آذربایجان غربی

پیشنهادات، نظرات و یادداشتهای شما

  • اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

سایت خبری تحلیلی هم آوا، در راستای پیشرفت و تعالی میهن عزیزمان، آمادگی خود را برای انتشار نوشته های شما اعلام می دارد.

 

نظرات، پیام ها، مقالات و یادداشت های علمی و کارشناسی خود را در قسمت نظرات این بخش یا به صورت ایمیل برای ما ارسال کنید تا شاید بتوانیم در کنار شما، کمک اندکی برای شناخت بهتر مشکلات میهن عزیزمان و ارائه راهکارهای عملی داشته باشیم. 

همچنین در صورتی که نظر، پیام، یادداشت یا مقاله شما حاوی تصویر، جدول و نمودار است، لطف کنید آن را به آدرس ایمیل زیر ارسال فرمائید:

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google BookmarksSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

19 نظرها

  • پیوند نظر نقی عبدالجوادی دستجردی یکشنبه, 03 اسفند 1393 ساعت 12:01 ارسال شده توسط نقی عبدالجوادی دستجردی

    ضايعه درگذشت دکتر صادق طباطبايي را به خانواده آن مرحوم و بيت شريف امام تسليت می گويم و از درگاه خداوند برای آن مرحوم علو درجات و برای بازماندگان صبر و اجر مسئلت می کنم.
    من نيز در مرگ اين انسان دانشمند و فرهيخته ناراحت شدم. اما بیش تر از ناراحتی در غم از دست رفتن ايشان، ناراحتی در نوع مرگ ایشان بود. یک چيزی که سخت مرا آزار می دهد این است که این مرحوم در اثر سرطان ريه و اصرار بر کشيدن سیگار درگذشته است. از خود می پرسم چرا اين انسان های صاحب علم و کمالات سیگاری شده اند و چرا پس از سال ها نتوانسته اند در ترک آن موفق شوند. متاسفانه شمار انسان هايي اين چنين نيز در جامعه ما زيادند. چه بسیارند پزشکان، مهندسان، هنرمندان و ورزشکارانی که در عين افتخارآفرينی به مصرف دخانیات ادامه می دهند و تا کنون یا در ترک آن کوشش نکرده اند و یا کوشیده اند ولی موفق به ترک آن نشده اند. شمار اين شخصیت های سیگاری آن قدر زیاد است که اگر بخواهیم در اين نوشتار نامی از آن ها بیاوریم مثنوی هفتاد من کاغذ است. البته با يک جستار ساده در اینترنت به راحتی می توان مصادیق زیادی برای شخصیت های سیاسی، علمی و هنری سیگاری پیدا کرد. جامعه ای که در آن جوانان را به عدم استفاده از دخانیات تشویق می کنند و هر روز در اخبار و برنامه های گوناگون مردم را به ترک سیگار ترغیب می کنند و در مضرات سیگار قلم فرسایی می کنند چرا باید شماری از شخصیت های علمی، هنری، سیاسی و ورزشی اش سیگاری باشند. چرا باید شخصیت علمی و سیاسی معروفی مانند دکتر طباطبایی سیگاری باشد و آن قدر بر ادامه مصرف آن اصرار وزرد تا به سرطان ریه مبتلا گردد؟ چرا برخی شخصیت های انقلابی زندان ها و شکنجه های ساواک را می توانستند تحمل کنند ولی سیگار را نمی توانستند ترک و نمی توانند ترک کنند؟ چه توجیهی برای سیگاری بودن این همه شخصیت علمی، سیاسی و فرهنگی سیاسی وجود دارد؟
    جامعه سالم اول باید از نخبگان شروع کند. باید نهضت ضد سیگار از نخبگان سیاسی، علمی، هنری و فرهنگی آغاز شود. جوان دانشگاهی که استادش سیگاری است برای ترک سیگار تلاش نخواهد کرد. جوانی که شخصیت سیاسی، هنری، ورزشی و فرهنگی مورد علاقه اش سیگاری است چگونه می تواند در ترک سیگار موفق شود.

  • پیوند نظر م - ا جمعه, 24 بهمن 1393 ساعت 13:11 ارسال شده توسط م - ا

    پاسداري از ارزشها
    حكايت اروم نيوز و برادر حاتم طايي
    نويسنده : م - ا
    شايد برخي از خوانندگان داستان چاه زمزم و برادر حاتم طايي را شنيده باشند ، اما باز هم ، به نظرم تكرار اين روايت بد نيست : مضمون آن اينگونه است كه در روزگار قديم (نقل قولها متفاوت است مثلاً در زمان زندگي حاتم طايي) برادر حاتم به سبب شهرت برادش حاتم ، بسيار به او حسادت مي كرد و دائم در تلاش بود تا بر شهرت برادر چيره شود . اما هرچه تلاش مي كرد راهي نمي يافت و شكست مي خورد (داستان خلاصه شده است ) و نهايتاً به نتيجه رسيد كه در چاه زمزم ادارار كند ، تا معروف بماند .
    رفتار بعضي ها اين روزها شبيه كار برادر حاتم طايي است كه وقتي ديد همه به سبب سخاوت‌ها و كرامتهاي اخلاقي به حاتم توجه مي‌كنند و كسي به او توجه ندارد براي معروف شدن در چاه مقدس زمزم ادرار كرد و از آن زمان به بعد در مسير برعكس برادر و امور احمقانه مشهور شد.
    اين داستان شده حال و روز برخي به اصطلاح رسانه هاي فضاي مجازي استان ، كه به نام اطلاع رساني و رسالت «نون و القلم» افتاده اند به جان افكار عمومي جامعه و دائم در پي تشويش اذهان مردم قدم بر مي دارند . حالا به چه قيمتي ! شايد به قيمت كار برادر حاتم .!!
    نگارنده مطلب (حقير) نه اهل قلم است ، نه اهل رسانه . چند مدت قبل از ظريفي آدرس رسانه هاي فعال عرصه مجازي استان را پرسيدم و او هم در جواب يك سايت محلي به نام اروم نيوز را معرفي نمود . تا در اوقات فراغت براي اطلاع و از وضعيت خبري استان هر از گاهي به آن سر بزنم و گفت كه اين سايت خبري خوب و فعال است .
    اگر از انصاف نگذريم ، تيتر و خروجي اين رسانه ، هر روز مملو بود از اخبار متفاوت و اغلب هم به اصطلاح انتقادي ، انتقادات اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي و ... ؛ بعضاً هم حتي تخريب . در اوايل برايم جالب و تازگي داشت . حال و هواي آزادي رسانه ، خبررساني و انتقاد به انسان مي داد . خوب و لذت بخش بود . بوي دموكراسي داشت .
    هر روز به آن سر مي زدم و آنرا مطالعه مي كردم . اما در اندك مدت ، متوجه تأثير سوء اين رسانه ، نسبت به رفتار ها و افكارهاي خودم ، در ارتباط با فضاي پيرامون سياسي ، اجتماعي و اوضاع اداره كشور شدم و همين موضوع مرا وادار به تأمل در اين باره نمود ، با مطالعه اين سايت كم كم به كاركرد مسئولان بدبين شده بودم . همه جا را پر از نقصان مي ديدم . كم كم باورم شده بود كه هيچ كس به فكر مردم نيست و ... به يك باره از خود پرسيدم چه بر سرم آمده ، من يك ايراني ام و متعلق به اين خاك . تازه مسئولين هم از جنس مردمند و چه بسا قوم و خويشان ما هستند كه براي چند صباحي به اين سمت ها مشغول شده اند و واقعاً هدف اين سايت از اين همه سياه نمايي و زير سوأل بردن خدمات اين عزيزان چيست ؟ آيا هدف اينها همان افكار برادر حاتم طايي بود كه دائم در تلاش بود مطرح بماند ؟ يا خودنمايي مي كنند ؟! اين رسانه براي چه در پي سياه نمايي خدمات مسئولين نظام هست ؟ يا هدف اينها خداي ناكرده ، آيا جلب نظرمخاطب مخالف نظام است كه اينهمه بر عليه مسئولين مطلب منتشر مي كنند ؟ به هر حال دوست است يا دشمن ؟ يا گرگ است در لباس ميش ؟ مهمتر از آن ؛ سوالي كه برايم مطرح بود اين بود ، آيا اهداف سياسي پشت پرده اين كارهاست ؟ با خود گفتم خداي ناكرده گرفتار و منحرف نشوم ؟ جالب بود كه فيلتر هم نمي شد و كسي كاري به كارش نداشت !!
    اين شائبه ها و سوالات بي پاسخ ذهنم را مشغول خود ساخته بود تا در صحبت هاي دوستانه با اهل رسانه ، از آنها سوالاتي در اين رابطه پرسيدم ، كه واقعاً گردانندگان اين سايتهاي به اصطلاح خبري چه كساني هستند ؟ انديشه آنها چيست ؟ هويت و ماهيت كار آنها به چه منظور است ؟ منظور آنها از اين همه انتقاد چيست ؟ جوابها گمراه كننده و خطرناك بود . بعضاً هم صحبت از پاي نهادهاي انقلابي در ميان بود !! خدا داند !! به هر حال آنچه معلوم است ، هيچ كس در اين زمانه كار مفت انجام نمي دهد !! و براي نوشتن نيز وقت بايد گذاشت ، بيكار هم كه پول ندارد براي اين كارها خرج كند !! ديوانه هم كه به دنبال سايت و رسانه و خبرنگاري نمي رود !! در آن سوي ماجراي زندگي نيز ؛ چرخ زندگي بايد بچرخد ، حال اين افراد از كجا دخل و خرج مي كنند ؟ از چه منبعي مخارج خود را تأمين مي كنند ؟ كه اين همه بر عليه اين و آن بنويسند ، آيا به نظر شما جاي تأمل و تفحص ندارد ؟ تأمين هزينه اينترنت ، هزينه اداره سايت ، اجاره دفتر يا محل كار ، حقوق خبرنگار ، حقوق تايپيست ، حقوق عكاس ،خريد كامپيوتر ، دوربين عكاسي و .... از كجا تأمين مي شود ؟ تازه حاصل اينهمه سياه نمايي چيست؟ و به خاطر كيست ؟منشاء اين جريان كجاست؟
    به نظر شما اينها به چه منظور ارزشهاي نظام و خدمات مسئولان را زير سوال مي برند ؟ به چه منظور اين همه پرده دري مي كنند ؟ آيا سود پشت پرده اي در پي اين ماجرا نهفته است ؟ اينها به كجا وابسته اند ؟ چه مي خواهند ؟ از چه كسي خط و خطوط مي گيرند ؟ آزادانه دروغ پراكني مي كنند و هيچ كس كاري به كار آنها ندارد !
    براي حقير كه يك شهروند عادي هستم ؛ پس از شنيدن صحبتهاي دوستان ، علاوه بر اينكه تشويشات ذهني ام برطرف نشد ، مسائل ديگري نيز مطرح شد ، كه شايد نتوان از طريق اين وجيزه مطرح كرد ، به هر حال بنده قابل تعقيب قضايي هستم و همانند آنها سپر آهنين ندارم كه خداي ناكرده به مسئولان نظام حاشيه سازي ، توهين نموده و يا محكوم به بي توجهي به مردم كنم ، اما مي توانم براي جاري شدن فريضه امر به معروف و نهي از منكر هم كه شده گوشه بسيار كوچكي از بيانات امام خميني (ره) را بياورم و اين دوستان رفتار خود را با سيره آن بزرگوار مقايسه كنند :
    امام خمینی, با توجه به این اصول و این که وحدت ملی مردم, به هیچ روی نباید فدای چیز دیگری بشود, می گوید:
    ممکن است هر کس در فضای ذهن و ایده های خود نسبت به عملکردها و مدیریتها و سلیقه های دیگران و مسؤولین انتقادی داشته باشد, ولی لحن و تعابیر نباید افکار جامعه و آیندگان را از مسیر شناخت دشمنان واقعی و ابرقدرتها, که همه مشکلات و نارساییها از آنان سرچشمه گرفته است, به طرف مسائل فرعی منحرف کند و خدای ناکرده همه ضعفها و مشکلات به حساب مدیریت و مسؤولیت مسؤولین گذاشته شود و از آن تفسیر انحصارطلبی گردد که این عمل, کاملاً غیر منصفانه است و اعتبار مسؤولین نظام را از بین می برد و زمینه را برای ورود بی تفاوتها و بی دردها به صحنه انقلاب, آماده می کند و هر قلمی و سخنی که به این اصول اساسی خدشه وارد سازد و بخواهد به حریم آنها دست اندازی کند, ناسالم است و گذر از خط قرمز. امام خمینی, دو هدف اساسی را همیشه دنبال می کرد: وحدت ملی و دمیدن روح امید به کالبد مردم و جامعه با سیری در اندیشه امام درخواهیم یافت, وحدت ملی و امیددادن به مردم, از اصول اساسی تفکر ایشان است که هم در بیان و هم در بنان ایشان جلوه ای خاص یافته است. امام ترفندهای دشمن را به خوبی دریافته بود که در پی ویران کردن چه چیزهایی است.
    و امروز مقام معظم رهبري به عنوان فصل الخطاب جهان اسلام مي فرمايند :
    دشمن سه هدف مرحله یی و مقطعی را تعقیب می کند: اول عبارت است از تخریب وحدت ملی… دوم تخریب ایمان و باورهای کارساز در دل مردم… سوم: تخریب روح امید و تخریب آینده در ذهن مردم…
    دوستان و مردم ، آري امروز اينها تخريب مي كنند و اسم اين تخريبها را هم دفاع از ارزشها می گذارند و مثلاً شده اند پاسدار ارزشها .
    آيا به نظر شما تخريب بيگانگان و معاندان نظام با تخريب نا آگاهان داخلي فرقي دارد ؟ نتيجه كار يكي نيست ؟!
    امام (ره)، با تمام توان در برابر این سه هدف ویرانگر دشمن ایستاد و دیگران را نیز به ایستادگی فرا خواند. او, در مقام بیان فرهنگ نقد, همواره به این نکته اشاره داشت که انتقادها نباید مردم را سست و دلسرد کند و آنان را نسبت به نظام و مسؤولان آن بدبین و بی اعتماد گرداند.ما امروز احتیاج به این داریم که این ملت را امیدوار کنیم و دلگرم… نباید این مردم را سست شان کنیم… باید همه کوشش کنیم که امید ایجاد کنیم.
    حقير اين مطلب را نوشته و برايتان ارسال كردم تا با انتشار آن مسئولان و شهروندان را از تبعات سوء اين رفتار غير عقلاني و غير اخلاقي برخي ها آگاه سازيد و اجازه ندهيد تا بيش از اين ، بعضي از افراد تشنج آفرين ، سودجو و فرصت طلب كه در ظاهر سنگ امام و انقلاب را به سینه می زنند و برای خط و راه امام دل می سوزانند و مثلاً نگرانند ، به این ریزه کاریهای راه امام نیز توجه کامل داشته باشند و خدای ناخواسته در کنار سفره امام و انقلاب کاری نکنند که به امام و آرمانهای او کم توجهی شود.
    در پايان هر چند به نظرم امروز كار آنها در منطقه مثل آن كار برادر حاتم مشهور شده ، اما بدانند كه با اين روش ؛ مشهورِ خدمت ؛ به دشمنان اسلام مي شوند ، نه خدمت به اسلام و دفاع از ارزشهاي انقلاب .
    با عرض پوزش از شما به دليل اينكه نمي دانستم منتشر مي كنيد يا نه ، اين مطلب به بسياري از سايتهاي خبري از جمله آينا نيوز ، آذرنيوز ، تيتراول ، رك نيوز ، چي چست نيوز ، دورنا نيوز ، خوي نيوز ، ماكو نيوز ، عصراميد ، ذوالفقار ، تدبيرپرس، هم آوا ،خبرگزاري جوان ، سراي اميد ، نداي اروميه ، فاطر24 ، ايران سفير ، عصر ايران و حتي خود اروم نيوز و ... ارسال نمودم .حال منتشر نكنيد و باز هم مشغول الذمه شهيدان ، امام شهيدان و انقلاب بمانيد .

  • پیوند نظر مرتضی خدایی یکشنبه, 19 بهمن 1393 ساعت 07:46 ارسال شده توسط مرتضی خدایی

    با سلام.اینجانب مرتضی خدایی فرزند و برادر دو شهید.با توجه به شناختی که از اقای مهندس قهرمانی فرماندار محترم شهرستان تکاب دارم وی قشری از بدنه ایثارگران و دوستداران انان است و برادر او نیز یکی از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس بوده که به شهادت رسیده و بعید میدانم که چنین حرفهایی زده باشد و یقینن برداشتهای عکسی از حرفهایش شده است

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

محبوب ترین ها