آذربایجان غربی

اشک اندوه مسیحیان ارومیه برای امام حسین (ع)

  • سه شنبه, شهریور 27 1397
  • اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

ندا عبدی: مهدی القدم از قدیمی ترین محله های ارومیه است که بین نوگچر (پنجراه) و عسگرخان واقع شده و خانه تاریخی انصاری و یخچال دوققوزپله را در همسایگی دارد. این محله از قلب های تپنده مرکز شهر است که شهرت اش را بیشتر مدیون یک ارتباط معنوی قوی است.

بزرگترین مرکز مسیحیان ارومیه، دو کلیسا و خانه سالمندان مسیحیان در این محله واقع شده است. اما آنچه در این محله همچون نگینی می درخشد، همسایگی دیوار به دیوار مسجد مهدی القدم و کلیسا است. این مسجد را می توان نقطه ای مقدس در این محله دانست که نه تنها متعلق به شیعیان، بلکه پناهگاه همه مردم محله و پایگاه دلهای مسلمانان شهر است. تاریخ دقیق ساخت مسجد مشخص نیست، اما حداقل 300 سال پیش در زمان قاجار تعمیر شده است.

اینجا آسمانی است

تابلوی این خیابان بارها شاهد تغییرات بوده است. از حب النقی و مهدی القدم تا سرداران 2... از میدان گؤل اوستی که وارد خیابان سرداران 2 می شوید، چند قدم بالاتر به مسجدی می رسید که بر سردر آن نوشته شده: «در سال 1346 شمسی مطابق با 1386 هجری قمری تجدید بنای مسجد با کوشش و همت متدینین باتمام رسید.» گلدسته مسجد با کاشی های فیروزه ای و گل های اسلیمی تزئین شده و آیه های قرآن در بدنه آن به چشم می خورد. سقف مسجد شیروانی دارد و در قسمتی از فضای بیرونی آن، کتیبه ای با عنوان «السلام علیک یا اباصالح المهدی» و دعای زیارت امام زمان بر آن نقش بسته است. پنجره های آجری رنگ چوبی با شیشه های رنگارنگ، شما را یاد ارسی های قدیمی می اندازد. چند پیرمرد و یک روحانی روی نیمکت کنار مسجد نشسته اند. گویا منتظر صدای اذان مغرب و اقامه نماز هستند. چهار پله که بالاتر می رویم، نمای داخلی مسجد شما را حیران می کند. فرش تا عرش اش زیباست و عرفانی... سقف و دیوارهای مسجد آینه کاری شده است و چلچراغ بزرگی از سقف آویزان است. دیوارها مفتخر به اسامی 5 تن آل عبا شده و در گوشه ای مسجد، بارگاه کوچک ضریح داری نصب شده و در آن، سنگی که به اذعان مردم منطقه قدمگاه امام زمان(عج) است، قرار دارد.

97060001

راز قدمگاه حضرت مهدی(عج)

مسجد مهدی القدم را قدمگاه امام زمان می دانند. به اعتقاد مردم محلی، اینجا مسجدی است که امام زمان به آن تشریف آورده و محلی هم به عنوان قدمگاه امام زمان در مسجد مورد توجه مردم است. این را از قطعه سنگی که هنگام مرمت مسجد در دوران قاجار پیدا شده است، می گویند. قطعه سنگی که جای پای امام زمان روی آن بوده و امروز داخل ضریحی در مسجد نگهداری می شود. جریان ها دارد این مسجد... گویا شخصی خوابی می بیند و به درک و شهود می رسد و بعدها بنیان مسجدی مقدس به اسم مهدی القدم در آن نهاده شده است. به قول معتمدین مسجد، پیرمردی که سن و سال بالایی دارد، گفته که «از وقتی 5 ساله ام قدمگاه را دیده ام. از کودکی نام ابوالفضل(ع) را برای توسل انتخاب کرده ایم. مثل ارادت امام علی(ع) که متعلق به همه مردم است.»

چراغی که خاموش نشده

همه در صف های مرتب نماز ایستاده اند. گوش ها مبهوت اذانی است که از گلدسته های مسجد به آسمان می رود. دلها آماده قیام است و خواندن نماز که پلی است برای رسیدن به معبود. حجت الاسلام و المسلمین «محمدرضا غنی زاده» امام جماعت مسجد است. نماز را حوصله و به زیبایی اقامه می کند و پای صحبت های ما می نشیند. می گوید: «با اینکه اینجا کوچه 6 متری بوده و همچنین قبل از انقلاب انسجام زیادی در مراسم مذهبی وجود نداشت، اما دسته های مذهبی از مقابل مسجد مهدی القدم می گذشتند. حتی در دوران خفقان رضاشاه هم چراغ این مسجد خاموش نشده است. خود من اصالتاً اهل این محله هستم و از کودکی در دسته های عزاداری شرکت داشتم. اینجا همیشه محل تجمع مردم بوده و خیلی از مشکلات در این مسجد حل شده اند. رشد فرهنگی خوبی بعد از انقلاب در این مسجد شاهد بودیم و شبکه های بین المللی صدا و سیما، به پوشش خبری مراسم این مسجد می پردازند. مسجد توسط میراث فرهنگی ثبت معنوی شده و این باعث افتخار است.»

نذر جارو زدن مسجد

غنی زاده ادامه می دهد: «مردم نذر می کنند که اگر حاجت شان روا شد، بیایند و مسجد مهدی القدم را جارو بزنند. مردم نذر چای و قندشان را به ما می دهند و در مراسمات حاضر می شوند. برای دادن احسان در عاشورا و تاسوعا نوبت می گیرند و در تهیه ملزومات عزاداری هم یاورمان می شوند. بیش از ده هزار نفر در مراسم شبیه خوانی و عزاداری این مسجد حاضر می شوند. گاهی باید حداقل 5-6 هزار پرس غذا برای پذیرایی از عزاداران آماده کنیم. البته مسجد ما به هیچ جا وابسته نیست و بودجه اش کاملا خودگردان است. این یک نمود کاملا مردمی برای مسجدی است که در همه صحنه ها حضور دارد. علمای بزرگی به این مسجد آمده اند و با وجود کوچکی، مسجد رونق زیادی دارد.»

97060003

همسایگی با کلیسا

امام جماعت مسجد مهدی القدم می گوید: «همسایگی ما با این کلیساها خیلی شیرین است. باید بگویم که این مسجد متعلق به شیعیان نیست و مسیحیان و اهل سنت هم به آن ارادت دارند. مهدی القدم نماد عشق و محبتی است که مردم نسبت به ولایت و امامت دارند. اعتقاد داریم که امام زمان متعلق به شیعه نیست. اگر کسی مشکلی داشته باشد، لازم نیست مؤمن باشد و شیعه... اگر مسیحی و کلیمی هم باشد حتی، اگر یا اباصالح المهدی بگوید نیت اش برآورده می شود. اینکه مسیحیان اینقدر اعتقاد دارند، حتما یک چیزی دیده اند و شنیده اند. اینکه کسی برای خرج چای و قند عزاداران امام حسین و ابوالفضل(ع) کنیم، اعتقاد می خواهد. گاهی کسی غباری از محبت امام خودشان را در دل دارند اما برخی طوفان محبت در دل دارند و این، دین نمی شناسد.»

قسم حضرت عباس(ع)

در اینکه حضرت ابوالفضل(ع) دلهای شیعه را تسخیر کرده، شکی نیست. اما مهربانی ایشان نسبت به برادر و خانواده اش و نیز سربلندی اش در مقابل دشمن، دل مسیحیان را هم به لرزه درآورده است. غنی زاده در این باره می گوید: «هر کس وجود نازنین حضرت ابوالفضل(ع) کسی است که وقتی کسی او را صدا کرد، به کمک اش می آید، اقلیت های دینی توجه خاصی به ایشان دارند. قسم های بیشتر مردم به حضرت ابوالفضل(ع) و توسل شان نیز به ایشان است.»

نذری با حضور مسیحیان

غنی زاده که به چشم خود حضور هر ساله مسیحیان ارومیه در تهیه مقدمات نذری و مشارکت آنها را دیده، می گوید: مسیحی ها هر سال در پخت احسان مشارکت دارند، ما هم مجوز گرفته ایم که در مدرسه پیشداد این نذری ها را آماده کنیم. گاهی چندین احسان دهنده مسلمان و مسیحی با هم اقدام به دادن احسان می کنند. البته اجازه نمی دهند نامی از آنها برده شود و تمایل به مخفی ماندن این موضوع دارند. مردم عادی و روحانیون مذهبی آنها در مراسم مذهبی ما شرکت می کنند. آنها به این مسجد اعتقاد دارند و بر پایه این اعتقادات، به برگزاری هر چه بهتر مراسم کمک می کنند.»

یادواره شهدای مسیحی و مسلمان محله

«چندین سال است که یادواره شهدای مسلمان و مسیحی در این مسجد برگزار می شود. این محله 3 شهید مسیحی تقدیم وطن کرده است.» این را غنی زاده می گوید و ادامه می دهد: «با پدر یکی از شهدای مسیحی درباره مراسم صحبت می کردیم و ایشان گفتند من چقدر باید پول بدهم؟ گفتم که من برای پول پیش شما نیامده ام و می خواهم با شما هماهنگ کنم. او در جواب من، ماجرایی را گفت: من که بچه بودم، اشرار می خواستند پدر مرا بکشند. مادرم به مهدی القدم آمده، برای نجات پدرم دخیل شده و پدرم به طرز معجزه آسایی نجات پیدا کرده است. حالا وجود من وابسته به مهدی القدم است. شما هر چقدر پول بخواهید من برای رونق این مسجد می دهم. ایشان هر سال اصرار زیادی دارند که قسمتی از احسان مسجد را بدهند.»

97060002

کمک به تعمیر مسجد

امام جماعت مسجد مهدی القدم اضافه می کند: «مسجد را می خواهیم تعمیر کنیم تا علاوه بر صفای معنوی، از صفای ظاهری هم برخوردار باشد. تا به حال مسیحیان محله حدود 8 میلیون تومان به تعمیر مسجد کمک کرده اند. حدود 10 تا 12 سال است که چند مراسم شاخص در این مسجد داریم.»

حتی یک فرش هم خیس نشد

غنی زاده می گوید: «در برنامه هایی مثل جشن نیمه شعبان، مراسم عاشورا و تاسوعای حسینی، مراسم شهادت امام جعفرصادق(ع) که خیابان بسته می شود. خیابان را مفروش و مداحان بزرگی را دعوت می کنیم. در یکی از این مراسم که به مناسبت شهادت امام جعفرصادق(ع) برگزار شده بود و اتفاقاً فرش های گرانبهایی هم در خیابان پهن کرده بودیم، هوا بارانی شد. روی سر مؤذن زاده اردبیلی چتر گرفته بودیم و همه دعا می کردیم باران بند بیاید. اما باران همچنان بارید. در پایان فرش ها خیس نشده بودند، چون با وجود بارش باران، کسی از جایش برنخواسته بود. در یکی دیگر از دوره هایی که برای شهادت امام صادق(ع) برگزار شد، یکی از مسیحیان گفته بود همه هزینه چای و قند مراسم را بر عهده خواهد گرفت. یکبار هم که جشن شان با ماه محرم تلاقی داشت، طی نامه ای اعلام کردند که ما به احترام این ایام جشن نمی گیریم و تنها یک مراسم ساده برگزار می کنیم. ما هم در مراسم آنها شرکت کردیم.»

چرا از آقای ما نخواندی؟

منزلی متعلق به مرحوم «حاج رزاقی» در همسایگی ما وجود دارد که بچه های ایشان در اختیار مسجد قرار داده اند. وقتی احسان های کوچک -نسبت به عاشورا- داریم آنجا برگزار می کنیم. حاج داوود علیزاده از مداحان اردبیلی مدعو در مراسم عاشورای ما بود. بعد از اینکه مداحی اش تمام شد، به منزلی که در همسایگی مسجد است، رفت. او بعدها در یک برنامه تلویزیونی گفته بود: در آن خانه یک مرد مسیحی سراغ من آمد و گفت: «چرا در مداحی ات از آقای ما چیزی نگفتی؟» علیزاده که از لهجه آن مرد فهمیده از اقلیت هاست، خواسته بگوید که درباره حضرت عیسی(ع) چه باید می گفتم؟ که آن مرد پیشی گرفته و گفته: «آقای ما حضرت عباس است. از او چرا نخواندی؟» او در دوره دیگر که آمد، بیشتر از همیشه از حضرت عباس خواند.

ارسال احسان به خانه سالمندان مسیحی

در همین محله یک خانه سالمندان مسیحی وجود دارد. ما از احسان هایی که می شود، به آنجا می فرستیم. گاهی هم قربانی ها را به آنجا ارسال می کنیم. اگر امکانات بیشتری داشتیم بیشتر کمک می کردیم.

97060004

شبیه خوانی در مهدی القدم

تعزیه و شبیه خوانی هایی که در این مسجد انجام می شود، بیشتر از 10 هزار نفر بیننده دارند. شبیه خوانی یک مرثیه محسوس است. یک بار آتش تقی پور سر تمرین ما آمد و خیلی به این شبیه خوانی علاقمند شد. آنچه در این تعزیه ها جالب تر دیده می شود، احساس مردم نسبت به آن است. اتفاق افتاده که مردم بعد از مرثیه ایفاگر نقش شمر را کتک زده اند. با اینکه مردم می دانند او شمر نیست، اما تداعی آن لحظه برایشان سخت است. گاهی مردم تکه های نیمه سوخته خیمه ها را به تبرک برمی دارند. اخیراً هم در بعد از ظهر عاشورا، برنامه امان نامه اجرا می شود.

روایتی اشک بار...

«محمد بابایی» از سال 52 به این مسجد می آید. از سال 62 تا 85 فرمانده پایگاه مسجد و از سال 80 تا 85 هم رییس هیات امنای آن بوده است. اسامی امامان و ضریح مسجد را در یزد درست کرده و آورده اند. یک بار برای خرید موتور برق به خرید رفته بودیم. فروشنده حتی حاضر نشد 20 هزار تومان تخفیف بدهد. مجبور شدیم به او بگوییم برای مسجد می خواهیم. پرسید کدام مسجد و ما گفتیم مهدی القدم. گفت 120 هزار تومان تخفیف می دهم. بعد تعریف کرد: آن مسجد خواهر مرا نجات داده است. خواهرم آلزایمر داشت و به این مسجد دخیل بستیم تا شفا یافت.

یکبار در سال 61 که شبیه خوانی برگزار می کردیم، خانمی آمد و به من مبلغی پول داد و گفت: من چندین سال است که بچه دار نمی شوم. برایم دعا کنید. اگر صاحب اولاد شدم، هزینه خیمه های سال بعد را خواهم داد. او سال بعد برای ادای دین اش آمد. آن خانم مسیحی بود و 250 هزار تومان هزینه خیمه ها را داد.

یک خانم مسیحی -در دورانی که توزیع کالا از طریق مساجد بود- آمد و گفت: برای من یک آبمیوه گیری بنویسید. سرطان خون دارم و می خواهم آبمیوه درست کنم. ما هم نوشتیم و دادیم. گذشت و محرم شد. همه در صف ایستاده بودند که تبریک ببرند. او هم یک ظرف نایلونی داد دست من... گفت از غذاهایی که ته ظرف ها هم مانده بده من...

راوی از ته دل گریه می کند. اشک هایش که بند می آید، ادامه صحبت هایش را چنین می گیرد: آن زن شفا گرفته بود و همین دو-سه سال پیش به رحمت خدا رفت. به من هم «قارداش» می گفت... الله اکبر!

وقتی در سال 83 مسجد را تعمیر می کردیم، یکی از اهالی محله که در آمریکا سکونت دارد، به ایران آمده بود و برای تعمیر کلیسای همسایه مسجد پول خرج کرد. یکبار وقتی با همسرش از کنار من رد می شد، گفتم: موسیو مسجد هم خانه خداست. نمی خواهی آن را هم آباد کنی؟ بلافاصله یک چک 500 هزار تومانی به من داد. او هنوز هم قسمت قابل توجهی از هزینه های مراسم عاشورا را می دهد. یکبار هم وقتی به کربلا می رفتم، یکی از مسیحیان مبلغی را به من داد تا به ضریح امام حسین بیاندازم و بگویم: «یا امام حسین... آن مرد مسیحی شفایش را گرفته است.» اگر بخواهم بگویم، تا فردا می توانم مثال بزنم از دوستی مسیحیان محله با مسجد و مراسم عاشورا و تاسوعا... او باز هم اشک می ریزد و هق هق گریه می کند.

مسیحیان محله روایت می کنند

در میان سخنان ما با آقای بابایی، او به احترام مرد رهگذر بلند می شود و می گوید: با ایشان صحبت کنید که از مسیحیان قدیمی این محله است... آن مرد میانسال مسیحی به شرطی با ما مصاحبه می کند که هیچ نامی از او ثبت نشود. می گوید: «ما با تعامل تمام، در غم و شادی هم شریک شده ایم... این محله مظهر آرامش ادیان در کنار هم است. ما به کمک به دیگران اعتقاد داریم و دیدگاه شخصی افراد، دین او را تعیین می کند. نام دین ما، پیامبر ما و حضرت مریم در کتاب مقدس شما آمده است و در کتاب ما از دین شما... دین هر دوی ما آسمانی است و با احترام نسبت به هم زندگی کرده ایم. ما در این چند سال، شریک شده ایم در عزاداری های شما و مسلمانان هم در مراسم ما بنرهای تبریک و تسلیت داده اند و همراهی مان کرده اند. آنها در مشکلات هم همراه ما بوده اند و من دیده ام که مریض های ما همپای مسلمانان وارد دسته های عزاداری شده اند و شفا گرفته ام. یکبار هم دیدم که یکی از هم کیشان من فرزندش را وسط دسته عزاداری گذاشت و برایش شفا خواست. کسانی را هم می شناسم که به صورت مخفیانه به مسجد کمک می کنند. خود من و همسرم هر سال برنج های نذری را می بریم و خشک می کنیم. بعد آن را قاطی برنج های خشک یک سال مان می کنیم تا برکت به زندگی مان بیاید.»

عكاس: حسين واحدي

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google BookmarksSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در استانی

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.