آذربایجان غربی

ارتباط جوانان با دولتمردان چطور و چگونه؟

  • شنبه, ارديبهشت 15 1397
  • اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

زهره آشتیانی: وقتی به جست‌وجویی ساده با کلید واژه «جوانان» بپردازیم به موارد معدودی در اسناد و قوانین جاری کشور برخورد می‌کنیم که حکایت از توجه به رکن برنامه‌ریزی برای بهره‌گیری از پتانسیل جوانی در پیشرفت آینده کشور دارد.

این در حالی است که یکی از شاخص‌های توسعه‌ انسانی سازمان ملل متحد که از طریق آن میزان توسعه و رفاه در کشورها ارزیابی می‌گردد، موجودیت جمعیت جوان است که یک عامل جدی تغییر، تحول و توسعه در تمام ابعاد پنداشته می‌شود.

کشورهایی که جمعیت جوانشان را مدیریت سالم نموده و ازآن استفاده مثبت کرده‌اند به رفاه و توسعه دست یافته‌اند اما در کشورهایی که در این زمینه موفق نبودند، جمعیت جوان به یک چالش جدی فراروی ثبات و انکشاف اقتصادی-اجتماعی تبدیل شده است. به عبارت دیگر سرمایه‌گذاری روی رشد استعداد جوانان، الگوسازی جوانان و متوجه‌سازی آنها به انجام مسئولیت‌های خطیرشان، نقطه عطف در مشارکت معنادار جوانان در پروسه‌های دموکراتیک و حفظ ارزش‌های ملی است.

اگر به مرور تاریخی فرایند توسعه کشورها بپردازیم شاهد خواهیم بود که ملت‌هایی در تاریخ موفق بوده و به رفاه دست یافتند که رهبری امور را به عهده جوانان گذاشته یا به جوان اعتماد و باور داشته‌اند. هریش ایر پژوهشگر اجتماعی می‌گوید سطوح مشارکت نوجوانان و جوانان بستگی به شرایطی دارد که توسط بزرگسالان فراهم می‌شوند و این در کشورهای توسعه یافته محور سیاست‌گذاری‌های کلان برای ارتباط سازمان یافته نسل جوان با دولت است.

با چنین نگاهی است که در برخی از کشورهای اروپایی چون فرانسه وزارت خاص جوانان تشکیل می‌شود و امور جوانان به بدنه جوان آن وزارتخانه سپرده می‌شود ولی ما اینک در کجا ایستاده‌ایم؟ وزارتخانه ورزش و جوانان صرفا در عنوانش سازمان یافته است ولی در محتوا جوانان کمترین سهم را در سطوح برنامه‌ای و بودجه‌ریزی آن داشته‌اند! شاید بیراه نباشد که بگویم تنها تصویری از ساختارزایی موقت، مصوبات بی‌سرانجام و دستورالعمل دیده می‌شود.

در لابه‌لای اسناد بالادستی شورای عالی جوانان، عالی‌ترین مجمع تصمیم‌گیری برای این حوزه است که ماهیت وجودی آن در تولید مصوبات اما و اگرهای بسیاری را به همراه دارد. شورای عالی جوانان که در دولت آقای روحانی صرفا یک جلسه را برگزار کرده است، اینک با انباشت مصوباتی مواجه است که هیچ ضمانت اجرایی نداشته، و این جای تامل است که با پرداخت هزینه‌هایی هنگفت برای برگزاری چنین شوراهایی همواره با نتایجی مغایر با اهداف اولیه روبه‌رو می‌شویم.

سازمان ملی جوانان نیز سرنوشتی بهتر از باقی موارد نداشت چرا که فلسفه تشکیل آن ایجاد ساختاری با مدیریت جوانان برای اداره امور حوزه جوانان بود که تنها چند سال پس از ایجاد توسط دولت آقای احمدی‌نژاد منحل گردید و صورت مساله به طور کامل پاک شد. از سویی شاید بارزترین حرکت برای تحقق حقوق جوانان را می‌توان تدوین منشور ملی حقوق جوانان دانست که در فضای نخبگی و روشنفکری دولت اصلاحات در 27 ماده نگاشته شد ولی آن منشور نگاشته‌ای برای همان دوره بود و به سهولت فراموش گردید.

در برنامه‌های توسعه‌ای باز این جوانان بودند که فراموش شدند و در برنامه ششم توسعه نیز تنها در یک ماده موضوع جوانان آن‌هم در کنار موضوعی دیگر مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین در وضعیت مقایسه‌ای با سایر کشورهای توسعه یافته ما درست در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که مطالبه جوانان بیش از هر چیز محدود به گفتار مسئولان شده است. به خاطر دارم دو روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری اخیر ستاد پویش اصلاح‌طلبان نشستی را در رابطه به حضور جوانان در دولت برگزار کردند که در آن نشست با تکیه بر صحبت‌های آقای جهانگیری مبنی بر کاهش میانگین سن دولت پیش‌بینی کردم که دولت دوازدهم، دولتی جوان و برای جوانان خواهد بود.

اما اینک در آستانه یک‌سالگی دولت ایشان در جمع جوانان با تکرار همان رویکرد، از الزام حضور جوانان در بدنه مدیریت صحبت کرده و خواستار ارتباط جوانان با دولتمردان شده‌اند و حال باید پرسید که آیا دولتمردان علاقه‌ای به ارتباط با جوانان دارند که هم‌افزایی میان نسل قبل و بعد صورت گیرد و از سویی الزام‌آور بودن سخنی تاکنون به معنای تعهد به اجرای آن بوده است که اگر چنین بود جوانان امید را قربانی نمی‌کردند. شاید بیراه نباشد که اشاره کنم طبق آخرین آمار ارائه شده حدود ۷۰ درصد جمعیت ایران زیر ۳۵ سال سن دارند و بنابر اعلام مرکز آمار ایران میزان بیکاری جوانان 8/21 درصد است که تقریبا دو برابر نرخ متوسط بیکاری در ایران است.

هر چند با توجه به میانگین سنی بالای مسئولان کشور که معادل حدود 58 سال است این اعداد غیرقابل باور نیستند و این موضوع نه به تخصص و تجربه ارتباطی دارد و نه به ارتباطات میان فردی برای کسب مسئولیتی در عرصه مدیریت کشور بلکه باید به بررسی رفتار مدیریتی نسلی پرداخت که از ابتدای انقلاب وارد عرصه مدیریت و سازندگی کشور شدند و همچنان کرسی‌ها را متعلق به خود می‌دانند و فراموش نکنیم که هیچ گاه انتخاب یک وزیر جوان به معنای حل مشکلات آنها نیست.

وقتی از جوانان صحبت می‌کنیم باید به ساختار نه چندان موثر نظام تصمیم‌گیری جوانان توجه کنیم که می‌توانست در طول سال‌های اخیر با برنامه‌ریزی متمرکز به ساختاری پویا مبدل شود نه آنکه همان معاونت ساماندهی جوانان وزارت مربوطه از حداقل بودجه برخوردار گردد و شورای عالی جوانان در مجموع سال‌های این دولت صرفا یک جلسه را برگزار کرده باشد!

به‌نظر می‌رسد که هنوز نسبت به خطر نسل بی‌تجربه مدیریتی برای آینده کشور برای مسئولان باورپذیر نشده است و تمام تلاش‌ها در همایش‌ها و نشست‌ها خلاصه می‌گردد که صرفا مشکلات طرح شده و راهکار آنها به فردایی نیامده سپرده می‌شود.

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google BookmarksSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در یادداشت

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

محبوب ترین ها