با آذربایجان غربی

رمضان زاده: آواربرداری روحانی تمام نشده است

  • سه شنبه, تیر 20 1396
  • اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

دعوت به وفاق و اجماع ملی در چهار سال گذشته به ویژه در آستانه آغاز به کار دولت دوازدهم یکی از اصلی ترین خواسته های رییس جمهوری از مردم و گروه های سیاسی بوده تا زمینه های توسعه و پیشرفت کشور از طریق رفع مشکلات کنونی فراهم آید.

دعوت به وفاق و اجماع ملی در چهار سال گذشته به ویژه در آستانه آغاز به کار دولت دوازدهم یکی از اصلی ترین خواسته های رییس جمهوری از مردم و گروه های سیاسی بوده تا زمینه های توسعه و پیشرفت کشور از طریق رفع مشکلات کنونی فراهم آید؛ مشکلاتی که به گفته سخنگوی دولت اصلاحات آواربرداری آن تمام نشده است.

به گزارش خبرنگار هم آوا، دعوت به اجماع ملی و همکاری جریان‌ های سیاسی برای ساختن ایران، شاه بیت سخنان رییس جمهوری و از اصلی ترین تاکیدات وی به ویژه پس از انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری بوده است. در پاسخ به این فراخوان جریان های سیاسی رویکردهایی متفاوت را در پیش گرفتند، اما عقلای هر دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا با درک شرایط به این موضوع واکنش مثبت نشان دادند. برخی از چهره های مطرح در اردوگاه اصولگرایی دعوت به آتش بس کردند و اصلاح طلبان نیز به عنوان حامیان دولت از این پیشنهاد استقبالی ویژه به عمل آوردند. «گفتگوی ملی را شروع کنیم بسم الله» لبیک توییتری «عبدالله رمضان زاده» از چهره های سیاسی شاخص اصلاح طلب در پاسخ به فراخوان ها برای وفاق و وحدت به منظور ساختن ایران بود.

گروه پژوهش و تحلیل خبری ایرنا برای واکاوی شرایط امروز جریان اصلاحات، دلایل حمایت این جریان از دولت، کارنامه دولت مستقر و دورنمای فعالیت دولت دوازدهم و همچنین ضرورت ها و موانع گفت وگوی ملی با رمضان زاده سخنگوی دولت اصلاحات، استاندار پیشین کردستان، فعال سیاسی و از حامیان دولت به گفت وگو نشسته است.

متن گفت وگوی کامل مفصل ایرنا با رمضان زاده به این شرح است:

رییس جمهوری به مناسب ها و از تریبون های مختلف از گفت وگو و اجماع ملی سخن گفته است. طی هفته های گذشته هم برخی چهره های جریان اصولگرا با طرح موضوع آتش بس در سیاست، به این درخواست واکنش مثبت نشان دادند. به نظر می آید هم اصولگرایان و هم اعتدال گرایان در مدیریت اختلافات سیاسی به نگاه مشترک رسیده اند. ضرورت های آغاز این گفت وگو و شرایط، بسترهای آن در شرایط کنونی کشور از نظر اصلاح طلبان چیست؟

شرایط کشور در حال حاضر نگران کننده است، بیکاری معضل بزرگی است که منابع کمی هم برای رفع آن در اختیار داریم، بحران های اجتماعی در کشور رو به گسترش است. آمار اعتیاد، فقر، خودکشی روند صعودی و دردناکی گرفته اند. از طرف دیگر در بیرون از مرزها با دشمن بی عقلی مانند ترامپ و همسایگان نه چندان مهربانی روبرو هستیم، بنابراین منابع و وقت را نباید صرف دعواهای سیاسی کنیم. به همین دلیل است که در این برهه اشخاص و جریان‌ ها و رییس جمهوری درباره وحدت و گفت وگوی ملی سخن می گویند و با در نظر گرفتن مجموع این عوامل بر ضرورت آغاز آن تاکید دارند.

قطعا در همه زمینه ها نمی توانیم به جمع بندی مشترک برسیم اما می توانیم در مسائلی مانند محیط زیست، اقلیم و آب و هوا به نقاط مشترک دست یابیم. جریان اصلاحات موضوع گفت وگوی ملی و آتش بس را جدی دنبال می‌ کند و دنبال کار تبلیغاتی نیست. باید با تاکید بر همین نکات مثبتِ مشترک اعلام شده از سوی جریان اصولگرایی برای گفت وگو و وحدت ملی قدم برداشت.

جریان اصلاحات امسال هم مانند سال 92 تمام قد از روحانی حمایت کرد، قطعا روحانیِ سال 92 با روحانی سال 96 تفاوت هایی داشته است. این تفاوت ها در چه حوزه هایی محسوس بود که اصلاحات را به حمایت دوباره از رییس جمهوری متقاعد کرد؟

نگاه روحانی سال 96 با روحانی سال 92 متفاوت است. ایشان دوره اول رییس جمهوری تجربه اجرایی نداشت. البته پس از چهار سال تجربه جدی می توان گفت مواضع ایشان تغییر خاصی نکرده اما مستحکم تر از گذشته شده است. عقبه سیاسی روحانی سال 92 اصولگرایی بود و در طول این چهار سال، الزامات سیاسی و اجتماعی کشور به روحانی دیدگاه تازه ای داد و او را به اصلاح طلبان نزدیک تر ساخت. از سوی دیگر جریان اصلاح طلب نیز با درک شرایط کشور روحانی را نزدیک ترین گزینه به این جریان و بهترین گزینه برای اداره کشور دانستند. مجموع این عوامل روحانی و اصلاح طلبان را کنار هم قرار داد.

حمایت از روحانی انتخاب اصلاحات بود یا گزینه دیگری برای این جریان روی میز نبود؟ از این نظر این پرسش اهمیت دارد که برخی معتقدند جریان اصلاح طلبی در سال های 92 و 96 مجبور به حمایت از جریان اعتدال شده است، این گزاره تا چه اندازه به واقعیت موجود نزدیک است؟

باید دید که طی چهارسال گذشته مواضع اعتدالی به اصلاحات نزدیک شده است یا اصلاحات به اعتدال، به نظر می آید آنچه امروز اعتدال نامیده می شود، بازگویی و یا به زبان دیگر مبانی و مواضع اصلاح طلبانه مطابق با اقتضائات روز است. بنابراین نمی توان گفت در ائتلاف و حمایت اصلاحات از اعتدال کدام یک مجبور یا منتفع شدند. نباید فراموش کرد که مسیر اصلاحات دگم نیست و اصلاح شدنی است. پس از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم مواضع اصلاحات و اعتدال با وجود اختلاف های جزیی، بسیار به هم نزدیک شد که این همان بلوغ سیاسی و اجتماعی است.

دولت یازدهم وارث مشکلات فراوانی از دوره پیشین بود. کابینه اول نیز به گفته رییس جمهوری برای حل این مشکلات بسته شد. قطعا کارهای بسیاری انجام شده و یقینا کمبودهایی نیز وجود داشته است. در پایان کار دولت یازدهم، نقاط ضعف و قوت این دولت را در چه حوزه هایی می دانید؟

من از منتقدان تیم اقتصادی روحانی در دولت یازدهم بودم اما طی ماه های گذشته به این جمع بندی رسیدم که گروه اقتصادی دولت یازدهم بسیار خوب عمل کرده است. با توجه به موانع موجود در حوزه سیاست داخلی، رییس جمهوری عملکرد قابل قبول و خوبی داشته و در حوزه سیاست خارجی عملکرد بسیار موفقی داشتند. دیپلماسی دولت یازدهم کشور را از بن بست خارج کرد. بسیاری از شخصیت های نظام مانند آقای محسن رضایی پیش از دولت یازدهم کشور را در آستانه سقوط می دانستند. روحانی توانست آن شرایط را تغییر دهد و به ثبات برساند، شورای امنیت اتحاد خود را مقابل ایران از دست داد و تحریم های هسته ای برچیده شد. هرچند دولت عملکرد خوبی در چهار سال گذشته داشته است اما آوار برداری روحانی هنوز تمام نشده است. هنوز در حوزه های مختلف دولت باید بیشتر بکوشد و این فرصت دوم می تواند کشور را به درجه ای بالا از پیشرفت برساند.

با تمام این نکات قوتی که شما برشمردید و واقعیاتی چون کنترل تورم، افزایش رشد اقتصادی و مواجهه با معضلات موجود، منتقدان و مخالفان این تلاش ها را نادیده می گیرند و حتی اشتباه توصیف می کنند و همچنان بر طبل انتقاد و حتی توهین می کوبند. دلیل این حجم از هجمه به دولت چیست؟

ریشه بسیاری از مخالفت ها تعارض دیدگاه نسبت به منافع ملی است. دو درک متعارض از سیاست در کشور وجود دارد که هرکدام از این دو درک، نوعی رفتار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای کشور ترسیم می کنند.اگر خوش بینانه تحلیل کنیم باید گفت گروهی منافع ملی را در چیزی می دانند و گروه دیگری در موضوع دیگر. آنچه در این میان بسیار مهم است، تن دادن هر دو گرایش به نتیجه برآمده از صندوق های رای است. باید به نظر مردم احترام گذاشت. اگرچه این مخالفت ها طی ماه های گذشته کمی افراطی شده است اما من آنها را طبیعی می دانم. دولت هم نباید نگران بازی و بداخلاقی های سیاسی رقیب باشد، این تعارض ها نباید سد راه دولت شوند.

در کشاکش دعواهای سیاسی جریان های رقیب با دولت، این نگرانی وجود دارد که توجه به منافع ملی و توسعه کشور از متن به حاشیه رانده شود. در این میان، واکنش دولت و رییس جمهوری چه سمت و سویی باید داشته باشد تا منافع ملی قربانی دعواهای سیاسی نشود؟

دستگاه اجرایی در برابر موج توهین ها انتقادپذیری را تمرین می کند. شخص آقای روحانی هم در مواجه با تخریب ها واکنش احساسی و عکس العملی ندارد و مسیر درستی در پیش گرفته است. اگر بخواهیم این دوره را با دوران اصلاحات مقایسه کنیم باید گفت آقای روحانی روزهای سختی را طی می کند. این دوره در مقایسه با دوران آقای خاتمی دشوارتر به نظر می رسد و مخالفان بی اخلاق‌ شده اند. فهمیدن زبان و دلایل انتقاد آنها سخت تر شده اند. از سوی دیگر نباید فراموش کرد که این انتقادها تمرین خوبی برای جامعه ایران است که نظرات متفاوت و متناقض را بشنود و قضاوت کند، باید از این موضوع استقبال کرد و نباید نگران بود.

کمتر از یک ماه تا مراسم تحلیف رییس جمهوری فرصت است و گمانه زنی ها درباره کابینه دوم روحانی در فضای سیاسی و رسانه ای داغ است. در آستانه تشکیل کابینه به طور معمول موضوع سهم خواهی جریان های سیاسی مطرح می شود. آیا اصلاحات دنبال سهم خواهی از روحانی است؟ انتظارات این جریان از کابینه دوم روحانی چیست؟

جریان اصلاحات دنبال سهم خواهی از دولت دوازدهم و در کابینه دوم نخواهد بود. اصلاحات بیشتر در پی عملیاتی شدن وعده های اصلاح طلبانه آقای روحانی و حفظ مسیر اصلاح طلبی است. اصلاحات در پی حضور چهره های منتسب به این جریان در کابینه نیست. وعده های اصلاح طلبانه دولت باید اجرا شود حالا یا به دست «اَمر» یا «زید». مهم پیشرفت در امور کشور است.

اما درباره انتظارات از کابینه باید گفت «ایران برای همه ایرانیان» یکی از مهمترین شعارهای اصلاحات و وعده های آقای روحانی است که انتظار می رود در دولت دوم روحانی به عمل نزدیک تر شود. دولت در دور دوم باید به موضوع توازن منطقه ای و توجه به حاشیه کشور در بُعد اقتصادی اهمیت بیشتری دهد. تمرکز زدایی از مرکز کشور و توجه به مرزها باید در اولویت کاری تیم اقتصادی و سیاسی دولت دوم باشد. مشارکت سیاسی هم مصداق بارز شعار ایران برای همه ایرانیان است. این مشارکت شامل حضور زنان، اقوام و مذاهب در دولت است. هرچند این خواسته منطقی و مطالبه برحقی است؛ اما حداقل ما اصلاح طلبان بهتر می‌دانیم که موانع بسیاری برای تحقق آن وجود دارد. فعالان قومی هم قطعا با درک شرایط موجود سعه صدر بیشتری نشان خواهند داد تا این موانع برطرف شوند.

به نظر می رسد جریان اصلاحات پس از گذار از فراز و نشیب های فراوان، به نوعی بلوغ سیاسی و فکری دست یافته است، فهرست انتخاباتی تهیه می کند، به صورت ائتلافی در انتخابات شرکت می کند و می توان گفت به ثبات رویه خوبی دست یافته است. تا چه حد اصلاحات امروز را به معیارهای مردم سالاری حاکم بر احزاب در جوامع توسعه یافته نزدیک می بینید؟

اگر اصلاحات در جامعه ایران را حرکتی تدریجی، قانونی، مدنی و مسالمت آمیز و برپایه قانون جمهوری اسلامی تعریف کنیم به نظر می آید بُرد این تفکر در بدنه جامعه روز به روز بیشتر می شود. شعار «زنده باد مخالف من» طی این سال ها، بسیاری از کسانی را که مخالف جریان اصلاح طلبی بودند، (حتی اگر علنی هم اعلام موضع نکنند) به اصلاحات نزدیک تر کرده است. عقلای جامعه که متوجه الزامات اجتماعی و سیاسی هستند به تدریج در کنار اصلاح طلبان قرار گرفته اند و شخصیت هایی مانند آقای علی لاریجانی امروز در همان مسیر اصلاحات قدم گذاشته اند. می توان با توجه به تجربه چند سال گذشته گفت تفکر اصلاح طلبی رو به پیشرفت بوده و این به معنی نفوذ و تاثیرگذاری این جریان بر جامعه است.

اصلاحات این مسیر را انتخاب کرد یا جبر سیاسی و تاریخی چنین مسیری برای این تفکر رقم زد؟

استراتژی هایی که اصلاحات در سال های گذشته برای حضور تاثیرگذار در عرصه سیاست ایران انتخاب کرده است، «انتخابی» بر اساس نیازهای روز جامعه بوده است. هنر اصلاح طلبان تحلیل درست وضعیت جامعه و تصمیم گیری درست بر پایه آن تحلیل است. این تصمیم گیری ممکن است از سوی عده ای جبر اجتماعی یا سیاسی و یا عقلانیت سیاسی نامگذاری شود، اهمیت چندانی هم ندارد، آنچه مهم به نظر می رسد نتیجه این انتخاب است که وحدتی گسترده میان طیف وسیعی از جامعه را در پی داشته است. اصلاحات از تجربه و فشارهای گذشته درس گرفت و مسیر جدیدی در جامعه در پیش گرفت.

آینده سیاسی اصلاحات با توجه به شرایط سیاسی ایران چه سمت و سویی خواهد یافت؟ این وحدت و بلوغ پایدار خواهد بود یا قربانی خودخواهی های سیاسی می شود؟

تکثر در جامعه ایران هم الزامات خاص خود را دارد و هم مشکلات خاص. این تکثر گاهی سبب شده است که جریان های سیاسی برای رسیدن به وحدت با موانعی روبرو باشند. اما مسیر پیش رو، عقلانی است، وجود ائتلاف ها و نه لزوما وحدت ها، رای دادن به فهرست ائتلافی همه از نشانه های بلوغ اجتماعی جامعه ایران است که به ائتلاف سیاسی تن داد. در دهه هفتاد میلر متخصص توسعه سیاسی و اقتصادی در کتابی عنوان کرده بود که اگر جامعه ای در سه انتخابات مداوم یک مسیر مشخص را برگزیند، نشان می دهد تصمیم خود را برای آینده گرفته است و من معتقدم جامعه ایران تصمیم خود را برای آینده کشور گرفته است. نام و عنوان این مسیر یا تصمیم می تواند اصلاح طلبیِ اصولگرایی، اعتدال گرایی، توسعه سیاسی و یا اصلاح طلبی باشد. این نام چندان مهم نیست، مهم انتخاب مسیر از سوی مردم و پافشاری بر آن است، مهم محتوای مسیر است که مبتنی بر حرکت تدریجی، قانونی و دور از خشونت خواهد بود.

از دید برخی صاحبنظران، در یک سده گذشته نبود حزبی قدرتمند و تاثیرگذار در سیاست و حکومت آسیب زا بوده است. چه موانعی در راه شکل گیری و قدرت یابی احزاب در ایران امروز وجود دارد و آیا می توان اصلاحات را در قامت یک حزب فراگیر در آینده دید؟

هرچند اصلاحات با همه فراز و نشیب هایش مسیر درستی را طی کرده، دستاوردهای خوبی داشته و توانسته در بدنه جامعه پایگاه کسب کند، اما تا حزبی فراگیر شدن مسیر طولانی در پیش دارد. من معتقدم تشکیل حزب بزرگ واحد در جامعه امروز ایران غیر ممکن به نظر می رسد. به دلیل تنوع سلایق، تفاوت دیدگاه ها و تکثر اجتماعی موجود در کشور این امر بسیار سخت بوده و به یک پروسه حداقل بیست ساله نیازمند است. ما در دهه های گذشته جز در یک مورد که جبهه ملی تشکیل شد، سابقه ائتلاف موفق نداشتیم، اما در عرصه سیاست کنونی ایران فعالیت جبهه ای و ائتلاف های جریان های سیاسی توانسته تا حدی موفق عمل کند.

اصلاحات در دو دهه عمر خود با انواع فراز و نشیب ها، فشارهای داخلی و حتی خارجی روبرو بوده است. این فشارها به ویژه از سوی مخالفان در مسیر و آینده این جریان چه تاثیری خواهد داد؟

مسیر توسعه در جهان سینوسی است نه خطی. بنابراین فشارها و تندروی ها مقابلِ این مسیر ممکن است در برهه ای قدرت داشته و نشیب هایی برای این مسیر ایجاد کنند اما مسیر جامعه ایران مشخص و رو به توسعه است. جریان اصلاحات هم از این مسیر توسعه سیاسی مستثنا نیست. فشارهای وارد شده ممکن است حرکت را کند یا تند کند اما قطعا متوقف نخواهد کرد.

پس از سال 88 ، گفتمان اصلاحات از زبان چهره های تاثیرگذار نظام مانند مرحوم آیت الله هاشمی جاری شد. فقدان ایشان و محدودیت های موجود پیش روی بزرگان اصلاحات، برای این جریان مشکلاتی در پی نخواهد داشت؟

نبود مردان بزرگ، خسارت بزرگی برای جامعه است، نبود آیت الله هاشمی هم برای جامعه ایران خسارت بزرگی است. اما نباید فراموش کرد که انتخابات ریاست جمهوری سال 96 بدون حضور ایشان برگزار شد و نتیجه همان شد که خواست ایشان بود. این نشان دهنده درک درست جامعه ایران از سیاست است که اگر این درک درست منتقل شود، حرکت حتی بدون وجود آیت الله هاشمی هم ادامه خواهد یافت. البته ممکن است از سرعت حرکت کاسته شود اما متوقف نخواهد شد.

از دید بسیاری از ناظران، اصلاحات پیروز میدان انتخابات شوراها بود، اما هم فهرست و هم گزینه های شهرداری مطرح شده حاشیه ساز شده است. آیا شورای شهر پرتنشی خواهیم داشت؟

من تلاطمی در کار شوراها نمی بینم. هرچند من جز منتقدان لیست شوراها هستم اما اذعان می کنم بستن این فهرست کار به شدت دشواری است و هر لیست بیست نفره از میان 720 نفر نیروی متخصص به هر حال دشوار بود و حرف و حدیث در پی داشت. بنابراین باید به فهرست احترام گذاشت. گزینه شهرداری تهران باید چهره ملی باشد، تایید ارکان عالی نظام را داشته و صاحب تجربه و مدیریت باشد. این گزینه باید بتواند با طیف وسیعی از اصلاح طلبان و اعتدالگرایان کار کند. در کنار گزینه های مطرح شده به نظر من طرح موضوع شهرداری برخی چهره ها مثل دکتر عارف، بحثی انحرافی است که با توجه به شناخت من، خود ایشان هم تمایلی به این موضوع ندارند.

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google BookmarksSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در گزارش

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

شارژ مستقيم همراه اول، ايرانسل، رايتل و تاليا

http://downloadkade.8n8.ir/upload/picture/7695-d1.gif