گزارش - هم آوا - هم آوا http://hamavanews.com Thu, 19 Jul 2018 10:26:41 +0430 Joomla! - Open Source Content Management. Translated by JoomlaFarsi.com fa-ir عصبانيت بدنه اصولگرايي به خاطر حمايت رهبري از دولت http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17127-عصبانيت-بدنه-اصولگرايي-به-خاطر-حمايت-رهبري-از-دولت.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17127-عصبانيت-بدنه-اصولگرايي-به-خاطر-حمايت-رهبري-از-دولت.html عصبانيت بدنه اصولگرايي به خاطر حمايت رهبري از دولت

شايد براي برخي از پديده‌هاي دروني جريان اصولگرا نتوان فكت‌هاي مشخص ارايه كرد اما از رصد بيروني مواضع مي‌توان به آتش‌زير خاكستر پي برد.

به گزارش خبرنگار هم آوا، روزنامه فرهيختگان در سرمقاله خود به قلم محمد زعيم‌زاده ذيل عنوان «تفاوت آقاي خامنه‌اي با بقيه» به بهانه ديدار رهبري با هيات دولت نوشت: «حاكم جامعه اسلامي در هر سطحي از قدرت كه هست بايد علاوه‌بر همه وظايف و تكاليف حاكميتي كه انجام مي‌دهند، مساله ارتباط گرم و موثر با طيف‌هاي مختلف مردم و نخبگان را فراموش نكنند.»

محسن مهديان، مديراخبار داخلي خبرگزاري فارس نيز در يادداشتي به تفاوت‌هاي جريان اصولگرايي و رهبري پرداخت و با طرح اين سوال كه «فكر مي‌كنيد مهم‌ترين تفاوت ميان ما و رهبرانقلاب چيست؟ بصيرت؟ پيش‌بيني؟ اطلاعات روز؟ دشمن‌شناسي؟» به ١٠ تفاوت عمده اين جريان با رهبري اشاره مي‌كند و مي‌نويسد: «با اين ١٠ عنوان، تفاوت سبك رفتاري ما و رهبري در موضوعات مختلف سياسي و اجتماعي را مي‌توانيد فهرست كنيد. فاصله معنادار است و نگران‌كننده.»

روز برگزاري ديدار رهبري و هيات دولت كانال‌هاي تندروي اصولگرا براي انتشار خبر اين ديدار از تيتر «احضار دولت توسط رهبري» استفاده كردند كه نشان مي‌داد انتظار انتقاد تند رهبري از دولت را داشتند. انتظاري كه محقق نشد. تا جايي كه كبري آسوپار، يكي از نويسندگان روزنامه جوان در توييتي مدعي سانسور انتقادات رهبري از دولت، توسط پايگاه اطلاع‌رساني رهبري شد.

از طرف ديگر حسين قدياني هم در سرمقاله روزنامه وطن‌امروز نوشت: «قدر آقا را بدانيم». نگاهي به مقاله او ماجرا را گوياتر مي‌كند. او صريح‌تر حرف مي‌زند و روشن‌تر بيان مي‌كند: «القصه! صبح يكشنبه كه در خبرگزاري‌ها متوجه ديدار رهبر انقلاب و هيات دولت شدم، حتم كردم اين‌بار و بدون تعارف، سخن بر مدار توپ و تشر مي‌رانند حضرت آقا كه آخر اين چه وضعي است؟! و چرا ملت بايد اين همه از دولت ناراحت باشد؟! خامنه‌اي ليكن اگر چه باز هم صداي ملت شد ولي باز پدري كرد و صبوري! حتما بايد فرق داشته باشد آنكه نامش امام است با ديگران! دگربار نشان داد خامنه‌اي، دست خدا بر سر ملت و دولت ماست! مبادا كه بر اين دست زخم‌خورده، ما نيز زخم بزنيم!»

كيهان، پايان شعار نه شرقي، نه غربي را اعلام كرد

بعد از برگزاري ديدار صميمانه ترامپ و پوتين (كه حتي صداي رسانه‌ها و سياستمداران امريكايي را نيز در آورده بود) رسانه‌هاي اصولگرا تلاش كردند تا در بازتاب اين ديدار، پوتين را از زير تيغ انتقاد خارج كنند. خط كلي كه اكثر رسانه‌هاي اصولگرا به آن پرداختند اين بود: «پوتين در اين ديدار ايران را نفروخته است». تا آنجا كه روزنامه جوان در گزارش اصلي خود اشاره مي‌كند: «برخلاف تبليغات و انتظار خيلي‌ها در نشست پوتين و ترامپ توافقي درباره سوريه به جز درباره جنوب اين كشور صورت نگرفت و انتظار مي‌رود پرونده جنگ سوريه با اشغالگري امريكا در شمال و جنوب شرقي و فعاليت تروريست‌ها در استان ادلب بيشتر در ميدان تعيين شود تا ميز مذاكرات.»

اين روزنامه مدعي مي‌شود كه «به اطلاعاتي دست پيدا كرده كه از فضاي كاملا مثبت ملاقات دوساعته پوتين و ولايتي حكايت دارد، ملاقاتي كه پوتين از رويكرد ايران در تحولات سوريه حمايت كرده است.»

همزمان سرمقاله كيهان به موضوع اين ديدار پرداخته و تلاش مي‌كند تا به انتقادها پاسخ دهد و در ذيل آن پايان شعار نه شرقي نه غربي را اعلام مي‌كند. جعفر بلوري سرمقاله خود را با اين سوالات آغاز مي‌كند: «آيا روسيه غير قابل اعتماد است؟ برقراري روابط استراتژيك با اين كشور درست است يا غلط؟ اينكه، «امريكا و اروپا در برجام بدعهدي كردند، پس قابل اعتماد نيستند لذا بايد به سمت روسيه، هند، چين يا مثلا اندونزي و بطور كلي كشورهاي همسايه برويم» به معناي اين است كه، «شعار نه شرقي و نه غربي» را زير پا گذاشته‌ايم؟ اصلا آيا چرخش به سمت كشورهايي غير از آن ٥ كشور بدعهد غربي يعني، چرخش به شرق؟» در ادامه نيز پاسخ مي‌دهد: «شعار«نه شرقي نه غربي» براي دوران« جهان دوقطبي» است، جهاني كه تمام شده است. امروز اثري از شوروي باقي نمانده است. آيا امروز جهان دو قطبي است؟! امروز چين و هند قطب نيستند؟! يعني واقعا روسيه امروز همان شوروي سابق است و اتفاق مهمي مثل فروپاشي شوروي رخ نداده است؟!»

او در نهايت معتقد است كه دليل اين همه سروصدا براي اين است كه سفر ولايتي به مسكو «بسيار مهم‌ و پربار بوده است كه فقط گوشه بسيار كوچكي از آن رسانه‌اي شده و جيغ امريكا و اروپا و آن جريان واداده را درآورده است!»

منبع: اعتماد

  • عصبانيت
  • بدنه
  • اصولگرايان
  • حمايت
  • رهبر انقلاب
  • دولت
    ]]>
    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Thu, 19 Jul 2018 06:51:38 +0430
    پشت‌ پرده اهانت‌ جنسيتي در فايل صوتي منتسب به آقاي نماينده http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17126-پشت‌-پرده-اهانت‌-جنسيتي-در-فايل-صوتي-منتسب-به-آقاي-نماينده.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17126-پشت‌-پرده-اهانت‌-جنسيتي-در-فايل-صوتي-منتسب-به-آقاي-نماينده.html پشت‌ پرده اهانت‌ جنسيتي در فايل صوتي منتسب به آقاي نماينده

    عليرضا كيانپور: انتشار فايل صوتي در فضاي مجازي كه در آن مردي با استفاده از كلمات ركيك و توهين‌آميز مخاطب را كه احتمالا زني است كه مورد سوءاستفاده جنسي قرار گرفته تهديد مي‌كند و همزمان سعي در تطميع او دارد، بار ديگر شايعاتي درمورد احتمال نقش داشتن يكي از نمايندگان مجلس در اين پرونده را به ميان كشيده است.

    آخرين روزهاي فروردين‌ماه امسال بود كه انتشار فايل صوتي يكي از جلسات علني مجلس، اين معما كه كدام‌يك از نمايندگان از عبارت «خانوم خوشگلا» استفاده كرده، به سوژه داغ كاربران فضاي مجازي و در ادامه ادبيات رسانه‌اي رسمي كشور تبديل شد. حالا در مدت‌زماني كمتر از ٣ ماه، بار ديگر انتشار يك فايل صوتي معمايي جديد براي كاربران فضاي مجازي ايجاد كرده و هركس به‌طريقي سعي در پيدا كردن «پرتقال‌فروش» دارد.

    البته اين‌بار برخلاف دفعه پيش گزينه‌ها چندان متعدد نيستند و قاعدتا بسياري از ٢٩٠ نماينده مجلس از مظان اتهام خارج مي‌شوند و مهم‌تر اينكه برخلاف مورد پيشين، از همان بدو انتشار فايل صوتي، به عنوان مكالمه تلفني يكي از نمايندگان يك استان و در رسانه‌هاي محلي همان منطقه منتشر شد. هرچند اين فايل صوتي با فايل صوتي معروف به «خانوم خوشگلا» تفاوت مهم ديگري نيز دارد و آن، اينكه اين‌بار برخلاف دفعه نخست كه يك شوخي جنسيتي براي يكي از نمايندگان مجلس دردسرساز شده بود، اين‌بار اصلا بحث شوخي و طنازي آقاي نماينده درميان نيست و ازقضا، درصورت صحت انتساب اين فايل صوتي به آقاي نماينده، يك دعواي جدي، انگيزه اين مكالمه عصبي و توام با توهين و تحقير بوده است.

    بد نيست همين‌جا اين نكته را نيز مورد تاكيد قرار دهيم كه با وجود آنكه درجريان انتشار فايل صوتي موسوم به «خانوم خوشگلا» ابتدا معماي پيدا كردن صاحب صدا به يكي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي كاربران فضاي مجازي تبديل شده و در ادامه حجت‌الاسلام عليرضا سليمي كه پس از مدتي به عنوان صاحب صدا معرفي شد نيز موضوع را در چند گفت‌وگوي مطبوعاتي از اساس تكذيب كرد اما درنهايت مسعود پزشكيان، نايب‌رييس مجلس و رييس هيات نظارت بر رفتار نمايندگان در صحن علني مجلس گفت كه سليمي نماينده اصولگراي محلات از اين تعبير استفاده كرده و در عين حال توضيح داد كه برخلاف تصور كاربران فضاي مجازي، هدف از بيان اين تعبير ازسوي اين عضو كميسيون آموزش مجلس، نه بحث درباره مسائل شخصي يا جنسيتي، بلكه صحبت درمورد لايحه «پالرمو» بوده و سليمي در آن اظهارات، به‌گفته پزشكيان از نوعي كنايه و ضرب‌المثل استفاده كرده است.

    با اين حال اما عليرضا سليمي كه عضو هيات نظارت بر رفتار نمايندگان نيز هست، حاضر به اظهارنظر درباره فايل جديد منتسب به يكي ديگر از نمايندگان نشده و در واكنش به پيگيري «اعتماد» درمورد احتمال ورود هيات نظارت بر رفتار نمايندگان به اين پرونده، گفت كه از موضوع بي‌خبر است و حاضر به صحبت در اين رابطه نيست.

    احتمال شكايت فراكسيون زنان از آقاي نماينده

    همزمان پروانه سلحشوري، رييس فراكسيون زنان نيز با ابراز تاسف از اين مساله به «اعتماد» گفته است: «نمي‌توان براساس يك فايل صوتي و ادعاي يك سايت خبري يك نماينده يا اصلا يك شهروند معمولي را محكوم كنيم. اين مساله به حيثيت و آبروي افراد مربوط است و قاعدتا بايد بررسي دقيقي براي اثبات صحت يا كذب آن صورت گيرد.» اين نماينده اصلاح‌طلب مجلس در عين حال گفته است: «با اين همه درصورتي كه ادعاي مطرح شده درمورد اينكه صاحب صدا يكي از نمايندگان مجلس است، به اثبات برسد لازم است برخورد قانوني لازم انجام شود. » عضو فراكسيون اميد مجلس دهم درمورد روال قانوني رسيدگي به اين پرونده و موارد مشابه گفت كه تنها نهاد مشروع رسيدگي به اين پرونده و به طور كلي تخلفات قضايي نمايندگان مجلس، هيات رسيدگي به نمايندگان مجلس است و هر شكايتي ابتدا بايد در اين هيات بررسي شود و درصورت اثبات تخلف، پرونده براي تعيين‌تكليف نهايي به قوه قضاييه ارجاع مي‌شود.»

    رييس فراكسيون زنان مجلس در پاسخ به اينكه شك و شبهه‌هايي درمورد اينكه صاحب صدا كداميك از نمايندگان بوده و درصورت صحت اين ادعا، اين نماينده با شكايت‌هاي مشابه در گذشته نيز روبه‌رو بوده، گفت: «همان‌طور كه گفتم نمي‌توانيم فعلا قضاوتي داشته باشيم. مهم‌تر اينكه اين مساله‌اي نيست كه بتوانيم به اين راحتي درباره آن تصميم‌گيري كنيم.» او همچنين در مورد نحوه واكنش فراكسيون زنان به اين موضوع نيز گفت: «ما بايد موضوع را در فراكسيون بررسي كنيم و براساس خرد جمعي در فراكسيون و نظر همه اعضا تصميم‌گيري كنيم كه در صورت صحت مدعيات مطرح‌شده، چه واكنشي داشته باشيم.» سلحشوري در پايان تصريح كرد: «قاعدتا درصورت اثبات موضوع از طريق فراكسيون يا به طور شخصي پيگير موضوع خواهيم بود و در صورت لزوم شكايت‌مان را تقديم هيات نظارت بر رفتار نمايندگان مي‌كنيم.»

    احتمال پاپوش دوختن براي آقاي نماينده!

    طيبه سياوشي، ديگر عضو اصلاح‌طلب فراكسيون زنان مجلس نيز در اين رابطه به «اعتماد» مي‌گويد: «فايل صوتي را شنيدم اما هنوز فرصت نشده كه با اعضاي فراكسيون در اين مورد صحبت كنيم چراكه هم‌اكنون در ايام تعطيلات مجلس هستيم و ما هم بيشتر در اطراف تهران و شهرستان‌ها مشغول سركشي بوديم. درنتيجه هنوز جلسه‌اي در فراكسيون نداشتيم و فرصت گفت‌وگو در اين مورد نيز پيش نيامده است اما به نظرم حتما بايد در اين رابطه با ديگر اعضاي فراكسيون زنان نيز صحبت كنيم و به تصميم مشترك برسيم.» اين نماينده مردم تهران در مجلس در عين حال گفته است: «فارغ از اينكه انتساب فايل صوتي به يكي از نمايندگان صحت داشته باشد يا كذب است، بايد بگويم كه متاسفانه الفاظي كه در اين مكالمه مورد استفاده قرار گرفته، بسيار زشت و شنيع است.»

    سياوشي در عين حال از احتمال قديمي‌ بودن اين فايل صوتي صحبت كرد و با اشاره به برخي شنيده‌هاي خود در اين مورد، گفت: «همزمان با اينكه برخي به‌صراحت مي‌گويند اين فايل صوتي متعلق به يكي از نمايندگان است و مشخصا از يكي از همكاران نيز نام مي‌برند اما بعضي نيز گفتند كه اين فايل اصالت نداشته يا مربوط به اكنون نيست و برخي رقباي سياسي اين نماينده با بازنشر مجدد آن، سعي در اعمال فشار به او داشتند كه همان‌طور كه گفتم شخصا قادر به تاييد يا تكذيب هيچ‌كدام از اين شك و شبهه‌ها نيستم.» سياوشي همچنين مي‌گويد: «در مجموع معتقدم اين موضوع مهمي است كه بايد در فراكسيون مورد بررسي قرار گيرد و طبيعتا درصورت اثبات صحت ادعاي انتساب فايل صوتي به يكي از نمايندگان، لازم است موضوع از مسير قانوني يعني بررسي در هيات نظارت بر رفتار نمايندگان دنبال شود و در ادامه نيز درصورت اثبات تخلف، برخوردي جدي با اين نماينده صورت گيرد. همين‌طور كه اگر اين ادعا صحت نداشته باشد، بايد از او اعاده حيثيت شود.»

    احتمال بررسي در هيات نظارت بر رفتار نمايندگان

    حجت‌الاسلام عليرضا سليمي، عضو هيات نظارت بر رفتار نمايندگان در مجلس اگرچه به سوالات خبرنگار «اعتماد» پاسخ روشني نداد و اين مكالمه تلفني را نيمه‌كاره گذاشت اما در همان چند جمله، تلويحا از احتمال بررسي پرونده در اين هيات سخن گفت. نماينده اصولگراي محلات باوجود آنكه از پاسخ دادن به اين پرسش «اعتماد» درمورد احتمال ورود اين هيات به پرونده درصورت اثبات انتساب فايل صوتي به يكي از نمايندگان طفره رفت اما پيش از آن و پس از اينكه تاكيد كرد كه چيزي درمورد اين فايل صوتي نمي‌داند، گفت كه بايد موضوع بررسي شود و تا زماني كه بررسي نكنيم، نمي‌توانيم در اين‌باره اظهارنظر كنيم.

    با اين حساب بايد منتظر بمانيم كه اين يكي دو روز تعطيلات آخر هفته نيز به پايان برسد تا ببينيم پس از بازگشت نمايندگان مجلس از اتمام تعطيلات دوهفته‌اي تابستاني و آغاز به‌كار مجدد جلسات علني و كميسيون‌هاي تخصصي مجلس از يكشنبه آينده، ماجراي اين فايل صوتي به كجا مي‌رسد.

    منبع: اعتماد

    • پشت پرده
    • اهانت جنسيتي
    • فايل صوتي
    • نماينده
    • مجلس
      ]]>
      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Thu, 19 Jul 2018 06:48:07 +0430
      دلیل واقعی احضار احمدی‌ نژاد به دادگاه http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17125-دلیل-واقعی-احضار-احمدی‌-نژاد-به-دادگاه.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17125-دلیل-واقعی-احضار-احمدی‌-نژاد-به-دادگاه.html دلیل واقعی احضار احمدی‌ نژاد به دادگاه

      مطهره شفیعی:‌ ۵ سال از روزی که خبر احضار احمدی‌نژاد به دادگاه منتشر شد می‌گذرد؛ احضاری که در آن مقطع دلایل مختلفی برای آن ذکر شد و برخی سایت‌های خبری نوشتند این احضاریه به‌دنبال شکایت علی لاریجانی و همچنین رئیس کمیسیون اصل۹۰ مجلس شورای اسلامی و نیز یعقوب خلیل‌نژاد علیه رئیس‌جمهور(احمدی‌نژاد) ارسال شده است.

      اما مهدی کوچک‌زاده این ادعا را رد کرد و گفت: «رسانه‌ها دیروز شیطنتی کردند و نوشتند رئیس‌جمهور فعلی با شکایت رئیس کمیسیون اصل۹۰ به دادگاه احضار شده است، در حالی که من به عنوان یک عضو کمیسیون اصل۹۰ هیچ اطلاعی از این موضوع ندارم.»

      زمانی که خبر احضار رئیس‌‌جمهور به دادگاه رسانه‌ای شد بسیاری بر این تصور بودند که اتفاقات رخ‌داده در زمستان سال گذشته در مجلس و فیلمی که احمدی‌نژاد در صحن علنی مجلس پخش کرد عامل شکایت از وی بوده، اما حالا با توضیح برخی نمایندگان مجلس مشخص شده که نه تنها زمان شکایت از احمدی‌نژاد به مدت‌ها قبل در سال ۸۹ بر‌می‌گردد، بلکه موضوع آن نیز عدم معرفی به‌موقع وزیر ورزش و جوانان، عدم تخصیص ارز به مترو براساس قانون مصوب و عدم ارائه لایحه اساسنامه شرکت نفت است.

      در آن مقطع دولت از احضار احمدی‌نژاد شکایت داشت و سایت دولت نوشت: ‌«ارسال این احضاریه در حالی انجام شده است که بر اساس اصل ۱۴۰ قانون اساسی: رسیدگی‏ به‏ اتهام‏ رئیس‏جمهور و معاونان‏ او و وزیران‏ در مورد جرایم‏ عادی‏ با اطلاع‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ در دادگاه‏های‏ عمومی‏ دادگستری‏ انجام‏ می‏شود. سوال اینجاست که در چه زمان و با چه کیفیتی این شکایت به اطلاع نمایندگان مجلس شورای اسلامی رسیده است و آیا تشریفات قانونی بر اساس قانون اساسی انجام شده است یا خیر؟»

      کیهان و احمدی‌نژاد

      نکته قابل تامل حمایت کیهان از احمدی‌نژاد و تخطئه احضاریه‌ای بود که برای او صادر شد. این روزنامه همان وقت نوشت:‌ «آیا مسئولان محترم قوه ‌قضائیه از صدور و ابلاغ این احضاریه برای رئیس‌جمهور محترم باخبر بوده‌اند؟ اگر پاسخ مثبت است، کدام انگیزه و چه ضرورت فوری و فوتی در میان بوده است که تاخیر در صدور و ابلاغ این احضاریه را جایز ندانسته! و برای ابلاغ آن در شرایط حساس کنونی کشور عجله داشته‌اند؟ آن‌هم احضاریه‌ای که با تاریخ تشکیل دادگاه بیش از ۶ماه فاصله دارد؟ این اقدام دستگاه قضائی، در شرایط حساس کنونی که انتخابات پرشور و حماسی اخیر، دشمنان بیرونی نظام را با حیرت آمیخته به عصبانیت روبه‌رو کرده است حرکتی فراتر از یک اقدام نسنجیده است و اگر کار برخی از نفوذی‌های بدخواه مردم و مسئولان محترم قضائی نباشد به یقین پای بی‌تدبیری در میان است که شایسته دستگاه قضا نیست و در هر حال حرکتی جفاکارانه در حق رئیس‌جمهوری است که اگرچه طی چندماه اخیر نمونه‌هایی از اقدامات و مواضع غیرقابل دفاع داشته است، ولی خدمات بی‌وقفه و فراوان ایشان در بسیاری از زمینه‌ها با هیچ دولت دیگری حتی قابل مقایسه هم نیست».

      اکنون اما پرده‌ها کنار رفته و پس از 5 سال مشخص شد ماجرای احضار احمدی‌نژاد به دادگاه چه بوده است. دیروز قاضی سیامک خراسانی که اکنون بازنشست شده است به انصاف‌نیوز گفت:«احمدی‌نژاد در زمان ریاست‌جمهوری احضار شد، آنچه که قانون بود را انجام دادند. اما چیزی که در جامعه پخش شد این بود که مردم فکر می‌کردند پرونده راجع به نواری است که در مجلس پخش شده است در صورتی که اصلا راجع به آن نبود و درباره تخلفات ایشان از قانون بود. مجلس براساس آن شکایت کرده بود.»

      وی در مورد دلایل احضار توضیح داد:«مقداری از آن انجام‌ندادن بودجه بود. بحث کمک به شهرداری بود. مجلس مصوبه‌ای داشت که در بحث حمل و نقل عمومی دو میلیارد دلار به مترو کمک شود که ایشان انجام نداده بود. یک مورد هم درباره تشکیل ندادن وزارت ورزش بود و تأخیر در انجام آن. البته دقیق به یاد ندارم اما در همین حدود بود.»

      خراسانی در پاسخ به این سوال که آیا احمدی‌نژاد شاکی خصوصی داشت، اظهارکرد: «بعضی شاکی خصوصی‌ها محل اعتبار نبودند و شکایت‌هایشان را رد کردیم. مثلا یکی از شاکی خصوصی‌ها این بود که گفته بود صحبت‌های وی توهین به مردم کاشان است. گفته بودند ما می‌خواهیم استان شویم که جواب داده بود جمعیتاان کم است. خب ایشان با ادبیات خاص خودش این جمعیتتان کم است را گفته بود و این جرم نیست.»

      مدیرخراسانی در واکنش به اینکه «آقای احمدی‌نژاد و تیمش در سال اخیر مظلوم‌نمایی می‌کنند، من البته واقعا نمی‌دانم مظلوم هستند یا مظلوم‌نمایی می‌کنند. برداشت شما چگونه است، باتوجه به اینکه پرونده‌ی آقای رحیمی و آقای احمدی‌نژاد را هم رسیدگی کردید، برداشت شما از نوع مواجهه آقای احمدی‌نژاد چیست؟» گفت‌: «من خیلی فکر کردم که ایشان چرا این کارها را می‌کند، اما به تحلیل درستی نرسیدم که واقعا هدف او چیست. چرا این حرف‌ها را می‌زند که درواقع برهم‌زدن جو جامعه و گفتن مطالبی است که من فکر می‌کنم ایشان دلیلی بر اثباتش ندارد مخصوصا راجع به قوه قضائیه. البته قوه قضائیه باید پاسخ دهد اما در خیلی از موارد پاسخ دادن لازم نیست. به نظر من شیوه‌ی رفتار رئیس قوه درست است.»

      این قاضی بازنشسته درباره پرونده دیگر یاران احمدی‌نژاد از جمله محمدرضا رحیمی هم توضیح داد و در پاسخ به این سوال که «اخیرا آقای باهنر گفته‌اند که آقای رحیمی جرمی را مرتکب نشدند. شما فرموده بودید که آقای رحیمی سردسته شبکه کلاهبرداران بوده‌اند، نظرتان راجع به اظهار نظر آقای باهنر چیست؟» اظهار داشت:«محل تشخیص جرم هر کس قوه قضائیه است. اگر آقای باهنر چنین اظهارنظری کرده‌اند، خارج از وظایفشان اظهارنظر کردند. اظهارنظر ایشان محل اعتبار نیست. اتهامی برای آقای رحیمی تعیین شده و کیفرخواست آن صادر شده و دادگاه رأی داده. این رأی به کیفیتی در دیوان عالی کشور تأیید شده. اینجاست که باید بگوییم جرم هست یا نیست. من اطلاع ندارم و از آقای باهنر چیزی ندیدم ولی محل تشخیص جرم‌بودن اعمال، دادگستری است نه جای دیگر».

      منبع: آرمان

      • دليل
      • واقعي
      • احضار
      • محمود احمدي نژاد
      • دادگاه
      • رسانه
        ]]>
        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Thu, 19 Jul 2018 06:40:13 +0430
        صوفي: اصلاح طلبان رويكردهاي حداقلي را كنار بگذارند http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17122-صوفي-اصلاح-طلبان-رويكردهاي-حداقلي-را-كنار-بگذارند.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17122-صوفي-اصلاح-طلبان-رويكردهاي-حداقلي-را-كنار-بگذارند.html صوفي: اصلاح طلبان رويكردهاي حداقلي را كنار بگذارند

        در شرایطی که دولت دوازدهم سال دوم عمر خود را آغاز کرده است، جریان اصلاحات به عنوان مهم‌ترین جریان حامی حسن روحانی در روزهای تعیین استراتژی برای آینده بسر می‌برد.

        به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از آرمان، اصلاح‌طلبان که در همه انتخابات اخیر کشور پیروز بوده‌اند امروز با چالش ریزش بدنه اجتماعی و از همه مهم‌تر بحران محافظه‌کاری مواجه شده‌اند. به همین دلیل نیز بزرگان و تئوریسین‌های این جریان سیاسی از ضرورت اصلاح اصلاحات و بازنگری در مبانی گفتمان اصلاحات سخن می‌گویند. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این موضوع با علی صوفی وزیر تعاون در دولت اصلاحات گفت‌وگو کردیم که در ادامه ماحصل این گفت‌وگو را می‌خوانید.

        در شرایط کنونی ضروریات اصلاحات را در چه مسائلی می‌دانید؟ مهم‌ترین فرصت‌ها و چالش‌های پیش روی جریان اصلاحات چیست؟

        هر جریان سیاسی مهمی از نگاه سیستمی، ماندگاری‌اش در این است که به پیامدهای اجرای طرح‌هایش توجه کند و ببیند که آن اهدافی که از سیستم خواسته آیا محقق شده یا خیر؟ بدون شک اگر یک سیستم به این نتیجه برسد که طرح‌هایی که برای اصلاح جامعه ارائه کرده پیامدهای مناسبی به همراه نداشته باید به دنبال اصلاح خود باشد.

        آیا جریان اصلاحات به چنین وضعیتی رسیده است؟

        نه نرسیده. اصلاحات در شرایط خاصی دست به اقداماتی زد که موفقیت نسبی داشت و نه موفقیت مطلق. به این معنا که اصلاح‌طلبان به صورت سلبی با شرایط برخورد کردند. به عنوان مثال در دوره‌ای انتخابات مجلس را نادیده گرفتند و لیست ندادند و در چنین شرایطی وارد فاز انتخاب ریاست جمهوری شدند. در انتخابات ریاست جمهوری شرایط بهتر بود و آنها از انتخابات مجلس بهتر حاضر شدند، به این دلیل که فقط یک کاندیدا نیاز داشتند در حالی که برای مجلس باید یک نسبت قابل قبولی در اختیار می‌داشتند. بنابراین در انتخابات ریاست جمهوری به صورت حداکثری نه حداقلی شرکت کردند. این موفقیت نسبی همین جاست، جریان اصلاحات هم توانست رئیس‌جمهور معرفی کند و هم نتوانست حداکثری باشد، چراکه کاندیدای ریاست جمهوری نداشتند و زمانی که آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی آمدند، تایید صلاحیت نشدند. در انتخابات مجلس در سال۹۴ هم جریان اصلاحات مواجه شد با مشکلات ناشی از بررسی صلاحیت‌های نامزدها اما باز هم ترجیح دادند در صحنه بمانند. ولو کاندیدای حداکثری نداشته باشند و با کاندیدای حداقلی توانستند مجلس را از تندروها بگیرد. در سال ۹۶ هم مجبور بودند از رئیس‌جمهور فعلی حمایت کنند و کاندیدای صددرصد اصلاح‌طلب را که باید از او حمایت کنند، در اختیار نداشتند. بنابر این از آقای روحانی حمایت کردند.تمام این مسائل عوارضی داشت و باعث شد اصلاح‌طلبان نقش خود را تمام شده بدانند و در عرصه اجرایی نتوانستند نقش ایفا کنند. اما عملکرد تمام اینها به پای اصلاح‌طلبان نوشته شد. اصلاح‌طلبان اعتبار خودشان را برای نیروهای حداقلی گذاشتند و عملکرد ضعیفی داشتند. از طرفی مسائل بین‌المللی و اقتصادی هم دست به دست هم داد تا شرایط بدتری به وجود بیاید. از سوی دیگر با خروج آمریکا از برجام فشارها بر مردمی که آمده بودند پای صندوق‌های رأی و به بهتر شدن و بهبود شرایط امید داشتند، افزایش یافت تا جایی که در اعتراضات دی سال ۹۶ نشان دادند امید چندانی به جریانات سیاسی ندارند. مردم در گذشته از اصولگرایان عبور کرده بودند و تنها به اصلاح‌طلبان امید داشتند. با این وجود به نظر می‌رسد در شرایط کنونی امید خود را از اصلاح‌طلبان نیز دارند از دست می‌دهند.

        بنابراین شما با این سخن آقای حجاریان که گفتند در شرایط کنونی نقطه مقابل اصلاح‌طلبان، براندازها هستند و نه اصولگراها موافقید؟

        بله، دقیقا همین طور است. الان اگر دقت نشود و اگر اصلاح‌طلبان‌ها با این بازخوردی که گرفته‌اند نتواند سیستم خود را اصلاح کنند با چالش‌های جدی‌تری در آینده مواجه خواهند شد. آنها باید دوباره اعتماد مردم را جلب کنند و از فضای انتخاباتی به سود خود استفاده کنند. البته انتخابات مجلس با انتخابات ریاست جمهوری تفاوت دارد و آن انگیزه محلی، قومیتی و منطقه‌ای وجود دارد مساله‌ای که در انتخابات ریاست جمهوری نیست. این انگیزه در انتخابات ریاست جمهوری وجود ندارد. این باعث می‌شود مردم به‌رغم تمام نارضایتی و سرخوردگی که پیدا کرده‌اند به پای صندوق‌های رأی بیایند و رأی بدهند.

        آیا مردم دوباره به اصلاح‌طلبان اعتماد خواهند کرد؟

        به نظر من انتخابات مجلس سال آینده هم می‌تواند تاثیرگذار باشد و هم اینکه محکی باشد برای ۱۴۰۰ یعنی اگر مردم با وجود تمام این تبلیغات سوئی که وجود دارد، بتوانند انتخابات ویژه‌ای را رقم بزنند به‌خصوص در کلانشهرها که انتخابات به صورت لیستی است مانند تهران و شهرهای بزرگ، اگر آن انتخابات لیستی اصلاح‌طلبان بتوانند نظر مردم را جلب کنند و مخصوصا اعتماد کنند به نظر لیدر اصلاحات و پای صندوق‌های رأی بیایند، هم مجلس خوبی خواهیم داشت و هم نویدی خواهد بود برای ایجاد امید برای ۱۴۰۰.

        با توجه به این مشکلات آقای حجاریان عقیده داشتند باید از سلبریتی‌ها و افراد معروف کمک بخواهیم. نظرتان در این مورد چیست؟

        من فکر می‌کنم که کاریزمای رئیس دولت اصلاحات به مراتب تاثیرش بیشتر است و همه زیر کاریزمای او تعریف می‌شوند. اگر رئیس دولت اصلاحات کاریزمایش حفظ شود و ایشان بتوانند به مردم نزدیک شوند و مردم بتوانند به شخص ایشان امیدوار شوند و به نظرشان اهمیت بدهند. ایشان از خیلی‌ها بهتر هستند و من موافق کمک از افراد معروف و سلبریتی‌ها نیستم.

        اصلاح اصلاح‌طلبی آیا با تغییر اشخاص ممکن است؟

        تا الان اصلاح‌طلبی حول شخص رئیس دولت اصلاحات تعریف شده و جریان پیدا کرده و مردم با اعتماد به ایشان و لیستی که اصلاح‌طلبان ارائه کردند، اقبال نشان دادند. البته بعد از پایان کار دولت اصلاحات این عملکرد مثبت تکرار نشد. پس از آن آقای احمدی‌نژاد سر کار آمد و بعد از آن هم اصلاح‌طلبان برای انتخابات تهران نتوانستند لیست ببندند اما لیست را به نام رئیس دولت اصلاحات معرفی کردند. مردم رأی ندادند و به‌تدریج با عملکرد دولت آقای احمدی‌نژاد متوجه شدند که چه گوهر گرانبهایی را از دست دادند. بنابراین به تدریج به رئیس دولت اصلاحات روی آوردند و الان ایشان بالاترین جایگاه را در بین مردم دارند.

        چرا بین نسل جدید و قدیم اصلاحات فاصله افتاده و چرا اصلاح‌طلبان مانند گذشته در تربیت کادر جدید اصلاح‌طلبی موفق نبوده‌اند؟

        نسل انقلاب حضور فیزیکی داشت اما حضور فکری نداشت. بنابراین نسل بعد از انقلاب هیچ تاثیری نگرفت و سندی از آن نسل باقی نماند که با مراجعه به آن بتوانند تحت تاثیر قرار بگیرند، حضور فقط حضور فیزیکی بود. آن هم یا شهید شدند یا نتوانستند به کار برگردند. بنابراین یک فاصله عمیق به وجود آمد که تاکنون جبران نشده و درصحنه اجرایی هم به دلیل عدم قرابت فکری بین نسل انقلاب و نسل بعد پیوند برقرار نشد و نسل انقلابی همیشه به نسل بعد از خود نگاه آمرانه داشته است که سرانجام به شکاف بین نسلی تبدیل شد.

        • علي صوفي
        • اصلاح طلبان
        • رويكرد
        • جامعه
        • مردم
        • دولت
          ]]>
          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Thu, 19 Jul 2018 06:31:00 +0430
          سرنخ‌ های رانت انتخاباتی http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17116-سرنخ‌-های-رانت-انتخاباتی.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17116-سرنخ‌-های-رانت-انتخاباتی.html سرنخ‌ های رانت انتخاباتی

          «رانت» کلیدواژه‌ای است که این‌روزها و به‌ویژه پس از انتشار فهرست ارز دولتی تخصیص‌یافته به شرکت‌ها برای واردات، بیشتر از همیشه برای توصیف اقتصاد ایران از آن استفاده می‌شود.

          به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از شرق، البته به باور برخی کارشناسان رانت در تاروپود اقتصادی کشور نفوذ کرده و در سایر بخش‌ها نمودهایی دارد که باید بارز و روشن شوند تا امکان مبارزه و برطرف‌کردن آن به وجود بیاید. با توجه به همین موضوع با علی شهرویی، کارشناس صنعت انرژی کشور، به گفت‌و‌گو نشستیم تا نمود و ریشه‌های رانت را در حوزه تخصصی او جست‌وجو کنیم. شهرویی هلدینگ‌های صنعت انرژی را یکی از نمودهای رانت در این حوزه می‌داند و بر این باور است که ریشه‌های رانت را باید فراتر از چارچوب مدیریتی دولت و مثلا در شیوه تأمین مالی انتخابات در کشور جست‌وجو کرد تا امکان درمان رانت به‌طور زیربنایی فراهم شود.

          آیا فهرست اخیر بانک مرکزی درباره ارز تخصیص‌یافته دولتی به شرکت‌ها برای واردات را می‌توان به‌نوعی نمود حاکمیت سازوکار رانت بر اقتصاد کشور توصیف کرد؟

          بحث درباره رانت را فقط نباید در تخصیص ارز به برخی واردکنندگان کالاها محدود و جست‌وجو کرد. این بحث که ریشه اصلی مشکلات اقتصادی و فسادهای سیستماتیک در کشور شده است، در خیلی از بخش‌های دیگر فضای سیاسی- اقتصادی کشور نیز مشهود است که باید با عزمی جدی به شفاف‌سازی و اصلاح قوانین مرتبط با آن پرداخت، بالطبع در حوزه‌های انرژی نیز با توجه به گردش مالی بالای این حوزه، این اعداد بزرگ‌تر خواهند بود.

          ‌به تعبیر شما بحث ارز تخصیص‌یافته نمودی از تأثیر رانت در اقتصاد کشور ماست. با توجه به حوزه فعالیت شما در صنعت انرژی کشور، نمود رانت در این حوزه چگونه است؟

          حوزه انرژی یکی از بخش‌هایی است که رانت قابل‌توجهی را به خود اختصاص داده، قیمت غیرواقعی نرخ تسعیر ارز برای خوراک واحدهای پتروشیمی است. این نرخ هم‌اینک برای خوراک صنایع پتروشیمی کشور با قیمت سه‌هزارو 800تومان به‌ازای هر دلار محاسبه می‌شود که اختلاف بسیار زیادی با بازار دارد، درحالی‌که همین واحدها به صنایع پایین‌دستی خود که اتفاقا صنایع ضعیف‌تری هم هستند چنین تخفیف‌هایی را منتقل نمی‌کنند. در همین بحران اخیر افزایش نرخ ارز، صنعت نوشیدنی کشور را که از PET در تهیه بطری‌های خود استفاده می‌کند در مرز ورشکستگی قرار داد، درحالی‌که ارائه خوراک صنایع پتروشیمی افزایش چشمگیری نداشت. متأسفانه صنایع کشور عادت کرده‌اند به‌جای افزایش بهره‌وری و کاهش هزینه‌های عملیاتی و تولیدی خود، به‌دنبال کسب سود بیشتر از رانت تفاوت نرخ ارز دولتی با بازار باشند. این رانت‌ها برای کشور ما بیش از آنکه بُعد حمایتی داشته باشد، سرپوش‌گذاشتن بر بازدهی پایین مدیریت‌هاست. همان‌طورکه اقتصاد ما را فروش نفت سرپا نگه داشته برخی صنایع کشور را نیز حمایت‌های نابجا و رانت دولتی سر پا نگه داشته است. اینها آفت مدیریت کشور است و خودروسازی‌ها مثال بارز چنین مدیریتی هستند. هلدینگ‌های خصولتی نیز که بخش اعظمی از اقتصاد کشور را به‌ویژه در صنعت انرژی در دست دارند، واجد قوانین شفافی نیستند و با تأسیس شرکت‌های مشترک با بخش خصوصی عملا فضای پرابهام بیشتری را به‌وجود آورده‌اند. پراکنده‌سازی و غیرشفاف‌بودن برخی از این هلدینگ‌ها رانت‌های ویژه‌ای را برای برخی ایجاد کرده است که گاه کشمکش‌های سیاسی آن تا آستانه استیضاح وزیر نیز پیش می‌رود. این فضاها باید شفاف‌سازی شوند و از حیاط خلوت گروه‌های سیاسی به بنگاه‌های اقتصادی شفاف تبدیل شوند.

          ‌نقش سیاست‌گذاری‌های غلط در ایجاد و تشدید رانت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

          به نظر من سیاست‌گذاری همان‌قدر که می‌تواند مانع رانت باشد، می‌تواند موجد آن‌هم باشد؛ برای نمونه همین سیاست چندنرخی‌کردن ارز و تفاوت نرخ‌ها همواره منشأ فساد بوده است.
          در تجربه اخیر هم دیدیم که ارزهای اختصاص‌یافته با عنوان حمایت از کالاهای اساسی مردم در چه محل‌هایی و چگونه مصرف شدند. همین رانت‌هاست که علاقه گروه‌های اقتصادی را به چسبیدن به مراکز قدرت بیشتر می‌کند و بر شدت فساد می‌افزاید. چنین مواردی را می‌توان در واگذاری واحدها با عنوان خصوصی‌سازی تا تخصیص ارز دولتی به معدودی اشخاص یا اعطای مجوزهای خاص مشاهده کرد. به نظر من اعلام اسامی دریافت‌کنندگان ارز دولتی و نیز اعلام مصارف بودجه کشور دو اقدام قابل تقدیر از آقای روحانی در جهت شفاف‌سازی بود و امیدوارم در کنار این شفاف‌سازی، اصلاح روش‌ها و مدیریت‌ها با هدف افزایش کارآمدی دولت نیز هرچه سریع‌تر در دستور کار ایشان قرار گیرد. اگرچه من بر این باورم که این اصلاحات باید فراتر از چارچوب‌های مدیریتی دولت را دربر بگیرد. برای مثال معتقدم سازوکارهای انتخاباتی ما اگر بهینه و شفاف شود، آن‌گاه قدم‌های خوبی برای برای مبارزه با سیستم رانتی برداشته‌ایم. از طرف دیگر برخی تصمیم‌ها و بخشنامه‌هایی که یک‌شبه صادر می‌شوند، منشأ فساد است. از ممنوعیت ورود خودروها تا افزایش تعرفه‌ها در بازار تلفن همراه و چندنرخی‌کردن ارز و...؛ جالب است که دیگر نمی‌توان چیزی را از مردم پنهان کرد و به محض اینکه تصمیم خلق‌الساعه‌ای گرفته می‌شود، مردم می‌گویند باید دید چه رانتی در کجا و برای چه کسی دارد ایجاد می‌شود.

          به بیان دیگر شما بر این باور هستید که نحوه برگزاری انتخابات و سازوکارهای آن در ایجاد رانت اقتصادی تأثیرگذار است. می‌توانید بیشتر توضیح دهید؟

          سرنخ بسیاری از رانت‌ها و فسادها را می‌توان در هزینه‌های غیرشفاف در انتخابات‌ها جست‌وجو کرد. عدم شفافیت و قوانین مدون در این بخش خلأ بزرگی است که حتما باید مورد بازبینی قرار گیرد. تردیدی نیست که شرکت در انتخابات برای احزاب و گروه‌های سیاسی هزینه‌های قابل‌توجهی دارد، اما احزاب و ستادها باید محل منابع و مصارف هزینه‌های خود را شفاف کنند. شاید قوانین مبارزه با پول‌شویی هم اینجا به کارمان بیاید. اگر به دقت بررسی شود همین تأمین هزینه‌های انتخابات است که بعضا برخی مسئولان ستادها یا مدیران کشور را تعیین می‌کند. با یک استدلال ساده می‌بینیم کسانی ‌که در ستادها و انتخابات‌ها هزینه می‌کنند، متعاقبا بعد از انتخابات به ‌دنبال کسب درآمد هستند. این درآمدها ممکن است با اعمال نفوذ در انتصاب‌ها یا بهره‌گیری از بخش‌های غیرشفاف اقتصاد صورت پذیرد. بنابراین این چرخه می‌شود یک چرخه رانت و فساد در انتخاب‌ها و انتصاب‌ها که مدام بازتولید می‌شود و نتیجه‌اش ترجیح مطامع شخصی و گروهی بر منافع ملی است و بحران نارضایتی مردم از فساد سازمان‌یافته و ناکارآمدی مدیران را ایجاد می‌کند. پس باید جایی و زمانی جلوی این چرخه را گرفت و این روند معیوب را اصلاح کرد. به گمانم اکنون با فضای ایجادشده و فشار افکار عمومی وقت تغییر این چرخه است و باید شفاف‌سازی هزینه‌های انتخاباتی و احزاب به یک مطالبه عمومی و یک قانون شفاف و قابل پایش تبدیل شود. اگر در برخی کشورها این موضوع دارای اهمیت ویژه‌ای است و حتی به استعفا یا رسوایی صدراعظم محبوب آلمان هلموت کهل نیز منجر می‌شود برای آن است که می‌دانند این موضوع در نهایت تبعات بسیار سنگینی برای ملت و کشور دارد.

          شما یکی از اعضای ستاد نفت و انرژی حسن روحانی در انتخابات بودید. سؤال من این است که خود این ستاد و اعضای آن چه گام‌هایي برای مبارزه با رانت برداشته است؟

          ستاد نفت و انرژی دکتر روحانی بعد از انتخابات بايد برنامه‌های اعلام‌شده در زمان انتخابات را مطالبه و پایش می‌کرد. این اتفاق تاکنون نیفتاده است، اما امیدوارم این کار که به نظرم مهم و در راستای کمک به دولت هم هست، با جدیت دنبال شود. این ستاد می‌تواند بازخورد اقدامات و تصمیمات مجموعه دولت در حوزه انرژی را به‌صورت کارشناسی آنالیز و اعلام کند. این نظرات می‌تواند مورد توجه مجموعه دولت، فعالان و ذی‌اثران این بخش قرار گیرد.

          • سرنخ
          • رانت
          • انتخابات
          • دولت
          • نفت
          • هلدينگ
            ]]>
            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Wed, 18 Jul 2018 12:57:54 +0430
            ناامیدی دانشجویان معترض به احکام قضایی بازداشتی‌ ها http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17114-ناامیدی-دانشجویان-معترض-به-احکام-قضایی-بازداشتی‌-ها.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17114-ناامیدی-دانشجویان-معترض-به-احکام-قضایی-بازداشتی‌-ها.html ناامیدی دانشجویان معترض به احکام قضایی بازداشتی‌ ها

            فرحناز غالبی: دولت، مجلس، نهادهای دانشجویی و حالا استادان دانشگاه نیز برای اعتراض به احکام دانشجویان بازداشت‌شده، وارد میدان شده‌اند اما دانشجویان چندان امیدی ندارند. بااین‌حال برخی نمایندگان نیز وعده داده‌اند اگر لازم باشد از وزارت علوم، طرح تحقیق و تفحص انجام می‌دهند.

            در روزهای اخیر دانشجویان معترض به احکام قضایی درحالی‌که به گفته خودشان از پیگیری‎های نمایندگان مجلس و وزارت علوم ناامید شده‎اند به سراغ دولت رفتند تا «صدای خودشان را به روحانی برسانند.» روز گذشته نیز تعداد زیادی از اساتید دانشگاهی کشور در نامه‎ای خطاب به شخص رئیس‌جمهوری از او خواستند که از دانشجویان حمایت کند و دستور دهد که روند قضایی پرونده‎های دانشجویان «به‎طور کامل» لغو شود.

            دانشجویان معترض به احکام قضایی همکلاسی‌های بازداشت‌شده خود می‌گویند امید چندانی به وعده‌ها ندارند. یکی از دانشجویان حاضر در تجمع دانشگاه تهران که نخواست نامش فاش شود به ایرنا درباره جلسه دانشجویان معترض با شهیندخت ملاوردی دستیار رئیس‌جمهوری در حقوق شهروندی می‌گوید: این جلسه از طرف دانشجویان معترض به‌منظور رساندن صدای ما به دولت و به‌ویژه شخص رئیس‌جمهوری برگزار شد. هرچند به نظر می‌رسید خانم ملاوردی از وضعیت دانشجویان اطلاعات چندانی ندارند، اما قول پیگیری دادند.

            اوایل هفته گذشته شهیندخت ملاوردی دستیار رئیس‌جمهوری در حقوق شهروندی اعلام کرد که به احکام قضایی صادره برای دانشجویان بازداشتی رسیدگی می‌کند.

            دانشجویانی که در گفت‌وگو با ایرنا تمایلی به رسانه‌ای شدن نامشان ندارند معتقدند که وزارت علوم تا به امروز هیچ کاری انجام نداده است و کمیته پیگیری مجلس هم سابقه خوبی در زمینه پیگیری ندارد چراکه بارها کمیته‌های متعددی برای پیگیری مسائل مختلف تشکیل‌شده اما به‌جایی نرسیده است. در کل اوضاع امیدوارکننده نیست.

            بااین‌حال یکی از این دانشجویان معترض به ایرنا می‌گوید: آقای اعتمادی‌فر سرپرست دانشکده علوم اجتماعی تهران با دانشجویان همراهی کرده و در رساندن صدای‌شان به مسئولین کمک زیادی کرده است.

            در این میان گفته می‌شود برخی نمایندگان مجلس به دانشجوایان معترض اعلام کرده‌اند که درصدد پیگیری جدی وضعیت احکام قضایی دانشجویان بازداشتی هستند و در همین حال هم قصد دارند طرح تحقیق و تفحص از وزارت علوم را پیگیری کنند. اما یکی از دانشجویان می‌گوید که به‌شدت نگران وضعیت دانشجویان هستند چراکه به هیچ‌کدام از پیگیری‌ها امیدی ندارند.

            روایت تحریف‌شده از جلسه نهاد رهبری با دانشجویان

            اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران به احکام قضایی همکلاسی‌های خود که در حوادث دی‌ماه سال گذشته بازداشته شده بودند، با همراهی استادان دانشگاه و نهادهایی همچون بسیج دانشجویی و نهاد رهبری در دانشگاه نیز همراه بوده است.

            در همین راستا یکی از دانشجویان معترض می‌گوید: ما از طریق دانشکده و آقای فرج‌اللهی، نماینده نهاد رهبری در دانشکده علوم اجتماعی و چند تن از استادان، نخستین جلسه را با حجت‌الاسلام کرمی، مسئول نهاد رهبری دانشگاه تهران داشتیم. خروجی جلسه این بود که یک نماینده از نهاد رهبری (آقای افکانه مدیرکل سیاسی نهاد رهبری)، یک نماینده از اساتید ( دکتر نادری)، یکی از چهار نماینده دانشجویان و یک نماینده از قوه قضاییه با یکدیگر دیدار داشته باشند. در پایان این جلسه قرار گذاشته شد که صحبت‌های این جلسه رسانه‌ای نشود، اما متوجه شدیم که آقای افکانه با خبرگزاری فارس مصاحبه کرده است. در مصاحبه مدیرکل سیاسی نهاد رهبری دانشگاه تهران با خبرگزاری فارس که در کانال تلگرامی بسیج دانشجویی نیز قرارگرفته است این‌طور آمده که در جلسه مذکور دو تن از دانشجویان ابراز ندامت کرده‌اند و همچنین در این جلسه مقررشده که تجمع دانشکده تمام و امتحانات نیز در زمان مقرر خود برگزار ‌شود.

            این درحالی است که این دانشجو در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایرنا تأکید کرد که دو نفر از دانشجویان با احکام قضایی صادره در این جلسه حضور داشتند و آن‌ها ابراز پشیمانی نکرده‌اند بلکه یکی از آنان اظهار داشته که چون دبیر شورای صنفی بوده است درصدد آرام کردن سایر دانشجویان برآمده اما خود نیز بازداشت‌شده است.‎ او همچنین در مورد آنچه در گزارش منتشرشده در خبرگزاری فارس آمده‌، گفت که در این جلسه از اتمام تجمعات در لابی دانشکده علوم اجتماعی صحبت نشده است و گزارش مذکور تحریف‌شده است.

            این دانشجوی دانشگاه تهران تصریح می‌کند که پس‌ازآن، جلسه‌ای برای هماهنگی‎های اولیه صورت گرفت و دو جلسه بدون حضور نماینده قوه قضائیه تشکیل شد. بعد تصمیم گرفته شد که جلسه‎ای در هفته گذشته با حضور نماینده قوه قضائیه برگزار شود اما تا امروز خبری به اطلاع ما نرسیده است.‎

            ابتدای تیرماه امسال محمدمهدی کرمی، مسئول نهاد رهبری در دانشگاه تهران در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجو، با سنگین خواندن احکام صادرشده برای دانشجویان با اشاره به اینکه برای یکی از دانشجویان هشت سال حبس در نظر گرفته‌شده است گفت: این حکم برای یک دانشجو بسیار سنگین است و از طرف نهاد رهبری در دانشگاه‌ها اقداماتی در این خصوص صورت گرفته است. جلسه‌ای با مسئولان قوه قضائیه و قاضی پرونده داشتیم و حتی حجت‌الاسلام محمدیان، رئیس نهاد رهبری در دانشگاه‌ها به این قضیه ورود پیدا کرد، اما به دلیل هم‌زمانی این اتفاقات با هفته قوه قضائیه از امروز 9 تیر بررسی این پرونده‌ها شتاب خواهد گرفت و به‌صورت جدی پیگیری خواهد شد.

            فضای دانشگاه را امن می‎خواهیم نه امنیتی

            استادان دانشگاه تابه‌حال دانشجویان معترض را تنها نگذاشته‌اند. روز گذشته 125 تن از اساتید دانشگاه نامه‎ای را خطاب به رئیس‌جمهوری منتشر کردند. آن‎ها در این نامه گفته‎اند که عمده دانشجویانی که بازداشت شدند افرادی هستند که تا پیش‌ازاین فعالیت قانونی داشته‎اند. همچنین در ادامه این نامه آمده است که این دانشجویان ازجمله منتقدان دولت در حوزه دانشگاه بوده‎اند و ممکن است این شائبه به‌وجود بیاید که عده‎ای در تلاش هستند تا صدای منتقدان دانشگاهی را خاموشش کنند.

            در بخش دیگر نامه با خطاب قرار دادن رئیس‌جمهوری به‌عنوان «رئیس شورای امنیت ملی» آمده:« ما اساتید دانشگاه‎های کشور بار دیگر اعلام می‎داریم که فضای دانشگاه را «امن می‎خواهیم، نه امنیتی» و خواهان آنیم که به وظایف و وعده‎های خود در پاسداری از حقوق ملت و حمایت از فضای انتقادی دانشجویی، وارد عمل شوید و از دانشجویان حمایت کنید. با توجه به این‎که نهاد بازداشت‌کننده بسیاری از دانشجویان وزارت اطلاعات دولت شماست و عطف به مسئولیت جنابعالی در شورای عالی امنیت ملی، از شما می‎خواهیم که بدون فوت وقت دستور فرمایید که روند قضایی پرونده‎های دانشجویان به‌طور کامل متوقف شود.

            • نااميدي
            • دانشجويان
            • معترض
            • احكام قضايي
            • بازداشت
            • دولت
              ]]>
              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Wed, 18 Jul 2018 12:45:10 +0430
              زمين سياست را مين‌ گذاري نكنيد http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17112-زمين-سياست-را-مين‌-گذاري-نكنيد.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17112-زمين-سياست-را-مين‌-گذاري-نكنيد.html زمين سياست را مين‌ گذاري نكنيد

              يك زماني فقط حاكميت به اصلاح‌طلبان اعتماد نداشت حالا اما با رونق گرفتن فضاهاي مجازي و شبكه‌هاي ماهواره‌اي، اصلاح‌طلب بودن و اميد به تغييرات تدريجي رونق بازارش در ميان بدنه جامعه را هم از دست داده است.

              به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از اعتماد، اصلاح‌طلبان از دو سو متهمند. اينكه يك برانداز مشتاق فروپاشي از اصلاح‌طلبي بيزار باشد امري است روشن و بديهي. از نظر آنها اصلاح‌طلبان ضربه گير نظامند كه اگر نباشند كار براندازان ساده‌تر راه مي‌افتد اما فهم مخالفت معتقدين به نظام با اصلاح‌طلبي در شرايط فعلي كمي دشوار است. اينكه جرياني بخواهد اصلاح‌طلبان را با براندازان يك كاسه كند و آنها را با يك چوب براند در شرايطي كه ايران امروز دارد، خيلي غيرقابل فهم است اما اتفاقي است كه مي‌افتد. سايت مشرق روز گذشته در گزارشي تحليلي با مستنداتي كه بيشتر آنها به مصاحبه‌ها و يادداشت‌هاي چهر‌هاي اصلاح‌طلب با روزنامه اعتماد بازمي‌گردد نتيجه‌اي حيرت‌آور را در قالب تحليل ارايه كرده است. عنوان گزارش اين است: «سناريوي جريان اصلاحات براي مديريت اعتراضات خياباني و پادگاني‌ كردن كشور/ آيا اصلاحات به سرنوشت نهضت آزادي و جبهه ملي دچار مي‌شود؟»

              خلاصه استدلال نويسنده اين است كه «جريان اصلاحات قصد دارد با برنامه‌اي حساب‌شده نظام را درگير بازي دو سر باخت كند و به اين نقطه برسد كه بگويد: «اعتراضات خياباني فراگير شده است. انتخاب با حاكميت است. يا به تفسير اصلاح‌طلبان از اين اعتراضات تن دهد و گام خود را از اقتصاد فراتر نهد، اصلاحات بنيادين در ساختارها را آغاز كند و خود را براي امتيازها و تصميمات جسورانه آماده كند كه در آن صورت خيابان‌ها مبدل به پارلمان مردم مي‌شود يا آنكه با امتداد سياست‌هاي غلط قبلي و انزواي اصلاحات، خود را براي فروپاشي، تحركات خشن و مسلحانه يا به تعبيري پادگاني شدن خيابان‌ها آماده نمايد.»

              اما اين نتيجه چگونه بر آنها آشكار شده؛ اول به اين دليل كه رسانه‌هاي اصلاح‌طلب «ماجراهاي بنيتا، مدرسه معين، كمبود آب در استان‌ها، گردوخاك در برخي مناطق، سانحه هوايي ياسوج، گور خواب‌ها، كودكان كار و... را مبدل به امر سياسي و اعتراض‌آفرين مي‌كنند» و شاهد مثال هم حرف علوي تبار در روزنامه اعتماد است كه مي‌گويد: مشكلات كلان ايران ديگر مساله يا مشكل نيستند، اغلب به «بحران» تبديل‌شده و در بهترين برآورد «معضل» هستند. مجموعه بحران‌ها و معضلات درهم‌تنيده كه با يكديگر همبستگي مثبت دارند و يكديگر را تشديد مي‌كنند. مساله اجتماعي كه به بحران تبديل مي‌شود در آستانه تبديل به «فاجعه» است و ديگر اينكه روزنامه اعتماد در صفحه اول به عنوان دلسوز مردم كردستان تيتر «كردستان خسته است» را برمي‌گزيند.

              دومين پايه استدلال يا اتهام اين است كه اصلاح‌طلبان به فعال كردن گسل‌هاي امنيتي مشغولند يعني با تمركز بر «اقوام، اقليت‌ها و زنان» مسائلي مثل «حضور زنان در ورزشگاه‌ها و كيفيت حجاب آنها در صدر مطالبات قرار مي‌گيرد و فقدان تصويري از يك زن در پوستر جام جهاني - كه در ميدان وليعصر نصب شده بود- به حاشيه‌اي فراگير مبدل مي‌شود.»

              سومين كاري كه اصلاح‌طلبان مي‌كنند اين است كه اقتصاد را به سياست گره مي‌زنند «مطالبات اقتصادي مردم را صرفا سطح رويين اعتراضات دانسته و مشكل را نحوه حكمراني و مشاركت عمومي و بحران‌هاي حاكميتي مي‌داند» با اين كار آنها تنور اعتراضات را هميشه گرم نگه مي‌دارند تا بتوانند از نظام امتياز بگيرند.

              بنا بر نوشته مشرق «برآيند اين سه در نگاه برخي تحليلگران فرانسويزه كردن ايران است؛ يعني كشوري كه مدام در تنش‌هاي اجتماعي به سر مي‌برد و براي فرونشاندن آن بايد امتياز داد. لبه تيز اين امتيازات به سمت ظرفيت موشكي و حضور ايران در منطقه خواهد بود؛ يعني براي بهبود اوضاع اقتصادي ناشي از تحريم و اوضاع سياسي ناشي از اعتراض احتمالا شعار نامزد بعدي اصلاح‌طلبان در انتخابات رياست‌جمهوري، بازگشت نهاد انقلابي به پادگان‌ها و نيز دوقطبي اقتصاد يا موشكي - سوريه خواهد بود. پروژه‌اي كه به نظر مي‌رسد با دستگيري عباس عدالت و جلايي پور نيمه تمام مانده است».

              و در اينجاست كه ادعاي مهيب‌تر نوشته مطرح مي‌شود «بعضي كارشناسان معتقدند احياي عضوگيري‌ها و عمليات سازمان مجاهدين خلق در ايران خود گواهي بر اين مدعاست كه با حمايت اصلاحات براي ورود مردم به خيابان‌ها، منافقين بر اساس تقسيم‌كار قبلي وارد كارزار پادگاني شدن خيابان‌ها مي‌شوند.»

              عبارت «تقسيم كار قبلي» عبارت مهمي است كه بايد بر سر آن توقف كرد و آن را مورد پرسش قرار داد. واقعا كارشناساني وجود دارند كه قايل به وجود چنين تقسيم كاري هستند و اين‌گونه مي‌انديشند و مصاحبه‌ها و يادداشت‌هاي فعالان سياسي را به اين صورت تعبير مي‌كنند؟ آيا طرز تفكر صاحب رسانه و موثري وجود دارد كه فكر مي‌كند بازگويي انتقادها و كاستي‌ها در جامعه براي امتياز‌گيري از نظام است؟ بله ظاهرا چنين طرز تفكري وجود دارد كه البته خود را اصل نظام مي‌پندارد آنجا كه مي‌نويسد «به هرجهت اصلاح‌طلبان بايد به اين مساله واقف باشند كه تسامح نظام براي حضور اصلاح‌طلبان درون ساختارهاي اجرايي نظام به معناي چشم‌پوشي از تحركات، خطاها و خيانت‌هاي فتنه ۸۸ نيست و اگر بار ديگر انطباقي ميان جريان نفاق و اصلاحات بر سر پادگان كردن خيابان‌ها صورت بپذيرد، اصلاح‌طلبان نيز سرنوشت سلف خود يعني نهضت آزادي و جبهه ملي را تجربه خواهند كرد.»

              يك خبرنگار مشغول در يك سايت چگونه از طرف نظام چنين تزي را صادر مي‌كند؟ آيا فكت و داده جدي براي اين حرف‌ها وجود دارد؟

              نفس اين گزارش تحليلي سايت مشرق به يك دليل مهم است به دليل آنكه از نوعي طرز تفكر رونمايي مي‌كند كه هر گونه انتقادي را به مساله و مشكلي بين و آشكار كه حتي مقام معظم رهبري هم به آن ورود كرده‌اند و دستور رسيدگي به آن را صادر كرده‌اند در كوره‌اي از استدلالات مبهم و سست بنياد مي‌پزند و به عنوان تحليل بيرون مي‌دهند. از نظر آنها حتي وقتي حجاريان از ضرورت وجود يك هسته سخت پاكدست كه دستش به هيچ نوع فسادي آلوده نيست حرف مي‌زند يا وقتي «از ضرورت مرز‌بندي با جريان برانداز» سخني گفته مي‌شود يا از دولت انتقاد مي‌شود در واقع اجزاي يك سناريوي امنيتي مخوف در حال طرح‌ريزي است. اين نوع طرز تفكر در واقع پس‌زمينه اصلي تمام برخوردهايي است كه در دهه اخير با اصلاح‌طلبان صورت گرفته؛ تفكري قدرتمند و ريشه‌دار كه بيش از آنكه سياسي باشد امنيتي است كه توان بردن فضا به سمتي را دارد كه عملا هر گونه كار سياسي و حتي بيان و چاپ مطلب سياسي، كاري پر خطر مي‌شود.

              ما براي نقض اين ادعاها شواهدي را با چشم سر مي‌بينيم و با عقل معمولي تشخيص مي‌دهيم اما براي اثبات‌شان ادله‌اي نداريم. نويسنده سايت مشرق تقسيم كار قبلي با منافقين را نظر كارشناسان مي‌داند. كدام كارشناسان و كارشناسان كجا؟ معلوم نيست. واقعا آيا ادله متقني براي اين ادعا وجود دارد كه اصلاح‌طلبان مي‌خواهند كشور را تا مرز فروپاشي ببرند كه امتياز بگيرند و حتي زمينه را براي قدرت گرفتن منفور‌ترين گروه سياسي تاريخ معاصر فراهم كنند؟ خيلي خوب است كه اين مستندات در اختيار رسانه‌ها و مردم قرار گيرد و فقط به صورت كيفر خواست مطرح نشود.

              بعد از اتفاقات سال ٨٨ برخي اصولگرايان گفتند ابعاد ماجرا و كليت سناريو براي نظام مشهود بوده و اين سوال مهم را بي‌جواب گذاشتند كه اگر شوراي نگهبان عالم بر فتنه بود چرا كانديداهاي بعدا معترض را رد صلاحيت نكرده است. غرض اينكه ميدان سياست را نبايد مين‌گذاري كرد اگر بر فاجعه‌اي مشرفيد و از آن آگاهي داريد آن را با سند و مدرك به اطلاع عموم برسانيد.

              • زمين سياست
              • مين گذاري
              • اصلاح طلبان
              • اصولگرايان
              • دولت
                ]]>
                hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Wed, 18 Jul 2018 12:13:39 +0430
                موسوي لاري: سياستمدارسوزي كرده‌ ايم http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17111-موسوي-لاري-سياستمدارسوزي-كرده‌-ايم.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17111-موسوي-لاري-سياستمدارسوزي-كرده‌-ايم.html موسوي لاري: سياستمدارسوزي كرده‌ ايم

                موسوي لاري مي گويد: امروز بيش از اينكه به مدير يا سياستمدار كنترل‌كننده بحران نياز داشته باشيم، نياز داريم كه مديران موجود بحران‌سازي نكنند. برخي از مديران كنوني به دليل تمايلات شخصي يا وابستگي‌هاي صنفي و جناحي به جاي اينكه جلوي بحران را بگيرند، خودشان بحران‌سازي مي‌كنند.

                به گزارش خبرنگار هم آوا، گفتگوي عبدالواحد موسوي لاري با روزنامه اعتماد را در ادامه مي خوانيد:

                آيا نظام جمهوري اسلامي بعد از ٤٠ سال توانسته سياستمدار تربيت كند؟ به خصوص كه وقتي در كشور بحران داريم، نياز به سياستمدار بيشتر حس مي‌شود. آيا سياستمداري كه به لحاظ مواجهه با اجتماع و تخصصي بتواند بحران‌ها را كنترل كند، در طول عمر نظام تربيت شده‌اند؟

                اگر براساس اهميت و جايگاه انقلاب به موضوع نگاه كنيم، بايد بگوييم كه پاسخ به اين سوال چندان مثبت نيست. فرض ما بر اين بود كه انقلاب اسلامي بستري براي رشد استعدادها، كادرسازي و نيروسازي در جامعه فراهم كند. قانون اساسي و قوانين موضوعه براي شكل‌گيري چنين فضايي بستر‌سازي كرده بود اما متاسفانه اين هدف محقق نشد. البته نمي‌توان گفت كه در اين زمينه كاملا ناموفق بوده‌ايم. به اين دليل كه جمهوري اسلامي در طول اين ٤٠ سال به كمك همين نيروها بحران‌هاي متعددي از جمله تحريم‌ها، فشارها و تبليغات عليه نظام، حوادث بعد از يازده سپتامبر، بهارعربي و حوادث منطقه و فروپاشي شوروي را پشت سر گذاشته است. جمهوري اسلامي در اين حوادث و بحران‌ها توانست با استحكام و قدرت كار خود را پيش ببرد. معلوم مي‌شود، چهره‌ها و سياستمداراني بودند كه توانستند جمهوري اسلامي را از اين كوران‌ها نجات بدهند. با نگاه به حوادث مي‌بينيم كه سياستمدار داشته‌ايم اما با نگاه به اهميت انقلاب انتظارها تامين نشد. از انقلابي حرف مي‌زنيم كه مبناي آن فرهنگ، فكر، انديشه و انسان بود. اين انقلاب بايد نيروهاي توانمندتري را پرورش مي‌داد تا آينده خود را بسازد. من معتقدم كه اين ظرفيت در بطن جمهوري اسلامي وجود دارد كه بتواند بستر كادرسازي و نيروسازي را فراهم كند اما متاسفانه پاره‌اي از تنگ‌نظري‌ها و استعدادكشي‌هايي كه توسط جريان‌هاي راديكال در اوايل پيروزي از جمله جريان‌هايي مثل گروه فرقان و منافقين صورت گرفت، شرايطي به وجود آورد كه خيلي از سرمايه‌هاي انساني جمهوري اسلامي از دست رفت و چهره‌هايي مثل شهيد بهشتي و رجايي را از دست داديم. بعدها هم با محدوديت‌ها و شرايط امنيتي استعدادها از دست رفت. در دوره ٨ ساله دوره آقاي احمدي‌نژاد فضاي تهمت، انگ‌زني و برچسب به وجود آمد كه متاسفانه باعث شد پسرفت داشته باشيم. خيلي از نيروها به دلايل بسيار واهي از دايره تصميم‌گيري در نظام خارج شدند. ردصلاحيت چهره‌هاي زيادي را شاهد بوديم كه باعث شد سياستمداران خوبي را از دست بدهيم.

                يعني با پديده سياستمدارسوزي مواجه بوديم؟

                بله، بستري كه بايد براي تربيت كادر فراهم مي‌شد به ضد خود تبديل شد. سياستمداران موجودي كه تجربه اندوختند و دانش داشتند، حذف شدند. اين مشكل دامنگير كشور شد و جمهوري اسلامي در عين حال كه طبيعت آن طوري بوده است كه بايد نيروسازي مي‌كرد، آن طور كه شايسته بود، نتوانست موفق شود.

                نسل اول انقلاب چرا قادر نبوده نيروهاي شاخص تربيت كند؟

                متاسفانه احزاب در جمهوري اسلامي توفيق زيادي نداشتند. احزاب در آغاز انقلاب به دو دسته احزاب وابسته به شرق و غرب و احزاب مستقل تقسيم مي‌شدند. احزابي مثل منافقين، حزب توده و سازمان چريك‌هاي فدايي خلق اكثريت و اقليت جهت‌گيري ملي نداشتند و از بيرون مرزها ساپورت مي‌شدند.

                احزابي مثل ملي- مذهبي‌ها و نهضت آزادي هم به خارج وصل نبودند اما در تشخيص مسائل انقلاب دچار ضعف بينش بودند و نتوانستند پا به پاي موجي كه مردم شروع كرده بودند، حركت كنند. در جاهايي هم حق با آنان بود و ديگران آنها را بدون دليل از گردونه خارج كردند. احزابي مثل توده وابسته به شوروي سابق بود يا از آن الهام مي‌گرفت. احزابي مثل منافقين تحت تاثير حوادث منطقه بودند و فرمانبر صدام بودند. حتي عليه مردم با صدام همراهي مي‌كردند. مردم به طور طبيعي به حزب جمهوري اسلامي گرايش پيدا كردند اما در مدت كوتاهي اين حزب به جاي كادرسازي به انحصارطلبي گراييد و به سمتي رفت كه به جز سليقه خودش، ميدان براي ديگر افكار و سلايق باز نمي‌كرد و در چينش نيروها نيز اين سليقه را اعمال مي‌كرد. اكنون با اينكه در دو جناح احزاب متعددي داريم و تنوع سلايق را به رسميت شناختيم اما احزاب در استاندارد حزبي حركت نمي‌كنند. احزاب ما فصلي هستند و در فصل انتخابات اعلام حضور مي‌كنند. گاهي هم در مشاجره‌هاي حذفي دخالت مي‌كنند و تلاش مي‌كنند رقباي‌شان را از صحنه خارج كنند. اين احزاب در جهت كادرسازي حركت نكرده‌اند.

                عدم تربيت نيرويي كه منفعت ملي را بر منفعت فردي ترجيح دهد چقدر وجود داشته است؟

                منفعت‌طلبي يك امر غريزي است و نمي‌توان گفت كه افراد كاري بدون چشمداشت انجام دهند اما منفعت‌طلبي دو گونه است. يكي اينكه يك سياستمداري منفعت خود را در منافع ملي مي‌بيند و به آن اولويت مي‌دهد. سياستمدار ديگري هم ممكن است افق دوري نداشته باشد و فقط منفعت خودش را ببيند. احساس مي‌كند بايد تلاش كند تا منافع شخصي‌اش محقق شود. در اين حالت ممكن است در تعارض با منافع ملي هم نباشد اما به منافع ملي اولويت نمي‌دهد. ما سياستمداري حرفه‌اي را كسي مي‌دانيم كه منفعت ملي را اولويت مي‌داند و باور دارد كه مصلحت ملي، منفعت او را نيز تامين مي‌كند. ما نمي‌توانيم به افراد بگوييم كه منفعت خودشان را در نظر نگيرند، بالاخره طبع بشر اين است. كسي كه منفعت شخصي خود را در لواي منافع ملي پيگيري مي‌كند، يك سياستمدار ملي و مقبول است.

                با توجه به «سياستمدارسوزي»اي كه در دهه اخير وجود داشته براي عبور از وضعيت فعلي چقدر مي‌توان به مديران و سياستمداران خوش‌بين بود؟

                افرادي هستند كه قدرت پيشگيري از بحران يا فائق آمدن بر آن را دارند. در بين مديران امروزي كشور كساني هستند يا كساني بودند كه مي‌توانستند اين بحران‌ها را شناسايي و كنترل كنند. به عقيده من امروز بيش از اينكه به مدير يا سياستمدار كنترل‌كننده بحران نياز داشته باشيم، نياز داريم كه مديران موجود بحران‌سازي نكنند. برخي از مديران كنوني به دليل تمايلات شخصي يا وابستگي‌هاي صنفي و جناحي به جاي اينكه جلوي بحران را بگيرند، خودشان بحران‌سازي مي‌كنند. هر روز مساله‌اي درست كرده و به افرادي حمله مي‌كنند. با تهمت زدن و برچسب زدن به ديگران، جامعه را ملتهب مي‌كنند. اين انتظار حداقلي را داريم كه مديران و سياستمداران، اگر نمي‌توانند بحران را كنترل كنند، لااقل بحران زايي نكنند.

                • عبدالواحد موسوي لاري
                • سياستمدارسوزي
                • اصلاحات
                • دولت
                • جامعه
                  ]]>
                  hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Wed, 18 Jul 2018 12:10:53 +0430
                  اختيار براي توريست‌ هاي خارجي را محترم بشماريد http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17107-اختيار-براي-توريست‌-هاي-خارجي-را-محترم-بشماريد.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17107-اختيار-براي-توريست‌-هاي-خارجي-را-محترم-بشماريد.html اختيار براي توريست‌ هاي خارجي را محترم بشماريد

                  احسان انصاری: در دین مبین اسلام انعطاف زیادی درباره تغییر احکام و قوانین براساس مقتضیات زمان وجود دارد. این در حالی است که در اسلام توصیه شده در هر مقطع زمانی علمای اسلامی باید براساس شرایط جدید جامعه اسلامی قوانین را تغییر بدهند تا جامعه در مسیر پیشرفت قرار داشته باشد.

                  در شرایط کنونی نیز برخی مسائل مهم مانند اجباری و یا اختیاری بودن حجاب برای توریست‌هایی که به کشور سفر می‌کنند و همچنین دغدغه‌های نسل جدید درباره شکل و شیوه اجرای حجاب به وجود آمده است. از سوی دیگر پخش اعترافات چند دختر جوان در صداوسیما به دلیل انتشار فیلم در اینستاگرام با واکنش‌های زیادی در فضای رسانه‌ای کشور مواجه شده است. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این موضوع «آرمان» با آیت‌ا... محسن غرویان استاد حوزه علمیه قم گفت‌وگو کرده که می‌خوانید.

                  به تازگی مسائلی درباره اختیاری بودن حجاب توریست‌هایی که به ایران سفر می‌کنند در فضای رسانه‌ای کشور مطرح شده است. دیدگاه شما در این زمینه چیست؟ آیا حجاب برای این افراد نیز مانند زنان کشور لازم الاجرا است؟

                  در شرایط کنونی که چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد ما با مسائلی مواجه شده‌ایم که در گذشته با آن مواجه نبوده‌ایم. به همین دلیل نیز درمسائل جدید سوالات زیادی برای مردم و به خصوص نسل جدید به وجود آمده که نیازمند تبیین عمیق‌تر و جدیدتری است. عدم شفاف سازی و باز نکردن گره‌های ذهنی در این زمینه نه تنها به حل مشکلات کمک نمی‌کند بلکه مشکلات را بیشتر نیز می‌کند. به همین دلیل باید برای دغدغه‌های نسل جدید پاسخ‌های قانع کننده و مستدل ارائه کرد. موضوع حجاب توریست‌ها در گذشته کمتر مورد بحث و بررسی قرار گرفته و به همین دلیل از نظر فقهی در این مسأله جای کار بیشتری وجود دارد. این در حالی است که برخی در مقابل تغییر دیدگاه‌های از کارافتاده گذشته مقاومت می‌کنند و اجازه نمی‌دهند چنین موضوعاتی در یک فضای خلاق و همراه با تعامل مورد بررسی قرار بگیرد. در شرایط کنونی تماس‌های زیادی با علما در این زمینه گرفته می‌شود و تقاضای زیادی برای روشن شدن ماهیت این مباحث علمی و فقهی وجود دارد. از سوی دیگر برخی بدون تأمل و تفکر درباره ماهیت مسأله خیلی زود این گونه مسائل را سیاسی و حزبی می‌کنند و اجازه نمی‌دهند چنین موضوعات مهمی که برای افکار عمومی دارای اهمیت است در یک فضای علمی مورد بررسی قرار بگیرد. در شرایط کنونی در جامعه ایران قوانینی وجود دارد که برای همه شهروندان لازم الاجرا است. مسأله حجاب زنان نیز یکی از موضوعاتی است که به صورت قانون در جامعه وجود دارد. این در حالی است که هر گونه تغییردر این قانون باید با نظر مقام معظم رهبری صورت بگیرد و تنها در چنین شرایطی می‌توان شرایط دیگری را در نظر گرفت.

                  برخی از توریست‌ها تنها برای چند ساعت در خاک ایران هستند و تنها در فرودگاه‌های کشور حضور دارند. آیا می‌توان شرایط جدیدی برای این افراد در نظر گرفت؟

                  طرح چنین مسائلی جدید است و به همین دلیل علما باید دیدگاه‌های خود را در این زمینه بیان کنند. امام صادق(ع) می‌فرمایند: «کسی که عالم به زمان خویش باشد مشکلات به وی هجوم نمی‌آورد». درقرآن کریم نیز آمده که کسانی باید وجود داشته باشند که رسالت‌های الهی را برای مردم تببین کنند. در موضوع حجاب توریست‌های خارجی نیز ما باید تلاش کنیم توریست‌هایی که به کشور وارد می‌شوند را به احکام اسلامی دعوت کنیم. عملی کردن قوانین کشور درباره حجاب آن هم برای توریست‌هایی که تنها چند ساعت در خاک ایران هستند نیازمند بررسی‌های بیشتر از سوی علما است. به نظر بنده می‌توان این مسأله را اختیاری کرد که خود فرد تصمیم بگیرد که با چه نوع پوششی در خاک ایران حضور داشته باشد. با این وجود قبل از اینکه این اختیار را به توریست‌ها بدهیم باید برای آنها توضیح بدهیم که ایران یک کشور مذهبی است و در جامعه ما حجاب اجباری است. در چنین شرایطی فرد باید تصمیم بگیرد که از چه نوع پوششی استفاده کند. به نظر می‌رسد که اغلب این افراد خود را مقید به قوانین ایران وحفظ حریم‌ها خواهند کرد. موضوع اصلی اینجاست که آیا ما می‌توانیم توریست‌های خارجی را ملزم کنیم که پوشش خود را تغییربدهند؟به نظر می‌رسد هنوز برای این مسأله دلیل محکمی وجود ندارد. ما باید با استفاده از فرهنگ عمومی انسان‌ها از توریست‌های خارجی بخواهیم که پوشش عمومی انسان را رعایت کنند. در کشورهای خارجی نیز حدی از پوشش متعارف انسان وجود دارد و برخی قوانین نیز در این زمینه لازم الاجراست. به همین دلیل نیز ما باید شرایطی را به وجود بیاوریم که توریست‌ها با پوشش متعارفی که دارند بتوانند با احترام به قوانین جامعه ما با اختیار پوشش خود را انتخاب کنند. هدف بنده از طرح این مسأله این است که صاحب نظران و علما مسائل جدید جامعه را مورد بررسی قرار بدهند تا نسل جدید با گره‌های فکری و عقیدتی مواجه نشود.

                  مسئولان مربوطه چه واکنشی نسبت به طرح این مسأله داشته‌اند؟

                  رئیس منطقه آزاد کیش از جمله مسئولانی بودند که نسبت به این مسأله واکنش نشان دادند و خواستار نظر علما در این زمینه شدند. از سوی دیگر این مسأله در مجلس شورای اسلامی نیز مطرح شده است. نکته مهم در این زمینه این است که ما باید به صورت علمی و منطقی به چنین مسائلی نگاه کنیم و از سیاسی شدن آن جلوگیری کنیم. هر چه چنین مسائلی که از ضروریات جامعه ما است رنگ و بوی سیاسی به خود بگیرد از هدف اصلی خود دور می‌شود و شکل دیگری به خود می‌گیرد. مسأله فقهی باید با نگاه فقهی حل شود، مسأله علمی با نگاه علمی و مسائل سیاسی نیز باید در زمینه تخصصی خود مورد بررسی قرار بگیرد. در نتیجه نباید اجازه نداد مسائل تخصصی به حوزه‌های غیر تخصصی وارد شود تا بتوان به نتیجه مطلوب و کاربردی رسید.

                  آیا مقوله حجاب می‌تواند به مرور زمان زمینه بررسی‌های بیشتر باشد؟

                  در این زمینه بین علما اختلاف نظر وجود دارد و هنوز این مبحث به یک جمع بندی جدی نرسیده است. این اختلاف نظر در زمان پیامبر اسلام نیز وجود داشت و علما دغدغه‌های متفاوتی نسبت به این مسأله داشتند. اختلاف اصلی در این زمینه نیز بر سر اجبار و الزام است. به همین دلیل نیز علما بین حجاب اجباری و التزام به حجاب تفاوت قائل می‌شوند. از نظر فقه اسلامی حجاب الزام دارد، اما اجباری نیست. الزام به این معناست که حجاب واجب است و از واجبات دین اسلام است. «اجبار نیست» نیز به این معنی است که فرد مسلمان باید از نظر شرعی به این نتیجه برسد که حجاب برای وی واجب است و رعایت کردن آن در جامعه اسلامی واجب است. اجبار به معنای اینکه تحت فشار و با زور حجاب را به زنان تحمیل کنند نیست. با این وجود واجب و لازم شرعی است. هیچ تردیدی در واجب بودن حجاب در جامعه اسلامی وجود ندارد. با این وجود باید سازوکاری برای حجاب در جامعه وجود داشته باشد که فرد احساس نکند که حجاب به وی تحمیل شده است. از سوی دیگر برخورد با مسأله حجاب به عنوان یک امر اخلاقی و فرهنگی نباید به صورت سلبی و خشن صورت بگیرد. در این زمینه علما دیدگاه‌های سازنده‌ای دارند و هر گونه برخورد خشن را منع کرده اند. در شرایط کنونی برخی کشورهای اسلامی مانند مالزی، اندونزِی، سوریه و ترکیه قوانینی درباره حجاب دارند که این قوانین با قوانین جمهوری اسلامی متفاوت است. به نظر من این گونه موضوعات باید به صورت جدی در کمیسیون‌های مجلس شورای اسلامی مورد بررسی و ارزیابی قرار بگیرد. این در حالی است مسائل مهمی مانند حجاب در جامعه اسلامی باید تحت نظر مقام معظم رهبری باشد و دیدگاه ایشان در نهایت بر همه دیدگاه‌ها ارجح خواهد بود.

                  چه موانعی در این زمینه وجود دارد؟

                  نحوه اجرای حجاب در جامعه می‌تواند مورد بحث حکومتی، سیاسی و اجتماعی قرار بگیرد. با این وجود حجاب و پوشش برای زنان در جامعه اسلامی ضروری است و به هیچ عنوان قابل انکار نیست. به هر حال ما باید تلاش کنیم همراه با تحولات نسل جدید، در قوانین و دغدغه‌های گذشته بازنگری کنیم و شرایطی را به وجود بیاوریم که نسل جدید نیز بتواند از قوانین و احکام اسلامی استفاده کند. بسیاری از علما نیز به ضرورت تغییر احکام اسلامی براساس تغییرات جامعه و تغییر نوع زندگی مردم اشاره کرده اند. در نتیجه پافشاری و اصرار روی قوانینی که در گذشته تدوین شده و در شرایط کنونی کارکرد خود را از دست داده به مصلحت نیست و بهتر است که در این قوانین تغییرات مثبت و سازنده‌ای صورت بگیرد.

                  دیدگاه شما درباره انتشار تصاویر و فیلم‌های خصوصی در فضای مجازی چیست؟ آیا کشاندن چنین افرادی برای اعتراف در تلویزیون درست بود؟ این برنامه با چه هدفی صورت گرفت؟

                  این قضیه با واکنش‌های زیادی همراه بوده و به نظر می‌رسد در بین مراجع تصمیم‌گیر در این زمینه اختلاف وجود داشته است. از یک طرف قوه قضائیه دخالت خود را در این ماجرا تکذیب می‌کند و از طرف دیگر صداوسیما عنوان می‌کند که قوه قضائیه به ما دستور داده تا این برنامه در تلویزیون پخش شود. این در حالی است که پلیس «فتا» نیز موضع‌گیری دیگری در این زمینه داشته است. به همین دلیل در شرایط کنونی افکار عمومی با سوالات جدی در این زمینه مواجه شده است. درباره موضوع «رقص» نیز دیدگاه‌های مختلفی در بین علما وجود دارد. این در حالی است که برخی رقص زن برای شوهر و رقص زنان در مجالس زنان را بدون اشکال دانسته و در مورد رقص زن برای شوهر توصیه نیز کرده‌اند. با این وجود به نظر می‌رسد پخش اعترافات دختران جوان برای انحراف افکار عمومی از مشکلات معیشتی بوده است. به هر حال در شرایط کنونی مردم با مشکلات معیشتی و اقتصادی جدی مواجه هستند. به همین دلیل نیز این شائبه وجود دارد که پخش این برنامه به نوعی برای انحراف افکار عمومی بوده است.

                  اقدام صداوسیما که چنین موضوعی را به افکار عمومی کشانده دارای چه مصداقی است؟ آیا این نوع اقدامات سبب پیچیده‌تر شدن موضوع نشده و پیامدهای منفی به همراه نخواهد داشت؟

                  به هر حال اقدام صداوسیما در این زمینه سوال برانگیز بوده وبهتر بود که چنین اتفاقی رخ نمی‌داد. مسائل اخلاقی و فرهنگی باید با راه حل‌های فرهنگی مرتفع شود. در نتیجه هرگونه برخورد سلبی و افشاگرایانه اشتباه است. از سوی دیگر باید پیامدهای چنین اتفاقی را در سطح جامعه نیز در نظر گرفت. به هر حال در شرایط کنونی پخش این اعترافات پیامدهای مناسبی در بین افکار عمومی نداشته و بسیاری از چهره‌های سیاسی و فرهنگی نسبت به این مسأله موضع گرفته‌اند. به همین دلیل نیز بهتر بود این مسأله به این شکل در بین افکار عمومی مطرح نمی‌شد.

                  • اختيار
                  • توريست
                  • خارجي
                  • محسن غرويان
                  • جامعه
                  • گردشگري
                    ]]>
                    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Wed, 18 Jul 2018 10:58:30 +0430
                    هسته سخت يا نرم؟ http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17093-2018-07-17-05-11-25.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17093-2018-07-17-05-11-25.html هسته سخت يا نرم؟

                    آرزو فرشيد: هسته سخت منجي اصلاح‌طلبي در اوضاع و احول فعلي است يا هسته نرم؟ تئوريسين‌هاي اصلاحات در اين خصوص اختلاف نظر دارند. چهره‌ها و فعالان سياسي نيز اگرچه در مورد ضرورت انجام اصلاحات درون جرياني به اجماع رسيده‌اند اما هنوز به نسخه شفابخش دست نيافته‌اند.

                    پيشنهاد سعيد حجاريان براي نجات اصلاحات تشكيل يك هسته سخت است. او دو هفته قبل در گفت‌وگويي با روزنامه «اعتماد» «ورود مستقيم رييس دولت اصلاحات به عرصه مديريت اصلاحات» و «سياستگذاري» را دو محور اصلي نامه جوانان اصلاح‌طلب به سيدمحمد خاتمي دانسته و پيشنهاد داده بود كه افراد در نهاد اصلاحات ادغام شوند. منظور حجاريان از نهاد مورد اشاره «هسته سخت اصلاحات» بود و در تشريح آن گفت: «اين هسته مانند مغناطيس عمل مي‌كند تا افراد از مدار اصلاح‌طلبي خارج نشوند. كاركرد اين هسته دووجهي است؛ وجه اول اينكه اصول اصلاح‌طلبي و خطوط قرمز آن مشخص شود و وجه ديگر اينكه آنهايي كه مدعي اصلاح‌طلبي هستند، به اين اصول التزام داشته باشند... فكر مي‌كنم، لازم است از افراد اصلي اين هسته سخت حداقل سه آزمون گرفته شود. اولين آنها آزمون «از كجا آورده‌اي؟» است؛ يعني افراد بيايند و توضيح دهند كه مايملك خود و بستگان درجه اول‌شان، از ابتداي انقلاب تا الان، چگونه به دست آمده است. دومين، آزمون كلامي است و به مواضع سياسي افراد مربوط مي‌شود؛ يعني بايد روند فعاليت سياسي افراد دقيقا مورد بررسي قرار بگيرد و چند مورد مهم مشخص شود؛ اول اينكه افراد در طول اين سال‌ها ميان چپ و راست رفت‌وآمد نكرده باشند. دوم اينكه موضع ضداصلاحات اتخاذ نكرده باشند و سوم اينكه كرنش نكرده باشند. يعني در يك كلام، مذبذب نباشند. آزمون سوم عملي است؛ يعني افراد به قول امام حسين(ع) كه فرموده است، «فإِذا مُحِّصُوا بِالْبلاءِ قلّ الدّيانُون» بايد روند تمحيص را طي كرده باشند.»

                    حجاريان در توضيح شكل نهاد مورد نظر خود اين را نيز گفت كه «صفت سخت به‌ اين معناست كه تعداد افراد اين هسته نبايد زياد باشد؛ مثلا در حدود يازده نفر. البته در صورتي كه افراد زيادي از آزمون سربلند خارج شدند، مي‌توان راي‌گيري محدود انجام داد. حال ممكن است اين پرسش مطرح شود كه تفاوت اين جمع با ساير جمع‌هايي كه تا امروز وجود داشته و دارد، چيست؟ در پاسخ بايد گفت، افرادي كه در اين هسته قرار گرفته‌اند، متر و معيار هستند. البته اعضاي اين هسته نمي‌گويند سايرين بد يا بدلي هستند ولي به ترتيب بايد اختلاف مركز و پيرامون هسته شفاف و مدرج شود؛ آنگونه كه‌ هسته يازده نفره در مركز قرار بگيرد و سايرين لايه‌هاي بعدي بايستند.»

                    هسته نرم

                    طرح اين پيشنهاد از سوي سعيد حجاريان با واكنش‌هايي همراه بود. تازه‌ترين مورد آن اظهارات محمدرضا تاجيك است كه ايده حجاريان را كارگشا نمي‌داند. او در گفت‌وگو با اعتماد آنلاين گفته است كه اتفاقا به «هسته نرم» نياز داريم. او در توضيح منظور خود گفت: «بايد از پوسته مركزي ژنرال‌هاي اصلاح‌طلبي عبور و براي ورود يك نسيم، فكر جديد، نخبگان جديد، فضايي باز كنيم؛ اجازه دهيم در آن هسته چرخش نخبگان صورت بگيرد و فكر و گفتمان تازه به وجود آيد و نيروهاي باطراوت و شاداب وارد قضيه شوند.»

                    تاجيك با تاكيد بر اينكه «هسته سخت ديگر جواب نمي‌دهد» گفت: «در واقع سخت‌تر و سنگين‌پاتر از آن است كه بتواند براي شرايط كنوني الگوي مناسب ارايه كند. اگرچه حضور آنها را پاس مي‌دارم و مغتنم مي‌دانم اما كاملا معتقدم كه بايد يك نوع امتزاج و اختلاط ايجاد شود تا نيرو‌‌هاي جوان و با طراوت ضميمه شوند و اين تركيب ميان نيروهاي جوان و نيروهايي با تجربيات گذشته بتوانند همديگر را تكميل كنند. بنابراين به نظر من چنين چيزي بايد به هسته اصلاح‌طلبي امروز بنشيند... بايد اصلاح‌طلبي را از انحصار عده‌اي خاص بيرون كشيد. هم به لحاظ گفتماني و هم به لحاظ راهبري بايد واقعا اجازه داد كه اين بدنه شاداب، فراخ و گسترده اصلاح‌طلبي در تدبير جريان اصلاح‌طلبي، در راهبري جريان اصلاحات، در بازتوليد اصلاحات حضور فعال داشته باشند. ما نمي‌توانيم جريان اصلاح‌طلبي را به عنوان فرزند خلف زمانه خود و آلترناتيو هژمونيك حفظ كنيم و به عنوان روح زمانه آن را بارور كنيم مگر اينكه به نيروهاي جوان و نسل جديد اجازه دهيم كه وارد پيكره تصميم‌گيري و مديريت جريان اصلاح‌طلبي شوند و از آن بالا بتوانند نيازها و تقاضاها و فرهنگ خود را قالب و كليشه‌شكني كند. اين كليشه‌ اگر مي‌خواست جوابگو باشد نبايد مي‌گذاشت جريان اصلاحات به اين بن‌بست‌ها برسد. اگر آن هسته سخت مي‌توانست طراوت و شادابي داشته باشد بايد تاكنون نمود و نمادهايي از آن ديده مي‌شد و اجازه نمي‌داد كه به لحاظ تاريخي از جريان اصلاح‌طلبي عبور شود.»

                    نظرات تكميلي شكوري‌راد

                    علي شكوري‌راد، دبيركل حزب اتحاد ملت اما با سعيد حجاريان هم‌نظر و معتقد است كه هسته سخت مي‌تواند حافظ هويت اصلاح‌طلبي باشد و سرمايه اجتماعي از دست رفته اصلاح‌طلبان را احيا كند. اين فعال سياسي اصلاح‌طلب البته در تكميل پروژه سعيد حجاريان نظراتي در مورد هيات داوران اين هسته سخت نيز دارد. او معتقد است كه تاكنون سيدمحمد خاتمي در نقش هسته سخت اصلاحات ظاهر شده است و او مي‌تواند سه نفر از ١١ نفر را تعيين كند تا به ارزيابي و آزمون گرفتن از بقيه اصلاح‌طلبان و نهايتا انتخاب ٨ نفر بقيه بپردازد.

                    شكوري‌راد در بخشي از گفت‌وگوي خود با روزنامه اعتماد درباره هسته سخت، گفت: «برخي فكر مي‌كنند كه اين ايده آلترناتيوي براي شوراي عالي سياستگذاري است، اما چنين نيست. هسته سخت در حقيقت حافظ هويت است و مركزيت پرجاذبه‌اي است كه مي‌تواند همگرايي را در بين اصلاح‌طلبان تعريف كند و معياري براي عملكرد اصلاح‌طلبانه باشد. وقتي كار جبهه‌اي مي‌كنيم و هويت‌مان رقيق مي‌شود ممكن است در نهايت اين هويت گم شود.»

                    دفاع اتحاد ملتي‌ها از هسته سخت

                    آذر منصوري، عضو شوراي مركزي حزب اتحاد ملت يكي ديگر از موافقان تشكيل هسته سخت است. او در يادداشتي با اشاره به اينكه «نمي‌توان از آفت‌هاي درون جريان اصلاحات نيز چشم‌پوشي كرد و اين آفت‌ها و آسيب نيز از ناحيه كساني است كه به نام اصلاح‌طلبي به دنبال منافع فردي و باندي خود هستند و بدون توجه به منافع ملي كشور و‌ منافع جريان اصلاحات دست به رفتارهايي مي‌زنند كه بيشترين لطمه را به اعتبار و‌جايگاه اصلاحات و اصلاح‌طلبي مي‌زند» نوشت: «در چنين شرايطي اصلاح‌طلبان يا هسته سخت اصلاحات بايد روي دو موضوع به طور جدي تمركز كنند. اول؛ يك سوي اين توجه بايد تلاش براي به‌روزرساني و ترميم گفتمان اصلاح‌طلبي باشد... كدام نهاد قرار است روي اين موضوع كار جدي كند. بديهي است كه فقدان اشتراك گفتماني در عمل حصول نتيجه مشترك را نيز با مشكل مواجه مي‌كند. دوم؛ موضوع ساختار و تشكيلاتي است كه اين جمع متكثر را سامان بخشد. واقعيت آن است كه به دليل ضعف كاركردي احزاب در ايران، اين انتظار كه نمايندگان منتخب پس از انتخاب شدن با چه مكانيزمي پاسخگوي رفتار خود خواهند بود حتي در صورت تشكيل تشكيلاتي فراگير از عهده احزاب بر نخواهد آمد و بخش عمده‌اي از اين مسووليت به عهده اركان ديگر جامعه مدني به خصوص جريان آزاد اطلاعات و رسانه‌ها‌ست.»

                    هسته سخت يا هسته عقلانيت

                    همزمان با دفاع اتحاد ملتي‌ها از ايده هسته سخت برخي از ديگر احزاب اصلاح‌طلب كه هسته سخت را جايگزين شوراي عالي سياستگذاري اصلاح‌طلبان تعبير كرده بودند، سعي كردند ضمن دفاع از اين شورا ايده‌هاي خود را به پيشنهاد حجاريان ضميمه كنند. يادداشت سهيل گوهري عضو شوراي سياستگذاري نداي ايرانيان را مي‌توان در اين راستا دانست. او با اشاره به اينكه «در ابتدا بهتر است مشخص شود اين نهاد {شوراي عالي سياستگذاري اصلاح‌طلبان} كه تاكنون ۲ انتخابات شورا و مجلس شوراي اسلامي همچنين رياست‌جمهوري دوازدهم را با موفقيت پشت سر گذاشته چه اشكالاتي در كارش بوده كه با پيروزي ناديده گرفته شده؟» نوشت: «افراد اين هسته چه شاخصه‌هايي بايد داشته باشند و در مورد شاخص‌ها چه افرادي مي‌توانند تصميم بگيرند؟ اينها ابهاماتي است كه بايد روشن شود در صورت بي‌پاسخ ماندن اينها اختلافات جدي بين اصلاح‌طلبان پيش خواهد آمد.»

                    وي در ادامه اين يادداشت و يادآوري اينكه حجاريان در مصاحبه ديگري گفته است «محال است بگذارند دولت به اصلاح‌طلبان برسد» نوشت: «با فرض درست بودن اين فرضيه بهتر آن است كه به جاي هسته سخت اصلاحات عنوان آن را به هسته سخت عقلانيت تغيير دهيم. حضور افرادي چون ناطق نوري با اينكه به جناح اصلاحات منتسب نيست در اين هسته مي‌تواند راهگشا باشد. نكته مهم ديگر موضع‌گيري و نظرات ناشي از اعتقادات قلبي اصلاح‌طلبان در خصوص مسائل اجتماعي است و رابطه اينگونه مسائل و دغدغه‌ها با احزاب و هسته سختي كه از آن صحبت مي‌كنيم، مشكل ديگري كه ممكن است با آن مواجه شويم فضاي امنيتي است كه در شرايط حساس ممكن است با آن مواجه شويم با تمام پيشرفت‌هايي كه رسانه‌هاي جمعي همچنين فراگيري شبكه‌هاي اجتماعي داشته باز هم در چنين شرايطي امكان برقراري ارتباط با اين هسته دچار مشكل مي‌شود.»

                    هسته سخت جايگزين شوراي عالي است؟

                    محمدرضا عارف، رييس شوراي عالي سياستگذاري اصلاح‌طلبان از جمله سياسيوني است كه از ايده حجاريان خيلي خوشش نيامده است. عارف كه گويا هسته سخت را نهادي در رقابت با شوراي عالي تلقي كرده است، تشكيل يك هسته قوي را اصل موضوع مي‌داند. او در نشستي كه با برخي اصحاب رسانه داشت، در اين باره گفت: «آنچه مسلم است به استناد قانون اساسي اين است كه كشور به سمت تحزب برود، خوشبختانه اين در كشور جا افتاده است. متاسفانه يك احزابي تشكيل مي‌شوند از مردم راي مي‌گيرند، اما همانطور بارها در مورد جبهه‌هاي سياسي گفته‌ام، كسي پاسخگو نيست. ما چند صد حزب داريم كه كسي پاسخگو نيست. جبهه‌ها بايد پاسخگو باشند مردم بايد از آنها حتي اگر نام عوض كردند، پاسخ بخواهند. در جبهه اصلاحات جمع‌بندي صورت گرفت كه به شوراي عالي سياستگذاري رسيديم. در شوراي عالي سياستگذاري بحث‌هاي چالشي صورت گرفت كه اعضاي حقيقي و حقوقي با چه مكانيزم و شاخصي انتخاب شوند. آن چه مسلم اين است كه هسته قوي تشكيل شود و در هيچ محفلي كه من حضور دارم، بحث آقاي حجاريان مطرح نشده است. بحث اصلي ما اين است كه سازو كار دموكراتيك براي انتخاب شكل بگيرد.»

                    نتايج بهتر در گرو هسته سخت‌تر

                    محمدرضا تابش، نايب‌رييس فراكسيون اميد مجلس يكي ديگر از موافقان ايده حجاريان است. به گفته او «هرچه قدر عيار اصلاحات سخت‌تر باشد به نتيجه بهتري مي‌رسيم». تابش بر خلاف عارف از تجديد ساختار شوراي عالي مكدر نمي‌شود و بر همين اساس هم گفته است: «تجديد ساختار شوراي عالي و مواجهه اصلاحات با انتخابات در آينده مطرح است و در انتخابات‌هاي گذشته هر بار اين تشكل را تقويت كرديم». او اظهارات حجاريان را به «معناي تجديد ساختار شوراي عالي اصلاحات» دانست و تاكيد كرد كه با سخت‌تر شدن عيار اصلاحات نتايج بهتري حاصل خواهد شد.

                    عاملي براي احياي نيروهاي حامي اصلاحات

                    پالايش نيروهاي سياسي و استفاده از نيروهاي متعهد‌تر به اصلاح‌طلبي وجه مشترك ايده حجاريان با مطالبه جوانان اصلاح‌طلب است. به همين خاطر «هسته سخت» مورد استقبال جوانان قرار گرفت. عبدالله مومني، فعال سياسي اصلاح‌طلب كه خود يكي از امضا‌كنندگان نامه جوانان اصلاح‌طلب به رييس دولت اصلاحات است، طي يادداشتي ابراز اميدواري كرد كه تحقق ايده هسته سخت موجب احياي نيروهاي حامي اصلاحات شود. او در يادداشتي نوشت: «اصلاح‌طلبي نه از جنس لابي‌گري‌هاي ماندن در قدرت، بلكه اصلاح‌طلباني پاكدست و ضد فساد و مقاوم و جامعه‌پذير نياز است كه بتوانند رو به مردم نيازهاي ضروري و مطالبات جديد مردم را پيش برند. ‎نگراني مهمي كه در سران اصلاحات وجود دارد اين است كه در صورت همراهي با خواست تغيير در سامانه همبستگي‌ها به انشقاق دچار خواهيم شد، اما غلبه اين ترس بر راهبران و سياستگذاران منجر به سرخوردگي و نااميدي ميليون‌ها مردمي خواهد شد كه هنوز كورسوي اميدي به روندهاي اصلاحي دارند. بنابراين ضمن غلبه بر آن ترس‌ها و عبور از محافظه‌كاري‌هاي ناشي از نارضايتي خواص رانتي، بايد آگاهانه در مسير پالايش اصلاحات حركت كرد؛ پالايشي كه در آن شاقول اصلاح‌طلبي معيارهاي مردم‌پذيري، ضديت با فساد و آزادگي و پذيرش مناسبات دموكراتيك در سياستگذاري‌ها و سامان‌يابي اصلاحات خواهد بود. ‎تمحيص (آزمون سخت) اصلاح‌طلبي در مرحله تاريخي كنوني نه صرفا ايده‌اي از سر خلوص‌سازي و ناب‌گرايي، بلكه مطالبه‌اي است كه حاملان اصلاح‌طلبي به مثابه يك ضرورت بدان باور دارند. سامانه همبستگي برآمده از دل معيارهاي اصلاح‌طلبي است كه مي‌تواند در برابر نيروها و تحليل‌هاي بي‌مبنا از يك طرف و از طرف ديگر در برابر هجمه سنگين اقتدارگرايان، مغناطيس اصلاح‌طلبي را كارا نگاه دارد.»

                    گفتني است، جوانان اصلاح‌طلب ضمن استقبال از ايده حجاريان به بيان نظرات خود پرداختند. به عنوان مثال بهروز شاهرخ نيا در يادداشتي تدوين و ابلاغ «مانيفست اصلاح‌طلبي» را زمينه تشكيل اين هسته دانست.

                    منبع: اعتماد

                    • هسته
                    • سخت
                    • نرم
                    • اصلاحات
                    • احزاب
                    • شوراي اصلاح طلبان
                      ]]>
                      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Tue, 17 Jul 2018 09:40:20 +0430
                      دلواپسان بي اعتنا به حمايت رهبري از رئيس جمهور http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17092-2018-07-17-05-03-57.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17092-2018-07-17-05-03-57.html دلواپسان بي اعتنا به حمايت رهبري از رئيس جمهور

                      یاسمین طالقانی: نکته قابل تامل آن است که برنامه غیراخلاقی مخالفان دولت در زمانی شدت گرفته است که بزرگان و دلسوزان کشور بیش از هر موضوعی بر لزوم تقویت اخلاق و وحدت در جامعه تاکید دارند.

                      سایت، روزنامه و نشریات زیادی دارند؛ ادعای آن را هم دارند که بیش از دیگران پایبند به امور دینی هستند و در نهایت حس خودبرتربینی‌ها پرده ضخیمی بر چشمانشان کشیده است که بر اساس آن به خود اجازه می‌دهند برای تخریب و تضعیف دولتی که با شعار خدمت به مردم و حاکم کردن فضای اعتدال و صلح بر سر کار آمده است از هر مسیر و برنامه‌ای ولو دروغ و تهمت باشد، استفاده کنند.

                      نکته قابل تامل آن است که برنامه غیراخلاقی مخالفان دولت در زمانی شدت گرفته است که بزرگان و دلسوزان کشور بیش از هر موضوعی بر لزوم تقویت اخلاق و وحدت در جامعه تاکید دارند. رفتار و شیوه انتخابی دلواپسان و مخالفان دولت کوچک‌ترین نسبتی با دلسوزی برای کشور ندارد و آنها دانسته یا نادانسته در مسیری گام بر می‌دارند که لبخند بر لب دشمنان می‌آورد، مانند همین شایعه اعطای 2500 اقامت به ایرانیان در دولت اوباما که از سوی ذوالنور مطرح شد و مدت کوتاهی پس از آن به عنوان سند ترامپ برای تخریب اوباما و دموکرات‌ها مورد استناد قرار گرفت.

                      یا نمایندگانی که هر از چندگاهی تنها درک خود از وظایف نمایندگی را در نامه‌نگاری به رئیس‌جمهور برای برکناری وزرا نمایان می‌کنند تا شاید رانتی نصیب آنها شده و یا به سردمداران تفکر دلواپسی که درصدد ناموفق کردن دولت روحانی هستند، خوش خدمتی کرده باشند که البته روحانی با آگاهی از اهداف پشت پرده این نامه‌ها، پاسخی نمی‌دهد تا دلواپسان بدانند رئیس‌جمهور واهمه‌ای از فضاسازی آنها ندارد.

                      چالش اصلی کشور؟

                      آنچه نمایندگان دلواپس برای احضار گاه و بیگاه وزرا به مجلس مطرح می‌کنند در شرایط فعلی که کشور مشغول امور مهم و برنامه‌ریزی‌های اقتصادی برای عبور کم هزینه از تحریم‌هاست محلی از اعراب ندارد؛ به عنوان نمونه رسانه دلواپسی چنین نوشته است: «احضار وزیر نفت به مجلس به علت کشیدن خط لوله گاز تا ویلای طیب‌نیا» چنین موضوعاتی و پررنگ کردن آن در کدام بخش منافع ملی تعریف می‌شود؟

                      تاسف بار‌تر اینکه در توضیح سوال آمده است: «در سال‌های گذشته خط انتقال لوله گاز از تهران تا روستای سولقان به پایان رسیده است، اما بخشی از خط لوله گاز به طول حدود یک کیلومتر از روستای سولقان تا خارج طرح هادی روستا و تا منطقه‌ای که وزیر سابق اقتصاد در آن منطقه اقدام به ساخت ویلا کرده، ادامه یافته است. نماینده شاهین شهر از وزیر نفت پرسیده علت صرف هزینه برای لوله‌گذاری به منطقه‌ای که خارج از طرح هادی روستا بوده است، چیست؟»

                      در خوابِ تذکر!

                      یا رسانه‌ای دیگر از تذکر مقام معظم رهبری به وزیر اطلاعات روایت می‌کند و پس از پررنگ شدن تردیدها درباره صحت این خبر حاضر به سکوت و یا عذرخواهی نیست بلکه دامنه تردیدها را افزایش می‌دهد. البته پس از ناکامی رسانه مدعی بود که همتای آن به کمکش آمد و سعی در تخریب وزیر اطلاعات داشت.

                      چنانکه از تیتر‌: «وزیری که سخنان نخست وزیر اسرائیل را بد نمی‌داند» و پایان بخش این ماجرا «محمدرضا پورابراهیمی» رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس است که از دعوت وزیر اطلاعات در خصوص اظهارات اخیرش مبنی بر عدم برخورد قهرآمیز با مفسدان اقتصادی به کمیسیون متبوع خود خبر داد و گفت: «مجازات متخلفان اقتصادی باید به مراتب بالاتر از مجازات دشمنان خارجی انقلاب باشد و وزیر اطلاعات باید اظهارات خود را اصلاح کند و اگر واقعا مکنونات قلبی وزیر این است که در این شرایط نباید با مفسدان اقتصادی برخورد قهری صورت گیرد، روش وی اشتباه است و به هیچ عنوان این موضع در نظام جمهوری اسلامی قابل قبول نیست».

                      خار در چشم مخالفان

                      یک روز پس از این ادعا است که رئیس‌جمهور و اعضای دولت به دیدار مقام معظم رهبری می‌روند و حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای با مقتدرانه توصیف کردن مواضع رئیس‌جمهور کشورمان در اروپا افزودند: «نشان دادن اقتدار در مقابل بیگانگان به‌ویژه آمریکایی‌ها امری لازم است و این کار باید بهنگام، صریح و قاطع انجام شود.» این تمجید مقام معظم رهبری خط قرمزی بر تمام انتقادات و هجمه‌های دلواپسان بود که به ادعاهای ساده‌لوحانه به دنبال ایجاد شکاف میان مسئولان کشور هستند.

                      رئیس‌جمهور هم در این جلسه با اطاعت از فرامین رهبری گفت‌: «همه تلاش خود را به کار می‌بندیم تا نکاتی را که بیان فرمودید، عملیاتی و اجرایی کنیم.» نکته قابل تامل آن بود که مقام معظم رهبری اشاراتی به برخی نهادها مانند صداوسیما داشتند و خواستند صداوسیما و دستگاه‌های تبلیغاتی به انتقال تصویر درست از اقدامات دولت بپردازند که این فرمایش به معنی تایید عدم همراهی برخی نهادها با دولت است.

                      البته تمجید مقام معظم رهبری از رئیس‌جمهور به مذاق برخی خوش نیامد. چنان‌که رجانیوز نوشت: ‌«رئیس‌جمهور و هیات دولت به دعوت رهبر انقلاب با موضوع مشکلات اقتصادی کشور، به دیدار ایشان رفتند. حسن روحانی در این دیدار با تشریح شرایط اقتصادی کشور اظهار داشت: «با وجود همه تلاش‌های روانی و اقتصادی دشمنان ایران، درآمدهای ارزی و ریالی کشور در سه ماهه اول امسال بیش از سه ماهه اول سال قبل بوده و در بخش عمرانی ۲۲ برابر سال قبل اعتبارات لازم تخصیص داده و تأمین شده است.»

                      اما رئیس‌جمهور در سومین سالگرد برجام با تصحیح مواضع سال‌های قبل خود که همه‌چیز -تا حل مشکل آب خوردن- را به تحریم‌ها و مذاکرات گره زده بود، اعتراف کرد که ریشه مشکلات اقتصادی کشور ارتباطی با تحریم‌ها ندارد.

                      روحانی با تأکید بر اینکه برخی مسائل همچون اشکالات نظام بانکی و نقدینگی، ارتباطی با تحریم و فشارهای خارجی ندارد و از گذشته وجود داشته است، به برنامه دولت برای حل این مسائل اشاره کرد و گفت: «حل این مسائل جزو دستور کارهای اساسی شورای عالی هماهنگی اقتصادی و ستاد اقتصادی دولت است.»

                      حالا پس از توقف ۵ ساله چرخ اقتصاد کشور با وعده مذاکره برای رفع تحریم‌ها، رئیس‌جمهور نیز به این نتیجه رسیدند که بیشتر مشکلات کشور ریشه داخلی داشته و ناشی از فساد و سوء مدیریت است». مشخص نیست چرا دلواپسان بیش از گره‌گشایی در پی مچ‌گیری‌هایی هستند که عواقب و تبعات آن متوجه کل کشور خواهد شد؟

                      منبع: آرمان

                      • دلواپسان
                      • رهبر انقلاب
                      • رئيس جمهور
                      • حسن روحاني
                      • دولت
                        ]]>
                        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Tue, 17 Jul 2018 09:32:52 +0430
                        كاشفي: فساد ساختاری مانع حکمرانی خوب است http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17102-كاشفي-فساد-ساختاری-مانع-حکمرانی-خوب-است.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17102-كاشفي-فساد-ساختاری-مانع-حکمرانی-خوب-است.html كاشفي: فساد ساختاری مانع حکمرانی خوب است

                        شفافیت و رفع تبعیض و نابرابری، الزامی است که فعالان سیاسی آن را از مقدمات مبارزه با فساد بیان می کنند، حسین کاشفی عضو حزب اتحاد ملت ایران اسلامی با تاکید بر این ضرورت، فساد ساختاری را از موانع تحقق حکمرانی خوب در کشور دانست.

                        به گزارش خبرنگار هم آوا، دستور رییس جمهوری به برخی وزیران و معاونان خود و درخواست وی از رییس قوه قضاییه مبنی بر رسیدگی و برخورد با عاملان تخلف صورت گرفته در خصوص واردات و فروش خودروهای خارجی؛ شفافیت و قاطعیت دولت در مبارزه با فساد را نشان می دهد.

                        حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی در این نامه پس از تاکید بر این موضوع که «با توجه به تعهد رییس جمهوری به اصل شفافیت و درک این ضرورت که دولت باید فساد ستیزی را از خود آغاز کند»، ضرورت مبارزه با هرنوع تخلف و فساد را در دستگاه ها دولتی متذکر شد؛ اقدامی که مورد استقبال افکار عمومی قرار گرفت و انتظار می رود با قاطعیت در اجرا؛ اعتماد مردم به دولت و مدیریت کشور را بالا ببرد.

                        خبرنگار گروه اخبار سیاسی ایرنا در همین زمینه با کاشفی فعال سیاسی اصلاح طلب گفت و گو کرد.

                        فساد، اعتماد عمومی را از بین می برد

                        عضو حزب اتحاد ملت ایران اسلامی در این گفت و گو ضمن تاکید بر ضرورت اعتماد و انسجام عمومی در کشور گفت: مهم ترین مساله اعتماد مردم است وقتی که اعتماد باشد انسجام و وحدت ملی به عنوان مهم ترین سرمایه جامعه به وجود می آید.
                        کاشفی افزود: با توجه به اهمیت این موضوع، دولت به عنوان نماینده مردم باید بتواند به صورت دائمی این ضرورت را در جامعه مورد توجه قرار دهد.

                        وی خاطرنشان کرد: اگر تبعیض، رانت و فساد به وجود آید، طبیعتا اعتماد ملی از میان می رود و به تدریج به فساد کلان و ساختارمند منجر می شود؛ مسائلی که در کشور وجود دارد و البته تازگی ندارد، مصداق این موضوع است.

                        دور زدن تحریم ها از زمینه های فساد بود

                        این فعال سیاسی دورزدن تحریم ها را که در دولت های نهم و دهم اتفاق افتاد، یکی از زمینه های تقویت فساد در سال های اخیر دانست و گفت: زمانی که فرآیندی از مدار خود خارج و بیراهه به جای راه انتخاب شود به طور طبیعی دچار مسائل و مشکلاتی می شود. این مساله تاکنون ادامه داشته است و به همین دلیل انتظار می رود رییس جمهوری برای حل مهم ترین مساله دولت و کشور کوشش کند.

                        کاشفی شفافیت را یکی از الزامات دستیابی به حکمرانی خوب در کشور توصیف و تصریح کرد: وقتی از حکمرانی خوب صحبت می کنیم در درجه اول شفایت مطرح می شود و سپس شاخص هایی همچون اعتماد و جایگاه مردم، کارآمدی، پاسخگویی و مسئولیت پذیری و غیره به میان می آید در واقع در کشور باید افراد پاک دست امور کشور را اداره کنند.

                        وی اظهارداشت: شفافیت اطلاعات از الزامات حکمرانی خوب است و نبود آن به بروز و افزایش میزان فساد دامن می زند؛ ضرورتی که در شرایط کنونی کشور به شدت احساس می شود اما درباره خودروهای وارداتی شاهد بودیم که اخبار متناقضی منتشر شد، درباره موسسات مالی-اعتباری نیز که مردم با اعتماد به آنها اقدام به سپرده گذاری کرده بودند، این مساله مشاهده شد.

                        تبعیض و نابرابری مردم را به دولت و نظام بدبین می کند

                        عضو حزب اتحاد ملت ایران اسلامی تصریح کرد: زمانی که یکی از مظاهر فساد در کشور اتفاق می افتد باید بلافاصله با مردم در میان گذاشت و با مرتکبان آنها برخوردهای قانونی کرد.

                        کاشفی وجود تبعیض و نابرابری را از علل بی اعتمادی مردم به دولت برشمرد و گفت: مشاهده هرگونه تبعیض، بی عدالتی و نابرابری و گرایش مدیران و مسئولان به فساد، مردم را به ساختار سیاسی کشور بی اعتماد می کند و بر عکس برخوردهای قانونی و به دور از تبعیض با فساد و عوامل و ریشه های آن نه تنها اعتماد مردم را به نظام از بین نمی برد بلکه روز به روز آن را تقویت می کند.

                        دستور رییس جمهوری خوب است، اما باید پیگیری شود

                        این فعال سیاسی دستور اخیر رییس جمهوری در باره تخلف خودروهای وارداتی را مثبت ارزیابی کرد و افزود: دستوری که دکتر روحانی به بعضی وزارتخانه ها داد بسیار خوب بود اما باید کاملا پیگیری شود که اگر واقعا چنین اتفاقاتی رخ داده است با شفافیت عمل شود.

                        کاشفی ضمن تاکید بر ضرورت برخورد قاطعانه با متخلفان تصریح کرد: در این راستا باید با اشخاصی که ممکن است سوء استفاده یا بی توجهی و کوتاهی کرده باشند یا به مسئولیت خود به درستی عمل نکرده و به هر دلیلی مرتکب فساد شده اند، برخورد شود تا تفاوت قانون مداران و حامیان حقوق ملت با افراد خاطی و عاملان فساد مشخص شود.

                        واحدهای نظارتی در مبارزه با فساد قاطعانه عمل کنند

                        ضرورت پیگیری و قاطعیت مبارزه با فساد در واحدهای نظارتی، موضوع دیگری است که کاشفی به آن پرداخت و تصریح کرد:تمامی سازمان ها و واحدهای نظارتی که در ایران به تعداد وسیعی وجود دارند باید پاسخگو باشند که چگونه با وجود بازرسی ها در سازمان ها و دستگاه های مختلف فساد بروز می کند.

                        وی یادآورشد: این نهادها باید به صورت دائم رصد کنند و تذکر دهند. اگر آثار و نشانه های بروز فساد را در سازمان مورد بازرسی خود مشاهده کردند باید احساس خطر کرده و به مسئولان هشدار دهند تا فساد در کشور شکل نگیرد.

                        این صاحب نظر مسایل سیاسی، فساد را آفت اعتماد و انسجام عمومی برشمرد و گفت: فساد سرمایه کشور را که اعتماد و انسجام مردم است به تاراج می برد. هم اکنون برای رویارویی با تهدیداتی که در قبال ایران وجود دارد، باید با برنامه ریزی هدفمند با قابلیت اجرایی پیش برویم تا عرصه برای سوء استفاده متخلفان فراهم نشود.

                        کاشفی فساد ساختاری را از موانع تحقق حکمرانی خوب در کشور معرفی کرد و گفت: واحدهای نظارتی باید سلامت سازمانی را در کشور دنبال کنند. فساد ساختارمند مانع حکمرانی خوب است و ما باید بتوانیم شاخص های حکمرانی خوب را ضمن مراجعه به باورها و اعتقادات دینی و مذهبی خود پیاده و محقق کنیم.

                        همه آحاد جامعه با فساد مبارزه کنند

                        وی با تاکید بر ضرورت فراگیری مبارزه با فساد در کشور تصریح کرد: مبارزه با فساد نه فقط در دولت الزامی است که در مجلس شورای اسلامی، دستگاه قضا و دیگر نهادها ضروری است و همه آحاد جامعه اعم از مردم و مسئولان باید خود را نسبت به مبارزه با آن مسئول و متعهد بدانند.

                        شکل گیری اراده عمومی برای ریشه کنی فساد، الزام دیگری است که این فعال سیاسی بر آن تاکید کرد و افزود: هم اکنون نیز این اراده در دولت شکل گرفته است. گفته می شود که مردم به دین حاکمان خود هستند با توجه به این می توان انتظار داشت که در صورت مبارزه قاطع با فساد در نظام و بخش های آن، مردم نیز به خود را به سلامت اداری و سازمانی و مبارزه با هرگونه فساد ملزم بدانند.

                        آقازادگی و رانت زمینه ساز فساد است

                        این فعال سیاسی اصلاح طلب با تاکید بر این موضوع که مسئولان باید پاک دستی را از خود شروع کنند، گفت: اگر افراد سالم را به دور از تبعیض در راس امور قرار دهند و جامعه را از لوث مسائلی همچون آقازادگی، رانت و ... که زمینه ساز فساد است و مردم را رنج می دهد، پاک کنند به یقین مردم به سلامت مدیریت کلان در مبارزه با فساد دلگرم شده و اعتماد می کنند.

                        کاشفی تصریح کرد: سستی در مبارزه با فساد به نابرابری ها دامن می زند و نارضایتی عمومی را در پی دارد.

                        وی عزم دولت را در مبارزه با فساد بسیار موثر دانست و گفت: البته دولت نه فقط درباره یک نوع از فساد بلکه باید با تمامی مظاهر فساد مبارزه کند. این مساله نیز مستلزم برنامه ریزی و قاطعیت مسئولان و همه بخش های جامعه در مبارزه و پیگیری ریشه کنی فساد است.

                        • كاشفي
                        • فساد ساختاري
                        • حكمراني
                        • دولت
                        • جامعه
                          ]]>
                          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Tue, 17 Jul 2018 08:06:22 +0430
                          خاموشی با یارانه آمد http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17077-2018-07-16-06-40-35.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17077-2018-07-16-06-40-35.html خاموشی با یارانه آمد

                          لیلا مرگن: صنعت برق از كمبود منابع براي سرمايه‌گذاري رنج مي‌برد. نبود منابع مالي باعث عقب‌ماندگي اين صنعت از برنامه‌هايش شده است. از سال 87 كه قيمت نفت در بالاترين ميزان خود بود، پول كافي در كشور وجود داشت تا با اصلاح زيرساخت‌هاي صنعت برق عقب‌ماندگي‌ها را جبران كنيم.

                          اما سوءمديريت به همراه تثبيت قيمت برق سبب شد كه وزارت نيرو با بدهي‌هاي انباشت‌شده مواجه شود. به دليل همين بدهي‌ها به گفته پيام باقري، نايب‌رئيس هيئت‌مديره سنديكاي صنعت برق، «در سال 95 وزارت نيرو از پرداخت پول براي تأمين منابع يارانه نقدي معاف شد؛ اما سازمان برنامه و بودجه اواخر سال 96 و اوايل امسال حدود 160 تا 170 ميليارد تومان اعتبار از محل فروش برق و پولي كه بايد صرف سرمايه‌گذاري در صنعت برق مي‌شد، برداشت كرد». قطعا چنين اقدامي عقب‌ماندگي صنعت برق از برنامه‌ها را تشديد مي‌كند.

                          تابستان امسال را با خاموشي‌هاي برنامه‌ريزي‌شده و گاهی بدون برنامه پشت سر مي‌گذاريم. تابستاني گرم كه در برخي نقاط كشور كه ركورد دماي بالاي هوا شكسته شده است، مردم براي باقي‌ماندن در محيط، قطعا نياز به سيستم خنك‌كننده دارند؛ اما قطع برق، طاقت مردم را طاق كرده است. هيچ گريزي از اين خاموشي‌ها نيست. همه چيز دست به دست هم داده تا شرايط امروز رقم بخورد. كم‌كاري‌هاي ديروز با بي‌پولي و گرماي امروز، صنعت برق ايران را به دهه 60 و 70 بازگردانده كه خاموشي‌هاي برنامه‌ريزي‌شده داشتيم.

                          آن روزها دغدغه مردم گرماي هوا نبود و اين مسئله اعصاب مصرف‌كننده را به هم نمي‌ريخت و شايد اگر قطعي برق در زمان پخش سريال مورد علاقه مردم رخ مي‌داد، مصرف‌كنندگان كمي ناراحت مي‌شدند؛ اما شرايط امروز كاملا متفاوت است. برخي افراد قطعي‌هاي برق را به پيوستن ايران به معاهده پاريس پيوند مي‌زنند.

                          معاهده‌اي كه در آن دولت ايران براي حفظ محيط زيست، خود را مكلف به كاهش انتشار دی‌اكسيد‌كربن مي‌داند؛ اما نه‌تنها تعهدات ايران هنوز آغاز نشده است؛ بلكه صنعت برق به دليل مسائل مالي گسترده به قدري سرمايه‌گريز شده است كه هيچ سرمايه‌گذاري مايل به حضور در اين صنعت نيست.

                          درباره خاموشي‌هاي اخير دلايل مختلفي ذكر مي‌شود؛ اما پيام باقري، نايب‌رئيس هيئت‌مديره سنديكاي صنعت برق، در گفت‌وگو با «شرق» به نكته تأمل‌برانگیزی اشاره مي‌‎كند.به گفته او صنعت برق از كمبود منابع مالي رنج مي‌‎برد؛ به‌همين‌دليل از سال 95، از پرداخت پول براي تأمين نيازهاي مالي طرح هدفمندي يارانه‌ها معاف شده است تا درآمدهاي حاصل از فروش برق صرف سرمايه‌گذاري در اين صنعت شود؛ اما سازمان برنامه و بودجه در اواخر سال 96 برداشت‌هايي از پول برق داشته است. اوايل امسال هم حدود 160 تا 170 ميليارد تومان از پول فروش برق برداشته شده است. به‌اين‌ترتيب نفتي كه قرار بود در قالب يارانه‌ها سر سفره‌هاي مردم آورده شود، برق را از شبكه خانه‌ها ربوده است.

                          باقري مي‌گويد: برداشت از منابع مالي وزارت نيرو سبب شده است كه نيروگاه‌هاي بخش دولتي نتوانند خود را بازسازي كنند. بخش خصوصي هم كه مطالبات عديده‌اي كه از دولت دارند، در دوران كاهش مصرف نتوانستند تعمير و نگهداري انجام دهند، در نتيجه شاهد خاموشي‌هاي اخير هستيم.

                          نايب‌رئيس هيئت‌مديره سنديكاي صنعت برق عنوان مي‌كند: سرانه مصرف خانوار در ايران، سالانه 900 كيلووات ساعت است. استاندارد مصرف در دنيا 290 كيلووات ساعت است. ما بايد اين ميزان تقاضا را پوشش دهيم؛ يعني بايد در حقيقت سالانه نيروگاه جديد وارد مدار كنيم كه حجم بالايي از سرمايه‌گذاري را مي‌طلبد.

                          نياز به بيش از 4 ميليارد يورو سرمايه‌گذاري جديد

                          به گفته باقري براي رفع نيازهاي مصرف برق، به‌ طور متوسط بايد سالانه چهار تا پنج ميليارد يورو سرمايه‌گذاري جديد در صنعت برق انجام دهيم. اين سرمايه‌گذاري در سال‌هاي گذشته به دليل شرايطي كه متأثر از اقتصاد برق است، محقق نشده است.
                          او اضافه مي‌كند: بايد سالانه حدود پنج هزار مگاوات نيروگاه جديد وارد مدار كنيم؛ اما به دليل كمبود منابع مالي دو هزار تا دو‌هزار‌و 500 مگاوات سرمايه‌گذاري جديد در بخش نيروگاهي داشته‌ايم.

                          باقری بر اين باور است كه اگر سال‌هاي گذشته با خاموشي مواجه نشده‌ايم، دليلش اين است كه تا حدودي از طريق پيك‌سايي و مديريت مصرف در ساعات پيك توانسته‌ايم از اين مرحله عبور كنيم؛ اما به نقطه‌اي رسيده‌ايم كه ديگر با اين اقدامات نمي‌‎توان ايام پيك را پوشش داد. او اشاره‌اي هم به سرمايه‌گريزي صنعت برق داشته و مي‌گويد: سال‌هاست كه بخش خصوصي به دليل شرايط اقتصاد برق، وارد حوزه سرمايه‌گذاري براي ساخت نيروگاه نشده است، زيرا بايد در حوزه‌اي سرمايه‌گذاري و كالا توليد كند كه قادر نيست آن را به قيمت تمام‌شده بفروشد، چه برسد به آنكه بخواهد سود هم ببرد.

                          سوءمديريت احمدي‌نژاد عامل خاموشي‌هاي امروز

                          عدم سرمايه‌گذاري جديد در صنعت برق براي ساخت نيروگاه تنها دليل خاموشي‌هاي اخير نيست. كاهش بارش و خروج نيروگاه‌هاي برقابي از مدار توليد يكي از دلايلي است كه وزارت نيرو براي شرايط پيش‌آمده در سال جاري روي آن تكيه دارد.

                          عليرضا كلاهي، نايب‌رئيس كميسيون تسهيل تجارت اتاق تهران، به «شرق» مي‌گويد: خشك‌سالي‌ها در وضعيت پيش‌آمده بي‌تأثير نبوده است. ضمن آنكه دماي بيش از حد هوا هم مصرف را افزايش مي‌دهد. همچنين با افزايش دما، كارايي نيروگاه‌ها و سيستم‌هاي انتقال و توزيع پايين مي‌آيد. او ادامه مي‌دهد: اين مسائل چندوجهي است و واقعيت اين است كه ما از اواسط دولت احمدي‌نژاد؛ يعني سال 87 به‌بعد، از برنامه‌ها به صورت جدي عقب مانديم. سوءمديريت‌هاي آن دوران شرايط امروز را رقم زد. در آن سال‌ها منابع مالي كافي بود و مي‌توانستيم زيرساخت‌هاي اصلي انتقال و فوق‌توزيع را در برخي مناطق، از جمله تهران اصلاح كنيم.

                          كلاهي بيان مي‌كند: دوران وزارت مجيد نامجو كاملا با بي‌برنامگي گذشت و در نهايت وزارت نيرو با 15 هزار ميليارد تومان كسري سرمايه‌گذاري به دولت روحاني منتقل شد. از زمان دولت روحاني هم به‌طوركلي دولت، خصوصا وزارت نيرو بيش از بقيه بخش‌های دولت مشكل منابع مالي داشته است.

                          به گفته او، سوءمديريت دوران احمدي‌نژاد صرفا عامل بروز مشكلات امروز نبود و سياست غلط تثبيت قيمت‌ها، اقتصاد صنعت برق را از تعادل خارج و ضمنا بدمصرفي را تشويق كرد. به‌خاطر ارزان‌بودن صنعت برق، نه صنايع و نه مصرف‌كننده عادي انگيزه‌اي براي صرفه‌جويي ندارد؛ يعني ما مي‌بينيم كه كولرهاي گازي كه وارد كشور مي‌شود و مصرف‌كننده‌ها هم مي‌خرند، گاها از بدترين نوع ممكن با بيشترين ميزان مصرف هستند. اين كولرها علاوه‌بر عوارض زيست‌محيطي بر زيرساخت‌هاي كشور فشار وارد مي‌كنند.

                          خشك‌سالي و كمبود منابع مالی عامل قطع برق

                          محمودرضا حقی‌فام، سخنگوي صنعت برق، هم درباره خاموشي‌هاي اخير به «شرق» مي‌گويد: خاموشي‌هاي اخير به‌خاطر عقب‌ماندن صنعت برق از برنامه‌هاست و بخشي هم به‌خاطر خشك‌سالي است.

                          او ادامه مي‌دهد: بحث اصلي به‌خاطر اقتصاد برق است. وقتي تأمين هزينه‌هاي لازم نمي‌شود، طبيعي است كه اين مي‌تواند باعث ايجاد يك تأخير در سرمايه‌گذاري شود. امسال ما با بحث گرمسيري هم روبه‌رو شديم و اين دو عامل اثر همديگر را تشديد كردند. افزايش دما باعث شده است كه مصرف ما بيشتر شود. پيك بار و نياز مصرف كشور تاكنون به 58 هزار مگاوات رسيده است و سال قبل، در ايام پيك 55 هزار و 400 مگاوات برق مصرف كرديم. به گفته سخنگوي صنعت برق، وقتي خاموشي داشته باشيم و نياز مصرف زياد شود، از سوي ديگر سرمايه‌گذاري در درازمدت در حد كفايت انجام نشود و مشكل كم‌آبي هم داشته باشيم، تعادل بين توليد و مصرف به‌هم مي‌خورد.

                          • خاموشي
                          • يارانه
                          • قطعي برق
                          • مردم
                          • تابستان
                          • وزارت نيرو
                            ]]>
                            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Mon, 16 Jul 2018 11:09:31 +0430
                            ابطحي: حكومت بايد صداي اعتراض را بشنود http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17076-2018-07-16-06-30-27.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17076-2018-07-16-06-30-27.html ابطحي: حكومت بايد صداي اعتراض را بشنود

                            محمدعلي ابطحي، عضو مجمع روحانيون مبارز مي گويد: حكومت بايد صداي اعتراض را بشنود، فقط مكان براي تجمع مهم نيست.

                            به گزارش خبرنگار هم آوا، متن گفتگوي ابطحي با روزنامه اعتماد در ادامه مي آيد:

                            وزير كشور در آخرين نشست خبري مطرح كرد كه بعد از تعيين مكان‌هاي دوازده‌گانه هيچ تشكيلات و حزبي درخواست مجوز نداشته است. مجمع روحانيون ممكن است در آينده‌اي نزديك درخواست مجوز داشته‌باشد؟

                            در مجمع روحانيون در اين باره تصميمي صورت نگرفته است.

                            دليل عدم استقبال احزاب از اين مصوبه را چه مي‌دانيد؟

                            علت عدم استقبال از اين مصوبه دولت عمدتا به زيرساخت آن باز مي‌گردد. اين مصوبه به مقدماتي احتياج دارد. وقتي اعلام مي‌كنند تجمع براي بيان خواست مشخصي باشد كار سخت مي‌شود. از سويي به نظر من به همان دليلي كه احزاب در ايران پا نمي‌گيرند مراكز مشخص براي تجمع هم پا نخواهد گرفت چون اساسا زيرساخت‌هاي مشخص و لازمي براي اين نوع اعتراضات در نظر گرفته نشده است. ضمن اينكه سوابق امر هم نشان داده اعتراضات حتي اگر اعتراضات غيرسياسي هم باشد مورد قبول جريانات امنيتي كشور نيست. بنابراين يك حزب بايد ريسك بالايي بكند تا براي تجمع در اين مكان‌هاي مشخص درخواست مجوز كند.

                            صرفا نگراني احزاب از دخالت نيروهاي امنيتي است؟

                            بله. در واقع نگراني‌هايي هم در زمان برگزاري تجمع و هم در بعد از پايان آن وجود دارد كه باعث عدم استقبال مي‌شود.

                            نقد ديگري كه در مورد اين مصوبه دولت وجود داشت اين بود كه برخي معتقد بودند تعيين اين مكان‌ها به نوعي محدود كردن محسوب مي‌شود. شما با اين انتقاد موافق هستيد؟

                            به صورت كلي اتفاق مثبتي است كه تجمعات در محل‌هاي مشخص صورت گيرد اما بيشتر بايد يك باوري در جامعه ايجاد كرد كه اين تجمعات تاثيرگذار است. شايد اگر برخي وزارتخانه‌ها پيشقدم شوند تا نشان دهند صداي مردم را شنيده‌اند و اين باور را ايجاد كنند كه اعتراض آنها موثر بوده يا جلساتي با تشكل‌ها و اصناف مختلف مثل تشكل‌هاي كارگري را در اين مكان‌ها برگزار كنند شايد حس اميدي ايجاد كند كه صداي اعتراض شنيده مي‌شود.

                            از سويي يكي از دلايل ديگر هم رفتار بد اپوزيسيون ايراني است كه هميشه به اصلاح كردن امور قانع نبوده و هميشه به فكر براندازي بوده است و اصلاح‌طلبان را سوپاپ اطمينان معرفي مي‌كرده است. طبيعي است اين برخورد با اعتراضات اجتماعي مفيد نيست.

                            من اشكال اصلي را اين مي‌دانم كه تحزب در كشور شكل نگرفته است. ما احزابي داريم كه ٥ تا ١٠ نفر تمام اعضا و هوادارانش هستند و از يك سو احزاب بزرگي داريم كه يا فعاليت‌شان محدود شده يا لغو پروانه شده‌اند؛ طبيعي است كه اين مصوبات حالت صوري بگيرد. تا احزاب پا نگيرد اين مصوبه هم بلااستفاده مي‌ماند.

                            به نظر شما اين پتانسيل در مجمع روحانيون وجود دارد كه درخواست مجوز براي اعتراض داشته‌باشد؟ ممكن است يك روز با فراخواني از هوادارانش بخواهد تجمع كنند؟

                            در مورد اين موضوع در مجمع صحبتي نشده است و نمي‌توان پيش‌بيني كرد اما بيان يك نكته ضروري است. امروز وجود مراكز اطلاع‌رساني ساده‌اي چون فضاي مجازي كلا شيوه اعتراض‌ را هم تغيير داده است. قديم‌تر‌ها تجمعات تنها راه رساندن اعتراضات بود مثل خيلي موارد ديگر كه با گسترش فضاي ارتباطات تغيير كرده، بيان اعتراض هم دستخوش تغييراتي شده است. تجمعات تنها راه رساندن پيام نيست بنابراين شايد يكي از دلايل عدم استقبال هم مي‌تواند همين باشد. در واقع اگر اعتراض هيجاني باشد كه مثل دي ماه و اعتراضاتي از اين دست باشد كه معمولا احزاب قانوني به آن ورود نمي‌كنند در غير اين صورت هم اعتراضات از طرق ديگر رسانده مي‌شود. مي‌خواهم بگويم يك حكومت بايد اعتراضات را بشنود و مسائل را حل و فصل كند. دوراني بود كه امكان اين بود كه تمام مجاري اطلاعي و ارتباطي بسته شود مثل ٢٠ سال پيش به قبل تنها راه رساندن اعتراض تجمع مسالمت‌آميز يا غيرمسالمت‌آميز بود. فكر مي‌كنم كه الان مرتب صداي اعتراض شنيده مي‌شود و مهم اين است كه خواست مردم از سوي مديران كشور محقق شود. در واقع اگر اعتراضات را گوش كنند اما وقتي گوش نمي‌كنند فضا براي هيجاني شدن فضاي حقيقي و مجازي فراهم مي‌شود.

                            • محمدعلي ابطحي
                            • حكومت
                            • اعتراض
                            • مردم
                            • جامعه
                            • دولت
                              ]]>
                              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Mon, 16 Jul 2018 10:59:20 +0430
                              نقويان: تحجر گرفتارمان كرده است http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17069-2018-07-16-05-49-22.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17069-2018-07-16-05-49-22.html نقويان: تحجر گرفتارمان كرده است

                              احسان انصاری: دفترش در یکی از میدان‌های وسط شهر و بسیار بی‌آلایش و خودمانی است. شمرده، اما جدی و بی‌پرده سخن می‌گوید. حجت‌الاسلام نقویان از نسل روحانیون جدیدی است که قرائتی که از دین ارائه می‌کند با دغدغه‌های نسل جدید همخوانی بیشتری دارد.

                              به همین دلیل نیز تلاش می‌کنم دغدغه‌های نسل جدید و عدم تحقق آنها در جامعه را با ایشان مطرح کنم. او از جمله وعاظ شهیر کشور است که سخنانش همواره با مخاطبان زیادی همراه بوده و کلامش به‌دلیل اینکه از دل بر می‌آید به دل می‌نشیند. با این وجود مدت‌هاست که به‌دلیل مواضع صریح و بی‌پرده‌اش مغضوب گروهی خاص شده و به همین دلیل کمتر در صداوسیما حضور پیدا می‌کند. از او می‌پرسم از بین چاپلوسی، فرصت طلبی و تحجر کدام‌یک بیشتر به جامعه آسیب زده که ایشان عنوان می‌کند تحجر از همه خطرناک‌تر است. حجت‌الاسلام نقویان در ادامه به تحجر مدرن و تفکر شبه داعشی در جامعه اشاره می‌کند و تصریح می‌کند: «برخی خیال می‌کنند کاری که انجام می‌دهند صحیح است اما در واقع ناصحیح است. از سوی دیگر برخی که در گذشته نحیف و لاغر بوده‌اند امروز خیال می‌کنند چاق شده‌اند اما در واقع ورم کرده‌اند». در ادامه متن گفت‌وگوی «آرمان» با حجت‌الاسلام ناصر نقویان را از نظر می‌گذرانید.

                              چرا در فضای سیاسی ایران «خواست قدرت» بر اخلاق غلبه پیدا کرده است و اخلاق در فضای سیاسی ایران روزبه‌روز کمرنگ‌تر شده است؟

                              ما باید در ابتدا به مقوله «انسان» نگاه کنیم که در چه بوته‌ای می‌توان آن را امتحان کرد. حضرت حافظ می‌فرمایند: «خوش بود گر محک تجربه‌ آید به میان». به همین دلیل نیز باید دقت کرد که در چه شرایطی می‌توان انسان را محک زد. آیا در سختی‌ها، مبارزه و زندان می‌توان انسان را امتحان کرد یا محک زدن انسان باید در شرایط دیگری صورت بگیرد. مهم‌ترین زمانی که می‌توان یک انسان را امتحان کرد زمانی است که به وی قدرت، پول و نفوذ دستور داده می‌شود. امیرالمومنین می‌فرمایند: «بهترین زمان برای امتحان کردن مردان بزرگ زمانی است که به آنها میز قدرت داده می‌شود». با این وجود زمانی امتحان انسان جدی می‌شود که قدرت وی تهدید شود و احساس خطر کند. در چنین شرایطی ماهیت اصلی انسان مشخص می‌شود. دانشمندان غربی این مساله را مورد بررسی قرار داده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که اگر فردی رئیس‌جمهور یا رئیس دستگاه قضا شد حتما باید قدرت وی با اهرم‌های دیگری کنترل شود. این در حالی است که در فرهنگ سیاسی و فکری غرب مساله‌ای به نام «عصمت» و «معصوم» وجود ندارد. به همین دلیل نیز تلاش می‌کنند از ابزارهای کنترل‌کننده برای مهار قدرت افرادی که مدیریت جامعه را برعهده دارند استفاده کنند تا این افراد به سمت دیکتاتوری، افسارگسیختگی و قدرت مطلقه پیش نروند. در اسلام نیز این مساله مطرح شده است. قرآن کریم می‌فرماید: «ان الانسان لیطغی ان رَاَه استغنی». این آیه به این معنا است که هنگامی که انسان وارد چرخه قدرت می‌شود باید ترمزها و ابزارهای کنترلی در کنار وی قرار بگیرد تا از مرزعدالت و تقوا خارج نشود. به همین دلیل نیز ما باید به وضعیت جامعه نگاه کنیم که آیا برای جلوگیری از تندروی‌ها و زیاده خواهی‌ها ترمز و اهرم‌های کنترلی در نظر گرفته شده یا خیر.

                              به‌نظر شما این اتفاق در جامعه ما رخ داده است؟

                              خیر؛ به‌نظر من این اتفاق رخ نداده است. در جامعه ما که به نام دین اداره می‌شود هنوز فاصله با قله اخلاق زیاد است. متاسفانه برخی افراد به نام دفاع از ارزش‌های اسلامی و خون شهدا و با ناآگاهی و کم‌دانشی مسیری را در پیش گرفته‌اند که در نهایت به ناکجا آباد خواهد رسید. از سوی دیگر برخی ترازوی حقیقت را با ترازوی مصلحت اشتباه گرفته‌اند و با مصلحت اندیشی به مشکلات جامعه نگاه می‌کنند. به همین دلیل نیز نتیجه فعالیت‌های آنها با خواست حقیقی جامعه تفاوت پیدا کرده است. به قول شیخ شبستر: «برو‌ ای خواجه خود را نیک بشناس/ که نبود فربه‌ای مانند آماس». این سخن به این معنا است که برخی افراد که در گذشته دارای اندام لاغر و نحیفی بوده‌اند به مرور زمان تلاش کرده‌اند چاق شود، اما به جای چاق شدن «ورم» کرده‌اند. به همین دلیل برای این عده هنوز مشخص نیست که از حقیقت دفاع می‌کنند یا اینکه به‌دنبال این هستند که خود را در قدرت نگه دارند. این در حالی است که باید اجازه داد در یکی فضای آزاد و بدون تهدید گفت‌وگو و مفاهمه بین جریان‌های فکری جامعه برقرار شود. نباید بدون دلیل به افراد انگ دگراندیش، ضد نظام و انقلاب زده شود. بنده به‌تازگی به یکی از مسئولان صداوسیما گفتم من اگر جای شما بودم با دخترانی که در خیابان، حجاب خود را بر سر چوب می‌کنند برخورد سلبی نمی‌کردم و بلکه به این افراد فرصت می‌دادم دغدغه‌ها و استدلال‌های خود را در صداوسیما مطرح کنند یا یک مناظره علمی در این زمینه برگزار می‌کردم. در شرایط کنونی به‌دلیل بالا رفتن آگاهی مردم حقیقت پیچیده و غیرقابل دسترس نیست. شاید در گذشته برخی می‌توانستند به امیرالمومنین انگ بی‌نمازی هم بزنند؛ اما امروز حقیقت برای همگان آشکار است. امیرالمومنین به مالک توصیه می‌کند یکی از معیارهایی که می‌توانی متوجه شوی که آیا عملکردت صحیح بوده و یا خیر؛ افکار عمومی و پچ‌پچ‌هایی است که مردم پشت سر تو می‌کنند.

                              به‌نظر می‌رسد برخی از دیدگاه افکار عمومی نسبت به وضعیت موجود آگاهی دارند. با این وجود همچنان بر مواضع خود پافشاری می‌کنند. این نوع رویکرد چه دلایلی دارد؟

                              معیار قضاوت مردم عملکردهاست. مردم به عملکرد مسئولان در مسائل اجتماعی، مشکلات اقتصادی و فرهنگی نگاه می‌کنند و سپس درباره عملکرد مسئولان قضاوت می‌کنند. از سوی دیگر همه اجزای نظام جمهوری اسلامی با هم است و کسی نمی‌تواند آن را از هم تفکیک کند. به همین دلیل نیز مردم عملکرد مسئولان را در زمینه‌های مختلف معدل‌گیری می‌کنند و در نهایت به اصل نظام نمره می‌دهند. بنده یک بار با یکی از ائمه جمعه تهران همسفر شدم. در آن زمان اختلاس123میلیاردی در جامعه مطرح شده بود. من در این سفر به ایشان گفتم دستگاه قضائی نباید تنها با یک فرد یا گروه در زمینه فساد اقتصادی مقابله کند بلکه باید به‌صورت ریشه‌ای با فساد اقتصادی مقابله کند. با این وجود به‌نظر می‌رسد کسی به فکر ریشه‌ها نیست و همه به‌دنبال متهم کردن افراد هستند. چرا دختری که توسط صداوسیما، دانشگاه و فرهنگ انقلاب بزرگ شده امروز روسری خود را در خیابان بر سر چوب می‌کند؟ به‌نظر من «فرهنگ» با «سرهنگ» نمی‌شود. کار فرهنگی با کار سرهنگی متفاوت است. تربیت اجبار و الزام‌آور نیست. کسی نمی‌تواند یک بذر را رشد بدهد، بلکه باید زمینه‌های رشد را مهیا کرد تا بذر خودش مسیر خود را پیدا کند و رشد کند. به همین دلیل ما باید در رفتارهای خود یک آسیب‌شناسی جدی انجام بدهیم. امروز نزدیک چهل سال از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد. به همین دلیل ما در شرایطی قرار گرفته‌ایم که می‌توانیم به گذشته نگاه کنیم و آن را آسیب‌شناسی کنیم. آلمان پس از جنگ جهانی دوم به یک ویرانه تبدیل شده بود. این در حالی است که خیلی زود و در حدود سی سال دوباره در مسیر پیشرفت قرار گرفت و به یک کشور قدرتمند در زمینه‌های مختلف تبدیل شد. با این وجود کشور ما با اینکه چهل سال از پیروزی انقلاب می‌گذرد اما در بسیاری از زمینه‌ها با چالش‌های جدی مواجه است. امروز مسئولان عنوان می‌کنند که در ایران در حدود11‌میلیون نفر حاشیه نشین وجود دارد. سوال اینجاست چرا زمانی که تعداد حاشیه نشینان11هزار نفر بود این مساله را جدی نگرفتید و تمهیدات لازم را در نظر نگرفتید تا کار به اینجا بکشد.

                              در جامعه‌شناسی تاریخی ایرانیان در گذشته و به خصوص تا قبل از انقلاب اسلامی رابطه قدرت و مردم همواره تحت تاثیر سه مساله مهم یعنی «چاپلوسی»، «فرصت‌طلبی» و «تحجر» بوده است. به‌نظر شما آیا این سه رویکرد پس از انقلاب اسلامی نیز به رابطه قدرت و مردم رسوخ کرده است؟

                              این سه مساله به فلسفه انسان بازمی‌گردد. انسان باید بپذیرد که «معصوم» نیست و در وجودش زمینه هزاران خطا وجود دارد. هرچه حوزه نفوذ انسان گسترده‌تر باشد پیامدهای خطایی که مرتکب می‌شود بیشتر خواهد شد. به‌عنوان مثال پیامدهای خطای یک وزیر از خطای یک فرماندار خیلی بیشتر است. قرآن کریم، تحجر را از بقیه مسائل خطرناک‌تر می‌داند. تصور تاریخی برخی به این شکل است که فرد بی‌دین، خلافکار، مشروب خور و یا زناکار را برای جامعه خطرناک می‌دانند. این در حالی است که قرآن کریم متحجر را از همه خطرناک‌تر می‌داند. قرآن کریم به یک تفکر شبه داعشی اشاره می‌کند که فرد گمان می‌کند کار خوبی انجام می‌دهد، اما در واقع کار نادرستی انجام می‌دهد. کسی که شهید حججی را به شهادت می‌رساند «ا...و اکبر» می‌گوید. این در حالی است که شهید حججی هم لحظه شهادت «ا...و اکبر» می‌گوید. در نتیجه قاتل و مقتول به‌صورت همزمان «ا...و اکبر» می‌گویند. با این وجود ما به یکی آفرین می‌گوییم و آن را ستایش می‌کنیم و به دیگری لعنت می‌فرستیم. حضرت حافظ می‌فرماید: «مستور و مست هر دو چو از یک قبیله‌اند/ ما دل به عشوه که دهیم؟ اختیار چیست؟». در نتیجه کسانی که خطا می‌کنند اما گمان می‌کنند کار صحیحی انجام می‌دهند از همه خطرناک‌تر هستند. به قول خواجه شیراز «من به خیال زاهدی گوشه نشین طرفه آنک/ مغبچه‌ای به هر طرف می‌زندم به چنگ و دف». معنی این شعر این است که زاهدی که خیال می‌کند در گوشه‌ای نشسته و در حال ذکر و ورد است، در واقع توسط شیطان بچه‌ای به بازی گرفته شده است. حضرت مولانا می‌گوید: «معنی قرآن زقرآن پرس و بس/ وزکسی کآتش زده است اندر هوس». این سخن به این معنا است که اگر کسی می‌خواهد معنا و مفهوم قرآن را متوجه شود در ابتدا باید ذهن خود را از همه چیز اعم از تربیت، جامعه و سلایق شخصی خالی کند و سپس به فراگرفتن قرآن کریم روی بیاورد. در نتیجه اگر ما ذهن خود را برای درک مفاهیم قرآن خالی نکنیم مانند قطب‌نمایی خواهیم بود که در کنارش وسایل مغناطیسی گمراه‌کننده زیادی قرار دارد و قرار است مسیر صحیح را نیز به ما نشان بدهد.

                              تفکر شبه داعشی که گمان می‌کند کار صحیح انجام می‌دهد، اما در واقع کار ناصحیح می‌کند به چه میزان در فضای سیاسی ایران وجود دارد؟ وجود این نوع تفکر چه پیامدهایی برای جامعه ایران داشته است؟

                              تحجر همواره یکی از مهم‌ترین پارامترهای آسیب زننده بوده است. امام بارها عنوان کردند پدر پیرتان چه لطمه‌ها که از متحجرین نخورده است. این در حالی است که در شرایط کنونی جامعه با تحجرهای جدید مواجه شده است. تفسیر یکجانبه و یک قرائتی شدن دین یک نوع تحجر به شمار می‌رود. از سوی دیگر جلوگیری از گفت‌وگوی آزاد در جامعه نیز یک نوع تحجر است. اغلب اینگونه افراد نیز عنوان می‌کنند به نظام و آرمان‌های حضرت امام پایبند هستند. با این وجود مانع از گردش آزاد اطلاعات و فضای تعامل و گفت‌وگو در جامعه می‌شوند. روزی یکی از نزدیکان حضرت امام به ایشان گفتند یکی از علما با شما مخالف است. حضرت امام برآشفته شدند و گفتند که مگر من اصول دین هستم که اگر کسی با من مخالف باشد با دین خدا مخالف است؟ اگر یک کارمند توانمند و متعهد در یک اداره در انتخابات به فرد دیگری رأی داده است نباید وی را به‌دلیل عقاید و سلایق سیاسی‌اش کنار گذاشت. اگر این اتفاق رخ بدهد نوعی تحجر است. سرمربی تیم ملی فوتبال ما هنگامی که وارد ایران می‌شود در ساکش مهر و تسبیح وجود ندارد و به اصول انقلاب اسلامی هم پایبند نیست. با این وجود تنها به‌دلیل تخصص و تعهدش میلیاردها تومان پول می‌گیرد تا بتواند در فوتبال کشور تحول ایجاد کند. این وضعیت در بخش‌های اقتصادی و صنعتی و زمینه‌های دیگر نیز وجود دارد. چرا برای افراد متخصص موانع دست و پاگیر ایجاد می‌کنیم؟ در شرایط کنونی بسیاری از افراد متخصص به دلایل اینکه با برخی از رویکردهای نهادهای خاص موافق نیستند خانه‌نشین هستند یا اینکه سمت‌های کلیدی در اختیار ندارند. بدون شک اگر همچنان مسیر تحجر در کشور ادامه پیدا کند در نهایت به بن‌بست خواهیم خورد. مسئولان جامعه در مرحله نخست باید به‌دنبال واکسیناسیون فرهنگی باشند. اگر ما در گذشته برای آسیب‌های اجتماعی کوچک که قابل درمان بود راه‌حل مناسب پیدا می‌کردیم و قضیه را جدی‌تر می‌گرفتیم امروز آسیب‌های اجتماعی عمیق‌تر و شدید‌تر نمی‌شد.

                              • ناصر نقويان
                              • تحجر
                              • گرفتار
                              • دولت
                              • جامعه
                              • مردم
                              • قدرت
                                ]]>
                                hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Mon, 16 Jul 2018 06:48:18 +0430
                                افزايش نابرابري‌ ها محصول كاهش همبستگي اجتماعي است http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17042-2018-07-14-05-24-44.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17042-2018-07-14-05-24-44.html افزايش نابرابري‌ ها محصول كاهش همبستگي اجتماعي است

                                مهسا علي‌بيگي: در واكنش به اخبار آسيب‌هاي اجتماعي يكي از كليدواژه‌هايي كه هميشه در تحليل‌هاي جامعه‌شناسانه طرح مي‌شود «نبود همبستگي اجتماعي» يا «وجود همبستگي اجتماعي ضعيف» است.

                                اما اينكه نبود همبستگي اجتماعي دقيقا چگونه منجر به قتل، تعرض، دزدي، نزاع، طلاق و... مي‌شود و از سوي ديگر وجود همبستگي اجتماعي قوي چگونه به كاهش نرخ آسيب‌هاي اجتماعي مي‌انجامد، چندان مشخص نيست. سعيد مدني، پژوهشگر مسائل اجتماعي در گفت‌وگوي پيشِ رو به تشريح وضعيتي پرداخته است كه در آن تضعيف همبستگي اجتماعي، زمينه‌اي را براي رشد آسيب‌هاي اجتماعي فراهم مي‌كند. او جامعه ما را از حيث همبستگي اجتماعي دچار وضعيتي غير عادي مي‌داند و معتقد است براي برون ‌رفت از اين وضعيت بايد گفت‌وگوي ملي را تقويت كرد.

                                يكي از جملاتي كه در سال‌هاي گذشته در تحليل وضعيت ايران شنيده‌ايم اين است كه ايران با كاهش همبستگي اجتماعي مواجه شده است. اين جمله به چه معناست؟ كدام پديده‌هاي اجتماعي، جامعه‌شناسان ما را به اين نتيجه رسانده كه همبستگي اجتماعي در كشورمان رو به افول است؟

                                اجازه دهيد ابتدا قدري درباره مفهوم همبستگي اجتماعي صحبت كنيم. اين اصطلاح اشاره دارد به يگانگي يك جمع. گاه آن را پيوستگي اجتماعي و در مواردي هم همبستگي اجتماعي خوانده‌اند. در هر حال همبستگي اجتماعي اشاره دارد به كششي كه يك گروه مثل يك حزب، مردم يك شهر يا شهروندان يك كشور براي اعضاي خود دارد و همه نيروهاي انگيزشي كه بر پيوند و ارتباط جمع و فرد اثر دارد. اين عوامل پيونددهنده هم در درون فرد و هم بيرون از او قرار دارند. برخي نقش عوامل بيروني را در همبستگي يا وفاق اجتماعي موثر دانسته‌اند و بر نقش نظم اجتماعي مستقر و نظام سياسي در شكل‌گيري همبستگي اجتماعي تاكيد كرده‌اند. از اين منظر هر گاه نظم اجتماعي، بيروني و محصول نظم سياسي مستقر باشد، وفاق اجتماعي شكل مي‌گيرد كه عموما تصنعي است يعني از بالا به پايين است. در اين نوع از همبستگي اجتماعي اعضاي جامعه با توجه به منافع خود به سازگاري بيروني تن مي‌دهند؛ از اين رو همبستگي اجتماعي بسيار ضعيف و شكننده است زيرا اعتماد اجتماعي و وابستگي عاطفي تعميم يافته و بالاخره سرمايه اجتماعي ضعيف است يا اصلا وجود ندارد. اين نوع همبستگي اجتماعي بسيار ضعيف و شكننده، محدود، سطحي و آسيب‌پذير است. نكته مهم آنكه در جوامعي كه همبستگي اجتماعي تابع نظم سياسي بيروني و از بالا است، با دچار مساله شدن نظام سياسي، همبستگي اجتماعي هم دچار هرج‌ومرج و آشفتگي و در نهايت تضعيف مي‌شود. اما هر‌گاه نظم اجتماعي، دروني باشد، همبستگي اجتماعي طبيعي شكل مي‌گيرد. اين نوع همبستگي اجتماعي حاصل اعتماد اجتماعي متقابل، همدلي ملي و كشش دروني است. در اين نوع جوامع فعاليت‌هاي داوطلبانه كه حاصل نوعي احساس تكليف و وظيفه جمعي است، رونق بسيار دارد.

                                صاحب‌نظران علوم اجتماعي به اثرگذاري ارزش‌ها و هنجارهاي اجتماعي يعني نمادهاي تعريف شده‌اي كه مورد پذيرش همه هستند بر همبستگي اجتماعي اشاره كرده‌اند. ارزش‌ها به افراد كمك مي‌كند تا بدون اينكه نيازي به شناخت انگيزه‌هاي شخصي ديگران داشته باشند، واكنش افراد را نسبت به عمل خود پيش‌بيني كنند. هنجارها به ارزش‌ها جنبه عملي مي‌دهد و در ضمن به وسيله ارزش‌ها مشروعيت مي‌يابند. ارزش‌ها و هنجارها و ديگر نمادهاي فرهنگي، شرط لازم براي ايجاد همبستگي اجتماعي هستند، ولي كافي نيستند؛ بلكه افزون بر اينها تطبيق‌پذيري و هماهنگي نظام اجتماعي با شرايط محيطي نيز ضرورت دارد. تا وقتي ارزش‌هاي يك جامعه و واقعيت‌هاي يك محيط با هم سازگار باشند، جامعه از تنش‌هاي اجتماعي و ناهنجاري‌ها بركنار است و به ديگر سخن همبستگي آن بسيار بالا است. شواهد بسيار نشان مي‌دهد مولفه‌هاي همبستگي اجتماعي دروني‌شده در كشور ما بسيار ضعيف شده است.

                                دقيقا چه شواهدي وجود دارد؟

                                اجازه دهيد به نتايج پژوهش سنجش سرمايه اجتماعي كشور در سال ١٣٩٤ كه از سوي وزارت كشور منتشر شده است، اشاره كنم. مطابق اين مطالعه ميانگين سرمايه اجتماعي در دامنه ١ تا ٥ برابر با ٢,٧٩ بوده است و ١٤ استان سرمايه اجتماعي كمتر از ميانگين كشوري داشته‌اند. مطابق همين مطالعه سرمايه اجتماعي در گروه سني ١٨ تا ٢٩ سال، شهرنشين‌ها، افراد با تحصيلات عالي، افراد بيكار و محصلان و مجردين كمتر از ديگر گروه‌ها است. معناي اين وضعيت، يعني پايين بودن همبستگي اجتماعي آن است كه ارزش‌ها و هنجارهاي اجتماعي مشترك در جامعه ايران تضعيف شده‌اند، مسووليت اجتماعي افراد كاهش يافته است، همبستگي اجتماعي بسيار آسيب‌پذير شده، احتمال وقوع تنش‌هاي اجتماعي افزايش يافته، بيش از هميشه اعتماد اجتماعي زايل شده و در مقابل تمايل به حفظ منافع فردي و گروهي به قيمت زير پا قرار دادن منافع عمومي و ملي بيشتر و بيشتر شده است. فاجعه وقتي بيشتر خود را نشان مي‌دهد كه بدانيم اين وضعيت در گروه‌هاي سني جوان و تحصيلكردگان و گروه‌هاي نخبه اجتماعي بيشتر از ساير گروه‌ها شده است.

                                به همين دليل است كه برخي جامعه‌شناسان در تحليل اخبار مربوط به آسيب‌هاي اجتماعي، آنها را ناشي از نبود همبستگي اجتماعي مي‌دانند؟

                                بله، وقتي درجه ناسازگاري و ناهماهنگي ميان محيط و ارزش‌ها بيش از اندازه باشد يا به عبارت ديگر همبستگي اجتماعي وجود نداشته باشد وضعيتي نامتعادل پديد مي‌آيد. از نشانه‌هاي اين وضعيت نامتعادل، افزايش تمايل به نقض هنجارهاي اجتماعي و گرايش به جرم و رفتارهاي غيرمتعارف فردي و خانوادگي است. علاوه بر اين در چنين شرايطي افراد يا گروه‌هايي براي رويارويي با خلأ‌هاي اجتماعي شكل مي‌گيرند كه در عين مقبوليت در بخش‌هايي از جامعه به آشفتگي و نابه‌ساماني‌هاي موجود دامن مي‌زنند يا حتي به آن مشروعيت مي‌بخشند. افزايش ميزان خودكشي، طلاق و از هم پاشيدگي نهاد خانواده، جرم و جنايت، مصرف مواد مخدر، قتل، پرونده‌هاي قضايي و امثال آن نتايج چنين وضعيتي است. در اين شرايط احساس تعلق به ويژه در سطح ملي كاهش مي‌يابد.

                                اما سوال اينجاست كه چطور نبود يا كمبود همبستگي اجتماعي مي‌تواند منجر به آسيب‌هاي اجتماعي شود؟

                                دوركيم يكي از نظريه‌پردازان مهم در زمينه همبستگي اجتماعي است. او كاهش همبستگي اجتماعي را عاملي موثر در نابرابري و سلامت مي‌داند. وقتي همبستگي اجتماعي كاهش مي‌يابد شكاف‌هاي اجتماعي فعال مي‌شوند و نابرابري‌ها افزايش پيدا مي‌كنند. در شرايط فقدان همبستگي اجتماعي هم ارزش‌هاي اجتماعي مشترك و متعارف تضعيف مي‌شوند و هم تمايل به كسب منافع و لذت فردي حتي به قيمت پايمال شدن حقوق ديگران به‌ويژه حقوق جمعي افزايش مي‌يابد. اگر شما كارمند اداره‌اي باشيد و با وجود حداقل درآمد احساس همبستگي و تعلق اجتماعي داشته باشيد وقتي كسي از شما مي‌خواهد تا با نقض حقوق ديگران و با دريافت رشوه‌اي كه معادل درآمد يك ماه يا بيشتر شما است كار او را راه بيندازيد، احتمال كمي دارد اين خلاف را انجام دهيد اما اگر احساس مسووليت اجتماعي نداشته باشيد حتي زير دوربين‌هايي كه از چهار طرف شما را مانيتور مي‌كنند رشوه را دريافت مي‌كنيد چون اولويت منافع شما است و نه چيز ديگر. امروز در جامعه ايران به لطف نابودسازي همبستگي و مسووليت اجتماعي در چنين شرايطي قرار داريم. جالب اين است كه راه‌حل اصلي براي چنين وضعيتي تنها تنبيه متخلفان است و ايجاد ترس بيروني براي مقابله با اين شرايط وخيم يا به عبارت ديگر سعي بر ايجاد همبستگي اجتماعي از بالا؛ سياستي كه به جز در دوران جنگ در سال‌هاي پس از انقلاب دنبال شده است. اما واقعيت آن است كه ما نياز به همبستگي مبتني بر نياز و گرايش دروني داريم. اجازه دهيد باز هم برگرديم به نتايج مطالعه وزارت كشور درباره سرمايه اجتماعي. در اين مطالعه نشان داده شده گرايش به همكاري و تعاون‌گرايي فقط ١٤,٥ درصد مردم زياد و خيلي زياد است؛ در مقابل ٣٨.٩ درصد مردم تمايل كم و خيلي كمي به تعاون‌گرايي دارند. در همين مطالعه ٨١.١ درصد پاسخگويان ادعا كرده‌اند كه در قبال خانواده‌شان احساس مسووليت زيادي دارند، اما تنها ٢٤.٥ درصد در قبال همسايه‌ها و آشنايان محلي احساس مسووليت زياد داشتند. وقتي از همين افراد سوال شد چه ميزان احساس مسووليت در قبال افراد غيرهمشهري (غربيه‌ها) داريد فقط ١٠.٧ درصد احساس مسووليت زياد داشتند. بنابراين مي‌بينيد كه كاهش همبستگي اجتماعي تا چه حد مي‌تواند روابط بين اعضاي جامعه را غيرانساني و مبتني بر منافع فردي كند. به اين ترتيب وقتي همبستگي اجتماعي تضعيف مي‌شود، هويت جمعي، هويت ملي و هويت ايراني به‌شدت تضعيف مي‌شود و «ما»يي باقي نمي‌ماند تا به توسعه و پيشرفت جامعه بينديشد.

                                چه عواملي باعث تضعيف همبستگي اجتماعي در ايران شده است؟ چقدر وضعيت اقتصادي و معيشتي مردم در اين وضعيت اثرگذار است؟

                                بزرگ‌ترين اشتباه اين است كه تصور شود تضعيف همبستگي اجتماعي مساله‌اي صرفا اقتصادي است. توضيح علل اين وضعيت چندان دشوار نيست. توجه داشته باشيد كه همبستگي اجتماعي در گروه‌هاي سني جوان (١٨ تا ٢٩ سال) به‌شدت كمتر از ديگر گروه‌هاي سني است. از زاويه‌اي ديگر نسلي كه از اواسط دهه ١٣٦٠ متولد شده و در نظام خانواده به‌شدت آسيب‌ديده بزرگ شده، در نظام آموزش و پرورش ناكارآمد و عقب‌مانده آموزش ديده و سپس وارد نظام اجتماعي- اقتصادي، فاسد و غيردموكراتيك شده بديهي است كه احساس مسووليت اجتماعي نداشته باشد، بديهي است كه برايش منفعت فردي از منافع جمعي و ملي بيشتر اهميت داشته باشد، بديهي است كه كمترين اهميتي براي ارزش‌هاي اجتماعي كه محصول آن فقر و نابرابري و ريا و سوءاستفاده است، قائل نباشد. هيچ‌يك از اينها غيرمنتظره نيست. بنابراين به نظر بنده نبايد به دنبال دلايل خرد يا شرايط جهاني و دشمنان ايران براي توجيه وضعيت موجود باشيم زيرا بخش عمده دلايل وضعيت موجود با مديريت كلان نظام اجتماعي مرتبط است. سياست‌هاي اجتماعي غلط يا حتي بي‌سياستي اجتماعي در همه حوزه‌هاي مرتبط با زندگي روزمره مردم ايران ، داراي برخي ايرادات جدي هستند و خسارات اين تصميمات تا سال‌ها همبستگي اجتماعي را در جامعه ايران تضعيف مي‌كند. بايد اشاره كنم تضعيف همبستگي اجتماعي راست و چپ، اصلاح‌طلب و اصولگرا نمي‌شناسد و مساله‌اي ملي است. متاسفانه نشانه‌اي هم از وجود اراده‌اي براي چرخش و اصلاح اين سياست‌ها ديده نمي‌شود.

                                با تصويري كه شما از وضعيت نسل جوان ايران ارايه كرديد ما بايد منتظر چه پيامدهايي باشيم؟

                                حاصل تضعيف همبستگي اجتماعي نياز به توضيح ندارد؛ ما همين امروز در جامعه ايران شاهد پيامدهاي تضعيف همبستگي اجتماعي هستيم. شاخص‌هاي وضعيت اجتماعي را ملاحظه كنيد؛ همين گردش نقدينگي از حوزه‌اي به حوزه ديگر بدون كمترين احساس مسووليت نسبت به عواقب ملي آن را ببينيد. بي‌ثباتي و ناپايداري اجتماعي- اقتصادي و حتي سياسي از پيامدهاي انكارناپذير تضعيف همبستگي اجتماعي است. اين فساد روزافزون كه به سرعت همه اقشار اجتماعي را در‌بر گرفته، كاهش يا نابودي روحيه توليد ملي و افزايش دلالي و غارتگري، تخريب محيط‌زيست، افزايش خشونت اجتماعي، نقض پي‌درپي قوانين و مقررات جاري، بي‌اعتمادي به برخي نهادهاي حاكميتي همه پيامدهاي تضعيف همبستگي اجتماعي يعني كاهش كشش دروني افراد و گروه‌ها به «ما»ي ملي و ايران است.

                                توضيح داديد كه راه‌حل‌هاي از بالا در زمينه تقويت همبستگي اجتماعي اثربخش نيست؛ با اين اوصاف چه بايد كرد؟

                                به نظر بنده ارايه راه‌هاي كنترل و اصلاح وضعيت موجود بدون توضيح پيش‌فرض‌ها خطا است. بنابراين ابتدا پيش‌فرض‌ها را مطرح مي‌كنم؛ اولين پيش‌فرض من اين است كه مشكلات موجود نيازمند اصلاح ساختاري هستند و علل وضعيت كنوني سياست‌ها و برنامه‌ها تنها محدود به قوه مجريه نمي‌شود. پيش‌فرض دوم اين است كه وضعيت كنوني حاصل سياست‌هاي كلان در دهه هاي گذشته كه در دولت محمود احمدي‌نژاد و به دنبال خطاهاي كلان آن دولت بسيار تشديد شد. بنابراين تجديد‌نظر در سياست‌هاي اقتصادي، سياست خارجي و سياست‌هاي اجتماعي و فرهنگي براي ايجاد و تقويت همبستگي اجتماعي الزامي است. پيش‌فرض سوم اين است كه بدون ايجاد وفاق ملي و به رسميت شناختن همه نيروهاي ملي و پايبند به منافع ملي و مومن به حفظ تماميت ارضي فارغ از تفاوت‌هاي فكري، سياسي و امثال آن و جلب مشاركت همه آنها نمي‌توان همبستگي اجتماعي را تقويت كرد. پيش‌فرض چهارم اين است كه بدون كنار گذاشتن رويكرد امنيتي به مسائل اجتماعي، اقتصادي و سياسي امكان گذار از وضعيت كنوني ممكن نيست. از اين رو خارج كردن برخي نهادهاي غير مرتبط از حوزه‌هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي براي برون‌رفت از شرايط كنوني اجتناب‌ناپذير است. پيش‌فرض پنجم عبارت است از اينكه اصلاحات ساختاري در اقتصاد و اجتماع نمي‌تواند بدون اصلاحات سياسي موفق شود اعتماد را به جامعه برگرداند. پيش‌فرض آخر هم اين است كه بدون عزم جزم براي مبارزه با فساد و اصلاح رويه‌ها و قوانين جاري با مديريت نهادي مستقل و پاكدست نمي‌توان ادعاي همبستگي اجتماعي و وفاق ملي داشت. تحقق همه اين پيش‌فرض‌ها از طريق گفت‌وگوي ملي بين همه نيروهاي حاضر در جامعه ايران با كنار گذاشتن رويكرد خودي- غيرخودي ممكن خواهد شد.

                                منبع: اعتماد

                                • سعيد مدني
                                • افزايش
                                • نابرابري
                                • همبستگي اجتماعي
                                • كاهش
                                • محصول
                                  ]]>
                                  hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Sat, 14 Jul 2018 09:53:44 +0430
                                  تتلو و مائده در ترکیه؟ http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17039-2018-07-14-05-09-42.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17039-2018-07-14-05-09-42.html تتلو و مائده در ترکیه؟

                                  حمید شجاعی: پخش مستندی از اعترافات مائده هژبری دختر نوجوان در اینستاگرام در پشیمانی از انتشار حرکات موزون خود چنان موج عظیمی را در جامعه به راه انداخت که در کمتر موضوعی شاهد چنین وضعیتی بوده‌ایم.

                                  پخش این مستند به نحوی موجب نارضایتی شدید مردم شد که این بار نه‌تنها اصلاح‌طلبان بلکه اصولگرایان، روحانیون و برخی مسئولان از پخش این مستند انتقاد کردند. گرچه پاسخ رنجبران مدیر کل روابط عمومی صداوسیما در ارتباط با هماهنگی با دستگاه قضا در پخش این مستند نیز نتوانست به اقناع جامعه کمک کند؛ چراکه با فاصله کمی دستگاه قضائی و پلیس فتا نیز با تکذیب هماهنگی با صداوسیما این مستند را محصول عملکرد خود این سازمان دانستند. گرچه در این راستا گفته می‌شود، مدیرکل روابط عمومی صداوسیما برای ادای پاره‌ای توضیحات به دادگاه فرهنگ و رسانه فراخوانده شده است. در هیاهوی تکذیب و انتقادهای تند به عملکرد صداوسیما، این سازمان باید اصلاحاتی اساسی در رویه تصمیم‌گیری و عملکردی خود صورت دهد وگرنه بیش از این با ریزش اندک‌مخاطبان خود مواجه خواهد بود.

                                  مائده در ترکیه؟

                                  هنوز چند روز از پخش برنامه مستند بیراهه در صداوسیما نگذشته و جنجال‌هایش تمام نشده که انتشار یک عکس در فضای مجازی همه را متحیر کرد. عکسی که در استانبول گرفته شده نشان می‌داد مائده هژبری به همراه تتلو، خواننده زیرزمینی و حامی یکی از کاندیداها در انتخابات ریاست جمهوری سال 96، در حال قدم زدن هستند. دقایقی بعد تتلو عکس دیگری از خودش و این دختر منتشر کرد و تلویحا از اجرای کنسرت مشترک در استانبول خبر داد. این خبر به قدری عجیب بود که برخی حتی نسبت به برنامه مستند بیراهه هم شک کردند.

                                  صداوسیما در کدام راه؟

                                  ماجرا از پخش مستندی شروع شد که قرار بود پندآموز باشد، اما حاشیه‌ساز شد. شاید خود مسئولان صداوسیما نیز فکر نمی‌کردند که پخش این مستند با واکنش عظیم اقشار مختلف جامعه مواجه شود. مستندی که بیراهه نام داشت و قرار بود از بیراهه‌های فضای مجازی بگوید نه تنها خود به بیراهه رفت بلکه موجب ایجاد هزینه نیز در جامعه شد. پخش اعترافات و گریه‌های دختر رقصنده اینستاگرامی از سر استیصال بازی غلطی بود که صداوسیما به راه انداخت و موجب شد تا این مساله ابعاد داخلی و بین‌المللی پیدا کند و درپی این اقدام غلط کمپین برقص تا برقصیم ایجاد شود. این خدمتی بود که صداوسیما با عملکرد خود به او کرد! حال این پرسش در جامعه مطرح است که با وجود مسائل و مشکلات عدیده‌ای از جمله مشکل کمبود آب و برق و مشکلات اقتصادی و معیشتی صداوسیما با پخش این دست مستندها و پخش اعتراف از یک دختر نوجوان چه هدفی را دنبال می‌کند. شاید به گفته رنجبران مدیر کل روابط عمومی صداوسیما این مستند به دلیل درخواست برخی از مردم درباره تهدیدهای فضای مجازی پخش شده، اما آیا صداوسیما به درخواست بخش‌های دیگر مردم هم توجه می‌کند؟ بسیاری مطرح می‌کنند چرا از مفسدین اقتصادی و دلالان بازار ارز مستندی پخش نمی‌شود؟ سوال مهمی که با پخش «بیراهه» برجسته می‌شود.

                                  خواست دستگاه قضا

                                  پس از پخش مستند بیراهه در تلویزیون که با موج گسترده‌ای از اعتراضات افکار عمومی مواجه شد هیچ یک از مسئولان صداوسیما حاضر به پاسخگویی در این‌باره نشدند و در این میان فقط محمد حسین‌رنجبران مدیرکل روابط عمومی این سازمان در مقام پاسخ بر آمد و در اظهاراتی عجیب عنوان کرد: بر اساس صحبتی که با مسئولان ناجا داشتم مقام قضائی درخواست کرده است تا موضوع این افراد حتما رسانه‌ای شود.

                                  تکذیب یک ادعا

                                  هر چند مدیرکل روابط عمومی صداوسیما در ارتباط با واکنش‌ها به پخش مستند بیراهه آن را به هماهنگی با دستگاه قضائی وصل کرد، اما یک منبع مطلع، هرگونه ارتباط پخش اعترافات دختر اینستاگرامی با قوه قضائیه را رد کرد. به گزارش ایسنا، این منبع مطلع در قوه قضائیه گفت: پخش اعترافات دختر اینستاگرامی در تلویزیون ارتباطی با قوه قضائیه نداشته و درخواستی نیز جهت پخش از سوی مسئولان قضائی و قاضی وجود نداشته است. پخش این مستند با هماهنگی دستگاه قضائی نبوده است و دستگاه قضائی اوایل هفته آینده در این زمینه اطلاع‌رسانی لازم را خواهد کرد».

                                  احضار به دادسرا

                                  ایران نوشت؛ درپی پخش تلویزیونی اعترافات مائده هژبری در مستند «بیراهه»، محمد حسین رنجبران مدیرکل روابط عمومی سازمان صداوسیما صبح روز چهارشنبه به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شده است. یک منبع آگاه روز چهارشنبه ادعای رنجبران مبنی بر درخواست مقام قضائی برای پخش این اعتراف‌ها را کذب محض دانست و از او خواست برای اثبات ادعایش، یک نسخه از سند درخواست دستگاه قضائی از وی را به قوه قضائیه ارسال کرده و یک نسخه را نیز در اختیار رسانه‌ها قرار دهد.

                                  اطلاعیه پلیس فتا

                                  پلیس فتا در اطلاعیه‌ای تاکید کرد که مائده هژبری فاقد پرونده انتظامی و قضائی در پلیس فتا ناجا و پلیس فتا استان‌ها بوده و احضار و مصاحبه با وی از سوی پلیس فتا صورت نگرفته است. در اطلاعیه‌ پلیس فتا آمده است:«به استحضار ملت شریف ایران می‌رساند، با توجه به پیگیری اصحاب محترم رسانه و با عنایت به اینکه اخیرا در رسانه‌های مختلف به ویژه شبکه‌های اجتماعی، اخباری در خصوص فعالیت‌های غیرقانونی خانم مائده هژبری مطرح شده است، در بررسی‌های همه جانبه و دقیق به عمل آمده محرز و مشخص شد که نامبرده فاقد پرونده انتظامی و قضائی در پلیس فتا ناجا و پلیس فتا استان‌ها بوده و احضار و مصاحبه با نامبرده توسط پلیس فتا صورت نگرفته است».

                                  شکایت کنید

                                  ماجرای مستند اخیر صداوسیما به شورای نظارت نیز رسیده است جایی که غلامرضا کاتب یکی از اعضای ناظر مجلس در شورای نظارت بر صداوسیما نیز با «غیرقانونی» و «غیراخلاقی» دانستن مستند صداوسیما خبر داد:«شکایت‌های متعددی از سوی انجمن حمایت از کودکان و گروه‌های اجتماعی گوناگون از صداوسیما به شورا رسیده است که در نوبت رسیدگی است.» وی همچنین تأکید کرد: «در نشست شورای نظارت بر صداوسیما حتما به قصور نیروی انتظامی و اشتباه پلیس فتا به دلیل در اختیار گذاشتن جزئیات اعترافات(م.ﻫ) رسیدگی خواهد شد.» چرا که به گفته وی، «بازجویی‌های ناجا اگر محرمانه باشد، نباید در اختیار صداوسیما قرار می‌گرفت.» سیداحسان قاضی‌زاده، دیگر عضو هیأت نظارت بر صداوسیما نیز از شاکیان برنامه‌های صداوسیما خواست شکایت خود از رسانه ملی را به شورای نظارت اعلام کنند. او با اشاره به استدلال صداوسیما مبنی بر سفارشی بودن برنامه، تأکید کرد توصیه به رسانه ملی به هیچ عنوان نافی مسئولیت صداوسیما نیست و چه بسا دقت بیشتری می‌طلبید.

                                  منبع: آرمان

                                  • امير تتلو
                                  • مائده
                                  • تركيه
                                  • اينستاگرام
                                  • اعترافات
                                  • صدا و سيما
                                    ]]>
                                    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Sat, 14 Jul 2018 09:38:41 +0430
                                    كيانوش راد: دلواپسان پاسخی به نیازهای جامعه ندارند http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17038-2018-07-14-05-04-49.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17038-2018-07-14-05-04-49.html كيانوش راد: دلواپسان پاسخی به نیازهای جامعه ندارند

                                    فرهاد فدایی: همه صاحب‌نظران سیاسی بر این اعتقادند که شرایط کنونی کشور به نحوی پیش می‌رود که باید دور از تسویه‌ حساب‌های جناحی و شخصی تنها به منافع و مصالح کشور اندیشید.

                                    اما در این میان برخی از جریان‌های سیاسی و شبه سیاسی همچون دلواپسان وضعیت فعلی کشور را فرصتی مناسب برای رسیدن به اهداف خود تلقی کرده و تلاش می‌کنند از این وضعیت آشفته بیشترین سود را در جهت منافع سیاسی خود ببرند. این در حالی است که همه دلسوزان کشور از هر جناح سیاسی با این رویه مخالف بوده و آن را بازی در زمین دشمنان می‌دانند. درباره این موضوع «آرمان» با محمد کیانوش‌راد فعال سیاسی به گفت‌وگو پرداخته که در ادامه می‌خوانید.

                                    بحثی در محافل سیاسی کشور مطرح است که دلواپسان تمایلی به پایان دعواهای سیاسی با دولت آقای روحانی را ندارند و تمام تلاش خود را می‌کنند که همه مشکلات و مسائل به‌وجود آمده در کشور را بر گردن شخص رئیس‌جمهوری و دولت وی بیندازند. این افراد چه هدفی را دنبال می‌کنند؟

                                    حقیقت این است که پاسخ به این پرسش روشن است، اما به هر حال بخش افراطی جناح اصولگرا به دلیل میل سیری ناپذیری که برای به‌دست گرفتن دستگاه‌های مختلف دارد، با فعالیت‌ها و برنامه‌های دولت روحانی که البته انتقادهایی هم بر این دولت وارد است، مخالفت می‌کنند. به عبارت دیگر افراطیون جناح اصولگرا سعی می‌کنند از مشکلات و مسائل به‌وجود آمده برای تضعیف دولت استفاده کنند. این در حالی است که آنها روزبه‌روز در جامعه اعتبار و مشروعیت خود را از دست می‌دهند. امروز جامعه ما علاوه بر مساله مهم معیشت، دغدغه‌های دیگری نیز دارد. این دغدغه‌ها به خصوص در قشر جوان نمود بیشتری دارد و این عده از تندروها متوجه شده‌اند که پاسخ درخوری به این دغدغه‌ها ندارند. این طیف نمی‌تواند پاسخ منطقی و معقولی به پدیده‌های جدید اجتماعی بدهد و ترجیح آنها این است که برای مطرح کردن خودشان ضمن آسیب زدن به دولت، خود را در صحنه سیاسی ایران فعال و زنده و پویا نشان بدهند. عصبانیت این افراد زمانی بیشتر می‌شود که مشاهده می‌کنند برخی از اصولگرایان واقع‌گرا و حتی برخی چهره‌ها و شخصیت‌های موثر نظامی از دولت حمایت می‌کنند. به همین علت سعی می‌کنند با طرح موضوعات جنجالی به زیست خود ادامه دهند. آنها خودشان هم می‌دانند که در فضای اعتدال و اندیشه نمی‌توانند باقی بمانند.

                                    آیا دلواپسان می‌خواهند با تخریب دولت به هدفی مانند کنار زدن اصلاح‌طلبان و پیروزی در انتخابات آینده برسند؟

                                    این دو می‌تواند در یک راستا قرار بگیرد. به خاطر داریم که پس از پیروزی جریان اصلاحات در دوم خرداد 76، گروهک تروریستی منافقین اصلاحات و جریان دوم خرداد را یک فریب نامید. همزمان اصولگرایان(که آن موقع جناح راست یا محافظه‌کاران نامیده می‌شدند) سعی در تخریب رئیس دولت اصلاحات داشتند در حالی که ایشان فرصتی برای نظام و موجبات شکل‌گیری تحولات اجتماعی آرام در جامعه ایران را مهیا کردند. امروز نیز نوع مواجهه اصولگرایان افراطی با آقای روحانی در همان چارچوپ قابل ارزیابی است و می‌توان یک نوع اتحاد نانوشته‌ای را میان افراطیون داخلی و برخی تندروهای آمریکایی مشاهده کرد. هنگامی که ترامپ در مسیر خروج از برجام قرار داشت و از آن خارج شد، متاسفانه افراطیون داخلی بدون توجه به منافع ملی به استقبال این امر رفته و از چنین اتفاقی اعلام رضایت کرده! و با حرکتی نمایشی و البته عجیب در صحن علنی مجلس، در سمتی قرار گرفتند که ترامپ هم ایستاده است. واقعیت این است که کشور به یک شرایط متعادل نیازمند است. شرایطی که گروه‌ها بتوانند با برنامه و تصمیم‌های درست به جلب حمایت مردم بپردازند. ما شاهدیم که پس از حوادث دی ماه گذشته جامعه سیاسی ایران بیش از هر چیزی نیاز به بازسازی خود جهت همراهی با مطالبات مردم و کسب اعتماد مردم است. در چنین اوضاعی افراطیون جناح مقابل با رفتارهای خود و بدون در نظر گرفتن ملاحظات ملی و مصالح کشور درصدد هستند رقیب سیاسی خود را تخریب کرده و از بین ببرند؛ حتی به قیمت زیرپا گذاشتن منافع ملی کشور. بنابراین بدون تردید هدف اصلی و اولیه آنها استفاده از فضای نارضایتی‌ها و ایجاد سیاه‌نمایی به منظور تضعیف دولت و کسب نظر مردم با شیوه‌های این چنینی است.

                                    در محافل سیاسی موضوعی مطرح است مبنی بر اینکه زمانی دولت اصلاحات هر 9 روز با یک بحران رو‌به‌رو بود، اما اکنون دولت آقای روحانی هر روز با یک بحران رو‌به‌رو است. آیا شما قائل به «هر روز یک بحران» برای دولت فعلی، هستید؟

                                    تردیدی نیست که مقابله‌ها و رفتارهای تندروها با دولت روحانی جدی است، اما سطح منازعات در دوره اصلاحات با این دوره متفاوت است. در آن دوران تضاد اصلاح‌طلبان با اصولگرایان یا محافظه‌کاران آن روز، فرازهای بسیار مهمی را طی کرد. به طوری که این تضادها از سوی جناح رقیب به بحران‌های گسترده‌ای منجر شد. در شرایط فعلی با وجود بحران‌های بین‌المللی که برای دولت روحانی به خصوص پس از خروج آمریکا از برجام حاصل شده ‌است، اما تصور می‌کنم چنین تحلیلی با واقعیت همراه نباشد. امروز ما شاهد این هستیم که بخش قابل توجه‌ای از اصولگرایان معتدل و منصف همراه با آقای روحانی هستند. همچنین اصلاح‌طلبان از آرمان‌گرایی افراطی خود در دوران اصلاحات فاصله گرفته‌اند و رفتارهایشان واقع‌گرایانه شده است. اگر در آن دوران از سوی برخی اصلاح‌طلبان صحبتی مبنی بر عبور از رئیس دولت اصلاحات مطرح بود، امروز نه تنها چنین صدایی از درون جبهه اصلاحات شنیده نمی‌شود بلکه با اعلام سیاست «حمایت و انتقاد» از آقای روحانی و یا حتی «اتحاد و انتقاد» از دولت، اصلاح‌طلبان نیز سعی کرده‌اند همراه دولت باشند و بسیار مسالمت آمیز‌تر از گذشته، انتقادهای خود را نسبت به دولت مطرح کنند. بنابراین شرایط فعلی با شرایط دوران اصلاحات متفاوت است. و این حرف که به جای هر 9 روز یک بحران اکنون «هر روز یک بحران وجود دارد»، اغراق آمیز است و این اغراق در مطرح کردن مشکلات پیش روی آقای روحانی را قبول ندارم.

                                    • محمد كيانوش راد
                                    • دلواپسان
                                    • جامعه
                                    • دولت
                                    • نياز
                                    • پاسخ
                                      ]]>
                                      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Sat, 14 Jul 2018 09:33:48 +0430
                                      ... با عزت رفت http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17037-2018-07-14-05-02-30.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17037-2018-07-14-05-02-30.html ... با عزت رفت

                                      مرتضی خبازیان: سخنگوی دولت موقت به علت ایست قلبی درگذشت. عباس امیرانتظام معاون نخست‌وزیر و سخنگوی دولت موقت انقلاب اسلامی صبح پنجشنبه به علت ایست قلبی درگذشت. امیرانتظام مدتی نیز به عنوان سفیر در سوئد فعالیت می‌کرد.

                                      خبر بسیار کوتاه است و در همین دو سه جمله کوتاه خلاصه می‌شود اما همین خبر کوتاه عمق دردناکی دارد و زمانی همچون خطی پررنگ صف به هم فشرده دو گروه از انقلابیون سابقه‌دار جدا می‌کرد و امروز نام او تا آستانه تعریف نخستین زندانی امنیتی در تاریخ انقلاب امتداد می‌یابد. امیرانتظام می‌توانست مانند دیگر چهره‌های سیاسی موافق و مخالف داشته باشد اما او این بخت را داشت که در دورانی با انقلاب همراه شود که نیاز به افراد تحصیل‌کرده احساس می‌شد و او که به زبان انگلیسی تسلط خوبی داشت، توسط دولت موقت و بنا به آشنایی که مهندس بازرگان با او داشت به کار دعوت شد و کوتاه زمانی بعد از اینکه به‌عنوان سفیر ایران در کشورهای اسکاندیناوی راهی استکهلم شده بود، به تهران برگشت و در جایگاه سخنگوی دولت قرار گرفت. جایگاهی که با سرانجام او رابطه‌ای نمادین یافت، سخنگویی که نتوانست از خود بگوید، سخنگویی که به پرسابقه‌ترین زندانی سیاسی تبدیل شد. امیرانتظام خیلی زود در مظان اتهامی سخت قرار گرفت. او که قبل از انقلاب مراوده و ملاقاتی کوتاه با ریچارد کاتم داشت که تحت عنوان نماینده حقوق بشر آمریکا به ایران آمده بود، بعد از انقلاب هم بر این مراوده ماند. مراوده‌ای که دو دیدگاه سخت پدید آورد؛ گروهی او را با واژه جاسوس معرفی، محاکمه و محکوم کرد و گروه دیگری که به هر شکلی که توانست از او دفاع کرد. هر چه باشد امیرانتظام هرگز این اتهام را نپذیرفت. از نظر او آنچه به عنوان مدرک در دادگاه ارائه شده بود، تنها و تنها نامه‌نگاری‌های معمول دیپلماتیک بود؛ نظری که دولت موقت هم قبول داشت و آن را تکرار می‌کرد.

                                      یک انقلابی آرام

                                      عباس امیرانتظام فرزند میرزا یعقوب رفوگر در سال 1311 در تهران متولد شد. وی دوران کودکی و نوجوانی را در کنار پدر و عموی خود گذراند. شائبه‌ها و حاشیه‌هایی درباره خانواده و به‌خصوص عموی او مطرح می‌شود. شائبه‌هایی که به عضویت در یکی از فرقه‌های غیررسمی ربط می‌یابد. امیرانتظام در سال 1329 دانشجوی رشته الکترومکانیک دانشگاه تهران شد و در دانشکده فنی با مهندس مهدی بازرگان آشنا شد. او از همان زمان سعی داشت که وارد تشکیلات نهضت آزادی شود. با این حال در دوران انقلاب از او به عنوان انقلابی رادیکال نام برده نمی‌شد. او در جناحی از انقلابیون قرار داشت که به نرمش و مدارا معتقد بود. در 23 بهمن حکم سخنگویی دولت موقت و معاونت اداری نخست وزیری برای امیرانتظام صادر شد. در 27 آذر 58، عباس امیرانتظام به‌اتهام همکاری با سازمان جاسوسی آمریکا CIA و ارتباط پنهانی با دولت آمریکا، به‌محض بازگشت به کشور از مأموریت استکهلم، با حکم دادستانی کل انقلاب در فرودگاه بازداشت شد. این موضوع زمانی برجستگی بیشتری یافت که به گفته دانشجویان پیرو خط امام اسنادی در این ارتباط یافت شد؛ اسنادی که بیانگر ارتباط پنهان امیرانتظام با آمریکا بود.

                                      مواجه با قاضی

                                      امیرانتظام در دادگاهی به ریاست آیت‌ا... گیلانی ابتدا به اعدام و سپس به حبس ابد محکوم شد. فعالیت گسترده دولت موقت و دفاع همه‌جانبه از او هم نتوانست جلو صدور حکم را بگیرد. امیرانتظام به زندان اوین رفت. سال‌ها بعد، وقتی امیرانتظام برای معاینات پزشکی به بیمارستان پارس رفته بود، شنید که قاضی محمدی گیلانی که او را به حبس ابد محکوم کرده بود در همان بیمارستان بستری است. او از فرصت استفاده کرد و به عیادت آیت‌ا... گیلانی رفت. اگر چه آیت‌ا... گیلانی در کما بود و از این عیادت باخبر نشد. امیرانتظام از همان اولین روزها دادگاه موافقان و مخالفان بسیار داشت. با این حال ابراز نظر درباره او همواره دشواری‌های خاص خود را داشت. در این بین آیت‌ا...هاشمی استثناست. کسی که بیرون از حلقه دولت موقت و نهضت آزادی در اوج فشاری که در این موضوع وجود داشت به صراحت گفت او را جاسوس نمی‌داند.

                                      در مراسم تشییع

                                      محمد توسلی از فعالان سیاسی شناخته شده در مراسم تشییع او گفت:«در دادگاهی که تشکیل شد زنده‌یاد بازرگان، ابراهیم یزدی، سحابی و بنده حضور داشتیم و بنده نیز از ایشان دفاع کردم. محمد محمدی گیلانی در پاسخ سؤالات بنده گفت که آقای امیرانتظام در مذاکرات خود سفره دلشان را بیش از اندازه باز می‌کردند. اما ایشان در دولت موقت سال 57 طبیعتا باید طبق مبانی اصول دیپلماسی عمل می‌کرده است. اما در هیچ کدام از دادگاه‌ه‌ها دلیلی بر جاسوسی امیرانتظام مطرح نشد. همچنین دادستان وقت انقلاب نیز پرونده امیرانتظام را خدمت بازرگان آوردند و گفتند اثری از جاسوسی در آن نیست». دکتر بهروز برومند پزشک معالج امیر انتظام نیز در حاشیه مراسم تشییع جنازه امیر انتظام در گفت‌وگو با «ایرنا» اظهار داشت: حدود 30 سال است که پزشک معالج آن مرحوم هستم و در دو سال گذشته بیش از 20 بار به دلایلی همچون بیماری مزمن ریوی، فشار خون و مشکل کلیوی در بیمارستان پارس بستری شد. وی خاطر نشان کرد: من که پزشک معالج امیرانتظام بودم، مسئولیت صدور گواهی فوت او را پذیرفتم و طبق قانون نیازی به کالبد شکافی پزشکی قانونی نبود. سرانجام این چهره شناخته شده تاریخ سیاسی انقلاب، پنجشنبه گذشته به دلیل کهولت سن و همچنین بیماری‌های مزمن ریوی و کلیوی دار فانی را وداع گفت. در حالی که چهره‌های سیاسی از طیف‌های مختلف، چهره‌های سیاسی قبل و بعد از انقلاب در مراسم تشییع او شرکت کرده بودند، حجت‌الاسلام احمدمنتظری بر پیکر او نماز خواند و در ردیف 20 قطعه7 بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

                                      منبع: آرمان

                                      • عباس اميرانتظام
                                      • تشييع جنازه
                                      • سخنگو
                                      • دولت موقت
                                        ]]>
                                        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Sat, 14 Jul 2018 09:31:28 +0430
                                        پشت‌ پرده یک شایعه علیه رئیس‌ جمهور http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17035-2018-07-12-06-43-43.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17035-2018-07-12-06-43-43.html پشت‌ پرده یک شایعه علیه رئیس‌ جمهور

                                        پرستو بیرانوند: در شرایطی که کشور با چالش‌های داخلی و خارجی همراه است و هم‌زمان در برهه حساس بین‌المللی برای رایزنی با کشورهای جهانی قرار دارد این پرسش ایجاد می‌شود که طرح مباحثی همچون رد صلاحیت روحانی و اتهام زنی به شخص ریاست جمهوری با چه هدفی انجام می‌شود؟

                                        «کفر چو منی گزاف و آسان نبود» یک مصرع از شعری ست که حسن روحانی در سال 92 در پاسخ به سؤال خبرنگاری که در مورد احتمال رد صلاحیت شدنش پرسید، جواب داد. آن زمان روحانی عضو تشخیص مصلحت نظام بود و برای اولین بار در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می‌کرد، از سال 92 تاکنون چندین بار شایعه‌هایی در مورد رد صلاحیت روحانی و حتی استیضاح او مطرح‌شده است. شایعه‌ها و ادعاهایی که یک‌به‌یک رد شده‌اند و اما بازهم در موقعیت‌هایی که دولت درگیر و دارهای تصمیم‌های مهم داخلی و خارجی است، بازارشان داغ می‌شود. این بار نیز شایعه‌ای مطرح‌شده که روحانی در انتخابات سال 96 رد صلاحیت شده و قصد به آشوب کشیدن کشور را داشته است.

                                        رد صلاحیت روحانی کذب است

                                        نجات‌الله ابراهیمیان عضو حقوقدان شورای نگهبان در مورد شایعه رد صلاحیت روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال 96 می‌گوید: «شیوه شورای نگهبان این‌گونه نیست که قصد کند یک اقدام را انجام دهد بلکه بر روی یک مسئله بحث می‌کند و پس‌ازآن تصمیم می‌گیرد.»

                                        این عضو حقوقی شورای نگهبان توضیح می‌دهد: «آنچه از شورای نگهبان صادر و اعلام می‌شود تصمیم است و شورای نگهبان تصمیمی نداشته است که آقای روحانی را رد صلاحیت کند بلکه تصمیم تأیید صلاحیت آقای روحانی بوده است.»

                                        ابراهیمیان تأکید می‌کند این‌گونه نیست که از ابتدا با قصد و نیت رد یا قبول یک نامزد برای انتخابات شروع به کارکنیم بلکه با بحث و گفت‌وگو و بررسی سوابق و عملکرد یک شخص در مورد رد صلاحیت یا تأیید صلاحیت او تصمیم گرفته می‌شود.»

                                        او می‌گوید: «شیوه تصمیم‌گیری شورای نگهبان کاملاً متفاوت است و تنها تصمیم نهایی شورا نگهبان پس از بحث و بررسی میان 12 نفر عضو اعلام خواهد شد و هیچ تصمیمی با قصد و نیت قبلی گرفته نخواهد شد. در مورد آقای روحانی نیز پس از بحث و بررسی سوابق و عملکرد اکثریت اعضا به تأیید صلاحیت ایشان رأی دادند.»

                                        ابراهیمان همچنین در مورد این ادعا که رئیس‌جمهوری پس از رد صلاحیت شورای نگهبان را تهدید به عدم برگزاری انتخابات کرده است، می‌گوید: « چنین چیزی را تأیید نمی‌کنم و کذب محض است.»

                                        کامران غضنفری کیست؟

                                        «دلواپسیم» نام همایشی بود که در اردیبهشت سال 93 در محل سفارت سابق آمریکا برگزار شد. همایشی که در اعتراض به توافق احتمالی ژنو بود که هنوز در آن زمان توافقی شکل نگرفته بود. هدف برگزارکنندگان همایش، ایجاد جریانی برای جلوگیری از توافق نهایی ایران با گروه پنج به‌علاوه یک بود. وحید یامین پور مجری این برنامه بود و اکثریت مهمانان و سخنرانان از جبهه پایداری و سیاستمداران دولت احمدی‌نژاد بودند. کامران غضنفری نیز یکی از سخنرانان این همایش بود که یک روز پس‌ازاین همایش حسن روحانی در سخنرانی با بیان اینکه برخی‌ها از تحریم خوششان می‌آید، گفته بود: «این دولت معتقد است تحریم ظلم بزرگ برای ملت و ایران است.»

                                        در آن زمان کامران غضنفری کتاب راز قطعنامه را نوشته بود که ناشر آن دفتر پژوهش‌های موسسه کیهان بود. کتاب دومی که غضنفری اخیراً منتشر کرد کتابی با عنوان «حسن روحانی در یک نگاه» است. کتابی که ادعایی‌هایی را مطرح می‌کند که حتی می‌تواند نویسنده را در جایگاه پاسخگویی و پیگرد قانونی قرار دهد. چاپ کتاب واکنش اطرافیان روحانی را نیز با خود به همراه داشت.

                                        معصومه ابتکار مشاور امور خانواده و زنان ریاست جمهوری در گفتگویی بیان کرده بود: «دولت نقد را می‌پذیرد اما تخریب را نه. این‌گونه اقدامات علیه دولت روحانی با حمایت سیستماتیک است. جای مدعی‌العموم هم در این ماجرا هنوز خالی است و مراجع قضایی باید به این مسئله ورود کنند.»

                                        محمد عطریانفر هم گفته بود که این دست از اتهامات دیگر تخریب رقیب نیست بلکه منافع ملی کشور دچار آسیب می‌شود. ادعای غضنفری حتی واکنش اصولگرایان را نیز به همراه داشت و عباس سلیمی نمین هدف غضنفری را ایجاد اختلاف در کشور دانست. در این کتاب که تنها در فضای مجازی منتشرشده و ناشری خاصی آن را چاپ نکرده است غضنفری در مورد مدرک تحصیلی روحانی صحبت و رئیس‌جمهوری را متهم به همکاری با ساواک و تلاش برای سرنگونی نظام کرده است.

                                        تضعیف هدفمند کشور؟

                                        اکنون سایت فردا منتسب به قالیباف در مصاحبه‌ای با کامران غضنفری صحبت‌های او را منتشر کرده که او بازهم اتهامات سنگینی ازجمله آشوب کشاندن کشور را متوجه شخص رئیس‌جمهور دانسته و به نقل از یکی از تندروهای جبهه پایداری کریمی قدوسی گفته: «آقای روحانی را شورای نگهبان رد صلاحیت کرد، برای همین انتخابات سال ۹۶، اما ایشان برمی‌گردد و شورای نگهبان را تهدید می‌کند که اگر من را تأیید نکنید من انتخابات را برگزار نخواهم کرد. این انتخابات را برگزار نخواهم کرد معنای تلویحی‌اش می‌شود به آشوب کشاندن کشور. شورای نگهبان چرا زیر بار چنین چیزی رفته و چه مصلحت‌اندیشی در رأی‌گیری مجدد ایشان را تأیید صلاحیت می‌کند باید از خود اعضای محترم شورای نگهبان سؤال کرد.» ادعایی که عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان نیز آن را رد و بیان کرد که هر صحبت و اظهارنظر باید مستند به قرائن دقیق و محکمه‌پسند باشد والا اینکه هرکسی از ظن خودیار قافله می‌شود خیلی مهم نیست. شورای نگهبان اگر مطلبی داشته باشد از طریق سخنگو و روابط عمومی اعلام می‌کند.

                                        کدخدایی نیز با تأکید بر اینکه باید در شرایط حال حاضر به دنبال اتحاد ملی بود گفته است: «چالش‌های بین‌المللی کشور در مواجهه با دشمنان خارجی وجود دارد. در پی فرمایشات مقام معظم رهبری، ما باید در پی وحدت همه مسئولین باشیم و در مقابل دشمن خارجی باید واحد حرکت کنیم.»

                                        در شرایطی که کشور با چالش‌های داخلی و خارجی همراه است و هم‌زمان در برهه حساس بین‌المللی برای رایزنی با کشورهای جهانی قرار دارد این پرسش ایجاد می‌شود که طرح مباحثی همچون رد صلاحیت روحانی و اتهام زنی به شخص ریاست جمهوری با چه هدفی انجام می‌شود؟ آیا می‌توان در این سناریو منافع کشور و مردم را دید یا آنکه برخی به دنبال ضربه زدن به کشور هستند؟

                                        منبع: خبرآنلاين

                                        • پشت پرده
                                        • شايعه
                                        • رئيس جمهور
                                        • دلواپسان
                                        • دولت
                                          ]]>
                                          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Thu, 12 Jul 2018 07:42:45 +0430
                                          شایعات تبعات غیرقابل جبران دارند http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17024-2018-07-12-05-34-04.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17024-2018-07-12-05-34-04.html شایعات تبعات غیرقابل جبران دارند

                                          علی خوشنام: اختلاف بین معاون اول رئیس‌جمهور و سخنگوی دولت تکذیب شد. اگر چه این موضوع به سرعت تکذیب شد، اما طرح و گسترش شایعات پیرامون دولت و همراهان رئیس‌جمهور تازگی ندارد. گویی برای برخی، انتخابات هنوز تمام نشده است.

                                          از هر ابزار و شرایطی برای ارائه تصویر مخدوشی از دولت و عملکرد آن بهره می‌گیرند. اما پرسش اینجاست که آیا ایشان نمی‌دانند در نهایت خود از تبعات این اقدامات در امان نخواهند بود؟ مانند حوادث دی ماه 96 که در مخالفت با دولت جرقه آن زده شد، اما خیلی زود به خود تندروها برگشت. گویی درس عبرتی در کار نیست و فقط روش خود را تغییر داده‌اند. این بار اقدامات آنها در حوزه شایعات و تصویر مسائل خلاف واقع متمرکز شده است.

                                          اهمیت این موضوع «آرمان» را بر آن داشت تا با طیبه سیاوشی نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی به گپ و گفت بنشیند که حاصل آن را در ادامه می‌خوانید.

                                          دوباره شایعه اختلاف جهانگیری و نوبخت مطرح شد. این شایعه البته هر بار تکذیب شده، اما این بار تکذیب محکم‌تر بود. ارزیابی شما از این شایعات و تاثیری که بر جامعه خواهد داشت، چیست؟

                                          بله متاسفانه بارها شایعه کرده‌اند این اتفاق رخ داده است. البته تکذیب شده، اما نمی‌توان از تاثیر منفی که به جای خواهد گذاشت چشم پوشید. در شرایط حساسی که جامعه دارد و بهانه‌جویی‌هایی که بسیاری را به گرفتن ماهی از آب گل‌آلود ترغیب می‌کند، این شایعات بسیار خطرناک خواهند بود که نباید به آن دامن زد. در این رهگذر مردم هستند که آسیب می‌بینند به ویژه قشر ضعیف جامعه که اعتماد خود را از دست می‌دهند. قشر آسیب پذیر در مقابل این بی‌اعتمادی و ناامیدی‌های حاصل از آن ضربه قابل توجهی خواهند خورد.

                                          تنوع دیدگاه‌های موجود در بدنه هر سیستمی اجتناب ناپذیر است. اختلاف نظرها در هر کابینه و هیات دولتی وجود دارد و دولت روحانی هم از این قاعده مستثنی نیست. دولت چگونه باید با این مسائل برخورد کند؟

                                          به‌رغم تمام مسائل اجتناب ناپذیری که ممکن است در دستگاه دولتی وجود داشته باشد، مدیران و مقامات ارشد نباید اجازه دهند این مسائل در گستره شایعات شمایل دیگری به خود بگیرد. چرا که شایعات نتایج مخرب زیادی به همراه دارد. در تمامی عرصه‌ها هم اینگونه بوده به ویژه در سیاست که پیچیدگی‌های خود را دارد و بروز هر شایعه‌ای ممکن است خود موجب اختلافات شود. دولت باید در راستای حل و فصل اختلاف نظرها تلاش کند. نباید مسائلی که بین متولیان دولتی وجود دارد را در معرض مردم به نمایش گذاشت. دولت باید طبق تدبیر و عقلانیتی که از ابتدا با این رویه به عرصه ورود پیدا کرده است، مسائل را حل و فصل کند.

                                          در حال حاضر بحث ضرورت تغییر تیم اقتصادی دولت مطرح است. ترمیم تیم اقتصادی دولت چه میزان در کاهش شایعات نقش دارد؟

                                          ترمیم تیم اقتصادی دولت بدون شک تاثیر زیادی در رفع اختلافات موجود خواهد داشت. وقتی شایعاتی در رابطه با اختلافات بین همراهان روحانی مطرح می‌شود، این اقدامات روحانی و بهبود شرایط بی تردید تاثیر این شایعات را خنثی خواهد کرد. وضعیت اقتصادی موجود این بهانه را به دست بسیاری از بدخواهان دولت داده تا با گسترش شایعات پیرامون نابسامانی روابط هیات دولت و معاونان و مشاوران رئیس‌جمهور، بزرگ‌ترین ضربات را به دولت بزنند. وقتی شرایط آرامش نداشته باشد شایعاتی که درباره دولت مطرح می‌شود باورپذیرتر خواهند بود. لذا در این شرایط عزم شایعه‌پراکنان جزم‌تر خواهند شد.

                                          مجلس در این راستا چه تمهیداتی اندیشیده است؟

                                          مجلس در حال حاضر به دنبال ترغیب دولت برای تغییر تیم اقتصادی است. دولت برای این تغییر باید تمهیداتی بیندیشد و به یک نوع ترمیم در کابینه دست بزند. دولت نیازمند تیم اقتصادی جسورتر و جوان‌تری است. تیمی که در این شرایط حساس و وضعیت نامناسب اقتصادی بهترین کارایی لازم را داشته و مفیدترین اقدامات لازم را برای بهبود شرایط تدارک ببیند. با توجه به مشکلات و ناکارآمدی‌هایی که از پیش وجود داشته و بحث تحریم‌ها هم بر این مشکلات خواهد افزود، باید به دنبال این باشیم که کمترین آسیب ممکن به جامعه وارد شود که برای این کار لازم است این ترمیم وجود داشته باشد. مجلس از طریق قانونی و با آرام کامل در مسیر ترمیم تیم اقتصادی دولت قدم گذاشته است.

                                          با توجه به شرایط حساس کنونی کشور و تلاش‌هایی که از سوی دیپلمات‌های ایران برای عبور از شرایط حساس صورت می‌گیرد، طرح شایعه‌ای مبنی بر اختلاف اساسی بین معاونان رئیس‌جمهور موجه است؟ ارزیابی شما از تاثیر چنین رفتارهای خارج از عرف و اخلاق بر روابط بین‌المللی کشور چیست؟

                                          از آنجایی که شرایط کشور چه از بعد داخلی که به آن اشاره کردم و چه از جنبه تهدیدات و موقعیت‌های خارجی حساسیت ویژه‌ای دارد، مسائل حاشیه‌ای و شایعات به طور قابل قبولی برجسته خواهند شد و خود را پررنگ نشان خواهند داد. با توجه به بحث برجام و خروج آمریکا از آن و تهدیدهایی که از جانب ترامپ مبنی بر تحریم اقتصادی و فشارهای سیاسی وجود دارد، باید کاملا مراقب شایعات بود، زیرا با این رویداد حساسیت کشورهای دیگر به مسائل حاشیه‌ای که اکنون با شایعات پررنگ شده‌اند بیشتر خواهد شد. با شایعات مسائل بی‌اهمیت چنان پررنگ می‌شود که کشورهای دیگر هم به آن حساس خواهند شد؛ آنهم در چنین شرایط حساسی که دشمنان منطقه‌ای و بین‌المللی اهدافی نسبت به ایران دارند.

                                          چه باید کرد؟

                                          باید تصویر واحدی از کشور مخابره کنیم. باید تصویری ثابت و منطبق با آنچه هست را نشان دهیم نه چهره‌ای سیاه که با شایعات رقم خواهد خورد. باید جایگاه بین‌المللی ایران را که پس از سال‌ها تلاش دیپلماسی به‌ویژه پس از برجام داشتیم، حفظ کنیم. امضای توافقنامه برجام به دنیا نشان داد، مردم ایران اهل مذاکره هستند و منافع و سیاست‌های کشور بر اساس صلح و گفت‌وگو پایه‌ریزی شده است. سیاستمداران ما کسانی هستند که با تدبیر و عقلانیت کار می‌کنند. شایعات موجب خواهد شد تصویری غیر واقعی و نه‌چندان زیبا از روابط بین سیاستمداران به جهان مخابره شود و این اهل گفت‌وگو بودن ما را در افکار عمومی جهان خدشه‌دار خواهد کرد. لذا شایعات در این شرایط به زیان مذاکرات بین‌المللی ما خواهد بود.

                                          توصیه شما به دولتمردان راجع به شایعات مطرح شده پیرامون دولت و متولیان آن چیست؟

                                          این شایعات به طور آگاهانه و غیر آگاهانه منتشر می‌شود و گسترش می‌یابد. کسانی که بخشی از دولت محسوب می‌شوند باید این آمادگی را داشته باشند که در معرض شایعات قرار دارند؛ لذا خود را در معرض ایجاد شایعه قرار ندهند.

                                          • طيبه سياوشي
                                          • نماينده
                                          • مجلس
                                          • دولت
                                          • شايعات
                                          • جبران
                                            ]]>
                                            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Thu, 12 Jul 2018 06:33:06 +0430
                                            تلویزیون در قاب شکایت‌ های تازه http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17022-2018-07-12-05-27-55.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17022-2018-07-12-05-27-55.html تلویزیون در قاب شکایت‌ های تازه

                                            دختر نوجوانی که تصاویر خود را در اینستاگرام منتشر می‌کرد، تصور نمی‌کرد روزی برسد که اقدامات او سبب واکنش مسئولان کشور شود؛ دختر کم‌سن و سال فیلم‌هایی از رقص خود را در اینستاگرام گذاشت و فالورهایی را به خود جذب کرد و توسط پلیس فتا بازداشت شد.

                                            به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از آرمان، مدت زیادی از بازداشتش نگذشت که برنامه «بیراهه» با اعترافات او از صداوسیما پخش شد؛ برنامه‌ای که حتی صدای اعتراض رئیس دانشکده صداوسیما را هم درآورد. برخی انتقاد کردند که اگر حتی هدف دختر کم‌سن‌وسال مطرح و دیده شدن بود، صداوسیما و نهادهای بازداشت کننده یکشبه او را به هدفش رساندند و برخی دیگر این برنامه را با مسائل اقتصادی و فعالیت‌های ضربه‌زننده مفسدان اقتصادی مقایسه کردند و پرسیدند که چرا چنین برنامه‌هایی درباره این موضوع حیاتی و مهم پخش نمی‌شود؟ این سوال چنان انرژی توفنده‌ای دارد که حتی لایه‌های نسبتا همسو با برنامه‌سازان صداوسیما را تحت تاثیر قرار داده است. البته تحت تاثیر قرار گرفتن بخش‌های نسبتا همسو با صداوسیما از منظر دیگری بوده و داستان را به سمت دلخواه در سیاست می‌برد و سخن از «کفتارهای سیاسی» می‌گوید. در ابراز ناراحتی این گروه همسو، ابراز ناراحتی چنان ثقیل و سنگین ادا شده که تنها و تنها معلوم است از پخش چنین برنامه‌ای ناراحت است. جمله کیهان نشان از نگاه دیگری دارد، نه همچون نگاه وزیر ارتباطات که صراحت ترساننده‌ای در کلماتش موج می‌زند و راست به نشانه اصلی می‌زند؛ به تاریکی‌های اقتصادی و رانت‌خواران که: پیش کشیدن موضوع دختر خانمی که در اینستاگرام فعال بوده و فیلتر این شبکه اجتماعی، حاصل تصمیم اتاق فکرهایی است که منافعشان از موضوع شفاف‌سازی ارزی به خطر افتاده است.

                                            پشت پرده ماجرا

                                            وزیر ارتباطات در گفت‌وگویی تلفنی با یکی از برنامه‌های رادیویی درباره بحث فیلترینگ اینستاگرام که زمزمه‌های آن مطرح شده است، اظهار کرد: همانطور که قبلا گفتم، این زمزمه‌ها مطلب جدیدی نیست و موضوع بستن شبکه‌های اجتماعی از سال 92 شکل گرفت. این زمزمه‌های اخیر یک بحث انحرافی برای انحراف افکار عمومی از موضوع شفاف‌سازی بود و اتاق فکرهایی پشت آن قرار دارد. محمدجواد آذری جهرمی با بیان اینکه پیش کشیدن موضوع دختر خانمی که در اینستاگرام فعال بود و فیلتر این شبکه اجتماعی، حاصل تصمیم اتاق فکرهایی بود که منافعشان از موضوع شفاف‌سازی ارزی به خطر افتاده است، تاکید کرد: البته نه اینکه بگویم صداوسیما و مسئول محترمی که در این موارد مصاحبه کرده است، اتاق فکر هستند. آذری جهرمی یادآور شد: وقتی فضای کشور روی مطالبه شفاف‌گرایی قرار گرفته تا تکلیف ارزهایی که گرفته شده مشخص شود، یکباره خانمی تبدیل به سوژه خبری بزرگی می‌شود که کل دنیا شروع به صحبت کردن درباره او می‌کنند که به نظر من طبیعی نیست.

                                            از جرم تا نقض غرض

                                            نایب رئیس مجلس شورای اسلامی پخش اعترافات یک دختر نوجوان در صداوسیما بدون دریافت حکم از دادگاه صالح و بدون اجازه متهم را مصداق ارتکاب جرم از سوی این سازمان عنوان کرد و گفت که باید با شکایت کسانی که در این ماجرا حق‌شان ضایع شده، فرصتی برای دفاع از آنها از سوی تلویزیون اختصاص یابد. علی مطهری در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: پخش اعترافات یک دختر نوجوان از فعالیت خلاف اخلاق اینستاگرامی او با حالت گریه و بی‌پناهی از صداوسیما، عواطف مردم را به نفع او تحریک کرد. باید نبض روانشناسی جامعه در دست مدیران صداوسیما باشد تا نقض غرض نکنند. مردم همیشه طرفدار مظلومند هر چند کار او را و راه و فکر او را درست ندانند. وی ادامه داد: علاوه بر این، پخش این اعترافات در حالی که هنوز در دادگاه صالح حکمی دریافت نکرده است، بدون اجازه متهم از صداوسیما جرم دیگری است که این سازمان مرتکب شده است و البته صداوسیما ید طولایی در این رویه دارد. این عضو فراکسیون امید مجلس تاکید کرد:‌ به هر حال کسانی که در این ماجرا حق‌شان ضایع شده است می‌توانند از طریق شورای نظارت بر سازمان صداوسیما شکایت کنند تا بر اساس ماده واحده مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام به آنها فرصت داده شود تا دو برابر زمانی که به ضرر آنها صحبت شده است، از خود دفاع کنند.

                                            انتقاد وزیر ارشاد

                                            پخش اعترافات دختر ۱۷ساله‌ای در قالب مستندی با عنوان «بیراهه» از صداوسیما، که به‌واسطه انتشار ویدئوهای رقص خود در اینستاگرام انجام شد، واکنش وزیر ارشاد را نیز درپی داشت که: ‌پخش اعترافات در تلویزیون نیازمند مقررات تقنینی است. سیدعباس صالحی در صفحه توئیتر خود و در واکنش به پخش اعتراف‌های این دختر نوجوان از صداوسیما، نوشت: «پخش اعترافات در تلویزیون نیازمند مقررات تقنینی است. سلیقه یک قاضی و یا مجری‌پخش نباید معیار باشد. اتفاقات مکرر، نیاز به قانون را جدی‌تر می‌کند.» پیش از این حسام‌الدین آشنا نسبت به پخش این مستند واکنش نشان داده و در گفت‌وگو با ایلنا تاکید کرده بود: به زودی این مساله در جلسه هیأت نظارت بر صداوسیما مطرح شده و مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

                                            صدای کیهان هم درآمد

                                            حتی دلواپسان هم اقدام صداوسیما را زیر سوال بردند. کیهان نوشت:‌ «صداوسیما با آن عریضی و طویلی به قول رهبر انقلاب که خطاب به کارکنان قوه قضائیه فرمودند باید در حوزه رسانه «هنرمندانه» فعالیت کنند، در این مستند، «غیرهنرمندانه» وارد شد و «بدسلیقگی» کرد. انتخاب آن قسمت از صحبت‌های دختر نوجوان که‌ گریه‌کنان ابراز پشیمانی می‌کند برای مستند، دل هر انسانی را می‌رنجاند و همین حس گاهی، برای پیدا شدن سروکله «کفتارهای سیاسی» که نه انسانیت سرشان می‌شود نه حقوق زن و دختر می‌فهمند کافی است. آنها مترصد فرصتند تا در جامعه «بحران‌آفرینی» کنند. صداوسیما با این بدسلیقگی برای این کفتار‌ها فقط خوراک تبلیغاتی مهیا کرد».

                                            شکایت از صداوسیما

                                            یک عضو ناظر مجلس در شورای نظارت بر صداوسیما از بررسی اقدام صداوسیما در پخش مستند بیراهه و نشان دادن اعترافات، در جلسه دوشنبه هفته آینده این شورا خبر داد. غلامرضا کاتب اظهار داشت: اقدام صداوسیما در پخش مستند «بیراهه» و نمایش اعترافات، اقدامی غیرقانونی و غیراخلاقی بود که موجب به وجود آمدن فضای بسیار منفی در جامعه شد و شکایت‌های متعددی توسط انجمن حمایت از کودکان و گروه‌های اجتماعی گوناگون از صداوسیما به شورا رسیده که در جلسه هفته آینده به این شکایات و آثار بسیار منفی به وجود آورده در داخل و خارج از کشور رسیدگی می‌کنیم. وی این اقدام را غیرحرفه‌ای و غیراخلاقی دانست و افزود: در نشست شورای نظارت بر صداوسیما حتما به قصور نیروی انتظامی به دلیل در اختیار گذاشتن جزئیات اعترافات(م. ه) رسیدگی خواهد شد. بازجویی‌های ناجا اگر محرمانه باشد نباید در اختیار صداوسیما قرار می‌گرفت علاوه بر آن به اشتباه پلیس فتا نیز رسیدگی خواهد شد. وی از برخورد با مسببان و مقصران برنامه‌ساز در صداوسیما خبر داد و افزود: در نشست هفته آینده با دعوت از مدیران صداوسیما به ویژه مدیر شبکه یک و سایر شبکه‌هایی که احتمالا این مستند توسط آنها پخش شده است از آنان درباره این اقدام غیراخلاقی و غیرحرفه‌ای توضیح خواهیم خواست و نسبت به قصور انجام شده با متخلفان برخورد می‌کنیم.

                                            قوه قضائیه نقشی نداشت

                                            یک سوال ذهن برخی را به خود مشغول کرده و آن هم اطلاع و مجوز قوه قضائیه برای پخش اعترافات مائده از صداوسیما است که در این راستا ایسنا این موضوع را از چند حوزه قضائی پیگیری‌ کرد و به این پاسخ رسید که «پخش این مستند با هماهنگی دستگاه قضائی نبوده است و دستگاه قضائی اوایل هفته آینده در این زمینه اطلاع‌رسانی لازم را خواهد کرد» این در حالی است که روز سه شنبه رنجبران مدیرکل روابط عمومی صداوسیما اعلام کرده بود که «براساس صحبتی که با مسئولان ناجا داشتم برای این افراد حکم قضائی صادر شده بود و حتی مقام قضائی درخواست کرده بوده تا موضوع این افراد حتما رسانه‌ای شود». علاوه بر این کاتب با رد ادعای مجری برنامه «بیراهه» مبنی بر درخواست قوه قضائیه برای پخش اعترافات(م.ه) گفت: بعید می‌دانم که چنین درخواستی توسط قوه قضائیه از صداوسیما شده باشد، اما در عین حال در نشست شورای نظارت موضوع را با حجت‌الاسلام اژه‌ای و محمدجواد لاریجانی در میان می‌گذارم. وی ادامه داد: طبق قانون تا زمانی که حکم تخلف فرد یا افراد صادر نشود عقلا، شرعا و قانونی حق انتشار وجود ندارد. یک عضو هیات نظارت بر صداوسیما با بیان اینکه قطعا این هیات موضوع پخش مستند «بیراهه» را بررسی خواهد کرد، گفت: لازم است صداوسیما اگر بنایی برای پخش کارهای سفارشی از سوی هر ارگان و نهادی دارد، استقلال رسانه‌ای خود را حفظ کرده و دقت نظر بیشتری را داشته باشد. سیداحسان قاضی‌زاده در واکنش به پخش مستند «بیراهه» و واکنش‌های گسترده به این موضوع، تصریح کرد: بررسی‌های بنده نشان می‌دهد که در این مستند به دلیل اطمینان به محتوای ارگان تولیدکننده برنامه ضریب دقت به اندازه کافی وجود نداشت، حال اینکه باید این ضریب دقت درباره هر برنامه‌ای از سوی صداوسیما وجود داشته باشد. این عضو ناظر مجلس در هیات نظارت بر صداوسیما در پایان با تاکید بر اینکه این موضوع در هیات نظارت مورد بررسی قرار می‌گیرد، گفت: با این وجود چنانچه هر شخص حقیقی و حقوقی نسبت به برنامه‌های صداوسیما شکایت داشته باشد می‌تواند آن را به شورای نظارت بر صداوسیما برای بررسی منعکس کند.

                                            • تلويزيون
                                            • صدا و سيما
                                            • شكايت
                                            • دختر رقصنده
                                            • اينستاگرام
                                            • اعتراف
                                              ]]>
                                              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Thu, 12 Jul 2018 06:26:57 +0430
                                              زنان برابر مردان http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17017-2018-07-11-05-25-57.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17017-2018-07-11-05-25-57.html زنان برابر مردان

                                              آرزو ضیایی: به گفته رئیس ‌فراکسیون زنان بنا است شورایی متشکل از اساتید حوزه و دانشگاه و نمایندگان مجلس به معاونت امور زنان و خانواده رئیس‌جمهور تشکیل شود که هدف اصلی آن کارشناسی و بررسی طرح‌هایی با محوریت وضعیت زنان است.

                                              زنان جامعه امروز نویدبخش تغییرند، تغییر برای بهبود شرایط زندگی خودشان و خانواده، آنها این تغییر را به پشتوانه تلاش، تدین، توانایی و تحصیلات خود می‌خواهند و جامعه هر روز با این واقعیت روبه‌رو است که دیگر نباید به این میزان تمایل برای بهبود شرایط زندگی در جامعه زنان نه گفت. امروز آنها از پا نمی‌نشینند و وعده‌ها برای بهبود وضعیت زندگی دیگر این زنان را نمی‌فریبد. در واقع زنان با تکیه بر عمری تلاش و تقلا در جامعه‌ نسبتا مردسالارانه یا متحجرانه سنتی سال‌هاست قصد دارند طرحی نو دراندازند.

                                              حرف از حقوق زنان و مردان که در جامعه می‌شود حرف و حدیث‌ها و دیدگاه‌های فراوانی وجود دارد، برخی تصور می‌کنند سال‌هاست جامعه به زنان ظلم کرده و اختیارات زندگی آنها را از پدر به همسر تقدیم کرده است، در مقابل برخی افراد ادعا می‌کنند شاید در قانون به این شکل باشد، اما در زندگی این زن است که همیشه حرف آخر و اول را می‌زند. در واقع اختلاف درباره میزان حقوق و اختیارات زنان و مردان در جامعه عمری به اندازه تاریخ بشری دارد و از همین بستر مکاتبی مانند فمنیسم سر‌ برآورده‌اند. جامعه امروز ایران به‌شدت مفهوم برابری جنسیتی را پس می‌زند و به هزاران دلیل آشکار و نهان آن را ظلم به زنان و مردان می‌داند و در مقابل از مفهوم عدالت جنسیتی سخن می‌گوید و روزانه برای آن راهکار ارائه می‌دهد. فعالان حقوق زن، نمایندگان مجلس و زنان روشنفکر جامعه امیدوارند جامعه به مرور بتواند چارچوب عدالت جنسیتی را ایجاد کرده و برای آن قانون تعریف کند. حال باید دید از منظر قانون‌گذاران برابری دیه زن و مرد در میان این خواست عمومی جای می‌گیرد یا آن را الگویی ناشیانه از مفاهیم و تفکرات ضد مردانه می‌دانند. قدرمسلم آن است که امروز جامعه به این مفاهیم فکر می‌کند و برای آن دغدغه دارد. این نشان خوبی از حرکت درست زنان به سوی زنانگی مدرن است، زنانگی که در آن زن با وجود حفظ ارزش‌های یک زن سنتی و خانواده دوست به دنبال پیشرفت در راستای یک زن مدرن نیز است و در برنامه‌ها و تفکرات خود را در زندگی در این ساختار شکل می‌دهد. در واقع مفهوم عدالت جنسیتی به معنای تداخل وظایف و کنش‌های زنان با مردان نیست و معنای جدی‌ و فهیمانه‌تری دارد.

                                              تساوی دیه زن و مرد، رویکردی قرآنی

                                              رئیس فراکسیون زنان مجلس از آماده‌شدن طرحی برای تساوی دیه زن و مرد خبر داد و گفت: به زودی امضاهای این طرح جمع‌آوری و به هیات‌رئیسه تقدیم می‌شود. پروانه سلحشوری اظهار کرد: برابری دیه زن و مرد یکی از مواردی است که فراکسیون زنان از ابتدای تشکیل مجلس دهم به دنبال آن بوده است.او افزود: تدوین طرح تساوی دیه زن و مرد در اواخر سال 96 در این فراکسیون آغاز و پس از بررسی‌های کارشناسی آماده شد. سلحشوری ادامه داد: با توجه به رویکردهای قرآنی تلاش ما این است که دیه زن و مرد مساوی شود و در این راستا با جمعی از علمای دین و متخصصان امر و همچنین شورای مشورتی فقهی و حقوقی معاونت رئیس‌جمهوری در امور زنان و خانواده جلساتی را برگزار و مفاد این طرح را آماده کرده‌ایم. او یادآور شد: در این شورا که به ریاست معصومه ابتکار تشکیل می‌شود با حضور اساتید حوزه و دانشگاه، نمایندگان مجلس طرح‌های با محوریت وضعیت زنان بررسی کارشناسی می‌شود. سلحشوری با تاکید بر اینکه این شورا بازوی مشورتی به حساب می‌آید، گفت: هم اکنون این طرح در شورای مشورتی فقهی و حقوقی معاونت زنان ریاست‌جمهوری به طور همزمان در حال بررسی است و جمع‌آوری امضا برای آن به زودی آغاز و به هیات رئیسه مجلس ارائه می‌شود. او تصریح کرد: تمام تلاش ما این است که رسیدگی به این طرح در مجلس دهم به پایان برسد تا بتوانیم به حل مشکلات زنان کمک بسزایی کنیم.

                                              احتمال مخالفت قطعی شورای‌نگهبان

                                              یک حقوقدان در گفت‌وگو با «آرمان»‌در ارتباط با لزوم قانون مبنی بر تساوی حقوق زن و مرد می‌گوید: این موضوع در عین‌حال که گسترده‌ است، اما پاسخ ساده‌ای نیز دارد. مصطفی ترک‌همدانی می‌افزاید: قوانین کشور ما که برگرفته از قوانین ‌اسلامی هستند و درباره حقوق زن و مرد به ترتیب صحبت شده است، اما آیا این حقوق به مفهوم تساوی است؟ او می‌گوید: در قوانین خانواده مربوط به ارث یا قوانین مربوط به امور اجتماعی برخی حقوق بر خانم‌ها و برخی بر آقایان متوصل است، بنابراین هیچ‌یک از این قوانین به مفهوم عدم برابری یا تساوی نیست. قانونگذار آنها را براساس برخی ویژگی‌های خاص مرد یا زن و براساس شرع اول اسلام تدوین کرده است. قدر مسلم آن است که مجلس نمی‌تواند به‌دور از قوانین اسلامی مباحثی را پیاده کند. ترک‌همدانی می‌افزاید: مسلما در این صورت شورای نگهبان که مسئول حفظ و صیانت از مرزهای قوانین شرعی است از تصویب آنها ممانعت می‌کند. نمونه‌های بسیار نادری از موافقت شورای‌نگهبان در مورد تغییر قوانین به نفع زنان وجود دارد، به عنوان مثال هنگام ارث‌بری زن از مرد در قوانین اسلامی پیش‌بینی شده زن تنها می‌تواند از اعیان یک ملک ارث ببرد، اما مجلس اصلاحیه‌ای به این قانون افزوده که ارث زن می‌تواند از بنا و عرصه نیز حاصل شود. این قانون خلاف اصول شرع و شورای نگهبان مکلف به بررسی و اظهارنظر در ارتباط با این مصوبه بود، اما بیش از یک ماه از ارسال این مصوبه به شورای‌نگهبان گذشت و در نهایت به دلیل عدم‌اظهار این شورا این موضوع قانون شد. موافقت شورای نگهبان با این قانون به منزله آن نیست که شورای نگهبان همچنان نسبت به اینگونه قوانین سکوت کند. او خاطرنشان می‌کند: مصوبات فراکسیون زنان یقینا نمی‌تواند خلاف بین‌شرع باشد و در این ارتباط مسئولیت سنگینی دارند. نمونه بارز مقاومت قانون در برابر زنان در مورد قضاوت زنان است، خانم‌ها به دلیل ویژگی‌های خود نمی‌توانند در بحث قضاوت ورود کنند. بنابراین هرچند در حال‌حاضر اظهارنظرهای قضائی در اختیار زنان قرار گرفته است، اما این به مفهوم قضاوت نهایی نیست. حال اگر بخواهند در این مورد برابری را به مفهوم عدالت ایجاد کنند خلاف بین شرع است و شورای نگهبان ممانعت می‌کند. ترک‌همدانی با تاکید بر آنکه طرح این موضوع در مجلس با وجود اطلاع از مخالفت شورای نگهبان جای سوال دارد، می‌افزاید: قوانین مربوط به زنان، خانواده یا امور اجتماعی و قوانین روشن هستند، مگر آنکه به دنبال تبدیل موضوعی باشند که آن هم با الگو و روش فوق‌الذکر غیرقابل تغییر است. برخی قوانین مانند کودک‌آزاری دچار مشکل و نیازمند اصلاح و تصویب قوانین جدید هستند، مسلما در صورت طرح این موضوع مجلس با شورای نگهبان دچار برخی مشکلات می‌شود. مباحث حقوق زنان بیشتر در حوزه‌های اشتغال، ارث و برابری دیه زن و مرد در تصادفات و استفاده بیمه شخص ثالث است. این موضوع هیچ ارتباطی به بحث برابری دیه زن و مرد در اسلام ندارد، زیرا در بحث بیمه قرارداد بیمه‌گر با بیمه‌گذار منعقد می‌شود که در صورت حادثه میزان مشخصی پول به بیمه‌گر پرداخت شود و تفاوتی در جنسیت مصدوم یا متوفی وجود ندارد. این قانون نیز یکی از قوانین خوب مجلس بود که بیمه را مکلف به پرداخت هزینه فوت یا بدنه خودرو به افراد به‌دور از جنسیت آنها می‌کرد.

                                              منبع: آرمان

                                              • زنان
                                              • مردان
                                              • برابري
                                              • حقوق
                                              • ديه
                                              • قانون
                                              • مجلس
                                                ]]>
                                                hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Wed, 11 Jul 2018 09:54:58 +0430
                                                پخش‌ اعترافات دختر جوان؛ بنزين ريختن روي آتش بود http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17016-2018-07-11-05-22-53.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17016-2018-07-11-05-22-53.html پخش‌ اعترافات دختر جوان؛ بنزين ريختن روي آتش بود

                                                زهرا سلیمانی:‌ چند روز پس از پخش فیلم اعترافات، رضا رشیدپور در برنامه «حالا خورشید» با اشاره به دستگیری افراد مشهور در فضای مجازی اشاره کرد و گفت: «حواستون فقط به شاخ‌های مجازی نباشه، به سرشاخه‌های واقعی هم باشه!»

                                                در روزهای اخیر مصاحبه‌ای با چند شاخ دستگیر شده اینستاگرام از تلویزیون پخش شد که با جار و جنجال‌های فراوان در فضای مجازی همراه شد. یکی از افرادی که دستگیر شده بود، دختری بود که در این مصاحبه گفته بود: رقصیده‌ام، تاوانش را هم می‌دهم! بلافاصله بعد از این مصاحبه بحث‌های بسیاری بین مردم به راه افتاد.

                                                پخش «اعترافات» دختر17ساله

                                                از سوی دیگر پخش اعترافات این دختر 17 ساله در رسانه ملی با واکنش‌های متعدد همراه بود. در این بین انجمن حمایت از حقوق کودکان در بیانیه‌ای با اشاره به پخش سخنان اعتراف‌گونه یک دختر ۱۷ ساله از صدا و سیما، آن را «نماد مشخص و بارز خشونت علیه کودکان» توصیف کرد. در بیانیه این انجمن با اشاره به شیوه پخش اظهارات یک دختر ۱۷ ساله که ویدئوهای رقص او در اینستاگرام موجب برخورد با او و انتشار اظهاراتش در تلویزیون شده بود، شیوه گفت‌وگو با او «تلخ و رعب‌انگیز در حالتی از استیصال» توصیف شده و با پرسش درباره اهداف پخش این تصاویر آمده که این اقدام «در واقع قدرت‌نمایی در مواجهه با نوجوانی است که به عنوان فردی زیر ۱۸ سال، کودک قلمداد می‌شود.» این بیانیه افزوده است: «بی‌تردید هدف هر چه باشد، چنین برخوردی را به‌ویژه در مورد کودکان، نه در نفس خود توجیه می‌کند و نه در به تصویر کشیدن آن. این برخورد نماد مشخص و بارز خشونت علیه کودکان به شمار می‌رود که به موجب قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، ایجاد چنین فضای حقارت‌آمیزی نوعی کودک‌آزاری روانی تلقی شده و برای عمومی بودن این جرم مدعی‌العموم می‌تواند راسا وارد ماجرا شده و نسبت به خاطیان طرح دعوا کند».

                                                مردم خواسته بودند

                                                پخش اعترافات این دختر نوجوان از رسانه ملی با واکنش‌های متعدد همراه بود. در این بین مدیر کل روابط عمومی صداوسیما در واکنش به انتقادات از پخش اعترافات یک دختر اینستاگرامی در صداوسیما گفت: مردم و به ویژه خانواده‌ها در تماس با ما به شدت خواهان آگاه‌سازی در زمینه آسیب‌های اجتماعی هستند. محمدحسین رنجبران گفته است: صداوسیما باید در حوزه آسیب شناسی معضلات فرهنگی فعال عمل کند و این خواسته بسیاری از مخاطبان است. مردم و به ویژه خانواده‌ها در تماس با واحد ۱۶۲ خواهان برنامه‌های آگاهی بخش در حوزه آسیب‌های فضای مجازی هستند و بر مبنای این درخواست‌ها و وظیفه ذاتی رسانه برنامه‌ها و مستندهای فراوانی در این زمینه در آینده روی آنتن می‌رود. او ادامه داد: این وظیفه ذاتی رسانه ملی و خواست مردم به ویژه خانواده‌هاست که اطلاعات بیشتری درباره آسیب‌های فضای مجازی داشته باشند و نمی‌شود وقتی مسئولان مربوط در حوزه فضای مجازی به وظایف خود در ساماندهی فضای مجازی عمل نمی‌کنند، ما هم بنشینیم و دست روی دست بگذاریم و برنامه‌های آگاهی بخش به خانواده‌ها ارائه نکنیم. رنجبران گفت: این برنامه محصول معاونت اجتماعی نیروی انتظامی بود. یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های مشترک ما و ناجا حرکت در مسیر پیشگیری است و همان طور که گفتم بسیاری از خانواده‌ها با ما تماس می‌گیرند و مطالبه جدی در زمینه برنامه‌های آگاهی بخش در حوزه فضای مجازی دارند.

                                                واکنش به اعترافات

                                                در این میان استاد و هیات علمی دانشگاه به پاسخ مدیر روابط عمومی صداوسیما که پخش اعترافات را وظیفه ذاتی صداوسیما دانسته بود، واکنش نشان داد. محمدرضا جوادی یگانه در حساب توئیتری خود نوشت: جوابیه صداوسیما هرچند قانع کننده نیست، اما نفس جواب دادن آن مثبت است و نشانه اثربخش بودن اعتراضات در فضای مجازی. ولی ایکاش «وظیفه ذاتی رسانه ملی و خواست مردم» ایجاب می‌کرد که «برنامه‌های آگاهی‌بخش» درباره نحوه تخصیص ارز و رانت گیرندگان هم پخش می‌شد.

                                                تشکیل کمپین‌های متعدد

                                                درپی پخش اعتراف‌های تلویزیونی مائده کمپین‌هایی در فضای مجازی به راه افتاده است. یکی از این کمپین‌ها از کاربران می‌خواهد در حمایت از او مقابل دوربین برقصند و آنها را منتشر کنند. گفتنی است شمار زیادی از فعالان سیاسی و حتی روحانیون پخش این اعترافات را محکوم کرده‌اند.

                                                واکنش سیاستمداران

                                                موضوع مائده البته از نگاه سیاستمداران و خیلی از چهرهای مطرح اجتماعی هم دور نماند و برخی از سیاستمداران، استادان دانشگاه و روزنامه‌نگاران هم در فضای مجازی و در گفت‌و‌گو با برخی از سایت‌های خبری نسبت به این اقدام رسانه ملی واکنش نشان دادند. عباس عبدی نوشت: «شبکه‌های اجتماعی مثل هر پدیده دیگر دارای آثار مثبت و منفی آموزنده و آسیب زننده است. کسی که چنین مستندی را پخش کرده باید مسئولیت اثرات سوء عملش را بپذیرد، صداوسیما سال‌های بسیار زیادی انحصاری عمل کرده و ظهور شبکه‌های اجتماعی این ویژگی انحصار را از آن سلب کرده است. شهاب اسفندیاری، رئیس دانشگاه صداوسیما هم درباره این رفتار رسانه ملی در صفحه توئیترش نوشت: بنده هیچ مسئولیتی در صداوسیما ندارم. در دانشگاه صداوسیما کار می‌کنم. با دیدن این کلیپ منتشر شده، ناراحت شدم. نه اخلاقی بود، نه حرفه‌ای. رسانه ملی بابت پخش این قبیل مصاحبه‌ها در گذشته هزینه سنگینی داده است. همچنین فاضل میبدی، استاد حوزه و دانشگاه هم در این باره اعلام کرد: کار صداوسیما مصداق اشاعه فحشا بوده، این کار صداوسیما خلاف سیره پیامبر(ص) است و اثرات سوء بسیاری هم دارد. باید با مسئولان صداوسیما و برنامه اعترافات این زن، برخورد حقوقی صورت بگیرد؛ در قانون داریم که اگر کسی اشاعه فحشا کرد و آبروی فردی را برد، باید با او برخورد حقوقی شود و در اسلام هم داریم که این عمل، گناه است. خیلی از کارهایی که در صداوسیما انجام می‌شود خلاف سنت اسلام و پیغمبر(ص) است.

                                                واکنش هنرمندان چه بود؟

                                                البته در کنار چهره‌های سیاسی بسیاری از هنرمندان هم منتقد این برنامه از سوی صداوسیما شدند. امیر مهدی ژوله در صفحه اینستاگرامش نوشت: چرا دزدها نمی‌رقصند؟ پرستو گلستانی هم تاکید کرد:‌ ای مجرم،‌ ای مفسد اقتصادی‌، ای کودک‌آزار،‌ ای اختلاسگر... خوب شد زندانی شدی تا درس عبرت شوی.

                                                واکنش نماینده تهران

                                                پخش این مستند واکنش یکی از نمایندگان را به همراه داشت. محمدعلی وکیلی پخش این برنامه را مصداق بنزین ریختن بر آتش عنوان کرد. وی با بیان اینکه اقدام اخیر صداوسیما باعث قبح‌زدایی از برخی منکرات می‌شود، گفت: وقتی در سطح ملی به چنین مسائلی دامن می‌زنیم مردم را وادار به این می‌کنیم که رفتار ساختارشکنانه‌ داشته باشند و با لجبازی از طریق دامن زدن به رفتار‌های ساختارشکنانه مخالفت خود را ابراز کنند. وی اظهار کرد: من در عجبم از اینکه همواره در زمان بحران اعتماد مردم به جای اینکه آبی بر آتش بپاشیم، بنزین بر آتش بی‌اعتمادی می‌ریزیم و کار اخیر صداوسیما در پخش اعترافات تلویزیونی یک دختر جوان مصداق بنزین ریختن بر آتشی است که در جامعه شعله‌ور شده است. کار این دخترکان نوجوان قابل دفاع نیست، ولی کاری که صداوسیما انجام داد نشر منکر در سطوح جهانی بود و هیچ توجیه و دلیلی برای اینکه صداوسیما چنین قبحی را مرتکب شود، وجود ندارد. متاسفانه ما یک منکر محدود را به یک مساله جهانی تبدیل کردیم و نشان دادیم در مسائل اجتماعی گرفتار بحران‌های عمیقی هستیم. این در حالی است که می‌شد این اتفاق را در یک فضای محدود مدیریت کرد و لازم نبود اینطور بی‌پرده به دنیا بگوییم؛ همان‌طوری که گرفتار معیشت مردم هستیم، گرفتار عدم باور مردم به برخی اعتقادات هم شده‌ایم. وکیلی با بیان اینکه اقدام اخیر صداوسیما باعث قبح‌زدایی از برخی منکرات می‌شود، اظهار کرد: وقتی در سطح ملی به چنین مسائلی دامن می‌زنیم مردم را وادار به این می‌کنیم که رفتار ساختارشکنانه‌ای داشته باشند و با لج‌بازی از طریق دامن زدن به رفتار‌های ساختارشکنانه مخالفت خود را ابراز کنند.

                                                منبع: آرمان

                                                • اعترافات
                                                • دختر جوان
                                                • بنزين روي آتش
                                                • صدا و سيما
                                                • اينستاگرام
                                                  ]]>
                                                  hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Wed, 11 Jul 2018 09:51:56 +0430
                                                  اتفاق نظر جناح های سیاسی در توانمندی جهانگیری http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17033-2018-07-12-06-32-28.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17033-2018-07-12-06-32-28.html اتفاق نظر جناح های سیاسی در توانمندی جهانگیری

                                                  شایعه کناره گیری یا استعفای معاون اول دولت تدبیر و امید، داستانی کهنه اما همیشه نویی است که گاهی به بهانه های مختلف ساخته و پرداخته می شود و از تحریریه رسانه ای بیرون می آید و واکنش های بسیاری نیز به همراه دارد، فعالان سیاسی چنین حاشیه هایی را به صلاح منافع ملی نمی دانند.

                                                  به گزارش خبرنگار هم آواا، اسحاق جهانگیری معاون اول دولت های یازدهم و دوازدهم از تاثیرگذارترین مردان اجرایی رییس جمهوری است. چهره ای که به سبب تجربیات فراوان سیاسی و اقتصادی توانسته به خوبی در این دو حوزه اثرگذار باشد.

                                                  با چنین کارنامه ای، حاشیه سازی پیرامون وی و شایعه استعفا و کناره گیری از دولت چندان دور از انتظار و تعجب آور نخواهد بود. تازه ترین این شایعه ها که برپایه برداشت های شخصی و رسانه ای از سخنان جهانگیری به وجود آمد از استعفای او حکایت می کنند.

                                                  هرچند این شایعه از سوی منابع آگاه و دیگر مردان کابینه از یک سو و حضور جهانگیری در مراسم افتتاح طرح‌های صنعتی اصفهان از دیگر سو، رنگ باخت اما پشت پرده ظهور و سقوط این شایعه، آسیب های طرح آن و نحوه واکنش دولت می تواند مورد بحث قرار گیرد.

                                                  خبرنگار گروه اخبار سیاسی ایرنا به همین دلیل با حجت الاسلام محسن رهامی فعال سیاسی اصلاح طلب و رییس بنیاد بین المللی صلح، غلامرضا انصاری عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت، اشرف بروجردی فعال سیاسی و رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی و غلامرضا ظریفیان فعال سیاسی اصلاح طلب به گفت و گو پرداخت.

                                                  تاختن به جهانگیری، دلسوزی برای دولت نیست

                                                  رییس بنیاد بین المللی صلح، داغ شدن شایعه استعفای جهانگیری از معاون اولی رییس جمهوری را ادامه همان فضاسازی های پس از التهابات ارزی دانست و گفت: با توجه به این که جهانگیری منتسب و نزدیک به حامیان مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و طیفی از اصلاحات است، چنین حاشیه سازی هایی به منظور تضعیف جایگاه وی و در نتیجه تضعیف دولت صورت می گیرد و بعید به نظر می رسد در جهت منافع دولت و دلسوزی برای دستگاه اجرایی باشد.

                                                  محسن رهامی افزود: ممکن است فشارهایی از داخل دولت هم وجود داشته باشد تا جهانگیری نتواند نقش خود را به درستی و همانگونه که در دوره نخست ریاست جمهوری روحانی ایفا کرد در این دولت هم ایفا کند. این فضا سازی ها و ناهنماهنگی ها درکابینه اقتدار و قاطعیت لازم را از وی به عنوان رییس ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی می گیرد.

                                                  وی حمایت کامل رییس جمهوری را راهگشا دانست و یادآور شد: برای مقابله با این حاشیه ها لازم است رییس جمهوری با همان قاطعیت مورد انتظار به این شایعه سازی ها پایان دهد و به معاون اول خود میدان عمل بیشتری دهد.

                                                  استاد حقوق دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: برداشت جامعه از معاون اول رییس جمهوری، مسئولیتی شبیه نخست وزیری است، بنابراین باید تقسیم کار جدی میان معاون اول دولت و سایر اعضای کابینه به ویژه در حوزه اقتصادی که عرصه مسوولیت وی محسوب می شود، صورت گیرد.

                                                  رهامی ادامه داد: دلیل دیگری که بسیاری از جریان ها و اشخاص تندرو تمایل زیادی به کنارگذاشته شدن جهانگیری دارند ریشه در موضوع سوال از رییس جمهوری و استیضاح وی دارد.

                                                  وی تصریح کرد: گروهی تندرو معتقدند ممکن است سوال از رییس جمهوری به استیضاح او منجر شده و در صورت کناره گیری دکتر روحانی معاون اول او که نزدیک به جریان اصلاحات و مرحوم آیت الله هاشمی است ادامه کار را در دست گیرد.

                                                  این فعال سیاسی افزود: چنین شایعاتی بعید است رنگ واقعیت بگیرد اما می تواند تضعیف کننده جایگاه معاون اول دولت باشد اما آنچه از دولت و از آقای جهانگیری مورد انتظار است، پاسخگویی به این حاشیه ها و قاطعیت در کار است.

                                                  وی همچنین گفت: این موضوع در شرایط کنونی و با خروج آمریکا از برجام و تحریم های آینده اهمیت بیشتری می یابد در برهه کنونی به انسجام و همدلی بیشتری در همه ارکان حکومت و دولت نیازمندیم، یکی از این ارکان مهم، جایگاه معاونت اولی دستگاه اجرایی است که جهانگیری با قاطعیت بیشتر باید حوزه اقتصاد و بازار و التهابات ارزی را سامان دهد، سایر اعضای دولت هم باید با همدلی بیشتری به ایشان در جهت پیشبرد امور کمک کنند.

                                                  کنارگذاشتن جهانگیری تزلزل دولت را در پی خواهد داشت

                                                  غلامرضا انصاری عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت نیز شایعه استعفا و کناره گیری جهانگیری از کابینه را تلاش دلواپسان برای ناامید کردن مردم از دولت و ایجاد ترس و نگرانی در افکار عمومی دانست.

                                                  وی گفت جهانگیری از استوانه های قدیم و قوی دولت روحانی است و امیدواریم نقش بیشتری در حوزه های اجرایی واقتصادی دولت برعهده وی گذاشته شود تا معاون اول رییس جمهوری همانگونه در دولت اول روحانی و ایام مبارزات انتخاباتی با تمام وجود برای آمدن مردم پای صندوق های رای و پیروزی رییس جمهوری تلاش کرد، در این حوزه نیز بتواند بیشترین اثرگذاری را داشته باشد.

                                                  این فعال سیاسی تصریح کرد: با توجه به مسائل و مصائبی که طی ماه های گذشته در کشور به وجود آمده است، مردم انتظار تحول در دولت را دارند، امیدواریم تحولات مثبتی را در کابینه شاهد باشیم و نقش جهانگیری در ساماندهی امور و کمک به شخص رییس جمهوری پررنگ تر شود.

                                                  انصاری افزود: با توجه به توانمندی، اقتدار و اخلاص جهانگیری به عنوان معاون اول دولت، تمایل به کنار گذاشته شدن و استعفای وی از سوی عده ای چندان دور از ذهن نیست. مخالفان دولت و تمام کسانی که حیات و منافع خود را در آشوب داخلی و بحران ها جستجو می کنند از دوری وی از دولت استقبال می کنند.

                                                  عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت درباره موضع اصلاح طلبان درزمینه استعفای معاون اول دولت گفت: جریان اصلاحات معتقد به حمایت از دولت در کنار نقد سازنده است. با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی و بین المللی که اکنون در آن قرار داریم به یقین تزلزل در دولت و تضعیف دستگاه اجرایی که کناره گیری آقای جهانگیری یکی از مصادیق آن است، منافع ملی ایران را دچار چالش های جدی خواهد کرد.

                                                  انصاری تصریح کرد: تمام طیف ها و اشخاصی که معتقد به شعار اساسی جمهوری اسلامی یعنی «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» هستند همه باید یک صدا و یک دل به تقویت وحدت در فضای داخل کشور کمک کرده تا با تکیه بر همین وحدت در عرصه جهانی و در قالب گفتگو و گفتمان برتر به حقوق حقه خود دست پیدا کنیم. در چنین فضایی بستر آشتی ملی در داخل و بستر تفاهم بین المللی برای زیست عزتمندانه ایرانیان بانقش آفرینان عرصه بین المللی فراهم شود.

                                                  شایعه کناره گیری توطئه ای برای تضعیف جایگاه معاون اول است

                                                  اشرف بروجردی از فعالان سیاسی نیز شایعه استعفای معاون اول دولت را توطئه ای برای کم کردن نقش او در کابینه می داند و به خبرنگار ایرنا گفت: شایعاتی که این روزها در فضای سیاسی کشور مطرح می شود عمدتا ناظر بر تضعیف جایگاه جهانگیری در کابینه است.

                                                  وی افزود: این موضوعات در حالی مطرح می شود که منش و تصمیمات معاون اول رییس جمهوری به گونه ای است که می تواند طیف های مختلف سیاسی جذب کند و وی هیچ گاه شخص یا جریانی را طرد نکرده اند.

                                                  رییس کتابخانه ملی تصریح کرد: فشارها به جهانگیری قابل انکار نیست اما با توجه به کارنامه وی بعید است در برهه کنونی تمایلی به کناره گیری از مسوولیت داشته باشند مگر اینکه درباره اثرگذاری حضور خود به نتیجه قطعی نرسند.

                                                  بروجردی درباره واکنش طیف اصلاحات به این شایعه گفت: چنین شایعاتی در این برهه موجب ناراحتی و نگرانی اصلاح طلبان خواهد شد از این منظر که در صورت عدم حضور آقای جهانگیری در کابینه، جریان اصلاحات و طیف وسیعی از مردم حامی این جریان، از چه مجرا و گذری صدای خود را به دولت برسانند.

                                                  جناح های سیاسی در توانمندی جهانگیری اتفاق نظر دارند

                                                  همچنین غلامرضا ظریفیان از دیگر فعالان سیاسی اصلاح طلب، معاون اول رییس جمهوری را خارج از نگاه سیاسی و با نگرش ملی یکی از تکیه گاه های دولت دانست و اظهارداشت: موضوع استعفای جهانگیری که به لحاظ سوابق، توانایی ها و اشراف بر مسائل در شرایط کنونی از چهره های ملی است، قطعا شایعه و فضاسازی است که در غیراین صورت چنین بحثی یکی از بغرنج ترین و نگران کننده ترین اتفاقاتی است که ممکن است رخ دهد.

                                                  وی خاطرنشان کرد: جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به مسئولین پای کار و توانا نیاز فراوان دارد و کنار گذاشته شدن جهانگیری که چنین ویژگی هایی را دارا هستند به زیان منافع ملی خواهد بود و جامعه به شدت احساس نگرانی خواهد کرد.

                                                  معاون وزیر علوم دولت اصلاحات همچنین درباره واکنش اصلاح طلبان به این شایعه گفت: اصلاح طلبان به سبب نگاه ملی مورد اشاره قطعا با چنین رویدای مخالف خواهند بود و به نظرمن بسیاری از جناح های سیاسی هم در توانمندی جهانگیری وفاق نظر دارند.

                                                  ظریفیان تصریح کرد: جهانگیری ظرفیت توانمندی است که اگر از تمام توانایی های ایشان استفاده شود می توان به حل امور و مشکلات امیدوار بود. وقتی چنین مدیری از مجموعه کنار رود، در حالی که انتظار جامعه کنارگذاشتن مدیرانی است که توانایی کار ندارند، نگرانی های جامعه هم از آینده بیشتر خواهد شد.

                                                  • اتفاق نظر
                                                  • جناح هاي سياسي
                                                  • توانمندي
                                                  • اسحاق جهانگيري
                                                  • دولت
                                                    ]]>
                                                    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Wed, 11 Jul 2018 07:31:31 +0430
                                                    واکنش معکوس http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17029-2018-07-12-06-16-34.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17029-2018-07-12-06-16-34.html واکنش معکوس

                                                    آرين افخمي: ماجرا از پخش یک مستند در تلویزیون شروع شد. مستندی که حواشی زیادی با خود به همراه آورد. از انتقادات داخلی تا حتی واکنش‌های بین‌المللی. بیراهه مستندی بود که می‌خواست به یک معضل اجتماعی بپردازد اما گویا خودش به یک معضل تبدیل شد.

                                                    این هفته برای بسیاری از ایرانیان نه با قیمت سکه و ارز و کمبود آب و برق و جام جهانی فوتبال بلکه با جنجال مستندی آغاز شد که تبعات آن همچنان ادامه دارد. مستند بیراهه که جمعه شب از شبکه اول سیما پخش شد به ماجرای دختران رقصنده در اینستاگرام اختصاص داشت. دختری که هفته پیش فکرش را هم نمی‌کرد به این سرعت به یکی از معروف‌ترین دختران جهان تبدیل شود دختر ۱۷ ساله‌ای بود که در این مستند با گریه‌های خود از پخش فیلم‌های رقصش در اینستاگرام ابراز پشیمانی می‌کرد.

                                                    پس از پخش فیلم اعترافات دختران نوجوان و گریه‌های از سر استیصال آن‌ها، واکنش‌ها به سرعت آغاز شد. از مردم در شبکه‌های اجتماعی گرفته تا سیاسیون، از حقوقدانان و اهالی قضا تا مسئولان صدا و سیما. نام مائده و موضوع این مستند به سرعت به ترند جهانی شبکه اجتماعی توئیتر بدل شد و برخی از مردم از سر خشم و در حمایت از رقصنده‌ها، کار آن‌ها را تکرار و فیلمش را پخش کردند. به جز عده معدودی از مردم و البته مدیران صدا و سیما، سایرین نسبت به پخش این مستند واکنش منفی نشان دادند. البته نه در تایید رقص بلکه در نحوه برخورد با چند جوان و به بازی گرفتن آبروی آن‌ها.

                                                    خیلی‌ها این سوال را مطرح کردند که با وجود مشکلات کلان و عمده‌ای که کشور با آن دست و پنجه نرم می‌کند ایجاد حاشیه از سوی صدا و سیما با پخش چنین مستندی چه سودی دارد؟ بعضی‌ها به جای پخش اعترافات دختری ۱۸ ساله که آسیبی به کسی وارد نکرده خواستار دستگیری و پخش اعترافات مفسدان بزرگ اقتصادی شدند.

                                                    این حواشی به خارج از مرزهای ایران هم کشیده شد و بسیاری از رسانه‌های خارجی با آب و تاب به آن پرداخته و حتی برخی فعالین مخالف جمهوری اسلامی از ترامپ خواستند که صدا و سیمای ایران را تحریم کند. سوال عده‌ای هم این بود که در دورانی که قوه قضاییه با انواع فشارها روبروست و بسیاری از دشمنان به دنبال ضربه زدن به دستگاه قضایی و در پی آن نظام جمهوری اسلامی هستند، نسبت دادن این اتفاق به قوه قضاییه جفا به این دستگاه و باعث فشار بیشتر روی آن است. از طرفی بعضی‌ها عنوان کردند که امثال بنیامین نتانیاهو که با اخبار جعلی و دروغ‌سازی در تلاش برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی هستند با چنین اتفاقاتی بهانه مناسب را به دست می‌آورند و احتمالا باید به زودی شاهد کلیپ رقص نتانیاهو در حمایت از رقصنده‌های ایرانی باشیم.

                                                    سه‌شنبه بود که مدیرکل روابط عمومی صداوسیما مثل همیشه پخش چنین مستندهایی را خواسته مردم عنوان کرد و با تاکید براین‌که این سازمان باید در حوزه آسیب‌شناسی معضلات فرهنگی فعال عمل کند و این خواسته بسیاری از مخاطبان است، گفت: مردم و به ویژه خانواده‌ها در تماس با واحد ۱۶۲ خواهان برنامه‌های آگاهی‌بخش در حوزه آسیب‌های فضای مجازی هستند و بر مبنای این درخواست‌ها و وظیفه ذاتی رسانه، برنامه‌ها و مستندهای فراوانی در این زمینه در آینده روی آنتن خواهد رفت.

                                                    محمد حسین رنجبران در واکنش به برخی فضاسازی‌ها درباره مستند بیراهه که حواشی زیادی نیز در فضای مجازی به دنبال داشت، تاکید کرد: وظیفه ذاتی رسانه ملی و خواست مردم به ویژه خانواده‌هاست که اطلاعات بیشتری درخصوص آسیب‌های فضای مجازی داشته باشند و نباید وقتی مسئولان مربوط در حوزه فضای مجازی به وظایف‌شان در ساماندهی فضای مجازی عمل نمی‌کنند ما دست روی دست بگذاریم و برنامه‌های آگاهی بخش به خانواده‌ها ارائه نکنیم.

                                                    وی ریشه اصلی این معضل را بی‌قاعده و قانون بودن فضای مجازی کشور دانست و تصریح کرد: بارها بر این مسئله تاکید شده است که نباید فضای مجازی افسارگسیخته باشد. این فضا مثل همه‌جای دنیا باید قواعد و قانون مشخصی داشته باشد و منتشر کنندگان محتواهای نامناسب در این فضا بدانند که چه هزینه‌هایی در انتظارشان است. اما گویی اراده‌ای در این زمینه بین مسئولان مربوط وجود ندارد و این جای تاسف است.

                                                    رنجبران با تاکید براین که این مستند تولید معاونت اجتماعی نیروی انتظامی بوده است، گفت: یکی از مهمترین مسئولیت‌های مشترک ما و ناجا حرکت در مسیر پیشگیری است و همان طور که گفتم بسیاری از خانواده‌ها با ما تماس می‌گیرند و مطالبه جدی در زمینه برنامه‌های آگاهی بخش در حوزه فضای مجازی دارند.برخی خانواده‌ها با ما تماس می گیرند و به صراحت می‌گویند ما خانواده ای مذهبی نیستیم اما به خانواده و حفظ حیا و حرمت خانواده اعتقاد داریم و همکاران ما را قسم می‌دهند که برنامه‌هایی بسازید تا جلوی این عرصه افسارگسیخته فضای مجازی را بگیرد و به خانواده ها آگاهی دهد.

                                                    مدیرکل روابط عمومی رسانه ملی به برخی شایعات در خصوص عدم صدور حکم قضایی برای این افراد اشاره کرد و گفت: بر اساس صحبتی که با مسئولان ناجا داشتم برای این افراد حکم قضایی صادر شده و حتی مقام قضایی درخواست کرده است تا موضوع این افراد حتما رسانه‌ای شود.

                                                    رنجبران با بیان اینکه از حملات غرض‌ورزانه برخی در داخل و خارج کشور اصلا متعجب نشدم، تصریح کرد: تقریبا برای مردم عادی هم مشخص شده است که این موج رسانه‌ای علیه رسانه ملی عادی نیست و با نقد و انتقاد سازنده فاصله بسیار دارد. ای کاش برخی دوستان دلسوز هم به اندازه همین مردم عادی تحلیل داشتند یا اینکه منافع شخصی و گروهی خود را اینقدر پررنگ و حیاتی نمی‌دیدند.

                                                    مدیرکل روابط عمومی رسانه ملی با بیان اینکه متاسفانه در این فضای آلوده رسانه‌ای صدای نقدهای دلسوزانه و کارشناسی شنیده نمی‌شود، گفت: در میان تخریب‌های فراوانی که این روزها دیدم برخی به روش ساخت برنامه انتقاد رسانه‌ای داشتند و معتقد بودند که می‌شد از راه‌های دیگری برای انتقال درست پیام استفاده کرد که باید گفت این بحثی کارشناسی است و ممکن است خود من هم در جایگاه یک برنامه‌ساز حرف‌هایی در این حوزه داشته باشم.

                                                    رنجبران برخی نقدها در خصوص اولویت داشتن پرداختن به مفاسد اقتصادی به جای پرداختن به این‌گونه مفاسد فرهنگی را قابل تامل دانست و گفت: به نظرم هر موضوعی جایگاه و اهمیت خود را دارد و نباید به علت ضعف در پرداختن به مفاسد اقتصادی، حوزه مفاسد در عرصه‌های دیگر را که مثل خوره به جان بنیان خانواده‌ها افتاده است فراموش کرد. رسانه ملی در این سال‌ها در زمینه مبارزه با مفاسداقتصادی همواره در خط مقدم بوده و حتی باعث باز شدن پرونده‌هایی شده است که شاید خیلی‌ها فکرش را هم نمی‌کردند؛ با این وجود مسئولان سازمان معتقدند هنوز جای کار بیشتر و جدی‌تری در این زمینه وجود دارد به شرط آنکه مسئولان بزرگوار قضایی برای هر کدام از پرونده‌های مفاسد اقتصادی یک پیوست رسانه ای مشخص داشته باشند.

                                                    احتمالا صدا و سیما انتظار داشت با این توضیحات، انتقادات و حواشی موضوع کمتر شود اما خود این اظهارات باعث ایجاد حواشی بیشتری شد. نکته جالب این بود که مدیرکل روابط عمومی صدا و سیما اعلام کرد که این مستند با هماهنگی دستگاه قضایی تهیه شده است اما خبرنگار ایسنا این موضوع را از چند حوزه قضایی پیگیری‌ کرد و به این پاسخ رسید که "پخش این مستند با هماهنگی دستگاه قضایی نبوده است و دستگاه قضایی اوایل هفته آینده در این زمینه اطلاع‌رسانی لازم را خواهد کرد".

                                                    یک منبع مطلع هم هرگونه ارتباط پخش اعترافات دختر اینستاگرامی با قوه قضاییه را رد کرد. این منبع مطلع در قوه قضائیه به عصر خبر گفت: پخش اعترافات دختر اینستاگرامی در تلویزیون ارتباطی با قوه قضاییه نداشته و درخواستی نیز جهت پخش از سوی مسئولان قضایی و قاضی وجود نداشته است.

                                                    بسیاری از مسئولین و سیاسیون هم در واکنش به انتقادات مردم مطالبی را از نظر حقوقی و اخلاقی مطرح کردند.

                                                    سه‌شنبه شب سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در صفحه توئیتر خود نوشت: پخش اعترافات در تلویزیون نیازمند مقررات تقنینی است. سلیقه یک قاضی و یا مجری پخش نباید معیار باشد. اتفاقات مکرر، نیاز به قانون را جدی‌تر می‌کند.

                                                    آذری‌جهرمی وزیر ارتباطات هم در واکنشی جالب عنوان کرد: پیش کشیدن موضوع دختر خانمی که در اینستاگرام فعال بود و فیلتر این شبکه اجتماعی، حاصل تصمیم اتاق فکرهایی بود که منافعشان از موضوع شفاف‌سازی ارزی به خطر افتاده است. البته نه اینکه بگویم صدا و سیما و مسئول محترمی که در این موارد مصاحبه کرده است، اتاق فکر هستند. وقتی فضای کشور روی مطالبه شفاف‌گرایی قرار گرفته تا تکلیف ارزهایی که گرفته شده مشخص شود، یک باره خانمی تبدیل به سوژه خبری بزرگی می‌شود که کل دنیا شروع به صحبت کردن درباره او می‌کنند که به نظر من طبیعی نیست.

                                                    حسام‌الدین آشنا مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور و عضو شورای نظارت بر صدا و سیما هم در اینستاگرام خود نوشت: امکان رسیدگی به شکایت افراد نسبت به پخش تصاویر آنها در تلویزیون از سوی شورای نظارت بر صدا و سیماوجود دارد.

                                                    سیدهاشم بطحایی گلپایگانی عضو مجلس خبرگان رهبری در این زمینه توضیح داد: برای ترویج فرهنگ دینی ستارالعیوب بودن خداوند را نیز در نظر بگیریم. کار صداوسیما در پخش مستندی با عنوان «بیراهه» در مورد دختری نوجوان که در اینستاگرام تصاویری را از برخی حرکات خودش به نمایش گذاشته بود از نظر اخلاقی کار درستی نبود. ما در کشور مسائل و بحث‌های مهم‌تری داریم که رسانه ملی می‌تواند به آنها بپردازد.

                                                    یک عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی هم پخش این مستند را موجب بی‌اعتمادی مردم عنوان کرد و گفت: این اقدام در شرایطی که کشور دچار التهاب است، نشان می‌دهد در تشخیص اولویت‌ها دچار مشکل هستیم.

                                                    محمدعلی وکیلی همچنین اظهار کرد: من در عجبم از اینکه همواره در زمان بحران اعتماد مردم به جای اینکه آبی بر آتش بپاشیم، بنزین بر آتش بی‌اعتمادی می‌ریزیم و کار اخیر صداوسیما در پخش اعترافات تلویزیونی یک دختر جوان مصداق بنزین ریختن بر آتشی است که در جامعه شعله‌ور شده است.

                                                    وی افزود: کار این دخترکان نوجوان قابل دفاع نیست ولی کاری که صداوسیما انجام داد نشر منکر در سطوح جهانی بود و هیچ توجیه و دلیلی برای اینکه صداوسیما چنین قبحی را مرتکب شود، وجود ندارد.

                                                    این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به انعکاس گسترده این خبر در رسانه‌های خارجی، اظهار کرد: متاسفانه ما یک منکر محدود را به یک مساله جهانی تبدیل کردیم و نشان دادیم در مسائل اجتماعی گرفتار بحران‌های عمیقی هستیم. این در حالی است که می‌شد این اتفاق را در یک فضای محدود مدیریت کرد و لازم نبود اینطور بی‌پرده به دنیا بگوییم؛ همان‌طوری که گرفتار معیشت مردم هستیم، گرفتار عدم باور مردم به برخی اعتقادات هم شده‌ایم.

                                                    از سوی دیگر در همان روز دفاع مدیرکل روابط عمومی صداوسیما از پخش این مستند، انجمن حمایت از حقوق کودکان در بیانیه‌ای با اشاره به پخش سخنان اعتراف‌گونه این دختر ۱۷ ساله از صدا و سیما، آن را نماد مشخص و بارز خشونت علیه کودکان توصیف کرد. امروز هم وکیل این انجمن از پیگیری حقوقی موضوع و شکایت از صدا و سیما خبر داد.

                                                    سارا باقری وکیل انجمن حمایت از حقوق کودکان با تاکید بر حفظ آبرو و حیثیت افراد به عنوان حفظ حریم خصوصی آنان، گفت: انجمن حمایت از حقوق کودکان به دنبال نمایش اعترافات دختری ۱۷ ساله از صدا و سیما اعتراض کتبی خود را به شورای نظارت بر صدا و سیما تقدیم کرده و در صدد است از طریق دادسرای رسانه‌ پیگیری‌های قضایی را انجام دهد.

                                                    همچنین هادی شریعتی، نایب‌رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان با بیان اینکه اصولا رویکردهای تهدیدی صدا و سیما فضای جامعه را مضطرب و نگران می‌کند، افزود: البته پیشتر نیز صدا و سیما در یکی از برنامه‌های مناسبتی در ارتباط با نحوه برخورد با کودکان ناشایست عمل کرده بود. در واقع این سازمان در آخرین اقدام خود با پخش چنین مصاحبه‌ای اصول فقهی و حقوقی را که در قانون اساسی و به ویژه در اصل ۳۷ و ۳۹ به صراحت ذکر شده، نادیده گرفته است.

                                                    بسیاری از کارشناسان و حقوقدانان هم این کار صدا و سیما را خلاف قانون دانسته و از مجاری مختلف سعی در اثبات آن داشتند.

                                                    نعمت احمدی وکیل دادگستری در این زمینه گفت: طبق ماده ۹۶ قانون آیین دادرسی کیفری این روش اعتراف‌گیری ممنوع بوده و خلاف قانون است. بند الف و ب ماده ۹۶ قانون آیین دادرسی کیفری که اخیراً این قانون دائمی شد و به نحوه دائمی شدن آن نیز ایراد وارد است؛ صراحتاً اعلام می‌دارد که انتشار تصویر یا گزارش از یک موضوع که در دادسرا و مراحل دادرسی مطرح است ممنوع و این کار خلاف قانون است.

                                                    وی افزود: در فیلمی که صدا و سیما از تلویزیون پخش کرد جایگاه و سمت فردی که روبروی این خانم نشسته بود و از این خانم سوال می‌کرد مشخص نیست که این فرد جزء مامورین ناجا یا ضابطین دادگستری است که اگر جزء ضابطین دادگستری باشد برابر ماده ۹۶ نمی‌تواند از اعتراف گرفتن تصویر بگیرد و این موضوع را رسانه‌ای کند.

                                                    همچنین حسین احمدی‌نیاز وکیل دادگستری درباره این مستند عنوان کرد: مستند حاشیه‌ساز در صدا و سیما و نحوه اعتراف‌گیری و پخش آن به دلیل این‌که پرونده هنوز منتج به صدور حکم نشده و در مرحله تحقیقات است، خلاف قانون است. نص صریح اصل ۳۸ قانون اساسی در باب ممنوعیت کامل شکنجه است. وقتی اعتراف به زور باشد، از مصادیق شکنجه در تفسیر عام قرار می‌گیرد، یعنی هر نوع اخذ اظهاراتی که خلاف میل و اراده فرد باشد و فرد را در منگنه و زور قرار بدهد یک نوع شکنجه محسوب شده و حتی امر روحی و روانی نیز محسوب می‌شود.

                                                    هوشنگ پوربابایی وکیل دادگستری هم درباره این موضوع اظهار کرد: این بدعت، بدعت خطرناکی است و اگر مقام قضایی دستور انتشار چنین تصویری را داده باید مجوز قانونی آن بررسی شود. دستگاه قضایی باید موضع‌گیری کند که به چه مجوزی کسی که صلاحیت بازجویی و رسیدگی ندارد دست به چنین کاری زده و این امر دخالت در امور قضایی بوده و این مسأله با اصل تفکیک قوا هم مخالف است.

                                                    از سوی دیگر نمایندگان مجلس شورای اسلامی با انتقاد از پخش این مستند از پیگیری این موضوع خبر دادند.

                                                    غلامرضا کاتب عضو ناظر مجلس در شورای نظارت بر صدا و سیما بازخوردهای پخش مستند بیراهه را منفی دانست و از بررسی اقدام صدا و سیما در پخش مستند بیراهه و نشان دادن اعترافات، در جلسه دوشنبه هفته آینده این شورا خبر داد و گفت: اقدام صدا و سیما در پخش مستند بیراهه و نمایش اعترافات، اقدامی غیرقانونی و غیراخلاقی بود که موجب به وجود آمدن فضای بسیار منفی در جامعه شد و شکایت‌های متعددی توسط انجمن حمایت از کودکان و گروه‌های اجتماعی گوناگون از صدا و سیما به شورا رسیده که در جلسه هفته آینده به این شکایات و آثار بسیار منفی به وجود آورده در داخل و خارج از کشور رسیدگی می‌کنیم.

                                                    وی ادامه داد: این اقدام برنامه‌سازان بیراهه در صدا و سیما به ابزار و بهانه ای در دست معاندان و دشمنان نظام به ویژه رادیوها و تلویزیون‌های خارجی به خصوص بی‌بی‌سی و شبکه‌های آمریکایی و صهیونیستی برای زیر سوال بردن اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی تبدیل شده است.

                                                    کاتب این اقدام را غیرحرفه‌ای و غیراخلاقی دانست و افزود: در نشست شورای نظارت بر صدا و سیما حتما به قصور نیروی انتظامی به دلیل در اختیار گذاشتن جزییات اعترافات (م. ه) رسیدگی خواهد شد. بازجویی‌های ناجا اگر محرمانه باشد نباید در اختیار صدا و سیما قرار می گرفت علاوه بر آن به اشتباه پلیس فتا نیز رسیدگی خواهد شد.

                                                    این عضو ناظر مجلس در شورای نظارت بر صدا و سیما از برخورد با مسببان و مقصران برنامه‌ساز در صدا و سیما خبر داد و عنوان کرد: در نشست هفته آینده با دعوت از مدیران صدا و سیما به ویژه مدیر شبکه یک و سایر شبکه‌هایی که احتمالا این مستند توسط آنها پخش شده است از آنان درباره این اقدام غیراخلاقی و غیرحرفه‌ای توضیح خواهیم خواست و به نسبت قصور انجام شده با متخلفان برخورد می‌کنیم.

                                                    کاتب با رد ادعای مجری برنامه بیراهه مبنی بر درخواست قوه قضاییه برای پخش اعترافات (م. ه) تصریح کرد: بعید می‌دانم که چنین درخواستی توسط قوه قضاییه از صدا و سیما شده باشد اما در عین حال در نشست شورای نظارت موضوع را با حجت‌الاسلام اژه‌ای و محمدجواد لاریجانی در میان می‌گذارم.

                                                    وی اضافه کرد: طبق قانون تا زمانی که حکم تخلف فرد یا افراد صادر نشود عقلا، شرعا و قانونی حق انتشار وجود ندارد. این مسئله حتی درباره فساد اقتصادی و اخلاقی نیز ساری و جاری است چه رسد به موضوع پرونده خانم (م. ه). پرداختن به مسئله‌ای در فضای مجازی با تعدادی معدود کاربر و انتشار آن در شبکه یک صدا و سیما با میلیون‌ها بیننده، اصلا درست نبود و انتشار یک ناهنجاری شد.

                                                    کاتب پخش مستند بیراهه و اعترافات پخش شده را فرهنگ‌سازی تخلف دانست و تاکید کرد: موظف به حفظ حرمت افراد هستیم و هیچ بنایی برای بردن آبروی شهروندان نیست گذشته از آن پخش چنین مستندهایی باید دارای انعکاس مثبت باشد نه اینکه عالم و آدم نسبت به مضرات و آثار منفی آن انتقاد داشته باشند. این اقدام صدا و سیما فرهنگ‌سازی تخلف نام داشت.

                                                    همچنین سیداحسان قاضی‌زاده عضو هیات نظارت بر صداوسیما با بیان اینکه قطعا این هیات موضوع پخش مستند بیراهه و اعترافات چند دختر جوان را بررسی خواهد کرد، گفت: لازم است صدا و سیما اگر بنایی برای پخش کارهای سفارشی از سوی هر ارگان و نهادی دارد، استقلال رسانه‌ای خود را حفظ کرده و دقت نظر بیشتری را داشته باشد.

                                                    وی ادامه داد: معتقدم همان‌طور که صداوسیما باید استقلال رسانه‌ای را در برابر آثار سفارشی حفظ کند باید دقت نظر بیشتری را هم داشته باشد یعنی حتی در برابر آثار سفارشی ضریب دقتش را بالا ببرد. ممکن است هر اداره دولتی، هر ارگان و هر نهادی از مجلس، دولت و قوه قضاییه درخواست پخش برنامه‌هایی را داشته باشد که لازم است صدا و سیما در این موارد دقت نظر کافی را به کار گیرد.

                                                    قاضی‌زاده افزود: بررسی‌های بنده نشان می‌دهد که در این مستند به دلیل اطمینان به محتوای ارگان تولیدکننده برنامه ضریب دقت به اندازه کافی وجود نداشت حال اینکه باید این ضریب دقت درباره هر برنامه‌ای از سوی صدا و سیما وجود داشته باشد. اینکه صرفا چند، یک یا دو نفر در این موارد آن برنامه را مورد بررسی قرار دهند پذیرفتنی نیست آن هم با این توجیه که ارگانی مثل ناجا چنین برنامه‌ای را تولید کرده است و تنها صدا و سیما پخش‌کننده آن است.

                                                    این عضو ناظر مجلس در هیات نظارت بر صداوسیما با تاکید بر اینکه این موضوع در هیات مورد بررسی قرار می‌گیرد، بیان کرد: با این وجود چنانچه هر شخص حقیقی و حقوقی نسبت به برنامه‌های صدا و سیما شکایت داشته باشد می‌تواند آن را به شورای نظارت بر صداوسیما برای بررسی منعکس کند.

                                                    پروانه سلحشوری رئیس فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی هم با اشاره به پخش مستند بیراهه از صدا و سیما، گفت: به نظر نمی‌رسد دست‌اندرکاران این امر دلسوز نظام باشند چرا که در شرایط حساس فعلی کشور ما نیازمند اتخاذ سیاست‌های سنجیده و عاقلانه هستیم. متاسفانه این نحو اعتراف‌گیری که در مستند بیراهه شاهد بودیم و صدا و سیما نقش نمایشگر آن را داشت بسیار جای تعجب دارد و در واقع می‌توان گفت دست‌اندرکاران این امر دلسوز نظام نیستند چرا که اگر باشند درک می‌کنند که در شرایط فعلی مردم از مشکلات مختلف در رنج هستند و آن را ابراز می‌کنند مثلا برای نبود آب سالم در برازجان و خوزستان اعتراض می‌کنند ولی صدا و سیما چنین چیزهایی را به نمایش می‌گذارد.

                                                    این نماینده مردم تهران در مجلس ادامه داد: اگر این مستند از صدا و سیما پخش نمی‌شد آیا کسی این دختران جوان را می‌شناخت؟ ضمن اینکه ما بهانه به دست معاندین می‌دهیم که این مسائل را پُتکی بر سر جمهوری اسلامی کنند که با شهروندان خود چطور برخورد می‌کنند. در جایی که نیاز به برخورد جدی با اخلالگران اقتصادی و مفسدان اقتصادی است تا مردم قدری التیام پیدا کنند شاهد اعتراف‌گیری از دختر بچه نوجوانی هستیم که حتی اعتراض برخی علما را در پی داشته است.

                                                    این اتفاق حتی واکنش محمدرضا عارف را هم به دنبال داشت. رئیس فراکسیون امید در نشست خبری صبح چهارشنبه خود با بیان اینکه گفت‌وگو نکردن یکی از چالش‌های کشور و انقلاب است، گفت: رسانه از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، سوال این است که آیا اعلام یک خبر و یک بازجویی و محاکمه در رسانه ملی کمکی به حل مسائل فرهنگی و ارتقای آن می‌کند و یا تنها باعث ایجاد مساله می‌شود.

                                                    عارف ادامه داد: گاهی رسانه ملی در جایگاهی که باید پیام‌رسان به همه آحاد ملت و در برگیرنده مشکلات باشد، نیست. در بهترین ساعات و برنامه‌ها که باید مسائل جدی را پوشش دهد به مسائل ریز و غیرضروری می‌پردازد و انگار تنها به دنبال رفع تکلیف است و بعضا نگاه جانبدارانه‌ای در رسانه ملی دیده می‌شود. به نظر می‌رسد در رسانه ملی سلیقه و نه راهبرد ملی حاکم است.

                                                    حال باید دید موضوعی که می‌توانست با تدبیر مدیریت شود آیا با شکایت از صدا و سیما وارد مرحله دیگری خواهد شد یا اتفاقات دیگری در پیش است. البته نحوه مدیریت در صدا و سیما مدت‌هاست که مورد انتقاد بسیاری از مردم و فعالان سیاسی و اجتماعی قرار گرفته و مدیران این سازمان به جای تغییرات اساسی چه از نظر سیاست‌گذاری و چه از نظر نیروی انسانی، تنها از این شبکه به آن شبکه منتقل می‌شوند. باید از مدیران رسانه ملی پرسید آیا واقعا این سازمان طبق وظیفه ذاتی خود با پخش این مستند توانسته رسالت خود را انجام دهد یا این کار واکنش معکوسی در پی داشته که یک هفته است چه در داخل و چه در سطح جهانی صدا و سیمای ایران را به سوژه اصلی تبدیل کرده است.

                                                    با واکنش‌ها، انتقادات و حواشی به وجود آمده به نظر می‌رسد باز هم صدا و سیما شاهکار خلق کرده است. البته این بار نه یک شاهکار هنری یا یک فیلم و سریال جذاب خوش‌ساخت، بلکه مستندی که از نامش مشخص بود به کجا خواهد رفت؛ بیراهه!

                                                    منبع: ايسنا

                                                    • واكنش
                                                    • معكوس
                                                    • صدا و سيما
                                                    • اعترافات
                                                    • اينستاگرام
                                                      ]]>
                                                      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Wed, 11 Jul 2018 07:15:37 +0430
                                                      رقص و اینستاگرام؛ آیا هدف‌ جدید مد‌نظر است؟ http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17006-2018-07-10-18-16-54.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17006-2018-07-10-18-16-54.html رقص و اینستاگرام؛ آیا هدف‌ جدید مد‌نظر است؟

                                                      حبیب‌ الله معظمی: دوسه روزی است ذهن جامعه ما را موضوع پخش رقص چند دختر نوجوان در یک شبکه اجتماعی و پخش اعتراف آنها در سیما به خود مشغول ساخته است. باز هم «جوان» و بازهم «رسانه اجتماعی» موضوع روز و به زعم برخی مساله اصلی جامعه شده‌اند.

                                                      موج تکراری مساله‌سازی (در مقابل مسائل ذاتی و درونی) در جامعه به معنای این است که ما نه تنها با بسیاری از پدیده‌های اجتماعی، مدرن و متاخر مساله داریم بلکه در اولویت گذاری مسائل هم دچار مشکل در سطح مدیریت کلان جامعه هستیم. درحالی که فساد گسترده شده و خبرهای خوش و امیدبخش از ریشه‌کنی و مبارزه با آن به گوش نمی‌رسد و درحالی که بحران ناکارآمدی مدیریتی هر روز بیش از گذشته خود را نشان می‌دهد، رقص یک نوجوان مساله اجتماعی می‌شود، به طوری که وقت میلیاردی تلویزیون، به اعترافات رقصنده‌ها اختصاص می‌یابد.

                                                      به نظر مساله فرای رقص بلکه اینستاگرام و درست‌تر، رسانه‌های اجتماعی هدف است. قرار است ابتدا چهره زشت و مروج بی‌اخلاقی برای یک رسانه اجتماعی ترسیم شود تا به زعم برخی زمینه برای برخورد این رسانه‌ها فراهم شده باشد. اظهارات پیاپی مقاماتی طی یک هفته اخیر و به فاصله چند روز (توام با پخش اعترافات تلویزیونی دختران نوجوان یادشده) درمورد به‌زعم ایشان وضعیت ناپسند یکی از رسانه‌های اجتماعی و برخورد با شاخ‌های آن، نگرانی از دور جدید محدودسازی رسانه‌های اجتماعی را برانگیخته است.

                                                      نگرانی یادشده برخاسته از تجربه گذشته و شناخت افکار عمومی نسبت به الگوی رفتاری برخی مقامات درموارد مشابه است. اظهارات مشابه در سه ماه پیش موجب انسداد تلگرام شد. تلگرام ابتدا با جریان‌سازی خبری ضد امنیتی و ضد اخلاقی بودن معرفی و سپس مسدود شد؛ اگرچه رسمی و نه عملی، و این باز بودن غیررسمی چه هزینه‌های اقتصادی و مدیریت شبکه‌ای که به بار نیاورد و افکار عمومی حریص‌تر ساخت. اینستاگرام تنها رسانه اجتماعی است که در ایران هرگز حتی موقت، مسدود نشده است و شاید دلیل آن این باشد که رسانه‌ای است تصویر (عکس، ویدئو) محور همراه با متن‌های نه چندان مطول و البته شخصی، فاقد تبادل اطلاعات و فاقد توانمندی گروه‌سازی که ظرفیت تهییج‌کنندگی (بسیج‌کنندگی) آن بالا نیست. اما ظاهرا همین هم برای برخی قابل تحمل نیست.

                                                      اینک فناوریی آمده است به نام فناوری اطلاعات و ارتباطات که رسانه‌های اجتماعی بر پایه آن قرار می‌گیرند و توطئه آمریکا و اسراییل هم نیست چون مثل همه پدیده‌ها درهمه جهان با خوب و بد آن کنار آمده‌اند که خوب‌های آن بسیار بیشتر از معایب آن است، مرزها را هم درهم می‌نوردد و قابل انسداد قطعی هم نیست و دسترسی به آن فوق‌العاده است و به‌خصوص که نیاز به اجازه گرفتن هم ندارد.

                                                      عده‌ای تصمیم‌گیر در جامعه ما در برابر این پدیده گیج شده‌اند. بیاییم مثل همه دنیا مثل همین همسایگان کناری خود افغانستان و عراق عمل کنیم. در تعیین و تعریف سطح امنیتی برای رسانه‌ها بازنگری جدی کنیم و این قدر منابع و فکر و ذهن جامعه را درگیر مسائلی نکنیم که از مسائلی اصلی که امروزه دامن‌گیر جامعه شده مثل مدیریت مساله‌دار آب در کشورمان، غافل نشویم.

                                                      به نظر، برخی درجامعه ما کماکان با رسانه اجتماعی مساله دارند و مساله آنها هم از قالب فکری مجوزی متاثر است. آنها یادگرفته‌اند که به هرچیزی برای فعالیت ملت مجوز بدهند. حتی مجوز سخن گفتن و ابراز کردن و این ناشی از اعتقاد آنها به قالب و فرم تعیین کردن آنها برای حیات و زندگی مردم است. اگر اینستاگرام دچار محدودیت شود دیگر نمی‌توان غیر از این به مسئولان مربوطه گفت که به دور باطل دچار شده‌اند و عمیقا از تجربیات گذشته عبرت نمی‌گیرند.

                                                      رسانه‌های اجتماعی فارغ از پاره‌ای بی‌انصافی‌ها و بی‌اخلاقی‌هایی که دارند (که همچون دیگر پدیده‌های اجتماعی امری معمول است) دستاوردهای ارزنده، بی‌بدیل و مفید برای بشر امروز داشته‌اند و حفظ و بقای این دستاوردها و تثبیت آنها بر عهده قانونگذاران مجلس است نه ورود ضابط و داور به این حیطه.

                                                      ما جزو انگشت شمار کشورهای جهانیم که رویکرد پیشگیرانه بر نظام حقوقی رسانه‌ای کشورمان حاکم است که معنای ساده آن این است که از ابتدا نگاه بدبینانه به این فعالیت وجود دارد و رسانه‌های شناسنامه‌دار ما از این بابت به شدت رنج می‌برند که موجب می‌شود که هر مقامی به خود اجازه ورود به این عرصه را بدهد.

                                                      ما کماکان و امیدوارانه چشم یاری به مجلس داریم تا حقوق نحیف رسانه در کشور ما را فربه و قدرتمند سازد. با پخش اعترافات دختران نوجوان در سیما برخی اندک باقیمانده‌های دلسوزان واقعی و کاردان‌های بی‌قدرت تلویزیون اینک می‌دانند کارکرد رسانه این نیست که بخشی از فرآیند قضایی و امنیتی باشد.

                                                      شاید ما برخی رفتارها و بیان‌ها در فضای مجازی را نپسندیم و شاهد بی‌انصافی‌ها و بی‌اخلاقی‌ها در برخی رسانه‌های اجتماعی رسانه‌ها باشیم، اما کدام پدیده اجتماعی که ماندگار می‌شوند و جزو لوازم و ضروریات زندگی انسان می‌شوند به‌خصوص آنها که زمانی نیست که از نوآوریشان می‌گذرد، این چنین نیستند؟ راه مواجهه با آنها محدویت و سپس انکار و از بن رد کردن آنها نیست.

                                                      در تقابل با تاریخ به معنای تجربه و عبرت، و در تقابل با واقعیت و بالاخره در تقابل با خواست قاطبه افکار عمومی، قطعا شکست از آنِ مقابله‌کنندگان است. برای استفاده درست از ظرفیت‌های مدرن و نیز استفاده از ظرفیت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات فراگیر، به جای تقابل باید اقدام به تعامل مثبت و سازنده و درک این ظرفیت‌ها به منظور برقراری یا حفظ آرامش ذهنی در جامعه کرد، به‌خصوص در شرایطی که در آن بسر می‌بریم و به‌خصوص استفاده از این ظرفیت‌ها به‌قصد توسعه کشور.

                                                      ما بیش از هر چیز در جامعه خود به درک درست افراد تصمیم‌گیر قدرتمند از پدیده رسانه‌های اجتماعی، دوری از پیشداوری نسبت به این پدیده، پرهیز از مواضع فکری لجوجانه درقبال رسانه‌های اجتماعی و نیز نسبت به افکار عمومی همچنین حذف تفکر محدودسازی برای رسانه‌ها نیاز داریم.

                                                      منبع: آرمان

                                                      • رقص
                                                      • اینستاگرام
                                                      • صدا و سیما
                                                      • دختر ایرانی
                                                      • هدف
                                                        ]]>
                                                        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Tue, 10 Jul 2018 22:47:23 +0430
                                                        تلاش دلواپسان برای حذف معاون اول! http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17004-2018-07-10-18-07-44.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/17004-2018-07-10-18-07-44.html تلاش دلواپسان برای حذف معاون اول!

                                                        حمید شجاعی: با وجود اینکه کشور در شرایط اقتصادی مساعدی نیست، برخی رسانه‌‌های منتسب به اعضای دولت به تخریب برخی از دولتمردان می‌پردازند و در این راه حتی از هم پیشی می‌گیرند.

                                                        در این راستا، چندی پیش یکی از رسانه‌های حامی یکی از دولتمردان از استعفای اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهوری، در راستای تغییرات در دولت خبر داد و وی و حزب حامی‌اش را به سهم‌خواهی از دولت متهم کرد. یک منبع آگاه دولت با رد شایعه کناره‌گیری جهانگیری گفت: «هدف خبرسازی‌های دروغین و غیرواقعی و موهوم اخیر به امید ایجاد فضا برای انتخابات آینده، ناامید کردن مردم و حرکت در مسیر خواسته بیگانگان و آب به آسیاب دشمن ریختن است». با این وجود که جامعه چندان دل خوشی از عملکرد دولت به‌ویژه در حوزه اقتصادی ندارد، معلوم نیست این دعواهای رسانه‌ای و تخریب دولتمردان چه نفعی برای جامعه و دولت دارد.

                                                        تخریب دولتمردان با چه هدفی؟

                                                        شاید کمتر کسی باشد که نداند اسحاق جهانگیری برای رئیس‌جمهور و دولت متبوعش چه اقدامات مثبتی داشته است. احیای حسن روحانی در انتخابات 96 و کارکرد مثبت در معاون اولی و فرماندهی ستاد اقتصاد مقاومتی دولت را می‌توان از عملکردهای جهانگیری دانست. شرایط اقتصادی کشور به نحوی است که چند ماهی می‌شود همگان از کارشناسان اقتصادی و سیاسی تا عامه مردم از لزوم تغییر در تیم اقتصادی دولت می‌گویند. مساله‌ای که جهانگیری در ابتدای دولت بدان اشاره کرد و تاکنون نیز همواره بدین مساله تاکید می‌کند. حال در شرایطی که کشور در وضعیت مطلوبی قرارندارد، برخی رسانه‌ها با علم به مشکلات دولت درصددند که میان دولتمردان به‌ویژه رئیس‌جمهور و معاون اول را شکرآب کنند و وضعیت را به گونه‌ای جلوه دهند که گویا اختلافاتی در دولت هست. به‌نظر می‌رسد در شرایطی که دولت که خود با مشکلات فراوانی رو‌به‌روست، هرگونه ایجاد چالش جدید و اختلاف میان دولتمردان به مقاصدی خاص برخلاف منافع ملی و رویه‌های دولت است و آنهایی که این مقاصد را دنبال می‌کنند درپی موفقیت دولت نیستند.

                                                        تلاش برای ایجاد اختلاف

                                                        یکشنبه بود که رسانه حامی یکی از اعضای دولت با هجمه به معاون اول رئیس‌جمهور و حزب حامی وی آنها را به تلاش علیه دولت و سهم‌خواهی متهم کرد. در گزارشی که در این رسانه با عنوان «پشت‌پرده تلاش‌های ریاکارانه کارگزارانی‎ها علیه دولت؛ سهم‌خواهی یا پوشاندن درگیری درون حزبی؟» منتشر شد به انتقادات کارگزارانی‌ها نسبت به دولت اشاره شده که به لزوم تغییر در تیم اقتصادی دولت اشاره کرده‌اند. این رسانه با اتهام به معاون اول رئیس‌جمهور گفته است «اعضای این حزب که بعضا در مسئولیت‌های ارشد اجرایی دولت نیز حضور دارند مدتی است تلاش ‏دارند که با فاصله گرفتن از مرکزیت دولت و شخص رئیس‌جمهوری، خود را مطالبه‌گر نشان داده و با ادبیات نقادانه رفته‌رفته خود ‏را مهیای انتخابات بعدی مجلس و سپس ریاست جمهوری نمایند‎‎‏».‏ این رسانه در حالی با اشاره به تغییرات در دولت خبر از کناره‌گیری جهانگیری از معاون اولی رئیس‌جمهور را داده که اخیرا وی به سفر جدید کاری رفته است. معلوم نیست در اوضاعی که کشور در شرایط جنگ اقتصادی بسر می‌برد و بسیاری درصددند دولت را ناکارآمد جلوه دهند و دولت نیز در برخی حوزه‌ها نتوانسته آنطور که باید به نحو مطلوب عمل کند این قبیل دعواهای رسانه‌ای چه دردی از مردم و دولت دوا می‌کند. گویا برخی در درون دولت به دنبال آنند تا میان رئیس‌جمهور و معاون اول وی اختلاف بیندازند که بتوانند مطامع و اهداف خود را پیش ببرند. گرچه روحانی در چنین مواقعی نهایت حمایت را از جهانگیری به‌عمل آورده است. لازم به ذکر است که معاون اول رئیس‌جمهور منصوب مقام معظم رهبری به عنوان فرمانده ستاد اقتصاد مقاومتی است.

                                                        شایعه استعفا کذب است

                                                        درپی انتشار برخی شایعات در بعضی رسانه‌ها مبنی بر رقابت میان برخی اعضای کابینه و استعفای معاون اول رئیس‌جمهوری، یک منبع آگاه ضمن رد این شایعات تاکید کرد: هدف خبرسازی‌های دروغین و غیرواقعی و موهوم اخیر به امید ایجاد فضا برای انتخابات آینده، ناامید کردن مردم و حرکت در مسیر خواسته بیگانگان و آب به آسیاب دشمن ریختن است. به گفته این منبع آگاه بر خلاف آنچه در متن گزارش‌های ادعایی منتشر شده درباره نقش‌آفرینی افراد در عزل و نصب‌ها در دولت کذب است. این منبع آگاه تاکید کرد: درباره انتخاب وزرا و هرگونه تغییرات در کابینه، همانطوری که قبلا هم توضیح داده شده، صرفا شخص رئیس‌جمهوری تصمیم می‌گیرد. وی ادامه داد: اعضای دولت با صمیمت و منسجم‌تر از هر زمان با مدیریت و تدبیر رئیس‌جمهوری در حال انجام وظایف محوله در جهت حل مشکلات مردم در شرایط تحریمی و تحمیلی فعلی به ویژه در مواجهه فعال و هوشیار با بدخواهی‌های دشمنان هستند. این منبع آگاه ادامه داد: تصویرسازی‌های غیرواقعی از رقابت‌های خیالی درون دولت به نحوی که گویی جریانات مختلفی در دولت مشغول مبارزه مستمر با یکدیگر هستند و یا کابینه به مثابه یک شرکت سهامی است، آنهم در شرایطی که کشور درگیر جنگ اقتصادی تحمیلی از سوی بدخواهان جهانی و منطقه‌ای بوده و دولت متمرکز به حل مشکلات مردم است، اقدامی ناپسند و خلاف مصالح ملی است. به گفته این منبع آگاه حفظ وحدت ملی و یکپارچگی برای حل مشکلات مردم و ایستادگی در برابر توطئه‌های دشمنان اصلی‌ترین راهبرد دولت است و تک‌تک اعضای کابینه در شرایط فعلی به چیزی جز حل مشکلات مردم نمی‌اندیشند. وحدت و انسجام مهم‌ترین مولفه پیروزی راهبردی دولت و ملت بزرگ ایران است که همواره از سوی رئیس‌جمهوری مورد تاکید قرار گرفته است. به گفته این منبع آگاه و در صورت استمرار شایعه‌پراکنی، پیگیری‌های حقوقی و قضائی علیه منتشرکنندگان شایعات اخیر از سوی مراجع ذیربط دنبال خواهد شد.

                                                        مقاومت در برابر استعفا

                                                        پس از حملات رسانه متعلق به یکی از اعضای دولت و اصرار بر استعفا و حتی خروج از کابینه بدون رضایت رئیس‌جمهور، اخبار رسیده حکایت از آن دارد که روحاني برای از بین بردن اختلافات و تزریق نیرو و روحيه‌اي جدید به جهانگیری، با ماموریت ویژه به معاون اول خود موافقت كرده است. به گزارش انتخاب، اين ماموريت، انتصاب ويژه جهانگيري به رياست ستاد ويژه اقتصادي با اختيارات ويژه و منحصر بفردي است كه در برابر جنگ اقتصادي غرب عليه كشورمان ايجاد خواهد شد. طبق اطلاعات رسيده، اعضاي ديگر اين ستاد، وزراي اقتصادي و ديگر دستگاه‌ها و سازمان‌هاي حاكميتي هستند. به نظر می‌رسد با این انتصاب، تلاش برخی افراد برای حذف یا به حاشیه راندن جهانگیری به سنگ خورده است. این اقدام و موافقت رئیس‌جمهور، با برخوردهای رسانه‌ای برخی مقامات ارشد دولت با معاون اول، آشکارا در تقابل قرار می‌گیرد و تاکیدی است بر حفظ اتحاد در شرایط ویژه فعلی کشور.

                                                        واکنش سخنگوی دولت

                                                        سخنگوی دولت به خبر استعفای معاون اول رئیس‌جمهور واکنش نشان داد. متن یادداشت توئیتری محمدباقر نوبخت به این شرح است: حضور دکتر جهانگیری در کابینه، نقطه قوت دولت دکتر روحانی است. همواره شاهد مواضع منطقی و امیدآفرین از ایشان بوده‌ام.

                                                        منبع: آرمان

                                                        • تلاش
                                                        • دلواپسان
                                                        • معاون اول
                                                        • اسحاق جهانگیری
                                                        • دولت
                                                          ]]>
                                                          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Tue, 10 Jul 2018 22:38:15 +0430
                                                          چالش پسماندهای هسته‌ ای و اهمیت مدیریت آن http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/16986-2018-07-09-09-53-16.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/16986-2018-07-09-09-53-16.html چالش پسماندهای هسته‌ ای و اهمیت مدیریت آن

                                                          در نیروگاه‌های هسته‌ای ضایعاتی تولید می‌شود که به دلیل حساسیت مضاعف زباله‌های رادیواکتیو، مدیریت پسماندهای هسته‌ای باید تحت قوانین و محدودیت‌های خاصی انجام شود. ترس از مواد رادیواکتیو دیگر برای جهان و دانشمندان هسته‌ای به یک کابوس تبدیل شده است.

                                                          به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه خبری ورلد نوکلیر، تجربه فاجعه هیروشیما و انفجار نیروگاه اتمی چرنوبیل نشان داد که حتی اگر یک گرم اورانیوم غنی شده به طبیعت و محیط زیست زندگی انسان وارد شود، چهار میلیون سال طول خواهد کشید تا وزن یک گرم اورانیوم و تشعشعات و آلودگی‌های سرطان‌زای ناشی از آن به نصف و یا به حد صفر برسد.

                                                          اصولا موضوع تولید زباله‌های هسته‌ای از زمان کشف مواد رادیواکتیو مورد توجه قرار گرفت. ولی پس از کشف شکافت بود که دانشمندان به خطرات زباله ها پی بردند چرا که دریافتند کلیه راکتورهای شکافت هسته‌ای ایزوتوپ های رادیواکتیو تولید می‌کنند. ایزوتوپ هایی که میزان تابش شان برای حیات جانداران خطرناک است، بنابراین مسئله جداسازی و انبار کردن و دفن ایمن آنها با زیاد شدن تعداد راکتورها و سطح انرژی آنها سال به سال، مباحث گسترده‌ای را دربر گرفته است.

                                                          ایزوتوپ های رادیواکتیو در زباله‌های مایع، معمولا از طریق بارندگی به صورت جامد در می‌آید و انبار می‌شود و اگر این زباله‌ها در زمین در گودال های بدون آستر، بدون آنکه در محفظه‌های خاص باشند، دفن شوند طی چند قرن بعد آب های زیرزمینی آنها را پراکنده خواهند کرد.

                                                          ترس از مواد رادیواکتیو دیگر برای جهانیان و دانشمندان هسته ای یک کابوس شده است. تجربه فاجعه هیروشیما و انفجار نیروگاه اتمی برق چرنوبیل نشان داد که حتی اگر یک گرم اورانیوم غنی شده به طبیعت و محیط زیست زندگی انسان وارد شود، چهار میلیون سال طول خواهد کشید تا وزن یک گرم اورانیوم و تشعشعات و آلودگی های سرطان زای ناشی از آن به حد نصف و یا به حد صفر برسد. هنوز افراد بسیاری هستند که در هیروشیما با مشکلات شیمیایی و آثار به جامانده از آن جنایت تاریخی دست و پنجه نرم می کنند؛ همانگونه که ساکنان دریای خزر بعد از گذشت 20 و اندی سال از حادثه چرنوبیل با مشکل آلودگی دریای خزر و انقراض بسیاری از ماهیان و عدم کوچ بسیاری از پرندگان نادر به سواحل دریای خزر و همچنین آلودگی بسیاری از محصولات سیفی در این مناطق روبه رو هستند.

                                                          انرژی هسته‌ای با وجود آن که در حل بحران انرژی تاثیرگذار است اما مشکلات جدیدی را پیش روی بشر قرار داده است. اکنون پس از گذشتن نیم قرن از آغاز استفاده از انرژی هسته‌ای، ذخیره‌سازی نامناسب زباله‌ها هم‌چنان ادامه دارد و هنوز راه‌حل جدیدی برای رفع این معضل ارائه نشده است. این موضوع همواره مورد توجه دانشمندان و دولت‌مردان بوده است.

                                                          در هر هشت مگاوات انرژی برق تولید شده در نیروگاه هسته‌ای ۳۰ گرم زباله رادیواکتیو تولید می‌شود، البته برای تولید همین مقدار برق با استفاده از زغال سنگ با کیفیت، هشت هزار کیلوگرم دی اکسید کربن تولید می‌شود. بنابراین حجم زباله‌های رادیواکتیو بسیار کم‌تر است اما به مراتب خطرناک‌تر هستند و مراقبت از آن‌ها ضرورتی‌تر و دشوارتر.

                                                          زباله‌های رادیواکتیو را بر اساس مقدار و نوع ماده رادیواکتیو می‌توان به ۳ گروه تقسیم کرد:

                                                          الف – سطح پایین: لباس حفاظتی، لوازم، تجهیزات و فیلترهایی که حاوی مواد رادیواکتیو با عمر کوتاه هستند.

                                                          این موارد نیازی به پوشش محافظتی ندارند و معمولا فشرده شده و سپس در چاله‌های کم عمق دفن شده و یا آتش زده می‌شوند.

                                                          ب- سطح متوسط: پسماندهای شیمیایی، پوشش میله سوخت و مواد نیروگاه‌های برق هسته‌ای جزو زباله‌های سطح متوسط طبقه‌بندی می‌شوند. این دسته نیز عموما عمر کوتاهی داشته، ولی نیاز به پوشش محافظ دارند، این زباله‌ها را می‌تواند درون بتون قرار داد و در مخزن زباله‌ها گذاشت.

                                                          ج- سطح بالا: همان سوخت مصرف شده راکتورها است و نیاز به پوشش محافظی و سردسازی دارند.

                                                          انبار کردن موقتی

                                                          سوخت مصرف شده که از راکتور خارج می‌شود، ‌بسیار داغ و پرتوزا است و سطح تشعشع بالایی دارد. از این رو هم باید آن را سرد کرد و هم از تابیدن پرتوهای رادیواکتیو به آن محیط جلوگیری کرد. در کنار هر راکتور، استخرهایی برای انبارکردن سوخت مصرف شده وجود دارد. این استخرها، مخزن‌های بتونی مجهز به لایه‌های فولادی ضد زنگ هستند که ۸ متر عمق دارند و پر از آب هستند.

                                                          آب هم میله‌های سوخت مصرف شده را خنک می‌کند و هم به عنوان پوشش حفاظتی در برابر تابش رادیواکتیو عمل می‌کند، به مرور زمان شدت گرما و تابش رادیواکتیو کاهش می‌یابد، به طوری که پس از ۴۰ سال به یک هزارم مقدار اولیه (زمانی که از راکتور خارج شده بود) می‌رسد.

                                                          باز فرآوری و انبار کردن نهایی

                                                          ۳ درصد سوخت مصرف شده در یک راکتور آب سبک، ضایعات بسیار خطرناک رادیواکتیو هستند.

                                                          این مواد را می‌توان با روش‌های شیمیایی از یکدیگر جدا کرد و اگر شرایط اقتصادی و قوانین حقوقی اجازه دهد می‌توان سوخت مصرف شده را برای تولید سوخت هسته‌ای جدید بازیافت کرد.

                                                          کارخانه‌هایی در فرانسه و انگلستان وجود دارند که مرحله باز فرآوری سوخت نیروگاه‌های کشورهای اروپایی و ژاپن را انجام می‌دهند البته این کار در ایالات متحده ممنوع است.

                                                          رایج‌ترین شیوه باز فرآوری، purex نام دارد که مخفف عبارت جداسازی اورانیوم و پلوتونیوم است، ‌در این روش ابتدا میله‌های سوختی را از یکدیگر جدا کرده و در اسید نیتریک حل می‌کنند. سپس با استفاده از مخلوطی از فسفات‌ ترین بوتیل و یک حلال هیدروکربن، اورانیوم و پلوتونیوم مصرف نشده را جدا می‌کنند و به عنوان سوخت جدید به مراحل تهیه سوخت می‌فرستند. ضایعات هسته‌ای سطح بالا را پس از جداسازی، حرارت می‌دهند تا به پودر تبدیل شوند. سپس پودر را درون شیشه‌ای خاص قرار داده و حرارت می‌دهند. این فرآیند شیشه‌سازی نام دارد.

                                                          شیشه مایع برای ذخیره سازی درون محفظه‌هایی از جنس فولاد ضد زنگ قرار می‌گیرد. این محفظه‌ها را در منطقه‌ای پایدار از نظر زمین‌شناسی انبار می‌کنند. پس از هزار سال، شدت تابش رادیواکتیو ضایعات هسته‌ای به مقدار طبیعی کاهش پیدا می‌کند، این نقطه تا امروز، انتهای چرخه سوخت هسته‌ای است.

                                                          خطر عمده زباله‌های هسته‌ای آن است که نیمه‌عمر برخی عناصر، زمان فعال زباله‌های رادیواکتیو را به هزاران سال می‌رسانند. واپاشی رادیواکتیویته باید زمان خود را طی کند حتی اگر هزاران سال طول بکشد.

                                                          بنابر آمار وزارت انرژی آمریکا از سال ۱۹۴۶ تا ۱۹۸۳ حدود ۷۱ میلیون پوند زباله رادیواکتیو در این کشور تولید شده است.
                                                          یکی از فرضیه‌هایی که برای حل این معضل مطرح می‌شود دفع زباله‌های اتمی در فضا است به طوری که مواد پرتوزا درون یک راکت قرار بگیرد و به فضا فرستاده شود.

                                                          این در حالی است که این روش بسیار پرهزینه و خطرناک است چرا که اگر راکت به هنگام برخاستن از زمین منفجر شود فاجعه بزرگی رخ خواهد داد.

                                                          هم اکنون بهترین روشی که برای دفع زباله های رادیواکتیو توسط دانشمندان آمریکا بریتانیا و فرانسه مطرح شده است دفع این زباله ها در مخزن سنگی است.

                                                          • چالش
                                                          • پسماند هسته ای
                                                          • اهمیت
                                                          • مدیریت
                                                          • دولت
                                                          • ایران
                                                            ]]>
                                                            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Mon, 09 Jul 2018 14:22:50 +0430
                                                            فیلترینگ از چاله به چاه افتادن است http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/16964-2018-05-19-08-31-45.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/yaddashtelmi/item/16964-2018-05-19-08-31-45.html فیلترینگ از چاله به چاه افتادن است

                                                            هادی فرهنگ‌زاد: نماینده مردم سبزوار در مجلس بررسی اقبال مردم به اپلیکیشن‌های فیلتر شده در پی ارتقاء خدمات و سرویس‌های ارائه شده این شرکت‌ها را بسیار مهم دانست و خواستار بررسی عملکرد اَپ‌های ایرانی نظیر سروش، ایتا، بله، گپ و آی‌گپ شد.

                                                            رییس کمیته مخابرات و ارتباطات مجلس معتقد است باز کردن عرصه فعالیت اپلیکیشن‌های داخلی به بهای تشدید فیلترینگ تلگرام و کاهش سرعت اینترنت نه تنها موجب کاهش اقبال عمومی مردم به خدمات و سرویس‌های متنوع و گسترده این نرم‌افزار قدرتمند اجتماعی نشده بلکه موجب به مخاطره افتادن فضای سیاسی، امنیتی و اخلاقی جامعه به دلیل شدت نصب فزاینده فیلترشکن‌ها در گوشی‌های تلفن همراه عموم مردم شده است.

                                                            رمضانعلی سبحانی‌فر بر این باور است که «فیلترینگ از چاله به چاه افتادن است». پیشنهادش این است که مسؤولان فیلترینگ کشور ارزیابی دقیق و واقعی از حجم و تعداد مخاطبان تلگرام و سایر اَپ‌های فیلتر شده خارجی قبل و بعد از فیلتر آنها داشته باشند تا متوجه اثربخش بودن یا تحریک کننده بودن «فیلترینگ» در استفاده تصاعدی و گسترده فیلترشکن‌ها بشوند.

                                                            نماینده مردم سبزوار در مجلس بررسی اقبال مردم به اپلیکیشن‌های فیلتر شده در پی ارتقاء خدمات و سرویس‌های ارائه شده این شرکت‌ها را بسیار مهم دانست و خواستار بررسی عملکرد اَپ‌های ایرانی نظیر سروش، ایتا، بله، گپ و آی‌گپ شد.

                                                            وی به مسؤولان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات هم پیشنهاد داد اختصاص میلیاردها تومان بودجه به اپلیکیشن‌های داخلی را منوط به میزان موفقیت و تاثیرگذاری آنها در جلب نظر مخاطبان داخلی کنند.

                                                            مشروح گفت‌وگوی سبحانی فر با ایسنا را در ادامه بخوانید:

                                                            رییس کمیته مخابرات و ارتباطات مجلس درباره تاثیر فیلتر تلگرام و کاهش سرعت اینترنت بر اطلاع‌رسانی در جامعه به ایسنا گفت: به دلیل نیاز انسان‌ها، سرعت رشد تکنولوژی‌ها در عرصه‌های مختلف به ویژه در عرصه سخت‌افزارها و نرم‌افزارها مستمرا صعودی است. رشد فناوری‌ها در این حوزه‌ها در سرعت بخشیدن و اهمیت دادن به زمان در امور زندگی مردم در بخش‌های علمی، اقتصادی و فرهنگی تاثیر بسزایی داشته و به همین دلیل مورد اقبال روزافزون جامعه قرار می‌گیرد.

                                                            وی خاطرنشان کرد: لازمه عصر اطلاعات توسعه فناوری‌هایی است که در حداقل زمان بیشترین اطلاعات را با سریعترین زمان و ارزانترین قیمت مخابره کند. در ابتدای اختراع تلفن همراه، اس ام اس امکان انتقال حجم بسیار محدودی از اطلاعات متنی را به وجود آورد اما امروز به لطف رشد سریع، روزافزون و ارزان قیمت فناوری‌ها، اپلیکیشن‌ها و استارت‌آپ‌ها امکان مخابره حجم زیادی فیلم، عکس، صوت و متن برای عموم مردم به وجود آمده است به همین دلیل محرومیت جامعه و خارج کردن این امکانات از دسترس آنان موجب لطمه به اعتماد جامعه و ناَپایدار شد تصمیمات جایگزین می‌شود.

                                                            وی با بیان این‌که «امروز اپلیکیشن‌های مختلف به داد مردم رسیده تا آنان بتوانند امورات مربوط به کسب و پیشه و زندگی و تحصیل خود را در کمترین زمان و ارزانترین قیمت با هر کجای دنیا که بخواهند برقرار کنند.» ادامه داد: شبکه‌های اجتماعی خارجی و داخلی مختلفی در فضای مجازی فعالیت دارند ولی اقبال مردم به آنان مسئله مهمی است. نمی‌توان مردم را مجبور یا محدود کرد. نیاز آنان موجب می‌شود به سمت اَپ‌هایی گرایش پیدا کنند که بتوانند بهترین سرویس و خدمت را با سریعترین زمان و کمترین قیمت ارائه کنند. در چنین فضایی اقبال مردم به سرویس‌هایی بیشتر می‌شود که بتوانند نیازهای‌شان را در بستر «اعتماد» برآورده کنند. حالا اگر این سرویس‌ها توسط شبکه‌های خارجی در اختیارشان قرار بگیرد به سرعت به سمت آنها می‌روند.

                                                            سبحانی فر در عین حال یادآور شد: اَپ‌های ایرانی هم به تازگی فعالیت خود را آغاز کرده‌اند اما تا «بلوغ» راه زیادی دارند. این اپلیکیشن‌ها هم به لحاظ خدمات و سرویس‌های متنوع و هم به لحاظ کیفیت نتوانسته‌اند جای استارت‌آپ‌ها و اپلیکیشن‌های خارجی را بگیرند. استارت‌آپ‌های ایرانی برای آنکه بتوانند فناوری اپلیکیشن‌های خارجی را در اختیار داشته باشند و بتوانند سرویس‌های کارآمد و جذاب آنها را ارائه کنند نیازمند حمایت دولت هستند اما این حمایت‌ها باید با توان فنی و اجرایی آنها تناسب داشته باشد. وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات باید حمایتهای مالی و غیرمالی خود از این مجموعه‌ها را داشته باشد اما عملکرد و میزان موفقیت‌ها آنها را نیز باید مرتب رصد و ارزیابی کند. دولت باید سطح حمایت‌هایش را در حدی کند که با توان این شرکت‌ها تناسب داشته باشد.

                                                            وی تاکید کرد: این مسئله بسیار مهم است که حمایت از اَپهای داخلی که توان اجرایی و فناوری موثر در جذب مخاطبان داخلی را ندارند «بی‌فایده» است و موجب هدر رفت منابع و تشدید بی‌اعتمادی جامعه می‌شود. این شرکت‌ها باید تمام تلاش خود را معطوف جایگزین شدن با اَپهای خارجی کنند تا بتوانند جای آنها را پر کنند. شاید این سخن قدری ناامید کننده باشد اما یک حقیقت است. شرکتهای داخلی فعال در این حوزه قصد رسیدن به موقعیت فنی اَپهای خارجی را دارند اما عقب ماندگی‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری و تکنولوژیکی مانع عینیت یافتن این هدف است.

                                                            وی افزود: در فیلتر تلگرام یا سایر شبکه‌های اجتماعی، اگر اَپ‌های جایگزین داخلی در حدی نباشند که بتوانند هم پای آنها باشند و نتوانند خدمات مشابه ارائه کنند، اقبال مردم به آپ‌های فیلتر شده کم نمی‌شود بلکه استفاده از فیلترشکن‌ها به شدت افزایش می‌یابد که البته این قضیه خطرات بسیار زیادی از حیث حفظ امنیت اطلاعات مردم به وجود می‌آورد. مردم تا قبل از فیلتر تلگرام از خدمات این شرکت بیشترین بهره را می‌بردند اما با فیلتر آن، انبوهی از فیلترشکن‌ها را روی دستگاه تلفن خود نصب کردند که این مسئله از یک سو موجب به مخاطره افتادن امنیت داده‌ها و اطلاعات تلفن همراهشان شده و از سوی دیگر معلوم نیست به کدام سایتها و اَپ‌های غیراخلاقی که عفت و سلامت روانی جامعه را هدف گرفته‌اند مراجعه می‌کنند.

                                                            رییس کمیته مخابرات و ارتباطات مجلس یادآور شد: تا قبل از قضایای فیلترینگ تلگرام چه بسا میلیون‌ها جوان ایرانی کاری با سایت‌های ضاله، معاند و دشمن اسلام و نظام جمهوری اسلامی نداشتند اما بعد از فیلتر تلگرام پای میلیون‌ها ایرانی ناخودآگاه به این فضا باز شده است البته این قضیه به همین جا ختم نمی‌شود و آثار سیاسی و امنیتی به مراتب خطرناکتری دارد. به عقیده بنده فیلترینگ از چاله درآمدن و به چاه افتادن است. چه خوب است مسؤولان فیلترینگ کشور ارزیابی دقیق و واقعی از حجم و تعداد مخاطبان تلگرام و سایر اَپهای فیلتر شده خارجی قبل و بعد از فیلتر آنها داشته باشند تا متوجه اثربخش بودن یا تحریک کننده بودن قضیه فیلترینگ بشوند. بررسی اقبال مردم به اپلیکیشن‌های فیلتر شده در پی ارتقاء خدمات و سرویس‌های ارائه شده این شرکت‌ها بسیار مهم است.

                                                            وی درباره میزان اقبال مردم به اَپهای داخلی و دلایل آن نیز گفت: نیاز و عطش جامعه به سرویس‌های به‌روز شده در فضای مجازی همواره متضمن حفظ و افزایش اقبال مردم به فناوری‌ها و سرویس‌های جدیدی است که می‌تواند نیازهای چندگانه آنان را در سریعترین زمان و ارزانترین قیمت به طور همزمان پاسخ دهند. به نظر می‌رسد اَپ‌های داخلی نتوانسته‌اند پابه‌پای شبکه‌های اجتماعی خارجی قدم بردارند البته باید تلاش‌هایشان را مضاعف کنند تا ان‌شاءالله بتوانند به جایگاه مناسبی در این عرصه برسند و اقبال مردم به آنها بیشتر شود.

                                                            وی درباره احتمال بازنگری مسؤولان در قضیه فیلترینگ اظهار کرد: در همه نظام‌های جهان مرسوم است پس از به اجرا درآوردن یک یا چند سیاست در یک دوره مشخص، عملکردها و دستاوردهای حاصل از این سیاست‌ها را مورد پایش و ارزیابی قرار می‌دهند و بسیار طبیعی است که ما هم فیلترینگ تلگرام و دستاوردهای حاصله را مورد بررسی و پایش جدی و واقعی قرار دهیم تا بفهمیم تداوم تشدید فیلترینگ به صلاح هست یا خیر. مسؤولان عزیز به این پرسش‌ها پاسخ دهند که طی چند روزی که از فیلترینگ جدی و سرسختانه تلگرام می‌گذرد به چند درصد از اهدافشان رسیدند؟ چقدر توانستند با فیلتر تلگرام دسترسی مردم به سرویس‌ها و خدمات این شرکت را محدود کنند؟ نسبت مخاطبان خارج شده از تلگرام به نسبت کل مخاطبان این اَپ چقدر بوده است؟ فواید فیلترینگ بیشتر بوده یا مضرات و آثار سیاسی، امنیتی و غیراخلاقی آن؟ پس از پاسخ‌یابی این سوالات به فیلترینگ تلگرام ادامه دهند اما اگر ناکامی‌ها بر دستاوردها غلبه داشت در تصمیم‌شان تجدید نظر کنند.

                                                            سبحانی فر درباره رسیدن به اهداف مسؤولان امر با وجود آپ های داخلی با تاکید بر این‌که «از این اپلیکیشن‌ها باید حمایت شود اما این حمایت باید متناسب با عملکردها و موفقیت‌های آنها باشد» ادامه داد: دولت باید ارزیابی دقیق و فنی نسبت به حجم پول پرداختی به این شرکت‌ها و موفقیت‌ها و ناکامی‌های آنها داشته باشد. حمایت‌های مالی و غیرمالی از اَپ‌هایی که توان فناوری و اجرایی موثر ندارند «بی‌فایده» است و موجب هدر رفتن منابع و تشدید بی‌اعتمادی جامعه نسبت به کل این مجموعه می‌شود.

                                                            وی درباره اداره قانونمند فضای مجازی کشور هم گفت: در فضای مجازی قوانینی چون قانون کسب و کار، تجارت الکترونیک و جرائم فضای مجازی وجود دارد اما به دلیل نو به نو شدن لحظه به لحظه فناوری‌ها و سرویس‌های ارائه شده در این فضا نیاز به نوشتن قوانین جدید و به‌روز را ضروری کرده است. کمیسیون تنظیم مقررات رادیویی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز باید دستورالعملها و بخش‌نامه‌های قوانین جدید را تصویب و اجرا کند.

                                                            وی ادامه داد: به نظر می‌رسد برای مواردی از جمله حفظ حریم داده‌ها، حریم خصوصی در فضای مجازی و امنیت داده‌ها و نظایر آن باید قانونگذاری جدید شود که البته وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در پنج محور لوایحی را تهیه و در حال تدوین نهایی آنها و تصویب در هیات وزیران است. علاوه بر آن مجلس نیز با همکاری مرکز پژوهش‌ها در حال بررسی موضوعات فوق و ارائه نظرات مشورتی به نمایندگان برای به جریان انداختن طرحهای مربوطه در مجلس است.

                                                            رییس کمیته مخابرات و ارتباطات مجلس تاکید کرد: به قوانین جدید و خاص فضای مجازی نیاز داریم تا این قوانین بتوانند محدودیت‌ها، نیازها و قضاوت‌ها نسبت به این فضا را شفاف‌تر کند. منتظر لوایح دولت هستیم تا با ترکیب آنها با طرح‌های پیشنهادی مجلس بتوانیم قوانین جامع و به‌روزی را به تصویب برسانیم تا خلاء موجود در این عرصه پوشش داده شود.

                                                            وی درباره میزان اقبال به فناوری‌های جدید و اَپ‌های خارجی به خصوص پس از فیلترینگ گفت: تکنولوژی به صورت مستمر در حال جدید شدن است و سرعت دگرگونی‌ها بسیار بالاست پس طبیعی است که تعداد کاربران نیز نسبت به گذشته بیشتر شود. فضای مجازی و اَپهای قدرتمندش به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی مردم مبدل شده است. مسائل کاری و کسب و پیشه، امور اجتماعی و مسائل فردی و شخصی مردم در این فضا همانند فضای واقعی در جریان است. امروز فضای مجازی شباهت بسیار زیادی با فضای واقعی و عینی پیدا کرده است به گونه‌ای که حتی فروشگاه‌ها و پلیس مجازی نیز همپای فضای واقعی به وجود آمده است.

                                                            وی تاکید کرد: در این زمینه باید واقع‌بین بود. یک موقع در این عرصه ادعا داریم اما یک وقت توانایی‌هایمان به حدی است که می‌توانیم با شرکتهای قدرتمند خارجی رقابت کنیم. البته باید در برابر پیام‌رسان‌های خارجی به تلاشمان ادامه دهیم تا بتوانیم مخاطبان آنها را بیشتر کنیم اما این کار را نباید با محدود کردن اپلیکیشن‌های خارجی انجام دهیم مخصوصا حالا که نمی‌توانند سرویس‌ها و خدمات مورد انتظار مردم را ارائه دهند.

                                                            سبحانی‌فر گفت: ارزیابی عملکرد این پیام‌رسانها در طول مدت تشدید فیلترینگ در کشور نشان می‌دهد شرکت‌های فعال در این حوزه موفق نبوده‌اند. تلگرام محدود شد اما موفقیت پیام‌رسانهای داخلی هم با چالش روبروست. متاسفانه شرکت های فعال در این حوزه نتوانسته‌اند انتظارات عمومی را به درستی پاسخ دهند و همین مسئله موجب گرایش طیف‌های مختلف جامعه به استفاده فراوان از فیلترشکن‌ها شده است که آن هم دردسرهای به مراتب بیشتر و مضاعفی را نسبت به قبل از فیلتر تلگرام به وجود آورده است.

                                                            • فيلترينگ
                                                            • چاله
                                                            • چاه
                                                            • دولت
                                                            • تلگرام
                                                            • اينترنت
                                                            • رمضانعلي سبحاني فر
                                                              ]]>
                                                              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) گزارش Sat, 19 May 2018 13:01:52 +0430