روزنامه ها - هم آوا - هم آوا http://hamavanews.com Thu, 19 Jul 2018 10:26:40 +0430 Joomla! - Open Source Content Management. Translated by JoomlaFarsi.com fa-ir ترامپ و معضل تماس با ایران http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17124-ترامپ-و-معضل-تماس-با-ایران.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17124-ترامپ-و-معضل-تماس-با-ایران.html ترامپ و معضل تماس با ایران

سیدعلی خرم: چندی است دونالد ترامپ با لحنی طعنه‌آمیز اعلام می‌دارد در انتظار تماس مقامات ایرانی برای مذاکره بر روی برجام می‌باشد. روز گذشته هم رئیس دفتر رئیس جمهور ایران اظهار می‌دارد دونالد ترامپ هشت بار درخواست ملاقات با دکتر روحانی نموده است.

ایشان روشن نساخته چرا در آن هنگام چنین موضوعی را اعلام ننموده و نحوه تماس چگونه بوده است؟ بر فرض که دونالد ترامپ هشت بار درخواست ملاقات نموده باشد، اینکه نشانه قدرت و هنر ما نیست بلکه موضع طرف مقابل را می‌رساند. هنر ما هنگامی به منصه ظهور می‌رسید که از بهترین فرصت و موقعیت استفاده می‌کردیم. نه اینکه آنقدر زمان بگذرد تا طرف مقابل ما را از نظر اقتصادی دچار تزلزل نموده، تحریم‌های خودش را به طور زورگویانه و غیرقانونی بر ما تحمیل نماید آنگاه طعنه بزند که آیا وقتش نرسیده بیایید با ما مذاکره کنید؟

برنامه دونالد ترامپ به گمانش این است که آنچنان ایران را در موضع ضعف قرار دهد که فشار اقتصادی تبدیل به موج اعتراض شود. متاسفانه کسی را در جهان یارای مقابله با قدرت اقتصادی دلار نیست و این مزیت مطلق اکنون به دست فردی نامعقول چون دونالد ترامپ افتاده تا با سرنوشت جهان بازی نماید. اتحادیه اروپا و چین با داشتن تولید ناخالص داخلی بیشتر از آمریکا ولیکن از قدرت اقتصادی کمتری در جهان برخوردارند و این به خاطر نقش تاریخی و دیرینه دلار می‌باشد.

اما در مقایسه، اتحادیه اروپا توان ایستادگی در مقابل آمریکا را از نظر سیاسی و بین‌المللی دارد و از نظر اقتصادی و مالی هم تا حدودی اهرم مناسب دارد. مهم‌تر از آن، سلامت قول و وعده‌های اروپاست که نه مثل روسیه و چین قصد ندارد با کارت ایران در مقابل آمریکا بازی نماید و برعکس به خاطر جلوگیری از زورگویی دونالد ترامپ و ممانعت از تک قطبی شدن جهان، اتحادیه اروپا تمایل دارد از توافق هسته‌ای دفاع و حمایت نماید و این برای ما نقطه قوت و اعتماد و اطمینان است. در حالی که در مورد روسیه، شرایط کاملا برعکس است.

روسیه به قصد پرکردن جیب خود از کارت‌های گوناگون ایران در صحنه سیاسی نظیر سوریه، یمن، عراق و لبنان و در صحنه اقتصادی نظیر نفت، تجارت، صنعت، سرمایه گذاری و دیگر موارد برای تاخت زدن با کارت‌های در دست غرب سعی می‌نماید خود را متولی و قیم نزد ترامپ و غرب معرفی نماید و سخن از سرمایه گذاری 50 میلیارد دلاری روسیه در صنعت نفت ایران می‌رانند در حالی که هنوز به تهران نرسیده، سخنانشان از سوی وزیر انرژی روسیه تکذیب می‌شود و یا روسیه پیش قدم می‌شود و به عربستان پیشنهاد افزایش تولید دو میلیون بشکه نفت برای اخراج ایران از بازار صادرات نفت جهان می‌نماید.

آنچه که ادعا شد که روسیه قرار بوده سخنگوی ما در ملاقات پوتین با ترامپ باشد، امید دارم که صحت ندارد. شایسته است خودمان سرنوشت خود را رقم بزنیم و اجازه ندهیم دیگران با فرصت طلبی سرنوشت ما را در دست گیرند.

منبع: آرمان

  • دونالد ترامپ
  • معضل
  • تماس
  • ايران
  • آمريكا
  • دولت
    ]]>
    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Thu, 19 Jul 2018 06:35:56 +0430
    مذاكره با آمريكا؛ از حرف تا واقعيت http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17123-مذاكره-با-آمريكا؛-از-حرف-تا-واقعيت.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17123-مذاكره-با-آمريكا؛-از-حرف-تا-واقعيت.html مذاكره با آمريكا؛ از حرف تا واقعيت

    مرتضی خبازیان: وضعیت ژئوپلتیک ایران خصوصیتی است که در ذات این سرزمین نهفته است و چیزی نیست که امروز و فردا از اهمیت این منطقه کاشته شود. این منطقه بسیار مهم در خاورمیانه چهار دهه قبل گام در راهی گذاشت و تغییراتی چنان سترگ به خود دید که مانند طوفانی سهمگین نه تنها منطقه که بخش‌های دورتری را درنوردید.

    تاثیر انقلاب اسلامی ایران به وضوح در بخش‌هایی از آفریقا و آمریکای لاتین قابل شناسایی است؛ آسیا و خاورمیانه به کنار. رابطه ایران قبل از انقلاب با آمریکا هر چه که بود و هر ویژگی که داشت، با انقلاب 57 به شکل اساسی دگرگون شد و از آن تاریخ تا امروز شکل رابطه این دو کشور محل گفت‌وگوهای دامنه‌دار و همیشگی بوده است. این مهم اخیرا با ادعای دونالد ترامپ که آمریکا ایران را مجبور می‌‌کند تا برای برقراری تماس پیشگام شود، رنگ دیگری به خود گرفت. برخی این سخنان خارج از عرف دیپلماتیک را نشانه‌ای برای افزایش فشارهای آمریکا در نظر گرفتند و گروهی دیگر از تحلیلگران چنین سخنانی را مستوجب سکوتی دانستند که پاسخ به آن در حیطه عمل داده خواهد شد. هر چه که بود، رئیس دفتر رئیس‌جمهور پرده از یک اتفاق در گذشته برداشت؛ درخواست‌های مکرر ترامپ برای آغاز گفت‌وگو در فرصتی که گروه بلندپایه ایران برای شرکت در نشست سازمان ملل به نیویورک رفته بود؛ آن هم هشت بار! می‌دانیم که در طول سال‌های گذشته و به فراخور شرایط گفت‌وگوهایی بین دوکشور جریان داشته که اکنون برگی از تاریخ معاصر ماست و از این میان می‌توان به گفت‌وگوهای فشرده مقارن حمله آمریکا به افغانستان و مسائل عراق در گذشته نزدیک‌تر و برجام در سال‌های اخیر اشاره کرد. با این حال و حتی در گرماگرم دوره‌های گفت‌وگو بین ایران و آمریکا دو گروه مقابل هم قرار داشتند؛ مخالفان گفت‌وگو و موافقان.

    دلایل موسع مخالفان

    مخالفان برای ابراز مخالفت دلایل موسع دارند. تحریم‌های ظالمانه در راس دلایل قرار می‌گیرد که با خروج آمریکا از برجام جلایی دیگر یافت. آمریکا در طول سال‌های گذشته هرگز گامی در پافشاری و تلاش برای تضعیف موقعیت ایران در منطقه عقب نگذاشته است. مخالفان گفت‌وگو با آمریکا نمونه‌ای مثالی مانند کره‌شمالی هم دارند. این گروه اعتقاد دارند که آمریکا به چیزی شبیه کره‌شمالی رضایت خواهد داد که حتی اگر شده در حرف و روی کاغذ هم اقرار به عقب نشستن از آرمان‌ها در آن طرح شده باشد. مخالفان گفت‌وگو با آمریکا به هزار زبان به بی‌اعتمادی نسبت به این کشور که خوی استکباری آشکاری دارد تاکید می‌کنند. خوی استکباری آمریکا را می‌توان در کوچک‌ترین رفتارهایش هم دید چه رسد به خروج ناگهانی از پیمان‌های چند جانبه.

    موافقان؛ خیره در چشم شیطان

    موافقان در زاویه‌ای دیگر به این موضوع می‌پردازند. از نظر موافقان می‌توان روی نقطه ضعف آمریکا فشار وارد کرد. آمریکا ابراز کرده که دوست دارد گفت‌وگوهای دوجانبه با ایران داشته باشد؛ بی‌حضور اروپا و روسیه و چین. این سخن به معنای تلاش برای کمرنگ کردن نقش سنتی اروپا و روسیه در مناسبات خاورمیانه است. هر چه باشد، هر گونه ناآرامی در خاورمیانه خیلی زودتر روسیه و اروپا را تحت تاثیر قرار خواهد داد. چنین است که موافقان می‌توانند بر حضور اروپا و روسیه تاکید داشته باشند. آمریکای دوران ترامپ، آمریکایی است که برای رسیدن به منافع در نظر گرفته شده هیچ ابایی از کنار گذاشتن نزدیک‌ترین دوستان و دست در افکندن به سخت‌ترین دشمنانش ندارد. علاقه‌مندی ترامپ به گرم شدن روابط با روسیه را می‌توان از این زاویه دید. موافقان آغاز گفت‌وگوها اعتقاد دارند که نمی‌توان اجازه داد که حلقه محاصره تنگ‌تر شود و بعد به فکر برون‌رفت از تنگنا بود. می‌توان با در نظر گرفتن چنین مسائلی در روابط بین‌الملل آمریکا را به مثابه کشوری شبیه هر کشور دیگر دانست؛ با همان اندازه توانایی و تاثیرگذاری. از نظر آنها می‌توان در چشم شیطان خیره شد.

    تقاضای مکرر

    رئیس دفتر رئیس‌جمهور در حاشیه جلسه هیات دولت در جمع خبرنگاران اظهار داشت: امروز با شرایط جدیدی مواجه هستیم که بعد از خروج آمریکا از برجام و برخی تحریم‌ها به وجود آمده و مهم‌تر از آن، جنگ روانی است که از نظر اطلاعات غلط، به ملت ایران تحمیل می‌شود. محمود واعظی از درخواست ترامپ برای ملاقات با روحانی خبر داد و گفت: در سفر قبلی روحانی به نیویورک برای مجمع عمومی سازمان ملل، ترامپ ۸ بار درخواست گفت‌وگو و ملاقات با رئیس‌جمهور را از تیم ایرانی مطرح کرده بود که با مخالفت مسئولان کشورمان مواجه می‌شود». واکنش واعظی بعد از آن اتفاق می‌افتد که در جهان خبری سخن، ترامپ می‌چرخد که برای نشان دادن تاثیرگذاری تحریم‌های آمریکا، پیش‌بینی از آینده کرده است. اگر چه این سوال پررنگ است که چرا چنین درخواستی بعد از گذشت ماه‌ها فاش می‌شود اما نمی‌توان اجازه داد که آمریکا افکار عمومی جهان را با خود همراه کند. دستگاه دیپلماسی ایران باید به سرعت و دقت با شکل‌دهی افکار جهانیان توسط آمریکا مقابله کند.

    منبع: آرمان

    • مذاكره
    • آمريكا
    • حرف
    • واقعيت
    • ايران
    • دولت
      ]]>
      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Thu, 19 Jul 2018 06:33:19 +0430
      ردپای برخی سلبریتی‌ ها و مسئولان در پرونده ثامن‌ الحجج http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17117-ردپای-برخی-سلبریتی‌-ها-و-مسئولان-در-پرونده-ثامن‌-الحجج.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17117-ردپای-برخی-سلبریتی‌-ها-و-مسئولان-در-پرونده-ثامن‌-الحجج.html ردپای برخی سلبریتی‌ ها و مسئولان در پرونده ثامن‌ الحجج

      مرضیه امیری: پرونده تخلف مالی تعاونی ثامن‌الحجج به‌عنوان اولین پرونده بررسی قضائی مؤسسات مالی و اعتباری غیرمجاز، بیش از 9 جلسه است که در دادگاه کیفری یک تهران به ریاست قاضی باقری در حال بررسی است.

      ثامن‌الحجج که کار خود را با سرمایه شش‌میلیون‌و 300هزارتومانی در سال 80 آغاز کرد، در سال 88 (آخرین سال ارائه ترازنامه) 87 میلیارد تومان سپرده جمع‌آوری کرده و تا سال 94 سرمایه خود را به 12هزار‌و 300 میلیارد تومان می‌رساند. خبرگزاری میزان خبر داده در جلسه آخر دادگاه این پرونده، متهم ردیف دوم و سوم پرونده حضور نداشته‌اند و برخلاف آنچه متهم ردیف اول مدعی شده که دارایی‌های این مؤسسه پاسخ‌گوی پرداخت همه مطالبات معوق آن است، بازرس بانک مرکزی با ارائه اطلاعاتی نشان داده این ادعا هیچ پایه‌ای در واقعیت ندارد و ثامن‌الحجج املاکی را با منابع این تعاونی خریداری کرده، اما این املاک به نام تعاونی نیستند. حالا با به‌جریان‌افتادن پرونده تخلف مالی این تعاونی، مصادیق اتهامی این مؤسسه روشن‌تر شده است؛ مصادیقی که ردپای افراد خاص و برخی سلبریتی‌ها را نیز می‌توان به‌عنوان سهم‌برندگان مالی در آن دید. «شرق» در این گزارش تلاش کرده است با ارائه تاریخچه‌ای از چگونگی شکل‌گیری و فعالیت این مؤسسه، جزئیاتی از تخلفات صورت‌گرفته در مؤسسه ثامن‌الحجج را جمع‌آوری کند.

      ثامن‌الحجج چگونه شکل گرفت؟

      پرونده مؤسسه ثامن‌الحجج به‌عنوان اولین پرونده رسیدگی به تخلفات مؤسسات مالی و اعتباری، نزدیک به 9 جلسه است در دادگاه به جریان افتاده و در حال بررسی است. در این پرونده، سه متهم تعیین شده‌اند؛ ابوالفضل میرعلی متهم ردیف اول، ربابه ابراهیمی، همسر ابوالفضل میرعلی متهم ردیف دوم که به‌عنوان عضو هیئت‌مدیره جزء امضاکنندگان اصلی فعالیت‌های این تعاونی بوده است و مهدی رمضانیان متهم ردیف سوم است که تاکنون در هیچ‌کدام از جلسات دادگاه شرکت نکرده و معلوم نیست در ایران حضور دارد یا خیر.

      ابوالفضل میرعلی، عضو هیئت‌مدیره و مدیرعامل مؤسسه ثامن‌الحجج، تا قبل از اینکه به این مؤسسه وارد شود، کارمند دادگستری مشهد در دادگاه ویژه روحانیت بوده است و در سال 1380 شرکت تعاونی اعتباری ثامن‌الحجج دانش‌آموختگان سبزوار را تأسیس می‌کند. طبق اساسنامه این تعاونی، قرار بوده محدوده فعالیت شرکت در سبزوار و با استخدام کارمندان با حداقل مدرک کاردانی باشد؛ هرچند این اساسنامه اجرائی نمی‌شود و در 14 سال، مؤسسه ثامن‌الحجج بالغ بر 480 شعبه در سراسر کشور تأسیس می‌کند و خود ابولفضل میرعلی دارای مدرک دیپلم متوسطه در سمت بالای مدیریتی مشغول می‌شود. میرعلی از همان سال ابتدایی تأسیس این مؤسسه تا سال 1385، به‌عنوان رئیس هیئت‌مدیره در این تعاونی مشغول به کار می‌شود و بعد از خروج دوساله از مؤسسه، در سال 1387 دوباره به‌عنوان رئیس هیئت‌مدیره به ثامن‌الحجج بازمی‌گردد. میرعلی در سال 89 تا پایان کار این مؤسسه؛ یعنی سال 94، به‌طور مشترک هم در سمت رئیس هیئت‌مدیره و هم مدیرعامل منصوب بوده است. طبق اقرار خود میرعلی در جلسه ششم دادگاه، او مدرک دیپلم دارد و وکیل ایشان میرعلی را به‌عنوان باغدار و دامدار نمونه معرفی کرده است و این‌گونه نتیجه‌گیری کردند که کسی که باغدار و دامدار نمونه بوده، صلاحیت بانکداری هم دارد. به‌جز سابقه تحصیلی میرعلی، سوابق مالی او نیز چندان روشن نبوده، به‌طوری‌که قبل از اینکه وارد مؤسسه ثامن‌الحجج شود، 119 فقره چک برگشتی داشته است.

      به گزارش «شرق»، مؤسسه ثامن‌الحجج 14 سال به فعالیت خود ادامه می‌دهد و سرمایه شش میلیون تومانی ابتدایی خود را به 12هزارو 300 میلیارد تومان تبدیل می‌کند؛ سرمایه‌ای که تنها 20 تا 30 درصد آن به صورت ریالی موجود است. بالاخره بعد از بالارفتن حجم مطالبات معوق و اعتراض سپرده‌گذاران، مؤسسه ثامن‌الحجج در سال 94 به دستور قضائی منحل می‌شود و حالا پرونده بررسی تخلفات آن به اتهام «اخلال در نظام اقتصادی و حیف‌و‌میل اموال مردم» به جریان افتاده است.

      گذشت 9جلسه از دادگاه بررسی این پرونده مصادیق این اتهام را تا حدی روشن کرده؛ مصادیقی که گویای تخلف‌های عجیبی است که البته سهم‌بران آن فقط اعضای هیئت‌مدیره نبودند. طبق محاسبات انجام‌شده بانک مرکزی، مؤسسه ثامن‌الحجج دارای کسری سه‌هزارو 990 میلیارد تومان است؛ 130 میلیارد تومان زیان انباشت‌شده، 1100 میلیارد تومان فروش ملکی که انجام نشده و در صورت‌های مالی آن فروخته‌شده اعلام شده است، 112 میلیارد تومان مطالبات واهی از بانک مرکزی، 900 میلیارد تومان دین مالیاتی. اگر کمی به عقب بازگردیم، اطلاعات نشان می‌دهد مؤسسه ثامن‌الحجج در سال80 کار خود را با سرمایه شش میلیون تومان شروع می‌کند و در سال 88، این رقم به 87 میلیارد تومان می‌رسد. شش سال حدفاصل سال 88 تا 94 را باید نقطه اوج جذب سرمایه ثامن‌الحجج دانست؛ به‌طوری‌که این مؤسسه در این مدت 12هزارو 213 میلیارد تومان سپرده جمع‌آوری می‌کند و سرمایه خود را به 12هزارو 300 میلیارد تومان می‌رساند.

      در سال 92 برای اولین‌بار وزارت اطلاعات صلاحیت مدیریتی ثامن‌الحجج را استعلام می‌کند و صلاحیت ابوالفضل میرعلی به‌عنوان مدیرعامل تأیید نمی‌شود بااین‌حال میرعلی به فعالیت مدیریتی خود ادامه می‌دهد. این مؤسسه برخلاف ماهیت تعاونی خود که فقط باید به اعضای خود تسهیلات پرداخت کند و فعالیتش در محدوده سبزوار باشد، در سراسر کشور 489 شعبه افتتاح و سودهای بالاتر از سود معین در بانک مرکزی پرداخت می‌کند.

      سودهای نامتعارف برای افراد خاص

      اما در مصادیق ذکرشده برای پرونده تخلف مالی مؤسسه ثامن‌الحجج به موردهایی مانند سوءاستفاده از عبارت تحت‌نظارت بانک مرکزی، پرداخت سودهای نامتعارف به سپرده‌ها و تسهیلات کلان با نرخ سودهای اندک، پرداخت وام‌های کلان به افراد خاص در نهادهای خاص و پرداخت تسهیلات بدون وثیقه می‌رسیم.

      آن‌چنان که جزئیات پرونده ثامن‌الحجج نشان می‌دهد، این مؤسسه در سال‌های فعالیت خود حدود 255 فقره تسهیلات با کف یک‌ میلیارد و سقف 200‌میلیارد تومان آن هم با نرخ سود سه تا چهار درصد ارائه کرده است. نمونه‌هایی از این فقره‌ها شامل تسهیلات دریافتی فردی به نام آقای «س.ش» به مبلغ 50 میلیارد تومان است که سود در نظر گرفته‌شده برای این وام کلان تنها سه درصد بوده و خانم «ط.م» 43 میلیارد تومان وام با سود چهار درصد از مؤسسه دریافت کرده است. در این بین چهره‌های شاخصی هم دیده می‌شوند؛ یکی از وزرای سابق دولت دهم که سمت مشاور امور بین‌الملل در این مؤسسه برای او ثبت شده، مبلغ 124 میلیارد تومان تسهیلات از ثامن‌الحجج دریافت کرده و ردپای یک خانواده رده‌بالای اجرائی کشور را هم می‌توان در گزارش‌های مالی این مؤسسه دید. این خانواده در سه مصداق تخلفی ثامن‌الحجج حضور داشته؛ پرداخت سود نامتعارف، پرداخت حقوق نامتعارف و خرید اموال غیرمنقول نامتعارف. در پرداخت‌های حقوقی این مؤسسه موردی ذکر شده که نشان می‌دهد صد میلیارد تومان به حساب فردي واریز شده است و در توضیح گفته شده این رقم در ازای حقوق30 سال این کارمند به صورت پیشاپیش و یک‌جا اکنون پرداخت شده است. پدر این خانواده که یکی از افراد رده‌بالای... است، حکم مشاور از این مؤسسه برای او صادر شده و ماهانه رقم پنج‌میلیون‌و صد هزار تومان از این مؤسسه به‌عنوان حقوق دریافت می‌کرده است. این اولین تخلف درخصوص این فرد (ح.‌ص) است؛ دریافت حقوق از دو منبع. اما حضور این خانواده در ثامن‌الحجج به همین‌جا ختم نمی‌شود. همسر «ح.ص» خانم «ف.‌پ» حدود یک‌میلیاردو 18 میلیون تومان تسهیلات از این مؤسسه دریافت کرده و دختر ایشان «م.ص» به‌عنوان کارمند در این مؤسسه استخدام شده و اکنون بیش از دو میلیارد تومان در ازای پرداخت تسهیلات معوق به این مؤسسه بدهکار است. ثامن‌الحجج از این مادر و دختر دو فقره ملک هم خریداری کرده‌اند؛ یکی در یزد و دیگری در اصفهان. تعاونی ثامن‌الحجج یک قطعه زمین در یزد به متراژ 210 متر، دارای دو سند مجزا به نام همسر و فرزند دختر «ح.ص» به ارزش 50 میلیارد تومان و یک آپارتمان هم در اصفهان به نام «ف.‌پ» همسر «ح.ص» به قیمت یک میلیارد تومان خریداری کرده و پول آن هم به تمامی پرداخت شده است. البته رقم ذکرشده برای ملک یزد با توجه به متوسط قیمت زمین در شهر یزد جای تأمل دارد. مراودات مالی ثامن‌الحجج با این خانواده در موردهای دیگری هم در جریان بوده؛ مجموع حقوق ماهانه پنج‌میلیون‌و صد هزار تومانی که برای «ح.ص» از طریق ثامن‌الحجج و تا تاریخ 9/9/94 پرداخت می‌شده، به حساب همسر ایشان منتقل و به‌عنوان اقساط تسهیلات دریافتی «ف.پ» برداشت می‌شده است. در واقع بخش عمده اقساط تسهیلات بیش از یک‌میلیاردتومانی همسر «ح.ص» از محل حقوق واریزی به او مستهلک می‌شده است. در جزئیات تخلفات موردهای دیگر این مؤسسه بازهم به نام همسر «ح.ص» می‌رسیم، سال 94 فردی به نام «م.ا» با دستور شفاهی رئیس شعبه ثامن‌الحجج، پنج فقره تسهیلات دریافت می‌کند که در وجه شرکتی است که رئیس هیئت‌مدیره آن همان همسر فرد یادشده یعنی «ح.ص» است.

      رد پای سلبریتی‌ها در تخلفات ثامن‌الحجج

      اما موارد تخلف پرونده مالی ثامن‌الحجج موردهای عجیب دیگری نیز دارد؛ هزینه‌های ‌میلیاردی به نام تبلیغات برای دو مجری تلویزیون. در تاریخ 14/12/91 و 4/7/92، مؤسسه ثامن‌الحجج دو مبلغ 180 میلیون‌تومانی و 400 میلیون‌تومانی را به حساب «م.م» مجری یک برنامه تلویزیونی واریز می‌کند و عنوانی که روبه‌روی این اعداد در توضیح دلیل وجه ذکر شده، یک کلمه است؛ هدیه. اما رقم هدیه‌ای که آقای «م.م» به‌عنوان هدیه دریافت کرده، در مقابل تسهیلات دریافتی او از ثامن‌الحجج تقریبا ناچیز است. «م.م» از مؤسسه ثامن‌الحجج یک وام دومیلیارد‌و 900 میلیون‌تومانی دریافت کرده که تنها 800 میلیون تومان آن را بازگردانده است که البته این رقم بازگشتی را از هدیه دریافتی (580 میلیون تومان) کم کنیم، به عدد 220 میلیون تومان می‌رسیم که در واقع از جیب «م.م» خرج شده و در مقابل دومیلیارد‌و 780 میلیون تومان را در حساب خود نگه داشته است. ثامن‌الحجج به مجری معروف دیگر تلویزیون «ا.ع» هم بی‌توجه نبوده و به حساب او هم سه میلیارد تومان در قالب هزینه تبلیغات واریز کرده است.

      واردات برنج و خریدوفروش بازیکن هندبال

      در بررسی دیگر تخلفات مؤسسه ثامن‌الحجج به مواردی مانند واردات برنج و خریدوفروش بازیکن ورزشی هم می‌رسیم. این مؤسسه در سال 91 به نمایندگی فردی به نام «ع» مقدار 690 تُن برنج با ارز مرجع وارد کرده که برخلاف ماهیت قانونی مؤسسه بوده است. این مؤسسه وارد تیم‌داری هم شده بوده و بازیکن هندبال خریدوفروش می‌کرده تا‌جایی‌که فدراسیون هندبال در این ماجرا ورود کرده و اعتراض خود را اعلام می‌کند.

      پرداخت سود به صورت دستی از دیگر ترفندهای غیرقانونی این مؤسسه بوده؛ به‌این‌صورت که هیچ نرخ سود سپرده و تسهیلاتی به صورت عام و فراگیر معنایی نداشته و از‌آنجا‌که شعبه‌های ثامن‌الحجج سیستم مرکزی نداشته‌اند، در هر شعبه رئیس شعبه می‌توانسته به صورت دستی و شفاهی نرخ سود را تعیین کند. در همین روند هم بوده که 244 مورد تسهیلات با نرخ سه تا چهار درصد از بانک مرکزی پرداخت شده و برخی از سپرده‌گذاران می‌توانستند حتی سودی تقریبا برابر با پول خود دریافت کنند. به‌عنوان مثال فردی به نام «ف.ا» که از بستگان همسر ابوالفضل میرعلی است، رقم 260 میلیارد تومان سپرده داشته و به طور متوسط سودی برابر با 40 تا 89 درصد دریافت می‌کرده است.

      تخلف بعدی ثامن‌الحجج مربوط به پرداخت تسهیلات بدون وثیقه است. یک شرکت به نام «ل.خ» با زمینه فعالیت تولید لنت و صفحه‌کلاژ خودرو در دو مورد وام ‌میلیاردی از این مؤسسه دریافت کرده؛ بدون اینکه وثیقه‌ای را به ضمانت بگذارد. مورد اول دریافت تسهیلات 36 میلیارد‌تومانی و مورد دوم دریافت26‌میلیارد تومان است. این شرکت در حالی در مجموع 62 میلیارد تومان وام از ثامن‌الحجج گرفته که نه پرونده‌ای در این تعاونی دارد، نه وثیقه. موردهای دیگر ارائه تسهیلات بدون وثیقه به افراد بوده مانند «م.ش» دریافت‌کننده 15 میلیارد تومان تسهیلات، «ع.ف» 12‌میلیارد تومان، «م.ب» 10 میلیارد تومان؛ اما کانون مرکزی سرمایه‌گذاری ثامن‌الحجج در حوزه مستغلات بوده تا حدی که اگر طبق قانون بانک‌ها می‌توانند 20 درصد سرمایه خود را صرف خرید املاک کنند و مابقی آن را باید صرف ارائه تسهیلات کنند، این مؤسسه 30 تا 35 درصد اموالش را تسهیلات داده و حداکثر سرمایه خود را به خرید املاک اختصاص داده است. این مؤسسه چهار ملک اصلی در مجموع دارایی‌های خود دارد که یکی از آنها تحت شراکت با بانک انصار در مشهد است. این‌طور که یک منبع آگاه به ما خبر داده، املاک این مؤسسه با بیش‌برآوردی قیمتی از سمت مدیریت ثامن‌الحجج همراه بوده و بعد از کارشناسی قیمت مشخص شده به‌هیچ‌عنوان دارایی‌های غیرمنقول این مؤسسه کفاف بازپرداخت مطالبات معوقش را نمی‌دهد. هرچند همه این دارایی‌ها به‌ طور کامل هنوز شناسایی نشده‌اند. آن‌چنان که خبرگزاری میزان نوشته است، بازرس بانک مرکزی در آخرین جلسه دادگاه این پرونده با اشاره به همین موضوع گفته: «حتما در ذهن خیلی از افراد این موضوع وجود دارد که با وجود این‌همه املاک چرا تعاونی زیان‌ده شده است؟» او فهرستی از املاک را نشان داده که از منابع تعاونی خریداری شده است؛ اما به نام تعاونی نیستند.

      منبع: شرق

      • ردپا
      • سلبريتي
      • مسئولان
      • پرونده
      • ثامن الحجج
      • بانك مركزي
        ]]>
        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Wed, 18 Jul 2018 13:01:30 +0430
        اصلاحات رنگ محافظه‌ کاری نگیرد http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17108-اصلاحات-رنگ-محافظه‌-کاری-نگیرد.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17108-اصلاحات-رنگ-محافظه‌-کاری-نگیرد.html اصلاحات رنگ محافظه‌ کاری نگیرد

        مصطفی درایتی: اگر سال 76 را آغاز کار اصلاحات بدانیم مسلما فراز و نشیب‌ها، موضع‌گیری‌ها و جایگاه‌های متعددی را تجربه کرده‌ایم و به عبارت دیگر الان اصلاحات در مقطعی قرار دارد که از حالت بلوغ به وضعیت خاص می‌رسد که باید به طور طبیعی خودش را با شرایط کشور منطبق کند.

        ولی همیشه یک جهت‌گیری برایش اهمیت فوق‌العاده‌ای داشته و آن اینکه سعی کرده زبان اکثریت مطالبات مردم باشد و شاید جایگاه اجتماعی اصلاحات هم به همین خصوصیت برمی‌گردد که تلاش کرده زبان و ادبیاتش با خواسته‌ها و مطالبات اکثر مردم هماهنگ باشد و در عین حال سعی کرده که آنها را هدایت کند.

        از سال 92 یک تغییر اجمالی در این قضیه دیده شده است. به این ترتیب که ظاهرا برای اینکه شاید بخواهند اعتماد بخش‌هایی از نظام را نسبت به خودشان جلب کنند، آهسته آهسته به نوعی در ادبیات و موضع‌گیری‌ها تغییرهایی صورت گرفت که مقداری رنگ و بوی محافظه‌کاری داشت. لذا باید تلاش کرد که مجددا این ادبیات به حالت درست برگردد.

        به هر صورت افتخار و قدرت اصلاحات این بوده که آن را از طریق مردم به دست می‌آورده و باید اینطور باشد که اگر قرار است پایی هم در قدرت داشته باشد، برای تحقق مطالبات مردم باشد. لذا باید نوع ادبیات، گفتمان و موضع‌گیری‌های جریان اصلاحات به نحوی باشد که با توجه به تحولات اجتماعی که شکل می‌گیرد، همدلی خود را با اکثریت مردم همچنان حفظ کند.

        به نظر می‌رسد بعد از استقرار دولت آقای روحانی به دلایلی، ویژگی‌های اصلی جریان اصلاحات یک مقدار ضعیف شده و به نظرم بازگشت به گفتمانی که حامی مطالبات و خواسته‌های مردم باشد - که طبیعتا اکثرا هم مشروع و بحق است- موجب می‌شود که پشتوانه مردمی را همچنان برای خود حفظ کند. چون اگر بخواهد تاثیری هم بر قدرت بگذارد، باید از پشتوانه مردمی به شکل کامل برخوردار باشد.

        برای اینکه بین مردم و جریان اصلاحات فاصله نیفتد، اصلاح اصلاحات حتما منوط به تغییر و سازماندهی بیشتر است آنهم در جهت نمایندگی کردن مطالبات اکثریت جامعه. در این میان نکته مهم دیگر اینکه بعد از روی کارآمدن روحانی، یک جهت‌گیری داخلی و خارجی را به نحوی هماهنگ می‌بینیم.

        به عبارتی مخالفان اصلاحات در داخل و در خارج، هر دو به زدن اصلاحات اهتمام نشان می‌دهند و طبیعتا آنچه به صورت دو لبه قیچی در برابر اصلاحات درآمده، نیاز به هوشیاری، دقت عمل و عمق‌بخشی به کار سیاسی دارد آن هم در مقطعی که کشور با بحران‌هایی روبه‌روست. چون آنها هم که از بیرون مسائل را نگاه می‌کنند، تنها مانع را وجود جریان اصلاحات می‌دانند و عده‌ای از دوستان هم که دشمن اصلی‌شان همیشه و همیشه فقط جریان اصلاحات بوده و بس، فکر می‌کنند که مانع آنها هم جریان اصلاحات است.

        لذا در این مقطع اصلاحات جایگاه خاصی یافته و حفظ این جایگاه نیازمند این است که از هر ابزاری که بتواند این تاثیرگذاری را حفظ کرده و ادامه دهد استفاده شود و یکی از مهم‌ترین ابزارها که در اختیار خودمان است، این است که اصلاحات همیشه باید گفتمان و جهت‌گیریش به طرف تحقق خواسته‌های مردم باشد. خواسته اصلی و مهم، چه از دولت آقای روحانی و چه از مجموعه نظام و همه کسانی که مسئولیت دارند، این است که طوری عمل کنند تا مردم احساس کنند که کسانی زبان مطالبات آنها هستند. تا به این وسیله آنچه را که در دل دارند بلندتر پژواک دهند و این به اصلاحات کمک خواهد کرد که همچنان زنده و موثر باقی بماند.

        البته تصور نکنیم که دولت آقای روحانی، دولت اصلاحات است؛ لذا به آن معنا هم نمی‌توانیم توقع اصلاحات داشته باشیم ولی از این دولت توقع حداقل‌هایی را داشته‌ایم و الان هم دلسوزانه منتقد برخی رفتارها هستیم. اینکه برخی کارها می‌شد انجام شود و یا برخی کارها را می‌شد بهتر انجام داد، به جای خودش باقی است. ولی اینکه تصور کنیم اصلاحات امروز نقش اساسی در قدرت دارد چندان درست نیست و در دولت و دیگر نهادها کاملا در حاشیه است و فقط هر وقت دولت، تقاضای کمک از این جریان داشته باشد، دریغ نکرده و به صورت طبیعی تلاش کرده آنچه از تجربه و هدایت کار می‌تواند به دولت کمک کننده باشد، به دولت عرضه کند.

        با این حال تصمیم‌گیرنده نهایی خود رئیس‌جمهور و دوستان نزدیک او هستند که دست‌اندرکار برنامه‌ریزی و مدیریت کشورند. طبیعتا هم انتظار داریم که بعضی نواقص که قابل حل است به دست دولت حل شود. هرچند معضلات امروز کشور به نحوی است که همه چیز با همدیگر مخلوط شده و باید همه نسبت به اینگونه مسائل همدلی نشان دهند تا بتوان بخشی از این مشکلات را مدیریت کرد. اصلاحات تلاش می‌کند همچنان مطالبات مردم را با صدای بلندتر به گوش مسئولان برساند و آنچه را که امروز مطالبات جدی مردم است، نمایندگی کند.

        منبع: آرمان

        • اصلاحات
        • محافظه كاري
        • مصطفي درايتي
        • دولت
        • مردم
          ]]>
          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Wed, 18 Jul 2018 11:03:31 +0430
          بازگشت‌ نوری‌ ها به سیاست http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17106-بازگشت‌-نوری‌-ها-به-سیاست.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17106-بازگشت‌-نوری‌-ها-به-سیاست.html بازگشت‌ نوری‌ ها به سیاست

          یاسمین طالقانی: نوری‌ها به عرصه بازگشتند! ناطق نوری و عبدا... نوری؛ دو نوری که سکوت وجه اشتراک آنها در سال‌های گذشته بود. دو نوری که هرگاه سخنی بر زبان می‌آورند به مثابه نقشه راه گروه‌های سیاسی است.

          دو نوری که همیشه سیبل هجمه آنانی بودند که منافع شخصی و گروهی برای‌شان در درجه اولی اهمیت است. دو نوری که سر بزنگاه نیاز کشور روزه سکوت را می‌شکنند و به آنچه تکلیف می‌دانند عمل می‌کنند. مخاطبان ناطق نوری وسیع‌تر از عبدا... نوری هستند که بر همین اساس او سخنان خود را خطاب به همه اقشار جامعه بیان می‌کند. البته نباید از تاثیرگذاری او در عرصه سیاست غافل بود.

          ناطق نوری، شیخ مصلحت

          ورود ناطق نوری در عرصه سیاست سال‌هاست که در پشت پرده اتفاق می‌افتد و سال‌هاست که نام او در لیست‌های انتخاباتی مانند مجلس نیست. اما ساده‌انگاری است که او را در عرصه سیاست و تصمیمات سیاسی تاثیرگذار ندانست. بزرگان اعتدالگرا همواره نقش مهمی در انتخابات‌ مختلف داشته‌اند و آنگاه که سیاسیون در تصمیم نهایی با بن‌بست مواجه می‌شوند در آن هنگامه است که نقش امثال ناطق نوری برای کنار زدن بن‌بست مشاهده می‌شود. چندی پیش که تصویری از گفت‌وگوی ناطق نوری و حداد عادل در مجمع تشخیص منتشر شد برخی سایت‌ها نوشتد: «اگر علی لاریجانی خود را برای انتخابات 1400 و مجلس یازدهم آماده می‌کند به میزان قابل توجهی مستظهر است به حمایت‌های همیشگی شیخ نور». فارغ از آن نمی‌توان از نقش او در انتخاب روحانی به عنوان رئیس‌جمهور عبور کرد و نمی‌توان از این گمانه هم عبور کرد که شیخ نور گزینه مناسبی برای انتخابات سیزدهم ریاست جمهوری است. ناطق نوری سال‌هاست که با رفتار و گفتارش تبدیل به یکی از شخصیت‌های مورد وثوق جریان اصلاحات هم شده است و پربیراه نیست مورد حمایت انتخاباتی این جریان سیاسی باشد.

          روایت ناطق نوری از یک انتخاب

          ناطق نوری در این برهه دایره سخنان خود را در دو حوزه تعیین کرده است. یکی جلوگیری از اتهام زنی به خود و دیگری هدایت جامعه برای گذر از مشکلات. چند روز پیش که بحث پس گرفتن خانه‌های مصادره‌ای مطرح شد او درباره زمین حوزه علمیه لواسان که مدیریت آن را بر عهده دارد، توضیح داد که زمین آن اهدایی یک معلم بازنشسته است و اهدایی نهادهای دیگر و مصادره‌ای نیست. پس از آن هم روز یکشنبه به موضوع مذاکره با آمریکا که بحث روز کشور است ورود کرد و گفت: «پیشنهاد برخی برای مذاکره با آمریکا در شرایط فعلی ممکن است عملی و به مصلحت کشور نباشد. نسبت به درایت رهبر انقلاب برای عبور از بحران اعتماد کنیم. پیشنهاد برخی فعالان سیاسی برای مذاکره با آمریکا در شرایط فعلی ممکن است عملی و به مصلحت کشور نباشد ولی به هر حال اینکه کسانی از سر دلسوزی پیشنهادی را مطرح کنند حرام نیست و بدیهی است که تصمیم‌گیری و صلاحدید در چنین مواردی به عهده رهبری معظم انقلاب است که خوشبختانه اشراف کامل بر سیر تحولات دارند» و دیروز در مراسمی که به مناسبت چهلمین روز درگذشت حجت‌الاسلام احمد احمدی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در دانشگاه تهران برگزار شد، حضور یافت و گفت: «آنچه که امروز در اداره کشور مورد نیاز است، تخصص و تعهد در کنار اخلاق و داشتن فرهنگ برخورد مناسب با مردم بر اساس عقلانیت است. اگر در جامعه‌ای مدیری هم تخصص و تعهد داشته باشد و هم از اخلاق خوب برخوردار باشد بر اساس عقلانیت آن جامعه رشد و پیشرفت خواهد کرد.» وی با اشاره به تاکیدات شهید بهشتی درباره ویژگی‌های شخصیتی یک مدیر، خاطرنشان کرد: «شهید بهشتی معتقد بود که مدیر کسی نیست که زیاد بدود و کار کند، بلکه مدیر فردی است که بیندیشد، فکر و برنامه‌ریزی کند و از انسان‌های متخصص و متدین در جای خود استفاده کند. یکی از مشکلات امروز کشور نیز مربوط به حوزه مدیریتی است». ناطق نوری افزود: «گاهی برخی از مدیران آنقدر سرگرم مسائل خرد می‌شوند که به برنامه‌ریزی، فکر کردن و استفاده بهینه از نیروها نمی‌رسند و گاهی نیز بر این بی‌برنامگی مسائلی از جمله گرایش‌های سیاسی، جناحی و باندی اضافه می‌شود.» ناطق نوری با تاکید بر اینکه تخصص، تعهد و اخلاق از ویژگی‌های شایسته‌سالاری است، به بیان خاطره‌ای از روند انتخاب رئیس صداوسیما در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی پرداخت و گفت: «در ابتدای انقلاب هنوز اینگونه نبود که رئیس صداوسیما را امام یا رهبری تعیین نمایند و به این صورت بود که شورای انقلاب فردی را در این زمینه انتخاب می‌کرد. در آن ایام من که مسئولیتی در جهاد سازندگی داشتم برای انجام کاری نزد آیت‌ا... بهشتی در دیوان عالی رفتم. هنگامی که در کنار آیت‌ا... بهشتی بودم، برای ایشان لیستی از اسامی افراد دارای صلاحیت برای ریاست بر صداوسیما ارسال کرده بودند و ایشان نیز آن لیست را بررسی و در کنار برخی اسامی علامتی به نشانه تایید قرار داده بودند. آیت‌ا... بهشتی لیست مذکور را به من نشان دادند و از من نیز خواستند که راجع به آن نظر خود را بیان کنم، هنگام مشاهده لیست به نام فردی بر خوردم که آیت‌ا... هاشمی در کنار نام او علامتی به نشانه تایید قرار داده بود. این در شرایطی است که آن فرد نسبت به ایشان بی‌مهری‌های بسیاری ابراز کرده بودند.» وی افزود: «موضوع را با آیت‌ا... بهشتی در میان گذاشتم، اما ایشان فرمودند «خوب آقای نوری، ممکن است ایشان با شخص بهشتی مشکل داشته باشد و از چهره من خوشش نیاید، اما مدیر لایقی است».

          پایان سکوت عبدا... نوری؟

          نام عبدا... نوری هم مانند ناطق نوری این روزها زیاد شنیده شده است که دلیلش هم پیشنهاد ریاست عبدا... نوری برای ریاست پارلمان اصلاحات بود که از سوی برخی اصلاح‌طلبان مطرح شد. برخی این پیشنهاد را منتسب به غلامحسین کرباسچی کردند تا از آن برای شکاف‌اندازی در جریان اصلاحات بهره ببرند، اما دبیرکل حزب کارگزاران با توضیحی مانع این سوءاستفاده شد و گفت‌: «موضوع اين بود كه مصاحبه‌كننده پرسيد اگر قرار باشد شوراي عالي تغيير كند ممكن است افرادي جاي آقاي عارف را بگيرند؟ من گفتم اين موضوع به انتخاب شورا بستگي دارد. خود شورا ممكن است افرادي را به عنوان رئيس، منشي و... انتخاب كنند. دوباره پرسيد ممكن است افرادي مثل آقاي عبدا... نوري به عنوان رئيس شورا مطرح شود. من گفتم بله ايشان هم مي‌تواند مطرح شود.» اما بدون شک جریان اصلاحات نمی‌تواند به راحتی چشم از قدرت سازمان‌دهی عبدا... نوری بردارد، چرا که او بارها و در مقاطع مختلف نشان داده قدرت سازمان‌دهی و به اجماع رساندن نیروهای اصلاح‌طلب را دارد. طرح نام ریاست عبدا... نوری شاید بهانه‌ای برای پایان دادن به سکوت او بود.

          منبع: آرمان

          • بازگشت
          • ناطق نوري
          • عبدالله نوري
          • سياست
          • اصلاحات
          • جامعه
            ]]>
            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Wed, 18 Jul 2018 10:56:22 +0430
            پيام هلسينكي به اقتصاد ايران http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17095-2018-07-17-05-17-17.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17095-2018-07-17-05-17-17.html پيام هلسينكي به اقتصاد ايران

            حميدرضا آريان‌پور: ديدار دو رهبر جنجالي كانون توجه‌هاست. يكي رييس‌جمهوري كه همه چيز را با پول مي‌سنجد و ديگري كسي كه براي افزايش نفوذ خود پول بسيار هزينه مي‌كند. آمريكا و روسيه درگير تنش‌هاي پرشمارند، اما دونالد ترامپ و ولاديمير پوتين بارها از يكديگر ستايش كرده‌اند.

            نخستين ديدار اين دو رهبر كه در كشورهاي خود و در جهان، موافقان و مخالفان سرسخت دارند، جنبه‌هاي گوناگوني دارد كه يكي از آنها مباحث اقتصادي است. مهم‌تر از ديدار دوشنبه اين دو در هلسينكي، پايتخت فنلاند، ادامه روندي است كه پس از اين گفت‌وگو شكل مي‌گيرد، روندي كه توانايي تحت تاثير قرار دادن اقتصاد جهان را نيز دارد تا آنجا كه «فوربس» اين ديدار را تعيين‌كننده آينده اروپا مي‌داند. اين تاثير براي ايران مهم است، مهم‌تر اينكه روسيه يكي از طرفين مذاكرات هسته‌اي است كه بناست به ايران كمك كند، گرچه عده‌اي در ايران به نيات «خرس» جهاني مشكوكند.

            هزارتوي مذاكرات

            يكي از موضوعات اقتصادي كه پيش از ديدار دوشنبه ترامپ و پوتين پيش‌بيني مي‌شد مورد مذاكره قرار گيرد، مساله تحريم‌ها بود. تحريم‌هايي كه پس از الحاق كريمه به روسيه از سوي آمريكا عليه اين كشور اعمال شده، از سال ٢٠١٤ پيوسته مورد اعتراض پوتين بوده است. اين تحريم‌ها با همراهي اتحاديه اروپا آغاز شدند اما آمريكا در سال‌هاي ٢٠١٧ و ٢٠١٨ با وجود ترديد ترامپ، تحريم‌هاي تازه‌اي به آنها افزود. در اين تحريم‌ها كه حوزه‌هاي مختلفي را متاثر مي‌كرد، نهادهاي مالي نيز محدود شده بودند. پيش از آن ٧ اليگارش تاثيرگذار روس و ١٧ مقام رسمي تحريم شده بودند. اكنون ترامپ قدرتي براي حذف اين تحريم‌ها ندارد چراكه آنها توسط كنگره تبديل به قانون شده‌اند اما او دست كم مي‌تواند تحريم‌هاي تازه‌اي وضع نكند و اين براي پوتين دستاوردي بهتر از هيچ خواهد بود. اين امر از آنجا براي روسيه مهم است كه اقتصاد لرزان اين كشور نبايد با موج تازه‌اي از نااطميناني روبه‌رو شود. تحريم‌هاي تازه مي‌تواند ارزش روبل را كمتر و سرمايه‌گذاران داخلي و خارجي را براي ادامه يا آغاز فعاليت مرددتر كند. در اين ميان پوتين ممكن است تلاش كند از سوريه به عنوان حربه‌اي براي كاهش يا پايان تحريم‌هاي مربوط به كريمه استفاده كند. كره شمالي نيز مي‌تواند وسيله‌اي مشابه باشد.

            بي‌راه نيست كه وزير مالي روسيه روز جمعه گفت اميدوار است ديدار دوشنبه رهبران روسيه و آمريكا تاثير مثبتي بر اقتصاد روسيه داشته باشد. آنتون سيلوآنوف همزمان به يك موضوع دردسرساز هم اشاره كرد؛ موضوع سياست‌هاي پروتكشنيستي (حمايت از كالاهاي داخلي با وضع تعرفه‌هاي نامرسوم بر كالاهاي خارجي) كه او معتقد است كل اقتصاد دنيا را تحت تاثير قرار خواهد داد. جنگ تجاري اخير آمريكا و چين، دو اقتصاد نخست جهان، بسياري را نگران كرده به ويژه از آن رو كه اروپا و كانادا و... نيز درگير تعرفه‌هاي ترامپي شده‌اند.

            اروپا ساعاتي پيش از ديدار هلسينكي هم شاهد تشديد نزاع با ترامپ بود. ترامپ كه چند روز قبل در ديدار با سران ناتو بار ديگر مساله لزوم افزايش هزينه‌هاي اروپاييان در ناتو را پيش كشيده بود، يكشنبه در مصاحبه‌اي با «سي‌بي‌اس» گفت: «فكر مي‌كنم اتحاديه اروپا در تجارتي كه با ما انجام مي‌دهد، دشمن ما است.» اين نگاه از آنجا اهميت دارد كه علاوه بر اقتصاد جهان، اقتصاد روسيه را نيز متاثر مي‌كند. اروپا پيش‌تر نيز به آمريكا گفته بود نمي‌تواند تحريم‌هايي به‌شدت آمريكا عليه روسيه وضع كند چراكه تجارت اروپا و روسيه قابل مقايسه با تجارت آمريكا و روسيه نيست. حالا فشار تجاري بر اروپا، ممكن است دست روس‌ها را بازتر كند، گرچه اروپا در هر حال سومين قدرت اقتصادي دنياست.

            دوگانگي‌هاي نگرش ترامپ به روسيه، با اينها پايان نمي‌گيرد. ترامپ در همين سفر اروپايي براي شركت در نشست ناتو، سازمان پيمان آتلانتيك شمالي، به‌شدت از برلين براي حمايت از خط لوله گاز روسيه به آلمان انتقاد كرد. رييس‌جمهور ايالات متحده مي‌گويد در حالي كه بيشتر بودجه ناتو- كه هنوز با نفوذ روسيه مقابله مي‌كند- بر دوش آمريكا است، حمايت عضو مهم ناتو از خط لوله‌اي ١١ ميليارد دلاري «نامناسب» است.

            پيچيدگي روابط اقتصادي طرف‌هاي متعدد اين مناسبات آشكار است و از اين رو حتي پس از پايان مذاكرات ترامپ و پوتين هم نمي‌توان قاطعانه درباره نفع يا ضرر روسيه از اين ديدار نظر داد. افزايش يا كاهش قدرت روسيه وابسته به روندهاي سياسي- اقتصادي ماه‌ها و سال‌هاي آينده خواهد داشت. با اين همه، سناريوهايي را مي‌توان ترسيم كرد.

            سناريوهاي پيچيده

            با توجه به پيچيدگي روابط و دغدغه‌هاي آمريكا و روسيه سناريوهاي متنوعي به ذهن مي‌آيد. موضوعات سياسي از جمله منع اشاعه هسته‌اي، اشغال كريمه، برجام، جنگ سوريه، صلح با كره‌شمالي و حتي شرايط عراق و افغانستان... از سويي و از سوي ديگر، موضوعات اقتصادي از قبيل تحريم‌هاي غرب عليه مسكو، همكاري‌هاي حوزه انرژي، تعرفه‌هاي تجاري و... مي‌تواند نزديك به صد سناريو را براي اقتصاد جهان پيش مي‌آورد كه هر يك به نحوي اقتصادهاي آمريكا و روسيه، جهان و ايران را تحت تاثير قرار مي‌دهد. در كل، مي‌توان گفت كه سناريوهاي تقويت‌كننده روسيه، نفع ايران را در پي دارد به شرطي كه كرملين، اقتصاد برجام يا سياست خارجي ايران را وجه‌المصالحه مذاكرات با آمريكا و اروپا قرار ندهد. همين هفته، مقام‌هاي ايراني و روس از آمادگي مسكو براي ٥٠ ميليارد دلار سرمايه‌گذاري در ايران خبر دادند. با اين وجود، فايننشال تايمز، از منبعي در دولت روسيه نقل كرده كه روس‌ها به دنبال توسعه برنامه «كالا مقابل نفت» با ايران است كه در آن شركت‌هاي ايراني كالاهاي روسي مي‌خرند و در مقابل نفت ايران به كشورهاي ثالث فروخته مي‌شود. در سناريوي تضعيف روسيه، تلاش ترامپ براي به صفر رساندن صادرات نفت ايران تشديد خواهد شد و حتي روسيه ممكن است با همراهي عربستان براي جبران كاهش عرضه در بازارهاي جهاني اقدام كند. با اين حال، بايد متذكر شد كه روسيه حتي پيش از آغاز مذاكرات هلسينكي هم دست بالا را داشت زيرا ترامپ در شرايطي به گفت‌وگو تن داد كه فشارها بر او به دليل محكوميت ١٢ روس در پرونده مداخله روسيه در انتخابات ٢٠١٦ آمريكا بالا گرفته بود.

            از سوي ديگر، اگر نزاع تجاري آمريكا با متحدانش به تضعيف اين اقتصادها منجر شود، روسيه باز در مذاكره با غربي‌ها قابليت امتيازگيري و در چنين سناريويي به دليل حضور همه طرف‌ها در «برنامه جامع اقدام مشترك»، براي ايران سناريوهاي مختلفي وجود خواهد داشت. چنان كه اشاره شد قدرت‌گيري اقتصاد روسيه در صورت بهره نبردن از كارت ايران، به نفع تهران خواهد بود اما بايد ديد مذاكرات روسيه- اروپا و آمريكا- اروپا به كدام سو خواهد رفت.

            تا مشخص شدن شرايط اقتصادي سياسي آمريكا، روسيه، اروپا و همين طور چين كه درگير جنگ تجاري بي‌سابقه با آمريكا و همچنين امضاكننده برجام است، مي‌توان اين پرسش را مطرح كرد كه روسيه همين حالا تا چه ميزان قدرت كمك به ايران را دارد؟

            سرمايه «خرس»

            بر اساس گزارش بانك جهاني، روسيه در سال ٢٠١٧ ششمين اقتصاد بزرگ جهان بوده، گرچه تضعيف ارزش واحد پولي اين كشور در سال‌هاي گذشته كاملا مشخص بوده است. اصلاحات اقتصادي- مالي در اين كشور شرايط شكننده‌اي را ايجاد كرده، با وجود اين، روسيه در سال ٢٠١٧ توانست پس از دو سال انقباض به رشد ٥/١ درصدي دست يابد. البته رشد توليد ناخالص داخلي روسيه بر اساس مقايسه قدرت خريد (PPP) پايين‌تر از چين، آمريكا، هند، ژاپن و آلمان است. در كل، رشد ناخالص چين با در نظر گرفتن PPP معادل ٧,٣ تريليون دلار بوده است. به اين ترتيب، اقتصاد روسيه در حال اجراي اصلاحاتي است كه موفق بوده‌اند اما اعتبار اقتصاد روسيه همچنان درجه يك نيست. در رتبه سنجي‌هاي بهار سال جاري، موسسه «اس ان پي» به روسيه اعتبار BBB با چشم‌انداز پايدار داده در حالي كه در زمستان قبل، موسسه «موديز» رتبه اعتباري Ba١ با چشم‌انداز مثبت را در نظر گرفته بود. از سوي ديگر، دولت روسيه در تازه‌ترين گزارش‌هاي خود، پيش بيني از رشد را براي سال ٢٠١٩ كاهش داده است. در حالي كه پيش‌تر رشد ٢/٢ درصدي پيش بيني شده بود، حالا انتظار رشد ١.٤ درصدي مي‌رود. خروج آمريكا از برجام كه موانع سرمايه‌گذاري اروپايي در ايران را دوچندان مي‌كند، قدرت روسيه را براي افزايش مناسبات با ايران به‌شدت افزايش مي‌دهد، اما سناريوهاي پيش گفته هميشه بايد مورد توجه باشد.

            منبع: اعتماد

            • پيام
            • هلسينكي
            • اقتصاد
            • ايران
            • آمريكا
            • روسيه
            • پوتين
            • ترامپ
              ]]>
              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Tue, 17 Jul 2018 09:46:12 +0430
              امريكا و اسرائيل چه خوابي براي ايران ديده‌ اند؟ http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17094-2018-07-17-05-14-24.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17094-2018-07-17-05-14-24.html امريكا و اسرائيل چه خوابي براي ايران ديده‌ اند؟

              سارا معصومي: سخن گفتن با مردم ايران از تل‌آويو و واشنگتن. تلاش براي تاثيرگذاري بر جريان‌هاي داخلي و همدردي با ايراني‌ها در فضاهاي مجازي مانند توييتر يا با ضبط و پخش ويدئوهايي در فضاهاي مجازي.

              دونالد ترامپ، رييس‌جمهور ايالات متحده، مايك پمپئو، وزير خارجه امريكا و بنيامين نتانياهو، نخست وزير رژيم اسراييل بازي همزمان جديدي را با ايران آغاز كرده‌اند: تلاش براي تعميق شكاف‌ها و تشديد تنش داخلي در ايران. درحالي كه دولت ترامپ مي‌گويد به دنبال تغيير نظام در ايران نيست و مطلوبش تغيير رفتار تهران در مسائل منطقه‌اي است و تحليلگران بسياري درباره تفاوت‌هاي تلاش براي تغيير نظام و تغيير رفتار سخن مي‌گويند اما به نظر مي‌رسد كه در پشت پرده امريكا، اسراييل و برخي از رفقاي آنها در حاشيه خليج فارس سياست تضعيف حاكميت در داخل را دنبال مي‌كنند. سياستي كه تصور مي‌كنند در سايه آن مي‌توانند ايران را به پاي ميز مذاكره كشانده و امتيازهاي منطقه‌اي را كه به دنبال آن هستند، دريافت كنند.

              بيشترين فعاليت‌هاي دونالد ترامپ، مايك پمپئو و بنيامين نتانياهو با محوريت تلاش براي تضعيف ايران از از داخل در توييتر انجام مي‌شود. وزارت خارجه ايالات متحده كه اين روزها مسووليت آن را مايك پمپئو در اختيار دارد صفحه‌اي به زبان فارسي دارد. هرچند كه تاريخ ايجاد اين صفحه به فوريه ٢٠١١ بازمي‌گردد اما در دوره رياست‌جمهوري باراك اوباما ماهيت توييت‌هايي كه به زبان فارسي منتشر مي‌شد با آنچه در ١٦ ماه گذشته از دولت ترامپ در اين صفحه قرار داده شده، متفاوت است. رژيم صهيونيستي نيز صفحه‌اي با عنوان اسراييل به فارسي در توييتر دارد و البته نخست‌وزير اين رژيم نيز از سال ٢٠١٥ علاوه بر صفحه توييتر خود صفحه ديگري را با زبان فارسي راه‌اندازي و مديريت مي‌كند. مايك پمپئو و دونالد ترامپ هرچند صفحاتي به زبان فارسي براي ايجاد ارتباط با مردم ايران ندارند اما به طور متوسط هر ١٠ روز يك بار توييت‌هايي را درباره ايران با دنبال‌كنندگان خود در ميان مي‌گذارند.

              فعاليت صفحه‌هاي مربوط به وزارت خارجه امريكا يا رژيم اسراييل به زبان فارسي در توييتر با شعار «زمان رويارويي با حقيقت فرارسيده است» به چند محور اصلي خلاصه مي‌شود: ١- بيان فعاليت‌هاي منطقه‌اي ايران در كشورهايي نظير سوريه، يمن، لبنان، عراق و فلسطين و تلاش براي تحريك افكار عمومي داخل ايران به واسطه اين فعاليت‌ها. ٢- بزرگنمايي هر گونه خبري كه درباره تحريم‌هاي ايران در فضاهاي رسانه‌اي منتشر شده است. ٣- تمركز بر مشكلات اقتصادي در داخل ايران و مقصر شناختن كل حاكميت در بروز اين مشكلات. ٤- سوار شدن بر موج اعتراض‌هاي مدني كه در ايران رخ مي‌دهد مانند ماجراي اعتراض‌ها به بازداشت مائده هژبري (نوجواني كه گفته مي‌شود به اتهام رقص در فضاي مجازي بازداشت و سپس فيلمي از اعتراف‌هاي وي از تلويزيون پخش شد.) ٥- ادعاي همراهي با مردم ايران و تاكيد بر آنكه هدف امريكا از بازگرداندن تحريم‌هاي هسته‌اي ايران نه مردم كه دولت است.

              امريكا و متحدانش در منطقه غرب آسيا جنگ با ايران را در چند حوزه سياسي، اقتصادي و رسانه‌اي آغاز كرده‌اند. تلاش براي منزوي كردن ايران در صحنه بين‌المللي، آغاز روند بازگرداندن تحريم‌هاي هسته‌اي و توسعه دامنه تحريم‌هاي اوليه و در حوزه رسانه‌اي نيز تلاش براي تاثيرگذاري بر افكار عمومي داخلي اقدام‌هايي است كه از زمان روي كار آمدن دولت ترامپ در امريكا دنبال شده است. ابزارهاي ترامپ براي تحت فشار قراردادن ايران مشخص است اما از هدف وي و متحدانش هنوز به شكل كامل رونمايي نشده است. اطرافيان رييس‌جمهور امريكا درباره ايران دو ديدگاه متفاوت دارند: جمعي تشديد فشار را ابزاري براي به پاي ميز مذاكره كشاندن تهران به منظور رسيدن به توافقي جامع مي‌دانند كه تمام اختلاف‌ها از مساله هسته‌اي تا فعاليت‌هاي منطقه‌اي و آزمايش‌هاي موشكي ايران را شامل شود و برخي اعتقاد دارند كه وقت آن فرارسيده كه با تشديد فشار اقتصادي و سياسي، ايده قديمي تغيير نظام در ايران را پيش برد. جمع نخست نظام فعلي را مي‌توانند تحمل كنند اما در شرايطي تضعيف شده و بله‌قربان‌گو و جمع دوم تنها راه عادي‌سازي رابطه تهران با واشنگتن و برخي از متحدانش را تغيير نظام در ايران مي‌دانند. جمع دوم براي فرداي پس از به ظن خود فروپاشي نظام در ايران، آينده‌ مشخصي متصور نيستند و در بهترين حالت گروهكي منفور مانند منافقين يا چهره‌اي منفورتر مانند رضا پهلوي را آلترنانيوهايي براي جمهوري اسلامي مي‌دانند. اخيرا رسانه اسراييلي هاآرتص در گزارشي به نقل از چندمقام اسراييلي بازگشته از مذاكره با امريكا درباره ايران نوشته بود كه برخي در دولت ترامپ اعتقاد دارند كه امروز پس از گذشت بيش از ٤ دهه از عمر جمهوري اسلامي فرصتي دست داده تا جرقه‌هاي تغيير نظام در ايران را زد. براساس همين گزارش هاآرتص، جان بولتون، مشاور امنيت ملي ترامپ كه رابطه بسيار خوبي با گروهك منافقين دارد سردسته گروهي است كه به هيچ سناريويي كمتر از تغيير نظام در ايران رضايت نمي‌دهد. منابع روزنامه هاآرتص مي‌گويند كه بولتون اعتقاد دارد اعتراض‌هايي كه در ايران درچندماه اخير رخ داده و بهانه‌هاي آنها نيز عمدتا اقتصادي بوده را بايد نشانه‌اي از ضعف حاكميت دانست. مشاور امنيت ملي ترامپ مداوم در گوش رييس‌جمهور زمزمه مي‌كند كه تشديد فشارهاي امريكا مي‌تواند نظام در ايران را تغيير دهد.

              با اين وجود، بولتون تنها تصميم‌گيرنده نيست. چهره‌اي مانند جيمز متيس در جامه وزير دفاع نگاه ديگري داشته و ترديد دارد كه پيشبرد ايده تغيير نظام در ايران از سوي امريكا عاقلانه باشد. وي با توجه به واقعيت‌هاي روي زمين مي‌گويد كه هرگونه تلاشي براي تغيير نظام در ايران مي‌تواند به جنگ نظامي با تهران منتهي شود. جنگي كه تبعات اقتصادي در بعد جهاني دارد و البته مي‌تواند وضعيت متحدان امريكا در منطقه را نيز به خطر اندازد. متيس و متيس‌هايي كه با اين نگاه در اطراف رييس‌جمهور امريكا هستند اعتقاد دارند كه هدف از هرگونه جنگ اقتصادي، سياسي يا رسانه‌اي با ايران بايد سر ميز مذاكره بازگرداندن تهران باشد. در ميانه متيس و بولتون، مايك پمپئو ايستاده است. مردي كه در ماه مه از ساختمان سيا به وزرات خارجه نقل مكان كرد و از همان بدو ورود نيز با پرونده كره شمالي درگير شد. هرچند كه پمپئو همواره از منتقدان سرسخت ايران بوده اما هاآرتص به نقل از يك منبع امريكايي مي‌گويد در اين مقطع زماني نگاه وي نيز بيشتر به متيس نزديك است تا بولتون. البته پمپئو در فضاي مجازي مانند توييتر حمايت‌هاي بسياري از اعتراض‌ها در ايران مي‌كند.

              درحالي كه اختلاف بر سر هدف از تشديد فشارها بر ايران به قوت خود باقيست اما اتفاق نظر درباره ابزار تشديد فشار در دولت امريكا وجود دارد. دولت ترامپ درحال كار با متحدان خود براي ايجاد ائتلافي جديد به منظور مقابله با مجموعه‌اي از رفتارهاي ايران كه آنها را تهديد مي‌خواند، است. واشنگتن مي‌گويد اين اتحاد از همه ابزارها براي تشديد فشار بر ايران استفاده مي‌كند اما همزمان امريكا براي پايان دادن به تحريم‌هاي ايران و عادي‌سازي رابطه با تهران آماده است البته به شرط آنكه ايران شروط امريكا را بپذيرد.

              يكي از دلايلي كه نمي‌توان گفت غايت نهايي ترامپ تلاش براي تغيير نظام يا مذاكره با ايران است، تعدد و تنوع چهره‌هايي است كه در داخل حلقه نخست تصميم‌گير اطراف ترامپ نيستند اما به نوعي مشاوران خارجي به حساب مي‌آيند كه رييس‌جمهور مرتب با آنها در تماس است. رودي جولياني، شهردار سابق نيويورك و وكيل شخصي ترامپ يكي از همين چهره‌ها است. مردي كه رابطه بسيار نزديكي با گروهك منافقين دارد. جولياني در ماه مارس ادعا كرده بود كه ترامپ به دنبال تغيير نظام در ايران است اما اين ادعا چندي بعد از اين تاريخ از سوي دولت ترامپ تكذيب و گفته شد كه موضع‌گيري‌هاي جولياني ربطي به سياست‌هاي دولت ترامپ ندارد.

              در اين ميان نمي‌توان فقط از چهره‌هاي امريكايي پيرامون ترامپ حرف زد و نقش چهره‌اي مانند بنيامين نتانياهو را ناديده گرفت. نتانياهو در چندماه اخير به‌شدت سرمايه‌گذاري روي گفت‌وگوي مجازي با افكار عمومي در ايران را پيش برده است. وي در ويدئوهايي كه گاه به گاه منتشر مي‌كند مستقيما ايراني‌ها را مخاطب قرار داده و تلاش مي‌كند با حمايت از اعتراض‌ها در ايران يا همدردي با ايراني‌ها در بحران‌هايي مانند آب، ادعاي دوستي با ملت را داشته و نظام را دشمن مشترك اسراييل و مردم ايران معرفي كند! رفتارهاي «بي‌بي» در فضاي مجازي نشان مي‌دهد كه وي اعتقاد دارد مي‌توان از بحران‌هاي اقتصادي براي تهيه خوراك اوليه تغيير نظام در ايران استفاده كرد.

              درحال حاضر سوال اينجاست كه آيا تكاپوهاي ترامپ و نتانياهو در فضاي مجازي با هدف جلب نظر افكار عمومي در ايران و در ميدان عمل با تشديد تحريم‌ها عليه تهران، جان بولتون را به آرزويش مي‌رساند يا جيمز متيس و هوادارانش را؟ زلماي خليل‌زاد، سفير سابق امريكا در عراق و افغانستان اخيرا در يادداشتي براي واشنگتن پست نوشته بود كه تاكتيك‌هاي ترامپ نه ايران را به زانو درمي آورد و نه منجر به سقوط نظام در ايران مي‌شود بلكه مي‌تواند ايراني‌ها را به پاي ميز مذاكره برگرداند.

              چهره‌هايي مانند بي‌بي يا نهادهايي مانند بنياد دفاع از دموكراسي (FDD) در حالي ايده تغيير نظام در ايران را دنبال مي‌كنند كه امريكا در دوره معاصر دو تجربه عراق و افغانستان و البته ليبي را از سر گذرانده است. با توجه به آن هزينه‌ها است كه امروز برخي در گوش ترامپ زمزمه مي‌كنند عصر قشون‌كشي نظامي براي تغيير نظام‌ها گذشته بلكه بايد فشارها بر يك نظام را و هزينه‌ها براي آن را افزايش داد و در نهايت افكار عمومي را با خود همراه كرد تا آنها خود دست به كار شوند. مشكلي كه در حال حاضر بر سر راه ترامپ براي پيشبرد اين ايده وجود دارد اين است كه تشديد فشاري كه آنها نياز دارند با همراه شدن متحدان اصلي‌شان جواب خواهد داد و در حال حاضر اروپايي‌ها به اضافه چين و روسيه براي حفظ برجام بيش از تشديد فشار بر ايران به دليل فعاليت‌هاي منطقه‌اي اصرار دارند. دونالد ترامپ و وزير خارجه‌اش اخيرا ژست پيشنهاد مذاكره به ايران را هم گرفته‌اند و شايد تصور مي‌كنند كه مي‌توانند با اين ژست بگويند كه ايران دست رد به مذاكره زد. اما حقيقت آن است كه نمي‌توان ليستي از بايدها و نبايدها مقابل يك كشور مستقل كه ديوار بي‌اعتمادي‌اش به امريكا بس بلند است، گذاشت و توقع پاسخ مثبت به مذاكره را داشت. روزي كه مايك پمپئو در نخستين سخنراني جدي پس از ورود به وزارت خارجه شرط و شروط‌ها براي ايران را مطرح كرد در همان فضاي مجازي با موجي از مخالفت‌هاي ايراني‌ها روبه رو شد؛ مخالفت‌هايي كه خط مشترك همه آنها يك چيز بود: ايراني استقلالش را معامله نمي‌كند.

              نگاهي به صفحات مقام‌هاي اسراييلي و امريكايي در فضاي مجازي در حقيقت مويد گزارشي است كه رسانه امريكايي اكسيوس اخيرا درباره تشكيل كميته مشترك ميان تل آويو و واشنگتن براي به راه‌اندازي اعتراض‌هاي داخلي در ايران منتشر كرده بود. هرچند كه مقام‌هاي امريكايي و اسراييلي به شكل رسمي از تاييد يا تكذيب اين خبر امتناع كرده‌اند اما رسانه روسي اسپوتنيك به سراغ تحليلگران و برخي منابع آگاه در اسراييل رفته و تاكيد مي‌كند كه همكاري ميان اسراييل و امريكا براي تحت تاثير قرار دادن فضاي داخلي ايران با توسل به حرفه‌اي‌ترين ابزارها ادامه دارد. يك تحليلگر اسراييلي در اين باره به اسپوتنيك گفته است: «اصلي‌ترين هدف كميته مشترك امريكا و اسراييل، ايجاد ناآرامي‌هاي داخلي در ايران است و البته اين نكته حائز اهميت است كه اسراييل هيچگاه تا اين اندازه وارد اين جبهه براي رويارويي با ايران نشده بود.»

              نكته مهم قابل برداشت از گزارش‌هاي «اكسيوس» و «اسپوتنيك» اين است كه هرچند دونالد ترامپ همه تلاش خود را براي تشديد فشارهاي اقتصادي بر ايران به كار گرفته اما به خوبي مي‌داند كه اگر همزمان با اين فشارهاي اقتصادي، ناآرامي‌ها در داخل كليد نخورد، امريكا به هدفي كه مي‌خواهد نخواهد رسيد. در اين ميان برخي قائل به تفاوت اهداف بي‌بي و نتانياهو در قبال ايران هستند. رفتارهاي نتانياهو در فضاي مجازي و ويدئوهايي كه در آنها تلاش مي‌كند دوستي خاله خرسه خود با ايران را به نمايش بگذارد، ثابت مي‌كند كه وي حداقل در رويا به دنبال تغيير نظام در ايران است. امريكايي‌ها يك بار در سال ١٣٣٢ (١٩٥٣ ميلادي) با دخالت سيا اقدام به براندازي دولت مصدق در ايران كردند؛ تجربه تاريخي‌اي كه در ذهن ايراني‌ها ماندگار شده است. با اين وجود چهره‌اي مانند استفان والت از تحليلگران ارشد مسائل بين‌الملل در توصيه‌اي به دولت كنوني امريكا مي‌گويد: تلاش براي ايجاد هرگونه ناآرامي و تغيير نظام در خاورميانه در نهايت به «هيچ» منتهي خواهد شد.

              منبع: اعتماد

              • امريكا
              • اسرائيل
              • خواب
              • ايران
              • برجام
              • دولت
              • فضاي مجازي
                ]]>
                hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Tue, 17 Jul 2018 09:43:19 +0430
                تشابه به جامعه مدني؛ آب در هاون كوبيدن http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17075-2018-07-16-06-23-10.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17075-2018-07-16-06-23-10.html تشابه به جامعه مدني؛ آب در هاون كوبيدن

                احمد بخارايي: بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسي، تشكيل اجتماعات و راهپيمايي‌ها بدون حمل سلاح به شرط آنكه مخل مباني اسلام نباشد، آزاد است.

                پس از اعتراضات دي سال ۹۶ كه از مشهد آغاز شد و به سرعت به بيش از صد شهر كوچك و بزرگ گسترش يافت و تعدادي كشته و تعدادي بازداشتي بر اساس آمار رسمي به دنبال داشت شوراي شهر تهران، شهرداري را مكلف كرد محل‌هايي را براي تجمعات و اعتراضات شهروندان تعيين كند. در نگاه اول به نظر مي‌رسيد اين مصوبه و اقدام بعدي، به مشاركت مدني ناشي از بروز اعتراضات و تخليه انرژي نهفته در ميان شهروندان منجر مي‌شود و اين روند هم متكي بر اصل ۲۷ قانون اساسي است. به دنبال تصميم شوراي شهر تهران، نهايتا در ۲۰ خرداد ۹۷ دولت آقاي روحاني مصوبه‌اي داشت كه شامل تعيين مكان‌هايي براي اعتراضات مدني مانند ورزشگا‌ه‌هاي دستجردي، تختي، معتمدي، آزادي، شيرودي و نيز بوستان‌هاي گفت‌وگو، طالقاني، ولايت، پرديسان، هنرمندان و... بود. علاوه بر اين در هيات دولت مصوب شد كه شوراي تامين شهرها با جمعيت شهري كمتراز يك ميليون، يك محل و بيش از آن، دو محل را مكلفند كه تعيين كنند. برخي مشخصات اين محله‌ها بر اساس مصوبه مذكور عبارتند از:

                - امكان ديده و شنيده شدن صداي تجمع‌كنندگان براي ساير شهروندان و رسانه‌ها موجود باشد.

                - باعث اختلال در خدمات‌رساني روزانه بخش عمومي مردم نشود.

                - از قابليت حفاظت انتظامي و امنيتي برخوردار باشد.

                اينك توجه به چند نكته حايز اهميت است:

                ١- چنين اقداماتي داراي كاركرد مثبت است زيرا امكان اعتراض را بيشتر فراهم مي‌كند و نهايتا مي‌تواند به اعتماد اجتماعي كمك كند اما اين موضوع به عنوان امر «مطلوب» مد‌نظر واقع مي‌شود يعني به خودي خود داراي ارزش است البته پس از آنكه امكان اعتراض در عرصه‌هاي ديگر مانند مطبوعات فراهم آمده‌باشد.

                ٢- اينكه دولت به جاي «مردم» ايفاي نقش مي‌كند نيز مي‌تواند در شرايطي كه جامعه مدني به علت نظارت امنيتي شديد حكومت، ضعيف است، خوب باشد.

                ٣- اما چرا مثلا اعتراضات مدني از سوي دانشجويان و كارگران در محل‌هاي خود تعريف نشده‌اند؟

                ٤- بنا به اصل ۲۷ قانون اساسي كه آزادي تشكيل اجتماعات را به شرط عدم ايجاد اختلال در مباني اسلام مي‌داند و در شرايطي كه ممكن است هر حركت كوچكي را با برچسب «تشويش اذهان عمومي» متهم كنند، تكليف چيست؟

                ٥- اينكه در هيات دولت مصوب شده است كه محل‌هاي مذكور بايد داراي قابليت حفاظت انتظامي و امنيتي باشند در كنار عملكرد اين نيروها تاكنون كه منجر به زنداني شدن بسياري از فعالان مدني شده است چه معنايي مي‌تواند داشته ‌باشد؟

                ٦- با اين تضاد كه از يك‌سو، معترضان در محل‌هاي تعيين شده از امكان ديده و شنيده شدن از سوي ساير شهروندان برخوردار باشند اما از سوي ديگر قيد مي‌شود كه باعث اختلال در خدمات‌رساني روزانه عمومي نشود، چه بايد كرد؟

                ٧- بر اساس موارد مذكور و با توجه به «متن سياسي» با قدمت چهار دهه در ايران مطمئنا هيچ آدم عاقلي براي انجام اعتراض خود به چنين جاهايي نمي‌رود و اين مصوبه هم همانند بسياري ديگر از مصوبات كه ناشي از عدم شناخت شرايط اجتماعي و واقعيات پيراموني و مطالبات جامعه مدني در ايران است اجرايي نمي‌شود. بنابراين فاصله زيادي وجود دارد بين امر «مطلوب» و امر «ممكن». هر چند يك مصوبه مي‌تواند «مطلوب» باشد اما لزوما «ممكن» نيست.

                - حال پرسش اين است كه چرا زمامداران ما اعم از جناحين اصولگرا و اصلاح‌طلبان رسمي، گاه از عمق لازم تحليلي برخوردار نيستند؟ ممكن است گفته‌شود بسياري از صاحبان قدرت در ايران فهميده‌اند كه خواست در صد قابل ملاحظه‌اي از جامعه مدني در ايران چيست اما در عمل، چاره‌اي جز حركت لاك‌پشتي بر اساس «يك گام به جلو» ندارند. تجربه چهار دهه فعاليت اجرايي بنده و ارتباط از نزديك با عناصر تصميم‌ساز در قدرت متشكل از دو جناح چپ و راست، حكايت از وجود سطحي‌نگري در عناصر اصلي جناحين دارد. اين معضل، جامعه را با بن‌بست‌هاي اجتماعي- اقتصادي مواجه كرده است.

                - در شرايط كنوني به نظر مي‌رسد كنشگري اصلاح‌طلبان داراي شناسنامه و صاحب تريبون در داخل (رسمي و حكومتي) از اهميت خاصي برخوردار است زيرا از يك سو اصلاح‌طلبان مترقي، عمدتا فاقد تريبون يا امكان فعاليت هستند و از سوي ديگر اميدي به جناح مقابل يعني اصولگرايان وجود ندارد زيرا تفاسير يكسويه از باورهاي ديني، قدرت تحليل و توان درك واقعيات پيراموني را نزد ايشان كاهش داده است. بنابراين همه آن دسته از اصلاح‌طلبان كه داعيه اصلاحات جدي دارند و نيز از قدرت و تريبون برخوردارند داراي رسالتي تاريخي در شرايط كنوني هستند و شايسته نيست كه سنگري براي ناكارآمدي ديگران باشند.

                منبع: اعتماد

                • تشابه
                • جامعه مدني
                • آب در هاون كوبيدن
                • اصلاح طلبان
                • اصولگرايان
                • مردم
                  ]]>
                  hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Mon, 16 Jul 2018 10:52:06 +0430
                  بحران‌ آب، برق یا اقتصاد؟ http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17073-2018-07-16-06-04-02.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17073-2018-07-16-06-04-02.html بحران‌ آب، برق یا اقتصاد؟

                  آرزو ضیایی: امسال به طور گسترده‌ شاهد بحران آب در کشور هستیم و برخی از استان‌ها با توجه به کم‌آبی و بی‌آبی‌های اخیر به سختی روزگار می‌گذرانند، اما کاش بحران آب به نبود آب ختم می‌شد، اما کشور همزمان با این بحران با مشکل دیگری نیز دست به گریبان است و آن معضل قطع مکرر برق در تهران و استان‌های دیگر است.

                  حال اقتصاد ایران خوب نیست و برق یکی از چرخ‌دنده‌های حرکت اقتصادی است، حال، این چرخ‌دنده گاهی می‌ایستد و کاسبی بسیاری از اصناف را دچار مشکل کرده است. مشکلات امروز در شبکه برق‌رسانی کشور در رابطه‌ای تنگاتنگ با افزایش بحران اقتصادی است و مردم را از وضعیت موجود گلایه‌مند می‌کند.

                  تابستان است و گرمای هوا بی‌سابقه، اما این تابستان چندان به مذاق مردم خوش نیامده است، زیرا تعداد زیادی از آنها از بحران آب گلایه‌مندند و از عملکرد فعلی مسئولان در مدیریت آب به دلیل قطعی، شوری یا نبود آب‌سالم ناراضی هستند. امروز بحران آب بخش قابل ‌توجهی از کشور به ویژه قسمت جنوبی آن را فراگرفته و در بخش مرکزی نیز تا اصفهان پیش آمده است. بحران آب تنها به نبود آب آشامیدنی سالم در مناطق مختلف ختم نمی‌شود که اگر می‌شد نیز همچنان مشکل ‌آفرین بود. افت بی‌سابقه بارندگی‌های سال آبی جاری موجب شده است تا ورودی آب به سدهای تامین‌کننده آب آشامیدنی کلان‌شهرها و به تبع آن میزان ذخایر این سازه‌ها به شکل چشم‌گیری کاهش یابد و 334 شهر کشور با جمعیتی بالغ بر 34 میلیون نفر را در معرض تنش آبی قرار دهد. سدها یکی از منابع تامین‌ کننده برق در کشور هستند و یکی از دلایل قطع مکرر برق در شهرهای مختلف ایران خالی یا نیمه‌‌شدن آب سدهاست. آخرین وضعیت سدهای بزرگ کشور حکایت از شرایط بحرانی هشت سد «لار»، «درودزن»، «کوثر»، «دوستی»، «زاینده‌رود»، «استقلال»، «حوضه کارون بزرگ» و «چاه نیمه‌ها» دارد. همچنین ارزیابی‌ها نشان می‌دهد حجم فعلی مخازن کل سدهای کشور در مقایسه با سال گذشته ۱۶ درصد افت را تجربه کرده‌اند. در این میان ورودی آب سدها نیز در مقایسه با سال گذشته کاهش ۳۴ درصدی را ثبت کرده‌ است. برخی دیگر از کارشناسان معضل قطع مکرر برق را حاصل امضای معاهده زیست ‌محیطی پاریس می‌دانند که براساس آن ایران باید سوزاندن سوخت‌هاي فسيلي را دوازده درصد كاهش دهد. این در‌حالی است که نيروگاه‌هاي حرارتي85 درصد برق كشور را تامين و از سوخت فسيلي استفاده مي‌كنند.

                  مردم راه‌دیگری برای اعتراض ندارند

                  مرغ‌های مرده‌، نان‌های خمیرشده‌ و بستنی‌های آب‌شده‌ای که سر از ساختمان نیرو در شهرهای مختلف کشور درآورده‌اند تنها نمونه‌های کوچکی از نحوه اعتراض اصناف به مشکلات پدیدارشده برای آنها در اثر قطع مکرر و بی‌اطلاع برق است. تعداد زیادی از مغازه‌داران و تولید‌کنندگان امروز دچار بحران عدم‌اطلاع‌رسانی خاموشی‌ها توسط شرکت توانیر هستند، زیرا اگر در یک منطقه قرار به قطع برق باشد تمام ساکنان به یک اندازه از این خاموشی رنج می‌برند و تفاوتی میان خانه‌های مسکونی و اماکن تجاری وجود ندارد. شرکت توانیر به ابلاغ جدول خاموشی‌ها در مناطق بسنده کرده است، اما در این جدول اثری از روزهای قطعی قطع برق نیست و همچنین برخی از مردم گلایه‌مندند که خاموشی‌ها براساس جداول اعلا‌م ‌شده در مناطق رخ نمی‌دهد. این شرکت این معضل را ناشی از نحوه مدیریت مصرف برق در مناطق مختلف می‌داند که براساس آن ممکن است ساعات خاموشی اختلاف نیم تا یک‌ساعته داشته باشند و جدول خاموشی‌ها قطعی نباشد. به گفته مسئولان قطعی‌های موقت برق راهکاری برای جلوگیری از خاموشی‌های سراسری در کشور است. برخی از شهروندان زمانی از قطع برق توسط اداره برق منطقه خود مطلع می‌شوند که برق محل‌زندگی یا کار آنها رفته و در واقع اطلاع از جداول‌خاموشی به‌کار آنها نمی‌آید. استهلاک شبکه برق‌رسانی نیز در مواردی باعث قطع ‌برق می‌شود، در واقع در زمان آغاز تا پایان دوره خاموشی ممکن است قسمتی از شبکه برق‌رسانی به علت کهنگی یا ایجاد اتصالات از کار بیفتد که ترمیم و اصلاح آن زمان می‌برد و قطعا به ساعات خاموشی می‌افزاید. هرچند شرکت ‌توانیر همواره در حال پایش شبکه‌های برق‌رسانی است، اما در مواردی این خرابی‌ها توسط مردم به این شرکت اعلام می‌شود. دولت به استانداران در تمامی شهرهای استان‌های هرمزگان، خوزستان، بوشهر و سیستان ‌و‌بلوچستان و نیز در شهرهایی از استان‌های کرمان، فارس، یزد، ایلام و سمنان که دمای بالاتر از ۴۵ درجه دارند این اختیار را داد که بنا‌بر تشخیص شرکت‌های توزیع نیروی برق، ساعات شروع و پایان کار ادارات و دستگاه‌های مشمول را به ساعت ۶:۳۰ صبح تا 13:30 تغییر دهند. استاندار تهران نیز ساعات کار ادارات را تغییر داد و به تبع آن مهدهای‌کودک، مترو و اتوبوسرانی ساعات کار خود را تغییر دادند، اما معضل قطع برق همچنان در تهران و سایر شهرها باقی‌ مانده و فعلا قطع برق و آب دردسر جدید شهروندان ایرانی شده است.

                  نیاز به همگرایی ملی برای عبور از بحران‌کنونی

                  معاون هماهنگی توزیع شرکت ‌توانیر در گفت‌وگو با «آرمان» در ارتباط با قطع مکرر برق در کشور می‌گوید: تغییر ساعات کاری ادارات باعث کاهش 400 مگاواتی مصرف برق در تهران و دو هزار مگاواتی مصرف در شهرستان‌ها شد. محمود‌رضا حقی‌فام می‌افزاید: امسال با گرمای همه‌گیر و بی‌سابقه در کشور روبه رو شدیم و محدودیت منابع آبی قدرت تولیدی برق را در کشور کاهش داده است، این محدودیت‌آبی به علت کم‌آبی در سال‌ گذشته است و برای تولید برق نیروگاه‌های آبی را به طور کامل در اختیار نداریم. او خاطرنشان می‌کند: همچنین احتیاط می‌شود تا از آب به میزان افراطی برای تولید برق استفاده نشود، زیرا منابع آبی برای شرب و کشاورزی نیز باید مورد استفاده قرار بگیرند. حقی‌فام می‌افزاید: اگر مشترکان به میزان مطلوب مدیریت مصرف انجام دهند منابع آبی در اختیار تلف نشده و محیط‌زیست هم حفظ می‌شود، همچنین محدودیت‌ها در تامین برق در سراسر کشور تقلیل می‌یابد. او می‌گوید: انشاءالله هوای کشور در نیمه مرداد رو به خنکی می‌رود و در نتیجه نیروگاه‌های حرارتی می‌توانند بار تولید برق را کاملا به عهده بگیرند. حقی‌فام می‌افزاید: مردم بخوبی همکاری کردند و اگر همکاری صورت نمی‌گرفت با توجه به گرمای هوا نیاز مصرف بالغ بر 60 هزار مگاوات برق می شد، اما به‌رغم این همکاری دوباره به همگرایی ملی بیشتری نیاز داریم تا 20 روز آینده آب پشت سدها را به دلیل تولید برق به هدر ندهیم. اگر مدیریت مصرف را بیشتر انجام شود این دوران را با موفقیت بیشتری می‌گذرانیم.

                  دهه 60 یا 90؟!

                  در شبکه‌های‌اجتماعی غوغای منحصر به فرد دیگری از شکایات مردم از وضعیت موجود برپاست، بسیاری از کاربران قطعی‌‌های مکرر آب‌و برق را بازگشت به دهه 60 می‌دانند و این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا بناست به شرایط دهه 60 برگردیم آن هم در حالی که در دهه 90 تقریبا هیچ کاری نمانده که برای آن محتاج برق نباشیم؟! به‌عنوان مثال در برج‌های مسکونی نفس آب به برق وصل است و عدم‌کارکرد پمپ‌های آب عملا هر واحد مسکونی را بی‌آب‌و‌برق می‌کند. علاوه براین ریموت‌های درهای پارکینگ، آسانسورها، وسایل‌ منزل و هرآنچه به مدد برق از آنها بهره‌ برده می‌شود با قطعی برق از کار می‌افتند. قطعی‌‌برق در مناطق مختلف درحالی رخ می‌دهد که نفس‌ کاسبی و تجارت برخی از اصناف، مغازه‌داران و صاحبان‌کارخانه و سرمایه باتوجه به گرانی ارز و سکه به شماره افتاده است و قطعا این وضعیت سبب ادامه و تشدید اوضاع نابسامان اقتصادی در کشور می‌شود.

                  لزوم مدیریت صحیح مصرف برق

                  یک عضو کمیسیون انرژی در گفت‌وگو با «آرمان» در ارتباط با مشکلات ناشی از قطعی برق برای مردم و اصناف می‌گوید: با شرایط خاصی در ارتباط با کمبود تولید برق و مصرف بیش‌از حد مصرف‌کنندگان مواجه‌ایم و عرضه و تقاضا با یکدیگر متوازن نیستند، بنابراین بروز این خامو‌شی‌ها طبیعی است. حسن بهرام‌نیا می‌افزاید: وزارت نیرو برحسب برنامه‌ششم توسعه باید پنج هزار مگاوات برق تولید می‌کرد و در واقع هر سال باید هزار مگاوات برق تولید می‌‌شد، که این اتفاق رخ نداده است، البته وزارتخانه کسری حدود پنج هزار مگاوات برق را ناشی از کمبود تولید برق از طریق آب عنوان می‌کند. در واقع در گذشته 9 هزار مگاوات تولید برقابی داشتیم، اما امسال به چهار هزار مگاوات رسیده است. از سوی دیگر مصرف زیاد برق توسط مراکز تولیدی، صنعتی یا خانوارهای پرمصرف مزید برعلت شده‌ و مشکل خامو‌شی‌ها را پدید آورده است. او تاکید می‌کند: وزارت نیرو باید پاسخگو باشد که چرا در راستای برنامه‌ششم توسعه قدم برنداشته و به میزان برق مورد‌اشاره در این برنامه نرسیده است. همچنین این وزارتخانه باید ساز و کاری تعریف کند تا براساس آن با کارگاه‌ها، مراکزی و افرادی که بیش از حد مصرف برق دارند برخورد شود، البته اخیرا برق چند وزارتخانه، مراکز و نهاد به این دلیل از سوی شرکت توانیر قطع شده که حرکت بسیار‌خوب و بازدارنده‌ای است. این ساز و کاری باید درباره خانوار‌های و کارگاه‌ها و کارخانجات تولیدی – صنعتی پرمصرف نیز تکرار شود و هزینه برق مصرفی آنها به صورت پلکانی محاسبه شود. بهرام‌نیا می‌گوید: در این صورت عرضه و تقاضا متوازن می‌شود. همچنین خاموشی‌ها باید با اطلاع قبلی، رعایت انصاف و عدالت‌اجتماعی در تمام مناطق کشور باشد تا از این مرحله سخت عبور کنیم و به شرایط بدتری نرسیم. بهرام‌نیا خاطرنشان می‌کند: هماهنگی و همکاری مدیران تولید و توزیع برق با یکدیگر باید در دستور کار آنها باشد تا افت ولتاژ کاهش پیدا کرده و بیش از این دچار افت ولتاژ برق و خاموشی‌ها نباشیم. او می‌افزاید: قطع ‌برق قطعا به مسائل و معضلات کنونی مردم دامن می‌زند و اگر این موضوع مدیریت نشود با توجه به فصل گرما و حدود پنجاه‌ روز بحرانی پیش‌رو و معضلاتی مانند میزان آب‌مصرفی، افزایش تبخیر آب و کمبود آب و برق تولیدی دچار معضلات جدی‌تری در این زمینه می‌شویم. بهرام‌نیا خاطرنشان می‌کند: بخش‌ جزئی تولید برق از آب و قسمت اعظم تولید از طریق نیروگاه‌های حرارتی و خوشیدی است، بنابراین اگر بحران برق را مدیریت نکنیم شرایط بدتر و در صورت مدیریت درست شاهد بهبود اندک در وضعیت برق‌رسانی در کشور هستیم.

                  منبع: آرمان

                  • بحران
                  • آب
                  • برق
                  • اقتصاد
                  • دولت
                  • مردم
                  • تابستان
                    ]]>
                    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Mon, 16 Jul 2018 10:32:58 +0430
                    اصلاح اصلاحات فصل مشترک اصلاح‌ طلبان http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17072-2018-07-16-06-00-32.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17072-2018-07-16-06-00-32.html اصلاح اصلاحات فصل مشترک اصلاح‌ طلبان

                    حمید شجاعی: در چند وقت اخیر همه از رئیس دولت اصلاحات گرفته تا چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب از اصلاحات و بازنگری در جریان اصلاحات سخن می‌گویند. گرچه مهم‌تر از بازنگری در این جریان چگونگی بازنگری است.

                    اصلاح‌طلبان باید بتوانند رویکردهای خود را تغییر دهند بیش از پیش به جوانان میدان داده و شعار‌های جدید و جذابی دهند. برخی عملکردها در مجموعه فراکسیون امید مجلس و به‌خصوص دولت حامی اصلاح‌طلبان موجب شده تا دولت سرمایه اجتماعی این جریان روبه افول برود. از این جهت بسیاری از فعالان سیاسی مهم‌تر از چگونگی حضور در مقاطع انتخاباتی آتی نگران عدم مشارکت مردم در انتخابات هستند. از این جهت اصلاح‌طلبان باید شعارها، اهداف و برنامه‌های خود را با تغییرات سیاسی و اجتماعی جامعه و مهم‌تر از آن مطالبات مردم همسو و هماهنگ کنند تا بتوانند همچنان گفتمان غالب در جامعه باشند و سرمایه اجتماعی خود را به همراه داشته باشند.

                    فصل مشترک

                    سال‌های میانی دهه 70 جریان اصلاحات در شرایطی پا به صحنه سیاسی جامعه گذاشت که تفکر غالب در عرصه سیاسی کشور راست سنتی بود و تاثیر این تفکر را می‌شد در همه حوزه‌ها به وضوح دید. در این شرایط اصلاح‌طلبان با شعارهای جدیدی چون آزادی بیان، قانون‌گرایی و جامعه مدنی وارد کنش سیاسی در جامعه ایرانی شدند و توانستند به مرور گفتمان خود را جامعه‌پذیر کنند. 2 دوره دولت اصلاحات و حضور در نهادهای انتخابی چون مجلس و شورای شهر در مقاطع مختلف انتخاباتی نشان از تاثیر این گفتمان در جامعه داشته، گرچه همزمان با این تاثیر کاستی‌هایی نیز به مرور زمان در این جریان به‌وجود آمده است. عملکرد این جریان در برخی مقاطع موجب شده تا سرمایه اجتماعی آنطور که باید به مطالبات خود نرسد و کم کم امید خود را به این جریان از دست دهد و این انگاره را که اصلاح‌طلبان نیز به فکر منافع و مطامع خود هستند به جامعه تزریق کند. با این اوصاف نکته مهمی که فصل مشترک همه اصلاح‌طلبان است بحث اصلاح و بازنگری در اصلاحات است. نامه اخیر جوانان اصلاح‌طلب به رئیس دولت اصلاحات نیز روایتگر این معناست که اصلاحات با رویکرد فعلی به محافظه‌کاری دچار شده و اگر روال بخواهد به همین گونه پیش برود این جریان حمایتی از جانب جوانان نخواهد داشت. این نامه به حدی ثاثیر گذار بوده که این بار خود رئیس دولت اصلاحات در دیدار با جوانان به مساله اهمیت بازنگری در اصلاحات پرداخته و لزوم این مساله را متذکر شده است. به تجربه ثابت شده که رویکردی که اصلاح‌طلبان در 2دهه اخیر پیش گرفته‌اند دیگر کارایی چندانی ندارد. از این جهت باید تغییراتی در رویکردها و روش‌ها در دستور کار قرار گیرد.

                    لزوم توجه به قشر ضعیف

                    اصلاح‌طلبان اگر نگاهی به گذشته داشته باشند می‌توانند با رفع اشکالات و تغییر رویکردها بازهم جامعه مدنی و سرمایه اجتماعی را به خود متمایل کنند. پذیرش این نکته که نگاه اصلاح‌طلبان همواره به قشر متوسط و بالای جامعه بوده و در هیچ مقطعی به مطالبات قشر پایین و ضعیف جامعه توجه نکرده‌اند می‌تواند قدمی رو به جلو برای اصلاح و بازنگری باشد. شاید بهتر باشد در این راستا به سخن حجت‌الاسلام والمسلمین سیدهادی خامنه‌ای دبیرکل سابق نیروهای خط امام(ره) بازگردیم که گفت: «روی کارآمدن احمدی‌نژاد تقدیر ما نبود، بلکه تقصیر ما بود.» بله احمدی‌نژاد در سال 84 دقیقا بر نقاطی دست گذاشت که اصلاح‌طلبان از آن غافل بودند و همین شد که در انتخابات به سادگی به پیروزی رسید. پس اصلاح‌طلبان باید بدانند همانطور که باید روی قشر فرهیخته و متوسط شهرنشین برنامه‌ریزی کنند باید قشر پایین و ضعیف جامعه را نیز در بر بگیرند و بفکر مطالباتشان باشند.

                    اهداف مهم‌تر از افراد

                    شکی نیست که افراد بسیاری زحمت کشیده‌اند تا جریان اصلاحات به قوام و دوام لازم برسد، اما به قرائت بسیاری امروز یکی از جدی‌ترین پاشنه آشیل‌های جریان اصلاحات قلب ماهیت این جریان است. به گونه‌ای که امروز بعضا ساختارها و افراد مهم‌تر از شعارها و اهداف شده‌اند. بیش از اینکه به آینده جریان اصلاحات، برنامه‌های پیش رو و چگونگی حفظ سرمایه اجتماعی اهمیت داده شود به ساختارهایی چون پارلمان اصلاحات، شورای عالی سیاستگذاری و..... توجه می‌شود یا بیش از خردجمعی به افراد و وزن کشی‌های سیاسی اهتمام می‌شود. به نحوی که غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران معتقد است: «همین مساله موجب شده تا شعارهای اصلاح‌طلبی خاصیت و تحرک خود را از دست داده و روی کاریزمای فردی متکی شود. متوسل شدن به رئیس دولت اصلاحات و تكرار كردن وی مصداق اين تمركز روي فرد است.» اصلاح‌طلبان اگر می‌خواهند به حیات سیاسی خود ادامه دهند باید شعار، برنامه و اهداف خود را با نیازها و مطالبات مردم تطبیق دهند. البته این مساله بدین معنی نیست که افراد و ساختار‌ها اهمیت ندارند، بلکه اینجا رابطه اولیت و اولویت است یعنی شعارها و اهداف نسبت به افراد و ساختار‌ها تقدم دارند.

                    در نهایت

                    آنچه می‌تواند در اصلاح اصلاحات مفید باشد نکاتی است که شاید به نظر برخی سطحی بیاید، اما راهگشاست. اصلاح‌طلبان باید بتوانند در شعارهای خود نوسازی به‌عمل آورند و شعارهای جاذبه‌دار به مردم بدهند تا بازهم مردم اصلاحات را جریانی فزاینده، فعال، پویا و مطالبه‌گر ببینند نه جریانی منفعل که صرفا درصدد بقای سیاسی است. این خاصیت جهان سیاست است که هر جریانی اگر خود را با تغییرات سیاسی و اجتماعی جامعه به‌روز نکند به دست فراموشی سپرده خواهد شد. اصلاح‌طلبان نیز از این امر مستثنی نیستند، پس باید بدانند که در صورت عدم بازنگری در رویکردها، ساختارها و در کل اصلاح اصلاحات با عدم اقبال عمومی و عبور مردم از این جریان مواجه خواهند شد.

                    منبع: آرمان

                    • اصلاح
                    • اصلاحات
                    • فصل مشترك
                    • اصلاح طلبان
                    • احزاب
                      ]]>
                      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Mon, 16 Jul 2018 06:59:28 +0430
                      روايت اتهام 39 ساله http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17043-39.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17043-39.html روايت اتهام 39 ساله

                      «نه! من فريادي ندارم. ملت ايران ملت بزرگوار و باگذشت و فداکاري است». اين شايد پاسخ مناسبي باشد براي آنها که بعد از مرگ عباس اميرانتظام، همچنان مقابل هم صف‌آرايي کرده و ادعايي سي‌وچندساله را واکاوي مي‌کنند.

                      خبر درگذشت اميرانتظام که بر خروجي خبرگزاري‌ها قرار گرفت و بعد هم در فضاي مجازي منتشر شد، آنها که همچنان او را جاسوس مي‌خوانند، با همين لحن از او ياد کرده و اسناد ادعايي خود را هم منتشر کردند. در مقابل اما آنها که اميرانتظام را بي‌گناه مي‌دانستند، روز گذشته در مراسم تشييع پيکرش شعار اميرانتظام مظلوم سر دادند. اميرانتظام که از ابتداي انقلاب همه عمرش را در زندان يا در منزل و ممنوع‌الخروجي سپري کرد، در بهشت زهرا به خاک سپرده شد، در حالي که احمد منتظري، فرزند آيت‌الله منتظري، بر پيکرش نماز گزارد و همه حرف و حديث‌ها درباره اينکه دوباره دادگاهي تشکيل و از او اعاده حيثيت شود، پايان پذيرفت.

                      اواخر سال 96 و ايام تعطيلات بود که برشي از مصاحبه اميرانتظام با برنامه خشت خام حسين دهباشي، او را از قعر تاريخ، اين بار مقابل قضاوت مردم گذاشت. آن مصاحبه کافي بود که دوباره يک پرونده کهنه باز شود و اين بار مردم به قضاوت درباره آنچه به اميرانتظام نسبت داده شده، بپردازند. همين بهانه کافي بود تا چندي بعد، محسن ميردامادي، يکي از همان دانشجوياني که ديوار سفارت را گرفت و بالا رفت، بعد از 37 سال اعلام کند از اسناد به‌دست‌آمده از سفارت آمريکا درباره اميرانتظام جاسوسي مستفاد نمي‌شود. او اين سخنان را درحالي مطرح کرد که روزهاي نخستين انقلاب، وقتي شور انقلابي داشتند و سفارت را به تسخير خود درآوردند و اسناد آن را رو کردند، اتهام جاسوسي را هم به اميرانتظام زدند. در اين سال‌ها بعضي از آنها از آنچه به او روا داشتند، ابراز ناراحتي کردند. يکي از آنها ابراهيم اصغرزاده، ديگر دانشجوي خط‌امامي و از اشغال‌کنندگان سفارت، بود که يکي، دو سال قبل با ميزباني نشريه انديشه پويا به ديدن اميرانتظام رفت.

                      روايت يک ديدار

                      اميرانتظام در آن ديدار در پاسخ به اينکه حالا هرچه فرياد داريد بر سر آقاي اصغرزاده بزنيد، گفته بود: «نه! من فريادي ندارم. ملت ايران ملت بزرگوار و باگذشت و فداکاري است. چندي قبل در پاريس به مناسبت سيزدهم آبان مراسم بزرگداشتي برايم برگزار شد. سخنرانان اين مراسم که بسياري از آنها سابقه چپ داشتند، بيشتر عليه خودشان صحبت کردند و از نوع رفتارشان در قبال من انتقاد کردند».

                      اصغرزاده در آن ديدار گفته بود: «... ديده‌ام که شما (عباس اميرانتظام) چند بار گفته‌ايد حاضريد دوباره در حضور هيئت‌منصفه محاکمه شويد. خيلي دلم مي‌خواهد در اين قضيه اگر کاري از دست من برمي‌آيد انجام دهم. همراه با دوستان کاري را شروع کرديم و آن بحث درباره اسناد لانه است. آقاي ميردامادي هم بحثي را مطرح کردند. ما در نشر اسناد لانه تندروي کرديم و حق نداشتيم روي محتواي اسناد قضاوت کنيم. اين حرف‌ها و اقدامات شايد ما را تا حدودي تبرئه بکند که البته اصلا مهم نيست. بلکه مهم اين است که اين حرکت‌ها چقدر نتيجه مثبت در افکار عمومي بگذارد و باعث شود که جامعه به رفتار خود نگاه مجدد داشته باشد. اميرانتظام گفته بود: «براي من خيلي جاي تعجب است که واژه «اميرانتظام عزيز» اين‌قدر معني و مفهوم در اين جامعه دارد. اينکه ساليوان به من نامه بنويسد «آقاي اميرانتظام عزيز...» واقعا اين‌قدر تأثير دارد؟ ‌فقط من بودم که با آمريکايي‌ها مذاکره کرده بودم؟‌ آقاي بهشتي هم بارها با آمريکايي‌ها مذاکره کرده بود و اخيرا هم اسنادي از آن منتشر شد».

                      اميرانتظام عزيز

                      «اميرانتظام عزيز!»، يکي از همان مواردي است که دانشجويان به استناد آن مهر جاسوسي بر پرونده اميرانتظام زدند. ال. بروس لينگن، کاردار موقت سفارت آمريکا در ايران، در دهم جولای ۱۹۷۹ درباره او، در نامه‌اي به سفير آمريکا در سوئد چنين نوشت: «آقاي سفير عزيز! شما به‌زودي همکاري ايراني به نام عباس اميرانتظام، معاون سابق نخست‌وزير و سخنگوي دولت را در کنار خواهيد داشت. او توسط دولتش به مقام سفير در کشور سوئد با اعتبار‌نامه براي نروژ، فنلاند، دانمارک و ايسلند منصوب شده است. چه مرد خوشبختي!».

                      عباس اميرانتظام، معاون نخست‌وزير در دولت موقت، پس از انقلاب و سفير پيشين ايران در اسکانديناوي و سوئد بود که بعد از تسخير سفارت و اتهام دانشجويان تسخيرکننده به او مبني بر جاسوسي براي سازمان سيا، با ترفندي به ايران آمد و بازداشت شد.

                      آنها که عقب نشستند؛ ابراهيم اصغرزاده

                      اگرچه اصغرزاده در آن ديدار رسما اتهامات خود را پس نگرفته و فقط از تندروي درباره اميرانتظام سخن گفته بود، اما در مصاحبه با اعتمادآنلاين در اين‌باره نظر ديگري داشت: «من هم رفتاري را که با آقاي اميرانتظام شده است، جفا در حق ايشان مي‌دانم. به همين دليل هم اخيرا به ديدار ايشان رفتم و تقاضا هم داشتم محاکمه ايشان تجديد شود تا با فراهم‌شدن شرايط بررسي مجدد، از ايشان اعاده حيثيت صورت گيرد. سال 76 يا 77، اوايل دولت اصلاحات با برخي از دوستان که به اين نتيجه رسيدم در حق آقاي اميرانتظام ظلم شده، به ديدن آقاي محمدي‌گيلاني (رئيس ديوان عالي کشور وقت) رفتيم و به ايشان توصيه کرديم که پرونده آقاي اميرانتظام را مختومه اعلام و موجبات آزادي ايشان را فراهم کنند. در پاسخ به درخواست ما آقاي محمدي‌گيلاني گفتند در اين‌باره خود آقاي اميرانتظام بايد تقاضاي عفو کنند که من گفتم ايشان تقاضاي عفو نمي‌کند و ادعايش اين است که اتهامات قابل‌قبول نيست، اما متأسفانه آقاي محمدي‌گيلاني نپذيرفت. من معتقدم بايد در آن تجديدنظر مي‌شد. من چون آقاي بازرگان را انساني مؤمن و انقلابي مي‌دانم، نظر آقاي بازرگان را که مي‌گويد آقاي اميرانتظام جاسوس نيست، مي‌پذيرم و فکر مي‌کنم بايد صحبت‌هاي آقاي بازرگان در دادگاه اميرانتظام شنيده مي‌شد».

                      مصطفي تاج‌زاده هم چندي پيش در مصاحبه با اعتمادآنلاين اذعان کرده بود: «ما در حق اميرانتظام ظلم کرديم، فکر مي‌کرديم جاسوس آمريکاست و بايد رسوا شود ولي نبود. يک عمر برايش زندان بريدند؛ خوب ما ظلم کرديم؛‌ تعارف نداريم که...».
                      محسن ميردامادي

                      محسن ميردامادي، از رهبران دانشجويان در زمان حمله به سفارت آمريکا، فروردين سال جاري به سايت تاريخ ايراني گفته بود: «موضوع آقاي اميرانتظام و مشکلاتي که براي ايشان پيش آمد، دغدغه ذهني من و احتمالا امثال من بوده است. به همين دليل من اسناد سفارت آمريکا در رابطه با اميرانتظام را که پس از اشغال سفارت منتشر شد، بار ديگر مطالعه کردم. در شرايط فعلي که آن هيجان‌زدگي فضاي عمومي دوران انقلاب و به‌خصوص ماه‌هاي پس از اشغال سفارت ديگر وجود ندارد، طبعا منصفانه‌تر مي‌توان در اين‌گونه موارد قضاوت کرد. من در اين اسناد هيچ مطلبي که بر جاسوس‌بودن اميرانتظام دلالت کند، نديدم. در بررسي‌هايي که اخيرا کردم، پس از ارائه اسناد سفارت به مراجع ذي‌ربط گروهي که مسئول بررسي آن اسناد و انجام تحقيقات از آقاي اميرانتظام شده بودند نيز در همان زمان به اين نتيجه رسيده بودند که اتهام جاسوسي متوجه ايشان نيست... درواقع از همان سال‌هاي اول انقلاب بحث اتهام جاسوسي نسبت‌داده‌شده به ايشان مورد پرسش و ابهام بوده است، ولي امروز در فضاي کنوني خيلي قاطع‌تر مي‌توان گفت که اتهام جاسوسي درست نبوده است...».

                      عباس عبدي

                      در اين ميان فقط عباس عبدي، از ديگر دانشجوياني خط امامي، نظر متفاوتي داشت. اميرانتظام در کتاب خود نوشته بود که اسناد سفارت، جعلي و ساخته دست دانشجويان بوده است. اما عبدي در پاسخ به اين موضوع در مصاحبه‌اي گفته بود: «آقاي اميرانتظام مرتکب جرمي شده که مجازات آن را بايد تحمل کند... . اگر آن مدارک جعلي بود، آمريکايي‌ها واکنش تندي نشان مي‌دادند؛ از چند دانشجو که زبان انگليسي نمي‌دانستند، بعيد بود که بتوانند مدارک آمريکايي‌ها را جعل کنند... . زندان او طولاني شد و پنج سال حبس برای او کافی بود».

                      اکبر هاشمي‌رفسنجاني

                      اکبر هاشمي‌رفسنجاني در کتاب خاطراتش نوشته است: «شايد يکي از پرسروصدا‌ترين افشاگري‌هاي دانشجويان، انتشار اسناد مربوط به عباس اميرانتظام بود که بر مبناي آن، دانشجويان او را به جاسوسي براي سازمان سيا متهم کردند و با هماهنگي دادستاني انقلاب، او را که سفير ايران در استکهلم بود و در تاريخ 29 آذر 1358 به ايران فراخوانده شده بود، دستگير و رهسپار زندان کردند... در اين مورد بخصوص، نظر برخي از ما اين بود که اسناد فاش‌شده تا آن زمان، نشان‌دهنده جاسوسي اميرانتظام نبود و در اين زمينه حرف‌هاي آقاي بازرگان را که ايشان را جاسوس نمي‌دانست، تأييد مي‌کرديم. البته نمي‌خواستيم بگوييم که دانشجويان دروغ مي‌گويند، بلکه معتقد بوديم اسنادي که آنها افشا کرده‌اند، نشان‌دهنده جاسوسي نيست».

                      بعد از پيروزي انقلاب، اميرانتظام به‌عنوان معاون نخست‌وزير (بازرگان) و سخنگوي دولت موقت انتخاب شد. پس از آن هم به دليل فشارها عليه اميرانتظام، بازرگان او را به‌عنوان سفير ايران در حوزه کشورهاي اسکانديناوي انتخاب کرده و روانه سوئد کرد. اما به استناد اسنادي که از سفارت آمريکا در ايران و از سوي دانشجويان تسخيرکننده سفارت به دست آمد، درحالي‌که سفير ايران در سوئد بود، به ايران فراخوانده شده و يک روز بعد به اتهام جاسوسي بازداشت شده و نزديک به 15 ماه را در بازداشت سپري کرد.

                      عباس اميرانتظام

                      عباس اميرانتظام در مصاحبه با روزنامه جامعه مورخ هفتم، هشتم و نهم ارديبهشت 1377، درباره اتهام جاسوسي خود گفته بود: «شما اطلاع داريد که در دولت موقت من معاون نخست‌وزير، سخنگوي دولت و مسئول مذاکره و مکاتبه با تمام سفارتخانه‌ها در داخل کشور بودم، از جمله آمريکا؛ ما با آمريکا بيشترين قرارداد‌ها را داشتيم؛ چيزي حدود هزارو200 قرارداد، بنابراين مراجعه آنها براي ارتباط با دولت بيشتر با نخست‌وزيري انجام می‌شد. چه آقاي سوليوان به طور شخصي يا کاردار ايشان يا از طريق مکاتباتي که با ما صورت مي‌گرفت. بنابراين ملاقات‌ها به صورت روزانه يا چند بار در هفته انجام مي‌شد. ملاقات‌ها کاملا رسمي و در دفتر نخست‌وزيري انجام مي‌گرفت و معمولا در حضور عده‌اي از همکاران من که در قسمت سياسي کار مي‌کردند، در دفتر خودم اتفاق مي‌افتاد. نامه‌هايي را که نمايندگي‌هاي دولت‌هاي خارجي در ايران به نخست‌وزيري مي‌نوشتند، من مطالعه مي‌کردم و نتيجه را به مهندس بازرگان، نخست‌وزير، اطلاع مي‌دادم. اين مسئوليت را آقاي بازرگان به من داده بودند. ما با همه سفارتخانه‌ها مکاتبه مي‌کرديم و جواب نامه‌هاي آنها را مي‌داديم؛ از جمله سفارت آمريکا. بعد‌ها وقتي در آبان ۱۳۵۸ سفارت آمريکا اشغال شد و اسمش را گذاشتند جاسوس‌خانه، تمام مکاتباتي را که از آنجا به دست آوردند، به عنوان اسناد لانه جاسوسي تلقي کردند، در‌حالي‌که اين اسناد مکاتباتي رسمي و قانوني است که بين دولت آمريکا و دولت ايران انجام شده و بخشي از آنها را من از طرف نخست‌وزير امضا کردم، اما آنهايي که سفارت را اشغال کردند، اين نامه‌ها را به عنوان اسناد جاسوسي عليه دولت وقت و شخص من مورد استفاده قرار دادند».

                      توطئه آمريکا

                      اميرانتظام در آن مصاحبه گفته بود: «کاملا من معتقدم که سفارت آمريکا و CIA توطئه کرده بودند که مليون را از صحنه سياست ايران خارج کنند. دولت موقت متهم شد به اينکه طرفدار آمريکاست و من هم متهم شدم که رابط بين دولت آمريکا و دولت موقت بودم. اين اتهامات را آمريکا درست کرد و در سفارت آمريکا باقي گذاشت و وقتي سفارت آمريکا اشغال شد، آنها اين اتفاق را پيش‌بيني مي‌کردند».

                      توضيح درباره عزيز

                      او درباره واژه اميرانتظام عزيز، به ماجراي بازداشت يک آمريکايي که مسئول رفت‌وآمد به يک شرکت آمريکايي بوده، اشاره کرده است. اتفاقي که در اسفند 57 رخ داده و اميرانتظام با همراهي مهدي بازرگان او را آزاد مي‌کند. بعدا سوليوان در نامه‌اي براي قدرداني از اميرانتظام او را اميرانتظام عزيز خطاب مي‌کند. اميرانتظام در آن مصاحبه گفته بود:«... آقاي محمدي گيلاني، رئيس دادگاه، اين‌چنين تعبير کردند که حتما من سابقه آشنايي و دوستي قديمي با آقاي سوليوان داشته‌ام. هرچه به ايشان توضيح دادم که آقا! اين الفباي ديپلماسي در جهان است و هر‌گاه دو نفر ديپلمات براي هم نامه مي‌نويسند هميشه از لغت Dear استفاده مي‌کنند».

                      دفاع بازرگان از اميرانتظام

                      عباس اميرانتظام، متولد 1311 در تهران و داراي مدرک کارشناسي ارشد ساختمان از دانشگاه برکلي آمريکا در سال 1345 بود. او از هواداران نهضت ملي نفت و مصدق بود و البته با تأسيس نهضت آزادي ايران، به اين گروه پيوست. اميرانتظام همچنين از دوستان و وفاداران به مرحوم مهدي بازرگان بود و شايد همين دوستي و رفاقت بود که بازرگان را تا لحظات سخت اميرانتظام در دادگاه، به‌عنوان حامي او حفظ کرد؛ آن‌هم در شرايطي که نهضتي‌ها از عضو خود دست کشيده بودند. بازرگان نه‌تنها در جلسات دادگاه به دفاع از اميرانتظام پرداخت، بلکه به روايت فرشته، دختر مرحوم مهندس بازرگان، اميرانتظام يکي از دغدغه‌هاي مهندس تا پايان عمر او بوده است. اميرانتظام همين موضوع را در مصاحبه‌اي اين‌گونه روايت کرده بود: «من در سال ۱۳۳۰ شمسي وارد دانشکده فني دانشگاه تهران شدم و مهندس بازرگان آن زمان رئيس دانشکده فني بودند. هر دو ملي بوديم البته با اختلاف سن، اما از‌‌ همان زمان جذب يکديگر شديم... در زندان تماس حضوري نداشتيم، اما هميشه پيام‌ها و دغدغه‌هاي خود از وضع کشور را از طريق فاميل به يکديگر مي‌رسانديم. اگر حمل بر بزرگي نشود، يکي از دغدغه‌هايشان من بودم. زماني که مسعود بهنود به تهران آمده بودند و براي نوشتن کتاب 275 روز با مهندس بازرگان صحبت کرده بودند، وقتي از ايران رفتند نامه‌اي براي ما نوشتند که آقاي بازرگان به ايشان گفته او مي‌رود، اما تا‌زماني‌که مشکل اميرانتظام حل نشود، يک دست او از قبر بيرون است. آن مرد شريف و پاک و وطن‌پرست، هيچ‌چيز جز بزرگي و آزادي ايران نمي‌خواست. ايشان تنها مرد بزرگي در تاريخ ايران بود که آمد و مسئوليت تمام کار‌ها را بر عهده گرفت. مهندس گفتند: «من بودم که از اميرانتظام خواستم به سفارت آمريکا، انگلستان، آلمان، فرانسه و هلند برود و براي ما اطلاعات جمع کند و بگيرد. من شهادت مي‌دهم که ايشان در تمام مدت اطلاعات گرفته و به دولت من داده است نه اينکه اطلاعات بدهد». در آنجا نمونه‌هايش را هم ذکر کرده بودند؛ به‌طوري‌که سه ساعت سخنراني ايشان در دادگاه طول کشيد و در تمام اين مدت شرافتمندانه از من دفاع کردند و گفتند اگر قرار است کسي را محاکمه کنيد، بياييد من را يعني مهندس بازرگان را محاکمه کنيد».

                      اخراج از زندان

                      اميرانتظام در زمان بازداشت ۴۷ساله بود، بيش از يک سال بعد از بازداشت در دادگاهي به رياست مرحوم گيلاني به اعدام محکوم شد، اما با تلاش‌هاي مهندس بازرگان، رئيس دولت موقت، اين حکم به حبس ابد کاهش يافت. بعد از گذراندن 18 سال در سال 77 از زندان اوين خارج شد يا آن‌طور‌که خودش گفته اخراج شد: «از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۷۷ در اوين و قزل‌حصار و گوهردشت زنداني بودم. بعد، مرا در دي‌ماه ۱۳۷۳ از زندان اوين به يک بازداشتگاه وزارت اطلاعات در شمال تهران منتقل کردند، منزل کوچکي بود که چند اتاق در طبقه دوم داشت. در يکي از اتاق‌ها هم آقاي کيانوري زندگي مي‌کرد، يک اتاق را هم به من دادند که در آنجا زندگي کردم. مدتي اصلا ملاقات نداشتم، بعد چند ساعتي ملاقات دادند... مرا چهار‌شنبه‌ها مي‌آوردند و شنبه‌ها مي‌بردند، اين ملاقات‌ها هر 15 روز يک بار صورت مي‌گرفت... تا اينکه در اول آذر ۱۳۷۵ آقايان مرا براي ملاقات به منزل اقوامم آوردند و شنبه صبح به دنبالم نيامدند. من تلفن کردم و سؤال کردم که چرا نيامديد؟ گفتند: راننده به سفر رفته، فردا تلفن کردم، گفتند هنوز از سفر نيامده. مدتي بهانه راننده مطرح بود، بعد گفتند ماشين بنزين ندارد يا لاستيک ندارد، يا خراب است. بهانه‌ها يک ماهي طول کشيد و من هر روز تلفن مي‌کردم... اواخر آذر ۱۳۷۵، آخرين‌بار که تلفن کردم، آقاياني که مسئول بازداشت من بودند گفتند تا اطلاع ثانوي ديگر دنبال شما نمي‌آييم؛ بنابراين من از آن تاريخ آزاد هستم. آمدم به ‌دنبال خانه‌ام، آن را درست کردم و در همين‌جا که گفت‌و‌گو مي‌کنيم، زندگي را آغاز کردم. تا مدت‌ها روبه‌روي همين ساختمان، مأموران ايستاده بودند و آپارتمان من را زير نظر داشتند، اما الان آن افراد را نمي‌بينم و نمي‌دانم دنبال من خواهند آمد يا نه؟».

                      ملاقات با قاضي تا مرگ

                      بعد از ترور دادستان انقلاب تهران در ابتداي انقلاب تا پايان دهه 60، او در مصاحبه‌اي عباراتي را درباره او طرح کرد که با شکايت فرزند ايشان دوباره بازداشت اما به‌دليل وضعيت جسماني دو سال بعد از زندان به بيمارستان منتقل شد. سال‌ها با همسر دومش در ايران زندگي کرد بدون اينکه امکان خروج از کشور را داشته باشد يا همان‌طورکه مي‌خواست تکليفش درباره اتهامي که به او وارد شده بود، در برابر افکار عمومي روشن شود. تصوير آخرش نزد افکار عمومي، شايد همان برش از مصاحبه دهباشي باشد؛ وقتي در برابر تصوير کودکي، گريه کرد و از آرزويش براي داشتن فرزند سخن گفت و ناگفته‌هاي بسيار ديگر. در ديدارش به اصغرزاده گفته بود: «من به همه هم‌وطنانم به‌عنوان ايراني نگاه مي‌کنم. اين درست است که طرز تفکر همه ما يک جور نيست، اما مهم بالابردن آستانه تحملمان است. همين‌جا به آقاي اصغرزاده مي‌گويم براي ايجاد آشتي آماده‌ام. من دوست ندارم آدم‌ها را از هم دور کنم و معتقدم بيشتر بايد براي نزديکي دل‌ها تلاش کرد». شايد براي همين بود که اميرانتظام در سال 92 وقتي مرحوم آيت‌الله گيلاني، همان قاضي که حکم حبس ابدش را صادر کرده و در بستر مرگ بود، به ملاقاتش رفت.

                      برگزاری مراسم یادبود

                      عباس امیرانتظام به دلیل کهولت سن و همچنین بیماری‌های مزمن ریوی و کلیوی بیست‌ویکم تیر درگذشت. بامداد دیروز برخی نزدیکان و فعالان سیاسی با حضور در منزل او با خانواده ایشان ابراز همدردی کرده و در سخنانی به ذکر اوصاف عباس امیرانتظام پرداختند. این مراسم که پیش‌تر قرار بود با تشییع پیکر سخنگوی دولت موقت به نوعی مراسم وداع با آن مرحوم باشد، به دلیل برخی ناهماهنگی‌ها در انتقال پیکر آن مرحوم به محل مراسم، به جلسه یادبود وی تبدیل شده بود. دکتر «بهروز برومند»، پزشک معالج امیرانتظام، در حاشیه مراسم پیکر به ایرنا گفت: حدود 30 سال است که پزشک معالج آن مرحوم هستم و در دو سال گذشته بیش از 20 بار به دلایلی همچون بیماری مزمن ریوی، فشار خون و مشکل کلیوی در بیمارستان پارس بستری شد. من که پزشک معالج امیرانتظام بودم، مسئولیت صدور گواهی فوت او را پذیرفتم و طبق قانون، نیازی به کالبدشکافی پزشکی قانونی نبود. الهه امیرانتظام، همسر آن مرحوم، نیز در گفت‌وگو با ایرنا گفت: همسرم ساعت هفت بامداد پنجشنبه دچار تشنج شد. تیم پزشکی با حضور در منزل برای احیای مرحوم تلاش کرد، اما تلاش‌ها کارساز نبود و قبل از رسیدن به بیمارستان اختر تهران فوت کرد.

                      منبع: شرق

                      • روايت
                      • اتهام
                      • عباس اميرانتظام
                      • دولت موقت
                      • سخنگو
                        ]]>
                        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Sat, 14 Jul 2018 10:11:59 +0430
                        پايان يك درام سياسي http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17041-2018-07-14-05-21-07.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17041-2018-07-14-05-21-07.html پايان يك درام سياسي

                        «عباس اميرانتظام» قديمي‌ترين زنداني سياسي ايران و سخنگوي دولت مهدي بازرگان روز پنجشنبه به علت سكته قلبي در ٨٦ سالگي درگذشت. درگذشت امير انتظام مانند زندگي‌اش بدون حاشيه نبود تا جايي كه با دستور بازپرس ويژه قتل تهران جسد عباس اميرانتظام به سازمان پزشكي قانوني منتقل شد.

                        اما اين تنها حاشيه مرگ اميرانتظام نبود. قرار بود مراسم تشييع پيكر اين فعال سياسي روز جمعه از منزل وي انجام شود. از ساعت ٩ صبح جمعه تعدادي از دوستان اميرانتظام به همراه جمعي از فعالين سياسي و مدني براي وداع به منزل او مراجعه كردند. از حاضرين در اين مراسم مي‌توان به مصطفي تاجزاده، محمد كيانوش راد، محمدرضا جلايي‌پور، عليزاده طباطبايي، محمد توسلي و هاشم صباغيان اشاره كرد. جمعيت حاضر در محل منتظر رسيدن پيكر بودند تا مراسم تشييع انجام شود اما حوالي ساعت ١١ ناگهان اعلام شد كه مراسم تشييع پيكر از منزل منتفي شده و اين مراسم در بهشت زهرا برگزار خواهد شد. پس از اين اظهارات شنيده مي‌شد كه مجوز لازم براي تشييع پيكر از خانه ارايه نشده است. برخي هم معتقد بودند به دليل طولاني شدن روند صدور گواهي فوت، فرصت كافي براي وداع با اميرانتظام در خانه وجود ندارد. جمعيت حاضر روانه بهشت‌زهرا شد تا مراسم خاكسپاري معاون نخست‌وزيري بازرگان انجام شود. پس از حضور خانواده او در بهشت‌زهرا، نماز ميت بر پيكر اين فعال سياسي توسط احمد منتظري اقامه شد و پيكر عباس اميرانتظام در قطعه ٧ بهشت زهرا آرام گرفت.

                        علت انتقال جسد اميرانتظام اين بود كه بيمارستان محل فوت، حاضر به صدور جواز فوت نبوده و به همين دليل براي صدور گواهي فوت جسد اين فرد به پزشكي قانوني منتقل شده است.

                        شروع فعاليت سياسي

                        نام عباس اميرانتظام از سال ١٣٣٢ در ميان فعالين سياسي مطرح شد. اميرانتظام دانشجوي مهدي بازرگان در دانشكده فني دانشگاه تهران و از مريدان او بود. فعاليت سياسي او در سال ١٣٣٢ با انتشار اعتراضيه نهضت مقاومت ملي ايران نسبت به كودتاي ٢٨ مرداد آغاز شد و پس از آن ١٠ سال دوشادوش مهدي بازرگان به فعاليت‌هاي سياسي و حزبي خود ادامه داد. در اين ميان از سال ١٣٤٢ تا ١٣٤٩ اميرانتظام در سكوت زندگي كرد و مجدد از سال ١٣٤٩ به بازرگان پيوست. بنابر گفته محمد توسلي دبيركل فعلي نهضت آزادي اميرانتظام مذاكرات خود با سفارت امريكا را از ارديبهشت ٥٧ آغاز كرد؛ مذاكراتي كه به اعتقاد او بسيار راهگشا بود و منجر به كاهش هزينه‌ها براي انقلاب شد. پس از مذاكره با سفارت امريكا در تهران اقدام مهم بعدي يار مورد اعتماد بازرگان، مذاكره با شاپور بختيار بود. مامور بازرگان در جريان مبارزات انقلابي كه منجر به پيروزي انقلاب اسلامي شد، عباس اميرانتظام از سوي مهدي بازرگان مامور مذاكره با شاپور بختيار نخست‌وزير وقت شد؛ بعد از پيروزي انقلاب مهدي بازرگان شاگرد خود را به عنوان سخنگوي دولت موقت انتخاب كرد؛ انتخابي كه آن طور كه بايد مورد استقبال برخي اعضاي نهضت آزادي و ساير چهره‌هاي انقلابي مانند آيت‌الله طالقاني، هاشم صباغيان و عزت سحابي قرار نگرفت. امير انتظام مدتي را هم به عنوان معاونت نخست وزيري فعاليت داشت. با افزايش فشار‌ها مهدي بازرگان تصميم گرفت تا از امير انتظام در دستگاه ديپلماسي استفاده كند از همين رو اميرانتظام به عنوان سفير ايران در سوئد و كشور‌هاي اسكانديناوي منصوب شد. مهرماه ١٣٥٨ آغاز حاشيه‌هاي عباس امير انتظام بود. زماني كه او پيشنهاد انحلال مجلس خبرگان را به مهدي بازرگان ارايه داد. آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني در خاطرات خود نوشته است: «عباس امير انتظام، كه در هنگام طرح مساله انحلال مجلس خبرگان قانون اساسي سفير ايران دركشورهاي اسكانديناوي بود، در خاطراتش، خود را پيشنهاد‌دهنده اين طرح معرفي مي‌كند و مي‌گويد كه درمهر ماه ١٣٥٨، پس از تاييد طرح مذكور در گردهمايي اعضاي شوراي مقاومت ملي سال ١٣٣٢، آن را به امضاي ١٨ نفر از وزراي دولت موقت رسانده است و مي‌نويسد: «... آقاياني كه مخالف طرح بودند و آن را امضا نكردند عبارت بودند از: دكتر ابراهيم يزدي، مهندس هاشم صباغيان، مهندس علي‌اكبر معين‌فر و دكتر ناصرميناچي» و مي‌افزايد: «... من مي‌دانستم در صورتي كه طرح تصويب شده در هيات وزيران براي اطلاع مردم ايران اعلام نشود و موكول به تصويب امام خميني شود، آن طرح اجرا نخواهد شد، به همين دليل قبل از اينكه نخست‌وزير از اتاق به محل تشكيل كابينه برود به ايشان پيشنهاد كردم خبرنگاران راديو و تلويزيون و روزنامه‌ها را دعوت كنيم تا در نخست‌وزيري حضور پيدا كنند و آقاي بازرگان بلافاصله پس از خروج از هيات دولت طرح تصويب شده را به اطلاع خبرنگاران برسانند. نخست‌وزير پيشنهادم را پذيرفت... جلسه هيات دولت پنج ساعت طول كشيد و در ساعت ١٠ شب خاتمه يافت. اولين كسي كه ازجلسه خارج شد و به طبقه بالا آمد، شخص نخست‌وزير بود. من بالاي پله‌ها انتظار ايشان را مي‌كشيدم. ايشان فوق‌العاده عصبي و هيجان‌زده بود، وقتي به من رسيد مرا به كناري كشيد و ابتدا سوگند داد تا مساله را فراموش كنم و دوم اينكه بلافاصله به سوئد بازگردم، ... من روز بعد به سوئد بازگشتم.»

                        افول اقبال اميرانتظام

                        عباس اميرانتظام پس از عدم موفقيت در انحلال مجلس خبرگان به سوئد بازگشت اما ماموريت او مدت زيادي ادامه پيدا نكرد. پس از اشغال سفارت امريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام امير انتظام از سوئد فراخوانده شد و در ٢٨ آذر ٥٨ به اتهام همكاري با سيا و ارتباط پنهاني با امريكا بازداشت شد. او ٤٥٤ روز بعد در دادگاه انقلاب محكوم به اعدام شد. محكوميتي كه با اعتراض مهدي بازرگان روبه‌رو شد و با تلاش‌هاي او اين محكوميت به حبس ابد تقليل يافت. اميرانتظام قديمي‌ترين زنداني سياسي ايران است تا جايي كه او تا سال ١٣٧٥ در زندان بود و سرانجام به دليل ابتلا به بيماري از زندان آزاد مي‌شود. آزادي كه امير انتظام با تعبيري ديگر از آن نام مي‌برد. او معتقد بود كه از زندان اوين اخراج شده است. عضو شوراي مركزي نهضت آزادي ايران پس از آزادي از زندان در مصاحبه‌اي با روزنامه جامعه در سال ٧٧ درباره اتهام جاسوسي گفت: «در ١٩ سال (از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۷۷) گذشته منتظر چنين فرصتي بودم كه اين سوال در داخل كشور از من پرسيده شود و من بتوانم مسائل را به اطلاع هموطنانم برسانم. شما اطلاع داريد كه در دولت موقت من معاون نخست‌وزير، سخنگوي دولت و مسوول مذاكره و مكاتبه با تمام سفارتخانه‌ها در داخل كشور بودم، از جمله امريكا؛ و ما با امريكا بيشترين قراردادها را داشتيم، چيزي حدود ۱۲۰۰ قرارداد؛ بنابراين مراجعه آنها براي ارتباط با دولت بيشتر با نخست‌وزيري انجام شد. چه آقاي سوليوان به طور شخصي يا كاردار ايشان يا از طريق مكاتباتي كه با ما صورت مي‌گرفت؛ بنابراين ملاقات‌ها به صورت روزانه يا چند بار در هفته انجام مي‌شد. ملاقات‌ها كاملا رسمي و در دفتر نخست‌وزيري انجام مي‌گرفت و معمولا در حضور عده‌اي از همكاران من كه در قسمت سياسي كار مي‌كردند در دفتر خودم اتفاق مي‌افتاد. نامه‌هايي را كه نمايندگي‌هاي دولت‌هاي خارجي در ايران به نخست‌وزيري مي‌نوشتند، من مطالعه مي‌كردم و نتيجه را به مهندس بازرگان، نخست‌وزير اطلاع مي‌دادم. اين مسووليت را آقاي بازرگان به من داده بودند.» اميرانتظام در حالي گفت اين مسووليت را بازرگان به او داده بود كه مهدي بازرگان نيز در مصاحبه‌اي با روزنامه كيهان در تاريخ ٢٧ اسفند ٥٩ يعني درست فرداي دادگاه اميرانتظام گفت: « به نظر من حال اگر بايد كسي محاكمه شود من هستم زيرا در تمام اين جريانات كه به عنوان اتهام براي آقاي اميرانتظام ذكر شده است شريك بوده‌ام و تمام اين جريانات با نظارت خود بنده بوده است.» پس از ترور سيداسدالله لاجوردي اميرانتظام در مصاحبه‌اي كه شهريور ۷۷ با راديو امريكا داشت به انتقاد از عملكرد سيداسدالله لاجوردي پرداخت. اين مصاحبه منجر به تشكيل پرونده‌اي جديد عليه وي با شكايت خانواده سيداسدالله لاجوردي به اتهام «تهمت» و مدعي‌العموم به اتهام «اقدام عليه امنيت ملي» شد و در سال ۱۳۷۹ مجدد به زندان اوين بازگردانده شد. سال ۱۳۸۲نيز اميرانتظام در نامه‌اي و مقاله‌اي مجموع تجربيات و مطالعات خود را در جزوه‌اي با عنوان رفراندوم نوشت و در آن با طرح دو لايحه سيد محمد خاتمي، رييس‌جمهور وقت پرداخت. پس از انتشار اين مقاله بار ديگر او راهي زندان شد. سومين دوره زنداني كه در ارديبهشت سال ۸۲ با انتشار طرح رفراندوم براي تعيين حكومت به آن گرفتار شد، مهرماه همان سال متوقف شد.

                        اميرانتظام و اصلاح‌طلبان

                        يكي ديگر از نكات ماجراي عباس اميرانتظام حضور برخي چهره‌هاي شاخص اصلاح‌طلب در اين ماجرا است. يكي از افرادي كه نام او همواره در كنار اميرانتظام مطرح مي‌شود عباس عبدي فعال سياسي اصلاح‌طلب است. پس از انتشار كتاب «آن سوي اتهام- خاطرات اميرانتظام» بين عباس اميرانتظام و عباس عبدي مجادله‌اي درگرفت؛ هرچند برخي معتقدند كه سخنگوي دولت موقت به دليل بيماري برخي خاطرات را به صورت كامل به ياد نمي‌آورد اما اميرانتظام، عبدي را بازجوي روزهاي اول دستگيري خود خواند كه با لحني تند با او صحبت كرده است. ادعايي كه توسط عبدي تكذيب شد و در واكنش به اين ادعا گفت اميرانتظام وي را با شخصي به نام حسن عباسي كه نامش نه مستعار بلكه واقعي است اشتباه گرفته است. يكي ديگر از چهره‌هايي كه پس از فوت امير انتظام مورد هجمه قرار گرفت سيد محمد خاتمي رييس دولت اصلاحات بود. برخي رسانه‌هاي تندرو داخلي و همچنين رسانه‌هاي فارسي زبان خارج‌نشين سرمقاله‌هاي خاتمي در روزنامه‌ها او را در محكوميت اميرانتظام مقصر مي‌دانند. اين در حالي است كه امير انتظام پس از پيروزي خاتمي در انتخابات رياست‌جمهوري سال ١٣٨٠ با انتشار پيام تبريكي خطاب به او صادر كرد. پس از فوت عباس امير انتظام نيز سيد محمد خاتمي با صدور پيامي درگذشت اين فعال سياسي را به خانواده او تسليت گفت.

                        حلاليت قاضي از متهم

                        يكي از نكات جالب زندگي پر فراز و نشيب عباس امير انتظام مواجهه او با افرادي است كه در محكوميت او نقش داشتند. از ميان اين افراد مي‌توان به «محمد محمدي گيلاني» اشاره كرد. گيلاني قاضي دادگاهي بود كه او را به حبس ابد محكوم كرد. زماني كه اميرانتظام براي معالجه بيماري خود به بيمارستان پارس مراجعه مي‌كند، متوجه مي‌شود كه محمدي گيلاني در همان بيمارستان بستري است و تصميم مي‌گيرد به ملاقات او برود. شنيده مي‌شود در اين ملاقات محمدي گيلاني از اميرانتظام بابت برخي برخورد‌ها طلب حلاليت كرده و امير انتظام نيز با آغوش باز اين عذرخواهي را پذيرفته است.

                        غير از قاضي دادگاه، تعدادي از دانشجويان پيرو خط امام كه با انتشار اسناد لانه جاسوسي زمينه بازداشت اميرانتظام را فراهم كرده بودند، پس از آزادي به منزل او رفته و طلب حلاليت كرده بودند. از ميان اين چهره‌ها مي‌توان به محمد جواد مظفر و ابراهيم اصغرزاده اشاره كرد. ٢٣ اسفند ٩٣ ابراهيم اصغرزاده به منزل اميرانتظام رفت. او در اين ديدار ضمن اعلام آنكه «بايد زودتر از اينها خدمت شما مي‌رسيديم» گفت: «هركسي كه مذاكره كرده بدون شك با اين هدف بوده كه خشونت در كشور كمتر شود؛ همين طور هم آقاي بهشتي. به نظر من در يك فضاي عاقلانه‌تر حرف‌هاي آقاي اميرانتظام بهتر مي‌تواند شنيده شود. باز شدن باب نقد گذشته دستاورد مهمي است و نتيجه خوبي براي جامعه دارد. وقتي يك چريك كه سيانور توي دهانش مي‌گذاشت، حالا به اينجا رسيده كه گذشته خود را نقد مي‌كند ما چرا گذشته را نقد نكنيم. » امير انتظام نيز در پاسخ به اين اظهارات گفت: «من به همه هموطنانم به عنوان ايراني نگاه مي‌كنم. اين درست است كه طرز تفكر همه ما يك جور نيست اما مهم بالا بردن آستانه تحمل‌مان است. همينجا به آقاي اصغرزاده مي‌گويم كه براي ايجاد آشتي آماده‌ام. من دوست ندارم آدم‌ها را از هم دور كنم و معتقدم كه بيشتر بايد براي نزديكي دل‌ها تلاش كرد.»

                        مرگ عباس اميرانتظام واكنش بسياري از فعالين سياسي را به همراه داشت كه روزي در جبهه مقابل او ايستاده بودند. يكي از اين افراد ابراهيم اصغرزاده بود كه پيش‌تر از او حلاليت طلب كرده بود. اصغرزاده پس از مرگ اميرانتظام گفت: «من رفتاري را كه با آقاي اميرانتظام شده است، جفا در حق ايشان مي‌دانم. به همين دليل هم اخيرا به ديدار ايشان رفتم و تقاضا هم داشتم محاكمه ايشان تجديد شود تا با فراهم شدن شرايط بررسي مجدد، از ايشان اعاده حيثيت صورت گيرد.» محسن ميردامادي از دانشجويان پيرو خط امام در مصاحبه‌اي گفت با مطالعه اسناد سفارت امريكا در تهران، مدركي كه بر جاسوس بودن اميرانتظام دلالت كند، نديده و در حق سخنگوي دولت موقت ظلم آشكار شده است. مصطفي تاجزاده، از ديگر دانشجويان پيرو خط امام نيز چندي پيش در مصاحبه با اعتمادآنلاين اذعان كرده بود: «ما در حق اميرانتظام ظلم كرديم، فكر مي‌كرديم جاسوس امريكا است و بايد رسوا شود ولي نبود. يك عمر برايش زندان بريدند؛ خوب ما ظلم كرديم؛ تعارف نداريم كه... » يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي اميرانتظام وطن دوستي و گذشت بود. ويژگي كه سبب شد تا نسل جديد نسبت به او نگرشي متفاوت داشته باشد. اين روحيه به همسر او نيز سرايت كرد. الهه امير انتظام روز گذشته بر سرمزار همسر خود گفت: گله‌گذاري و تلافي را كنار گذاشته و براي آباداني ايران كه آرزوي اميرانتظام نيز بود بكوشيم.»

                        منبع: اعتماد

                        • پايان
                        • درام سياسي
                        • عباس اميرانتظام
                        • دولت موقت
                        • سخنگو
                          ]]>
                          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Sat, 14 Jul 2018 09:50:06 +0430
                          دليل كاهش اعتماد مردم به رسانه‌ هاي رسمي و مطبوعات http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17027-2018-07-12-05-47-29.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17027-2018-07-12-05-47-29.html دليل كاهش اعتماد مردم به رسانه‌ هاي رسمي و مطبوعات

                          شمسي پورمحمدي: كاهش اعتماد عمومي به منابع رسمي و مطبوعات چند عليتي است و نمي‌توان براي آن يك دليل عمده را برجسته كرد، اما ظهور رسانه‌هاي نوين و تسهيل دسترسي مخاطبان به منابع متعدد خبري را مي‌توان به عنوان اولين دليل نام برد.

                          البته اين مساله جهاني است و مختص ايران يا مناطقي مثل خوزستان نيست، در عين حال ميزان و وسعت آن به تناسب مختصات جغرافيايي و فرهنگي هر منطقه و كشور متفاوت است. اما به طور ويژه در مورد ايران اين افت نسبت به ساير كشورهاي منطقه و جهان شديدتر بوده است كه دلايل داخلي دارد. در مورد خوزستان هم بايد گفت خوزستان به عنوان منطقه‌اي حادثه خيز داراي ميزان بالاي مهاجرت نخبگان و رتبه پايين آموزشي و تحصيلي و فاقد كمترين امكانات رفاهي در كشور است. قطعا اين مساله در افت كميت و كيفيت مطبوعات و كاهش اعتماد مخاطبان به رسانه‌هاي مكتوب در اين استان تاثير مستقيم دارد.

                          بخش ديگر از دلايل را بايد در خود مطبوعات و همچنين سياستگذاري‌هاي كلان در اين حوزه جست‌وجو كرد. مطبوعات ايران به تناسب رشد فضاي رسانه‌اي و تغييرات عمده‌اي كه در عرصه تكنولوژي‌هاي فني و رسانه‌اي و تغيير سمت و سوهاي سياستگذاري‌هاي رسانه‌اي در جهان اتفاق داده است، تغييرات عمده‌اي را تجربه نكرده‌اند. سمت و سوي سياستگذاري‌ها در رسانه‌هاي رسمي و مطبوعات ايران همچنان يكسويه است و توجه چنداني به ذائقه مخاطبان و به تبع آن در فضاي عمومي توجه چنداني به مطالبات واقعي مردم ندارند.

                          اين شامل كل ساختار ذهني و فرهنگي حاكم بر رسانه‌هاي مكتوب ما مي‌شود، مطبوعات محلي و مطبوعات خوزستان هم از اين قاعده مستثني نيستند. از سوي ديگر مطبوعات با مشكلات و مسائل فراواني از جمله مسائل مالي دست و پنجه نرم مي‌كنند. اين باعث مي‌شود ناچارا انتظارات‌مان را از خودمان و مطبوعات بر اساس توان و ظرفيت موجود تنظيم كنيم. به طور عمده در مورد مطبوعات ايران و اساسا حوزه فرهنگ و رسانه بايد گفت «ثبات» و «امنيت» اقتصادي و روحي- رواني شرط اوليه توسعه فرهنگي و رسانه‌اي است، اما متاسفانه هر تغييري در فضاي سياسي يا اقتصادي اولين تاثيرش را در همين حوزه مي‌گذارد.

                          مطبوعات در گذشته محل امني براي سرمايه‌گذاري بوده‌اند، اما در حال حاضر اين عرصه جزو پر مخاطره‌ترين عرصه‌ها در حوزه فعاليت و اشتغال است. در شرايطي كه مطبوعات درگيرو‌دار مسائل متعددي از جمله مساله تامين مواد اوليه توليد مانند كاغذ، مسائل چاپ و توزيع، مسائل قضايي و حقوقي و انواع و اقسام فشارها و تهديدهاي رواني هستند، نمي‌توان انتظاري بيش ازاين از مطبوعات داشت. البته اين مسائل و مشكلات هرگز توجيهي براي شانه خالي كردن از بار اصلي مسووليت روزنامه‌نگاري و روزنامه داري نبايد باشد.

                          درباره بايدها و نبايدها در اين عرصه به نظرم بهتر است كار مطالعاتي و تحقيقاتي صورت پذيرد شخصا علاقه‌اي به ارايه راهكارهاي فوري و مطالعه نشده ندارم. كمااينكه تاكنون راهكارهاي ضرب‌الاجلي در اين حوزه كه بعضا با تغييرات دولت‌ها صورت پذيرفته است نتايج مطلوبي به همراه نداشته است. اساسا من مشكل را در همين تغييرات و بي‌ثباتي در حوزه سياستگذاري و برنامه‌ريزي مي‌بينم. همان طور كه قبلا گفتم خود سياستگذاري‌ها هم بايد اصلاح شود و ما بايد به سمت و سويي پيش برويم كه اولا سياستگذاري‌ها در همه بخش‌ها از جمله سياست‌هاي حمايتي و ارشادي تابع تغييرات مديريتي و تغيير دولت‌ها نباشد.

                          دوم اينكه اين سياست‌ها به سمت تقويت «فضاي رسانه‌اي متكثر» سوق يابد. به اين معنا كه بنگاه‌هاي مطبوعاتي بزرگ و دولتي به تدريج از ليست حمايت‌هاي دولتي بايد حذف شوند يا در رده‌هاي پايين‌تر حمايتي قرار گيرند. اساسا قاعده حمايت در كل دنياي توسعه يافته چنين است. ما در همه حوزه‌هاي اقتصادي، فرهنگي و سياسي ابتدا بايد عرصه «رقابت» را فراهم كنيم در حالي كه در كشور ما عرصه رقابت بسيار محدود است، نوع و تعداد بازيگران هم در همه عرصه‌ها مشخص و محدود فرض شده است.

                          هيچ كدام از دولت‌هاي اصلاح‌طلب و اصولگرا نيز در اين زمينه موفق عمل نكرده‌اند و همين موضوع باعث شده است حلقه اعتماد در ميان گروه‌هاي مختلف اجتماعي و سياسي كوچك‌تر و كوچك‌تر شود. فضاي موجود در عرصه سياسي و اقتصادي بيشتر به عرصه «ستيز» مي‌ماند نه رقابت، گويا ما به تدريج وارد يك جنگ تمام‌عيار با خودمان برسر به دست آوردن غنايم بيشتر مي‌شويم و اگر همين مسير را ادامه دهيم روز به روز به بروز فاجعه داخلي نزديك‌تر مي‌شويم. بنابراين به نظرم مساله كاهش اعتماد را بايد در عرصه‌هاي فراگيرتر اجتماعي و سياسي از جمله كاهش اعتماد به احزاب و گروه‌هاي سياسي و مسوولان نيز جست‌وجو كرد. مطبوعات به دليل وابستگي نسبي به نظام سياسي تنها حلقه‌اي از اين زنجيره هستند.

                          منبع: اعتماد

                          • كاهش
                          • اعتماد
                          • مردم
                          • رسانه رسمي
                          • مطبوعات
                          • شبكه هاي اجتماعي
                            ]]>
                            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Thu, 12 Jul 2018 06:46:32 +0430
                            اصلاح‌ طلبان و چالش جلب سرمايه اجتماعي http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17026-2018-07-12-05-43-50.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17026-2018-07-12-05-43-50.html اصلاح‌ طلبان و چالش جلب سرمايه اجتماعي

                            مرتضي حاجي: جريان اصلاحات به دنبال راهكار مناسبي براي مواجه با نيازهاي امروز جامعه است و ايده‌هاي مختلفي را نيز طرح كرده است. اصلاح اصلاحات، تغيير در شوراي عالي سياستگذاري، تشكيل پارلمات اصلاحات و تشكيل هسته سخت اصلاح‌طلبان از جمله راهكارهايي است كه از سوي فعالان سياسي اين جناح ارايه شده است.

                            نكته قابل توجه اما اين است كه جريان اصلاحات در اين شرايط بيش از هر زماني ديگر وظيفه دارد براي حل مشكلات فوري و ضروري جامعه به ويژه مشكلات اقتصادي همت گمارد.

                            اصلاح‌طلبان بايد صلاحيت‌هاي تخصصي و حرفه‌اي خود را حول يافتن راه‌حل براي مشكلات اساسي متمركز كنند. اگر مردم احساس كنند كه اصلاح‌طلبان نگران معيشت و حقوق اساسي آنها هستند و پرداختن به مسائل مردم را در اولويت مي‌دانند حتما اعتماد بيشتري به اصلاح‌طلبان خواهند كرد و پشتوانه جريان اصلاحات مي‌شوند. اين مهم با وضعيت متشتت و پراكنده حاصل نمي‌شود؛ بلكه با وحدت و همدلي فراهم مي‌شود. در عين حال توجه به نيازهاي روز جامعه مي‌تواند موضوع همدلي و وحدت باشد و آنقدر جاذبه ايجاد كند تا اصلاح‌طلبان را همگرا كند.

                            پيگيري موضوعات تشكيلاتي مهم است اما با توجه به وضعيت كنوني جامعه در درجه دوم اهميت قرار دارد. پاسخ به پرسش‌هايي مثل اينكه شوراي عالي سياستگذاري تشكيلات مناسب براي كنشگري اصلاح‌طلبان است يا بايد جاي خود را به پارلمان اصلاحات دهد؟ منشور اصلاحات نيازمند بازنگري است يا خير؟ و... فعلا در اولويت و موضوع حياتي جريان اصلاحات نيست.

                            اكنون زمان تلاش براي كاهش فشار مشكلات بر مردم است. اصلاح‌طلبان بايد براي عبور از مشكلات راهكار ارايه كنند. همين موضوع مي‌تواند عامل ايجاد وحدت ميان طيف‌هاي مختلف اصلاح‌طلبي باشد. قاعدتا اصلاح‌طلبان بعد از اينكه توانستند خود را به عنوان جرياني كه به مسائل و مشكلات جامعه اهميت مي‌دهد، معرفي كنند؛ مي‌توانند به مسائل تشكيلاتي نيز بپردازند. اين مساله براي كاستن از اهميت مسائل تشكيلاتي بيان نمي‌شود اما مساله اصلي ما در وضعيت كنوني اين است كه بدانيم توانايي و تخصص موجود در كشور بايد معطوف به چه موضوعاتي شود. به جاي اينكه هر طيفي از طيف ديگر انتقاد كند لازم است به مشكلات مردم بپردازيم.

                            جريان اصلاحات به تجديد نظر در مورد ارتباط خود با جامعه نياز دارد. مردم بايد احساس كنند كه در بطن و متن توجهات اصلاح‌طلبان قرار دارند و اصلاح‌طلبان محور اصلي همگرايي خود را پرداختن به مسائل مردم قرار داده‌اند. اين مساله بيش از هر چيز ديگري به حل مشكلات جريان اصلاحات و حتي به انسجام تشكيلاتي كمك مي‌كند.

                            اصلاح‌طلبي چند سال قبل در متني تحت عنوان منشور اصلاحات تعريفي كلي و عمومي از هويت اصلاح‌طلبي ارايه داد. آن تعريف به لحاظ تشكيلاتي نيازمند شاخص‌گذاري نيز هست تا بتوان فهميد در جهت تطبيق رفتار اصلاح‌طلبان با منشور كلي چه مقدار پيشرفت حاصل شده است. از اين نظر نياز به تجديدنظر وجود دارد. در بيان كلي اصلاح‌طلبان به اعتنا، اعتماد و حمايت گسترده مردم براي پيشروي در مسووليت‌هاي سياسي و تصميم‌گيري‌هاي خود باور دارند و حكومت را برخاسته از آراي مردم مي‌دانند. درست برخلاف جريان‌هايي كه راي مردم را تزييني مي‌دانند؛ نه تعيين‌كننده.

                            اصلاح‌طلبان بايد به اين نيروي قدرتمند اثرگذار بيش از پيش متكي باشند و سوال اصلي در اين جريان اين است كه براي جلب نظر سرمايه اجتماعي چه مي‌توان كرد؟

                            منبع: اعتماد

                            • اصلاح طلبان
                            • چالش
                            • سرمايه اجتماعي
                            • مرتضي حاجي
                            • دولت
                              ]]>
                              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Thu, 12 Jul 2018 06:42:53 +0430
                              رسالت رسانه؛ مبارزه با فساد http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17023-2018-07-12-05-31-44.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17023-2018-07-12-05-31-44.html رسالت رسانه؛ مبارزه با فساد

                              علی نجفی توانا: یکی از مظاهر تجلی دموکراسی، آزادی رسانه‌ها و اطلاع رسانی به موقع در مواجهه با فساد است. متاسفانه در کشور ما مانند بسیاری از سیاست‌ها و اقدامات، توجه به نقش مطبوعات به دلایل مشخص و نامشخصی که بر کسی پنهان نیست.

                              مدت‌ها نادیده انگاشته شده و حتی به نظر می‌رسد برخی افراد، آزادی مطبوعات را مغایر با منافع خود می‌دانند و در مجموع و در تحلیل نهایی، محدودیت برای رسانه‌ها و یا عدم حضور رسانه‌ها در فرآیند اطلاع رسانی اخبار واقعی، یکی از اسباب گسترش فساد مدیریتی و اقتصادی در کشور گردیده است. خوشبختانه با لحاظ نمودن تغییرات محسوس و گام به گام در نگاه مدیران، خواه تحت تاثیر شرایط داخلی و تحول شخصیتی مدیران و جناح‌ها و یا فضای بین‌المللی، روند امور به گونه‌ای است که مدیران جامعه این بار در غیاب رسانه‌ها، با احساس ناتوانی در حل مشکلات کشور، از این وسیله اطلاع رسانی استمداد می‌نمایند.

                              اظهارات آقای معاون دادستان کل درخصوص نقش مهم مطبوعات و رسانه‌ها در سالم سازی جامعه، مبارزه با فساد که از طریق شفافیت و تنویر زوایای تاریک فعالیت اقتصادی وابستگان به مراکز زور و زر، بارقه جدیدی از امید -البته به شرط عمل بعد از گفتار درمانی- و حمایت قانونی از آزادی مطبوعات در دل مردم و همچنین علاقه‌مندان به این مرز و بوم ایجاد می‌گردد. هرچند شاید توضیحات معاون دادستان، روش‌ها، طرق، آثار و چگونگی استفاده از رسانه برای تربیت مبارزه با فساد و انحراف بیان نشده است اما با اتکاء بر تجارب جوامع دیگر و با توجه به رسالت رسانه‌ها بر مبنای قانون اساسی و همچنین کاربرد و اثرات قوی رسانه برای اطلاع رسانی و افکارسازی به نظر می‌رسد که اگر مدیران جامعه واقعا قصد استفاده از اثرات و تبعات حضور مثبت این وسیله در انجام تکالیف و نتیجه بخش بودن فعالیت‌های خود داشته باشند، رسانه‌ها می‌توانند بهترین بازوی نه تنها عملکرد قوا بلکه تبلور دموکراسی و مردمسالاری باشند.

                              جوامعی که رسانه‌های آن آزادند، رانت، اختلاس و فساد اداری و مدیریتی، امکان وجود یا تجلی نخواهد داشت. رسانه‌ها با بیان وقایع و توضیح پیرامون تخلفات به نظر ما قوه چهارمی در کنار سه قوه برای حل بسیاری از مشکلات است. زیرا از یک طرف موجب تقویت سلامت مدیران، درستی عملکرد و از طرف دیگر جلب اعتماد مردم، جلب همکاری مردم در اجرای قانون و مهم‌تر از همه ایجاد ارعاب و ترس در رانتخواران بالقوه و خائنین بیت المال و نهایتا موجب حمایت مردم از برنامه‌های مبارزه با فساد خواهد شد.

                              طبیعتا این نگاه معاون دادستان اگر واقعا جنبه عملی و اجرایی داشته باشد و یا صرفا مورد حمایت قوای دیگر باشد و نهادهای امنیتی و قضایی از چنین تفکری حمایت کنند و صاحبان زور و زر سعی در ایجاد اعمال سیاست انقباضی رسانه‌ای نداشته باشند، مسلما رویکرد جدیدی در مبارزه با فساد و سلامت بخشی و هنجارسازی به‌وجود خواهد آمد که تاکنون مدیران سه قوه نتوانسته‌اند آن را ایجاد کنند. شرط توفیق در ایجاد چنین فضایی، خروج مدیریت انحصاری در رسانه ملی از یکطرف، ایجاد آزادی برای خبرنگاران و برقراری نوعی مصونیت قضایی در مقابل انتشار اخبار و اعمال ممیزی حداقلی در کار خبرنگاران و رسانه‌ها خواهد بود.

                              چنان که دیدیم و تجربه کردیم مخاطبان کشور تشنه اخبار و اطلاعات درست‌اند و اگر مراکز خبررسانی با برنامه‌های متنوع، منطقی و معقول این نیاز را پاسخ ندهند، کانال‌های مختلف در ماهواره و اینترنت چنان که در سه دهه گذشته دیده شد، به عنوان منابع جایگزین نه تنها موجب محدود کردن گستره فعالیت‌های رسانه‌ها در کشور و کم شدن مخاطبان خواهند شد بلکه به جای حصول به اهداف معین سازندگی، فرهنگ سازی، نقد پذیری به دلیل عدم تناسب معیارهای فرهنگی منتشره در منابع مختلف خارجی به تدریج تتمه فرهنگ ملی را با آسیب جدی رو‌به‌رو خواهد نمود. سخت‌ترین ضربه‌ای که در دو، سه دهه اخیر خورده‌ایم، ضربه اقتصادی نیست، ضربه سیاسی نیست، صدمه و جراحت فرهنگی است. جراحتی که حداقل یک نسل باید تغییر کند و با برنامه کوتاه، میان و بلندمدت فرهنگی حصول جدیدی از فرهنگ سازگار با اهداف ملی در اذهان و افکار، نهادینه گردد تا بتوانیم در یک جو فرهنگی متعادل و متعارف زندگی کنیم. درواقع آزادی مطبوعات که در قانون اساسی پیش‌بینی شده است و محافل بین‌المللی نیز بر روی آن پا فشردند نه تنها به نفع مردمسالاری بلکه به نفع مدیران کشور است.

                              البته مدیران سالمی که با حقوق حلال، درآمد حلال و تبعیت از عهد و عیال و فرزندان ژن ابتر به دنبال تجمل نرفته‌اند و در حین مدیریت کاسب نبوده‌اند و تولید ملی را به بدترین حالت خود درنیاورده‌اند. جامعه شناسی فرهنگی، معیارهای رشد به‌ویژه توسعه پایدار موازی با امور اقتصادی، سیاسی، قضایی ارتقای ارزش‌های فرهنگی است. شرایطی که متاسفانه در تطبیق با استانداردهای جهانی جزو محرومین تلقی خواهیم شد و تجلی آن در نظم گریزی و قانون گریزی در ترافیک است و در فعالیت‌های اقتصادی هم به گونه‌ای دیگر ملاحظه می‌کنیم.

                              اصولا مبارزه با فساد با یک سری اقدامات انتزاعی و مجرد نخواهد بود بلکه مستلزم هماهنگی با مجموعه برنامه‌های مختلفی است که باید با آسیب شناسی صدمات و جراحات وارده به فرهنگ ملی ایران و همچنین پدیده ارزش گریزی و دین گریزی در نسل جوان و ایجاد زاویه بین دید نوجوانان و جوانان و ارزش‌های بزرگسالان در جامعه انجام پذیرد. متاسفانه رسانه‌ها در کشور ما قطعا از یک طرف به دلیل محدودیتی که بر آنها در طول سال‌ها ایجاد شده، در انجام رسالت آنگونه که لازم بوده موفق نبوده‌اند اما برعکس در مواردی شیوه‌هایی معمول و مرسوم گردید که متاسفانه با اهداف خود طراحان رسانه نیز هماهنگ نبود و نهایتا موجب مخاطب گریزی و عدم اعتماد به رسانه شد.

                              نکته ناراحت کننده این است که اخیرا با پخش اعترافات یک دخترخانم که بر فرض اگر مرتکب تخلفی هم گردیده بود، مجازات وی در قانون دیده شده و برای این تخلف نباید دوبار مجازات می‌شد. هرچند که در بحث مجازات ایشان هم براساس قوانین موضوعی ما از لحاظ حقوقی در تطبیق رفتار با احکام با چالش حقوقی مواجهیم. وقت آن رسیده است که هرچند دیرهنگام اما رسانه ملی به خود بیاید. به جای تبعیت از نگاه این جناح یا آن جناح یا پیروی از برخی تفکرات که دیگر جایگاهی در جامعه نوین ایرانی ندارد، با حفظ امانت، وجوه حاصله از دسترنج زحمات این مردم با طرح برنامه‌های مناسب، بی طرفانه، حافظ مظاهر مردمسالاری باشند و جدا کوشش کنند تا مورد استفاده جناحی قرار نگیرند چراکه تاریخ همانگونه که دیدیم قاضی عادل اما خشنی است.

                              منبع: آرمان

                              • رسالت
                              • رسانه
                              • مبارزه
                              • فساد
                              • دولت
                              • جامعه
                                ]]>
                                hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Thu, 12 Jul 2018 06:30:47 +0430
                                گازانبر ضد روحاني؛ اين بار در دست طلايي http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17015-2018-07-11-05-19-11.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17015-2018-07-11-05-19-11.html گازانبر ضد روحاني؛ اين بار در دست طلايي

                                مطهره شفیعی: از هر فرصتی استفاده می‌کنند تا با اقدامی از محبوبیت و جایگاه حسن روحانی در نزد افکار عمومی کم کنند؛ برایشان هم مهم نیست کشور در چه شرایطی است و یادشان رفته که خودشان به دیگران نصیحت می‌کردند باید رهنمودهای بزرگان را گوش داد که یکی از آنها تقویت وحدت در جامعه است.

                                به‌زعم خودشان به مرور خاطرات می‌پردازند، اما بهتر از دیگران می‌دانند سوژ‌ه‌ای را برای هجمه به رئیس‌جمهوری پیگیری می‌کنند که رفیق خودشان یعنی محمدباقر قالیباف توان رقابت با او را نداشت. پس از انتخاب روحانی در سال 92 به عنوان رئیس‌جمهور تا به امروز 18 تیر هر سال فرصتی برای مخالفان است تا با تحریف واقعیت چهره‌ای از روحانی نشان دهند که مخالف اعتراض و انتقاد دانشجویان است.

                                متن سخنرانی روحانی در 23 تیر 78 بارها منتشر شده که گفته است:‌ «حادثه اول، حادثه کوی دانشگاه و هتک حرمت به مقام دانشجو بود، این حرکت غیرقانونی و خلاف اصول اخلاقی و دینی یعنی حمله به کوی دانشگاه از طرف مقام معظم رهبری، ریاست محترم جمهور، مسئولان نظام و مردم قهرمان و عزیز کشورمان به‌ویژه مردم تهران و دانشجویان عزیز قاطعانه محکوم شد و شورای‌عالی امنیت ملی مسئول شد تا این حادثه را ریشه‌یابی کند و در قدم‌های اولیه این بررسی، مقصران این حادثه را شناسایی و به دست عدالت بسپارد و تلاش کند تا دانشجویان زندانی و دستگیر شده را آزاد نماید و به سرعت به جبران خسارت‌های وارده در کوی دانشگاه بپردازد. بی‌تردید دانشجویان عزیز، بزرگوار و اندیشمند ما به عنوان آینده‌سازان کشور و مدیران آینده که رکن مهم در پیروزی انقلاب و نقش مهم در حفاظت و تداوم انقلاب داشته‌اند، همواره مورد احترام همه مسئولان نظام، ملت قهرمان و عزیز ایران بوده‌اند، هستند و خواهند بود.» بنابراین روحانی در آن مقطع که دبیر شورای عالی امنیت ملی بود بر حفظ حقوق دانشجویان و لزوم آزادی بازداشتی‌های دانشجو تاکید داشت که هم اکنون در قامت رئیس‌جمهور هم همین رویه را دنبال می‌کند.

                                ادعای طلایی چه بود؟

                                اما اکنون مرتضی طلایی فعال سیاسی اصولگرا مواجهه روحانی با دانشجویان را به شکل دیگری روایت می‌کند و می‌گوید: «در جلسه‌ای با حضور روحانی، مصطفی معین و وزیر کشور به پلیس ابلاغ کردند که وارد کوی شود و اختیار دادند که برای جمع کردن موضوع وارد کوی شود و دبیر جلسه آقای روحانی بود. فردای آن روز دکتر قالیباف من را خواست و گفت: «اجازه ورود به کوی داده شده، اما شما تدبیر خودت را عمل کن هرچند ما قصد ورود به کوی نداریم.» من هم به‌رغم این اجازه از این مصوبه استفاده نکردم و ماندم تا لحظه‌ای که دانشجویان خودشان از پلیس خواستند وارد کوی شود. آنچه به قالیباف نسبت داده شده بود جفا به نیروی انتظامی و کسانی بود که یک ماه شبانه روز در خیابان‌ها بودند.

                                «گازانبری» را خود دوستان آن جلسه تصمیم گرفتند هرچند آن هم اجازه قانونی بود، اما متاسفانه یک مصوبه قانونی طبقه بندی شده را افشا کردند.» طبیعی است طلایی برای تبلیغ قالیباف هر سخنی را بر زبان بیاورد و خبرگزاری دلواپس تسنیم آن را با تیتر: «روحانی مصوب کرد ناجا وارد کوی شود، اما ورود نکردیم»، منتشر کند. مصطفی معین، وزیر وقت علوم هم درباره حادثه کوی دانشگاه معتقد است: «حادثه کوی دانشگاه یک فشار و خشونت تحمیل شده به دانشگاه بود، می‌خواستند از دانشگاهیان و دانشجویان که نقش موثری در دوم خرداد داشتند زهر چشم بگیرند. رئیس‌جمهور گفتند این تاوان پیگیری قتل‌های زنجیره‌ای است که ممکن است باشد، اما از دیدگاه من وزیر، آن فاجعه یک زهر چشمی از طبقه نخبه کشور در دانشگاه‌ها بود و برای تضعیف مقبولیت دولت در میان آنها انجام گرفت و نمی‌گویم هدف اصلی ساقط کردن دولت بود اما یکی از هدف‌های آنها می‌توانست باشد!» بنابراین طبیعی است که در جلسه‌ای که برای بازگشت آرامش به دانشگاه برگزار شده بود، دستور ورود به کوی برای کور کردن برنامه‌های دشمن داده شود.

                                حضور در همایش حمایت از روحانی؟

                                25 اردیبهشت 95 هم که طلایی نسبت به انصراف محمدباقر قالیباف از انتخابات ریاست جمهوری واکنش نشان داد و برای او نوشت: «در این سال‌های دور آشنایی روزهای متعددی تو را پرشور، نگران، دغدغه‌مند و بعضی اوقات حتی غصه‌دار و... دیدم، اما خسته هرگز. آنچه امروز اتفاق افتاد برای بنده که تو را از نزدیک و در عمل می‌شناسم قابل پیش‌بینی بود، بارها در پیدا و پنهان گفته بودم که اگر وارد این عرصه شوی هدفت ادای تکلیف است نه کسب جایگاه و صندلی و چقدر خوب عمل به تکلیف را بر هر تصمیمی مقدم دانستی» اما در این میان یک سوال بی‌پاسخ ماند و آن هم حضور طلایی در همایش «تقدیر از عارف و حمایت از روحانی» در تیرماه 92 به چه معنا بود؟ آیا رفتار و گفتار امروز طلایی در تناقض با حضورش در مراسم حمایت از روحانی نیست؟

                                فراموشی تخلفات شهرداری؟

                                با در کنار هم قرار دادن ادعاهای طلایی، شایعه کذب معاون اولی قالیباف و... می‌توان به این نتیجه رسید که فعالیت انتخاباتی این طیف برای سال 1400 آغاز شده است و آنها از هر مسیری برای القای شایعات دروغ و تحریف واقعیت به نفع سردار مشهدی بهره می‌برند. از سوی دیگر نباید فراموش کرد که اکنون پرونده تخلفات شهرداری در زمان قالیباف گشوده شده و سردار و شهردار سابق در مظان اتهاماتی است. رفاقت طلایی همچنین حکم می‌کند که او با فرافکنی به موضوعاتی بپردازد که افشاکنندگان را درگیر خود کند.

                                منبع: آرمان

                                • گازانبر
                                • حسن روحاني
                                • طلايي
                                • محمدباقر قاليباف
                                • شهرداري
                                • دولت
                                  ]]>
                                  hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Wed, 11 Jul 2018 09:48:14 +0430
                                  مانيفست اصلاح‌ طلبي؛ پيش‌ زمينه تشكيل هسته سخت اصلاحات http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17013-2018-07-11-04-53-38.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17013-2018-07-11-04-53-38.html مانيفست اصلاح‌ طلبي؛ پيش‌ زمينه تشكيل هسته سخت اصلاحات

                                  بهروز شاهرخ‌نيا: ٢١ سال از دوم خرداد ٧٦ و پيروزي جريان سياسي «چپ» در انتخابات رياست‌جمهوري هفتم مي‌گذرد. در طول اين دو دهه، نام‌هاي مختلفي به اين جريان منتسب، تحميل يا پيوست شده؛ با اين حال، بيش از هر نامي اين جريان به نام «اصلاح‌طلبان» در گفتمان و ادبيات مكتوب عرصه سياسي كشور شناخته مي‌شوند.

                                  اصلاح‌طلبان با وجود حضور پررنگ و سازماني و حزبي در عرصه‌ها و ادوار گوناگون، اما هنوز نتوانسته‌اند تعريف و راهبرد مشخص و جامعي از اصلاح‌طلبي ارايه دهند، راهبردي كه مرجع گروه‌ها و احزاب تشكيل‌دهنده اين جريان عظيم در كشور باشد. به همين دليل است كه در ادوار و سال‌هاي مختلف، شاهد حضور احزاب و گروه‌هاي مختلف با ديدگاه‌هاي متفاوت و بعضا متناقض در اين جبهه سياسي هستيم، به گونه‌اي كه روزي رقباي اصلاح‌طلب «جبهه مشاركت» به اين جبهه سياسي نام «بين‌العباسين» منتسب كردند، اكنون نيز به نظر مي‌رسد كليت جريان اصلاح‌طلب پس از دو دهه حضور و ظهور رسمي قابليت حمل چنين لفظي را دارد.

                                  همچنين، در ٢١ سال گذشته اصلاح‌طلبان با فراز و نشيب‌هاي متعددي روبه‌رو بودند، از پيروزي‌هاي متعدد در انتخابات سال‌هاي بعد از ٧٦ تا شكست سال ٨٤، حوادث تلخ ٨٨ و سرانجام پيروزي ائتلافي در انتخابات رياست‌جمهوري سال ٩٢ و... تاكنون، ولي همچنان يك سوال هم براي احزاب و اعضاي اين جبهه و هم ناظران سياسي و مدني بي‌جواب مانده است: اصلاح‌طلبي چيست و اصلاح‌طلب كيست؟

                                  هم‌اكنون جريان اصلاح‌طلب، «شوراي هماهنگي» و «شوراي سياستگذاري» را به عنوان دو نهاد بالادستي كه اعضاي آنها احزاب و افراد و گروه‌هاي اصلاح‌طلب هستند، در راس خود دارد. با اينكه اين دو نهاد و به خصوص بعد از سال ٩٢، شوراي سياستگذاري، توانسته‌اند نقش موثري در پيروزي‌هاي انتخاباتي داشته باشند، ولي از لحاظ سازماندهي و پروسه‌هاي تصميم‌سازي و برون‌دادي با انتقاداتي جدي روبه‌رو بوده‌اند؛ از جمله در اداره و بسته شدن ليست‌ها... در همين راستا اخيرا برخي نيز به نقش پررنگ افراد به جاي شاخص‌ها در تعيين افراد ليست شوراها اشاره كرده كه اين مساله خود باعث افزايش انتقادات به اين نهاد بالادستي اصلاح‌طلبي شده است.

                                  در روزهاي اخير با نامه صد اصلاح‌طلب به «سيدمحمد خاتمي» و درخواست افزايش نقش موثر وي در عرصه مديريت جبهه اصلاحات و لزوم «اصلاح اصلاحات» روبه‌رو بوده‌ايم و علاوه بر آن بايد به پيشنهاد «سعيد حجاريان» نيز اشاره كرد. امروز پيشنهاداتي با محور تشكيل هسته سخت اصلاحات روبه‌رو هستيم، هر دو پيشنهاد در شرايطي مطرح شده كه كمتر از دو سال تا انتخابات مجلس زمان باقي مانده و سوالي كه به ذهن خطور مي‌كند اين است كه با وجود دو نهاد شوراي هماهنگي و شوراي عالي سياستگذاري چه لزومي و چه دليلي بر نهادسازي بيشتر وجود دارد. آيا قرار است اين نهاد جديد چه فعاليتي را انجام دهد كه تاكنون انجام نشده است؟ و سوال ديگر اينكه چرا بايد به جاي اصلاح اشكالات موجود در يك سيستم مستقر، نهاد و سيستم جديدي را جايگزين آن كرد.

                                  متاسفانه، نويسنده اين مقاله، از ابتدا با تشكيل «شوراي سياستگذاري» به دليل نحوه انتخاب اعضاي آن و همچنين عدم وجود تعريفي مشخص درباره كاركرد آن موافق نبودم، لذا جا دارد سوال شود كه تشكيل هر نوع نهاد ديگري بدون پاسخ به دو سوال «اصلاح‌طلبي چيست و اصلاح‌طلب كيست»، طي كردن راهي است كه بارها تجربه شده است. به عبارتي اين يعني تكرار گذشته، بدون توجه به گذشته.

                                  پيشنهاد «حجاريان» مبني بر تشكيل «هسته سخت اصلاحات» و آزمون‌هاي پيشنهادي ايشان نيازمند پيش‌زمينه‌هايي است كه به نظر مي‌توان يكي از مهم‌ترين آنها را تدوين و ابلاغ «مانيفست اصلاح‌طلبي» ناميد؛ همان مهمي كه سال‌هاست، با وجود درخواست بدنه از رهبري جريان اصلاحات، مغفول مانده است.

                                  اين روزها و ماه‌ها كه هنوز زمان كافي تا انتخابات آينده باقي مانده، فرصت مناسبي براي تفكر پيرامون اين سند راهبردي و نگارش آن با مشاركت اقشار و نخبگان و مديران اين جريان پيش روي كشور است. قطعا تهيه اين سند بالادستي براي چنين جريان عظيم سياسي نه يك نياز، كه يك ضرورت است و كمك زيادي براي معرفي اصلاح‌طلبي به صورت روشن و مشخص به جامعه خواهد كرد. امري كه انتظارات جامعه از اين جريان را مشخص كرده، از ورود و خروج‌هاي بي‌رويه و كنترل نشده و نفع‌برداري از آن جلوگيري كرده و وظايف هر عضو آن را مشخص مي‌كند؛ چنان كه راه را براي تشكيل «هسته سخت اصلاح‌طلبي» نيز هموار مي‌سازد.

                                  در پايان به نظر مي‌رسد اين جريان سياسي با چند نياز اصلي مواجه است؛ توقف فعاليت كليه نهادهاي بالادستي موازي، بهبود و اصلاح ساختار و تركيب و كاركرد نهادهاي بالادستي، تقويت جايگاه احزاب به عنوان يكي از مهم‌ترين اركان دموكراسي، تصميم‌گيري مشاركتي بر مبناي دخيل كردن نيروهاي نسل دوم، استفاده مكتوب و بهره عملي از زواياي مختلف تجربه ٢١ ساله اين جريان سياسي.

                                  منبع: اعتماد

                                  • مانيفيست
                                  • اصلاح طلبي
                                  • پيش زمينه
                                  • اصلاحات
                                  • شوراي سياستگذاري
                                    ]]>
                                    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Wed, 11 Jul 2018 09:22:41 +0430
                                    اتاق‌ هاي فكر پخش اعتراف http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17012-2018-07-11-04-50-44.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17012-2018-07-11-04-50-44.html اتاق‌ هاي فكر پخش اعتراف

                                    اسماعيل گرامي مقدم: گفت‌وگوي روز گذشته مديركل روابط عمومي سازمان صدا و سيما نوعي فرار رو به جلو و البته بيشتر از توضيح نوعي توجيه بود چرا كه مسوولان امر هيچ مستندي مبني بر اينكه تعداد مشخصي از مخاطبان درخواست داشتند چنين برنامه‌اي پخش شود تاكنون ارايه نكرده‌اند.

                                    وقتي سخن از مخاطب‌سنجي مي‌كنيم، بايد ابزار كافي و همچنين دانش دستيابي به چنين ارزيابي را داشته‌باشيم و الگوي مورد استفاده را نيز به مردم ارايه دهيم. قطعا تعداد قليلي از مخاطبان بودند كه درخواست‌شان از صدا و سيما پخش اعترافات تلويزيوني چند دختر نوجوان بوده است چرا كه اكثريت به دليل عدم مقبوليت صدا وسيما اساسا به سمت رسانه‌هاي خارجي كشيده شده‌اند چه رسد به اينكه درخواست پخش چنين برنامه‌هايي داشته‌باشند و چه ميزان و ملاك و مصداقي بالاتر از اينكه مخاطبان صداوسيما در مقابل مخاطبان رسانه‌هاي خارجي به حداقل رسيده است.

                                    اينگونه داده‌ها را مي‌توان از دستگاه‌هاي اطلاعاتي، ‌امنيتي و حتي ديگر نهادها و سازمان‌ها به سهولت استخراج كرد. اگر صدا وسيما پژوهشي انجام دهد و نمونه آماري حتي در همين تهران داشته ‌باشد مسلما نتيجه‌اي عكس آنچه مديركل روابط‌عمومي اعلام كرده، خواهند گرفت. در شرايطي كه كشور در بحران اقتصادي غوطه‌ور شده و ميليون‌ها انسان با بالا رفتن افسارگسيخته قيمت‌ها زير خط فقر مطلق رفته‌اند و هر روز با فساد جديدي رو به رو هستيم نمي‌توان ادعا داشت كه اكثريت مخاطبان به دنبال آن هستند كه اعتراف‌هاي يك دختر نوجوان را كه به زعم آقايان دچار ناهنجاري است بشنوند. الان مردم انتظار دارند صدا وسيما به فسادهايي اعتراف كند و از فسادهايي پرده‌ بردارد كه امروز بيشتر اركان و دستگاه‌هاي كشور را در بر گرفته است. روزانه در فضاي مجازي از فسادهايي پرده برداشته مي‌شود كه دل مردم را به درد مي‌آورد.

                                    انگار كشور در حالت غارت است. مردم تمايل دارند به جاي اينكه از اينگونه اعترافات در صدا و سيما ببينند به موضوعات اصلي كه زندگي‌شان را تحت تاثير قرار داده پرداخته شود نه به حوزه خصوصي و شخصي چند نفر كه در فضاي مجازي حضور داشته‌اند. تصور من اين است كه همه اين رفتارها سازمان يافته و ناشي از اتاق‌هاي فكري است كه از سوي برخي جريان‌ها رسانه ملي را مديريت مي‌كنند چرا كه اگر چنين برنامه‌هايي خروجي اتاق فكرها نبود قاعدتا بايد خروجي بيش از اين و در زمينه‌هايي چون فسادهاي اقتصادي و سياسي و عدم رعايت حقوق شهروندي و حقوق بشر نيز شاهد بوديم. به نظر مي‌رسد كه تمام برنامه‌ها در يك جهت و خط فكري و با انگيزه‌اي خاص توليد مي‌شود.

                                    تجربه نشان داده كه همواره صدا و سيما در مواقع بحران از متن به حاشيه رفته و اين حاشيه‌ها را برجسته كرده است تا اصل ماجرا ناديده گرفته شده و به فراموشي سپرده شود. اين‌گونه رفتارهايي كه از سازمان صدا و سيما سر مي‌زند صرفا به كمرنگ شدن اعتماد عمومي هم به اين سازمان و در مرحله بعد به جريان‌هاي سياسي و در نهايت حاكميت ختم مي‌شود. چرا كه مردم احساس مي‌كنند اتاق‌هاي فكر مدام در حال تحقير آنها هستند. همين مي‌شود كه وقتي المان‌هايي از حمايت صدا وسيما از جريان يا فهرست انتخاباتي را مشاهده مي‌كنند كنشي اعتراضي داشته و عكس تبليغات آن عمل مي‌كنند. براي مثال وقتي فهرستي انتخاباتي در جهت مذموم شمردن «فهرست انگليسي» خوانده مي‌شود اكثريت به آن راي مي‌دهند.

                                    از همين روي رسانه ملي بايد توجه كند كه نبايد به مسائلي بپردازد كه كوچك‌ترين نقشي در زندگي اجتماعي و اقتصادي آنها ندارد. در حال حاضر مردم تشنه آگاهي رسانه‌اي در مورد متلاشي ‌شدن درآمدهاي‌شان هستند. دغدغه امروز مردم وضعيت بحران‌زده‌ اقتصاد است و حتي كساني كه اعتقادات سفت و سخت ديني دارند نسبت به پخش اعترافات چند دختر نوجوان واكنش نشان دادند و بر اين باور هستند كه اين‌گونه اقدامات به نوعي سوءاستفاده از دين است.

                                    منبع: اعتماد

                                    • اتاق فكر
                                    • پخش
                                    • اعتراف
                                    • صدا و سيما
                                    • اسماعيل گرامي مقدم
                                      ]]>
                                      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Wed, 11 Jul 2018 09:19:48 +0430
                                      نظامیان و سیاست http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17008-2018-07-10-18-27-06.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17008-2018-07-10-18-27-06.html نظامیان و سیاست

                                      حامد روشن چشم: مهم‌ترین ویژگی دولت- ملت‌ها پس از شکل‌گیری آنان برخورداری از ارتش منسجم بود. به عبارتی، ارتش و نهاد نظامی به‌عنوان عامل اصلی حفظ ژئوپلیتیک دولت مدرن مطرح شد.

                                      دولت به معنی عام آن یعنی، حکومت بر اساس مشروعیت در سرزمینی مشخص بر مردم که حق قانونگذاری، اجرا و قضاوت را دارد. بر این مبنا، حفظ کیان هر نظام سیاسی در جغرافیایی مشخص بر عهده نیروهای مسلح است که نخبگان آن را نظامیان تشکیل می‌دهند. تاریخ جوامع حکایت از مجموعه جنگ‌ها و صلح را دارد. حفظ آرامش، امنیت و حمایت از رویکردهای سیاسی برای توسعه جامعه ایران نیازمند روبنایی از نیروهای مسلح کارآمد و تخصصی است.

                                      فارغ از نگاه تاریخی به موضوع نظامی‌گری در دنیا، ارتباط تنگاتنگی میان نظامی‌گری و سیاست وجود دارد. به‌گونه‌ای که نیروهای نظامی کارویژه مشخصو در راستای کسب اهداف سیاسی برای توسعه جامعه به کار گرفته شده‌اند. بر این اساس مهم‌ترین کارویژه نیروهای نظامی دفاع از امنیت ملی و کیان نظام مردمی است.

                                      به عبارتی بهتر، نظامی‌گری یعنی به‌کارگیری مجموعه‌ای از منابع قدرت سخت، برای دفاع از آزادی، امنیت و اراده ملی است. آرمان نهایی هر ساختار نظامی در دنیا مردم بوده و حفظ کیان جامعه از دست اندازی‌های نظامی عوامل بیگانه اصلی‌ترین کارویژه نیروهای نظامی به‌شمار می‌رود.

                                      آنچه که ارتباط میان نظامی‌گری و سیاست را تبیین می‌کند، حفظ آزادی‌های اساسی و ساختار جامعه است، به طوری که نظامی‌گری حیطه‌ای مشخص در قالب نیروهای نخبه بوده و سیاست عرصه‌ای عمومی و متشکل از اراده ملت برای هدف گذاری، تبیین آرمان و چرخش قدرت به منظور هرچه بیشتر اجتماعی شدن و تامین منافع جامعه است. در این نوع ارتباط، ساختار نظامی به‌عنوان متغیری وابسته به سیاست است.

                                      به عبارتی بهتر، نیروهای نظامی تامین کننده اهداف تعیین شده به‌واسطه دستگاه سیاسی مردمی هستند. به هر میزان که نفوذ و قدرت نظامی‌گری در برابر سیاست بیشتر شود، اصطلاحا از آن به‌عنوان میلیتاریزه شدن جامعه یاد می‌کنند. میلیتاریزه شدن به معنی نفوذ غیرمتعارف نیروهای نظامی در شئون اجتماعی و سیاسی به منظور کنترل و هدایت سیاسی است.

                                      اولین نشانه اینگونه تغییر سیاسی و اجتماعی نمود هرچه بیشتر نشانه‌ها و ادبیات نظامی در جامعه بوده و غالبا نظامیان در تمامی جوانب سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حضوری فعال و تعیین‌کننده دارند. به تعبیری، سیاست نوعی وابستگی شدید به نظامیان پیدا می‌کند. در تمامی جوامع دموکراتیک و توسعه‌یافته ساختار نظامی تابعی وابسته به دستگاه سیاسی است که توسط اراده ملی و در مسیری از فرآیند دموکراتیک تعیین شده و دستگاه نظامی موظف به حفظ کیان این ساخت سیاسی است.

                                      رشد بیش از حد ساختار نظامی در ابعاد گوناگون می‌تواند شئون جامعه را به سوی نظامی‌گری تغییر داده و دخالت در مسائل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی توسط نظامیان منجر به نوعی جامعه توسعه نیافته شود. از این جهت، نگاه به نوع رابطه میان ساختار نظامی و سیاسی در ایران نیازمند دقت و حساسیت بالای است، چراکه جامعه متشکل از افرادی با دیدگاه‌های متکثر و متنوع است و ساختار نظامی موظف به حفظ این جامعه با رویکرد امنیت ملی و دفاع از این جامعه در برابر توطئه یا دخالت بیگانگان برای اضمحلال اجتماعی است.

                                      اگرچه نقش و کارکرد ساختار نظامی در ایران در طول سالیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی در دفاع از کیان جامعه و کشور اجتناب ناپذیر است، اما نقش‌آفرینی هرچه بیشتر و خروج از کارویژه اساسی خود می‌تواند زمینه‌های آسیب اجتماعی به همراه داشته باشد.

                                      لذا، در خصوص تبیین جایگاه نیروهای نظامی همانگونه که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به آن اشاره شده است، قرار گرفتن در حیطه تخصصی و برخورداری از قدرت سخت برای حمایت از فرایند سیاسی و دفاع از جامعه، هدف اصلی آنان است که برای این منظور تابع دستگاه سیاسی هستند و در یک رابطه متقابل حمایت سیاسی از نخبگان نظامی و قدردانی ملی برای حمایت هرچه بیشتر از اقدامات نظامیان در دفاع از کیان جامعه حائز اهمیت بسیار است.

                                      آگاهی نسبت به کارویژه نظامی و حیطه عملکرد آن برای جامعه و در حمایت از جامعه از مهم‌ترین اقدامات دستگاه سیاسی و اجتماعی است که علاوه بر تعیین محدوده عملکرد نظامی، از امکان تسخیر هرچه بیشتر جامعه به‌واسطه منطق نظامی‌گری جلوگیری کند.

                                      بنابراین، دقت در رابطه میان نظامی‌گری و عرصه سیاست به‌عنوان یکی از محورهای توسعه در کشور محسوب می‌شود که نیازمند آگاهی اجتماعی از کارویژه‌های اساسی آن و ترسیم دقیق مرزهای نظامی و سیاسی و نوع تعامل آنان است که این عامل علاوه بر تقویت کارکرد هر دو دستگاه و دفاع از کیان جامعه ایران، از هرگونه امکان میلیتاریزه شدن جامعه جلوگیری می‌کند.

                                      حمایت از ساختار نظامی به‌عنوان عامل قدرت سخت در دفاع از حقوق ملت در برابر خطرات نظامی خارجی مهم‌ترین محدوده عملکرد این دستگاه است و عدم ورود آنان به هرگونه شکل‌بندی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی می‌تواند استحکام در نظم اجتماعی و مسیر توسعه به‌همراه داشته باشد که باید به دقت مورد توجه و تاکید قرار گیرد.

                                      منبع: آرمان

                                      • نظامیان
                                      • سیاست
                                      • دولت
                                      • ریاست جمهوری
                                      • جامعه
                                        ]]>
                                        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Tue, 10 Jul 2018 22:57:32 +0430
                                        دست سیستان را بگیرید! http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17007-2018-07-10-18-20-07.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/17007-2018-07-10-18-20-07.html دست سیستان را بگیرید!

                                        احمدعلی کیخا: در روزهای اخیر از حوزه سیستان بازدید شده و حرف‌های مردم تامل‌برانگیز است. به گفته یکی از روستاییان سیستان در زمان‌های مختلف خشکسالی‌ و سیلاب‌ها را به خود دیده، اما مردم در سه مقطع سال‌های 49، 50 و سال‌ 60 گذران زندگی خود را داشتند.

                                        شدت خشکسالی‌ها با یکدیگر متفاوت بوده است، اما دولت در این ایام به مردم کمک کرده، آنها را از شرایط سخت نجات داده تا جریان زندگی به سابق برگشته است. در شرایط سخت دولت‌ها از کشاورزان سالخورده و باتجربه و مردم مراقبت می‌کردند تا آسیب‌های جدی نبینند و به پایداری حیات اقتصادی خود ادامه دهند. تعداد زیادی در خشکسالی‌های دهه چهل و پنجاه مهاجرت کرده و به استان‌های گلستان و دشت ترکمن صحرا رفتند. به گفته ساکنان در دوره‌های خشکسالی فوق‌الذکر دولت به رغم نبود آب ساکنان شهرها و روستاها را برای لایروبی‌کانال‌ها روانه می‌کرد و آنها تا غروب کار کرده و در مقابل یک یا دو من گندم به عنوان مزد دریافت می‌کردند تا نان خانه‌هایشان تامین شود. بنابراین این منطقه خشکسالی‌های متعددی را تجربه کرده است و مساله آن است که در این حوادث دولت در کنار مردم باقی بماند تا شرایط عبور از مشکلات برای مردم فراهم شود.

                                        سال سخت سیستان

                                        امسال سیستان سال سختی در پیش دارد. در دیدار با عیسی کلانتری، رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست اعلام کرد در مورد آنکه نمی‌توان این استان را به حال خود رها کرد و باید در شرایط سخت به داد مردم رسید با هیات دولت مذاکره کرده است و حال باید منتظر تصمیمات دولت در مورد این استان ماند. به‌طورکلی وضعیت بارندگی مناسبی در سال گذشته وجود نداشته است، به عنوان مثال رودخانه هیرمند دچار کم آبی شده و بیش از 98 درصد از منابع آبی خود را از دست داده است. همچنین بارندگی در بالادست کم بوده و افغانستان نیز آب باران را کنترل کرده است. بنابراین امروز حوزه سیستان سخت‌ترین شرایط را بعد از انقلاب سپری می‌کند. وضعیت کشاورزی نیز در این استان بسیار بد است، به عنوان مثال حدود 100 هزار هکتار زمین اصلا زراعت نشده و از 40 هزار هکتار زمین زراعت شده محصول چندانی برداشت نشده است، زیرا جز آبیاری اولیه کشاورزان دیگر نتوانسته‌اند آبی برای زراعت تامین کنند، انتظار ایستادگی بیشتر دولت کنار مردم است. دولت جمهوری اسلامی باید در این شرایط سخت بسیار بیشتر و تمام قد در خدمت مردم بوده و باشد، اما رسیدگی دولت به مردم این دیار دیرهنگام آغاز شده است و اخیرا شاهد سفر وزیر کشور به عنوان نماینده عالی رئیس‌جمهور به استان سیستان و بلوچستان بود‌ه‌ایم. نکته حائز‌اهمیت آن است که وزیر کشور اولین وزیر طی پنج ماه خشکسالی بوده که به منطقه سفر کرده است. بنابراین امیدواریم دولت برای پرداخت خسارت کشاورزانی که نتوانسته‌اند زراعت کنند یا آنهایی که زراعت کرده اما چیزی برداشت نکرده‌اند برنامه‌ قابل‌قبولی داشته باشد. همچنین مردم از نظر تامین علوفه برای دام‌ها و آب شرب روستا‌هایشان در مضیقه شدید هستند، زیرا آب کیفیت بدی دارد. در نهایت باید گفت، امروز احتیاجات اهالی سیستان مانند سال‌های چهل و پنجاه است و آنها محتاج یک، دو من گندم برای تامین نیازهای غذایی خود هستند. روستاییان متقاضی نیازمند یک یا دو کیسه آرد اهدایی از سوی دولت هستند که به صورت رایگان در اختیار آنها قرار گیرد تا نان و خوراک آنها را تامین کند.

                                        تمایلی برای ماندن نیست

                                        براساس نتایج یک تحقیق توسط محققان در مرکز تحقیقات کشاورزی منابع طبیعی سیستان تحت‌عنوان «تمایل به ماندگاری و مهاجرت روستاییان باتوجه به بحران خشکسالی و کمبود آب، 90تا 95 درصد افراد زیر 40 سال تمایل به مهاجرت از منطقه دارند، زیرا به اعتقاد آنها شرایط زندگی دیگر در این منطقه وجود ندارد. بنابراین اگرچه آمار دقیقی از اینکه چه تعداد از ساکنان این طرز فکر را عملی کرده و منطقه را ترک کرده‌اند وجود ندارد، اما براساس این تحقیق بسیاری از افراد تمایل به مهاجرت داشته‌اند و بسیاری دیگر نیز تاکنون دست به مهاجرت زده و خاک سیستان را ترک کرده‌اند. امروز روستاهای زیادی در این حوزه خالی از سکنه هستند و هیچ کس در آنها ساکن نیست.

                                        خشکسالی فرای سیستان

                                        امروز خشکسالی در منطقه بسیار گسترده شده و علاوه بر استان سیستان و بلوچستان استان خراسان جنوبی را تحت تاثیر قرار داده است. در بسیاری از روستاها و شهرهای جنوب استان خراسان جنوبی شاهد بروز خشکسالی و خالی از سکنه شدن برخی از روستاها هستیم. بنابراین مسئولان این دو استان در کنار یکدیگر باید برای کاهش تبعات خشکسالی بر زندگی مردم و جلوگیری از مهاجرت آنها از روستاهایشان اقداماتی را انجام دهند، زیرا به نظر می‌رسد هر دو به یک اندازه از بحران خشکسالی رنج می‌برند. مجلس در ارتباط با خشکسالی‌های اخیر صدا و زبان مردم بوده است و معضلات مردم را در حد مناسب و کافی به مسئولان انعکاس داده است. امیدواریم این صدا توسط دولتمردان به خوبی شنیده شود، زیرا تاکنون به میزان کافی شنیده نشده است. در یکی، دو هفته بعد از تعطیلات نوروز نمایندگان مجلس در قالب یک نامه ده صفحه‌ای و در زیربخش‌های مختلف، راه‌حل‌های پیشنهادی به دولت را به منظور سلسله اقدامات در راستای کاهش صدمات و خسارات ناشی از خشکسالی به دولت تقدیم کرده است و انتظار به اجرای برخی از این دستورالعمل‌ها توسط دولت می‌رفت. علاوه براین در جلسات، نطق‌ها، تذکرات‌ و مکاتبات در ارتباط با مدیریت بحران در تهران با مسئولان وزارت جهاد کشاورزی بارها در این ارتباط سخن به میان آمده است، اما به نظر می‌رسد حساسیت دولت به اینگونه مطالب کمتر و گوش آنها سنگین‌تر شده است. متاسفانه برنامه‌های توسعه‌ای کشور مطابق با خشکسالی‌ها و شرایط اقلیمی کنونی نیست و همچنان خشکسالی و تغییر اقلیم منطقه‌ای به عنوان واقعیت امروز ایران از سوی برنامه‌ریزان پذیرفته نشده است و مطابق با وضعیت کنونی برنامه‌ها وضع نمی‌شوند. این‌درحالی است که باید امروز با شرایط امروز جامعه سازگار شد و همچنین برنامه‌ها و رویکردهای توسعه در کشور نیز منطبق با این شرایط باشند. بنابراین به نظر می‌رسد نیازمند پذیرش این واقعیت‌ها از سوی مدیران ارشد دولت و استانی هستیم. در هنگام شرکت در جلسات شورای عالی استان‌ همواره از معضلات بی آبی و خشکسالی استان گفته می‌شود، اما برنامه‌های مدیریتی استان اساسا منطبق و سازگار با این شرایط نیست و گویی برنامه‌ریزان برای منطقه دیگری اقدام به برنامه‌ریزی می‌کنند. امروز دولت در حوزه وزارت نیرو کارگروه مبارزه با خشکسالی شکل داده است، اما مهم آن است که برنامه‌ریزان توسعه کشور و دستگاه‌های اجرایی خود به باور برای تغییر برسند. کمیسیون کشاورزی، آب و منابع‌طبیعی مجلس در حوزه آب و کشاورزی تدوین برخی برنامه‌های استراتژیک برای هدایت دولت را آغاز کرده است و امروز چشم‌انتظار و امیدوار اقدامات دولت هستیم تا مشخص شود دولت در نگاه توسعه‌ای تا چه میزان به سمت و سوی درست حرکت می‌کند.

                                        منبع: آرمان

                                        • محرومیت
                                        • سیستان و بلوچستان
                                        • دولت
                                        • مجلس
                                        • جامعه
                                          ]]>
                                          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Tue, 10 Jul 2018 22:50:35 +0430
                                          بازگشت زنان تحت آسیب به‌ سختی انجام می‌ شود http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16954-2018-05-14-10-10-45.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16954-2018-05-14-10-10-45.html بازگشت زنان تحت آسیب به‌ سختی انجام می‌ شود

                                          طیبه سیاوشی شاه عنایتی: زنانه شدن آسیب‌ها معلول علت‌های متعدد است. همچنین این مقوله رویه‌های اجتماعی متعدد را نشان می‌دهد. در سال‌های اخیر فاصله زمانی بین ابتلا به اعتیاد و کارتن خوابی برخلاف گذشته کوتاه شده است.

                                          این در حالی است که اگر در گذشته فرد بعد از چهار یا پنج سال از اعتیادش به مرحله کارتن خوابی می‌رسید، هم‌اکنون بعد از چند ماه آنها به کف خیابان‌ و وضعیت کارتن خوابی می‌رسند که یکی از عوامل تاثیرگذار در این زمینه فقر است. به هر حال حمایت‌های اجتماعی نیز در این‌باره انجام نمی‌گیرد تا خانواده‌ها بتوانند این افراد آسیب دیده را تحت حمایت خود قرار دهند. این در حالی است که بازگشت زنان تحت آسیب به‌دلیل مسائل فرهنگی به‌سختی انجام می‌شود. وقتی آنها دچار کارتن خوابی می‌شوند به‌دلیل نیاز به مواد مخدر ناچار به تن فروشی و دیگر نارسایی‌ها نیز می‌شوند که این مقوله با تبعات منفی فراوان مواجه می‌شود. اغلب در روند زندگی این زنان هیچ‌تغییر و تحولی لحاظ نمی‌شود، مگر به اراده آنها و کمک‌ها از سوی سازمان‌های مردم نهاد.

                                          اغلب این افراد در سکونتگاه‌های غیررسمی، حاشیه‌های شهر تهران و دیگر مناطق مستقر هستند و سازمان‌های مردم‌نهاد نیز از آنها حمایت می‌کنند. اغلب زنان کارتن خواب به دلایل مختلف در استان تهران مستقر هستند و این معضل در تهران و دیگر کلانشهرهای کشور مشاهده می‌شود. باید دانست که مساله اعتیاد و نارسایی‌های ناشی از آن مرد و زن نمی‌شود و هر فردی با درگیری با آن، کارتن خوابی به بخشی از زندگی‌اش تبدیل می‌شود. در این شرایط دولت می‌تواند از آنها حمایت کند. با این اقدامات اگر در بین صد نفر فقط چند نفر به زندگی عادی برگردند قابل توجه است، چون ترک اعتیاد در این افراد یک بخش قضیه و پذیرش جامعه مساله دیگر است. اگر خانواده نیز این افراد را نپذیرد، طبیعتا روی دیگر سکه کارتن خوابی، اعتیاد و دیگر آسیب‌های تهدید‌کننده برای آنها نمایان می‌شود.

                                          نیاز به خدمات

                                          برخی از سازمان‌های مردم نهاد به شکل محدود در سطح شهر به این افراد خدمات‌رسانی می‌کنند، اما با توجه به حجم قابل توجهی از این افراد در جامعه این امکان وجود ندارد تا خدمات دهی به آنها به شکل مناسب انجام شود. باید دانست که مرحله ترک اعتیاد و سم‌زدایی به سهولت انجام می‌شود. برای مثال شاید در فرصتی کمتر از دو تا سه روز این اقدام انجام شود، اما این افراد به روان درمانی و مشاوره‌های طولانی مدت در جلسات متعدد نیازمند هستند. در محلاتی که این معضل مشاهده می‌شود، می‌توان برای این زنان امکان صحبت ایجاد کرد.

                                          در این اقدامات زنان نیازمند کمک می‌توانند مشاوره اخذ کرده و با کسب مهارت و آگاهی به ادامه زندگی بپردازند. برای مثال بنده افرادی را می‌شناسم که 10 تا 12 سال است که از هر گونه اعتیاد پاک هستند و هر سال هم سالگرد پاکی خود را جشن می‌گیرد. نهادهای مسئول باید بدانند که هر گونه پاکسازی از مواد مخدر در بعد روحی و روانی به سرعت انجام نمی‌شود و این اقدامات نیازمند توجه ویژه است. برای مثال در برخی فیلم‌ها مشاهده می‌شود که فرد معتاد را به تخت بسته و با متوسل شدن به زور مبادرت به ترک اعتیاد می‌کنند. در حالی که هر گونه تغییر در زندگی زن یا مردم معتاد یا تحت آسیب فقط با اقدامات روانشناسی و مشاوره انجام می‌شود. برای مثال اگر به سازمان‌های مردم نهاد فرصت داده شود، آنها می‌توانند در ساعات مشخص در روز یا شب به پارک‌ها و دیگر اماکن پاتوق آنها رفته و برای آنها مشاوره‌های آزاد انجام دهند. برای مثال این اقدامات برای زنان تحت آسیب می‌تواند در اماکن پوشیده‌تر انجام شود، اما سازمان بهزیستی به‌عنوان متولی این قضیه به‌تنهایی توانایی انجام اقدامات در این‌باره را ندارد.

                                          بارها از سوی مسئولان این سازمان مطرح شده که سازمان‌های مردم نهاد را به‌عنوان شرکای اجتماعی پذیرفته و تلاش می‌شود تا در کنار آنها این مسائل را حل‌و‌فصل کنند. برای مثال فقط تاسیس کمپ ترک اعتیاد در یک منطقه تحت پوشش شهرداری، سازمان بهزیستی یا دیگر دستگاه‌های رسمی مدنظر نیست، بلکه این مراکز باید به شکل مستمر مورد نظارت از سوی مسئولان مربوطه قرار بگیرند. برای مثال در سال‌های اخیر با بررسی فعالیت مراکز ترک خصوصی اخباری مبنی بر ضرب و شتم افراد داوطلب ترک اعتیاد و نقص عضو آنها به گوش رسیده است. در این شرایط این مقوله نیازمند توجه ویژه از سوی مسئولان امر است. هر چند تعداد روز افزون این افراد در سطح شهر تهران و آسیب‌های متعدد ناشی از این شرایط را در جامعه شاهد هستیم. از سوی دیگر سازمان بهزیستی نیز توانایی پوشش دهی این حجم عظیم از آسیب‌ها نیست، چون به اذعان گفته‌های مسئولان در این سازمان، آنها به نیروی کافی دسترسی نداشته و از لحاظ مادی نیز مجهز به چنین خدمات‌رسانی‌هایی نیستند.

                                          23سازمان متولی

                                          از سوی دیگر مجلس نیز برای ارتقای وضعیت این زنان بر اساس برنامه ششم در روند بودجه دهی تمامی امکانات را در اختیار بهزیستی قرار داده است. البته در حوزه آسیب‌های اجتماعی 23 دستگاه متولی امر هستند و تمامی آنها نیز برای مقابله با آسیب‌ها بودجه اخذ می‌کنند. برای مثال در کشور ما از وزارت آموزش و پرورش گرفته تا وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی متولی مقابله با آسیب‌های اجتماعی هستند. کاش این پول ها برای پیشگیری از مصرف مواد مخدر و پیشگیری از دیگر آسیب‌ها هزینه می‌شد. هر چند بر اساس قانون بودجه اختصاص داده شده است، اما دستگاه‌های متولی متعدد و نامگذاری تحت عنوان مبارزه و مقابله ما را دچار صدمات متعدد کرده است. البته مطالب مطرح شده در زمینه نحوه رسیدگی به معتادان کارتن خواب است.

                                          فرهنگسازی

                                          هم‌اکنون در جامعه شاهد افزایش طلاق هستیم. بر اساس بررسی‌های انجام شده طلاق می‌تواند از تبعات فراوان برخوردار و معلول اتفاقات متعدد باشد. برای مثال هنوز در جامعه ما برخی از خانواده‌ها طلاق را نماد بی‌آبرویی دانسته و از پذیرش فرزندشان به‌دلیل طلاق ممانعت می‌کنند. باید دیدگاه مردم از لحاظ فرهنگی نسبت به این مسائل تغییر کند. با این وجود، اینکه فرد با هر آسیبی به آغوش خانواده برگردد بهتر از این است که به دیگر آسیب‌ها در جامعه ملحق شود. این مسائل نیازمند فعالیت‌های متعدد در زمینه اطلاع‌رسانی و آگاهی به حقوق است. امید است رسانه ملی و دیگر دستگاه‌ها در این‌باره تلاش‌های فراوان کنند. یکی از راه‌های اطلاع‌رسانی و فرهنگسازی استفاده از ظرفیت فضای مجازی است. در این فضا می‌توان به فعالیت‌های مناسب فرهنگی پرداخت. برای مهار آسیب‌های جامعه با اطلاع‌رسانی مناسب می‌توان افراد را نسبت به نحوه مقابله با مسائل و آسیب‌های متعدد آگاه تربیت کرد.

                                          منبع: آرمان

                                          • بازگشت
                                          • زنان
                                          • آسيب
                                          • خانواده
                                          • جامعه
                                          • دولت
                                            ]]>
                                            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Mon, 14 May 2018 14:41:51 +0430
                                            محدوديت‌ ها و اميدها http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16930-2018-05-13-10-13-25.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16930-2018-05-13-10-13-25.html محدوديت‌ ها و اميدها

                                            مينو خالقي: خبرهاي خوش پيروزي زنان ورزشكار ايران در صحنه‌هاي بين‌المللي، يكايك از راه مي‌رسد. قهرماني غرور‌آفرين دختران فوتسال ايران در جام ملت‌هاي آسيا و پيروزي دختران جوان كاراته‌كا با به دست آوردن مدال‌هاي متعدد جهاني.

                                            پيروزي‌هايي كه هر يك همچون مدال المپيكي كيمياي ايران يا افتخار‌آفريني زهرا نعمتي و سارا سادات خادم‌الشريعه و بسياري زنان ايراني، بيش از حس افتخارِ يك موفقيت، روزنه‌هاي اميد را براي زنان و دختران جوان ميهن‌مان مي‌گشايد.

                                            جالب آنكه محدوديت‌هاي ورزش زنان ايران، چه در بحث امكانات و تجهيزات و چه در عرصه تبليغات محيطي و اخبار و عدم حمايت صدا و سيماي ملي ايران و همچنين محروميت‌ها از حقوق مسلم ورزشي به عناوين عرف و فرهنگ، هيچگاه دختران كشورمان را خسته و نااميد نكرده است. چه بسا آنجا كه ديدگاه‌ها و حمايت‌ها مضيق‌تر شد، تلاش و توان و همت زنان‌مان افزون شد و اين سد‌ها را همچون موانعي يافتند كه اگر نتوانند از روي آنها بپرند، حتما آنها را دور خواهند زد.

                                            طي سال‌هاي اخير ورزش قهرماني زنان در ايران، در يك فرآيند رو به رشد سكو‌هاي بيشتر در رشته‌هاي متعدد را به خود اختصاص داده و اين موضوع نويد بخش پتانسيل بالا و عدم ايستايي زنان ايران در پسِ موانع ساختاري و عرفي است. با توجه به نياز گسترده فيزيولوژيك زنان به ورزش و سلامت جسمي و با در نظر گرفتن ساختار كم تحرك فضاهاي اجتماعي و شغلي زنان، سرمايه‌گذاري و امعان نظر به ورزش زنان چه در بخش همگاني و چه قهرماني، نه تنها مهم بلكه براي سلامتي نسل‌هاي آتي ضروري است.

                                            مسلما جفاي بسيار خواهد بود كه وقت و همّ زنان‌مان بيش از توجه به تعالي ورزش‌هاي حرفه‌اي و سلامت و شادابي روح و جسم، معطوف به محدوديت‌هاي عرفي ناشي از بي‌برنامگي‌ها شود و مسائلي همچون، «ورود زنان به ورزشگاه‌ها»، معضل فكري و اجتماعي آنان شود. بايد با برنامه‌ريزي منسجم، سريع و ميان‌بخشي و خصوصا با همكاري نهاد‌هاي نظامي و انتظامي، امكان بهره‌مندي زنان از تماشاي مستقيم مسابقات ورزشي فراهم شود و اين كلاف سردرگم با چاره‌انديشي نهادهاي اجتماعي و فرهنگي و زيرساخت‌هاي فيزيكي ورزشگاه‌ها، هر‌چه سريع‌تر باز شود.

                                            مي‌توانم بگويم بهترين پاسخ به شرايطِ نابرابر موجود براي ورزش زنان را خود آنان با پيروزي‌هاي باور نكردني و بي‌نظيرشان در صحنه بين‌المللي داده‌اند و اولويت توجه به ورزش زنان را در مقام عمل نمايان ساخته‌اند. اكنون زمان پيگيري‌هاي مجدانه وزارت ورزش و جوانان و نهاد‌هاي متولي امر، در بهبود شرايط محيطي ورزش بانوان و بهره‌مندي آنان از امكان ورود به ورزشگاه‌هاست.

                                            به راستي سبب تاسف خواهد بود كه انرژي و توان و مطالبات مهم در بحث ورزش زنان، مصروف مسائل حاشيه‌اي شده و حركت در متن و تحقق آرزوها با سدهايي همچون عدم اجازه ورود به ورزشگاه‌ها، به يأس و دلمردگي و حتي عصبانيت منتهي شود. به نظر مي‌رسد توجه هر‌چه سريع‌تر به تمهيد زير‌ساخت‌هاي سخت‌افزاري و نرم‌افزاري موجود در بحث ورود زنان به ورزشگاه‌ها و همچنين تخصيص بودجه مناسب در ورزش قهرماني زنان، مشوق اميد و شادابي بانوان در عرصه‌هاي گوناگون ورزشي خواهد بود.

                                            منبع: اعتماد

                                            • محدوديت
                                            • اميد
                                            • دولت
                                            • مردم
                                            • مينو خالقي
                                            • زنان
                                              ]]>
                                              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Sun, 13 May 2018 14:44:13 +0430
                                              مردم، نگران حریم خصوصی http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16929-2018-05-13-10-10-57.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16929-2018-05-13-10-10-57.html مردم، نگران حریم خصوصی

                                              محمدجواد لسانی: تصمیم بر این شد که یک پیام‌رسان پرمشتری مسدود و به جای آن، استفاده از چند پیام‌رسان داخلی به مردم توصیه شود. رئیس‌جمهور روحانی در صفحه اینستاگرام خود از این تصمیم انتقاد کرد.

                                              او در واکنش به مسدوشدن پیام‌رسان تلگرام در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «سیاست دولت یازدهم و دوازدهم مبتنی بر ایجاد فضای امن مجازی بوده و نه امنیتی. تاکنون هیچ شبکه اجتماعی یا پیام‌رسان توسط این دولت مسدود نشده و نخواهد شد. فیلتر و مسدودسازی اخیر تلگرام نیز نه توسط دولت اجرا شده و نه مورد تأیید دولت است».

                                              رئيس شورای عالی امنیت ملی بدون نام‌بردن از نهاد مشخصی تصریح کرده است: «اگر در عالی‌ترین سطح نظام، تصمیمی برای محدودکردن یا مسدودسازی ارتباطات مردم گرفته شده است، باید صاحبان واقعی این کشور که مردم هستند، در جریان امور قرار بگیرند».

                                              حسن روحانی از هشتگ‌های «#محرمانه_نداریم، #جریان_آزاد_اطلاعات، #حق_انتخاب» در انتهای پیام خود استفاده کرده است. در پی انتشار دستور دادستانی برای فیلترینگ تلگرام، بیانیه دولت در واکنش به این دستور نیز خبرساز شد.

                                              هم‌زمان، وزیر ارتباطات در توییتر خود به حکم انسداد تلگرام واکنش نشان داد و نوشت: «دسترسی شهروندان به منابع اطلاعات، توقف‌ناپذير است؛ هر چند استفاده از يك نرم‌افزار متوقف شود، نرم‌افزارهای بديل، شناسايی می‌شود و جريان آزاد اطلاعات، مجددا فعال و در گردش خواهد بود».

                                              بیانیه دولت در فضای مجازی، واکنش‌های متعددی در پی داشت. برخی از کاربران صدور اطلاعیه را کافی ندانسته و اعلام کردند که دولت باید مخالفت خود را با فیلترینگ، در عمل ثابت کند. در یک ماه گذشته، چند پیام‌رسان داخلی، به هموطنان معرفی شده است تا جایگزین پیام‌رسان فرنگی شوند اما گویا مشکل اصلی کاربران، نگرانی از نقض حریم شخصی است و هنوز استقبال چندانی از پیام‌رسان‌های داخلی دیده نشده و همچنین این دستور سبب شده تا فعالیت برخی مشاغل مجازی به خطر بیفتد.

                                              جالب اینجاست که این اقدام قضائی با روز اعتراض کاربران روسی هم‌زمان شد؛ آنها با مسدودشدن همین پیام‌رسان در کشورشان، مخالفت خود را نشان دادند. در روسیه، مقامات سازمان اطلاعاتی این کشور، تلاش کرده بودند که به اطلاعات رمزگذاری تلگرام دست پیدا کنند که با مقاومت تلگرام روبه‌رو شدند، پس از آن بود که مقامات مسکو دسترسی به تلگرام را در این کشور مسدود کردند.

                                              ازسویی عبدالصمد خرم‌آبادی، معاون دادستان کشور، در یادداشتی در کانال شخصی خود در یک پیام‌رسان داخلی نوشت: «علی‌رغم تبلیغات وسیع رسانه‌های آمریکایی و غربی و طرفداران آنها دائر بر ناموفق‌بودن فیلتر تلگرام در روسیه، فیلتر تلگرام در این کشور موفق بوده و بعد از فیلتر، رتبه بازدید تلگرام در این کشور سقوط فاحشی داشته است». 

                                              درحالی‌که براساس آنچه از رسانه‌های مستقل به گوش می‌رسد همچنان در روسیه با عبور از فیلترینگ از این پیام‌رسان استفاده می‌شود و اقدام دولت پوتین بیشتر، یک ناکامی به بار آورده است. دادگاه عالی شهر مسکو جمعه گذشته رأی به انسداد این پیام‌رسان در روسیه داد، اما بسیاری از کاربران برای دورزدن فیلترینگ، روی گوشی‌های خود فیلترشکن نصب کردند. نصب فیلترشکن در گوشی برخی از این کاربران برای اولین‌بار انجام می‌شد.

                                              بر اساس تحلیل خبرگزاری بلومبرگ، این واکنش‌ها نشان داد که فیلترینگ، راه‌حلی شکننده است؛ چراکه با وجود ممنوعیت استفاده از آن در روسیه، کسی به آن اعتنایی نمی‌کند. «هرمان کلیمنکف»، مشاور اینترنتی «پوتین»، اوایل ماه جاری پیشنهاد کرد کاربران تلگرام به پیام‌رسان ICQ مهاجرت کنند. ICQ یک برنامه پیام‌رسان است که در سال ۲۰۱۰ میلادی به مالکیت یک شرکت روسی درآمده است. این مقام گفته که ICQ را دوست دارد! «دیمیتری پسکوف»، سخنگوی کرملین، هم گفته است که فقط ICQ را امتحان کرده و کارکنان کرملین بعد از فیلترینگ تلگرام، جایگزین آن را برای استفاده روزانه خود انتخاب کرده‌اند.

                                              پرسش این است که چگونه یک فرد می‌تواند به توصیه‌های یک نهاد سیاسی اعتماد کند؟ برای مثال اگر آن نهاد، او را دعوت به عضویت دریک پیام‌رسان بومی کند باید چه واکنشی نشان دهد؟ منابع چنین باوری که یک کاربر را قانع به این کار کند، کدام است؟ به عبارت روشن چه چیزی سبب می‌شود یک فرد به‌راحتی سفره دل خود را در یک محمل رسانه‌ای باز کند و بدون هیچ دغدغه‌ای، اطلاعات شخصی خود را در دستان یک پیام‌رسان بگذارد؟

                                              قطعا این پذیرش، سازوکاری می‌طلبد که تنها با میزان «سرمایه اجتماعی» می‌توان درباره آن بحث کرد. سرمایه‌ای که مانند یک نهنگ تشنه از آبشخور اعتماد عمومی می‌نوشد تا پروار شود و به‌آسانی بتواند در اقیانوسی از رازها شنا کند و خیالش از هر حیث راحت باشد. کاربر رسانه برای تبادل‌نظر، تضمین می‌خواهد تا با خاطری امن و آسوده وارد این محفل مجازی شود. نهادی که توصیه اکید به استفاده از این یا آن پیام‌رسان می‌کند، تا چه اندازه قادر است زمینه این اعتماد را فراهم كند؟

                                              «سرمایه اجتماعی» مفهومی مدرن است که آن را در میزان و شدت روابط بین افراد یک جامعه می‌سنجند و در سطح عمیق‌تری، آن را به‌عنوان یک محک، میان فرد و گروهش امتحان می‌کنند. به تعبیر دیگر تنها با یک احساس تعهد صادقانه از سوی دولتمردان می‌توان سرمایه فوق را در اجتماع رونق داد. اینکه مردم چه مقدار به اخبار اجتماعی و سیاسی بها می‌دهند و برایش تره خرد می‌کنند، چوب‌خط ساده‌ای برای دانستن میزان این سرمایه است. انتظاری که یک کاربر رسانه‌ای از دولت دارد، همین است تا حس تعلق خود را به گروهش بالا ببرد و در یک همبستگی اجتماعی شرکت کند.

                                              سرمایه اجتماعی کلیدی‌ترین مفهوم در علم جامعه‌شناسی است و بی‌اغراق یکی از پایه‌های فرهنگ‌ساز اجتماعات امروز به شمار می‌رود. اهل اندیشه آن را در کنار عقلانیت و حاکمیت قانون قرار می‌دهند تا جایگاه ویژه‌اش بیش‌از‌پیش دیده شود. حسن‌ظن میان اعضای یک شبکه، قلب تپنده سرمایه اجتماعی نامیده شده. جلب اعتماد بیشتر از سوی مرکز پردازش پیام، مانند یک گریس عمل می‌کند تا چرخه تبادل افکار روغن‌کاری شود.

                                              در‌صورتی‌که یک شبکه اجتماعی جلب اعتماد نکند، کاربر دچار تردید می‌شود و بهترین کار برایش، ترک زودهنگام آن است. حتی ممکن است سوءظن تا جایی پیش برود که به آشنایان هشدار دهد از ابتدا به آن وارد نشوند. شرط مهم دوام رسانه‌ای که حامل پیام است، «مقبولیت اجتماعی» است. این مقبولیت نمی‌تواند سفارشی باشد و از بالا به وجود آید؛ اما اگر به طور طبیعی و مستقل شکل بگیرد، ثمرات پرباری خواهد داشت. نخست آنکه اقبال عمومی به آن رسانه مجازی، روزبه‌روز بیشتر می‌شود و دیگر آنکه در صورت پذیرش از سوی جامعه، نویدبخش وحدت ملی هم خواهد شد. وقتی که فرایند آگاهی ناشی از تبادل پیام به جریان افتد، تعلق افراد به گروه‌شان را محکم‌تر می‌کند؛ تا‌جایی‌که دیدگاه‌های مختلف در یک محفل اطمینان‌بخش، گرد هم می‌آیند تا با ضریب افکار، یک پدیده فرخنده را سبب شوند، آن پدیده به «توده‌سازی» یا «جمع‌سازی» شهرت دارد و قدرت آن تا حد یک بمب هسته‌ای ست. توده‌سازی می‌تواند چنان عزم ملی را بالا ببرد که سبب‌ساز پیشرفت و توسعه کشور (بدون شعار‌های توخالی) شود.

                                              به نظر می‌رسد که اختصاص بودجه‌های میلیاردی برای توسعه و تبلیغ چند پیام‌رسان بومی هم نمی‌تواند علاج کار باشد؛ زیرا فقط عواملی مانند طراحی مدرن و دلپذیر نیست که یک کاربر را به سوی خود جلب می‌کند؛ بلکه آنچه می‌تواند از سوءظن کاربران به پیام‌رسان‌های داخلی بکاهد، امن‌بودن گفت‌وگوهاست. اینکه هیچ سفارش و دستور تلفنی قادر به شکستن یا خریدن حریم تبادل افکار مردم با یکدیگر نباشد. این رویه مردم‌سالارانه، قطعا می‌تواند کوچ قریب به 40 میلیون کاربر را به سمت همنوع داخلی پیام‌رسان‌های خارجی آسان کند. در جهان امروز، اعتبار اصلی پیام‌رسان در حفظ این‌گونه قوانین است. سخن پایانی این است که نگاهداشت حریم شخصی کاربر (به هر قیمتی)، حتی می‌تواند یک پیام‌رسان داخلی را از محدوده مرزها عبور دهد و آن را جهانی کند.

                                              منبع: شرق

                                              • مردم
                                              • نگران
                                              • حريم خصوصي
                                              • شبكه هاي اجتماعي
                                              • تلگرام
                                              • پيام رسان
                                                ]]>
                                                hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Sun, 13 May 2018 14:41:45 +0430
                                                برای فارغ‌ التحصیلان چاره‌ ای بیاندیشند http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16900-2018-05-12-10-06-35.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16900-2018-05-12-10-06-35.html برای فارغ‌ التحصیلان چاره‌ ای بیاندیشند

                                                بهروز بیرشک: هم‌اکنون در هر کوچه و خیابان شاهد فعالیت مشاوران متعدد هستیم. حال این سوال مطرح می‌شود که آیا تمامی فارغ‌التحصیلان در رشته‌های روانشناسی و دیگر رشته‌های تحصیلی می‌توانند با گذراندن یک دوره کوتاه مسئولیت مشاوره در زمینه‌های مختلف را در جامعه بر عهده بگیرند؟

                                                این قضیه گواه فعالیت نادرست مسئولان امر در جذب دانشجو در مقاطع تحصیلات تکمیلی است. بی‌‌‌شک پذیرش دانشجو بدون برنامه‌ریزی جوانان را در دیگر مسائل با مشکلات متعدد روبه‌رو می‌کند. برای مثال با ایجاد امکان ادامه تحصیل برای دانشجویان در رشته‌های حساس باید زمینه گذراندن دوره‌های ویژه و تعلیمات اصولی نیز فراهم شود. رشته‌های روانشناسی در شاخه‌های مشاوره، بالینی و... نیز یکی از رشته‌های حساس محسوب می‌شود. هم‌اکنون دانشگاه‌های مختلف در کشور به جذب دانشجو در رشته‌های مختلف می‌پردازند. با بررسی وضعیت دانشجویان باید گفت که حتی کوچک‌ترین امکانات تحصیلی برای رشته‌های تحصیلی حساس همچون روانشناسی و مشاوره وجود ندارد و دانشجویان فقط با گذراندن چند واحد تئوری مورد تعلیم قرار می‌گیرند. هم‌اکنون دانشگاه‌های مختلف در رشته‌های روانشناسی بالینی و مشاوره خانواده در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری به پذیرش دانشجو به شکل گسترده می‌پردازند. بر این اساس هر‌ساله تعداد انبوهی از دانشجویان در اقصی نقاط کشور در دانشگاه‌ها پذیرفته می‌شوند که هنوز صلاحیت یا امکانات علمی برگزاری این دوره‌ها و کادر علمی را ندارند. باید دانست که فارغ‌التحصیلان در مقطع کارشناسی در رشته‌هایی همچون روانشناسی فقط اطلاعات اولیه را کسب کرده و بعد از ورود به مقطع ارشد باید به شکل تخصصی و در دوره دکتری به شکل کامل و تخصصی مسائل را مورد بررسی قرار دهند. این در حالی است که در کشور ما افراد با تحصیل در رشته‌های روانشناسی و مشاوره مدرک دکتری عمومی اخذ کنند. باید به این نکته اذعان کرد که در کشور ما یک مرکز یا کانون برای تصمیم‌گیری در این زمینه وجود ندارد. برای مثال هم‌اکنون وزارت علوم بدون در نظر گرفتن دیگر شرایط مجوزهای لازم را صادر کرده و به این ترتیب دانشکده و رشته‌های متعدد در کشور تاسیس می‌شود. بر این اساس دانشگاه پیام نور و دانشگاه آزاد فعالیت می‌کنند. همچنین در وزارت بهداشت و درمان امکان تحصیل در این رشته‌ها محدودتر و مختص به روانشناسی بالینی است.

                                                دانشگاه‌ها به مهارت آموزی توجه کنند
                                                با بررسی وضعیت فارغ‌التحصیلان در رشته‌های مختلف دانشگاهی در کشورهای پیشرفته باید گفت که از بین دانشجویان بعد از گذران دوره‌های آموزشی فقط تعداد محدودی فارغ‌التحصیل می‌شوند. در حالی که در کشور ما تمامی افراد به دانشگاه‌ وارد شده و بعد وارد بازار کار می‌شوند. باید دستگاه‌های مربوطه بر روی فعالیت این افراد نظارت کنند. در اصل کسب مهارت در رشته روانشناسی بالینی، رشته مشاوره و ... به‌نحوی نیست که فقط با خواندن چند کتاب بتوان در این زمینه مهارت پیدا کرد. فارغ‌التحصیلان این رشته‌ها نیز بعد از گذران دوره‌های تحصیلی توانایی فعالیت در جامعه را ندارند، چون در جامعه امروز هر گونه تصمیم‌گیری مشاوران بر روی زندگی افراد تاثیرگذار است.
                                                تخصص با خواندن چند کتاب به‌دست نمی‌آید
                                                از قدیم الایام در نظام روانشناسی و مشاوره سعی بر آن بود که مجوزهای لازم با بررسی‌های دقیق این قضیه انجام شود. در شرایط کنونی تعدادی از افراد پروانه کسب اخذ کرده و وارد جامعه شده‌اند. هرچند آنها از تخصص و مهارت کافی برای کمک‌رسانی به افراد جامعه برخوردار نیستند. در این وضعیت اگر فرد مشاور بدون تخصص نتواند مراجعان را به شکل مناسب راهنمایی کند، جامعه با دیگر مشکلات مواجه می‌شود. بنده نیز وجود این نارسایی را در کمیسیون‌های سازمان نظام روانشناسی بارها مطرح کرده و بر این باور هستم که نباید گذراندن دوره‌های تخصصی فقط به خواندن چند کتاب محدود شود. همچنین وزارت علوم می‌تواند از پذیرش‌های بی‌قاعده در رشته‌های مختلف دانشگاهی ممانعت کند. در این زمینه ستاد انقلاب فرهنگی موظف است با تشکیل کمیسیون ویژه به بررسی دانشکده‌ها و تعداد پذیرش دانشجو توجه کند. در حال حاضر با حجم عظیم دانشجو در کشور مواجه هستیم. اغلب این افراد بدون شغل و مهارت‌های لازم بر این باورند که می‌توانند با گذراندن چند واحد درسی در رشته روانشناسی به مشاوره بپردازند. در حالی که در دیگر کشورهای دنیا به این میزان دانشجو در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری وجود ندارد. هر‌ساله این افراد از دانشگاه‌های کشور فارغ‌التحصیل شده و خواستار شغل هستند. حال این سوال مطرح است که این افراد به چه میزان از آمادگی‌های لازم برخوردار هستند؟
                                                وزارت بهداشت‌ودرمان و وزارت علوم
                                                یکی از بحث‌هایی که در مدت‌های قبل بین وزارت علوم و وزارت بهداشت وجود داشت، این بود که وزارت بهداشت و درمان خواستار پوشش رشته روانشناسی بالینی، خانواده و سلامت بود. از سوی دیگر افراد فعال در وزارت علوم نیز مخالف این موضوع بودند. در این وضعیت سالانه تعداد انبوهی فارغ‌التحصیل در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری در رشته بالینی وارد جامعه شده که حتی یک بیمار را مورد بررسی قرار نداده‌اند. چگونه این افراد می‌توانند وارد حرفه‌ای شوند که یک نوع اختلال شخصیت کامل را به شکل تشخیصی بررسی نکرده‌اند؟ در این شرایط باید وزارت بهداشت و درمان و وزارت علوم برای بهبود این مقوله به شکل هماهنگ برنام‌ریزی کنند.
                                                فارغ‌التحصیلان پرتوقع پرورش داده‌ایم
                                                از دیگر تاثیرات جذب انبوه دانشجویان در مقاطع تحصیلات تکمیلی می‌توان به افزایش سطح توقع آنها در جامعه اشاره کرد. برای مثال فرد به‌دلیل پذیرش بی‌ضابطه در دانشگاه‌های کشور فارغ‌التحصیل شده، اما از تخصص لازم برخوردار نیست. از سوی دیگر این فرد از مهارت لازم برای ارائه دانش خود بهره‌مند نیست. اغلب این افراد در قبول شغل و دیگر جایگاه‌های اجتماعی توقعشان افزایش یافته است، اما در عمل از علم، آگاهی و تخصص لازم برخوردار نیستند. در این شرایط هر یک از مسئولان مسبب پذیرش‌های بی‌ضابطه و کاهش سطح علم و آگاهی در دانشگاه‌ها باید خود را نسبت به ایجاد این نابسامانی مسئول بدانند. این در حالی است که اگر این افراد با آگاهی لازم وارد جامعه می‌شدند، در ابعاد مختلف شغلی، اجتماعی، اقتصادی و... جامعه مناسب بود. این در حالی است که فعالیت فارغ‌التحصیلان رشته‌های مختلف که امروز دفاتر مشاوره متعدد در سطح شهر تاسیس کرده‌اند، با کوچک‌ترین اشتباه می‌تواند زندگی دیگران را به نابودی بکشاند، چون این افراد تحت تاثیر و آموزش فرد متخصصی نبوده‌اند تا بتوانند مهارت‌های لازم را بیاموزند. در این شرایط از مسئولان حوزه تحصیلات تکمیلی انتظار می‌رود تا با برنامه ریزی‌های لازم اقدامات مناسب در این زمینه را انجام دهند، چون با ادامه این روند در آینده نزدیک کنترل وضعیت فارغ‌التحصیلان با مشکلات متعدد همراه است.

                                                منبع: آرمان

                                                • فارغ التحصيلان
                                                • چاره
                                                • دانشگاه
                                                • دولت
                                                • تحصيلات تكميلي
                                                  ]]>
                                                  hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Sat, 12 May 2018 14:36:47 +0430
                                                  هشدار! جامعه نااميدتر مي‌ شود http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16899-2018-05-12-10-03-15.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16899-2018-05-12-10-03-15.html هشدار! جامعه نااميدتر مي‌ شود

                                                  سعید شمس: «لغو برجام چه تاثيري بر بار رواني جامعه مي‌گذارد»، «هزينه‌هاي فيلترينگ چه موردهايي هستند و مقابله با ناهنجاري‌هاي فضاي مجازي در چه شكلي فايده خواهد داشت» و... سوال‌هايي هستند كه اين روزها به‌طور جدي براي دغدغه‌مندان و حتي در ادبيات محاوره‌اي هم به عنوان دغدغه‌هايي بسيار جدي طرح مي‌شود.

                                                  «لغو برجام چه تاثيري بر بار رواني جامعه مي‌گذارد»، «واكنش منطقي نسبت به كنش غيرمنطقي رئيس‌جمهوري ايالات‌ متحده ‌آمريكا چه نوع واكنشي است»، «اعتماد عمومي چرا اهميت دارد و براي بالا رفتن آن در جامعه توجه به چه راهكارهايي ضروري است»، «به جنجال كشيده‌شدن اختلاف سليقه در بين نهادهاي رسمي چه تبعاتي در پي‌خواهد داشت»، «هزينه‌هاي فيلترينگ چه موردهايي هستند و مقابله با ناهنجاري‌هاي فضاي مجازي در چه شكلي فايده خواهد داشت» و... سوال‌هايي هستند كه اين روزها به‌طور جدي براي دغدغه‌مندان و حتي در ادبيات محاوره‌اي هم به عنوان دغدغه‌هايي بسيار جدي طرح مي‌شود.

                                                  ناصر فكوهي پژوهشگر و استاد دانشگاه با بیان اينكه «متاسفانه برخی از مسئولان (مثلا در مجلس) در بسیاری از موارد از جمله همین مورد ترامپ چنان آمرانه برخورد کرده و سوء‌سیاست و سوءمدیریت داشتند که رئيس جمهور آمریکا که امروز یکی از منفور‌ترین شخصیت‌های تاریخ این کشور به حساب می‌آید، توانسته تزهای افراطی خود را هم به‌ طرفدارانش بقبولاند. این نشانه سطحی‌بودن و نشناختن جهان و مباحثی است که در آن جریان دارد.» درگفت‌وگويي مشروح به پرسش‌هاي «آرمان» پاسخ می‌دهد.

                                                  سوال اول اين است كه خروج آمریکا از برجام و لغو تحریم‌ها چه تاثیری در شادابی، اطمینان و اعتماد به نفس عمومی در کشور ما دارد؟

                                                  جو کنونی جامعه ما به دلایل زیادی که بخش بزرگی از آن به سوء مدیریت‌های درونی سیستم برمی‌گردد، در حد پایینی است. برای نمونه موضوع گرانی ارز و این هجوم برای خریدن دلار و ارز و بی‌ثباتی قیمت‌ها را من تنها امری اقتصادی نمی‌دانم، بلکه در آن سهم کاهش و یأس و نومیدی مردم و نبود چشم‌انداز و بی‌اعتمادی به سیاست‌های دولت را بالا ‌ارزیابی می‌کنم. روشن است که خروج آمریکا و احتمالا بازگشت بخش بزرگ یا کوچکی از تحریم‌ها این چشم‌انداز را ممکن است، تیره‌تر کند. اما در دوران جنگ وضعیت ایران به مراتب سخت‌تر از این بود، با اين حال اعتماد در سطح بسیار بالاتری قرار داشت. در سیاست و تاریخ، قانون و جبرگرایی چندان جایگاهی ندارد. اگر مسئولان به نوعی عقلانیت بازگردند و دست از تنش و خصومت با یکدیگر و دست از سیاست‌های نادرست بردارند، همیشه جای امیدواری هست که وضعیت بهتری ایجاد شود. به هرروی تصمیم نابخردانه‌ ترامپ برای خروج از برجام، بحرانی عظیم را در آمریکا، در روابط این کشور با متحدان اروپایی‌اش و در مناسبات قدرت و قوانین در خودِ این کشور وارد مي‌كند و ممکن است در سطح بین‌المللی به پيامدهاي بسیار سخت، پیش از همه برای خودِ آمریکا و سپس برای کشورهای منطقه خلیج فارس منجر شود. باید دقت داشت که آمریکا خود با ایران دارای رابطه اقتصادی نبود و تصمیم خروج از برجام اگر بتواند آن را عملی و تحریم‌ها را برگرداند، ضربه سختی به اقتصادهای اروپایی خواهد زد و بعید می‌دانم اتحادیه اروپا و روسیه و چین حاضر شوند نقش آمریکا را به مثابه «پلیس اقتصادی جهان» بپذیرند. واژه «unisolationism» که این چند روز ابداع شد، از فردگرایی و به نوعی عمل بی‌خردانه ترامپ را روشن کند و نشان دهد این عمل هم روشی فردگرایانه و خود محوربینانه بود و هم در نهایت بلاهت، راهی برای انفراد هر چه بیشتر آمریکا و حذف هرچه بیشترش از صحنه روابط بین‌المللی به سود روسیه و به ویژه چین. میزان پذیرش یا چگونگی واکنش اروپا و روسیه به این امر یکی به چگونگی فرایند رسوایی‌های پی‌درپی ترامپ و ریاست جمهوری فاجعه‌بارش در آمریکا مربوط می‌شود که هر روز یک برگ جدید از آنها رو می‌شود. این‌ها می‌تواند در کمتر از 8 ماه دیگر در انتخابات نیم‌ترم نوامبر 2018 برای مجالس، به شکست سختی برای ترامپ و شاید حتی استیضاح او منجر شود. از سوی دیگر، واکنش طرف‌های دیگر برجام، که می‌تواند باعث بازگشت یا عدم بازگشت تحریم‌ها شود، رفتار ایران است که اگر همچون گذشته با خونسردی و دور از جنجال، بر سر تعهدات خود بایستاد، شانس بسیار بالایی برای حفظ برجام هست. چند گروه البته به شدت به دنبال لغو برجام هستند: در آمریکا، گروه جنگ‌طلبان به سرکردگی جان بولتون مشاور عالی امنیت ملی ترامپ، یکی از افراطی‌ترین شخصیت‌های سیاسی این کشور و طرفداران سفیدپوست و نژادپرست او که تقریبا 30 تا 40 درصد آرای آمریکا را در اختيار دارند. اما برای خروج از برجام رقم آمریکایی‌های موافق به کمتر از 20 درصد می‌رسید (بنا بر نظرسنجی این چند روز به وسیله CNN)؛ در اروپا مخالفان، صرفا احزاب راست افراطی هستند که تاثیر چندانی در معادلات سیاسی ندارند. در حالی که اکثریت قریب به اتفاق مردم این کشورها (فرانسه، بریتانیا و آلمان) طرفدار حفظ برجام هستند. در روسیه و چین و سایر کشورها نیز تا زمانی که ایران بر سر تعهدات خود باشد، همگی در کنار ایران خواهند ماند و آمریکا منزوی خواهد شد. اما در خود کشور ما نیز دست کم دو گروه مخالف برجام و طرفدار عملکرد ترامپ داریم؛ یکی گروه نولیبرال که متاسفانه آقای روحانی در یکی دو سال اخیر به شدت به آنها در دولت و برنامه‌هایش به ویژه در زمینه اقتصادی بها داده است كه به همین دلیل خود را در نزد افکار عمومی و به خصوص اقشار کم درآمد تخریب کرده است. دوم گروه‌های افراطی به ظاهر و به شدت تندرو كه با شعارهای ضد‌آمریکایی که در حقیقت بازوی اجرایی سودجویان دوران تحریم هستند و مایلند هر‌ چه زودتر کشور به موقعیت تحریم بازگردد تا آنها بتوانند به ثروت‌های بزرگ بادآورده دوباره دست یابند و جالب است که این گروه ابدا توجهی به رفتارهای مشکوک خود که همراه با عربستان و سفیدپوستان نژادپرست آمریکایی از لغو احتمالی کل برنامه برجام خوشحالی می‌کنند، نیستند. اما در بازگشت به سوال شما این دو دسته در ایرانِ کنونی در کنار برخی عملکردهای غیراصولی و سوءمدیریت، عامل اصلی نومیدی و یأس و از میان‌ رفتن نشاط و بی‌اعتمادی مردم به کشور و آینده‌اش هستند. اینها خود را دارای آلترناتیوهایی برای آینده کشور اعلام می‌کنند در حالی که خود و هر کسی كه اندکی از علوم سیاسی باخبر باشد، می‌داند که کمترین شانسی برای پیش بردن نظریه‌های عقب‌مانده سیاسی خود ندارند و صرفا موقعیت را به سوی بن‌بست برده و بازی ترامپ و بولتون را در داخل کشور به پیش می‌برند. البته نولیبرال‌ها به شدت گمان می‌کنند که برایشان احتمال به قدرت رسیدن کامل و گرفتن همه ابزارهای قدرت وجود دارد و به همین دلیل نظریه‌هایی را مطرح كرده و به مخالفان این نظریات زیرلوای «ایران دوستی» یورش می‌برند. اما خودآگاهانه یا ناخودآگاهانه همچون افراطیون، در حال غرق کردن کشتی‌ای هستند که همه ما سوار بر آن هستیم.

                                                  با چه راهکارهایی می‌توان مردم را به تشخیص صحیحی از واقعیت‌ها رساند تا دچار قضاوت‌های اشتباه نشوند؟

                                                  برای رسيدن به اين هدف كه اتفاقا هدفي مهم است، باید مردم دارای ابزارهای فرهنگی و علمی و قدرت تشخیص باشند، لذا باید ابزارهایی را که گردش اطلاعات و امکان دسترسی به تحلیل از موقعیت‌ها را فراهم می‌کنند، به شدت تقویت کرد. اما متاسفانه می‌بینیم که این ابزارها در حال نابود شدن سیستماتیک هستند. رویکردهایی مثل مبارزه با افزایش سرعت اینترنت، بستن فضاهای ارتباط مجازی، کاهش فضاهای انتقاد و مبادله فکری و محدودیت‌ها، در نهایت می‌تواند برخلاف تصور به تحقق رساندن بازی دشمن متجر شود، با لایه‌ای از انقلابی‌گری یا لایه‌ای از ناسیونالیسم «وطن پرستانه» که البته هیچ کسی را نمی‌تواند، جز افرادی در حد همان عوام طرفدار ترامپ در آمریکا را، این بار در ایران گول بزند. هر اندازه فضا را باز‌تر کنیم، هراندازه محدودیت‌ها برداشته شوند و ملایمت و نرمش پیش گرفته شود، امکان کاهش جّو بی‌اعتمادی و افزایش نشاط در جامعه بیشتر خواهد شد و با کاهش این جو می‌توان امید داشت که وضعیت اقتصادی بهبود یافته و شاخص‌های اعتماد به نهادهای کشور افزایش یابند. در عین ‌حال رویکردهای عاصی در مردم کاهش یابد. این رویکردها به نظر من دارای ریشه‌های درست و بحق هستند، یعنی نارضایتی از بی‌عدالتی و فساد و نبود فضاهای باز، اما متاسفانه راه به هیچ جایی جز تخریب بیشتر و بیشتر ساختارهای اجتماعی نخواهند برد و بهای این تخریب در درازمدت بسیار بسیار بالا خواهد بود. اما اگر دولت دست از تصدی‌گری در همه حوزه‌ها بردارد، اگر قاطعیت و جدیت بیشتری برای برخورد با فاسدان اقتصادی برداشته شود، اگر دولت به مسئولیت‌های قانونی خود در ارائه خدمات شهروندی رایگان یا ارزان قیمت به مردم عمل کند، بدون ‌شک وضعیت به طرف بهتر شدن رفته و در عین حال قدرت‌های خارجی و دشمنان ما نخواهند توانست عرصه‌ای برای مقابله با ما بیابند.

                                                  اینکه چهره‌ای جنجالی مثل ترامپ بدعهدی کرده است، باعث می‌شود تا نگاه مردم نسبت به مسئولان داخلی مشخصا در این بحث، منفی نباشد؟

                                                  متاسفانه برخی از مسئولان (مثلا در مجلس) در بسیاری از موارد از جمله همین مورد ترامپ چنان آمرانه برخورد کرده و سوء‌سیاست و سوءمدیریت داشتند که رئيس جمهور آمریکا که امروز یکی از منفور‌ترین شخصیت‌های تاریخ این کشور به حساب می‌آید، توانسته تزهای افراطی خود را هم به طرفدارانش بقبولاند. این نشانه سطحی‌بودن و نشناختن جهان و مباحثی است که در آن جریان دارد. همچنین نشانه عاطفی رفتار کردن و واکنشی‌ بودن به جای عقلانی بودن. اما من مسبب این وضعیت را سیاست‌های تصدی‌گرایانه و نولیبرالی می‌دانم که با بستن و به انحصار در آوردن و وارد کردن مردم در چرخه‌های باطل، آنها را به جایی کشانده که تصور کنند مثلا کشوری چون آمریکا با شخصیت بی‌ارزشی چون ترامپ شاید بتواند با فشارهایش وضعیت را به سوی مثبت‌تر شدن پیش ببرد! متاسفانه دیدگاه‌های آمرانه از طرف مسئولان به مردم هم سرایت می‌کند. وقتی مسئولان با نگاه بالا به پایین به مردم نگاه کنند و در همه امور، قدرت و فشار را بهترین راهبرد برای اثبات حق خود بدانند، واکنش نسبت به این امر، آن می‌شود که شخصیتی مثل ترامپ چون با دولت در ایران در می‌افتد، به نظر گروهی می‌رسد که شاید گرهی از مشکلاتشان بگشاید. اين ذهنيت غلط در حالی است که عامل اصلی اکثر نگون‌بختی‌های مردم ایران همین سیاست خارجی آمریکاست که دست‌کم از کودتای 28 مرداد 1332 تا امروز به‌طور دائم به دنبال تنش‌زایی بوده است تا از رشد دموکراسی و مدنیت در ایران جلوگیری کند. بلاهت بخش بزرگی از تحصیل‌کردگان و روشنفکران نیز در این زمینه کمک بزرگی برای آمریکا بوده است.

                                                  می‌توان اینطور گفت که نوعی بی‌اعتمادی بین مردم و مسئولان به وجود آمده است؟ دلایل و ضررهای این حالت را شرح بدهید؟

                                                  بدون شک چنین است و دلایلش هم برای همه تقریبا روشن است، البته بخشی از دلایل. این بخش به عملکردهای آمرانه و سخت‌گیری‌های بی‌ربط و غیرضروری بر می‌گردد و می‌تواند همه را به مخالف تبدیل کند. وقتی یکباره 40 میلیون نفر از مردم، از استفاده از تلگرام محروم می‌شوند، وقتی مدیران شهری و غیر‌شهری هر طور می‌خواهند سیاست‌های آمرانه خود را در رابطه با فضای شهری، اوقات فراغت مردم و همه حوزه‌های دیگر اعمال می‌کنند، ولی حاضر نیستند که کمترین مسئولیتی در زمینه نیازهای مردم در زمینه‌هایی چون قیمت مناسب غذا، مسکن، دارو و... را بپذیرند، چه انتظاری می‌توان از مردم داشت؟ سال‌هاست نسبت به رویکرد نولیبرالی در اقتصاد در ایران هشدار می‌دهیم که دولت نسبت به آن نه فقط بی‌تفاوت بوده که دائما در همان جهت یعنی پولی‌کردن همه چیز ادامه می‌دهد و کمترین توجهی به اصل «رفاه به مثابه یک اصل ثبات اجتماعی» نمی‌شود. آنچه به زندگی خصوصی و عقاید و رفتارهای مردم مربوط می‌شود و هیچ ربطی به دولت ندارد، امروزه همچنان شاهد تنش‌آفرینی‌هایی هستیم که ناراضیان را هر روز بیشتر افزایش می‌دهد. مردم چگونه می‌توانند به دولتی که خود را نه مسئول گرانی‌ها می‌داند، نه مسئول تامین نیازهای اولیه زندگی‌شان، اما در عین حال به خود اجازه می‌دهد در کوچکترین مسائل روزمره و خصوصی زندگی آنها دخالت کند، اعتماد کنند؟ روشن است که پيامدهای این وضعیت بسیار سخت هستند. این پیامدها ما را از فرصت‌های بی‌شماری که به دلیل جمعیت کم و جوان خود از یک سو و منابع بی‌پایان از سوی دیگر داریم محروم می‌کند و خطرات را بیشتر می‌کند.

                                                  اینکه بین قوا و نهادهای مختلف اختلافات به طور ملموسی زیاد است، چه اثراتی بر جامعه می‌گذارد؟

                                                  این نیز از مواردی است که بی‌اعتمادی را افزایش می‌دهد. قوای کشور البته باید با یکدیگر روابط تنظیم‌کننده و نظارتی داشته باشند. اما وقتی کار به تنش می‌انجامد و جناح‌گرایی جانشین هر‌گونه گفت‌وگو و مبادله عادلانه می‌شود، این وضعیت در سطح اجتماعی تشدید شده و میان گروه‌های مختلف مردم نیز بازی اصلی، بازی رقابت تا حد تخریب یکدیگر می‌شود. ما روش‌های نخبه‌گرایی، قهرمان‌پروری، ستایش قدرتمندان و تحقیر افراد ضعیف را تا به نهایت پیش برده‌ایم و این جامعه را درون یک داروینیسم اجتماعی فرو می‌برد که عواقب سختی برای آن خواهد داشت.

                                                  می‌توان گفت جدل‌های سیاسی و کوبیدن بر طبل تنش و دعواها و.... یکی از دلیل‌های عصبیت جامعه است؟ این فضا چه ضررهایی دارد و چطور می‌توان ترمیمش کرد؟

                                                  بدون‌ شک چنین است. اصولا اینکه ما بتوانیم مخالفان و نه دشمنان خود را تحمل و با آنها گفت‌وگو کنیم، مدلی از انعطاف را ایجاد می‌کند که سبب آرامش جامعه است. درست برعکس حذف مخالفان یا تلاش برای حذف آنها، تحقیر یا کاهش قدرت مخالفان از عوامل اصلی ضعف عمومی سیستم است که در صورت حاد شدن این امر به موقعیت‌های آنومیک و آنومی اجتماعی می‌انجامد. نباید فراموش کنیم یا تلاش به فراموش کردن این امر بدیهی بکنیم که «رفاه» در ایجاد موقعیت‌های ثبات و از میان بردن موقعیت‌های عصبی بودن و التهاب اجتماعی یکی از کلیدی‌ترین عوامل است. این رفاه در بخشی از آن با بالا رفتن موقعیت‌های مادی به وجود می‌آید، اما در بخشی نیز که سهم بسیار بزرگی دارد، با بالا رفتن امنیت روانی و آزادی‌های اجتماعی و سیاسی و مدنی و آرامش خیال و داشتن چشم‌انداز در افراد آن جامعه ایجاد می‌شود.

                                                  فیلتر تلگرام چه تبعاتی دارد و چه تاثیری در نگاه مردم خواهد گذاشت؟

                                                  همان تاثیر و تبعاتی که پیش از این تمام رویکردهای مخالفت با فناوری داشتند: از ویدئو در سال‌های دهه 1360 بگیرید تا امروز و کم کردن سرعت اینترنت، مسدود کردن کانال‌ها، عدم پذیرش اینکه در جهان شبکه‌ای نمی‌توان به صورت یک جزیره زندگی کرد، مگر آنکه ریسک تهدید و فشار دائما فزاینده جهان بر خود را پذیرفت. هر سیستمی که شروع به محدود کردن مردم بکند، باید متوجه باشد که این گونه فشارها در افکار عمومی بی‌اعتمادی را افزایش می‌دهد. البته ممکن است تصور کنیم که در این رابطه ترس نیز نقشی اساسی دارد. اما مساله تناقض درباره ترس، آن است که برای موثر بودنش باید دائما آن را بیشتر و گستره و عمق آن را بیشتر کرد. این امر در نهایت به گسترش فساد، عافیت‌طلبی، رو آمدن افراد سودجو و بی‌مسئولیت و فاسد در مقام‌های مهم و حاشیه‌ای شدن افراد با دغدغه و مسئول کشیده و به زوال سیستم اجتماعی منجر خواهد شد.

                                                  پیشنهاد شما برای جایگزینی فیلترينگ چیست؟

                                                  پیشنهاد من مثل همه کشورهای توسعه یافته برای بزرگسالان استفاده آزاد و بدون فیلتر از اینترنت و از میان رفتن انحصار دولت بر نظام‌های رسانه‌ای به طور کلی، یعنی واگذاری تشخیص مناسب یا نامناسب بودن استفاده از یک سایت یا یک کانال به خود کاربران است. اما برای کودکان، این حق باید به والدین (در خانه) یا مسئولان آموزشی آنها (در محیط آموزشی) داده شود. این امر همین امروز هم به صورت کنترل نشده و بی‌نظم و به شدت آسیب‌زا از طریق اپلیکیشن‌های فیلتر‌شکن وجود دارد. اما دقیقا به دلیل غیرقانونی بودن این اپلیکیشن‌ها، هم میزان آلودگی و نفوذ در سیستم‌های ما را به وسیله بدافزارها به شدت افزایش می‌دهند و هم با جُرم‌زا کردن کُنش‌های غیر مُجرمانه، شرایط آسیب‌پذیری و حرکت عمومی جامعه به سوی عمیق شدن و گسترش جرایم را افزایش می‌دهند. بنابراین فیلترینگ که به هرحال از لحاظ فناوری بیشتر از دویا سه سال دیگر امکان پذیر نخواهد بود، به جای محافظت از ما، سیستم را با شدت بیشتری تخریب خواهد کرد.

                                                  همگانی شده استفاده از فیلترشکن چه آسیب‌های احتمالی ای را می‌تواند در پی داشته باشد؟

                                                  دقیقا همان که گفتم، فیلتر‌شکن‌ها ورودی‌های بدافزارها به سیستم‌ها هستند و آلوده شدن سیستم‌ها و از آن بدتر اینکه وقتی از فیلتر‌شکن استفاده می‌شود، ما فرد را در موقعیتی از «مجرم» بودن قرار می‌دهیم و از لحاظ روانی به او این حس را می‌دهیم که تفاوت چندانی ندارد که به چه منظوری دارد از فیلتر‌شکن استفاده می‌کند. همین امر اغلب وی را به طرف هر چه ساختارشکنانه‌تر شدن استفاده‌اش از این ابزار خواهد برد. اما تکرار داستان فیلتر‌شکن گمان نمی‌کنم عمری بیشتر از یکی دو سال دیگر بیشتر داشته باشد و پس از آن تنها راه فیلتر‌کردن شاید آن هم تا مدتی محدود خروج و بستن سرورهای اصلی و فرعی باشد، یعنی خروج از سیستم اینترنت که پيامد آن نا‌امن شدن همه روابط اجتماعی و سیستم‌های حفاظت از اطلاعات، امنیت کشور، نیازهای فناورانه شهری و کشوری و در یک کلام یک خودکشی فناورانه خواهد بود.

                                                  و در نهایت اینکه پیشنهاد شما برای مدیریت صحیح فضای مجازی چیست؟

                                                  مدیریت فضای مجازی باید از طریق پلیس اینترنت، مثل همه کشورهای جهان انجام بشود. یعنی از طریق برنامه‌هایی که جرائمی واقعی را تعیین کند و سپس کسانی را که آن جرم را انجام دهند، مورد تعقیب قرار دهد. این کنترل نباید بیان قانونی یا حق اعتراض باشد.

                                                  • ناصر فكوهي
                                                  • هشدار
                                                  • جامعه
                                                  • نااميد
                                                  • برجام
                                                  • دولت
                                                    ]]>
                                                    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Sat, 12 May 2018 14:33:25 +0430
                                                    به جای نعل وارونه، تحلیل‌ های خود را اصلاح کنید http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16878-2018-05-12-07-23-07.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16878-2018-05-12-07-23-07.html به جای نعل وارونه، تحلیل‌ های خود را اصلاح کنید

                                                    عباس عبدی: هنگامی که در‌ سال ١٣٦٧، ایران قطعنامه ٥٩٨ را پذیرفت، برخی از نیروهای سیاسی و کشورها زمزمه این را بلند کردند که ایران به این قطعنامه پایبند نخواهد بود و در اولین فرصت آن را نقض خواهد کرد.

                                                    ولی رهبری انقلاب در پیامی که به مناسب حج در همان‌ سال صادر کردند، اعلام نمودند که «ما به شما اعلام می‌کنیم که هدف ما تاکتیک جدید در ادامه جنگ نیست.

                                                    تجربیات بعدی نشان داد که علی‌ رغم آن‌ که بعدها عراق در موضع بسیار ضعیفی قرار گرفت، ایران هیچ‌گاه درصدد فراتر رفتن از قطعنامه ٥٩٨ برنیامد و همواره بر آن متعهد ماند. چرا؟ به این دلیل ساده که مهم‌ترین پایه اخلاقی در رابطه انسانی و نیز در روابط بین‌الملل، التزام به عهد و پیمان است. اگر یک فرد یا کشور این قاعده را نقض کند، در روابط انسانی و بین‌المللی ایجاد اختلال جدی می‌کند. توجه به عهد و پیمان در حدی است که گفته می‌شود اگر در جنگ، یک سرباز خودی بدون مشورت با فرمانده خود، به سرباز دشمن، تضمین و امنیت داد، باید آن را رعایت کنیم.

                                                    اکنون این رفتار را می‌توان مقایسه کرد با رفتار رئیس‌جمهوری آمریکا که بی‌هیچ منطقی و مجوزی اعلام خروج یک‌جانبه از توافقی می‌کند که در درجه اول چندجانبه و مورد توافق مسئولان قبلی دولت آمریکاست و دوم این که قطعنامه‌های شورای امنیت حامی آن است و سازوکارهای دقیق برای رسیدگی به تخلفات احتمالی وجود دارد و تاکنون نیز ایران به شهادت نهاد نظارت‌کننده، ملتزم به تعهدات خود باقی مانده است و پذیرش این توافق را تاکتیک جدید در ادامه سیاست گذشته‌اش انتخاب نکرده است.

                                                    همین رفتار است که در نهایت منجر به آن شده است که قریب به اتفاق کشورها به جز اسراییل و عربستان این رفتار ترامپ را محکوم کنند، زیرا همه می‌دانند با نقض عهد سنگ روی سنگ بند نمی‌شود و کل قواعد و نظام‌های اخلاقی دچار مشکل خواهند شد.

                                                    حال باید پرسید در برابر این پیمان‌شکنی ایالات متحده چه باید کرد؟ اول از همه نباید اجازه داد اتحادی که در جهان علیه ترامپ شکل گرفته است، دچار شکاف شود. ما نباید کارهایی کنیم که به لحاظ تبلیغی توجیه‌گر نقض پیمان مذکور باشد. ما باید اصرار کنیم که خروج از برجام اگر چه مسأله‌ای بر ضد ایران است ولی اصل ماجرا علیه همه کشورها و نظام بین‌الملل نیز هست و همه کشورها باید در برابر چنین تصمیمی ایستادگی کنند.

                                                    ما نباید به‌ گونه‌ای رفتار کنیم که تمامی یا حتی جزیی از بار این رفتار متوجه ایران شود. خوشبختانه بلافاصله پس از خروج ترامپ از برجام، عموم کشورها و به‌ طور ویژه، اتحادیه اروپا و سایر قدرت‌های جهانی، علیه این اقدام موضع‌گیری صریح کردند و تاکنون همه مسئولیت متوجه ایالات متحده شده است.

                                                    دوم و مهم‌تر این‌ که اتحاد خود را در داخل کشور حفظ کنیم. تنها عاملی که برای خنثی‌ شدن این گونه اقدامات خارجی وجود دارد، انسجام و اتحاد داخلی همه نیروهاست. همه کسانی که به یکپارچگی و بقا و سربلندی ایران اعتقاد دارند، باید در برابر این زیاده‌خواهی ترامپ هم‌صدا و یکپارچه و متحد باشند.

                                                    خروج از برجام بدون تردید عوارضی را برای ایران و مردم دارد ولی این عوارض به هر میزانی هم که باشد، با پذیرش حرف زور و تن‌دادن به نقض پیمان برابری نمی‌کند. هنگامی که یک طرف نقض پیمان کند، به این معناست که هیچ توافقی معنادار و معتبر نخواهد بود، حتی انسان‌های اولیه و بدوی نیز متوجه بودند که نقض پیمان بسیار خطرناک و زیانبار است، حال چگونه انسان متمدن نباید متوجه این مسأله باشد؟

                                                    در این میان هجوم سازمان‌یافته داخلی علیه دولت و برجام، روی دیگر سکه‌ رفتار آمریکاست که از برجام خارج شد. متاسفانه به جای آن‌ که به جهان نشان دهیم که بر پیمان خود هستیم و ایالات‌ متحده و رئیس‌جمهوری عجیب و غریب آن را منزوی کنیم، برخی از نیروها هر چند در اقلیت هستند، در داخل کشور چنان رفتار می‌کنند که گویی، تصمیم ترامپ به نفع آنان بوده و از این نظر خوشحال هستند.

                                                    آنان که تا همین چند روز پیش مدعی بودند که «برجام برای آمریکا یک سند طلایی است که آمریکایی‌ها حتی احتمال تن‌‌ دادن ایران به این سند فاجعه‌بار را در خواب هم نمی‌دیدند‌، این سند بر خلاف ادعاهای اغراق‌آمیز برخی از دولتمردان‌، برای کشورمان غیر از خسارت و فاجعه، تقریبا هیچ دستاوردی نداشته است‌، بنابراین محال است که آمریکایی‌ها از برجام خارج شوند و امتیازات فراوانی را که مفت و مجانی به دست آورده‌اند‌، از دست بدهند.» این افراد امروز نمی‌توانند بر واقعیت رفتار ترامپ و مخالفت یکپارچه جهانی چشم ببندند و نعل وارونه بزنند. آنان ابتدا باید برداشت‌ها و تحلیل‌های نادرست خود را اصلاح کنند. آنان نمی‌توانند برجام را آتش بزنند، در حالی که مواضع مقام معظم رهبری در سخنرانی اخیرشان پس از اقدام ترامپ، در این مورد بسیار واضح و آشکار است و راه را برای تداوم و اجرای توافق با اروپا باز گذاشته‌اند.

                                                    تنها راه برای انزوای بیشتر ایالات‌ متحده این است که نشان دهیم بر خلاف شرایط پیش از برجام، اکنون جهان یکپارچه علیه سیاست‌های ایالات متحده و هم‌زبان با ایران است و این ممکن نیست جز این که در مسیر تعیین‌شده حرکت کنیم. خروج ایالات‌ متحده از برجام در عین حال که یک تهدید مهم است، ولی نحوه عمل ما می‌تواند آن را به یک فرصت تاریخی تبدیل کند.

                                                    منبع: شهروند

                                                    • عباس عبدي
                                                    • شهروند
                                                    • برجام
                                                    • دولت
                                                    • نعل وارونه
                                                    • تحليل
                                                      ]]>
                                                      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Sat, 12 May 2018 11:53:17 +0430
                                                      رويارويي مشهد - تهران http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16861-2018-05-05-10-07-31.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16861-2018-05-05-10-07-31.html رويارويي مشهد - تهران

                                                      مرجان زهراني: ارتباط دولت شايد با ٣٠ استان كشور طبيعي به نظر برسد اما تعامل با سياستمداران و وعاظ ساكن شمال شرق ايران براي قوه مجريه كمي پيچيده‌تر است.

                                                      پيچيدگي كه هم در مواضع دولت و هم در مواضع سياستمداران مشهد به چشم مي‌خورد تا جايي كه در ٥ سال گذشته گاهي اين استان به «ايالت خودمختار» توصيف شد. ارتباط دولت يازدهم و دوازدهم با مديران قضايي، ‌نمايندگان مجلس و حتي در برخي موارد مديران اجرايي گاهي به جدال تريبون‌ها مبدل مي‌شود به خصوص تريبون‌هاي جمعه مشهد كه در سال‌هاي گذشته محل حرف و حديث بسيار بوده است.

                                                      با اين حال به نظر مي‌رسد كه اين جدال‌ها گاهي و بنا به مناسبات و روابطي به مماشات تغيير ماهيت مي‌دهد؛ مناسباتي كه چندان عيان و عريان قابل تحليل نيست. از همين روي شايد زماني كه سيدابراهيم رييسي، متولي آستان قدس رضوي در آخرين سخنراني زبان به لعن دولت مي‌گشايد، سه روز بعد از سوي مرد پرنفوذ نهاد رياست‌جمهوري پاسخي آرام و دلجويانه دريافت مي‌كند.

                                                      رقيب سابق حسن روحاني شامگاه دوشنبه ١٠ ارديبهشت در دانشگاه فردوسي مشهد بار ديگر به دولت تاخت و از مزاياي امروز آستان تحت امر خود گفت. سيدابراهيم رييسي پس از انتخابات به واسطه راي ١٦ ميليوني گفته‌بود كه دولت را رصد خواهد كرد تا امانت‌دار راي بدنه اجتماعي حامي خود باشد و تلويحا به تشكيل دولت در سايه اشاره كرده‌بود. او روز گذشته بودجه توليت آستان قدس را با بودجه دولت مقايسه كرد كه بودجه‌اي يك هزارم بودجه دولت دريافت مي‌كند اما در اشتغالزايي موفق بوده است. رييسي البته به موضوع مناقشه‌برانگيز ماليات اين آستان نيز اشاره كرد و گفت «خدا نگذرد از آن كسي كه اين شبهه را در ذهن‌ها ايجاد كرده است». گزاره‌اي كه حسن روحاني پاي آن را به تريبون‌هاي رقابت انتخاباتي باز كرد.

                                                      با اين حال محمود واعظي، ‌رييس دفتر رييس‌جمهوري ترجيح داد در ديدار فعالان اقتصادي استان خراسان رضوي واكنشي متفاوت‌تر از رييس خود در دولت نشان دهد. او در خلال صحبت‌ها تاكيد كرد دولت در تلاش است با تفويض اختيار به استان‌ها راهكارهايي تدوين و تعريف كند كه بر اساس آن، امور و موضوعات هر منطقه در همان استان مديريت شود. رييس دفتر رييس‌جمهوري البته بيان كرد كه آستان قدس علاقه‌مند است مشوق، ‌مكمل و كمك‌كننده دولت در توسعه استان خراسان رضوي و سياست‌هاي اجرايي باشد. واعظي نسبت به موضوع پرداخت ماليات آستان قدس هم اشاره كرد و گفت اين موضوع سياسي نيست و تنها براي جلوگيري از فرار مالياتي است.

                                                      بحران مشهد

                                                      مشهد اولين مقصد حسن روحاني پس از پيروزي است. او سال ٩٢ زماني كه هنوز منتخب مردم بود نه رييس‌جمهوري مستقر به مشهد رفت. چند روز بعد از پيروزي با روحاني پرنفوذ و توليت بزرگ‌ترين موقوفه جهان اسلام ديدار كرد و با واعظ طبسي كه بيش از ٣٠ سال متولي آستان قدس بود به گفت‌وگو نشست. روحاني پس از تشكيل دولت هم هر سال دست‌كم يك بار به اين استان سفر كرده است. يك سال بعد، شهريور ٩٣ باز راهي مشهد شد. سال ٩٤ سال پر رفت‌و‌آمد روحاني به مشهد بود. او يك بار آذر و بار ديگر بهمن ماه سفري يك روزه به اين شهر داشت. پس از آن هم اسفند همان سال و در پي درگذشت واعظ طبسي بار ديگر راهي مشهد شد. اسفند ٩٥ روحاني باز هم سفري به خراسان رضوي داشت. سال بعد در جريان رقابت‌هاي انتخاباتي در آخرين روزهاي رقابت مشهد را براي سخنراني انتخاب كرد و حتي پس از پيروزي هم همچون اولين دوره انتخاب براي زيارت به مشهد سفر كرد گرچه رقيب انتخاباتي‌اش حاضر نشد به استقبال او بيايد و قائم‌مقامش را به فرودگاه فرستاد. حالا قرار است كه روحاني فردا بار ديگر به مشهد سفر كند.

                                                      با اين همه اما مشهد براي دولت او كم حاشيه نبوده و مناسبات مديران آن با دولت مستقر همواره در فراز و فرود قرار داشته است.

                                                      ٤ سال دولت يازدهم لغو مراسم سخنراني چهره‌هاي نزديك به دولت از سوي مقامات قضايي يا شوراي تامين استان آنقدر جدي بود كه حتي گريبانگير سخنراني علي مطهري هم شد. در كنار لغو سخنراني‌ها، لغو كنسرت‌ها هم يكي از حواشي اين استان بود كه باعث شد رييس‌جمهوري بارها در مورد اجراي قانون تاكيد كند و از رفتارهاي فراقانوني گلايه كند.

                                                      در آخرين روز از فروردين سال ٩٧ معاون دادستان مشهد از بازداشت معاون مديركل و رييس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي مشهد به دليل برگزاري يك افتتاحيه در يكي از مراكز خريد مشهد خبر داد. در واقع دادستان مشهد در اقدامي عجيب يك مدير دولتي را بدون ايراد شكايتي از سوي كسبه اما به نفع آنها بازداشت كرد. در آغاز دور دوم رياست‌جمهوري حسن روحاني اما بحران مشهد چيزي فراتر از لغو چندين سخنراني و كنسرت بود. مشهد نقطه آغاز اعتراضات دي ماه ٩٦ بود. اعتراضاتي با فحواي اقتصادي و شعار نه به گراني كه البته پشت‌‌پرده‌اي بيش از يك اعتراض داشت. اسحاق جهانگيري، ‌معاون اول تاكيد كرد كساني كه باني اين قضايا در كشور هستند دود آن به چشم خودشان خواهد رفت درصورتي كه فكر مي‌كنند با اين كار به دولت آسيب مي‌زنند.

                                                      ماجراي عدم پرداخت ماليات از سوي آستان قدس كه گردش مالي هزار ميلياردي آن از سوي دولت و برخي نمايندگان مجلس مطرح شد اما يكي از مهم‌ترين تنش‌ها ميان دولت و اين توليت است. مديران آن به پاسخ نامه واعظ طبسي به امام تكيه مي‌كنند و برخي معتقدند چون منابع مالي اين آستان به موقوفات و نذورات مردمي بازمي‌گردد اين نهاد به جاي پرداخت ماليات به دولت، فعاليت‌هايي عام‌المنفعه انجام مي‌دهد. موضوعي كه رييسي هنوز از طرح مجدد آن از سوي دولت دلخور است و رييس‌دفتر رييس‌جمهوري تاكيد دارد موضوع پرداخت ماليات سياسي نيست. هر چند اين حرف و حديث‌ها در حالي است كه اين پرسش افكار عمومي بي‌جواب باقي مانده است: درآمد و ميزان ماليات آستان قدس رضوي چقدر است؟

                                                      جدال‌هاي تهران و مشهد گاهي و بنا به مناسبات و روابطي به مماشات تغيير ماهيت مي‌دهد؛ مناسباتي كه چندان عيان و عريان قابل تحليل نيست. از همين روي شايد زماني كه سيدابراهيم رييسي، متولي آستان قدس رضوي در آخرين سخنراني زبان به لعن دولت مي‌گشايد، سه روز بعد از سوي مرد پرنفوذ نهاد رياست‌جمهوري پاسخي آرام و دلجويانه دريافت مي‌كند.

                                                      سيد ابراهيم رييسي به موضوع مناقشه برانگيز ماليات آستان قدس اشاره كرده و گفته است« خدا نگذرد ازآن كسي كه اين شبهه رادر ذهن‌ها ايجاد كرده است.

                                                      منبع: اعتماد

                                                      • رويارويي
                                                      • مشهد
                                                      • تهران
                                                      • حسن روحاني
                                                      • ابراهيم رئيسي
                                                      • رئيس جمهور
                                                        ]]>
                                                        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Sat, 05 May 2018 14:37:47 +0430
                                                        حمله تند روزنامه جوان به کارگردان "عصبانی نیستم" http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16854-2018-05-05-09-30-25.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16854-2018-05-05-09-30-25.html حمله تند روزنامه جوان به کارگردان

                                                        روزنامه جوان نوشت: رضا درمیشیان اخیراً در جریان نمایش فیلم تازه از توقیف درآمده‌اش با نام «عصبانی نیستم» مدعی شده که فیلمسازی غیروابسته است و از جیب مردم فیلم نمی‌سازد! جالب است که او برای ساخت فیلم لانتوری که شکایت آمنه بهرامی، مشهورترین قربانی اسیدپاشی در ایران را درپی داشت از بنیاد سینمایی فارابی وام 300 میلیونی گرفته است!

                                                        خيلي‌ها جمله «من فيلمساز غيروابسته‌ام» درميشيان را كنايه‌اي به جمله معروف «من فيلمساز وابسته ام» ابراهيم حاتمي‌كيا مي‌دانند اما حقيقت ماجرا آن است كه اتفاقاً رضا درميشيان در نسبت با حاتمي‌كيا به لحاظ سياسي همواره گرايشات پررنگ تري از خود بروز داده و از وابستگي‌هاي سياسي و اقتصادي آشكار و عيان بي‌بهره نبوده است.

                                                        حاتمي‌كيا كسي است كه در كوران فتنه 88 درباره آن حوادث فيلم ساخت و فيلمش تا به حال در توقيف مانده و بي‌ترديد فيلم او به لحاظ سينمايي از «عصباني نيستم» رضا درميشيان قابليت‌هاي بالاتري دارد اما همين ابراهيم حاتمي‌كيا وقتي فيلمي درباره يكي از اصلي‌ترين موضوعات گريبانگير كشور مي‌سازد ادعاي مستقل بودن نمي‌كند. همين حاتمي‌كيا هرگز به خاطر بيش از هشت سال توقيف فيلم گزارش يك جشن مظلوم نمايي نمي‌كند و ژست مستقل بودن نمي‌گيرد.

                                                        اگر قرار بر پز مستقل بودن باشد حاتمي‌كيا در مقايسه با درميشيان استحقاق بيشتري دارد. در هيچ كجاي جهان ساخت آثار بيگ پروداكشن بدون حمايت‌هاي خاص امكانپذير نيست. اساساً فيلمسازي كه در جهت منافع ملي كشورش به ساخت يك پروژه سنگين ورود مي‌كند اگر در جذب مخاطب عام موفق و سربلند بيرون بيايد دين خود را به كشورش اداكرده است اما نسبت «عصباني نيستم» رضا درميشیان با منافع ملي كشور دقيقاً چيست؟

                                                        كمترين آورده يك اثر سينمايي مي‌تواند اين باشد كه بدون عبور از خط قرمزهاي اخلاقي و تربيتي مخاطبانش را سرگرم كند. به لحاظ مثبت الهام‌بخش باشد، به جامعه اميد، اخلاق، مهرباني، گذشت، ايثار، انسانيت، معنويت و... تزريق كند. عصباني نيستم نه تنها هيچ كدام از اين كارکردها را در نسبت با مخاطب ندارد بلكه به شدت تزريق كننده بداخلاقي، آنارشيسم، نااميدي و بي‌ثباتي است؛ فيلمي كه با خانواده و كودكان به هيچ وجه نمي‌توان آن را ديد و ارجاعات سياسي گل درشتش آن را به اثري شبه روشنفكرانه و ضد اجتماع تبديل كرده است.

                                                        مستقل بودن، مردمي بودن و غيردولتي بودن و در عين حال از امكانات دولتي استفاده كردن و فيلم ضدمردمي ساختن يكي از پوپوليستي‌ترين گرايشاتي است كه در عالم هنر و سينما بروز و ظهور دارد. برخلاف ژست مردمي بودن كه كارگردان عصباني نيستم آن را به نمايش مي‌گذارد و سعي در مظلوم‌نمايي دارد اساساً فيلم‌هاي او نشان داده كه نسبت معكوسي با جنبه‌هاي مردم‌پسند سينما دارد؛ آثاري كه در قصه گويي همواره لنگ مي‌زند، از سكانس هايي غير منسجم تشكيل شده كه منطق روايي سستي دارند، ضمن اينكه نوعي آنارشيسم افراطي در همه آنها غيرقابل انكار است؛ آنارشيسمي كه مخاطب عام را به شدت پس مي‌زند و بيش از همه مي‌تواند مخاطب خاص سينما را با گرايشات خاص درگير كند.

                                                        عصباني نيستم به بركت تبليغات و جو رواني حاشيه‌اي در آغاز اكران احتمالاً با يك موج در فروش روبه‌رو شود و به طور طبيعي پس از چند روز از اكران و فروكش كردن تب آن در گيشه نشان خواهد داد كه به اصطلاح چند مردِ حلاج است و تا چه اندازه مردم حاضرند براي تماشاي آن هزينه كنند.

                                                        درباره سخني كه مدعي است از جيب مردم فيلم نمي‌سازد هم در واقع پوپوليسم فوران مي‌زند. حامي مالي بزرگ‌تر آقاي درميشيان شاهزاده قطري حامي داعش از آب درآمد. حامي مالي مستقل غيردولتي غيرحكومتي فيلم‌هاي آقاي عصباني نيستم هم زياد پشت ماه نخواهد ماند. همين روزها آقاي من عصباني نيستم داور جشنواره استراليايي فيلم‌هاي ايراني است.

                                                        • حمله
                                                        • تند
                                                        • روزنامه
                                                        • جوان
                                                        • كارگردان
                                                        • عصباني نيستم
                                                        • رضا درميشيان
                                                          ]]>
                                                          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Sat, 05 May 2018 14:00:42 +0430
                                                          تلگرام نه مطلقا خوب است نه مطلقا بد http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16837-2018-05-05-07-47-27.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16837-2018-05-05-07-47-27.html تلگرام نه مطلقا خوب است نه مطلقا بد

                                                          مسیح مهاجری: تلگرام با همه زشتی‌ها و زیبائی‌هایش نباید مساله اصلی این روزهای کشوری همچون جمهوری اسلامی ایران باشد.

                                                          ما مسائل مهم‌تری داریم که تلگرام در مقایسه با آنها از مسائل فرعی محسوب می‌شود ولی متاسفانه نوع برخورد با آن موجب شده اکنون جایگاه خود را با مسائل اصلی عوض کرده است.

                                                          تردیدی وجود ندارد که تلگرام، نه مطلقاً بد است و نه مطلقاً خوب. یک ابزار است که چگونگی استفاده از آن می‌تواند آن را بد یا خوب و زیبا یا زشت جلوه دهد. درست مثل یک کارد تیز که هم می‌تواند ریسمان را از دست و پای کسی که دربند است ببرد و او را آزاد کند و یا به قلب کسی فرو برود و او را از پا در آورد.

                                                          در چند سال اخیر که تلگرام به ایران راه پیدا کرد، خدمات زیادی به همه ارائه داد کما اینکه ضربه‌های زیادی هم وارد کرد. سنجش میزان سود و زیانی که تلگرام در این سال‌ها به کشور و جامعه ما وارد کرده شاید میسر باشد ولی فعلاً محاسبه دقیقی دردست نداریم که با تکیه بر آن بتوانیم قضاوتی دقیق ارائه دهیم.

                                                          با اینحال می‌توانیم به صورت کلی بر این واقعیت تکیه کنیم که این پیام رسان پرنفوذ و پرجاذبه برای امنیت ملی، برای اخلاق و برای اعتقادات خطرهائی آفرید کما اینکه به ارتباطات، به تبلیغات و به اشتغال زائی خدمات شایانی کرد.

                                                          ما که اهل رسانه هستیم در عین حال که از فضای گسترش فضای مجازی به ویژه در سال‌های اخیر دچار تنگنا شده ایم، از تلگرام استفاده‌های زیادی برای تسهیل در امر روزنامه‌نگاری در زمینه انتقال سریع مطالب، فیلم‌ها، عکس‌ها، اسناد و مدارک و حتی عرضه روزنامه در قالب الکترونیک آن به دورترین نقاط جهان و در کمترین زمان ممکن برده ایم. این بهره‌ها به شکل‌های مختلف نصیب عموم مردم چه در روابط شخصی و خانوادگی و چه در ارتباط اداری و اجتماعی نیز شده است. گستره استفاده از تلگرام از نظر کاربری بقدری زیاد است که تمام اقشار جامعه از عادی‌ترین سطح اجتماعی تا علمی‌ترین و مقدس‌ترین سطح حتی دفاتر مراجع تقلید را در بر گرفته و تقریباًّ شمول عام و کلی پیدا کرده است.

                                                          نکته بسیار جالب و قابل توجه اینکه اقشار مذهبی، انقلابی و سینه چاک نظام با به راه انداختن صدها هزار کانال تلگرامی امکانات گسترده‌ای را برای تبلیغ دین، افکار سیاسی و انقلابی خود در جهت حمایت از ا نقلاب و نظام جمهوری اسلامی پدید آورده و ارتباطات قدرتمندی را برای پیشبرد سریع اهداف خود شکل داده‌اند. این امکانات که از متن تا تصویر و فیلم و صدا را شامل می‌شود بی‌نظیر و بسیار تاثیرگذار است بطوری که بسیاری از این کانال‌ها تا امروز با اینکه مدتی از اعلام رسمی فیلتر شدن تلگرام گذشته، همچنان به کار خود حتی با فیلترشکن ادامه می‌دهند و حاضر نشده‌اند آن را ترک کنند.

                                                          درست است که عده‌ای با استفاده از تلگرام ضربه‌های زیادی به اخلاق، پایه‌ها و بنیان خانواده و حتی امنیت ملی کشور وارد ساخته‌اند ولی نکته مهم این است که اولاً نباید فقط جنبه منفی را دید و با تکیه بر آن قضاوت کرد و تصمیم گرفت و ثانیاً به این واقعیت باید توجه کرد که فیلتر کردن در شرایط امروز جهان، نمی‌تواند موجب خارج شدن تلگرام از دسترس کاربران شود. به همین دلیل باید با پدیده بسیار پیچیده تلگرام و اصولاً امکانات ارتباطی جهان معاصر دقیق‌تر برخورد کرد.

                                                          این برخورد می‌تواند با تکیه بر چند مولفه باشد.

                                                          اول آنکه مسئولان ارشد نظام در یک توافق روشن به تصمیم برسند بطوری که در ابعاد و جزئیات آن اختلافی وجود نداشته باشد.

                                                          دوم آنکه محور برخورد با تلگرام، شکستن انحصار باشد که طبعاً مستلزم فراهم ساختن زمینه جذب داوطلبانه مردم به پیام‌رسان‌های داخلی خواهد بود.

                                                          سوم و مهم‌تر از همه آنکه مسئولان در گفتار و عمل چنان صداقتی داشته باشند که مردم را جذب کند. مردم اگر جذب صداقت مسئولین شوند، جذب ماهواره و سایر ابزارها نخواهند شد. حاکمان اگر بر قلب‌ها حکومت کنند، هیچ قدرتی نمی‌تواند مردم را از آنها دور کند و اخلاق و امنیت را به خطربیاندازد.

                                                          به این واقعیت تاریخی توجه کنیم که تحریم و توقیف و فیلتر کردن همانطور که نتوانست ویدئو و ماهواره را کنار بزند تلگرام را هم نمی‌تواند کنار بزند. آنچه می‌تواند بر مفاسد تلگرام فائق آید، عملکرد صادقانه مسئولین است. اعتماد مردم را جلب کنید تا اعتقادات و اخلاق و همراهی مردم با نظام حفظ شود. در این صورت است که تلگرام نفوذ و جاذبه خود را از دست می‌دهد و در برابر آنچه مسئولان بگویند و بخواهند مقاومتی نمی‌تواند داشته باشد. تردیدی نداشته باشید که فیلتر کردن و حکم قضائی و بخشنامه و فشار نمی‌تواند بر تلگرام فائق آید، آنچه می‌تواند بر تلگرام فائق آید، صداقت شماست که اعتماد مردم به شما را جلب می‌کند و هر چیزی که در برابر اراده شما قرار گیرد را از کار خواهد انداخت.

                                                          منبع: جمهوري اسلامي

                                                          • مسيح مهاجري
                                                          • جمهوري اسلامي
                                                          • تلگرام
                                                          • فيلترينگ
                                                          • دولت
                                                            ]]>
                                                            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Sat, 05 May 2018 12:17:44 +0430
                                                            اصلاح ساختارها را دریابیم http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16786-اصلاح-ساختارها-را-دریابیم.html http://hamavanews.com/index.php/yaddasht/daily/item/16786-اصلاح-ساختارها-را-دریابیم.html اصلاح ساختارها را دریابیم

                                                            ابراهیم بهشتی: اعتراضات دی ماه سال 96 به پایان رسیده و در این میان تحلیل‌ها و گمانه‌های مختلفی درباره دلایل به وجود آمدن آنها در رسانه‌ها منتشر شده است. حال که اعتراض‌ها به هر نحو ممکن خاموش شده است، مسئولان کشور می‌توانند نفس راحتی بکشند و خیال خود را آسوده بدانند که همه چیز تمام شد.

                                                            اما واقعیات موجود و البته اظهارنظرهای برخی کارشناسان و بخصوص جامعه شناسان حکایت از آن دارد که نباید همه چیز را تمام شده دانست و با حواله دادن اعتراض‌ها به خارج از کشور یا حتی به مخالفان دولت تصور کرد که نارضایتی‌ها هم به اتمام رسیده است. جنس شعارهایی که مردم در تجمع شهرهای مختلف سر دادند مؤید این مطلب است که نارضایتی‌ها محدود به یک حوزه یا یک نهاد نیست. اگر چه شروع آن از مشهد و به بهانه گرانی بود اما خیلی سریع وارد حوزه‌های دیگری شد که نمی‌توان خواسته‌ها یا نارضایتی‌ها را محدود به یک نهاد یا یک حوزه خاصی کرد.

                                                            این البته موضوع قابل انکاری هم نیست چنانکه جمشید انصاری معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان امور اداری و استخدامی معتقد است که «در 10 سال اخیر یک نارضایتی انباشته تاریخی در بین بخش‌هایی از مردم در بعضی از موارد داشتیم و داریم... در حوزه مسائل اجتماعی هم نوعی نارضایتی انباشته تاریخی را شاهد هستیم که به بعد از سال‎های 84 و 85 بازمی‎گردد... بالاخره ما هنوز محدودیت‎های قابل توجهی در حوزه‎های فرهنگی و اجتماعی برای جوانان، دانشجویان و دانشگاهیان، فعالان مدنی، اصحاب رسانه، زنان، هنرمندان و نخبگان و... داریم و نتوانستیم همه این مسائل را رفع و رجوع کنیم.»

                                                            به این لیست می‌توان موارد دیگری همچون پرونده‌های بزرگ فساد، معوقات بانکی و تبعات روانی آن بر جامعه، درآمدهای پایین طبقات متوسط به پایین جامعه که همخوانی چندانی با هزینه‌ها ندارد، رعایت نشدن حقوق شهروندی در شکل کامل و بایسته آن، بروکراسی آزار دهنده در دستگاه‌های مختلف کشور و... را نیز افزود.

                                                            اگر چه نمی‌توان از برخی کوتاهی‌ها یا سوء مدیریت‌ها در عملی نشدن مطالبات مردم چشمپوشی کرد، اما این هم واقعیت انکار نشدنی است که برخی تلاش‌ها نیز در چنبره برخی ساختارهای موجود راه به‌جایی نمی‌برد و چه بسا ناامیدی و سردرگمی‌ها را دو چندان کند. ماجرای مؤسسات مالی و اعتباری بدون مجوز که از آن به‌عنوان سرمنشأ اعتراضات اخیر یاد می‌شود، به روشنی بیان‌کننده ساختار معیوب نظام مالی و بانکی کشور است.

                                                            اینکه بخش قابل توجهی از مردم بعد از انتخابات برای اجرایی شدن وعده‌های نامزد پیروز خود با موانعی روبه رو هستند، نشان دهنده وجود عیب‌هایی در ساختارهای موجود است. اینکه انتخابات در ایران همواره با برخی اما و اگرها و حاشیه‌ها مواجه می‌شود نیز حکایت از ضعف ساختار انتخاباتی دارد چنانکه هر چند سال شاهد تلاش‌هایی برای اصلاح قانون انتخابات هستیم.

                                                            بنابر این چشم بستن به واقعیات و برخی ضعف‌های ساختاری علاج نارضایتی‌ها نیست بلکه به گفته رئیس جمهوری شایسته است که این اعتراضات را تبدیل به فرصت کنیم. اغراق نیست اگر گفته شود ساختارهای موجود، تداخل وظایف و اختیارات نهادها، کارآمد نبودن سیستم‌های نظارتی، بی‌توجهی به نظام مند کردن بیان مطالبات مردمی، عدم نقش آفرینی مؤثر احزاب و نهادهای مدنی و... همه و همه در بروز نارضایتی به اشکال مختلف نقش دارند. برای نمونه وقتی دولت به‌عنوان قوه مجریه چشم‌انداز 5 ساله کشور را در قالب برنامه توسعه به مجلس می‌دهد و نمایندگان هم بر اساس وظایف و اختیارات خود لایحه 50 ماده‌ای دولت را به قانونی 100 ماده‌ای تبدیل می‌کنند، تصور اینکه فرجام این قانون در اجرا چه خواهد شد دور از ذهن نیست کما اینکه سرنوشت برنامه‌های توسعه در سنوات گذشته مؤید این مهم است.

                                                            بیراه نیست که رئیس جمهوری در جلسه رأی اعتماد به کابینه دوازدهم تأکید کرد:«دولت تدبیر و امید عزم آن دارد که در فرصت چهار ساله دوم بیش از پیش به اصلاح ساختارها بپردازد و در این کار به کمک صمیمانه و صبورانه مجلس و قوه قضائیه نیازمند است.» علی لاریجانی رئیس مجلس هم در همایش سراسری قوه قضائیه بر همین مهم تأکید کرد و گفت: «قانون اساسی میراث گرانقدری است؛ امروز هم باید این را متناسب با تجربیات و شرایط حفظ کرد و برخی مسائل دیگر آن را حل کرد. شاید نیاز باشد بخش‌هایی که تزاحم‌هایی دارد یا سرعت عمل را در کار کاهش می‌دهد، اصلاح شود. این البته نیاز به تغییر در قانون اساسی دارد که ساز و کار خودش را دارد اما علاوه بر دغدغه‌های پیشبرد نظام و انقلاب تجربه این سی و چند سال یک نقایصی در کارها دارد.»

                                                            در شرایطی که کارشناسان از دوره ابرچالش‌ها در ایران سخن می‌گویند، مسئولان در نهادهای مختلف نباید اصطلاحاً صورت مسأله‌ها را پاک کرده یا سطح آنها را تقلیل دهند. آنچه امروز ابرچالش خوانده می‌شود، نتیجه بی‌توجهی‌های گذشته به مسائل روز و ضعف‌های ساختاری است که بتدریج در سایه غفلت‌ها تبدیل به بحران و ابربحران شده است.

                                                            ساختارهای ناکارآمد را دریابیم و تا دیر نشده آنها را اصلاح کنیم اگر چه این اصلاح در حکم جراحی‌های دردناک باشد.
                                                            بسنده کردن به تصمیم‌های مقطعی و بعضاً مردم پسند به معنای آن است که هر چند وقت یکبار باید به استقبال اعتراض‌هایی از جنس تجمعات دی ماه برویم. قطعاً تصمیم‌گیری در دوره ثبات و آرامش، نتایج رضایتبخش‌تری دارد به نسبت تصمصیم سازی‌های آنی در شرایط بحرانی.

                                                            منبع: ایران

                                                            • اصلاح
                                                            • ساختار
                                                            • دولت
                                                            • مردم
                                                            • مجلس
                                                            • ابراهيم بهشتي
                                                              ]]>
                                                              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) روزنامه ها Tue, 16 Jan 2018 12:27:31 +0330