آذربایجان غربی

رقص و اینستاگرام؛ آیا هدف‌ جدید مد‌نظر است؟

  • سه شنبه, تیر 19 1397
  • اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

حبیب‌ الله معظمی: دوسه روزی است ذهن جامعه ما را موضوع پخش رقص چند دختر نوجوان در یک شبکه اجتماعی و پخش اعتراف آنها در سیما به خود مشغول ساخته است. باز هم «جوان» و بازهم «رسانه اجتماعی» موضوع روز و به زعم برخی مساله اصلی جامعه شده‌اند.

موج تکراری مساله‌سازی (در مقابل مسائل ذاتی و درونی) در جامعه به معنای این است که ما نه تنها با بسیاری از پدیده‌های اجتماعی، مدرن و متاخر مساله داریم بلکه در اولویت گذاری مسائل هم دچار مشکل در سطح مدیریت کلان جامعه هستیم. درحالی که فساد گسترده شده و خبرهای خوش و امیدبخش از ریشه‌کنی و مبارزه با آن به گوش نمی‌رسد و درحالی که بحران ناکارآمدی مدیریتی هر روز بیش از گذشته خود را نشان می‌دهد، رقص یک نوجوان مساله اجتماعی می‌شود، به طوری که وقت میلیاردی تلویزیون، به اعترافات رقصنده‌ها اختصاص می‌یابد.

به نظر مساله فرای رقص بلکه اینستاگرام و درست‌تر، رسانه‌های اجتماعی هدف است. قرار است ابتدا چهره زشت و مروج بی‌اخلاقی برای یک رسانه اجتماعی ترسیم شود تا به زعم برخی زمینه برای برخورد این رسانه‌ها فراهم شده باشد. اظهارات پیاپی مقاماتی طی یک هفته اخیر و به فاصله چند روز (توام با پخش اعترافات تلویزیونی دختران نوجوان یادشده) درمورد به‌زعم ایشان وضعیت ناپسند یکی از رسانه‌های اجتماعی و برخورد با شاخ‌های آن، نگرانی از دور جدید محدودسازی رسانه‌های اجتماعی را برانگیخته است.

نگرانی یادشده برخاسته از تجربه گذشته و شناخت افکار عمومی نسبت به الگوی رفتاری برخی مقامات درموارد مشابه است. اظهارات مشابه در سه ماه پیش موجب انسداد تلگرام شد. تلگرام ابتدا با جریان‌سازی خبری ضد امنیتی و ضد اخلاقی بودن معرفی و سپس مسدود شد؛ اگرچه رسمی و نه عملی، و این باز بودن غیررسمی چه هزینه‌های اقتصادی و مدیریت شبکه‌ای که به بار نیاورد و افکار عمومی حریص‌تر ساخت. اینستاگرام تنها رسانه اجتماعی است که در ایران هرگز حتی موقت، مسدود نشده است و شاید دلیل آن این باشد که رسانه‌ای است تصویر (عکس، ویدئو) محور همراه با متن‌های نه چندان مطول و البته شخصی، فاقد تبادل اطلاعات و فاقد توانمندی گروه‌سازی که ظرفیت تهییج‌کنندگی (بسیج‌کنندگی) آن بالا نیست. اما ظاهرا همین هم برای برخی قابل تحمل نیست.

اینک فناوریی آمده است به نام فناوری اطلاعات و ارتباطات که رسانه‌های اجتماعی بر پایه آن قرار می‌گیرند و توطئه آمریکا و اسراییل هم نیست چون مثل همه پدیده‌ها درهمه جهان با خوب و بد آن کنار آمده‌اند که خوب‌های آن بسیار بیشتر از معایب آن است، مرزها را هم درهم می‌نوردد و قابل انسداد قطعی هم نیست و دسترسی به آن فوق‌العاده است و به‌خصوص که نیاز به اجازه گرفتن هم ندارد.

عده‌ای تصمیم‌گیر در جامعه ما در برابر این پدیده گیج شده‌اند. بیاییم مثل همه دنیا مثل همین همسایگان کناری خود افغانستان و عراق عمل کنیم. در تعیین و تعریف سطح امنیتی برای رسانه‌ها بازنگری جدی کنیم و این قدر منابع و فکر و ذهن جامعه را درگیر مسائلی نکنیم که از مسائلی اصلی که امروزه دامن‌گیر جامعه شده مثل مدیریت مساله‌دار آب در کشورمان، غافل نشویم.

به نظر، برخی درجامعه ما کماکان با رسانه اجتماعی مساله دارند و مساله آنها هم از قالب فکری مجوزی متاثر است. آنها یادگرفته‌اند که به هرچیزی برای فعالیت ملت مجوز بدهند. حتی مجوز سخن گفتن و ابراز کردن و این ناشی از اعتقاد آنها به قالب و فرم تعیین کردن آنها برای حیات و زندگی مردم است. اگر اینستاگرام دچار محدودیت شود دیگر نمی‌توان غیر از این به مسئولان مربوطه گفت که به دور باطل دچار شده‌اند و عمیقا از تجربیات گذشته عبرت نمی‌گیرند.

رسانه‌های اجتماعی فارغ از پاره‌ای بی‌انصافی‌ها و بی‌اخلاقی‌هایی که دارند (که همچون دیگر پدیده‌های اجتماعی امری معمول است) دستاوردهای ارزنده، بی‌بدیل و مفید برای بشر امروز داشته‌اند و حفظ و بقای این دستاوردها و تثبیت آنها بر عهده قانونگذاران مجلس است نه ورود ضابط و داور به این حیطه.

ما جزو انگشت شمار کشورهای جهانیم که رویکرد پیشگیرانه بر نظام حقوقی رسانه‌ای کشورمان حاکم است که معنای ساده آن این است که از ابتدا نگاه بدبینانه به این فعالیت وجود دارد و رسانه‌های شناسنامه‌دار ما از این بابت به شدت رنج می‌برند که موجب می‌شود که هر مقامی به خود اجازه ورود به این عرصه را بدهد.

ما کماکان و امیدوارانه چشم یاری به مجلس داریم تا حقوق نحیف رسانه در کشور ما را فربه و قدرتمند سازد. با پخش اعترافات دختران نوجوان در سیما برخی اندک باقیمانده‌های دلسوزان واقعی و کاردان‌های بی‌قدرت تلویزیون اینک می‌دانند کارکرد رسانه این نیست که بخشی از فرآیند قضایی و امنیتی باشد.

شاید ما برخی رفتارها و بیان‌ها در فضای مجازی را نپسندیم و شاهد بی‌انصافی‌ها و بی‌اخلاقی‌ها در برخی رسانه‌های اجتماعی رسانه‌ها باشیم، اما کدام پدیده اجتماعی که ماندگار می‌شوند و جزو لوازم و ضروریات زندگی انسان می‌شوند به‌خصوص آنها که زمانی نیست که از نوآوریشان می‌گذرد، این چنین نیستند؟ راه مواجهه با آنها محدویت و سپس انکار و از بن رد کردن آنها نیست.

در تقابل با تاریخ به معنای تجربه و عبرت، و در تقابل با واقعیت و بالاخره در تقابل با خواست قاطبه افکار عمومی، قطعا شکست از آنِ مقابله‌کنندگان است. برای استفاده درست از ظرفیت‌های مدرن و نیز استفاده از ظرفیت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات فراگیر، به جای تقابل باید اقدام به تعامل مثبت و سازنده و درک این ظرفیت‌ها به منظور برقراری یا حفظ آرامش ذهنی در جامعه کرد، به‌خصوص در شرایطی که در آن بسر می‌بریم و به‌خصوص استفاده از این ظرفیت‌ها به‌قصد توسعه کشور.

ما بیش از هر چیز در جامعه خود به درک درست افراد تصمیم‌گیر قدرتمند از پدیده رسانه‌های اجتماعی، دوری از پیشداوری نسبت به این پدیده، پرهیز از مواضع فکری لجوجانه درقبال رسانه‌های اجتماعی و نیز نسبت به افکار عمومی همچنین حذف تفکر محدودسازی برای رسانه‌ها نیاز داریم.

منبع: آرمان

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google BookmarksSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در گزارش

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.