می‌توان بعضی اصول را مسکوت گذاشت؛ همچنان که فصل مربوط به شوراها بیست سال مسکوت ماند.

زمانی خواهد آمد که بعضی از اصول فعلی قانون اساسی تبدیل به معضل بشوند. برای مثال، اکنون نفس منصب ریاست‌جمهوری تبدیل به معضل نظام شده است لذا می‌توان آن را به قوه تأسیسیه ارجاع داد و آن مجموعه، اصل وجود رئیس جمهوری را حذف و قانون اساسی را هرس کند.

عده‌ای می‌گویند، سرمایه‌داری به دست خود گور خود را می‌کند و من این مثال را به قانون اساسی هم تعمیم داده و این گونه نتیجه می‌گیرم که عناصر برآمده از قانون اساسی به ضد قانون اساسی بپاخیزند و تبدیل به پادتن شوند و اینجاست که مجدداً بحث قدرت حقیقی و تمایز آن با قدرت حقوقی مطرح می‌شود؛ مبحثی که بسیار درباره آن نوشته‌ام.

*صاحب این قلم، حدود بیست سال پیش در ارگان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، نکاتی را پیرامون سیاست‌های کلی نظام، مجمع تشخیص مصلحت و جایگاه آن نگاشته است. برای مطالعه رک. حجاریان، سعید (1379). «جمهوریت؛ افسون‌زدایی از قدرت». صص 413-419.

**در پروسه تصویب قانون، مجلس (الف) قانون مصوب خود را جهت اظهارنظر به مجلس (ب) ارسال می‌کند. چنانچه مجلس (ب) قانون را به همان صورت ارسالی تصویب نکند، آن را به همراه ایرادات و موارد اصلاحی باز پس می‌فرستد. در صورتی که مجلس (الف) موارد اصلاحی را اعمال کند، پروسه پایان می‌پذیرد، در غیر این صورت رفت و برگشت گهواره‌ای میان دو مجلس ادامه پیدا کرده تا آنکه توافق میان آن دو حاصل شود.

  • سعيد حجاريان
  • قوه
  • تائسيس
  • مجلس
  • مجمع تشخيص مصلحت نظام
    ]]>
    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Sun, 11 Nov 2018 14:14:13 +0330
    پرورشگاه چوپان دروغگو http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18198-پرورشگاه-چوپان-دروغگو.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18198-پرورشگاه-چوپان-دروغگو.html پرورشگاه چوپان دروغگو

    عباس عبدی: حساسیت‌های ما در جامعه ایران مناسب یک جامعه ایده‌آل و مطلوب نیست. در واقع نسبت به چیزهایی که باید حساس شویم و واکنش نشان دهیم، بی‌تفاوت هستیم، ولی در برابر مسائل کم اهمیت دیگر حساسیت داریم و رگ‌های گردنمان متورم می‌شود.

    مثل این است که در برابر یک بیماری ساده فوری واکنش نشان دهیم، چون درد و ناراحتی دارد. دردی که حس می‌کنیم. ولی در برابر علایمی که نشانه‌ای از سرطان است و هیچ دردی هم ندارد خیلی بی‌تفاوت و بی‌خیال رفتار می‌کنیم. روشن است که پیشرفت بیماری اخیر بزودی فرد را از پا می‌اندازد ولی اولی دیر یا زود خوب می‌شود.

    یکی از مسائلی که متأسفانه کمتر به آن توجه می‌کنیم، ایراد ادعاهایی علیه افراد و نهادها است بدون اینکه اثبات یا رد شود. ادعاهایی که می‌تواند اصل آن جرم باشد یا نباشد، ولی در هر صورت عوارض بد اجتماعی دارد.

    یک روز می‌گویند فلان آقا چقدر پول از عربستان گرفته است، روز دیگر انواع اظهارات را علیه وزیر خارجه می‌کنند که فریادش را در می‌آورند. حالا می‌گویند که با فلان کشور و بهمان کشور در حال رایزنی و سازش هستند. یک روز می‌گویند، فلان مدیر دو تابعیتی است! همچنین می‌گویند 2500 گرین‌کارت را در جریان مذاکرات برجام گرفته‌اند!! یک زمان گفتند فلان آقا در مراسم عروسی دخترش سکه ریخت روی سر عروس خانم، بعداً معلوم شد که آن آقا اصولاً دختر ندارد! کار به جایی می‌رسد که وزارت خارجه اعلام می‌کند که برای هزارمین بار ادعاهای فلان نماینده را تکذیب می‌کند!! این اتهامات و تخریب‌ها به وفور مشاهده می‌شود.

    وجود این اتهامات و عدم رسیدگی به آنها، موجب می‌شود که فضای جامعه بشدت غیراخلاقی و نامتعین شود. داستان چوپان دروغگو را همه خوانده‌ایم. هنگامی که اتهامات ناروا رواج یافت و هیچ مرجعی هم به آنها رسیدگی نکرد، اعتبار ادعاهای درست هم از میان می‌رود و اگر حتی یک روز یک خبر درست منتشر کردند، کسی باور نخواهد کرد. در چنین جامعه‌ای بصیرت و آگاهی اجتماعی از میان می‌رود، زیرا هیچ معیار معتبر و مستقلی وجود ندارد که درباره این اتهامات داوری نهایی کند و اگر نادرست است، گوینده مجازات شود و اگر درست است، فرد مورد اتهام پاسخگو شود.

    فقدان رسیدگی‌های سریع و بی‌طرفانه و نیز ضعف حقوقی ریشه چنین مشکلی هستند. تاکنون بارها و بارها شده که برخی از افراد و مطبوعات هر اتهامی را خواسته‌اند به دیگران زده‌اند، ولی دریغ از یک مواجهه درست و قانونی با آنان. مواردی که اگر از سوی دیگران بود با اشد مجازات مواجه می‌شد. حتی اگر ایراد اتهامات مستند هم باشد با افشاگر برخورد می‌شود. نمونه‌اش میان روزنامه نگاران فراوان است. در گذشته بوده و این روزها هم شاهد تکرارش هستیم. ولی این تبعیض موجب تضعیف شدید اعتبار اظهارات و ادعاهای موجود در سطح جامعه می‌شود. مرز میان راست و دروغ از میان می‌رود. مرز میان گناهکار و بی‌گناه مخدوش می‌شود. مردم به همه بدبین می‌شوند، حتی افراد درستکار. همه در معرض اتهام قرار می‌گیرند، بدون اینکه مرجعی برای دادرسی و صدور حکم وجود داشته باشد.

    مشکل مهم دیگر ضعف حقوقی است. حتی اگر موردی پیش آید که حکمی صادر شود به علت آنکه مجازات آن زندان و شلاق است، به طور معمول شاکیان رضایت می‌دهند و همین رضایت منشأ تجری و تکرار جرم می‌شود. بویژه اینکه اگر کسی بخواهد شکایت کند، چون پایان آن را می‌داند، کمتر وارد فرآیند دردسرآفرین شکایت می‌شود. راه‌حل این مشکل تغییر مجازات از شلاق و زندان به خسارت نقدی است. به این معنا که هر کس به دیگری اتهامی بزند، که نتیجه آن بدنامی دیگری باشد، باید با جریمه جبران خسارت کند و از آنجا که مردم پول خود را خیلی دوست دارند، سعی می‌کنند کمتر مرتکب چنین جرمی شوند.

    هزینه‌های دادرسی و وکیل نیز باید به عهده محکوم باشد. در جوامع غربی هزینه‌های سنگینی برای این نوع اتهامات بی‌مدرک در نظر می‌گیرند و لذا هر فرد یا رسانه‌ای تمام کوشش خود را به کار می‌برد تا مبادا اتهام ناروایی را به کسی وارد کند، چون می‌داند در صورت ناتوانی در اثبات اتهام، با بدنامی و نیز هزینه سنگین مالی مواجه خواهد شد. باید فرآیند دادرسی در این باره را آسان و سریع نمود. در صورت ادامه این وضع شخصیت غالب اجتماعی ما چوپان دروغگو خواهد بود. بصیرت از جامعه ما رخت برمی‌بندد.

    در رسیدگی به شکایات نباید هیچ تمایزی قائل شد. هر کسی که شهروند ایران است چه شاکی باشد و چه متهم باید در برابر قانون یکسان باشند. اینکه برخی از افراد در مقابل قانون برابرتر باشند پذیرفتنی نیست. همه باید مسئولیت اتهاماتی را که علیه دیگران می‌زنند بپذیرند. اگر چنین شود به احتمال زیاد برخی روزنامه‌ها و برخی از نمایندگان و صاحبان قدرت دیگر نمی‌دانند چه بگویند و چه بنویسند. باید جلوی سیل ویرانگر اتهام‌زنی را گرفت تا میان مجرم و بی‌گناه تمایز قائل شویم.

    • عباس عبدي
    • پرورشگاه
    • چوپان
    • دروغگو
    • جامعه
      ]]>
      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Thu, 01 Nov 2018 13:13:06 +0330
      افزایش شکاف طبقاتی http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18171-افزایش-شکاف-طبقاتی.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18171-افزایش-شکاف-طبقاتی.html افزایش شکاف طبقاتی

      علیرضا شریفی یزدی: به طور کلی جوامع همیشه از طبقات اجتماعی مختلفی تشکیل می شود و این امر برای جامعه یک امر طبیعی و بدیهی است. اما موضوعی که مسئله ساز است این است که چه تناسبی بین 3 طبقه اصلی جامعه و زیرمجموعه های آن ها وجود دارد؟!

      یعنی اگر جامعه را تقسیم کنیم به طبقات بالا دست، میان دست و فرودست، هر کدام از این طبقات در درون خودشان دارای طبقات بالا ، میانی و فرودی هستند. جامعه متعادل جامعه ای است که طبقه متوسط یا میان دست آن بسیار بزرگ باشد و طبقه بالا یا فرا دست و طبقه پایین یا فرو دست آن کم و اندک باشد.

      اتفاقی که امروز در جامعه ما در حال رخ دادن است لاغر تر شدن روزانه طبقه میان دست است که بخش بزرگی از آن ها در حال ریزش به سمت طبقه پایین جامعه و تعداد بسیار اندکی نیز به سمت طبقه بالا حرکت می کنند! همین موضوع باعث می شود که یک شکاف سنگین در جامعه رخ دهد و جامعه را از حالت 3 ضلعی به حالت دو قطبی تبدیل می کند.

      جامعه ای که تعداد اندکی در آن از توان مالی بسیار بالایی برخوردار هستند و تعداد بسیار زیادی انسان هایی هستند که زیر خط فقر قرار دارند و در واقع فقیر هستند. خروجی این شکاف باعث کاهش سرمایه اجتماعی و افزایش تضاد و تناقض بین اعضای جامعه می شود و همین موضوع نیز مقدمه ای است برای ناآرامی های اجتماعی.

      امروز متاسفانه جامعه ما در حال تجربه کردن چنین فرآیندی است که اگر بخواهیم جامعه موفق تر باشد باید از لایه های زیرین بکاهیم و به قشر متوسط جامعه اضافه کنیم. حالتی که این روزها در جامعه ما در جهت عکس در حال رخ دادن است.

      اولین و مهم ترین کاری که باید برای حل این مشکل صورت بگیرد تعدیل توزیع فرصت ها در جامعه است. یعنی توزیع پول و قدرت و معرفت باید با تعدیل همراه شود به طوری که توزیع ثروت و قدرت نباید در یک جا محدود و بلوکه شود چون این کار باعث می شود جامعه به سمت دو قطبی شدن کشیده شود.

      باید توزیع ثروت به درستی صورت بگیرد و چرخه قدرت نیز در جامعه سریع‌تر رخ دهد به این معنی که افرادی که در جامعه در جایگاه قدرت قرار ندارند در چرخه نخبگان و توده مردم هستند نیز بر اساس توانایی های خود بتوانند در جایگاه های بالای قدرت، بسته به میزان شایستگی‌شان قرار بگیرند.

      باید از تبدیل فرصت ها به یکدیگر نیز جلوگیری شود یعنی گروهی که قدرت دارند نباید اجازه داده شود که این فرصت به آن ها داده شود که قدرت را به ثروت تبدیل کنند البته عکس آن نیز صادق است. در برنامه‌ریزی‌ها نیز باید لایه های زیرین جامعه را به عنوان گروه هدف قرار داده و به آرامی از آن ها کم کرده و به قشر متوسط جامعه اضافه کنیم. متاسفانه جامعه طی 15 سال گذشته در جهت عکس این موضوع حرکت کرده است.

      • عليرضا شريفي يزدي
      • افزايش
      • شكاف طبقاتي
      • جامعه
      • مردم
        ]]>
        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Sun, 21 Oct 2018 13:57:01 +0330
        معجزه امید ملی در مقابله با تحریم http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18140-معجزه-امید-ملی-در-مقابله-با-تحریم.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18140-معجزه-امید-ملی-در-مقابله-با-تحریم.html معجزه امید ملی در مقابله با تحریم

        دیاکو حسینی: سخنان دیروز رئیس جمهوری پیرامون اثرگذاری ناچیز تحریم‌های بخش انرژی که از 13 آبان به اجرا درخواهد آمد، مبنای منطقی و مستحکمی دارد. مجموعه تحریم‌های امریکا البته می‌توانند دردسرهایی برای تجارت و اقتصاد ایران ایجاد کنند.

        اما نه آنقدر که موجب دستیابی ایالات متحده به اهداف جاه‌طلبانه‌اش شود یا حتی اقتصاد ملی ایران را زمینگیر کند. تحریم‌های یکجانبه و نامشروع به لحاظ اخلاقی قادر نیستند که ایران را به مذاکره تحمیلی و عاجزانه با امریکا وادار کنند. امریکا با بی اعتنایی به متحدانش در اروپا، اکنون نمی‌تواند حمایت آنها را برای مؤثر کردن تحریم‌ها جلب کند و احتمالاً اروپایی‌ها همگام با چین و روسیه همه تلاش‌شان را برای ناکام گذاشتن تحریم‌های امریکا به کار خواهند گرفت و ممکن است بتوانند راه‌هایی را برای کاستن از فشار تحریم‌ها یا حتی دور زدن تحریم‌ها از سوی ایران بیابند؛ حتی اگر اینگونه نباشد دلایل دیگری هم وجود دارد مبنی بر اینکه چرا ایالات متحده نمی‌تواند رژیم تحریم‌های یکجانبه را برای مدت طولانی حفظ کند. عدم موفقیت تحریم‌های یکجانبه، تنها یک گمانه‌زنیِ پیشگویانه نیست. مؤسسه پترسون برای اقتصادهای بین‌المللی، طی تحقیقی نشان داده است که از دهه 1970 تاکنون تنها 13 درصد از تحریم‌های یکجانبه موفق بوده‌اند. اگر این بار نیز تحریم‌های یکجانبه قرین شکست باشند (همان گونه که شواهد حکایت دارند)، علاوه بر به خطر انداختن اعتبار امریکا، آسیب زدن به سیاست تحریم‌های اقتصادی و تعمیق شکاف میان امریکا و متحدانش در اروپا، موجب زیان اقتصادی امریکا در رقابت‌های جهانی نیز می‌شوند. طبق برآوردها، سیاست تحریم‌های اقتصادی سالانه حدود 15 تا 19 میلیارد دلار به عنوان صادرات بالقوه به ایالات متحده زیان می‌رساند که معادل 200 هزار شغل برای صنایع صادراتی امریکاست. احتمالاً این ارقام برای دونالد ترامپ بیش از هر کس دیگری که پیش از این در کاخ سفید مستقر بوده، معنا دارند.

        ایالات متحده در گام اول ترجیح می‌دهد که ایران با پذیرش مذاکره، پیش از اجرایی شدن بخش دوم تحریم‌ها و همزمان با تداوم تحریم‌های پیشین، واشنگتن را از مخمصه شکست مفتضحانه تحریم‌ها نجات دهد. در انتخاب بعدی، امریکا آرزو می‌کند که با تسلیم شدن زودهنگام ایران و تن دادن به گفت‌وگو پیش از آنکه اثربخشی حداکثر فشار به آزمایش گذاشته شود، آبرومندانه به این رویارویی فیصله دهد. اگر شرایط برای تحقق این ترجیحات آماده نباشد و در وضعیت بن‌بست و اثبات ناکارآمدی تحریم‌ها، برای امریکا بهتر است که ایران حداقل مذاکره را در ازای لغو کامل تحریم‌ها بپذیرد. اگر ایالات متحده از دستیابی به ترجیح اول، مأیوس شده باشد، می‌بایست بکوشد که در مدت زمان کمتر از یک سال – یا چیزی در همان حدود-، تحریم‌ها را چنان کارآمد جلوه دهد که تهران تمایل خود را به مذاکره آشکار کند. این مرحله یک جنگ تمام عیار روانی است که سعی بر القای کارآمدی تحریم‌ها در میان قاطبه مردم و فعالان تجاری دارد. پیروزی ایران در این جنگ روانی که عمدتاً به آرامش و اعتماد به نفس ملی ایرانیان وابسته است، برای ایالات متحده چاره‌ای جز رضایت دادن به ترجیح سوم نخواهد گذاشت؛ در این صورت، امریکا قبل از آنکه تحریم‌ها به اوج برسند و محدودیت و ناکارآمدی خود را اثبات کنند، باید ایران را به مذاکره تشویق کند؛ حتی اگر لازمه این تشویق، کنار گذاشتن تدریجی تحریم‌ها باشد. این یک پرسش کلیدی است که چرا ایالات متحده نمی‌تواند برای مدت زمان طولانی سیاست تحریم را ادامه دهد؟ امریکا ناگزیر باید با این واهمه کنار بیاید که در صورت طولانی شدن مدت زمان تحریم و مقاومت ایران، رژیم تحریم‌ها متزلزل شده و کشورها یا شرکت‌های بیشتری از حربه‌های دور زدن تحریم بهره بگیرند. به علاوه، امریکا باید نگران این موضوع نیز باشد که طولانی شدن مدت زمان فشار، موجب انطباق و سازگاری ایران با آن شده و عملاً تحریم‌ها را بی‌اثر کند. از سرگیری فعالیت‌های هسته‌ای ایران در شرایطی که ایالات متحده نخواهد برای مقابله با آن به نیروی نظامی متوسل شود یا اتفاق نظر سایر کشورها برای برخورد با این اقدام ایران را به دست آورد، می‌تواند به یک امتیاز منفی در سیاست داخلی امریکا تبدیل شده و موج انتقادات نسبت به سیاست دولت ترامپ را تشدید کند. مهم‌تر از اینها، برای ایالات متحده بسیار دشوار و پیچیده است که در صورت اراده به سختگیری و دقت اعمال تحریم‌ها، مهم‌ترین متحدان و شرکای تجاری‌اش مانند هند و چین را به خاطر معاملات تجاری با ایران تنبیه کند. به درازا کشیدن تحریم‌ها، احتمال برخورد اقتصادی میان چین و ایالات متحده که بالقوه حامل زیان‌های مالی سنگین به روابط عمیقاً به هم وابسته دو کشور است، افزایش خواهد یافت. در نهایت، اگر ایران آنقدر مقاومت کند که ترجیح اول و دوم امریکا به واقعیت تبدیل نشود، برای امریکا بهتر است که به ترجیح سوم رضایت دهد که اگرچه به حیثیت دولت ترامپ آسیب می‌زند اما به مراتب بهتر از فقدان توافق، تحمل طولانی مدت بهای بالای نفت و رها کردن پرونده ایران به دولت بعدی در امریکاست. به همین ترتیب، واشنگتن احتمالاً نمی‌تواند از خطرات ناشی از تشدید تنش‌های منطقه‌ای میان ایران و امریکا و نتایج ناخواسته آن در شرایطی که مجاری گفت‌وگو میان دو کشور بسته شده، چشم‌پوشی کند. حرکت ایران به سوی برچیدن برخی از محدودیت‌های مرتبط با غنی‌سازی اورانیوم که در برجام پذیرفته بود، یک نگرانی عمده دیگر است. اگر تحریم نتواند ایران را متقاعد به مذاکره کند، فراتر رفتن فعالیت‌های هسته‌ای ایران از محدوده‌های تعیین شده در برجام، دولت ترامپ را در داخل امریکا تحت فشار مضاعفی قرار خواهد داد. برای امریکا، دلهره آزار دهنده دیگر این است که تحقیقات مربوط به روابط دونالد ترامپ با عاملان روسی در انتخابات 2016، امیدواری ایران به تضعیف دولت امریکا را بالا برده و انگیزه‌ای برای شکیبایی و مقاومت ایجاد کند که به نوبه خود طولانی‌تر شدن زمان تحریم‌ها را موجب شود. نمی‌توانیم حدس بزنیم که آستانه تحمل امریکا در برابر این مخاطرات چه مدت است اما می‌توانیم مطمئن باشیم که امریکای ترامپ نه مایل است و نه می‌تواند برای مدت زمانی نامحدود، تحریم‌های موثر اقتصادی را یک تنه و بدون حمایت سایر کشورها حفظ کند. بدون تردید جمهوری اسلامی ایران ترجیح می‌دهد که به هر نحو قابل قبول و شرافتمندانه‌ای از زیر بار تحریم‌ها رهایی یابد اما دولت دونالد ترامپ هم به دلایل متفاوتی به خاتمه تحریم‌های بی فایده، پرهزینه و مخاطره آمیز علیه ایران نیاز دارد. هرچقدر که ایالات متحده امید خود را زودتر به اثرگذاری تحریم‌ها در به آشوب کشیدن و به زانو درآوردن ایران از دست دهد، بیشتر محتمل است که از این تلاش‌های بی ثمر دست بردارد و برای رسیدن به توافق با ایران، راه‌های سازنده‌تری را امتحان کند. این موضوع به تنهایی نشان می‌دهد که چرا ما باید با حمایت تمام قد از دولت و نظام و نقش بر آب کردن آرزوهای ایران ستیزانه دولت امریکا، راه را به سوی یک دیپلماسی محترمانه و شرافتمندانه برای ایران باز کنیم.

        • معجره
        • اميد
        • ملي
        • دياكو حسيني
        • مقابله
        • تحريم
          ]]>
          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Mon, 15 Oct 2018 12:21:35 +0330
          تدبير بحران اقتصادي كشور http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18082-تدبير-بحران-اقتصادي-كشور.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18082-تدبير-بحران-اقتصادي-كشور.html تدبير بحران اقتصادي كشور

          كمال‌الدين پيرموذن: كشور و ملت ما، در اين روزگار، سخت‌ترين و تنگ‌ترين شرايط اقتصادي و اجتماعي را تجربه مي‌كند. دولت امروز از يك ضعف روزافزون اقتصادي، سياسي و بينشي رنج مي‌برد. فاصله و شكاف بين حاكميت و مردم، بر حسب ظواهر محقق موجود، رو به فزوني است.

          هيچ‌گونه دورنما و چشم‌اندازي از سياست‌هاي اقتصادي- سياسي وجود ندارد كه مردم را به تحقق توسعه اقتصادي اميدوار كند. آيا هميشه بايد دست‌هاي ما، مستقيما با آتش تماس بگيرد تا از خطر سوزانندگي آن، آگاه شويم؟ يكي مي‌گويد مقاومت را از يمني‌ها بياموزيم. غافل از آنكه در يمن؛ جگر قافيه‌ها سوخت بر احوال طفلان/ سنگ اگر جاي شما بود، دلش مي‌تركيد!

          يكي اوج آثار اسفبار انزواي ونزوئلا بر مردمش، بر اقتصاد آن كشور، را نمي‌بيند و فرياد مي‌زند همچون حكمرانان آن كشور در برخورد با امريكا و دنيا عمل كنيد. بايد از سرنوشت و تجربه‌هاي تلخ و شيرين ملل جهان، براي اصلاح و بهبود تصميم‌گيري حال و آينده به منظور ارتقاي زندگي ايرانيان و جلوگيري از بارشدن هزينه‌هاي نامناسب بر دوش هموطنان عزيز استفاده كرد.

          بي‌تدبيري كه ريشه در برنامه‌گريزي، علم گريزي، و قانون‌گريزي است، كانون اصلي بحران‌آفريني براي اقتصاد ايران و استمرار بيماري توسعه‌نيافتگي كشور است. عدم توفيق در برنامه‌ريزي نيز، همواره كشور را در تنگناي اقتصادي قرار مي‌دهد. اولين موانع توفيق برنامه‌ريزي در ايران، بي‌ترديد، قدرت سياسي و عملكرد و بينش‌هاي حاكم بر صاحبان قدرت در كشور، بوده و هست.

          قدرت حاكم، به جد بايد سالم، جدي، مردمي، كاربلد و آزاده از تعلقات دنيا بوده و اذهان خود را متحول كنند. دومين مانع، بروكراسي كهن و سنتي كشور است كه از معايب بسيار مزمن و كهنه‌اي رنج مي‌برد و در دنيا منسوخ شده است.

          در ايران طرح را آنچنان گران‌قيمت و پرهزينه و پرريخت و پاش به تحقق مي‌رسانند. در جريان بهره‌برداري نيز، آنچنان فسادي را رقم مي‌زنند كه نهاد جديد، به كلي از سوددهي و توليد ثروت و انباشت سرمايه‌اي باز مي‌ماند و به اين ترتيب روند رشد و ترقي به سير عقب‌ماندگي و اتلاف منابع تبديل مي‌شود.

          مانع سوم، روحيه و فرهنگ جاري و عمومي ما است كه در ميان دولتمردان، مردم و بخش خصوصي فعال و موثر در اقتصاد كشور نفوذ دارد. دولت‌هاي حاكم با اشاعه اين فرهنگ از سال 1332 با شدت و حدتي روزافزون به مصرف‌گرايي و ريخت و پاش دامن زدند و به كلي روحيه صرفه‌جويي و پس‌انداز و انباشت سرمايه را نابود كردند. اين سه مانع اصلي، عوامل بنيادي عدم موفقيت برنامه و برنامه‌ريزي در كشور ما هستند.

          با عنايت به اهداف نظام جمهوري اسلامي ايران، در زمينه بسط عدالت اجتماعي و برخورداري عادلانه مردم از رفاه اجتماعي و اقتصادي، افزايش شفافيت اقتصادي و تسهيل راهكارهاي مراودات اقتصادي با دنيا و افزايش سرمايه‌گذاري مولد جهت رهايي كشور از بيماري توسعه‌نيافتگي و فشارهاي معيشتي و اقتصادي و موانع بي‌برنامگي و...، همه صاحب‌منصبان بايد مسوولانه اهتمام مجدانه با مشاركت فعال ملت و نخبگان جامعه به عمل آورند.

          • كمال الدين پيرموذن
          • تدبير
          • بحران اقتصادي
          • دولت
          • مجلس
            ]]>
            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Sun, 07 Oct 2018 10:09:17 +0330
            اصلاح‌ طلبان؛‌ همراه و منتقد http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18074-اصلاح‌-طلبان؛‌-همراه-و-منتقد.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18074-اصلاح‌-طلبان؛‌-همراه-و-منتقد.html اصلاح‌ طلبان؛‌ همراه و منتقد

            مرتضی حاجی: جلسه اخیر آقای رئیس‌جمهور با اصلاح‌طلبان نکاتی داشت که لازم است هر‌چند خلاصه، نتایج این دیدار و جلسه به اطلاع حامیان و پشتیبانان اصلاح‌طلب دولت برسد.

            اول؛ آقای روحانی، رئیس‌جمهور در مقدمه جلسه ضمن ارائه گزارشی از محدودیت‌ها و مشکلات خودشان و دولت، ضرورت‌هایی برای تشکیل این جلسه و جلسات مشابه دیگر برشمردند. بنابراین رویکرد ایشان بر تداوم این جلسات با سران احزاب و تشکل‌ها برای بهره‌گیری از پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های احزاب در جهت حل مشکلات کشور بود.

            در واقع آقای رئیس‌جمهور، اصلاح‌طلبان را شریک دولت در انجام امور دانستند. طبیعی است با چنین رویکردی آنچه محصول عملکرد دولت و دستاوردهایش باشد، به‌حساب مجموعه همکاران اداری و رسمی رئیس‌جمهور و همکاران غیراداری و نیروهای پشتیبانی‌کننده ایشان نوشته خواهد شد و از این جهت سرنوشت مشترکی را می‌توانیم برای 2مجموعه پیش‌بینی کنیم.

            دوم؛ آقای رئیس‌جمهور تأکید مجدد بر مشی اعتدالی داشتند و استشهاد کردند که آقای هاشمی رفسنجانی و خاتمی نیز چنین بودند. به‌نظر ایشان، راه برون‌رفت از مشکلات، انسجام عمومی با مشی اعتدالی در رفتار، مواضع و اقدامات اجرایی است.

            شاید برخی مطالبی که در جلسه نزدیک به 2ساعت‌و‌نیمه چهره‌های اصلاح‌طلب با آقای روحانی از زبان رئیس‌جمهور محترم مطرح شد، قابل رسانه‌ای‌شدن نباشد اما به‌نظر می‌آمد آقای روحانی صحبت‌های این جلسه را در آینده به فراخور مصلحت و مناسبت‌ها بیان کنند. ایشان قبول داشتند که گفت‌وگو با مردم باید بیشتر از وضعیت فعلی باشد و مردم باید بیشتر در جریان شرایط و اقدامات دولت باشند، به‌رغم اینکه مشکلات جدی است و برون‌رفت از آنها نیز یک عزم ملی و هماهنگی جدی می‌طلبد.

            سوم؛ نکته امیدبخش جلسه، طرح دغدغه‌ها، انتقادات و گلایه‌های چهره‌های اصلاح‌طلب با دولت و به نوعی رفع برخی کدورت‌ها بود. اعضای حاضر در جلسه با صراحت مطالب‌شان را با حفظ حرمت جایگاه رئیس‌جمهور که منتخب مردم است، بیان کردند. برخی نکات از این جلسه قابل نقل است.

            نخست اینکه در صحبت همه مشهود بود که اصلاح‌طلبان بدون چشمداشت در ریاست‌جمهوری از ایشان حمایت کردند و هم‌اکنون نیز با علم و اطلاع از موانعی که برای تداوم کار دولت وجود دارد، همچنان با دولت همراه هستند و از آن حمایت می‌کنند. البته این بدان معنا نیست که درباره هر عملکردی در هر بخشی از دولت ساکت باشند و نظری نداشته باشند. نظر دارند ولی این نظر حمایتگرانه است و اصلاح‌طلبان تا آخر در حمایت از دولت باقی خواهند ماند.

            چهارم؛ ‌نکته دیگر مهم این بود که با تدبیر مقام معظم رهبری سران 3قوه در شرایطی قرار گرفته‌اند که برای تصمیم‌گیری‌های آنی، مهم و فوری کشور از اختیاراتی برخوردار باشند. سخنرانان تأکید داشتند که جلسه شورای‌عالی هماهنگی اقتصادی نباید فقط به امور مرتبط با دولت بپردازد. نهادهای دیگری هم باید از تصمیمات این جلسه تمکین کنند، ازجمله قوه قضاییه و مواردی که در دستور کار این جلسات قرار می‌گیرد، در جهت تقویت انسجام ملی و وحدت بیشتر بین مردم طیف‌های مختلف اصولگرا، اصلاح‌طلب و غیره باشد.

            شرایط پیش‌روی کشور به تصمیم مشترکی نیاز دارد که این تصمیم مشترک بعضا به اقدامات دستگاه‌های دیگر نیز نیاز دارد. پنجم؛ ازجمله موارد مهم مطرح‌شده در جلسه درباره صداوسیما بود. سخنرانان جلسه ابراز داشتند که اصلا از برنامه‌های صداوسیما پیام همدلی، همراهی، وحدت و انسجام به گوش نمی‌رسد و این نقص بزرگی است که از سلیقه‌های سیاسی حاکم بر صداوسیما ناشی شده است. این در حالی است که صداوسیما نهاد ملی است و باید عملکردش در راستای تقویت وحدت ملی و انسجام باشد.

            ششم؛ صدای منتقدان و نظرات کارشناسانه دلسوزان بیرون از مجموعه دولت باید شنیده شود و این موضوع در جلسه اصلاح‌طلبان با آقای رئیس‌جمهور در میان گذاشته شد. اینکه آیا دولت تنها باید حرف کارشناسی که از دولت حقوق می‌گیرد را بشنود یا حرف دیگرانی که به‌خاطر کشور، انقلاب و بهبود شرایط وقت می‌گذارند و مباحث خودشان را جمع‌بندی می‌کنند نیز شنیده شود، دغدغه‌ای بود که در جلسه با آقای رئیس‌جمهور مطرح و پیشنهاد شد دولت در هر مورد کارگروه‌های ویژه‌ای تشکیل دهد؛

            یا با استدلال ثابت می‌کند که مطالب این کارشناسان و صاحب‌نظران درست نیست یا اینکه نمایندگان دولت می‌پذیرند مطالب گفته شده درست است و جای کار دارد. تداوم این جلسات طبعا می‌تواند به استحکام پیوند میان جریان اصلاحات و دولت منجر شود، نقدها شنیده شود و پاسخ نقدها داده شود.

            اصلاحات حامی دولت است اما این حمایت همچنان‌که‌ گفته شد، به‌معنای سکوت در برابر عملکردهای نامناسب مقطعی نیست. با تشکیل کارگروه مشترکی که پیشنهاد شده است از طرف دولتی‌ها و اصلاح‌طلبان تشکیل شود، موضوعات و مسائل به‌صورت تخصصی‌تر بررسی و به بحث گذاشته خواهد شد.

            • مرتضي حاجي
            • اصلاح طلبان
            • همراه
            • منتقد
            • دولت
              ]]>
              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Sun, 07 Oct 2018 09:22:53 +0330
              ضرورت تکرار نشست دولت و اصلاح‌ طلبان http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18064-ضرورت-تکرار-نشست-دولت-و-اصلاح‌-طلبان.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18064-ضرورت-تکرار-نشست-دولت-و-اصلاح‌-طلبان.html ضرورت تکرار نشست دولت و اصلاح‌ طلبان

              مصطفي كواكبيان: روز چهارشنبه حسن روحانی دیداری را با اصلاح‌طلبان داشت که در این جلسه مباحث مهمی مطرح شد. یکی از بحث‎های مهم، این بود که دفتر رئیس‎جمهور ارتباط چندانی با اصلاح‎طلبان مجلس ندارد.

              در این دیدار بسیاری از مطالبات دولت و اصلاح‎طلبان از یکدیگر مطرح شد و از سوی برخی از حاضران، گلایه‎هایی نیز مطرح شد مبنی بر اینکه چرا رئیس‎جمهوری بعد از انتخابات اردیبهشت 96 چندان ارتباطی با احزاب اصلاح‎طلب ندارد یا در مورد بهبود وضعیت اقتصادی و فرهنگی، هیچگونه مشورتی با اصلاح‌طلبان صورت نمی‎گیرد یا چرا رئیس‎جمهوری در برابر برخورد دستگاه‌ها با اعضای شوراهای اسلامی برخی شهرها همچون آقای حاجتی در شیراز سکوت می‎کند یا چرا برای رفع محدودیت‎های رئیس دولت اصلاحات اقدام جدی صورت نمی‎دهد و ده‌ها مورد دیگر نیز در این جلسه بیان شد که البته آقای روحانی نیز از اقدامات صورت گرفته در زمینه‎های مختلف توضیحاتی ارائه داد و از محذورات گوناگون خویش سخن گفتند.

              همچنین به برخی گلایه‎های رئیس‎جمهوری از عملکرد مجلس در خصوص دولت پاسخ داده شد و با صراحت به آقای روحانی گفته شد که دفتر رئیس‎جمهور چندان ارتباطی با اصلاح‎طلبان مجلس ندارد و آنگونه که تماس‎های رئیس‎جمهور با رئیس و سایر نمایندگان مجلس انجام می‎شود، با فراکسیون امید چنین تماس‎هایی صورت نمی‎گیرد.

              البته فراکسیون امید در خصوص پاسخ‎های رئیس‎جمهور به موارد پنجگانه استیضاح و همچنین ضرورت تفکیک برخی وزارتخانه‎ها رأی مثبت داد. اما بسیاری از نمایندگان عضو فراکسیون معتقدند که این جاده، یکطرفه است و به‌رغم آنکه قرار بود کمیته‎ای برای تعامل دولت و فراکسیون تشکیل شود هنوز از این کمیته خبری نیست. ‎

              همچنین به رئیس‎جمهور گفته شد که همگی سفرای کشورهای اروپایی از سخنرانی جنابعالی در مجمع عمومی سازمان ملل اظهار رضایت کردند و به تداوم برجام اصرار داشتند اما در خصوص برخی خواسته‎های خود نیز تاکید کرده و برای برقراری ارتباط مالی و پولی از طریق سیستم بانکی و تصویب موضوعات مربوط به FATF از جمله لایحه CFT اصرار داشتند.

              همچنین پیروزی دیپلماتیک و حقوقی ایران در دیوان بین‎المللی دادگستری به رئیس‎جمهور تبریک گفته شد و بر این مساله تاکید شد که‌ ای‌کاش صداوسیما، این پیروزی تاریخی ایران در دادگاه لاهه را برجسته می‎کرد. گرچه ممکن است اجرایی شدن حکم این دادگاه برای دستیابی به حقوق ملت ایران، طولانی یا حتی بی‎سرانجام باشد اما اصل اینکه دعوای ایران در این دادگاه پذیرفته شده و این دادگاه صلاحیت خود را در این موضوع قطعی اعلام کرده و ضمنا حکم موقت صادر کرده است، بسیار حائز اهمیت است.

              البته به موارد دیگری از مشکلات مربوط به تعامل دولت و مجلس نیز اشاره شد. از بلاتکلیف‌بودن دو وزارتخانه که چندین سازمان تحت پوشش دارند، از نداشتن سخنگوی دولت و ناهماهنگی درونی بین وزارتخانه‌ها نکاتی مطرح شد و اینکه قطعا افکار عمومی مشکلات دولت را به پای اصلاح‎طلبان می‎نویسد، پس اصلاح‌طلبان تمایل دارند که این مشکلات برطرف شود.

              مثلا در مورد لایحه CFT آقای عراقچی رضایت خود را برای مسکوت گذاشتن دو‌ماهه این لایحه به رئیس مجلس اعلام کرد و هرچه به ایشان گفته شد که چرا در زمانی که این لایحه در شرایط رأی آوردن است به صحبت‎ها در این زمینه توجه نمی‎شود، فایده‎ای نداشت. البته این نکته هم به آقای روحانی یادآوری شد که دولت نباید به توسعه سیاسی بی‎توجه باشد و برای جلوگیری از برخی عملکردهای تند برخی احزاب، بخواهد همه احزاب را به مرخصی بفرستد.

              بلکه دولت باید جامعه را به سمت انتخابات حزبی سوق دهد که البته رئیس‌جمهوری ضمن پذیرش آن، اذعان کردند که ممکن است دولت فراحزبی و فراجناحی دارای امتیازاتی باشد اما این را هم پذیرفتند که دولت حزبی بهتر می‎تواند برخی امور را ساماندهی کند.

              کما اینکه در مورد بلاتکلیفی لایحه جامع انتخابات یا نظام اطلاع‎رسانی، بسیار شفاف مطرح شد که با این وضعیت نمی‎توان چندان به مشارکت گسترده مردم در برخی انتخابات پیش‎رو امیدوار بود. همچنین از طرح جمهوریت سوم نیز بحثی مطرح شد و از آقای روحانی درخواست شد که چنین جلساتی حداقل هر دو ماه یک‎ بار برگزار شود تا برخی سوءتفاهم‌ها و چالش‌های پیش رو به‌نفع مصالح ملی و منافع مردم برطرف شود.

              • ضرورت
              • تكرار
              • نشست
              • دولت
              • اصلاح طلبان
              • رئيس جمهور
              • مصطفي كواكبيان
                ]]>
                hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Sat, 06 Oct 2018 14:04:01 +0330
                روحانی و اصلاح‌ طلبان http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18087-روحانی-و-اصلاح‌-طلبان.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18087-روحانی-و-اصلاح‌-طلبان.html روحانی و اصلاح‌ طلبان

                صادق زيباكلام: پس از دیدار اخیر اصلاح‌طلبان با رئیس جمهور در پاستور برخی بر اعتقادند که می‌توان به افزایش دیدار جریان اصلاحات و روحانی و در نتیجه تغییر مواضع رئیس جمهور نسبت به اصلاحات امیدوار بود. اما واقعیت امر این است که نزدیکان روحانی هرگز اجازه افزایش این دیدارها میان اصلاح‌طلبان و روحانی را نخواهند داد.

                در حالی که اگر نزدیکان روحانی و رئیس جمهور به عقبه سیاسی همان 24 میلیون رای در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم باز گردند درمی یابند که این سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان بود که منجر به ایجاد موج 24میلیونی و پیروزی رئیس جمهور در انتخابات 96 شد. زیرا اگر به طور مثال اصلاح‌طلبان اعلام می‌کردند که در انتخابات شرکت نمی‌کنند و مردم را نیز به حمایت از روحانی دعوت نمی‌کردند در این صورت کسی از آن 24 میلیون در انتخابات شرکت نمی‌کرد و روحانی در بهترین حالت بیش از پنج‌میلیون رای هم نداشت و در نتیجه امروز ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور ایران بود.

                بنابراین واقعیت امر بر این است که پیروزی روحانی مدیون و مرهون اعتبار و سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان است. از سویی برخلاف آنچه که اصولگرایان می‌گویند و مدعی اند که اصلاح‌طلبان برای سهم خواهی از روحانی حمایت کردند تا در کابینه وزیر و استاندار و ... داشته باشند باید اذعان داشت که چنین نبود بلکه اصلاح‌طلبان با همه وجود در پشت روحانی قرار گرفتند صرفا به این دلیل که برای اعتلا و پیشرفت کشور چاره دیگری نبود مگر اینکه اجازه پیروزی به رئیسی را ندهیم تا مجددا مجموعه اعضای دولت احمدی نژاد دوباره زمام امور کشور را به دست بگیرند.

                بنابراین، اصلاح‌طلبان برای اینکه کشور دچار مسائل ناشی از هشت سال حاکمیت اصولگرایان نشود با همه وجود در پشت روحانی قرار گرفتند و نه برای اینکه چند وزیر در دولت و استاندار در استان‌ها داشته باشند. اما در کنار پیشرفت کشور صد البته این جریان انتظار داشت که در کابینه روحانی زنان و اقوام هم حضور داشته باشند اما متاسفانه این اتفاق نیفتد. با این همه همچنان اصلاح‌طلبان به حمایت خود از روحانی ادامه دادند اما در مقابل روحانی خود را از اصلاح‌طلبان و بدنه اجتماعی 24 میلیون
                رای اش جدا کرد و در مقابل به سرعت به اصولگرایان نزدیک شد. رئیس جمهور در مقاطعی حتی هوای اعضای جبهه پایداری را هم داشت که مبادا سخنی بگوید که منجر به کدروت خاطر اصلاح‌طلبان شود. اما به همان موازت که به اصولگرایان نزدیک شد به همان میزان سقوط پایگاه اجتماعی او هم آغاز شد. امروز نظرسنجی‌ها درباره حسن روحانی نتیجه عکس دارد . زیرا تعداد قابل توجهی از همان 24میلیون امروز که از رای خود به روحانی پشیمان هستند.

                اما اصلاح‌طلبان با توجه به فاصله گرفتن روحانی از مردم، ضعف دولت در عملکرد و ریزش آرا باید تصمیم سرنوشت شان را درباره روحانی می‌گرفتند یا باید درعین انتقاد از روحانی همچنان با او می‌ماندند و در عین حال پایگاه اجتماعی شان را حفظ نگاه دارند یا برعکس اصلاح‌طلبان می‌گفتند که تغییر مسیر روحانی و عدم تحقق وعده‌های دولت به این جریان ربطی ندارد زیرا دولت در دست اصلاحات نیست. برخی از اصلاح‌طلبان گزینه دوم را انتخاب کرده و عملا دست خود را از روحانی شستند. اما برعکس عده‌ای هم همچنان می‌گفتند که ما به مردم متعهد هستیم و این ما بودیم که از مردم برای حضور در انتخابات دعوت کردیم. به همین دلیل نمی‌توان به مردم پشت کرد و گفت که به ما مربوط نیست.

                روحانی علیرغم حمایت اصلاح‌طلبان از خود همچنان به دنبال همان روند قبل بود تا اینکه سرانجام رئیس جمهور مجبور به تشکیل جلسه با اصلاح‌طلبان شد. دیداری که نشان می‌دهد روحانی امروز متوجه وخامت اوضاع و سقوط وحشتناک پایگاه مردمی خود و اصلاح‌طلبان شده است. بنابراین هر کشوری برای برون رفت از موقعیت‌های سخت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی چاره ای جز جلب حمایت مردم از خود ندارد این قاعده کلی شامل حال دولت روحانی هم می‌شود. به عبارتی ایران باید برای عبور از مشکلات و ایستادگی در برابر فشار ترامپ مردم را همراه خود داشته باشد.

                امید می‌رود که روحانی و تمام تصمیم‌گیران متوجه شده باشند بدون حمایت مردمی نمی‌توان در برابر فشارهای آمریکا ایستادگی کرد. فارغ از هر چیز، روحانی امروز دریافت اگرچه محبوبیت اصلاحات به دلیل حمایت از روحانی تا اندازه‌ای دچار کاهش شده است، اما به هر حال در شرایط کنونی بازهم اصلاح‌طلبان تنها جریانی هستند نسبت به سایر جریان‌ها همچنان از درجه بالایی از اعتبار مردمی برخوردارند. به‌همین دلیل روحانی سعی می‌کند از این باقیمانده اعتبار مردمی اصلاحات استفاده کند و به نحوی درصدد انتقال این پیام به اصلاحات است که من همان روحانی اردیبهشت ماه 96 هستم و همچنان قرار است با یکدیگر همکاری کنیم. در نهایت اصلاح‌طلبان باید این فرصت را مغتنم دانسته و از روحانی بخواهند که مطالبات فراموش شده و به بایگانی رفته مردمی را به جریان بیندازند.

                • حسن روحاني
                • رئيس جمهور
                • اصلاح طلبان
                • دولت
                • صادق زيباكلام
                  ]]>
                  hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Sat, 06 Oct 2018 10:33:42 +0330
                  در مصائب دولت و اين سكوت روحاني http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18043-در-مصائب-دولت-و-اين-سكوت-روحاني.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18043-در-مصائب-دولت-و-اين-سكوت-روحاني.html در مصائب دولت و اين سكوت روحاني

                  عبدالكريم حسين‌زاده: همگي حسن روحاني را پيش و پس از ورود به كاخ رياست‌جمهوري، سياستمداري سخنور و سخنراني متبحر مي‌شناسيم. با اين حال، يكي از اشكالات كار دولت روحاني، چه در روزهاي خوب دولت يازدهم و چه اين روزها كه دولت دوازدهم با مشكلاتي روبه‌روست، ضعف تيم رسانه‌اي دولت بوده و هست و اين‌بار سنگين از آنجا كه دستي توانمند براي برداشتنش در كار نبوده، همواره منجر به سنگيني بيشتر دولت بوده است.

                  زماني حسن روحاني در چهارساله دولت يازدهم، شخصا اين‌بار را بر دوش مي‌كشيد و حالا اما به نظر مي‌رسد انبوه مشكلات و چالش‌ها ديگر نه تواني براي دستان روحاني باقي گذاشته كه يك‌تنه بار سنگين ديپلماسي عمومي و سياستِ رسانه‌اي دولت را نيز به دوش بكشد و نه مهلت و زماني كه به اين مهم اختصاص دهد. از طرفي به نظر مي‌رسد با خروج ترامپ از توافق هسته‌اي كه به تعبيري، منجر به اختلال در كار برجام و به بن‌بست رسيدن آن شد، عملا دولت را دچار نوعي ضعف در اعتماد به نفس ساخته و آنچنان كه به نظر مي‌رسد، دولت در عرصه سياست خارجي تا حدود بسياري دچار سرخوردگي شده است.

                  چرا كه به هر حال دولت روحاني تا پيش از روي كار آمدن ترامپ، برجام را به عنوان برگ برنده خود روي ميز داشت و درمقابل هجمه‌هاي انتقادي مخالفان دست پر بود اما هنگامي كه ترامپ وارد عرصه شد و امريكا را از عرصه برجام خارج كرد، پس از آن شب كذايي كه ترامپ از خروج ايالات متحده امريكا از توافق هسته‌اي خبر داد و متعاقبا روحاني نيز با حضور در يك برنامه تلويزيوني با گاردي بسته و كلامي تند سخن گفت، عملا دولت وارد اين فاز جديد شد كه ديگر همچون گذشته، به هر بهانه، آماده گفت‌وگو نبود و شبيه به سال‌هاي قبل همه‌جا از مذاكره و تعامل سخن نمي‌گفت.

                  اگر به عقب بازگشته و برجام را از دوره اول رياست‌جمهوري روحاني بررسي كنيم، به اين نتيجه مي‌رسيم كه دولت با يك ابرپروژه به نام برجام قصد داشت از يك برنامه سياسي به توسعه اقتصادي برسد. حضور كشورهاي اروپايي در يك‌سو و همچنين عزم امريكا براي مذاكره با ايران، انرژي مضاعفي در رييس‌جمهور ايجاد كرد تا با مشكلات و مخالفان داخلي روبه‌رو شده و حرف براي گفتن داشته باشد. از طرفي چون حسن روحاني دولت را به تازگي تحويل گرفته بود، همواره اين بستر وجود داشت كه برخي از مشكلات موجود را با اتصال آن مشكلات به دولت قبل تبيين كند.

                  يكي از مهم‌ترين موضوعاتي كه روحاني بر آن تاكيد داشت، ميزان درآمد نفتي ايران در دولت‌هاي نهم و دهم بود؛ زيرا درآمدهاي نفتي دولت گذشته ارزشي به ميزان 50 درصد از كل درآمدهاي نفتي كشور داشت. به همين دليل باتوجه به ميانگين كارهايي كه بايد با اين درآمد صورت مي‌گرفت و انجام نشده بود، دولت توانست در نقش منتقد ظهور كند. اما پس از آنكه دولت با مصايب و رنج‌هاي فراوان داخلي و بين‌المللي، برجام را به نتيجه رساند، انتظار داشت كه مشكلات با برجام حل شود.

                  بر اين اساس دولت با پشتوانه برجام پا به كارزار انتخابات دوازدهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري گذاشت. نگاهي گذرا به وعده‌هاي انتخاباتي رييس‌جمهور نشان مي‌دهد اين احساس در دولت وجود داشت كه پس از به ثمر رسيدن برجام، دولت قدرتمندتر مي‌شود. به همين دليل آن وعده‌هاي انتخاباتي مطرح شد. اما پس از پيروزي ترامپ در انتخابات امريكا و خروج يك‌جانبه امريكا از برجام، حسن روحاني خود را در جايگاهي يافت كه امكان تحقق وعده‌هاي انتخاباتي ميسر نيست.

                  اين تنها مشكل حسن روحاني در دولت دوازدهم نبود؛ بلكه مشكلات صندوق‌هاي رفاهي و بازنشستگي، مشكلات بين‌المللي، قلدري‌هاي ترامپ و دولت امريكا، ورشكستگي موسسات مالي و اعتباري، اعتراضات سياسي و جناحي در داخل كشور به‌ويژه در دي‌ماه، ايجاد اخلال در مديريت‌هاي سياسي و تمامي مشكلات اجتماعي كه دولت با آنها دست و پنجه نرم مي‌كرد، دولت را با موضوعات ناشناخته يا شناخته‌شده‌اي كه توانايي مقابله با آنهارا نداشت، روبه‌رو كرد.

                  هرچند نبايد فراموش كرد كه دولت، گاه خود نيز براي خود مشكل‌آفريني كرده است كه عدم هماهنگي ميان برخي نيروهاي دولت، تنها بخشي از مشكلات داخلي دولت است. مجموعه اين مشكلات فضاي سكوتي كه امروز شاهد هستيم را به دولت تحميل كرد. صداي دولت در شرايط امروز بايد صدايي رسا، اميدبخش و راهگشا باشد. دولت اكنون در سكوت است تا كشور به ثبات برسد. اتفاقي كه اگر رخ دهد، قطعا دولت پيرامون تمامي آنچه تاكنون رخ داد و كشور را به اين روزهاي ناخوش رساند، صحبت خواهد كرد.

                  البته نبايد اين موضوع را ناديده گرفت كه بخشي از سكوت دولت در راستاي وفاق ملي و برهم نخوردن همبستگي ملي است. پيشنهاد من براي دولت آن است كه رييس‌جمهور بايد هرچه سريع‌تر سخنگوي دولت را انتخاب كند. دولت بايد دركنار كابينه، كميته‌هاي متعدد درخصوص تمام مواردي كه به آن اشاره شد، تشكيل دهد تا هركميته به صورت تخصصي موضوعات را مورد بررسي قرار دهد. در اين شرايط ساير قوا و مسوولان نيز به وظيفه خود براي كمك به دولت براي برون‌رفت از وضعيت فعلي كمك مي‌كنند.

                  در نهايت، به نظر مي‌رسد كه البته عوامل متعدد داخلي و خارجي در اتخاذ اين رويكرد جديد ازجانب رييس‌جمهوري و دولت و روي آوردن به نوعي سكوت خودخواسته موثر بوده اما فارغ از اين علل و عوامل، نتيجه اين مشي جديد ناآشنا، چيزي نيست، مگر، سكوت و سردي و انفعال بيشتر در دولتي كه آمده بود به مدد «تدبير»، «اميد» بيافريند.

                  • مصائب
                  • دولت
                  • سكوت
                  • حسن روحاني
                  • رئيس جمهور
                  • عبدالكريم حسين زاده
                    ]]>
                    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Wed, 03 Oct 2018 13:23:37 +0330
                    سكوت دولت و ميدان‌ داري غيردولتي‌ ها http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18014-سكوت-دولت-و-ميدان‌-داري-غيردولتي‌-ها.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/18014-سكوت-دولت-و-ميدان‌-داري-غيردولتي‌-ها.html سكوت دولت و ميدان‌ داري غيردولتي‌ ها

                    سيدمحمدعلي ابطحي: واقعيت درون كارتابل‌ها همواره با آنچه در ذهن جامعه وجود دارد، متفاوت است. مسوولان دستگاه‌هاي دولتي معمولا پشت ميزها نشسته‌اند و آمار و ارقام را در كارتابل‌هاي‌شان مي‌بينند يا اگر پيشرفته شده‌ باشند كه نشدند اين آمار و ارقام را در مانيتورهاي پيش چشم‌شان مشاهده مي‌كنند.

                    در صورتي كه هم برداشت جامعه از اين اطلاعات متفاوت است و هم واقعيت‌ها با اين اطلاعات كارتابلي. به اين معنا كه بخش زيادي از آنچه در كارتابل‌ها اتفاق مي‌افتد در جامعه رخ نمي‌دهد. بنابراين ذهنيت جامعه و تفكر آن هميشه تحت تاثير اطلاعاتي است كه در اختيارش قرار مي‌گيرد نه آنچه در كارتابل‌ها وجود دارد.

                    همين رابطه اطلاعات كارتابلي مسوولان با واقعيات جامعه بود كه باعث شد در دوران سيدمحمد خاتمي بحث سخنگويي دولت به صورت جدي مطرح شود.

                    اولين سخنگو هم وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي يعني دكتر مهاجراني بود. البته به صورت طبيعي هم وزارت ارشاد اين رسالت را برعهده دارد كه متاسفانه در دولت حسن روحاني دقيقا همين وزارتخانه يكي از ساكت‌ترين و كم‌حرف‌ترين وزارتخانه‌ها بود در حالي اين وزارتخانه به صورت ذاتي رسالت سخنگويي و تبيين و توضيح فرهنگي و مطبوعاتي را برعهده دارد. در واقع اين ضعف بيش از حد وزارت ارشاد، در لال بودن دولت هم تاثيرگذار بوده است.

                    در دوره دوم رياست‌جمهوري آقاي خاتمي هم دبير هيات دولت يعني عبدالله رمضان‌زاده، سخنگوي دولت شد. اين انتخاب با اين استدلال بود كه در داخل كميسيون‌ها و در صحن رسمي هيات دولت بحث‌ها زيادي مطرح مي‌شد و اتفاقات مختلفي رخ مي‌داد كه بايد به گوش جامعه مي‌رسيد و اگر به گوش جامعه مي‌رسيد، مي‌توانست حلال مشكلات باشد. به همين دليل دبير هيات دولت انتخاب شد تا جزييات اتفاقات درون دولت را بازگو كند.

                    در واقع تعيين منصبي به عنوان سخنگوي دولت براي توجه و اهميت دادن به افكار عمومي بود. اهميت دادن به «سخنگويي» در هر سيستمي و در هر بخشي از حكومت نشانه موفقيت آن بخش در جلب اعتماد عمومي است كه متاسفانه شايد يكي از بدترين نمرات سخنگويي يا جلب اعتماد عمومي را دولت روحاني داشته است كه مي‌توان اين‌گونه تعبير و تحليل كرد كه اين بي‌خيالي نسبت به افكار عمومي به معناي بي‌توجهي به مردم و قبول نداشتن پشتوانه مردمي است.

                    دولتي كه با پشتوانه مردم تلاش كند حتما بايد به «حرف زدن» و «سخن گفتن» و «افكار عمومي» توجه بيشتري داشته باشد. حسن روحاني هم چند بار تلويحا دولت خود را لال اعلام كرد كه البته تعبير درستي است. در طول زمان كمترين صحبت را دولت با مردم داشته است. اين سخن گفتن فقط به معناي داشتن سخنگو نيست بلكه تك تك اعضا و وزرا بايد اين رسالت جمعي دفاع از دولت را برعهده داشته ‌باشند و نبايد اين موضوع را رسالت فردي و بخشي پنداشت.

                    در زمان سيدمحمد خاتمي به دلايلي كه شرح داده‌شد، تصميم گرفت سخنگويي براي دولت تعيين كند اما بايد بدانيم كه شرايط فعلي كاملا با دوران خاتمي متفاوت است؛ در اين شرايط همه رسانه‌ در اختيار دارند، همه اعضاي جامعه رسانه‌ها را مي‌خوانند و دسترسي‌ها زياد شده است. طبيعي است هر چه دولت سكوت بيشتري داشته ‌باشد و كمتر صحبت كند فضا را براي دستگاه‌هاي ديگر باز مي‌گذارد و دستگاه‌هاي ديگر حاكميتي هم از اين فرصت استفاده مي‌كنند كه البته قابل تقدير است. در اين ميان اما اين روند ظلم در حق مردمي است كه نگاه متفاوتي دارند.

                    از اين جهت بايد «سخن نگفتن» دولت با مردم را ظلم در حق آنها دانست كه در حال حاضر جريان‌هاي افراطي كه پشتوانه اندكي در جامعه دارند صداي بلندتري هم دارند كه باعث مي‌شوند صداي اكثريت مردم ناديده گرفته شود.

                    همچنين اتفاقات روزمره اقتصادي كه در جامعه وجود دارد با اينكه با مسووليت مستقيم دولت نيست يا دست كم همه مسووليت آن به عده دولت نيست اما رقبا همه اين مسووليت را در غياب «سخن گفتن» به گردن دولت مي‌اندازند.

                    دولت نه سخنگو دارد نه وزرا حاضرند صحبت بكنند و نه اگر صحبت مي‌كنند، حرمت كافي براي مردم قائلند و در بعضي از موارد سخن گفتن‌شان هم مورد پذيرش مردم نيست. در مجموع بايد گفت كمترين نمره ارتباطي را دستگاه دولتي موجود مي‌گيرد و اين فضا را براي دستگاه‌هاي غيردولتي باز مي‌كند.

                    • سيدمحمدعلي ابطحي
                    • سكوت
                    • دولت
                    • ميدان داري
                    • غيردولتي
                    • سخنگو
                      ]]>
                      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Mon, 01 Oct 2018 11:25:35 +0330
                      اصلاح مستمر امور؛ لازمه پیشرفت امروز و فردا http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17979-اصلاح-مستمر-امور؛-لازمه-پیشرفت-امروز-و-فردا.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17979-اصلاح-مستمر-امور؛-لازمه-پیشرفت-امروز-و-فردا.html اصلاح مستمر امور؛ لازمه پیشرفت امروز و فردا

                      غلامرضا انصاری: امروز شرایط داخلی، بین‌المللی و تاریخی جهان به هیچ عنوان اجازه بهم ریختگی اجتماعی نمی‌دهد و از سویی شورش یا انقلاب را تجویز نمی‌کند. دوران کنونی رادیکالیسم را نمی‌پسندد و در نزد افکار عمومی قابل پذیرش نیست.

                      بنابراین با توجه به حداقل امکانات زیستی در جهان که حتی اگر نیم درجه دیگر حرارت کره زمین بالا برود، امکان زیست را حداقل در بخشی از کره زمین با خطر روبه‌رو خواهد کرد، استفاده حداکثری از حداقل امکانات و بهره‌وری بالا و توجه به حقوق اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مورد توجه جدی جامعه جهانی است.

                      در چنین شرایطی که جهان و البته ایران دچار آن است، وجود مستمر اصلاحات لازم و ضروری می‌نماید. هویت اصلاح‌طلبی و پدیده اصلاح‌طلبی به‌عنوان یک جنبش اجتماعی در 100 سال گذشته، عنایت جدی به اصلاح ساختار داشته است و در عرصه یا پروسه‌ای که اصلاح‌طلبی دچار چالش شده و با شخصیت‌های اصلاح‌طلب منزوی شده‌اند، جامعه‌ ایران دچار بزرگترین مشکلات شده است.

                      چه در دوره مشروطه اول و دوم و یا پس از حوادث 28 مرداد سال 32، اتفاقات زیادی رخ داده است که به نفع جامعه ایرانی تمام نشده است. بنابراین آن روز کسانی که مصلحت جامعه و سرافرازی مردم را در اولویت برنامه‌های خود قرار می‌دهند، باید ملتزم به اصلاحات و اصلاح‌طلبی مستمر در بستر چارچوب‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی باشند.

                      در چنین فضایی نگاهی که رهبر جریان اصلاحات و مجموعه نیروهای اصلاح‌طلب، حرکت مستمر در این راه است. هدف هم اصلاحات در جامعه و رو به جلو رفتن کشور و همچنین درجا نزدن کلیت اصلاحات است. اگر زمانی به روزمرگی مبتلا شده و به توجیه ناملایمات جامعه دست زده شود، قطعا چنین اندیشه‌ای در ذات خود یک اندیشه و نگرش اصلاح‌طلبی نخواهد داشت.

                      واضح است که بخشی از انتقادات مردم، جوانان و اندیشمندان کشور از وضع موجود و یا جریان اصلاحات، کاملا بجا، صحیح و منطقی است. از سویی به طور قطعا در شرایط کنونی، انبساطی که در حوزه‌های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی ایجاد شده، مداخلات آشکار و پنهان دولت موازی یا پنهان روی می‌دهد، یکی از نکاتی است که حرکت اصلاح‌طلبی و دیدگاه‌های اصلاح‌طلبانه را قطعا با چالش روبه‌رو می‌کند.

                      پرداختن به دغدغه‌های خردمندان و اندیشمندان و نخبگان جامعه، منتج به باز شدن فضای سیاسی و ایجاد همبستگی و انسجام ملی خواهد شد. توجه به سرمایه‌های اجتماعی و منابع قابل اتکای داخلی در تمام حوزه‌ها، می‌تواند در رفع چالش‌ها و حرکت رو به جلو جامعه و امید به آینده، فصل را به سمت توسعه و پیشرفت هدایت کند.

                      اتفاقاتی که در حوزه اقتصادی و معیشتی رخ داده و شرایطی که در جامعه و مردم وجود دارد، بحث اعتماد عمومی جامعه را مخدوش کرده است. بنابراین دولت، مسئولان، اندیشمندان و تصمیم‌گیران باید به شرایط موجود توجه بیشتری کنند و به اصلاحات در جامعه تن دهند.

                      اگر بحران در جامعه رو به عدم کنترل شدن برود و مشکلات وجه دیگری به خود بگیرد، امید به اصلاح امور از بین خواهد رفت و شرایطی به‌وجود خواهد آورد که برای کشور و مردم این شرایط نامطمئن خواهد بود. بنابراین شرایط اصلاحی در جامعه‌ باید مستمرا پیگیری شود و اصلاح صورت پذیرد تا آیندگان و فرزندان فردای ایران هزینه اشتباهات امروز مسئولان و تصمیم‌سازان را نپردازند.

                      • غلامرضا انصاري
                      • اصلاح
                      • مستمر
                      • امور
                      • لازمه
                      • پيشرفت
                        ]]>
                        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Sun, 30 Sep 2018 10:06:51 +0330
                        اقوام، ذخایر انقلاب اسلامی http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17972-اقوام،-ذخایر-انقلاب-اسلامی.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17972-اقوام،-ذخایر-انقلاب-اسلامی.html اقوام، ذخایر انقلاب اسلامی

                        علی یونسی: در اول دفترلازم می‌دانم ضمن درود به روح شهدای مظلوم حمله تروریستی اخیر در اهواز و تسلیت به خانواده‌های آنان و تمامی ملت ایران و اقوام و مذاهب گوناگون کشور، آرزو نمایم که ایران عزیز و ملت بزرگ‌مان دیگر شاهد وقوع چنین اتفاقاتی نباشد.

                        1- عملیات تروریستی و حمله به مراسم سمبلیک و مناسبتی نظیر آنچه در اهواز رخ داد، قطعاً فاقد هر نوع ارزش نظامی و سیاسی است و عاملان آن هدفی جزایجاد ناامنی و از میان بردن احساس امنیت، در جامعه نداشته‌اند. این گونه عملیات‌های کور البته همواره دو نتیجه اصلی را با خود به همراه داشته و آن را تقویت کرده است. نخست اینکه هوشیاری ویژه در میان سازمان‌ها و نهادهای امنیتی و نظامی و غیره را تقویت و آنها را آماده‌تر کرده و دوم اینکه مردم نیز بشدت و با انگیزه حفظ امنیت ملی و تقویت ثبات، به سمت همکاری نزدیک‌تر با دولت و حکومت و نهادهای مسئول گام برداشته و با وحدت و انسجام ملی، هرگونه توطئه را ناکام گذاشته‌اند. چنانکه روز دوشنبه شاهد این انسجام در مراسم تشییع پیکر شهدا و جانباختگان حادثه اهواز بودیم.

                        2- این نخستین باری نیست که شهروندان ایرانی آماج خشن‌ترین نوع حملات تروریستی قرار می‌گیرند. از ابتدای پیروزی انقلاب، در برهه‌های گوناگون، شاهد وقوع چنین حوادثی بوده ایم؛ حوادثی که هم عالی رتبه‌ترین مقام‌های کشور و هم مردم عادی را هدف قرار داده است. اما همانند حادثه تروریستی اهواز، هیچ کدام از این اقدام‌های تروریستی و فشارهای ضدحقوق بشری کشورهای مدعی حقوق بشر، در عزم نظام و اراده ملت ایران، کوچک‌ترین خللی وارد نکرده است. به نظر می‌رسد، این قبیل تحرکات، بخشی از پازل توطئه بزرگ از قبل طراحی شده است و منشأ آن، آشوب‌های دی ماه و سپس تحریم‌های گسترده خارجی، جنگ روانی در شبکه‌های خبری و مجازی رقبای ایران و همچنین، عملیات‌های تروریستی در کردستان بوده و احتمال می‌رود که در مناطقی دیگر از کشور نیز برای تکمیل این پازل، به وقوع بپیوندد. لذا بیداری حکومت و مردم و تقویت همکاری بیشتر را می‌طلبد.

                        3- آنچه تروریسم را در سال‌های اخیر با گذشته متفاوت می‌کند، هدایت، راهبری و مدیریت کلان این گروه‌ها و این قبیل اقدام‌های ضدبشری و ماجراجویانه از سوی برخی کشورهای منطقه و قدرت‌های حامی آنان است. امروز شاهد هستیم که مثلث عربی-عبری و غربی آشکار و پنهان علیه جمهوری اسلامی و شهروندان آن فعال شده و ابایی هم از بیان عمومی آن ندارند و لذا از آنجا که آنان خود را فاقد توانایی رویارویی سیاسی مستقیم با اراده یک ملت می‌بینند، از سر استیصال سیاست تقابل غیرمستقیم را انتخاب کرده‌اند؛ تقابلی که گروهک‌های تروریستی تجزیه طلب و ضدملی و به تعبیری مزدور، به نیابت از این مثلث، ایفای نقش می‌کنند و جالب اینکه دولت کنونی ایالات متحده و برخی مقام‌های آن و برخی کشورهای عربی پشتیبان این اعمال غیرانسانی، حتی در لفظ و ظاهر هم حاضر به محکوم کردن چنین اعمالی نیستند و برخی رسانه‌های آنان نیز، این سکوت در برابر تروریسم را پشتیبانی تبلیغاتی و خبری می‌کنند.

                        4- وقایع تلخی مانند شنبه خونین اهواز نشان می‌دهد که هم کشورهای تشکیل دهنده آن مثلث و هم گروهک‌های عامل و مباشر، ایران قدرتمند را تکه‌پاره و تجزیه شده و مردم ایران را محروم از ثبات و امنیت می‌خواهند. آنان تا آنجا پیش رفته‌اند که اگر تا دیروز نیات خود را پنهان می‌کرده‌اند، امروز آشکارا عنوان می‌کنند که هدف غایی سیاست‌های قلدرمآبانه شان، تهدید و تحدید تمامیت ملی و ارضی ایران است. هرچند این اظهارات و تحرکات، ناشی از شتابزدگی و توهم مقام‌های این کشورها است که آنان را ناشیانه متقاعد به زیر پا گذاردن اصول روابط بین‌الملل می‌کند.

                        5- قدر مسلم جمهوری اسلامی ایران به خوبی توانسته بر این روند و جریان‌ها مسلط شود و زین پس نیز تروریست‌ها و کشورهای حامی آنان از چنین اقدام‌های کوری طرفی نخواهند بست. اما نکته اینجا است که تنبیه و برخورد قاطع و پشیمان‌کننده با تروریست‌ها و حامیان آنان، قطعاً حق طبیعی ملت ایران است و آنان را باید از این رفتار خشن و کور پشیمان کرد. در عین حال، دیپلماسی ضد تروریسم و دیپلماسی عمومی و شفاف کردن پشت پرده اینگونه اقدام‌های ضد امنیت کشورها و امنیت منطقه و جهان، نیز در این مرحله اهمیت بسزایی پیدا می‌کند و لذا مسئولیت و مأموریت تصمیم گیران و دستگاه‌های ذیربط در این حوزه را سنگین‌تر می‌کند.

                        6 - در این میان انتظار می‌رود حاکمیت، اعم از دولت و سازمان‌های اجرایی در جهت محرومیت زدایی از مردم خوزستان و توجه بیشتر به مطالبات مردم عزیز این منطقه و سایر مناطق مشابه و بویژه هموطنان عزیز عرب زبان، اقدام‌های عاجل تری به عمل آورند و نیازهای طبیعی و قانونی آنها را درباره اشتغال و انتصابات و رفع محرومیت و تبعیض، عملاً مورد توجه قرار داده و در تحقق آن، تسریع کنند. دولت همچنین باید با اطلاع‌رسانی منسجم، اقدام‌های اجرایی و توسعه‌ای اساسی را که در خوزستان و بسیاری مناطق مرزی کشور آغاز کرده معرفی کند و مردم را در جریان قرار دهد.

                        7- اصلی‌ترین نکته که باید به‌طور جدی مورد توجه مسئولان کشور و حتی همه کشورهای پیشقدم منطقه برای مبارزه با تروریسم باشد، توجه به نقش ویژه اسرائیل در این ناامنی‌ها و توسعه و تقویت تروریسم در منطقه و در میان کشورهای اسلامی است. از نظر ما آنچه که در ایران، اتفاق افتاد، این نوع ناامنی و موارد مشابه که در کشورهای همسایه نیز وجود دارد، ریشه‌اش در اسرائیل و دولت افراطی آن است و متأسفانه برخی از کشورهای عرب منطقه نیز با آنان همکاری می‌کنند. یکی ازاهدافی که اسرائیل دنبال می‌کند ایجاد جنگ قومی و مذهبی در همه کشورهای منطقه و بخصوص ایران است. لذا مسئولان در جمهوری اسلامی ضمن آگاهی بخشی به افکار عمومی، باید با درایت لازم، هرگونه بهانه را از دست دشمنان بگیرند و آنان را خلع سلاح تبلیغاتی کنند.

                        8- تجربه‌ام در این سال‌های طولانی در ارتباط با بخش‌های مختلف کشور، بخصوص مناطق قومی نشین؛ مرا به این نتیجه مشخص رسانده که توجه ویژه و عملی به این نقاط، تا حدود زیادی مانع از تسلط و رسوخ پدیده احساس تبعیض و احساس ناامنی، به میان مردم این مناطق است. لذا باید هم مشارکت همه نخبگانشان را در مدیریت سطوح بالا ومیانی کشور جدی گرفت و هم تلاش‌های بیشتری در محرومیت زدایی در این استان‌ها معمول داشت.

                        9- امام راحل بارها فرمودند که اقوام ایرانی به تعبیری ذخایر انقلاب هستند و از سویی سرمایه اصلی ما، انسجام و وحدت ملی است. برای تقویت و استمرار این انسجام و وحدت، باید تلاش‌های صورت گرفته را افزایش داده و کشور را در مقابل هرگونه تعرض و توطئه بیمه کنیم.

                        • علي يونسي
                        • اقوام
                        • ذخاير
                        • انقلاب اسلامي
                        • ايران
                        • حقوق شهروندي
                          ]]>
                          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Sat, 29 Sep 2018 13:19:59 +0330
                          رقص دسته‌ جمعي ...! http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17944-رقص-دسته‌-جمعي.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17944-رقص-دسته‌-جمعي.html رقص دسته‌ جمعي ...!

                          هارون يشايائي: فاجعه تروريستي شنبه خونين اهواز نه فقط به اين جهت كه موجب شهادت عزيزترين فرزندان ملت ايران شده و همه مردم ايران را سخت آزرده‌خاطر و داغدار كرده است، اهميت فراوان دارد و ملت ايران هرگز اين روز را از ياد نخواهند برد.

                          بلكه از جهت ديگر پيدا است كه هدف اين‌گونه اقدامات ناجوانمردانه و تاسف‌بار پاشيدن تخم نفاق بين ايرانيان و ازهم‌گسستگي پيوند تاريخي و پايدار بين ايرانيان از هر قوم و قبيله و مذهب است و كاملا معلوم است كه آنها هجوم و پرتاب نيزه به وحدت ملي ما را نشانه گرفته‌اند، البته با اينكه ناكامي اين گروه‌هاي اندك با همه حمايتي كه از طرف دشمنان ملت ايران مي‌شوند حتمي و انكارناپذير است، نمي‌توان آن را نديده گرفت و از هجوم سازمان‌يافته آنها غافل بود كه تروريست‌ها‌ اين‌ بار هدف خود را صراحتا جدايي خوزستان از سرزمين ايران عنوان كرده‌اند و به بهانه بعضي مشكلات جاري و توجه به رفع آنها حرف از عرب و عجم را مطرح كرده‌اند و زمين و سرزمين به ياد آنها آمده است.

                          گفتني است ديرزماني است كه شيوخ عرب حاشيه جنوب خليج فارس، طمع به خاك ايران و يا قسمتي از آن بسته‌اند و هر وقت فرصتي پيدا كرده‌اند در محافل منطقه‌اي و جهاني صحبت از تملك جزيره و خاك ايران كرده‌اند و عليه ملت ايران و تصرف بخش‌‌هايي از خاك آن قطعنامه نوشته و مصوبه صادر كرده‌اند.

                          اينك فرصت‌طلبان سياسي در راس آنها شاهزادگان سعودي، دست در دست امريكاي ترامپ و اسرائيل نتانياهو رقص دسته‌جمعي راه انداخته‌اند و هنگامي كه ترامپ در جلسه مجمع عمومي سازمان ملل به شيوه نازي‌هاي هيتلري رجزخواني مي‌كند و شركت‌كنندگان در جلسه در واقع به ريش نداشته او مي‌خندند، شاهزاده‌هاي سعودي سراپا گوش هستند و با رضايت، سخت گفته‌هاي او را تحسين مي‌كنند و سر تكان مي‌دهند...! و به خيال خود موفق خواهند شد تفاوت‌هاي قومي و نژادي بين مزدوران خود ديكته كنند و به آنها اسلحه بدهند تا سربازان بدون سلاح ما را در هنگام رژه به گلوله ببندند.

                          واقعا چگونه است كه اين حضرات از مرگ خفت‌بار صدام حسين درس لازم را نگرفته‌اند. مگر او نبود كه خيال مي‌كرد با تجاوز به استان‌هاي عرب‌نشين مردم منطقه و ايرانيان عرب به استقبال سربازان او خواهند آمد و در واقع معلوم شد و خود صدام زودتر از ديگران فهميد كه ايرانيان عرب در صف اول مقابله با متجاوزين به خاك ايران هستند و مگر او نبود كه نااميدانه از راديو بغداد به عرب‌هاي خوزستان كه با او همكاري نكردند ناسزا مي‌گفت...!

                          ايرانيان از هر قوم و قبيله و دين و مذهب و اعتقادات سياسي و اجتماعي همواره پاسدار يگانگي و همياري يكديگر بوده‌اند. بماند كه اين روزها آنقدر كه طراحان ايجاد نفاق بين ايرانيان خوشحال هستند، شرايط مساعد براي آنها نيست و ملت ايران چون يك تن واحد براي استمرار ارزش‌هاي اخلاقي، اجتماعي و دين خود و دفاع از ميهن خود كوشيده و مي‌كوشند.

                          • رقص
                          • دسته جمعي
                          • آمريكا
                          • عربستان
                          • اسرائيل
                          • اقوام
                          • ايران
                            ]]>
                            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Thu, 27 Sep 2018 12:46:32 +0330
                            اصلاحات در دولت اعتدال http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17925-اصلاحات-در-دولت-اعتدال.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17925-اصلاحات-در-دولت-اعتدال.html اصلاحات در دولت اعتدال

                            عبدالله كريمي: وقتی شعار اعتدال در خرداد 92 بروز کرد جستجو در افکار سیاسیون حول تئوری موجود آغاز شد. عده‌ای به میانه‌روی به جای سبقت‌جویی تاکید داشتند. گفتمان اعتدال معیاری برای تمیز کردن اعتدال از افراط و تفریط قلمداد می‌شود.

                            دیگران افراطی هستند چرا که با افکار و رفتار من مخالفند اما مشکل آن است که نظریه اعتدال هیچ معیار عینی برای تشخیص این امور در اختیار قرار نمی‌دهد و لذا اثبات تندروی و کندروی و با چپ روی یا راست روی یا معتدل بودن، بر مبنای این تئوری غیرممکن است. آیا زمانی که حسن روحانی کابینه خود را فراجناحی معرفی کرد و خود را به اندازه کافی سیاسی خواند از اعتدال خبر می داد یا اعتدال را بنا می نهاد؟

                            اصلاحات در افکار سیاستمداران شکل می‌گیرد. در چنین شرایط حاکمی، مردم این سوال را از خود دارند که چرا مشکلات اقتصادی چون تورم، بیکاری، نقدینگی، شکاف طبقاتی، فساد و رشد پایین اقتصادی وجود دارد؟ و این مشکلات در چه زمانی راه حل درخوری پیدا خواهد کرد؟

                            پاسخ پرسش حاضر از دیدگاه ملت تنها یک چیز است و آن این است که تا زمانی که اقتصاد در چنبره سیاست گرفتار است و سیاستمداران به جای کارشناسان اقتصادی درباره معضلات اقتصادی تصمیم می‌گیرند و تصمیماتشان در جهت منافع سیاسی- ایدئولوژیک جناح های خاص است تحولی در اقتصاد ایجاد نخواهد شد. در کنار آن سیاست صبر و انتظار از سوی دولتمردان راه به جایی نخواهد برد. مخالفان عملا ابتکار بحران را در دستور کار دارند و این بحران به غایت جدی است چرا که از نوع بحران های موسوم به تروریسم اقتصادی است. مبتلا شدن به چنین عارضه‌ای تنها ساختارهای به وجود آمده را سست خواهد کرد که گریبان هر دو طیف حاکم را خواهد گرفت.

                            هر رئیس‌جهوری در هر کشوری در چنین شرایطی نیاز به مشاوران آگاه و هوشمندی دارد تا اصلاحات ساختاری را تبیین کند. بالطبع در چنین شرایطی علاوه بر بحران های اقتصادی با بحران کمبود ایده‌های راهگشا مواجه هستیم. در دهه‌های گذشته دولت از اندیشمندان بالقوه و بالفعل خواسته بود فقط دنباله‌رو سیاست‌های شخص باشند و تبلیغ‌گر او و همین رویکرد به تنبلی اندیشه و تعطیلی تعقل انجامید.

                            دهه گذشته چیزی نبود جز کابوس و شبح هولناکی از تحریم از مجموعه‌ای از فسادهای نهادینه شده، جنگ‌های روانی، پاره کردن گلوی مخالفان و همه اینها به نام ارزش‌های چون عدالت و مساوات صورت گرفت. همه این‌ها قول برپایی بهشت دادند اما چیزی جز فقر کاشته نشد.

                            بانیان و حامیان جنبش اعتدالی نه دولتمردان مصلح، بلکه خود توده مردم ، دانشجویان منتقد و روزنامه نگاران مستقل و اصناف و تشکل‌های سیاسی بودند. روحانی و جناح منسوب به وی خالق این موج سیاسی نبودند؛ بلکه فشارهای اجتماعی و اقتصادی، مقاومت فرهنگی و مطالبات جامعه ایران بود که روحانی و همفکرانش را به وجود آورد.

                            سیل نارضایتی های از دولت اصولگرا ، شعور و آگاهی سیاسی مردم رجال سیاسی را خواسته یا ناخواسته به میدان مبارزه فرستاد تا افراط گرایان را که معتقد به جامعه تک صدایی هستند به چالش بکشد. مردم و یاران اصلاحاتی در تلاش بودند که سیاست، فرهنگ و اقتصاد جامعه را به طریقی خودجوش و خودساز دموکراتیزه کنند.

                            شهروندان مدرن امروز دیگران آن تک‌صدایان دیروز نبودند. با منطق و تعقل در جستجوی تنش زدایی، دیپلماسی و گفتگو و آشتی ملی بودند. در این برهه حساس حسن روحانی وسیله مصحلتی می‌شود برای اصلاحات که ماشین آن به منزلگاه نرسید. در این خانقاه که ماشین اقتصاد تا کمر در گل فرو رفته است عده ای افراد رادیکال کمر به خلق گزینه‌ای موقت جهت برون رفت از مشکلات حاضر کرده اند که بی شک دچار همان سردرگمی های دهه هشتاد خود شده اند.

                            نتایج امیدوارکننده دولت میانه‌رو تاکنون کم نبوده است. امروز مجلس و هیئت وزیران نیز در دست این جناح حاکم است. شوراهای شهر که می‌توانند گره از مشکلات مردم بردارند نیز قابل توصیف است.

                            دولت روحانی در زمینه فرهنگ سیاسی اصلاح‌طلبی و با پشتیبانی فعالان و رهبران سیاسی، سازمان‌ها و ساختارهای سیاسی دوم خرداد پدید آمده است دوام دولت او اما وابسته به به کارگیری از تجربیات آن جبهه است. دستاورد جبهه دوم خرداد گسترش و نفوذ ادبیات اصلاح‌طلبانه‌ای بود که موجبات پیروزی روحانی و پشتیبانی بسیاری را از او فراهم کرد ولی ضمانت دوام دولت او پیگیری اصلاحات با تداوم پشتیبانی مشارکت این گروه از جامعه است.

                            بی‌شک استفاده از نیروهای اصلاحاتی در بدنه اقتصادی با رویکرود نگاه به بیرون شرایط اقتصادی را بهبود خواهد بخشید، هر چند اصلاحات در این اواخر روندی بسیار تدریجی پیدا کرده ولی مهم این است که خصوصیتی پایدار و برگشت ناپذیر به خود گرفته است. کسانی که از بن بست اصلاحات سخن می‌گویند، دید صحیحی نسبت به اصلاحات نداشته‌اند.

                            انتظارات آنان از اصلاح طلبان بیش از حد مقدور بوده است، نمی‌توان از روحانی انتظار داشت که یک شبه رسوبات گذشته را به گونه‌ای بنیادی پاک کند. به علاوه خود او وابسته به سیستم کنونی است و همیشه از اصلاحات درون نظام سخن گفته است. روحانی به هر جهت مسئول همه مشکلات سیاسی اقتصادی کشور نیست.

                            • اصلاحات
                            • دولت
                            • اعتدال
                            • اصلاح طلبي
                            • مردم
                            • جامعه
                              ]]>
                              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Wed, 26 Sep 2018 10:45:11 +0330
                              ضرورت تصويب لايحه منع خشونت عليه زنان http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17898-ضرورت-تصويب-لايحه-منع-خشونت-عليه-زنان.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17898-ضرورت-تصويب-لايحه-منع-خشونت-عليه-زنان.html ضرورت تصويب لايحه منع خشونت عليه زنان

                              فريده اولادقباد: يكي از مهم‌ترين مسائلي كه فراكسيون زنان پيگيري آن را در دستور كار دارد رسيدگي به لايحه منع خشونت عليه زنان است كه اخيرا ديدار با آقاي لاريجاني رييس مجلس نيز همين بحث را دنبال كرديم تا ايشان نيز از قوه قضاييه دلايل معطل ماندن اين لايحه را پيگيري كند.

                              همچنين قبل از اجلاسيه سوم تعدادي از اعضاي فراكسيون زنان ديداري با آقاي اژه‌اي داشتند. عمده مطالبات در جلسه با آقاي اژه‌اي نيز همين سرعت بخشيدن به لايحه منع خشونت عليه زنان بود. بحث ما با ايشان نيز بر اين محور تاكيد داشت كه اگر اشكالاتي در آن ديده‌اند، لايحه را سريع‌تر به كميسيون ارجاع دهند. به هرحال ما هم خشونت خانگي داريم و هم خشونت اجتماعي. تصويب لايحه منع خشونت عليه زنان، قطعا در كاهش آمار خشونت‌هاي خانگي در درجه اول و بعد خشونت‌هاي اجتماعي تاثيرگذار خواهد بود.

                              استدلال ما براي اين پيگيري‌ نيز آن بوده كه زنان ما تا زماني كه امنيت نداشته باشند، نمي‌توانند مادران خوبي باشند و فرزندان خوبي را تربيت كنند. مادر اول نياز به آرامش و امنيت دارد. اگر آرامش و امنيت اين مادر در كيان خانواده حفظ نشود و مرتب با خشونت مواجه باشد، نمي‌توان از او توقع داشت كه فرزندان سالمي را تربيت كند.

                              حالا چه اين خشونت، خشونت كلامي باشد و مرتب او را به باد توهين بگيرند و چه خشونت غيركلامي باشد و او را مورد ضرب و جرح قرار دهند. مادر آرامش و امنيتش را از دست مي‌دهد و در مرحله اول براي خود آن زن به‌عنوان يك انسان روزگار سختي به وجود مي‌آيد. زناني كه در خانواده مورد خشونت واقع مي‌شوند، شخصيت‌شان لگدمال مي‌شود.

                              اولين نكته مهم اين است كه آن زن در معرض خشونت آرامش و امنيت نخواهد داشت. حالا اگر اين زن مادر هم باشد و در چنين شرايطي مورد خشونت كلامي يا غيركلامي قرار بگيرد، نمي‌تواند فرزندان را خوب و مطلوب تربيت كند. پس فرزنداني كه آينده‌ساز جامعه هستند با تربيتي غلط رشد مي‌كنند و فردا نمي‌توانند آن‌طور كه بايد براي جامعه‌شان مفيد باشند.

                              مسوولان ما بايد اين را بدانند كه اگر ما خواهان و پيگير هستيم كه لايحه منع خشونت عليه زنان زودتر به مجلس بيايد، هم براي حفظ كرامت زن به عنوان انسان و آرامش و امنيت اوست و هم براي اينكه اين زن به‌عنوان يك مادر بتواند آرامش و امنيت فرزندان‌شان كه قرار است آينده كشور را بسازند، به خوبي و در آرامش و امنيت خاطر تربيت كند.

                              با تصويب اين لايحه‌ها مردها هم مي‌فهمند كه زني كه در خانواده‌شان زندگي مي‌كند داراي حق و حقوق شهروندي است. البته متاسفانه در مورد حقوق شهروندي به افراد به خوبي آموزش داده نشده است. يك زن، يك مادر نمي‌داند كه حق او چيست. نه در مدارس، نه در دانشگاه و نه در رسانه ملي آموزشي در اين باره داده نمي‌شود كه يك زن داراي چه حق و حقوقي است كه خود اين موضوع بستري براي بروز خشونت عليه زنان شده است.

                              • فريده اولاد قباد
                              • ضرورت
                              • تصويب
                              • لايحه
                              • خشونت عليه زنان
                              • مجلس
                                ]]>
                                hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Mon, 24 Sep 2018 11:01:01 +0330
                                عفو عمومي از موضع عزت http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17894-عفو-عمومي-از-موضع-عزت.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17894-عفو-عمومي-از-موضع-عزت.html عفو عمومي از موضع عزت

                                مصطفي كواكبيان: چرايي دنبال كردن بحث عفو عمومي مساله مهمي است كه اگر مخالفان به آن توجه كنند از ميزان مخالفت‌شان كاسته خواهد شد. عفو عمومي در مجلس بحث بر سر چيزي درحدود 2 هزار ميليارد سرمايه ايرانيان مقيم خارج از كشور است و ما بايد براي بازگشت اين سرمايه‌ها تلاش كنيم.

                                اگرچه بحثي درمورد مسائل امنيتي نيست و اگر كسي مرتكب تخلفي شده يا به عنوان مثال اقدامي در راستاي براندازي و خصومت عليه مردم كشور داشته، مورد حمايت اين طرح نيست. ما به‌دنبال عفو عمومي از موضع عزت هستيم، نه از موضع ترس.

                                ما مي‌خواهيم از تاثيرگذاري بهانه‌جويي‌ها در مباحث حقوق بشري ممانعت كنيم. در حال حاضر عدم توجيه برخي نمايندگان مخالف منجر به عدم تصويب فوريت اين طرح شده؛ متاسفانه نمايندگان مخالف از ديدگاهي مخالفت مي‌كردند كه چندان ارتباطي به محتواي طرح نداشت، آن‌چنان كه در صحن شاهد بوديم، مثلا يكي از مخالفان به حادثه تروريستي اهواز اشاره كرد و گفت كه چون استكبار جهاني به‌دنبال ايجاد ناامني در كشور است، نبايد اين طرح تصويب شود. اما اين طرح ربطي به استكبار جهاني ندارد. تروريسم كوري كه در اهواز اتفاق افتاد و به استكبار جهاني وصل است به‌طور قطع محكوم است.

                                ما امروز در شرايط بسيار حساسي به سر مي‌بريم كساني كه مخالف اين طرح هستند طوري صحبت مي‌كنند كه گويا ما مي‌خواهيم امريكا را عفو كنيم.

                                بحث ما اين است كه براي افزايش اقتدار نظام جمهوري اسلامي و براي افزايش اعتماد عمومي و براي اينكه هرروز ما را متهم نكنند كه در زندان‌هاي شما چه مي‌گذرد اين طرح مطرح شده است.

                                اين طرح شامل محكوميت قصاص و كساني كه قصد براندازي نظام جمهوري اسلامي را داشته‌اند هم نمي‌شود. ما به دنبال ايجاد امنيت براي ايرانياني هستيم كه به وطن خويش علاقه دارند و هيچگاه خيانتي به منافع ملي ايران نكرده‌اند.

                                • عفو عمومي
                                • موضع
                                • عزت
                                • مصطفي كواكبيان
                                • مجلس
                                • نمايندگان
                                  ]]>
                                  hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Mon, 24 Sep 2018 10:50:45 +0330
                                  نیاز دولت به پشتیبانی اصلاح‌ طلبان http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17883-نیاز-دولت-به-پشتیبانی-اصلاح‌-طلبان.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17883-نیاز-دولت-به-پشتیبانی-اصلاح‌-طلبان.html نیاز دولت به پشتیبانی اصلاح‌ طلبان

                                  زهرا صدراعظم نوری: پیشنهادهایی که از سوی مردم به ویژه افراد نخبه، فعالان حوزه سیاسی و احزاب مطرح می‌شود می‌تواند به سایر گروه‌های اجتماعی کمک کند و با توجه به نظرات، مسائل را حل و فصل کرد.

                                  در رابطه با این موضوع که نقدها نسبت به عملکرد دولت و دستگاه‌های اجرایی انجام می‌گیرد باید گفت که اگر این انتقادها از سوی افراد ذی‌صلاح، مرجع و گروه‌های سیاسی مطرح شود حتما با نیت خیر و دلسوزانه صورت می‌گیرد. بنابراین باید به آنها توجه شود. اولا باید نقدها به خوبی شنیده و سپس پاسخ داده شود و پاسخ باید با ارائه برنامه و رویکردهایی باشد که بتواند نقدها را تبدیل به اقدام کند تا آن نقد رفع شود و عملکرد به جا گذاشته شده گروه‌های منتقد، دلسوز و خیرخواه را قانع کند.

                                  طبیعتا اگر گروه‌های مرجع، احزاب و اشخاص فعال سیاسی و اجتماعی نقد و پیشنهادهایی داشته باشند و مورد توجه قرار نگیرد، حتما افراد یا گروه‌ها دلسرد خواهند شد و در اقدامات و تصمیمات بعدی اثر خواهد گذاشت. باید دانست که فقط یک دوره در این مقطع نیازمند به دیدگاه‌ها و نظرات جامعه نخواهند بود بلکه در هر دوره‌ای نقش جامعه تعیین‌کننده بوده و باید نظر مردم مورد توجه قرار گیرد.

                                  اگر دولتمردان و متولیان امور قصد جلب نظر، حمایت و پشتیبانی جامعه را دارند، باید رضایت مردم را جلب کنند. رضایت مردم زمانی جلب می‌شود که حرف و نقدشان شنیده و مورد توجه جدی قرار گیرد و اقدام عملی در راستای پاسخ به نقدها و رفع کردن مشکلات انجام شود.

                                  دولت باید به صورت جدی، همانطور که در سال‌های 92 و 96 وعده‌هایی داد و با حمایت و پشتیبانی مردم و به خصوص اصلاح‌طلبان و فعالان سیاسی اصلاح‌طلب پیروز شد و در نتیجه مسئولیت اجرایی کشور را برعهده گرفت، کار را ادامه دهد.

                                  دولت باید بداند که در ادامه راه هم نیاز به این حمایت و پشتیبانی دارد و اگر پاسخ لازم را ندهد، حتما مردم به گونه دیگری عمل خواهند کرد و این نارضایتی مردم نتایج خوبی را به همراه نخواهد داشت. این موضوع برای متولیان امور و مسئولان ذی‌ربط می‌تواند گران تمام شود.

                                  اصلاح‌طلبان بخشی از مردم هستند و خودشان به عنوان مردم در صحنه حضور دارند و به خاطر همین شناخت است که نقد می‌کنند، ضمن اینکه به عنوان احزاب سیاسی و فعالان اجتماعی هم در حال فعالیت هستند. اصلاح‌طلبان در تعامل با مردم بوده و نظر و مطالبات مردم را منعکس و پیگیری می‌کنند و طبیعتا نباید میان آنها و مردم فاصله وجود داشته باشد.

                                  اصلاح‌طلبان امروز نقد دارند و انتظار دارند حرف‌هایشان شنیده شده و در جهت مطالباتی که دارند، اقدام روشنی صورت گیرد. طبیعی است اگر نقطه نظرها و نقدها شنیده شود، می‌توان به حمایت‌ها ادامه داد و به دولت کمک کرد. مسئولان و دولت بی‌نیاز از حمایت‌ها و کمک‌های اصلاح‌طلبان و مردم نیستند و نخواهند بود.

                                  • نياز
                                  • دولت
                                  • پشتيباني
                                  • اصلاح طلبان
                                  • حسن روحاني
                                  • رئيس جمهور
                                    ]]>
                                    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Sun, 23 Sep 2018 09:26:30 +0330
                                    نفرت‌ پراكني و اسب‌ هاي زين كرده http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17873-نفرت‌-پراكني-و-اسب‌-هاي-زين-كرده.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17873-نفرت‌-پراكني-و-اسب‌-هاي-زين-كرده.html نفرت‌ پراكني و اسب‌ هاي زين كرده

                                    معصومه ابتكار: در ايام متعلق به حضرت اباعبدالله هستيم. پس يادآوري «قدرت تشخيص»، «نيت صادق» و «حق‌طلبي» را كه مشخصه قيام حسيني بود ضروري مي‌دانم. امام حسين (ع) با تاكيد بر اينكه جز اصلاح امور دين و تغيير رويه‌هاي غلط قصد و انگيزه ديگري ندارد، واقعه كربلا را رقم زد.

                                    همين مناسبت را بهانه‌اي مي‌كنم به تذكر اين مهم كه اصلاح پذيري جامعه ديني و پذيرش اصلاحات مستمر در رويكردها، سياست‌ها و اقدامات از ضروريات حمكراني مطلوب است. چرا كه بشر بنا بر موقعيت‌ها و تعصبات فردي و قومي و جغرافيايي همواره ممكن است از مسير روشن و راست به سوي بيراهه‌هاي منفعت‌طلبي و خو‌دخواهي تغيير مسير دهد. بنابراين هيچ فرد، جامعه يا كشور دين‌باوري نمي‌تواند ضرورت اصلاح مستمر و بازنگري دوره‌اي يا پي در پي در برنامه‌ها و عملكردهاي خويش را ناديده انگارد و به بازخوردها براي اصلاح امور بي توجه باشد. بي‌ترديد هر جا كه جزميت، عدم شفافيت و فقدان نقد يا نقدپذيري رخ دهد، جامعه به مخاطرات نزديك و دچار انحراف مي‌شود.

                                    جريان اصلاحات در ايران نيز با باور قلبي و عملي به دين تلاش داشته تا بر حق‌طلبي، عدالت‌جويي و مقابله با فساد و ظلم تاكيد ورزد و اذعان دارد كه مماشات و زد و بندهاي رايج براي در قدرت ماندن و حفظ موقعيت به هر قيمت، با منافع مردم و كشور منافات دارد. چرا كه جسارت طرح نظرات را سلب كرده و شجاعت لازم را براي اصلاحات از بين مي‌برد. اما در عين حال براساس خط مشي مسالمت‌جويانه خود، همواره خواهان همگرايي ميان همه جريانات دلسوز كشور بوده و اساسا كار خود را با شعار «زنده باد مخالف من» آغاز كرده است.

                                    متاسفانه مخالفان جريان اصلاحات در دوره‌هاي مختلف از هيچ تهمت و تخريبي عليه آن فرو گذار نكردند و به ويژه پس از انتخابات‌هاي اخير كه كانديداهاي‌شان پيروز ميدان نشدند با همه توان رسانه‌اي خويش كه از ظرفيت بالايي در كشور برخوردار بوده و حتي بخش‌هايي از رسانه ملي را نيز در دست دارند تلاش زائد‌الوصفي براي حذف رقيب داشته‌اند. از سوي ديگر دشمنان خارجي كه روند اصلاحات را سدي در مقابل براندازي جمهوري اسلامي مي‌دانند به ويژه در سال‌هاي اخير زبان خشم و توهين و فحاشي در مورد اصلاح‌طلبان به كار گرفته‌اند. در مورد اعتداليون و دولت نيز به همين گونه است. چرا كه مشي دولت، امكان براندازي را سخت يا ناممكن مي‌سازد. به همين دليل به عنوان مثال حجم قابل توجهي از اهانت‌ها و فحاشي‌ها عليه اصلاح‌طلبان و دولت توسط 1500 كيبوردي است كه در اردوگاه منافقين در آلباني با هزينه‌هاي امريكا و اسراييل و عربستان توليد مي‌شود. اما مايه تاسف بسيار است كه چرا در بسياري مواقع دوستان داخلي با چنين جرياناتي براي تخريب دولت و اصلاح‌طلبان همسو مي‌شوند؟

                                    به هر حال، جريان اعتدالگرا و اصلاح‌طلب همواره چشم‌انداز روشن‌تري را با تكيه بر راهكارهاي علمي و كاربردي براي آينده بهتر و تغيير شرايط به نفع نيازهاي جامعه ترسيم كرد‌ه‌اند. به همين علت هم در بين مردم و نسل‌هاي جوان مقبوليت بيشتري داشته و بنابراين مخالفان براي برداشتن اين مانع از سر راه خود اقدام به تشويش اذهان و توليد نفرت و خشم نسبت به آن كرده‌اند. مخالفاني كه به بن‌بست مي‌انديشند و در انتشار نااميدي و يأس مي‌كوشند و چون اصلاحات را تنها راه برون‌رفت از بن بست و نااميدي مي‌دانند آن را تخريب مي‌كنند. شعار «اصلاح‌طلب، اصولگرا، ديگه تموم ماجرا » دقيقا بر وجود بن‌بست تاكيد دارد. در حالي كه از نظر ما اصلاح‌پذيري نظام و رجوع مستمر به راي مردم مي‌تواند كشور را از رفتن به قعر مشكلات و رسيدن به بن بست‌ها نجات دهد.

                                    فضاي توهين و فحاشي به جريان اصلاح‌طلبي اگر چه آسيب‌ها و هزينه‌هاي زيادي را به دليل رواج بي‌اخلاقي و حاكميت دروغ و تخريب و دامن زدن به نا‌اميدي به جامعه ما وارد كرده، اما مي‌تواند فرصتي باشد براي درك ضرورت گفت‌وگو، تبادل نظر و شنيدن ديدگاه‌هاي مختلف. به اين معني كه در چنين شرايطي نبايد مغلوب نفرت‌پراكنان شد و با كار و تلاش بيشتر، شفافيت و پاسخگويي و انتقادپذيري به گشودن باب گفت‌وگو براي جلب اعتماد و بازسازي سرمايه اجتماعي اقدام كرد. همچنين فرصتي است تا موضوع «سواد رسانه‌اي» مطرح و تبيين شود كه چگونه ممكن است مخالفين بد اخلاق يك جريان سياسي به نحوي عمل كنند كه دشمن خارجي بهترين نتايج را كسب كند و يا به عبارتي اسب‌هايي را زين كنند كه بدخواهان ايران با آنها بتازند.

                                    • معصومه ابتكار
                                    • نفرت پراكني
                                    • اسب
                                    • زين
                                    • دولت
                                    • اصلاح طلبان
                                      ]]>
                                      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Sat, 22 Sep 2018 11:40:59 +0330
                                      درباره شعار رفراندوم http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17851-درباره-شعار-رفراندوم.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17851-درباره-شعار-رفراندوم.html درباره شعار رفراندوم

                                      عباس عبدي: كلمه «رفراندوم» و «همه‌پرسي» براي بخشي از اصولگرايان گويي كه تبديل به ناسزا شده است و با شنيدن آن از كوره در مي‌روند و اعصاب‌شان به هم مي‌ريزد. اصلاح‌طلبان و منتقدان نيز متوجه ماجرا هستند. هرگاه بخواهند حال طرف مقابل را بگيرند و آنها را در موضع تدافعي قرار دهند، پيشنهاد رفراندوم مي‌دهند!

                                      مشكل كجاست؟ مشكل اينجاست كه رفراندوم و همه‌پرسي به عنوان يك اصل در قانون اساسي پذيرفته شده است؛ حتي قانون اساسي موجود نيز به دليل راي مردم و گذاشته شدن به همه‌پرسي، اعتبار و مشروعيت يافته است. پس چرا مراجعه به آن تا اين حد حساسيت‌برانگيز شده است؟ به طوري كه آن را شعاري براندازانه مي‌دانند! در اين يادداشت مي‌كوشم كه به اين پرسش پاسخ دهم. همه‌پرسي به منزله پذيرش فصل‌الخطاب و داوري نهايي مردم در اداره امور كشور است. اگر اين اصل و مفهوم را بپذيريم، در اين صورت در همه اموري كه دچار اختلاف مي‌شويم و با استفاده از سازوكار عادي نمي‌توانيم آن را حل كنيم، به اين مرجع مراجعه مي‌كنيم. نمونه روشن آن برگزيت يا همان سياست خروج بريتانيا از اتحاديه اروپا بود. جامعه بريتانيا از اين نظر به دو گروه متضاد تبديل شده بود.

                                      با چنين تضادي امكان ادامه سياست‌هاي جاري وجود نداشت؛ لذا تصميم‌گيري را به مرجع نهايي كه مردم است احاله دادند. و البته همه مي‌دانستند كه تعداد طرفداران دو طرف نزديك به هم هستند، و الا اگر از ابتدا 30 به 70 بودند، اصولا گروه 30 درصدي و اقليت، درخواست همه‌پرسي نمي‌كردند. ولي چون مي‌دانستند كه طرفين در وضعيت 50-50 هستند به افكار عمومي مراجعه كردند و خروج از اتحاديه اروپا راي آورد و نخست‌وزير نيز بلافاصله استعفا داد. در آنجا نسبت به اصل مرجعيت آراي عمومي اختلاف نظري وجود ندارد، پس به راحتي و با طيب خاطر به همه‌پرسي مراجعه مي‌كنند. همه‌پرسي چماقي عليه يكديگر نيست و هيچ طرف ترسي از آن ندارد بلكه برعكس خواهان رفع اختلافات از طريق آن هستند. اگر در همه موارد همه‌پرسي نمي‌كنند به دليل سخت و پرهزينه بودن آن است، و الا اگر مي‌توانستند مثل سوييس عمل كنند، در موضوعات بيشتري همه‌پرسي مي‌كردند.

                                      به جز پذيرش اصل مرجعيت و فصل‌الخطاب بودن مردم، برخي شروط و مقدمات ديگر نيز براي ارجاع به رفراندوم لازم است. آزادي رسانه‌ها و بحث و گفت‌وگوي آزاد و شفاف درباره مسائل، داشتن ساختار حزبي مناسب، وجود نظام راي‌گيري كاملا سالم و بدون اشكال نيز لازمه ارجاع به همه‌پرسي است. ولي در ايران تاكنون مهم‌ترين تصميمات نيز بدون استفاده از اين سازوكار اتخاذ شده است. پذيرش قطعنامه 598، تفسير اصل 44 قانون اساسي، پرداخت يارانه‌ها، توافق برجام را اگر مهم‌ترين تصميمات در سال‌هاي پس از انقلاب بدانيم، حتي به فرآيند بحث و گفت‌وگوي عمومي و جدي نيز وارد نشدند. پس مفهوم اصل «همه‌پرسي» موجود در قانون اساسي ما چيست؟

                                      مطابق قاعده معنايش همان است كه عرف از آن استنباط مي‌كند؛ همان كه در همه جا به همان معنا برداشت مي‌شود، يعني پذيرش مرجعيت مردم در امور حكومت. آنان كه اين اصل را در قانون اساسي قرار دادند طبعا همين برداشت را داشتند و گمان نمي‌كردند روزي برسد كه مرجعيت مردم مورد سوال شود. پذيرش اين فرض تبعاتي دارد و اينكه بدون نياز به ارجاع مستقيم به نظر مردم، حتي‌المقدور مطابق نظر آنان عمل شود. در واقع اگر انتخابات واقعي باشد، نياز چنداني به تشكيك در فلسفه «همه‌پرسي» نخواهد بود. ولي اگر فرآيند حذف و تعيين صلاحيت وارد ماجرا و انتخابات عملا دو مرحله‌اي شد، شكاف عميقي ميان خواست مردم و قدرت به وجود مي‌آيد و از اين مرحله «همه‌پرسي» تغيير مفهوم و كاركرد مي‌دهد و چون تغيير مفهوم پيدا مي‌كند دفاع از آن، براي تعيين نظر مردم نسبت به موضوعات جاري اداره كشور نخواهد بود، بلكه طرح آن براي دفاع از اصل حاكميت مردم است و به همين دليل هم مخالفان اصل حاكميت مردم، با طرح «همه‌پرسي» از سوي اصلاح‌طلبان مخالفت مي‌كنند. از اين مرحله به بعد «همه‌پرسي» موضوعيت دارد و دفاع از انجام آن نه براي تعيين نظر مردم درباره موضوعي خاص است، بلكه براي احترام و پذيرش اصل حاكميت مردم است.

                                      با اين توضيحات آيا امكان دارد كه پيشنهاد «همه‌پرسي» در ايران به مرحله عمل در آيد؟ پاسخ بنده در شرايط موجود خير است. زيرا تنها موضوعي كه مي‌تواند و ‌بايد به همه‌پرسي گذاشته شود، نحوه رفتار و نظارت مثلا استصوابي شوراي نگهبان در رد و تاييد صلاحيت‌ها است. هيچ موضوع ديگري در وضع موجود ظرفيت همه‌پرسي را ندارد، ولي در اين مورد نيز نتيجه از پيش روشن است كه پذيرش همه‌پرسي از سوي صاحبان قدرت در اين باره تناقض دارد. زيرا اگر طرفداران اين نوع حذف استصوابي بپذيرند كه مردم صاحب صلاحيت نهايي هستند و حق دارند درباره نظارت استصوابي نظر دهند، در اين صورت و پيشاپيش منطق اينگونه تاييد ورد صلاحيت‌ها را رد كرده‌اند و رفتار خود را اصلاح مي‌كنند طبعا نيازي هم به همه‌پرسي نخواهد شد و اگر همچنان اصل حاكميت مردم را نپذيرند زير بار همه‌پرسي هم نخواهند رفت.

                                      پس در نهايت چه خواهد شد؟ براي تن دادن طرف مقابل به پذيرش حضور ديگران در ساخت قدرت و اصل حاكميت مردم، تحقق موازنه قواي اجتماعي لازم است و هنگامي كه چنين امري محقق شود، بدون نياز به همه‌پرسي، در نحوه تعيين صلاحيت‌ها تجديدنظر اساسي خواهند كرد و هنگامي كه نامزدهاي نمايندگي در رياست‌جمهوري و مجلس، اكثريت قاطع جامعه را پوشش دهند و نمايندگي كنند، تازه متوجه خواهيم شد كه چه موضوعاتي لازم است كه براي نظرخواهي از مردم به همه‌پرسي گذاشته شود. پيش از رسيدن به اين مرحله، صحبت كردن جدي از همه‌پرسي بي‌مورد است. فقط براي ترساندن مخالفان حاكميت مردم مناسب است؛ البته در شرايط كنوني نقشي اثرگذار در برجسته كردن موازنه قواي اجتماعي و مشروعيت‌زدايي از مخالفان حاكميت مردم دارد.

                                      • عباس عبدي
                                      • درباره
                                      • شعار
                                      • رفراندوم
                                      • همه پرسي
                                        ]]>
                                        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Tue, 18 Sep 2018 07:07:31 +0430
                                        غفلت از کادرسازی http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17844-غفلت-از-کادرسازی.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17844-غفلت-از-کادرسازی.html غفلت از کادرسازی

                                        صادق زیباکلام: قانون منع به کار‌گیری بازنشستگان یک مسأله جانبی و اما مهم را در کنار خود دارد اینکه چرا ما در کادرسازی خیلی موفق نبوده‌ایم که فارغ از وضع قانون نیازمند استفاده از بازنشستگان در سمت‌های مختلف حاکمیتی نباشیم یا حداقل کمتر به آنها نیاز داشته باشیم.

                                        در این باره می‌توان به کم رمق بودن نقش آفرینی احزاب در فضای سیاسی کشور توجه داد چرا که معمولاً مأموریت مهم کادرسازی و پرورش نیروهای مجرب از کانال احزاب می‌گذرد. حال آنکه احزاب نحیف شده در ایران از عهده چنین امر مهمی بر نیامده‌اند که البته نمی‌توان بر آنها چندان خرده گرفت. نکته دیگر نگاه‌های سیاسی در انتخاب و جذب مدیران است که در نتیجه آن نه شایسته سالاری بلکه نزدیکی و دوری به جریان‌های سیاسی حاکم تعیین کننده می‌شود.

                                        چنانکه جلوس 12 ساله اصولگرایان بر شهرداری تهران و شورای شهر پایتخت نمونه مشخص و تأیید کننده این ادعاست. در طول این سال ها اگر چه در شعارها صحبت از تخصص و دانش می‌شد اما مهمترین شاخص برای به کار‌گیری مدیران نزدیکی به شخص شهردار تهران بود.

                                        همین وضعیت به شکل پر آسیب تری در دولت های نهم و دهم حاکم بود که بیراه نیست اگر گفته شود زلزله مهیب مدیریتی در کشور پدید آمد و بسیاری از مدیران اعم از استانداران و فرمانداران کنار گذاشته شدند و جایگزین آنها نیروهایی شدند که چه بسا تخصص‌های لازم را نداشتند و نتیجه آن همان شد که دیدیم.

                                        این وضعیت کلی البته به شکل‌های محدودتری در دوره‌های اصلاحات و حتی سازندگی هم دیده شده است و لذا می‌توان گفت یکی از دلایل استفاده از نیروهای بازنشسته شاید همین کمبود نیروهای متخصص باشد.

                                        این بی‌توجهی‌ها به تخصص البته در مجلس هم دیده می‌شود کما اینکه در جریان استیضاح وزرای کار و اقتصاد در مجلس شاهد بودیم که حتی خود نمایندگان ادعاهایی مطرح کردند مبنی بر اینکه دلیل فشارها به وزرای یاد شده بی‌توجهی آنها به پیشنهادهای نمایندگان مجلس در خصوص به کارگیری نیروهای سفارش شده بوده است.

                                        یعنی بعضی نمایندگان مجلس هم در راستای منافع شخصی و محلی و منطقه‌ای خود ترجیح می‌دهند بر تخصص و دانش مدیران چشم بپوشند و به جای آن گرایش و تعلق سیاسی را برجسته کنند. همین وضعیت به نحو دیگری در دانشگاه ها و جذب اعضای هیأت علمی هم دیده شده و الآن هم بعضاً دیده می‌شود.

                                        با این حال قانون منع به کار‌گیری بازنشستگان شاید تلنگری باشد که تربیت نیروی انسانی و کادرسازی برای مدیرت کشور را از راه‌های علمی و تخصصی آن جدی بگیریم. مطمئناً اگر در این حوزه موفق بودیم و تجربیات خوبی در چنته داشتیم مجبور به استفاده از نیروهای بازنشسته هم نبودیم که حالا با قانون بخواهیم آنها را کنار بزنیم.

                                        • صادق زيباكلام
                                        • غفلت
                                        • كادرسازي
                                        • احزاب
                                        • اصلاح طلبان
                                        • دولت
                                          ]]>
                                          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Mon, 17 Sep 2018 08:10:10 +0430
                                          آزادي بيان و آزادي اهانت http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17834-آزادي-بيان-و-آزادي-اهانت.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17834-آزادي-بيان-و-آزادي-اهانت.html آزادي بيان و آزادي اهانت

                                          محمود صادقي: نكته نخستي كه درباره اظهارنظر‌هاي مختلف در فضاي مجازي بايد برروي آن تاكيد شود، آزادي بيان و آزادي رسانه است كه بايد به عنوان يك حق و فرصت براي رشد، بالندگي و تبادل انديشه به آن نگاه كرد و احترام گذاشت.

                                          طبيعتا رسانه‌هاي جديد به ويژه فضاي مجازي و شبكه‌هاي اجتماعي بستر نويني را براي آزادي بيان و آزادي رسانه پديد آورده‌اند زيرا افراد مي‌توانند بدون هزينه چنداني و با يك دسترسي ساده به اينترنت از اين بستر به عنوان يك فرصت براي تبادل انديشه و انتشار آراي خود استفاده كنند كه اين مهم‌ نيز فرصت بزرگي بوده و به نوبه خود ماهيت رسانه را دستخوش تغيير و تحول گسترده‌اي كرده است.

                                          در اين شبكه‌ها افراد با حضور خود هم مي‌توانند تاثيرگذار باشند و هم از افكار و ايده‌هاي مختلف استفاده كنند. به نظر من وجود شبكه‌هاي اجتماعي براي مسوولان و سياستمداران فرصت بسيار بزرگي است. به همين دليل بسياري از سياست‌مداران بزرگ دنيا با استفاده از شبكه اجتماعي توييتر، از اين ابزار براي ديپلماسي رسانه‌اي و ارسال نظرات خود استفاده مي‌كنند.

                                          واقعيت آن است كه در برخي مواقع تاريخي استفاده از اين ابزار بسيار تاثيرگذار بوده و سير وقايع را تغيير داده است. نقشي كه اين رسانه يعني شبكه اجتماعي توييتر در پويش‌هاي اجتماعي از طريق هشتگ‌سازي و كمپين‌ها دارا است، ‌فرصتي ايجاد كرده تا تلاش مضاعفي براي شفافيت و مبارزه با فساد صورت پذيرد كه اين اتفاق محدود به ايران نيست.

                                          ويژگي ناشناس بودن كاربران نيز به نوبه خود يك فرصت است زيرا كاربران بدون هراس از تحت تعقيب قرار گرفتن در اين فضا حاضر شده و نظرات خود را بدون خود‌سانسوري مطرح مي‌كنند. مجموعه اين ويژگي‌ها فرصتي خوبي را براي كنشگران و مسوولان كشور‌هاي مختلف فراهم كرده است تا با نبض افكار و انديشه‌ها مستقيم در ارتباط بوده و از آنچه كه در زير پوست جامعه مي‌گذرد آگاهي پيدا كنند.

                                          در واقع هرچه بخواهيم از ويژگي مثبت اين رسانه‌هاي نو‌ظهور و شبكه‌هاي اجتماعي به ويژه توييتر كه مشخصا مورد بحث من است بگوييم، كم گفته‌ايم اما در عين حال نبايد برروي برخي وجوه منفي اين رسانه‌ها چشم بست.

                                          يكي از وجوه منفي شبكه‌هاي اجتماعي سوءاستفاده از ويژگي ناشناس بودن كاربران است كه اين مهم موجب بي‌پروايي و پرده‌دري كاربران توام با اهانت شده است و اين واقعيتي است كه كاربران حاضر در شبكه‌هاي اجتماعي بايد اين موضوع را پذيرفته و از اين نظر دلگير نشوند.

                                          متاسفانه در وضعيت سياسي ويژه‌اي كه بر كشور حاكم است كه اين شرايط از دي‌ماه سال گذشته شدت پيدا كرد، شاهد حضور گسترده و پررنگ دو طيف سياسي مخالف جريان اصلاحات در شبكه اجتماعي توييتر هستيم. يكي از اين طيف‌ها براندازاني مانند بعضي هواداران رضا پهلوي و منافقين خلق هستند كه با يك ادبيات خشن و تند با هرگونه گفتمان سياسي كه در مقابل آنها قرار دارد برخورد مي‌كنند.

                                          در سوي ديگر كه آنها نيز همصدا با جريانات خارج‌نشين اصلاح‌طلبان را هدف قرار داده‌اند، افرادي هستند كه داعيه اصولگرايي از نوع افراطي آن را دارند. اين دوطيف يك اشتراك دارند و آن استفاده از روش فحاشي، تهمت و استفاده از خبر‌هاي دروغ است كه تلاش دارند به واسطه آن ديده شوند.

                                          در اين شرايط طيفي كه در وسط قرار دارد كه عمدتا طيف اصلاح‌طلب، اعتدالي و اصولگرايان معتدل هستند، بايد فضارا مديريت كنند. به نظر من همان‌طور كه آقاي زيدآبادي در يادداشتي به آن اشاره كردند، اين اتفاقات يك تهديد نيست بلكه چالشي است كه مي‌تواند تبديل به فرصت شود.

                                          براندازان در شبكه‌هاي اجتماعي از روشي استفاده مي‌كنند كه مسبوق به سابقه بوده و آن انتشار اخبار دروغ است. در سال 1356 مطلبي در روزنامه اطلاعات عليه امام به قلم يك اسم مستعار كه هرگز وجود خارجي نداشت به نام احمد رشيدي‌مطلق منتشر شد كه درآن به حضرت امام اهانت شده بود.

                                          اين مطلب نتيجه معكوس دلخواه حاكميت را داشت تا جايي كه آتش خشم مردم از رژيم پهلوي را بيش از گذشته برانگيخت كه نتيجه آن پيروزي انقلاب در سال 1357 بود. درآن مقطع حضرت امام با تدبير ويژه خود، تهديد پيش آمده از سوي رژيم پهلوي را تبديل به فرصت كردند و با برخورد منطقي و بيان كردن مطالبات مردم، نقشه‌هاي رژيم پهلوي را نقش برآب كردند از اين رو مي‌توان فحاشي‌هاي امروز براندازان به جريان اصلاحات را به عنوان يك فرصت تلقي كرد.

                                          روش اصلاح‌طلبي روش براندازي نيست بلكه روشي است كه در چارچوب نظام جمهوري اسلامي ايران و احترام به ساختار‌ها و قوانين تعريف مي‌شود اما باتوجه به اين مسائل همواره نگاه نقادانه به مسائل دارند.

                                          • محمود صادقي
                                          • آزادي بيان
                                          • آزادي
                                          • اهانت
                                          • اصلاح طلبان
                                            ]]>
                                            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Mon, 17 Sep 2018 06:59:19 +0430
                                            موازی‌ کاری؛ آفت بزرگ http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17828-موازی‌-کاری؛-آفت-بزرگ.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17828-موازی‌-کاری؛-آفت-بزرگ.html موازی‌ کاری؛ آفت بزرگ

                                            مرتضی مبلغ: دستگاه‌های موازی یا دولت سایه در کنار دولت مستقر، موضوع جدیدی نیست. سالیان سال است که مطرح است و مشکلات و خسارات آن نیز تذکر داده شده است. دولت موازی یا دولت سایه خود را به وضوح در عرصه اجرایی کشور نشان داده است.

                                            نکته مهم در اینجا این است که بحث دولت موازی به سخنان مقام معظم رهبری در دیدار اخیر ایشان با نمایندگان مجلس خبرگان باز می‎گردد. ایشان صریحا به این موضوع اشاره کردند که دولت باید کارهای خود را انجام دهد و هیچ دستگاه موازی با آن تشکیل نشود.

                                            وقتی موضوع به این حد رسیده است دارای اهمیت است. نکته قابل تامل دیگر این است که رهبر انقلاب در ملاقات با اعضای مجلس خبرگان، این سخنان را مطرح کردند که مجلس خبرگان بیانیه‎ای را در اجلاس خود در مورد دولت مطرح کرده بود. همچنین کارگروهی را برای نظارت و پیگیری دولت و موضوعات اقتصادی تشکیل دادند.

                                            اینکه رهبری در این جلسه، این نکته را مطرح کردند، علی‌القاعده به نظر می‎رسد که تعریضی به چنین کاری بوده است. به هرحال بنده اعتقادم بر این است که وقتی مقام رهبری به صورت مستقیم وارد موضوع شدند، می‎تواند طلیعه تغییر و تحول مثبت و سازنده در این موضوع مهم، پرمناقشه و خطرساز برای کشور باشد. وقتی که ایشان مطالبی را مطرح می‎کنند، دستگاه‌ها به‌گونه‌ای مکلف هستند که این دستورات را اجرا و عمل کنند. اگر چنین اتفاقی بیفتد تغییر و تحول سازنده در کشور رخ می‌دهد.

                                            مصادیق کارهای موازی با دولت در عرصه‎های مختلف خود را در طول سالیان گذشته نشان داده است که از مهم‌ترین آن، به سیاست خارجی کشور می‎توان اشاره داشت. در سیاست خارجی مشکلات بسیاری وجود دارد. این در حالی است که سیاست خارجی باید یک فرایند منسجم، یکدست و کاملا کارشناسی و حساب شده باشد به این دلیل که مربوط به عرصه بین‎الملل است و تابلوی جمهوری اسلامی را در عرصه‎های مختلف جهانی به نمایش می‎گذارد.

                                            بنابراین در عرصه بین‎الملل نمی‎توان صداهای مختلف، تابلوهای متفاوتی را ارائه دهیم، زیرا این موارد به شدت در مسائل مربوط به امنیت ملی و مناسبات بین‎المللی تاثیرگذار است. متاسفانه همگان شاهد هستند که برخی حرکات موازی رخ می‎دهد. گاهی برخی اقداماتی را انجام می‎دهند که سازگاری لازم را با سیاست خارجی ندارد.

                                            حتی در داخل کشور نیز برخی نهادها اقداماتی را انجام می‎دهند که این اقدامات مخل سیاست خارجی است و می‎تواند چهره جمهوری اسلامی را نامناسب جلوه دهد و بهانه‎هایی را به دست مخالفان و دشمنان جمهوری اسلامی بدهند. هماگونه که اتفاقات عدیده‎ای در این زمینه افتاده است و مشکلات بسیار جبران‎ناپذیری را برای کشور فراهم کرده است؛ یک مساله این است.

                                            موضوع دیگر، مسائل مربوط به امنیت داخلی است. در این زمینه هم به دلیل اینکه مسئولیت این امور برعهده دولت است، دستگاه‌های موازی دیگر، تاکنون اقدامات گوناگونی را انجام دادند که آسیب‌زا بوده است. گاه شاهدیم که میان برخی دستگاه‌ها تداخل وظایف وجود دارد. این مسائل به کشور آسیب وارد می‎کند.

                                            متاسفانه در بخش‎های رسانه، فرهنگ و اقتصاد و امثال اینها به شکل گسترده، همگان شاهد این حرکات موازی بودند به‌ویژه دستگاه‌هایی که وظیفه‎ای در امور اقتصادی و غیره ندارند. امیدواریم هرچه سریع‎تر، دستگاه‎هایی که به نحوی در پاره‌ای مواقع کار موازی انجام می‎دادند، دیگر رعایت کنند.

                                            بنابراین به جای اینکه به موازی کاری با دولت بپردازند، به دولت در راستای اجرای سیاست‎ها کمک کنند. اگر نقطه نظرات سازنده‎ای نیز دارند با مطرح کردن آن نقطه نظرات در محافل و نهادهای برنامه‎ریز دولتی، سعی کنند که از این طریق، کارها را پیش ببرند و در نهایت به دولت اجازه دهند که تصمیم نهایی را بگیرد و وظایف خود را به خوبی انجام دهد که همگان شاهد یکدستی، هماهنگی در همه عرصه‎های خارجی، امنیتی، اقتصادی و سیاسی و غیره باشند.

                                            • مرتضي مبلغ
                                            • موازي كاري
                                            • آفت
                                            • دولت
                                            • دلوت در سايه
                                              ]]>
                                              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Mon, 17 Sep 2018 06:34:30 +0430
                                              شكستن بن‌ بست بي‌ اعتمادي http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17817-شكستن-بن‌-بست-بي‌-اعتمادي.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17817-شكستن-بن‌-بست-بي‌-اعتمادي.html شكستن بن‌ بست بي‌ اعتمادي

                                              عباس عبدي: از اواسط دهه هفتاد به‌طور‌مكرر تذكر داده مي‌شد كه سرمايه اجتماعي جامعه ايران در حال كاهش است. مهم‌ترين وجه اين پديده در كاهش اعتماداجتماعي بود. نه‌تنها اعتماد به حكومت‌كنندگان، بلكه اعتماد به اقشار اجتماعي نيز در حال كاهش بود.

                                              پيمايش‌هاي اجتماعي و سراسري با همين هدف انجام مي‌شد و تمام يا بيشتر آنها نيز در دسترس است. هرچند بر اثر دوم خرداد 1376 اين روند تا حدي متوقف و معكوس شد، ولي در ادامه و از سال 1381 به بعد دوباره در مسير گذشته قرار گرفت و اكنون به جايي رسيده‌ايم كه سرمايه اجتماعي يا وجه مهم آن اعتماد اجتماعي در نازل‌ترين ارقام آن است. اعتماد به نهادهاي رسمي اعم از حكومت، دولت، رسانه، دستگاه قضايي و نهادهاي عمومي چون شهرداري‌ها و نيز اعتماد به اقشار و گروه‌هاي گوناگون چون پزشكان، روزنامه‌نگاران و... نسبت به گذشته كمتر شده است.

                                              آن زمان عموم كارشناسان اجتماعي در‌مورد كاهش اين شاخص مهم تذكر مي‌دادند ولي ازسوي دست‌اندركاران و صاحبان قدرت و مسوولان توجه چنداني نمي‌شد. شايد يك علت مهم اين بود كه تبعات و آثار منفي فقدان اعتماداجتماعي را مشاهده نمي‌كردند. دقيقا مثل مشكل آب. از ابتدا گفته مي‌شد كه با اين حد از برداشت آب، دير يا زود با بحران مواجه مي‌شويم، ولي مشكل از طريق عميق كردن چاه‌ها حل مي‌شد غافل از اينكه به نقطه‌اي مي‌رسيم كه عميق كردن چاه‌ها منجر به دسترسي به آب نخواهد شد و اين همان نقطه بحراني بود. قضيه اعتماد‌اجتماعي نيز از همين نوع است.

                                              اثرات فقدان اعتماد و سرمايه اجتماعي لزوما در شرايط عادي ديده نمي‌شود. فرض كنيم كه در يك جامعه عادي كه همه‌چيز در دسترس است، قرار داريم. طبيعي است، بود و نبود اعتماد و سرمايه اجتماعي تاثير چنداني در رفتار اقتصادي مردم ندارد، ولي اگر كالايي كمياب شود و وضع اقتصادي مغشوش شود، اينجاست كه فقدان اعتماد آثار خود را نشان مي‌دهد.

                                              با اين ملاحظه معتقدم كه وضعيت اقتصادي و اجتماعي ما به‌گونه‌اي است كه بدون بازسازي نسبي اعتماد اجتماعي، هيچ سياست اقتصادي موثري شكل نخواهد گرفت. تمام سياست‌هاي منبعث از دانش اقتصادي، از جمله بازار آزاد، عرضه و تقاضا و... بر مفروضاتي مبتني است كه بعيد است هيچ‌كدام از آن مفروضات در جامعه ايران در حد و اندازه مورد انتظار وجود داشته باشد. در گذشته هم اين مساله وجود داشت. شوك‌هايي كه به نوعي اعتماد و اميد را در جامعه زنده مي‌كرد...

                                              كليد هر مشكلي بود. شوك‌هاي اعتمادساز عموما از خلال انتخابات به وجود مي‌آمد و انرژي بسيار مثبتي را در جامعه و سياست تزريق مي‌كرد. اين كار در حال حاضر شدني نيست. اول اينكه سه سال به زمان انتخابات رياست‌جمهوري و يك سال به انتخابات مجلس مانده است و ادامه اين وضع در اين زمان هزينه‌هاي بسياري را ايجاد مي‌كند. دوم اينكه فرض كنيم، همين امروز انتخابات باشد، با اين حلقه بسته سياست كه بعيد مي‌دانم حتي 10 درصد جامعه را پوشش دهد، تقريبا غير‌ممكن است كه مردم حاضر شوند چون گذشته و به نحو اميدبخش و اعتمادسازي وارد فضاي انتخاباتي شوند و اين احتمال وجود دارد كه نتيجه معكوس نصيب عرصه سياست شود و با نوعي عدم‌مشاركت گسترده مواجه شوند.

                                              ولي اگر انتخاباتي بخواهد برگزار شود كه دايره سياست را گسترش دهد، دراين‌صورت نيازي به انتظار كشيدن براي انتخابات نيست بلكه از هم‌اكنون هم مي‌توان دايره نيروهاي موجود در مديريت كشور را گسترش داد. نه‌تنها نيروها، بلكه دايره بسته رفتارهاي اجتماعي را بازتر كرد و از اين طريق اعتماد اجتماعي را بازسازي كرد. بيان اظهارنظرات قاطع و مشخص در حوزه سياست دور از احتياط است، ولي معتقدم كه هيچ‌يك از مسائل جاري و اصلي جامعه ما حل نخواهد شد، مگر آنكه حدي از اعتماد اجتماعي بازسازي شود.

                                              دايره محدود مديريتي و رفتاري نيز قادر به حل مشكلات نيست. اين نيروها همان كاري را مي‌كنند كه تاكنون انجام داده‌اند. مساله فقط نيروي انساني نيست، بلكه در فضاي بسته مديريتي، بهترين نيروها نيز قادر به ايفاي نقش نيستند. در ادامه نيز همان كاري را خواهند كرد كه تاكنون كرده‌اند و بدتر از گذشته عمل خواهند كرد كه بهتر عمل نمي‌كنند. بنابراين مساله فقط صلاحيت‌ها و توانايي‌هاي فردي نيست كه اين هم هست، ولي مهم‌تر از آن فضاي محدود و بسته مديريت است كه اجازه نمي‌دهد، شاهد مديريت‌هاي خلاق و باانگيزه و اثرگذار باشيم.

                                              به‌طور‌خلاصه هرگونه كوششي براي اصلاح جامعه و حل مشكلات رو به تزايد موجود بدون كوشش براي افزايش اعتماد عمومي از طريق گسترش دايره سياست و حضور نيروها در مديريت اجتماعي، آب در هاون كوبيدن و از دست دادن فرصت است. هرچند از رفتارهاي موجود در سطوح رسمي چنين نشانه‌هايي ديده نمي‌شود، پس غير‌منتظره نيست كه حل نشدن و حتي عميق‌تر شدن مشكلات را انتظار بكشيم. ولي اين مساله دير يا زود موجب توسعه بحران و افزايش بي‌اعتمادي خواهد شد و كاري را كه امروز با انتخاب خود مي‌توانند انجام دهند، فردا از روي اجبار به شكل بدي به آن تن خواهند داد.

                                              • عباس عبدي
                                              • شكستن
                                              • بن بست
                                              • بي اعتمادي
                                              • جامعه
                                              • مردم
                                              • دولت
                                                ]]>
                                                hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Sun, 16 Sep 2018 09:49:58 +0430
                                                انتقاد به روحانی برای‌ کارآمد کردن دولت http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17815-انتقاد-به-روحانی-برای‌-کارآمد-کردن-دولت.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17815-انتقاد-به-روحانی-برای‌-کارآمد-کردن-دولت.html انتقاد به روحانی برای‌ کارآمد کردن دولت

                                                علی تاجرنیا‌: مردم در دوران جنگ نیز سختی‌های زیادی کشیدند، اما چون شرایط دشوار بود، هنوز از عملکرد دولت جنگ به عنوان عملکردی قوی یاد می‌شود. چرا که جهت‌گیری‌های دولت در راستای رفع مشکلات مردم بوده است.

                                                نسبت نهادهای انتصابی به نهاد‌های انتخابی و میزان قدرت و نفوذ آنها موجب شده که شاهد تاثیرگذاری بالای نهادهای انتصابی باشیم. برخی قدرت دولت در مجموعه حدود 50 درصد تحلیل می کنند. حال مسائلی که وجود دارد اینکه جریانات سیاسی نمی‌توانند با حداکثر ظرفیت خود در عرصه مدیریت کشور تاثیرگذاری حداکثری داشته باشند و اگر هم حضور پیدا کنند بازهم نخواهند توانست آنچنان که قانون اساسی و افکار عمومی از آنها انتظار دارند امور را به پیش ببرند.

                                                اگر دقت کنیم در طی انتخابات گذشته مجلس شاهد حضور بسیاری از چهره‌های اثرگذار هستیم به دلیل برخی محدودیت‌ها راهی به بهارستان نیافته‌اند؛ یا در انتخابات ریاست جمهوری شرایط برای مطرح شدن کاندیدا‌های اصلی جریان اصلاحات وجود نداشته است.

                                                این مسائل موحب می‌شود که وقتی اصلاح‌طلبان در انتخابات‌ها حضور پیدا می‌کنند الزاما ایده‌ال‌های خود را به عرصه کارزارهای انتخاباتی نمی‌آورند؛ بلکه تلاش می‌کنند از بین کسانی که از تایید شده‌اند اصلح‌ترین آنها را انتخاب کنند. این مورد را در انتخابات مجلس و نحوه تشکیل فراکسیون امید که بیش از نیمی از مجلس با حضور در این لیست به پارلمان راه یافتند می‌توان به وضوح مشاهد کرد.

                                                واقعیت این است که چهره‌های انگشت شماری ایده‌آل هستند که بتوانند آرمان‌های اصلاح‌طلبی را در مجلس فریاد کنند. در بعد ریاست جمهوری نیز کاندیدای ایده‌آل برای اصلاح‌طلبان شخص آقای حسن روحانی نبوده، اما شرایط کشور اصلاح‌طلبان را متقاعد کرد تا از کاندیدایی که احساس قرابت و نزدیکی بیشتری با او داشتند، حمایت کنند.

                                                انصافا نیز حضور رئیس‌جمهور و عملکردش با توجه به شرایط دشوار بهترین انتخاب بود و دراین در دور اول نتایج خوبی ایجاد کرد. از این رو در دور دوم بازهم اصلاح‌طلبان وفاداری کردند و همه‌جانبه پشت آقای روحانی در آمدند، اما اشتباهی استراتژیک از سوی آقای روحانی در دور دوم اتفاق افتاد و آن کوتاه آمدن در مقابل دلواپسان و جریان منتقد دولت بود.

                                                آقای روحانی فکر می‌کرد که اگر در حوزه وزرای سیاسی و اجتماعی مثل کشور، ارشاد، آموزش وپرورش، علوم و... کوتاه بیاید می‌تواند حساسیت‌زدایی کرده و منتقدان را همراه سازد درحالی‌که سابقه نشان داد این مساله به هیچ عنوان مطرح نیست. روی کارآمدن ترامپ در آمریکا، خروج وی از برجام و بازگشت مشکلات اقتصادی نیز با این مساله توام شد.

                                                آنچه اکنون مدنظر است اینکه تیم آقای‌روحانی در حلقه مشاوران و مردان اجرایی کارآمدی لازم را برای عبور از بحران‌ها در کشور ندارد. قطعا رئیس‌جمهور می‌تواند از ظرفیت بالای اصلاح‌طلبان برای پیشبرد امور استفاده کند. آقای روحانی دیگر امکانی برای بریاست جمهوری مجدد نخواهد داشت، اما می‌تواند با بهره‌گیری از حداکثر ظرفیت‌های موجود اجرایی در کشور از بین مدیران اصلاح‌طلب، خاطره خوشی را از دوران خود به یادگار بگذارد.

                                                مردم سختی‌ها را می‌بینند و اگر دولتی بتواند سختی‌ها را مدیریت کند قطعا راضی خواهند بود. مردم در دوران جنگ نیز سختی‌های زیادی کشیدند، اما چون شرایط دشوار بود، هنوز از عملکرد دولت جنگ به عنوان عملکردی قوی یاد می‌شود. چرا که جهت‌گیری‌های دولت در راستای رفع مشکلات مردم بوده است. انتقاد امروز اصلاح‌طلبان از رئیس‌جمهور نیز نه برای عبور از آقای روحانی و نگاه به انتخابات‌های آینده؛ بلکه برای هرچه کارآمد کردن دولت تدبیر و امید است.

                                                • علي تاجرنيا
                                                • انتقاد
                                                • حسن روحاني
                                                • دولت
                                                • كارآمد
                                                • رئيس جمهور
                                                  ]]>
                                                  hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Sun, 16 Sep 2018 09:38:54 +0430
                                                  پيش‌ نياز اميد ملت http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17785-پيش‌-نياز-اميد-ملت.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17785-پيش‌-نياز-اميد-ملت.html پيش‌ نياز اميد ملت

                                                  سيدفريد موسوي: طي ماه‌هاي اخير، چاره‌انديشي‌هاي فردي مردم براي حفظ ارزش دارايي‌هاي خود در مواجهه با وضعيت پر‌نوسان اقتصادي حاكم بر كشور به طرق مختلف در رسانه‌ها و جامعه انعكاس يافته است.

                                                  بي‌شك گسترش نااميدي در سطح جامعه نسبت به تدبير و توان مسوولان و ... دستگاه‌ها در حل مسائل جاري و پيش‌روي كشور، مهم‌ترين عاملي است كه در شكل‌گيري وضعيت فعلي ايفاي نقش كرده است.

                                                  تلاش گروه‌ها و جناح‌هاي رقيب دولت در بزرگ‌نمايي خطاها از همان روزهاي ابتدايي استقرار دولت و استفاده از تريبون‌هاي رسمي و غيررسمي در راستاي رويكرد غلط‌شماري فعاليت‌ها بدون توجه به بسترها، روندها و سياست‌هاي گذشته اقتصادي از يك سو و عدم توجه به دامنه اختيارات دولت و زمان مورد نياز براي اصلاح روندها و سياست‌هاي گذشته از سوي ديگر در ايجاد اين نااميدي نقش مهم و اساسي داشته است.

                                                  اما نقش برخي اقدامات همچون تعلل دولت در كنترل نقدينگي، حراج منابع محدود و ارزشمند بانك مركزي، فساد و توزيع رانت در تخصيص ارز دولتي در ديگر سو را نيز نمي‌توان در تقويت نااميدي بين مردم ناديده گرفت.

                                                  سخنان دولتمردان در اين ايام چنان است كه گويي اوضاع امروز كشور كوچك‌ترين تغييري نسبت به قبل نداشته و انگار كه «نه خاني آمده و نه خاني رفته است». حال آنكه حداقل انتظار از دولت در اين شرايط واقع‌بيني و اقدام متناسب با شرايط موجود و قبول خطاها و كوتاهي‌هاست. به هر روي اقتصاد كشور سال‌هاست دچار عارضه‌هايي است كه در درمان آنها غفلت شده و در بازه‌هاي زماني مختلف مُسكن‌هايي تجويز شده كه امروز حتي بدون تهديدهاي بين‌المللي هم اثرات آن مُسكن‌ها از بين رفته است.

                                                  با اين وجود امروز، دولت سكاندار است و با علم بر اين واقعيت‌ها قبول مسووليت كرده و عدم اقدام منطقي و به موقع دولت در عارضه‌يابي و درمان، ممكن است فرآيند درمان را طولاني‌تر، پيچيده‌تر و پرهزينه‌تر كند. مردم از دولت انتظار شق‌القمر ندارند، اما اينكه در برابر اتفاقات اقتصادي داخلي و بين‌المللي، اقدام اثربخش و بايسته‌اي را از سوي دولت در‌نمي‌يابند يا حتي برنامه‌اي مدون و منسجم براي مواجهه با بحران پيش‌ رو را نمي‌بينند، دچار نگراني و بي‌اعتمادي مي‌شوند.

                                                  مردمي كه هنوز اقدامات غيرمدبرانه دولت قبل را در زمان تحريم‌هاي پيشا‌برجام از ياد نبرده‌اند، وقتي انفعال و بي‌برنامگي دولت را در مواجهه با وضعيت كنوني مي‌بينند، با نگراني بيشتري در پي پيشگيري از افت ارزش دارايي‌هاي خود بر مي‌آيند. همين تصميم عمومي عامه مردم است كه نقدينگي‌هاي خرد را روزي روانه بازار سكه و ارز مي‌كند و روزي روانه بازار خودرو و روزي ديگر روانه تقاضا براي فلان كالا.

                                                  اين دومينو متوقف نخواهد شد، مگر با پذيرش اين واقعيت از جانب مردم كه كارگزاران صادقانه و به موقع، عارضه را تشخيص داده و به موقع با تمام ظرفيت‌ها جهت رفع آن اقدام مي‌كنند.

                                                  ناگفته پيداست كه در شرايط كنوني اقتصاد ايران، درك دولت از لزوم تغيير رويكرد براي مديريت اوضاع بسيار ضروري به نظر مي‌رسد. تركيب تيم اقتصادي دولت كه در وضعيت عادي اقتصاد نيز بعضا ساز ناكوك و ناهماهنگ مي‌زدند، در وضعيت كنوني قطعا مستلزم يك بازنگري جدي است.

                                                  تا مادامي كه تيم اقتصادي دولت يك تيم همگن و هماهنگ نباشد، نمي‌توان اتخاذ تصميمات بهينه براي مديريت اقتصاد كشور را از آنها انتظار داشت. لكن با وجود اينكه اين موضوع به‌ويژه طي ماه‌هاي اخير به دفعات توسط گروه‌هاي مختلف اقتصادي و سياسي دلسوز به دولت يادآوري شده، همچنان اقدام موثري از طرف دولت در حل مساله صورت نگرفته است.

                                                  متاسفانه زمان از حركت باز ‌نمي‌ايستد و سودجويان و گروه‌هاي مختلف هر روز به دنبال طرحي نو در دامن زدن به التهابات اخير بازارها هستند. افكار عمومي امروز بيش از هر زمان ديگري نياز به تقويت اعتماد عمومي و همدلي اجتماعي دارد. حتي در آزاد‌ترين اقتصادهاي دنيا نيز در شرايط خاص و غيرمنتظره، نمي‌توان جامعه را به حال خود رها كرد و انتظار حل خود به خودي مساله را داشت.

                                                  مجلس همواره تلاش كرده است در نقش مكمل و پشتيبان دولت، به دولت در اخذ بهترين تصميم در مواجهه با شرايط موجود كشور كمك كند و تاكنون كمتر موردي به خاطر دارم كه مجلس با اصرار بر راي مانع اقدام يا عملياتي كردن برنامه‌هاي دولت در حوزه اقتصادي باشد. با اين همه اما سوال اينجاست كه در دولت چه مي‌گذرد كه در شرايطي كه بدون سكاندار بودن دو وزارت اقتصادي‌اش، حتي براي يك روز هم متضمن هزينه براي كشور است، اينگونه در معرفي گزينه با برنامه به مجلس تعلل مي‌شود؟

                                                  در جامعه هنوز «اميد» به بهبود اوضاع به طور كامل نمرده است و افكار عمومي خسته از التهابات پي‌در‌پي بازارها، به‌ شدت تشنه دريافت علامت مثبت «تدبير» از دولت است. اميدوارم دولت در ارسال اين سيگنال اميدبخش به جامعه، درنگ نكند.

                                                  • پيش نياز
                                                  • اميد
                                                  • ملت
                                                  • مردم
                                                  • دولت
                                                  • مجلس
                                                    ]]>
                                                    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Thu, 13 Sep 2018 07:26:44 +0430
                                                    تنها نگرانی، بی‌ تفاوتی مردم است http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17779-تنها-نگرانی،-بی‌-تفاوتی-مردم-است.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17779-تنها-نگرانی،-بی‌-تفاوتی-مردم-است.html تنها نگرانی، بی‌ تفاوتی مردم است

                                                    داریوش قنبری: این روزها رفتار اصولگرایان مجلس کاملا انتخاباتی شده است و آنها تلاش می‎کنند از وضعیت فعلی کشور در راستای انتخابات سال آینده بهره‌برداری تبلیغاتی کنند. به نوعی در پی به فراموشی سپردن گذشته خودشان هستند.

                                                    به گونه‌ای به دولت آقای روحانی حمله می‌کنند و به گونه‌ای انتقاد می‌کنند که انگار در ایجاد شرایط فعلی کشور، آنها نقشی نداشتند و غافل از این هستند که وضعیت فعلی کشور حاصل سیاست‌های اصولگرایان در گذشته است که امروزه به این شکل خود را نشان داده است.

                                                    آنها فراموش کرده‌اند که در دوران دولت قبل از روحانی که دولت همفکر با طیف تند اصولگرا بود، به هر حال اجازه دادند که 6 قطعنامه تحریم به کشور تحمیل شود که مجددا نقش خود را در ایجاد وضعیت فعلی و بازگشت تحریم‌ها نیز در صددند به فراموشی بسپارند و دخالت خود را در ایجاد این شرایط انکار کنند.

                                                    در صورتی که مردم به خوبی می‌دانند که تحریم‌ها حاصل اصولگریان است. هم ایجاد تحریم‌ها و هم بازگشت آن حاصل سیاست‌هایی است که طیف اصولگرا در پیش گرفت و در مجموع در زمانی که تحریم‌ها ایجاد شد، آقای روحانی رئیس‌جمهور نبود. اتفاقا دولت آقای روحانی وارث دولتی تحریم زده بود که از سوی اصولگریان به آقای روحانی تحویل داده شد.

                                                    در مجموع به هر حال آقای روحانی توانست در چهار سال ابتدای ریاست جمهوری، برجام را به نتیجه برساند و آثار تحریم‌ها را تا حدودی از بین ببرد، اما متغیرهای داخلی و خارجی باعث شد که مجددا تحریم‌ها به کشور برگردد. متغیر خارجی، روی کارآمدن ترامپ در آمریکا بود و متغیر داخلی، واکنش‌ها و عملکرد طیف تندروی اصولگرا تحت عنوان دلواپسان بود و در نهایت باعث شد عملا تحریم‌ها بازگردد.

                                                    این وضعیت تحریم و وضعیت نابسامان اقتصادی و همچنین سایر مسائل موجود در کشور، حاصل عملکرد همین طیف اصولگراست و اکنون این طیف از آقای روحانی طلبکار شده و به جای اینکه در قبال سیاست‌های خود، پاسخگو باشند، علیه دولت موضع می‌گیرند و به دولت حمله می‌کنند. اصولگریان درصددند که از وضعیت فعلی دولت در جهت پیروزی در انتخابات سال آینده مجلس بهره‌برداری تبلیغاتی کنند.

                                                    این وضعیت در واقع یک تناقض به طنز جالبی تبدیل شده که از یک طرف به واسطه عملکرد این گروه مشکل ایجاد می‌شود و از طرف دیگر همین افراد تلاش می‌کنند تقصیرات را به گردن سایرین بیندازند و تمام تلاش خود را می‌کنند که از این وضعیت، بهره‌برداری تبلیغاتی و سیاسی کنند.

                                                    معتقدم که مردم به خوبی این جریان و اقدامات آن را شناخته و فعالیت آن را به خوبی مورد ارزیابی قرار داده‌اند. مردم می‌دانند که در ایجاد شرایط فعلی، چه جریانی مقصر است و چه کسانی این شرایط را برای کشور ایجاد کرده‌اند. به هر حال مردم اقدامات جریان اصولگرا را رصد می‌کنند و هماگونه که در انتخابات 92، 94 و 96 دست رد به سینه این جریان زدند، بسیار بعید است که این جریان در انتخابات آینده، امیدی داشته باشد.

                                                    البته تنها نگرانی که وجود دارد، بی‌تفاوتی مردم است که در عرصه حضور پیدا نکنند و در انتخابات، مشارکت اندک داشته باشند که در صورت مشارکت کم مردم، متاسفانه شانس پیروزی جریان اصولگرا بسیار بیشتر می‌شود.

                                                    در مجموع با مشارکت وسیع و گسترده، قطعا جریان اصولگرا، شانسی برای موفقیت ندارد. رسانه‌ها نیز باید اقدامات جریان اصولگرا را در راستای انتخابات سال آینده، رصد کنند و از اینکه این جریان، فرصت بیشتری برای ایجاد مشکل برای کشور داشته باشند، جلوگیری به عمل بیاورند.

                                                    • داريوش قنبري
                                                    • تنها
                                                    • نگراني
                                                    • بي تفاوتي
                                                    • مردم
                                                    • دولت
                                                      ]]>
                                                      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Thu, 13 Sep 2018 07:05:22 +0430
                                                      جامعه؛ در انتظار تحول اساسي http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17766-جامعه؛-در-انتظار-تحول-اساسي.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17766-جامعه؛-در-انتظار-تحول-اساسي.html جامعه؛ در انتظار تحول اساسي

                                                      عبدالله ناصري: جامعه در اين روزها منتظر يك تحول اساسي است. شرايط اقتصادي، بين‌المللي و منطقه‌اي و بحران‌هاي اخير در چهل سال گذشته بي‌سابقه بوده است. مجموعه اين تحولات در سه دسته انقلاب، كودتا يا رفرم مي‌تواند جاي بگيرد. با توجه به خصلت‌هاي تاريخي ملت ايران دو مورد اول تكرار نخواهند شد.

                                                      بنابراين جامعه اگر منتظر تحول اساسي باشد، راهي به جز رفرم و اصلاح پيش روي خود ندارد. افكارعمومي پذيرفته‌اند كه اگر قرار باشد حركت جدي در كشور رخ دهد، فقط گفتمان اصلاحات است كه مي‌تواند آن را مديريت كند. جريان اصلاحات به جهت تجربه تاريخي 40 ساله، برآمدن از انقلاب و تبيين مانيفست اصلاحگرانه توان مديريت دارد.

                                                      اگرچه به خاطر قدرت رسانه‌اي، امنيتي و اقتصادي جريان رقيب مقداري ذهنيت عموم جامعه نسبت به كاركرد اصلاح‌طلبي مخدوش شده است. جامعه بعد از جنبش دوم خرداد به تاثيرات اصلاح‌طلبي اعتقاد داشت و اكنون به خاطر تبليغات رقبا گفتمان اصلاحات عموميت كمتري پيدا كرده است.

                                                      نمي توان انكار كرد كه بخشي از جامعه در چند سال اخير به خصوص بعد از سال 92 و از دي ماه گذشته از اصلاحات عبور كرده‌اند. اما واقعيت اين است كه هيچ راه خير و مصلحتي براي جامعه ايران به غير از گفتمان اصلاحات متصور نيست. اكثريت اصلاح‌طلبان اين اميد را دارند كه بتوانند دوباره با گفتمان اصلاحات مسير فاصله گرفته جامعه مدني را با حاكميت از بين ببرند و دوباره اعتماد عمومي را باز گردانند.

                                                      تحول اساسي اصلاح‌طلبانه‌اي كه جامعه منتظر آن است بايد هر چه سريع‌تر صورت بگيرد؛ وگرنه دچار بحران مشروعيت خواهيم شد. اين اتفاق متضمن اين است كه كانون‌هاي پرقدرت اراده كنند و نهادهاي حاكميتي را براي اين مساله بسيج كنند. فارغ از اينكه اصلاح‌طلبان بر سر كار باشند يا نه، اين گفتمان بايد پيگيري شود. يكي از راه‌ها اين است كه تنش زدايي در سطح منطقه و بين‌الملل در چارچوب مديريت كشور قرار بگيرد.

                                                      در اين صورت خيلي از بحران‌هاي داخلي نيز حل مي‌شود. هر كسي كه بر سر كار باشد، فرقي نمي‌كند. آنچه اهميت دارد اين است كه گفتمان اصلاحگرانه پيش رفته و تحول مهمي در برابر چشمان جامعه رخ دهد. جز اين هيچ راهي براي سعادت و سلامت جامعه متصور نيست. بدون جرقه يك تحول اساسي، بحران اعتماد در جامعه به مراتب بيشتر و بيشتر خواهد شد.

                                                      • عبدالله ناصري
                                                      • جامعه
                                                      • انتظار
                                                      • تحول اساسي
                                                      • دولت
                                                      • مجلس
                                                        ]]>
                                                        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Wed, 12 Sep 2018 08:01:23 +0430
                                                        مدیریت جوانان آری یا خیر؟ http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17760-مدیریت-جوانان-آری-یا-خیر؟.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17760-مدیریت-جوانان-آری-یا-خیر؟.html مدیریت جوانان آری یا خیر؟

                                                        غلامرضا انصاری: طرح منع به‌کارگیری بازنشستگان حواشی زیادی ایجاد کرد اما نباید غیرمنصفانه از تصویب آن خوشحال بود، چراکه بر همگان واضح و مبرهن است که با خروج افراد باتجربه از سیستم مدیریت و سپردن کرسی‌ها به جوانان نه تنها مشکلات حل نمی‌شود بلکه به آنها افزوده خواهد شد.

                                                        این مصوبه در عالم واقعیت خدمت به جوانان نیست بلکه شاید نامهربانی با آنها باشد زیرا سیستم مدیریتی کشور دچار چالش و مشکلات بزرگتری می‌شود. تجربه مدیریت موضوعی نیست که بتوان آن را از جوانان انتظار داشت. بهتر آن بود با تدبیر بیشتری به ارائه این طرح و تصویب آن پرداخته می‌شد.

                                                        یکی از موضوعاتی که به آن توجه نشد امکان سهمیه بندی بود یعنی طراحان قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان می‌توانست چنین پیشنهاد دهند که 30 درصد پست‌های مصوب اداری و مدیریتی به جوانان اختصاص پیدا کند و برای هر رده مدیریتی موضوع سن و سال مطرح باشد.

                                                        به طور طبیعی نمی‌توان جوانی را در مدیریتی منصوب کرد که نیاز به سال‌ها تجربه دارد و در نهایت عملکرد خوبی ارائه ندهند تا نگاه جامعه به مدیریت جوانان همراه با تردید و ناامیدی شود. مدیریت کشور به مدیران باتجربه نیاز دارد و اگر چنین نباشد تبعاتی را برای جامعه به همراه دارد که احمدی‌نژاد. او نمونه واضح آن است.

                                                        در آن دوران شعار جوانگرایی او گوش فلک را کر کرده بود و در راستای محقق کردن این شعار، پست‌ها را به جوانانی سپرد که فاقد تجربه و درک از جایگاهی بودند که به آنها سپرده شده بود. آن جوانان شایستگی لازم را نداشتند و حتی مدارک تحصیلی آنها نه تنها بسیار پایین بود بلکه با سمتی که به آنها سپرده شده بود همخوانی نداشت که همه شاهد تبعات این انتصاب‌ها بودند و هنوز هم پس از سال‌ها آثار این بی‌تدبیری در جامعه نمایان است.

                                                        مسائل اداری و آیین‌نامه‌های دولتی پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد. از نظر من وقتی یک تغییر و تحولی در ساختار اداری کشور ایجاد می‌شود، سازمان مسئولش که سازمان اداری استخدامی کشور است با نگاه کارشناسی باید به تدوین لایحه و ایجاد تغییرات بپردازد تا با کمترین هزینه بیشترین دستاورد را به دست آورد.

                                                        آنطور که از طرح منع به‌کارگیری بازنشستگان بر می‌ِآید چنین است که نگاه کارشناسی نسبت به طرح نبوده و در مرحله تدوین و تصویب مولفه‌های دیگر مدنظر بوده است. با روشی که در قانون اداری استخدامی کشور پیش از این در نظر گرفته شده بود، امکان به کارگیری کارشناسان در هر رده‌ای بالای 35 سال باید با مصوبه دولت انجام می‌شد.

                                                        در دولت‌های گذشته هم خیلی کم اتفاق می‌افتاد که افرادی را بالای سقف 30 سال به کار بگیرند. در این دولت اشتباهی که اتفاق افتاد این بود که بیش از حد متعارف از بازنشستگان استفاده شد. دلیلش هم این بود که بخش قابل توجهی از نیروهای کارآمد و کاردان که طی 40 سال گذشته سلسله مراتب اداری را طی کرده بودند و دارای تجربه‌های مفید بودند در دوره دولت محمود احمدی‌نژاد یا بازنشسته شدند یا از سیستم اداری حذف شدند.

                                                        در این فاصله هشت ساله، طبیعی بود که از سن مدیریت خیلی از نیروها گذشت. لازم است تا اصلاحاتی در این طرح صورت گیرد، چراکه با اجرا و نتیجه غیرموفق آن، جوانان دیگر برای حضور در رده‌های مدیریتی مدنظر قرار نخواهند گرفت که این امر شایسته جوان لایق ایرانی نیست.

                                                        • مديريت
                                                        • جوانان
                                                        • آري
                                                        • خير
                                                        • دولت
                                                        • اصلاح طلبان
                                                          ]]>
                                                          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Wed, 12 Sep 2018 07:30:20 +0430
                                                          تحصيل و الزامات قانوني http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17749-تحصيل-و-الزامات-قانوني.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17749-تحصيل-و-الزامات-قانوني.html تحصيل و الزامات قانوني

                                                          بهمن كشاورز: اصول حاكم بر نحوه آموزش از اولين مراحل تا سطوح عاليه در اصول قانون اساسي پيش بيني شده است و بنابراين حق آموزش از حقوق ملت ايران است و محروم كردن افراد از آن اصولا ميسر نيست. مگر در شرايط خاص و به حكم قانون.

                                                          در خصوص لايحه برخورداري از تحصيل براي همگان در دوره‌هاي آموزش عالي موارد ذيل بايد مورد توجه قرار بگيرد:

                                                          1- به موجب بند سوم اصل سوم قانون اساسي «آموزش و پرورش و تربيت‌بدني رايگان براي همه در تمام سطوح و تسهيل و تعميم آموزش عالي» از وظايفي است كه به عنوان هدف براي دولت جمهوري اسلامي تعيين شده و بايد همه امكانات خود را براي وصول به آن به كار گيرد.

                                                          2- اصل سي‌ام قانون اساسي مي‌گويد «دولت موظف است وسايل آموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم كند و وسايل تحصيلات عالي را تا سر حد خودكفايي كشور، بطور رايگان گسترش دهد.»

                                                          3- چون كلمه «رايگان» در اين دو اصل اين تصور را ايجاد كرده بود كه دريافت شهريه در مدارس و موسسات آموزش عالي غيردولتي و ملي بايد ممنوع شود و مراتب از شوراي نگهبان استعلام شد، پاسخ شوراي نگهبان اين بود كه «مستفاد از اصل 30 قانون اساسي دولتي بودن آموزش و ممنوعيت تاسيس مدارس و دانشگاه‌هاي ملي به موجب قوانين عادي نيست.»

                                                          4- بنابراين اصول حاكم بر نحوه آموزش از اولين مراحل تا سطوح عاليه در اصول قانون اساسي پيش بيني شده است و بنابراين حق آموزش از حقوق ملت ايران است و محروم كردن افراد از آن اصولا ميسر نيست. مگر در شرايط خاص و به حكم قانون. گمان مي‌رود در لايحه مذكور آنجا كه محروم كردن افراد از تحصيلات در موارد خاصي تجويز شده است، چندان قابل دفاع نيست. زيرا برخورداري از آموزش عالي موجب تعالي فكر و ارتقاي اخلاقي انسان مي‌شود و اين نوع محروميت در بندهاي ماده 23 قانون مجازات اسلامي كه بيانگر مجازات‌هاي تكميلي و تبعي است پيش بيني نشده بلكه در بند«ژ» ماده 23 حتي الزام به تحصيل از مجازات‌هاي تكميلي و تبعي تلقي شده است و نيز ادامه تحصيل در همه سطوح در زمره حقوق اجتماعي كه در ماده 26 قانون مجازات برشمرده شده، نيست و لذا نمي‌توان كسي را به عنوان مجازات تبعي از تحصيل محروم كرد و اين ارتباطي به نوع جرم ارتكابي ندارد. به عبارت ديگر فردي كه به اتهام جرايم احصا شده در لايحه اخير در مرحله تحقيق است يا حتي محكوم شده مي‌تواند از حقوق خود مقرر در قانون اساسي برخوردار شود و گمان مي‌رود آوردن اين موارد در ماده‌اي كه ذات آن جنبه ارتقاي فرهنگي و تعميم آزادي‌هاي فردي دارد، صحيح نيست.

                                                          5- آنچه مسلم است با تصويب اين لايحه هيچكس را جز در شرايطي كه نمره درسي‌اش كافي نباشد، نمي‌توان از ادامه تحصيل محروم كرد. به عبارت ديگر ستاره‌هاي راجع به اين قضيه بايد زمين را ترك كنند و به جاي اصلي خود در آسمان بروند.

                                                          6- بطور كلي ارتباط دادن تحصيلات چه در سطوح پايين و چه در مقاطع عالي با مسائل عقيدتي و سياسي قابل پذيرش نيست. بنده به ياد دارم در روزگار گذشته فردي كه به لحاظ عضويت در يك حزب منحله محكوميت پيدا كرده و حتي تبعيد شده بود، مقاطع ليسانس و فوق ليسانس را پشت سر گذاشت و در آزمون دكتري حقوق هم قبول و به كانون وكلا نيز وارد شد و با من كارآموزي كرد و در هيچ يك از اين مراحل كسي بابت عقايد سياسي‌اش مانع او نشد و حتي شغلش را كه معلمي بود از او نگرفتند، صرفا گفتند به كادر دفتري منتقل شود اما حتي در اين حالت نيز در مدارس غيردولتي به صورت حق التدريسي كار مي‌كرد. بنابراين لايحه مذكور در مجموع مثبت ارزيابي مي‌شود هرچند استثنائات آن جاي تامل دارد.

                                                          • بهمن كشاورز
                                                          • حق تحصيل
                                                          • الزامات
                                                          • قانون
                                                          • دانشگاه
                                                            ]]>
                                                            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Tue, 11 Sep 2018 07:35:13 +0430
                                                            جامعه ناچار از امید به آینده http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17736-جامعه-ناچار-از-امید-به-آینده.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/item/17736-جامعه-ناچار-از-امید-به-آینده.html جامعه ناچار از امید به آینده

                                                            محمد کیانوش راد: می‌گویند با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی‌شود. از نظر عقلی و اجتماعی شکی نیست که در هر شرایطی فرد یا جامعه باید در سخت‌ترین شرایط نیز امیدوارانه و با قصد ایجاد شرایط بهتر تلاش کند.

                                                            اما از لحاظ روانشناختی واقعیت این است، هنگامی که مردم از انجام برخی از امور ابتدایی خویش دچار تنگنا می‌شوند در آن صورت صرف وعده امیدوارانه موجب دوری از نا امیدی نخواهد بود.

                                                            حادثه‌ای که در چند روز گذشته در مقابل شهرداری تهران با خودسوزی مردی به دلیل مشکلات ایجاد شده صورت گرفت و موارد مشابه دیگر، مثل آمار خودکشی‌ها و بزه‌های اجتماعی گویای آن است که جامعه در وضعیت دشواری قرار دارد و تنها با اجرای اقدام‌های عملی و ملموس قابل رفع خواهد بود. جوامع نیز مثل افراد ممکن است دچار نا‌امیدی شوند. واکنش نا امیدی در فرد ممکن است عصیان، خودکشی و یا انفعال و انزوا باشد.

                                                            در جوامع نیز بروز چنین حوادثی می‌تواند آثار زیان بار اجتماعی داشته باشد به‌دلیل اینکه سرخوردگی و نا امیدی موجب طغیان می‌شود، بلکه با فقدان سرمایه اجتماعی به درونی کردن ارزش‌ها و هنجارها آسیب می‌زند. در نتیجه در وضعیت نا امیدی اجتماعی هم سرکشی‌های اجتماعی و هم درگیری‌های درون جامعه افزایش پیدا می‌کند و می‌تواند آثار زیانبار خود را نشان دهد.

                                                            از این رو ناچار هستیم که امیدوار باشیم و امیدواری را گسترش دهیم. لذا ناگزیر هستیم که حس همدردی اجتماعی و همکاری‌های متقابل میان مردم و دولت را به عنوان فعالان سیاسی یا اصحاب رسانه گسترش دهیم. در اینجا دولت نیز وظیفه بسیار خطیری را برعهده دارد. دولت باید بداند که اگر امروز برای حل بی‌اعتمادی کاری نکند، فردا هر اقدام مثبتی که انجام دهد با ناباوری مردم مواجه خواهد شد.

                                                            اینکه امروز شاهدیم که مردم به رسانه‌های داخلی، صداوسیما، سخن و قول مسئولان کمتر اهمیت داده و اعتماد می‌کنند، دلیل آن را باید در آسیبی جست‌وجو کرد که به سرمایه اجتماعی خصوصا از سال‌های دولت‌های نهم و دهم به بعد وارد شده است.

                                                            البته پر واضح است که مشکلات به‌وجود آمده عمدتا ناشی از شرایط بین‌المللی است، اما اولا چرا به لحاظ اجتماعی در چنین شرایطی به جای همیاری، همدلی و کمک به یکدیگر درصدد رقابت در ذخیره بیشتر و احیانا رفتارهای نامناسبی چون احتکار و گرانفروشی هستیم؟

                                                            آنچه که گویای شرایط فعلی اجتماعی است این است که به اعتماد مردم آسیب‌های جدی وارد شده و سرمایه اجتماعی جامعه ایران در حال اضمحلال است که باید در این جهت مجموعه‌ای از متخصصان در رشته‌های مختلف از اقتصاددانان تا جامعه‌شناسان برای چاره‌جویی چنین ناهنجاری‌هایی فکر اساسی نمایند.

                                                            ثانیا همانگونه که رئیس‌جمهور نیز اخیرا اظهار نمود، بخشی از مشکلات به خود دولت باز می‌گردد که یا ناشی از شتابزدگی و بی‌دقتی در تدوین برنامه‌هاست و یا به دلیل عدم نظارت جدی، مستمر و قاطع است که شاهد بروز چنین مشکلاتی هستیم. به هر حال دولت باید به صورت جدی و شبانه روز نسبت به رصد کردن مسائل جامعه و بهره‌گیری از مجموعه کارشناسان اعم از موافق و مخالف، برنامه‌ای برای گذر از شرایط ناپایدار فعلی تدوین کند.

                                                            البته در شرایط کنونی تضعیف و فشار به دولت نه تنها کارساز نخواهد بود بلکه می‌تواند به آشفتگی بیشتر تصمیمات دولت و نا امیدی مردم دامن بزند. این به معنای نفی ارتباطات و ارائه پیشنهادهای سازنده و اصرار فعالان سیاسی و مطبوعاتی نسبت به پاسخگو بودن دولت نخواهد بود.

                                                            دولت نیز باید همانگونه که بارها گفته شده، نسبت به تقویت تیم اقتصادی خود اقدام کند. اکنون درچنین شرایطی که باید بخش رسانه‌ای و ارتباطی دولت فعال‌تر از گذشته باشد، همچنان شاهدیم که دولت فاقد سخنگو جهت ارتباط با اصحاب رسانه و مردم است و این یکی از مشکلاتی است که دولت با آن مواجه است.

                                                            • محمد كيانوش راد
                                                            • جامعه
                                                            • ناچار
                                                            • اميد
                                                            • آينده
                                                            • مردم
                                                            • دولت
                                                              ]]>
                                                              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) یادداشت Tue, 11 Sep 2018 06:38:04 +0430