راهي براي عبور از روزهاي سخت - هم آوا
آذربایجان غربی

راهي براي عبور از روزهاي سخت

  • چهارشنبه, مرداد 10 1397
  • اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

مريم وحيدنيا: جامعه در انتظار افق اميدبخشي است كه دولت در شرايط بحراني اقتصاد پيش چشم جامعه ترسيم مي‌كند و هنوز معلوم نيست كه دولت چقدر در اين مهم موفق خواهد بود. از گوشه و كنار راهكارهاي دولتي‌ها و فعالان سياسي براي عبور از مشكلات اقتصادي به گوش مي‌رسد.

همين است كه اسحاق جهانگيري، معاون اول رييس‌جمهور روز گذشته در جلسه ستاد اقتصاد مقاومتي از اولويت دولت در حمايت از اقشار ضعيف و بسته كمك به معيشت مردم مي‌گويد؛ در همين اثنا طرح تفكيك وزارتخانه‌ها به مجلس شوراي اسلامي تقديم مي‌شود؛ نجواهايي از تغيير برخي وزراي كابينه بلند شده و رييس بانك مركزي تغيير مي‌كند. همه اينها قرار است سناريوي عبور از بحران اقتصادي كشور را رقم بزند. در ميانه ميدان بحران معيشتي گريبانگير اقشار ضعيف‌تر شده و البته دامنه آن به مشكلات زيست محيطي از جمله بحران آب رسيده است. فرامرز توفيقي، رييس كميته مزد كانون عالي شوراها اخيرا خبر داده است كه قدرت خريد مردم با كاهش ٧٢‌درصدي مواجه بوده است و سبد معيشتي كه ٢ ميليون و هفتصد هزار تومان محاسبه شده بود، بعد از حدود چهار ماه به ٤ ميليون و ٦٥٠ هزار تومان رسيد.

اگرچه در اين روزها صداي واحدي از مجموعه دولت نيز به گوش نمي‌رسد و گمانه‌زني‌ها براي تغيير تيم اقتصادي دولت همچنان ادامه دارد. روز گذشته نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نامه‌اي با ٢٠٠ امضا تقديم دولت كرده و از روحاني خواسته‌اند تا هر چه سريع‌تر براي تغيير كابينه اقدام كند. ابوالفضل سروش، عضو فراكسيون اميد مجلس شوراي اسلامي بيان كرده كه دولت اگر تيم اقتصادي‌اش را ترميم نكند، استيضاح در پارلمان كليد مي‌خورد. در واقع سروش اين نامه را آخرين اتمام حجت پارلمان با دولت دانسته است. تغيير در كابينه بستر متوجه وزير اقتصاد، صنعت، معدن و تجارت و وزير كار است. در عين حال سازمان برنامه و بودجه نيز، تيغ پارلمان را براي تغيير بر گلوي خود احساس مي‌كند. در عين حال تفكيك وزارتخانه‌ها نيز با راي منفي پارلمان نهايتا نتوانست در دستور كار دولت قرار بگيرد. بايد ديد دولت مي‌تواند با ارايه اين راهكارها ميزاني از نارضايتي‌هاي اجتماعي بكاهد. محمد غرضي، وزير پيشين نيرو و رقيب حسن روحاني در انتخابات گذشته معتقد است كه تغيير وزراي كابينه و رياست بانك مركزي نمي‌تواند راهكار موثري براي مشكلات كشور باشد چرا كه تغيير روش‌ها و شيوه مديريت بايد در اولويت دولت قرار بگيرد. او بيان مي‌كند كه فاصله بين مردم و قدرت سياسي به خاطر قوانين تبعيض‌آميز و قدرت سياسي‌اي كه خود را از مردم جدا كرده، زياد شده است. غرضي منتقد «سياست پشت درهاي بسته» است و فساد را نشات گرفته از همين مساله مي‌داند. غلامرضا انصاري اما موافق تغيير در چينش و عملكرد كابينه است. او معتقد است كه وقتي شرايط بحراني مي‌شود ديگر نمي‌توان با استانداردهاي شرايط نرمال به سياستگذاري پرداخت. اين نماينده پيشين شوراي شهر تهران همچنين معتقد است كه قانون منع به كارگيري بازنشستگان در شرايط بحراني امروز، حذف مديران را موجب مي‌شود كه به نفع كشور نيست.

محمد غرضي: توقف سياست پشت درهاي بسته

نارضايتي‌هاي انباشته اجتماعي از مشكلات زيست‌محيطي تا مشكلات معيشتي و شوك بازار ارز ناشي از چيست؟وضعيت كنوني كشور را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

كشور در بحران نيست؛ بلكه دولت و مديريت در بحران است. همين امر نيز باعث شده كه رضايت عمومي كاهش يابد. دولت نبايد بيش از درآمد، هزينه كند و اين از اصول اداره كشور است. وقتي آن را نقض كنيم، دچار دردسر مي‌شويم. در گذشته حرف‌ها را به عمق جامعه بردن سخت بود اما امروز به راحتي مي‌توان از طريق رسانه‌ها با مردم سخن گفت. نوسانات بازار ارز براي كشور بحران آفريده اما مهم‌ترين علت آن مديريت نادرست است. وقتي كه دلار ارزان قيمت در اختيار دولت هست و به راحتي و بدون برنامه در اختيار برخي قرار مي‌دهد، خواهان براي آن به وجود مي‌آيد. همين افراد دلار ارزان را از دولت مي‌گيرند و در بازار آزاد مي‌فروشند و تنها از طريق رابطه و بدون هيچ زحمتي سود كلان مي‌كنند. در يكي از نشست‌هاي شوراي عالي اقتصاد در دوران رياست‌جمهوري آقاي روحاني بود كه ششصد ميليون دلار با نرخ دولت قبلي به عده‌اي بابت واردات موادغذايي دادند. همان زماني بود كه مجلس سروصدا كرد كه در اين كار رانت وجود دارد. بابت اين دست اتفاقات چه كسي جز دولت مقصر است؟

راهكارهاي عملي شما براي متوقف كردن سياست‌هاي غلط دولتي چيست؟

مساله اينجا است كه مديريت كشور از اصول اساسي‌اش عدول كرده و دچار بحران مديريت در كشور هستيم. مساله اين است كه اشتباهات دولت آقاي روحاني به خودش بازگشته و حالا نتيجه همان اعمال و سياست‌هاي غلط را مي‌بيند. من مي‌گويم امروز دچار بحران دولتداري و سياست‌ورزي احزاب و گروه‌ها هستيم، نه بحران ملت. وقتي كه مردم با دولت هماهنگي نكنند، دولت نيز نمي‌تواند سياست‌هايش را عملي كند. دشمن وقتي مي‌بيند كه همسايه ضعيف شده و دچار تنش داخلي است، جرات پيدا مي‌كند تا جنگ اقتصادي را آغاز كند. امريكايي‌ها و اروپايي‌ها به اشكال مختلف سعي مي‌كنند تا از ايران باج بگيرند. علت اصلي اينكه نمي‌توانيم در مقابل مشكلات سياست خارجي تصميم بگيريم، اين است كه فاصله بين دولت و مردم زياد شده است. در روزهاي پاياني جنگ به مراتب وضعيت كشور از امروز بدتر بود. ولي به اين دليل كه فاصله بين دولت و مردم به اين اندازه نبود، مردم به حل مشكلات كشور كمك كردند و ما توانستيم بحران‌ها را پشت سر بگذاريم. راه‌حل امروز ما يك جمله بيشتر نيست. بايد مجموعه مسوولان به مردم نزديك‌تر شوند و اعتماد جامعه را جلب كنند. چون پشتوانه مردمي كمتر شده، امريكايي‌ها سعي مي‌كنند از ما باج بگيرند و به كشور فشار آورند.

همچنين سياست پشت درهاي بسته ديگر جوابگو نيست. اگر درها را باز كنيم، عاملان فسادهاي سياسي در كشور احراز مي‌شوند. معلوم مي‌شود كه چه كسي از رانت استفاده مي‌كند؛ چه كسي نفوذي دشمنان در كشور ما است و چه فسادهايي در حال انجام است. مردم وقتي مي‌بينند كه مسوولان نسبت به فساد سكوت مي‌كنند، به رسانه‌هاي خارجي اعتماد مي‌كنند و از مسوولان حمايت نمي‌كنند.

امروز با وجود تهديدات متعدد به تحريم كشور، شما اگر به جاي آقاي روحاني بوديد براي حل مشكلات سياست خارجي چه تصميمي مي‌گرفتيد؟

من دوره‌هاي بدتر از اين را گذرانده‌ام. اوايل جنگ من وزير نفت بودم. اوپك ٢٤ ميليون بشكه نفت توليد مي‌كرد. توليد ايران به ٣٠٠هزار بشكه در روز رسيده بود. در اوپك به مدت ١٧ روز من وزراي نفت اوپك را جمع كردم و ٢٤ ميليون را به ١٦ ميليون بشكه رساندم. تنها قدرت براي انجام اين كار اين بود كه مجموعه عوامل قدرت سياسي و مردم از وزير نفت حمايت مي‌كرد و نهايتا به اين طريق قيمت نفت تثبيت شد. با تغيير وزير، رييس بانك مركزي و اشخاص اتفاق مهمي در كشور نمي‌افتد، چون روش‌ها و مديريت به شيوه قبلي ادامه پيدا مي‌كند. در مديريت كشور تقليل دادن سم است. يعني اينكه اگر فكر كنيم مي‌توان اقتصاد را بدون سياست و سياست را بدون اقتدار ملي و سپاه را بدون پشتوانه مردمي اداره كرد، شكست مي‌خوريد. مردم وقتي كه اعتماد كنند، تمام استعداد خود را در راستاي حل مشكلات كشور به كار مي‌بندند.

چرا مشاركت مردم براي حل مشكلات كشور كاهش پيدا كرده است؟

چون فاصله بين مردم و قدرت سياسي به خاطر قوانين تبعيض آميز و قدرت سياسي‌اي كه خود را از مردم جدا كرده، زياد شده است. احزاب مردم را بر سر دو راهي بردند و در هنگامه مديريت هر دو جناح فساد اقتصادي انجام شد. فساد اقتصادي در زمان مقتضي، مسكوت ماند و اقدام عملي و جدي براي آن نشد و همين امر نارضايتي را در مردم افزايش داد. نجومي بگير‌ها هنوز هم وجود دارند و با آنان برخوردي نشده است. نجومي بگيرها هنوز در قدرت سياسي سهيم هستند.

راهكار زودبازده شما در مورد برخورد با فساد چيست؟

بالاخره در زمان خودش با فساد برخورد نشد و اين خسارت به بار نمي‌آورد. هميشه كه نمي‌توان اشتباهات گذشته را جبران كرد. وقتي مساله حقوق‌هاي نجومي و زمين‌خواران مطرح بود، توجهي به آن نشد. نزديك به ٣٠ ميليارد در مدت كوتاهي از كشور خارج شده است، دولت سكوت كرد تا دلار ٣ هزار توماني كه تحويل گرفت به ١٠‌هزار تومان برسد. دولت قبلي نيز چنين مشكلي داشت. همه دولت‌ها در اين مورد مشترك بوده‌اند و حالا هم انعكاس همان سياست‌ها را مي‌بينيم. مگر مي‌شود كه چشم‌ها را به روي سكوت و بي‌عملي دولت‌ها بست؟ ٢٠ ميليون نفر در اين كشور هستند كه دست‌شان به هيچ كجا بند نيست. شغل و بيمه ندارند. يعني ما با جمعيتي مواجه هستيم كه توانايي تامين تغذيه مورد نيازشان را ندارند. وقتي نان گران مي‌شود جمعيتي هستند كه جز مردن چاره‌اي ندارند. به همين دليل است كه پشتوانه حاكميت سياسي ضعيف مي‌شود.

غلامرضا انصاري: تغيير در چينش و عملكرد كابينه

چرا مديران در شرايط بحراني اقتصادي نمي‌توانند راهكار لازم براي كنترل بازار ارز و ديگر مشكلات اقتصادي را ارايه كنند؟

مهم‌ترين اصل مغفول مانده در حوزه مديريت اقتصادي، شجاعت، جسارت و ريسك‌پذيري مديران است. اگر بتوانيم اين سه فاكتور را درعنصر مديريت مداخله بدهيم، بخش قابل توجهي از مشكلات قابل حل خواهد بود. ايران سرمايه‌هاي انساني كارآمد، منابع گسترده و قابل توجه و شرايط ژئوپولتيكي برجسته‌اي دارد.

اگر يك تيم فوتبال بخواهد با چينش بازيكنان به صورت دفاعي، كار حمله را انجام دهد، شكست مي‌خورد. طبيعي است كه چينش مديران در شرايط نرمال، استانداردهايي دارد و وقتي شرايط بحراني را سپري مي‌كنيم، نياز به تغييراتي در چينش و عملكرد كابينه داريم كه اين روزها دولت آقاي روحاني اقداماتي براي آن كرده است. اين نكته در مورد مديران مناطق نيز صدق مي‌كند. اقناع بدنه جامعه نسبت به شرايط روز و همراه كردن مردم، مساله بسيار مهمي است كه بايد مورد توجه دولت قرار بگيرد. مديران مياني و منطقه‌اي بايد همراه با دولت و معتقد به سياست‌هاي دولت باشند تا بتوانند در اين شرايط هماهنگ با مديريت كلان اقتصادي و سياسي كشور پيش بروند.

راهكار عملي بحران اقتصادي كشور چيست؟

امروز رقابت اقتصادي جدي‌اي در تمام دنيا وجود دارد. كشورهاي صنعتي بر سر كوچك‌ترين ظرفيت‌هاي اقتصادي رقابت جدي با هم دارند و بيشترين تنش بين‌المللي بين كشورهاي برخوردار در حوزه اقتصادي خلاصه شده است. اگر بتوانيم از ابزار گفت‌وگو و مفاهمه بهره بگيريم، مي‌توانيم رقابت خوبي در حوزه اقتصادي داشته باشيم. با توجه به چالش‌هاي جديدي كه امريكا براي ما به وجود آورده، با بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي اقتصادي كشور مي‌توانيم راه را براي خود باز كنيم.

اشاره به لزوم استفاده از سرمايه‌هاي انساني براي حل مشكلات كرديد. آيا بهره‌گيري از سرمايه انساني در قالب يك برنامه زودبازده در شرايط امروز كشور قابل تحقق است؟ در اين راستا مجلسي‌ها با طرح منع به كارگيري بازنشستگان سعي در استفاده از نيروهاي جوان‌تر داشتند. آيا اين طرح را كارآمد مي‌دانيد؟

امروز در شرايطي هستيم كه همگي بايد دست به دست هم دهيم. رقابت جناحي به مفهوم حذف، بسيار خطرناك است. در ابتداي انقلاب يكي از ضربات هولناك را از همين نوع سياست‌هاي حذفي متحمل شده‌ايم. هميشه افرادي را از قطار نظام پياده كرده‌ايم. امروز در عرصه سياسي بايد آشتي ملي برقرار شود. اگر براي كساني محدوديت‌هايي به سبب عقيده شان به وجود آورده‌ايم، بايد عفو عمومي اعلام كرده و براي افرادي كه دغدغه ملت و كشور دارند، بستر كار را فراهم كنيم تا به حل مشكلات كمك كنند. امروز استراتژيك‌ترين مراكز تحقيقاتي و حتي نظامي امريكا توسط متخصصين ايراني اداره مي‌شود. سرمايه انساني عظيم ايرانيان خارج از كشور نقش موثري در اقتصاد آن مناطق ايفا مي‌كنند. اگر بتوانيم فضايي ايجاد كنيم كه لااقل ٣٠ درصد اين افراد به كشور بازگردند، كاري كارستان كرده‌ايم. حذف را بايد به صورت جدي از دستور كار خارج كرد و هم افزايي بسيار مهم‌تر است. طرح منع به كارگيري بازنشستگان كار خيلي منطقي و حساب شده‌اي نبود. بايد به سمتي برويم كه بستر حضور جوانان و رشد پلكاني آنها را در عرصه اجرايي مهيا كنيم. اينكه مديري كه ٣٠ سال تجربه اندوخته و آزمون و خطا داشته تا توانسته به تجربه برسد، حذف كنيم كار درستي نيست. بايد اين تجربه را در كنار پويايي، تجربه، تخصص و پركاري جوانان قرار دهيم. قطعا پيشنهاددهندگان اين طرح در مجلس قصد نداشتند كه ناكارآمدي در نهادها به وجود‌ آيد. خودشان هم راضي نخواهند بود كه حساس‌ترين و استراتژيك‌ترين مسائل اقتصادي، سياسي و سياست خارجي بدون عنصر تجربه پيش برود. اميدوارم كه شوراي نگهبان با دقت بيشتري طرح را مورد ارزيابي قرار دهد. به جاي اين طرح مي‌توان حضور جوانان در عرصه‌هاي اجرايي را اجباري كرد. مديران را مكلف كنيم كه شرايط رشد پلكاني براي جوانان را به وجود آورند.

بستر حضور جوانان از چه راه‌هايي مي‌تواند فراهم شود؟

به جاي اينكه افراد با تجربه را حذف كنيم، مي‌توانيم جوانان را در وزارتخانه‌هايي كه كار عملياتي و اجرايي دارند، مثل وزارت كشور و وزارت نفت استخدام كنيم. استخدام در اين وزارتخانه‌ها در اين سال‌ها تقريبا نزديك به صفر بوده و همين باعث شده كه فاصله نسلي زيادي به وجود بيايد. همچنين ورودي‌هايي كه در دولت نهم و دهم به برخي وزارتخانه‌ها داشتيم، از كيفيت و ظرفيت لازم برخوردار نبودند. بايد ظرفيت ساختاري وزارتخانه را اعلام كرده و سعي كنيم كه جوانان را استخدام كنيم. وزارتخانه‌ها را مكلف كنيم كه فرضا ٣٠ درصد به جوانان اختصاص بدهند. در گام بعدي بايد سعي كنيم تا جوانان تازه وارد و متخصص بتوانند مدارج سطوح مديريتي را طي كرده و هر چه بيشتر بياموزند. سپس رياست ادارات كل و معاونت وزير به آنان اختصاص داده شود تا جوانان به صورت پلكاني بتوانند رشد كنند.

اكنون كه مشكلات اقتصادي فراواني از سوي امريكا كشور را تهديد مي‌كند، ريزش چند هزار نفري در بين مديران كشور به ضرر ما است. جايگزيني اين پست‌ها هم ساده نيست و مدتي طول مي‌كشد تا مديران بخواهند خود را با شرايط جديد هماهنگ كنند. زمان براي ما محدود است و بحران هر روز بيشتر مي‌شود.

نظر شما در مورد مواضع اخير رييس‌جمهور در حوزه سياست خارجي و اعلام آمادگي ترامپ براي ديدار با روحاني چيست؟ در حوزه سياست خارجي چه رويكردي بايد در پيش گرفت؟

شرايط اداره جامعه امروز با ٤٠ سال پيش متفاوت است. امروز بخش قابل توجهي از مديريت جامعه مكلف به هماهنگي با نهادهاي بين‌المللي است. اگر تا ديروز كشوري مي‌توانست با حصار كشيدن به دور خود جلو برود، امروز شدني نيست. قوانين بين‌المللي الزام آوري براي كشورها در مورد مسائل بانك‌ها، محيط زيست، كشاورزي و ديگر مسائل كشورها تعيين شده است. ما بايد تلاش كنيم تا با ابزار گفت‌وگو در قالب سه محور تعيين شده از سوي مقام معظم رهبري يعني عزت، حكمت و مصلحت كار را پيش ببريم. ايران بايد ديپلماسي اقتصادي خود را در سطح بين‌المللي گسترش دهد. مناقشات را تبديل به مذاكره و دوستي كنيم و در يك بستر سازنده و هم زيستي مسالمت‌آميز با فضاي بين‌المللي كار اقتصادي‌مان را پيش ببريم. سرعت توسعه بايد چند برابر گذشته باشد. در يك شرايط متشنج اولين بخشي كه بزرگ‌ترين ضربه را دريافت مي‌كند، بخش اقتصادي و توليدي است. حواس‌مان باشد كه يكي از ويژگي‌هاي دولت تدبير و اميد استفاده از ابزار گفت‌وگو و عقل در مقابل احساس بوده است. بايد در ادامه كارمان نيز از اين ظرفيت استفاده كنيم.

منبع: اعتماد

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google BookmarksSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در گزارش

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.