اصلاح ساختارها را دریابیم - هم آوا
آذربایجان غربی

اصلاح ساختارها را دریابیم

  • سه شنبه, دی 26 1396
  • اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

ابراهیم بهشتی: اعتراضات دی ماه سال 96 به پایان رسیده و در این میان تحلیل‌ها و گمانه‌های مختلفی درباره دلایل به وجود آمدن آنها در رسانه‌ها منتشر شده است. حال که اعتراض‌ها به هر نحو ممکن خاموش شده است، مسئولان کشور می‌توانند نفس راحتی بکشند و خیال خود را آسوده بدانند که همه چیز تمام شد.

اما واقعیات موجود و البته اظهارنظرهای برخی کارشناسان و بخصوص جامعه شناسان حکایت از آن دارد که نباید همه چیز را تمام شده دانست و با حواله دادن اعتراض‌ها به خارج از کشور یا حتی به مخالفان دولت تصور کرد که نارضایتی‌ها هم به اتمام رسیده است. جنس شعارهایی که مردم در تجمع شهرهای مختلف سر دادند مؤید این مطلب است که نارضایتی‌ها محدود به یک حوزه یا یک نهاد نیست. اگر چه شروع آن از مشهد و به بهانه گرانی بود اما خیلی سریع وارد حوزه‌های دیگری شد که نمی‌توان خواسته‌ها یا نارضایتی‌ها را محدود به یک نهاد یا یک حوزه خاصی کرد.

این البته موضوع قابل انکاری هم نیست چنانکه جمشید انصاری معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان امور اداری و استخدامی معتقد است که «در 10 سال اخیر یک نارضایتی انباشته تاریخی در بین بخش‌هایی از مردم در بعضی از موارد داشتیم و داریم... در حوزه مسائل اجتماعی هم نوعی نارضایتی انباشته تاریخی را شاهد هستیم که به بعد از سال‎های 84 و 85 بازمی‎گردد... بالاخره ما هنوز محدودیت‎های قابل توجهی در حوزه‎های فرهنگی و اجتماعی برای جوانان، دانشجویان و دانشگاهیان، فعالان مدنی، اصحاب رسانه، زنان، هنرمندان و نخبگان و... داریم و نتوانستیم همه این مسائل را رفع و رجوع کنیم.»

به این لیست می‌توان موارد دیگری همچون پرونده‌های بزرگ فساد، معوقات بانکی و تبعات روانی آن بر جامعه، درآمدهای پایین طبقات متوسط به پایین جامعه که همخوانی چندانی با هزینه‌ها ندارد، رعایت نشدن حقوق شهروندی در شکل کامل و بایسته آن، بروکراسی آزار دهنده در دستگاه‌های مختلف کشور و... را نیز افزود.

اگر چه نمی‌توان از برخی کوتاهی‌ها یا سوء مدیریت‌ها در عملی نشدن مطالبات مردم چشمپوشی کرد، اما این هم واقعیت انکار نشدنی است که برخی تلاش‌ها نیز در چنبره برخی ساختارهای موجود راه به‌جایی نمی‌برد و چه بسا ناامیدی و سردرگمی‌ها را دو چندان کند. ماجرای مؤسسات مالی و اعتباری بدون مجوز که از آن به‌عنوان سرمنشأ اعتراضات اخیر یاد می‌شود، به روشنی بیان‌کننده ساختار معیوب نظام مالی و بانکی کشور است.

اینکه بخش قابل توجهی از مردم بعد از انتخابات برای اجرایی شدن وعده‌های نامزد پیروز خود با موانعی روبه رو هستند، نشان دهنده وجود عیب‌هایی در ساختارهای موجود است. اینکه انتخابات در ایران همواره با برخی اما و اگرها و حاشیه‌ها مواجه می‌شود نیز حکایت از ضعف ساختار انتخاباتی دارد چنانکه هر چند سال شاهد تلاش‌هایی برای اصلاح قانون انتخابات هستیم.

بنابر این چشم بستن به واقعیات و برخی ضعف‌های ساختاری علاج نارضایتی‌ها نیست بلکه به گفته رئیس جمهوری شایسته است که این اعتراضات را تبدیل به فرصت کنیم. اغراق نیست اگر گفته شود ساختارهای موجود، تداخل وظایف و اختیارات نهادها، کارآمد نبودن سیستم‌های نظارتی، بی‌توجهی به نظام مند کردن بیان مطالبات مردمی، عدم نقش آفرینی مؤثر احزاب و نهادهای مدنی و... همه و همه در بروز نارضایتی به اشکال مختلف نقش دارند. برای نمونه وقتی دولت به‌عنوان قوه مجریه چشم‌انداز 5 ساله کشور را در قالب برنامه توسعه به مجلس می‌دهد و نمایندگان هم بر اساس وظایف و اختیارات خود لایحه 50 ماده‌ای دولت را به قانونی 100 ماده‌ای تبدیل می‌کنند، تصور اینکه فرجام این قانون در اجرا چه خواهد شد دور از ذهن نیست کما اینکه سرنوشت برنامه‌های توسعه در سنوات گذشته مؤید این مهم است.

بیراه نیست که رئیس جمهوری در جلسه رأی اعتماد به کابینه دوازدهم تأکید کرد:«دولت تدبیر و امید عزم آن دارد که در فرصت چهار ساله دوم بیش از پیش به اصلاح ساختارها بپردازد و در این کار به کمک صمیمانه و صبورانه مجلس و قوه قضائیه نیازمند است.» علی لاریجانی رئیس مجلس هم در همایش سراسری قوه قضائیه بر همین مهم تأکید کرد و گفت: «قانون اساسی میراث گرانقدری است؛ امروز هم باید این را متناسب با تجربیات و شرایط حفظ کرد و برخی مسائل دیگر آن را حل کرد. شاید نیاز باشد بخش‌هایی که تزاحم‌هایی دارد یا سرعت عمل را در کار کاهش می‌دهد، اصلاح شود. این البته نیاز به تغییر در قانون اساسی دارد که ساز و کار خودش را دارد اما علاوه بر دغدغه‌های پیشبرد نظام و انقلاب تجربه این سی و چند سال یک نقایصی در کارها دارد.»

در شرایطی که کارشناسان از دوره ابرچالش‌ها در ایران سخن می‌گویند، مسئولان در نهادهای مختلف نباید اصطلاحاً صورت مسأله‌ها را پاک کرده یا سطح آنها را تقلیل دهند. آنچه امروز ابرچالش خوانده می‌شود، نتیجه بی‌توجهی‌های گذشته به مسائل روز و ضعف‌های ساختاری است که بتدریج در سایه غفلت‌ها تبدیل به بحران و ابربحران شده است.

ساختارهای ناکارآمد را دریابیم و تا دیر نشده آنها را اصلاح کنیم اگر چه این اصلاح در حکم جراحی‌های دردناک باشد.
بسنده کردن به تصمیم‌های مقطعی و بعضاً مردم پسند به معنای آن است که هر چند وقت یکبار باید به استقبال اعتراض‌هایی از جنس تجمعات دی ماه برویم. قطعاً تصمیم‌گیری در دوره ثبات و آرامش، نتایج رضایتبخش‌تری دارد به نسبت تصمصیم سازی‌های آنی در شرایط بحرانی.

منبع: ایران

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google BookmarksSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در روزنامه ها

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.