فرهنگی - هم آوا - هم آوا http://hamavanews.com Tue, 16 Oct 2018 17:22:02 +0330 Joomla! - Open Source Content Management. Translated by JoomlaFarsi.com fa-ir تدوین سند موسیقی راهگشای مشکلات ما نیست http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/18137-تدوین-سند-موسیقی-راهگشای-مشکلات-ما-نیست.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/18137-تدوین-سند-موسیقی-راهگشای-مشکلات-ما-نیست.html تدوین سند موسیقی راهگشای مشکلات ما نیست

ندا سیجانی: این روزها موسیقی اندکی ناخوش احوال است و با مذاق هنرمندانی که سال‌ها دراین عرصه تلاش‌های جدی داشته‌اند سازگار نیست.

چرا که آنچه در مراکز آموزشی چون دانشگاه‌ها و هنرستان‌های موسیقی تعلیم داده می‌شود با آنچه امروز در جامعه می‌شنویم فاصله بسیاری دارد گویا آن عده هم که به‌صورت تخصصی موسیقی را دنبال می‌کنند به سوی موسیقی عوام پسند روی آورده‌اند و می دانند نبض بازار موسیقی مردم پسند می زند و دیگر موسیقی آکادمیک جایی در جامعه پیدا نمی‌کند. بزرگان موسیقی ایران مقصر تمامی این اتفاقات را نداشتن رسانه برای معرفی آثار موسیقایی می‌دانند؛ یکی از همین هنرمندان بزرگ استاد سید عبدالمجید کیانی هندی مدرس موسیقی ایرانی، نوازنده سنتور و از چهره‌های ماندگار است. از شاگردان داریوش صفوت و نورعلی خان برومند.هنرمندی که بیش از 120 پژوهش در عرصه موسیقی داشته و 22 کنسرت پژوهشی و تحقیقی برگزار کرده است همچنین به ردیف دستگاه موسیقی ایران تعصب بسیاری دارد. محجوبیت و مهربانی خاصی در چهره این هنرمند بزرگ نمایان است و با وجود علم و دانش بسیار همچنان متواضعانه برخورد می‌کند و هیچ ادعایی در موسیقی ندارد.مجید کیانی به تازگی ریاست گروه موسیقی فرهنگستان هنر را عهده دار شده است؛ هنرمندی که دارای نشان عالی دولتی در بخش فرهنگ و هنر کشور است وعضویت در شورای عالی یونسکو در ایران، مدیریت مرکز حفظ و پژوهش (حفظ و اشاعه) موسیقی ایران و همچنین مدیریت گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبا را در کارنامه خود دارد.گفت‌و‌گو با استاد مجید کیانی را درادامه می‌خوانید.

سال 77 فرهنگستان هنر راه‌اندازی شد و در آن زمان مسئولیت بخش گروه موسیقی فرهنگستان به مدت 10 سال برعهده شما بود. آن دوران پژوهش‌های بسیار خوبی در زمینه تولید، نشر و اجرای موسیقی انجام گرفت و بعد از آن با ریاست فرد دیگری تقریباً می‌توان گفت تمامی این بخش‌ها تعطیل شد تا به امروز، که با گذشت این سال‌ها بار دیگر بر مسند ریاست گروه موسیقی فرهنگستان هنر نشستید.آیا در دوره جدید آن برنامه‌ها باردیگر از سر گرفته خواهد شد؟

قبل ازهر چیزی بهتراست اشاره ای به اساسنامه فرهنگستان هنرداشته باشیم. درماده (1) این اساسنامه که بسیارمهم است آمده فرهنگستان هنر به منظور پاسداری از میراث فرهنگی و هنری اسلامی و ملی تأسیس شده است و وظایفی که در آن تعیین و تعریف می‌شود حمایت ازمحققانی است که درزمینه هنر فعالیت می‌کنند. در بخش گروه موسیقی که وظیفه آن به ما سپرده شده هنرمندان و محققانی که درزمینه موسیقی فعالیت دارند و دراین باره قصد انتشار کتاب یا دیگرآثاری هنری را دارند به شورای گروه موسیقی مراجعه کرده و با بررسی‌هایی که دراین شورا صورت می‌گیرد اگر آن کتاب نیاز به نامگذاری های جدیدترداشته باشند به صاحب اثر پیشنهاد می‌شود. وظیفه یا هدف دیگر فرهنگستان هنرسیاستگذاری است که باید در این باره با سایر فرهنگستان‌های هنر در کشورهای مختلف در ارتباط باشند و با کوشش و جست‌و‌جو به‌دنبال موسیقیدانانی باشند که در زمینه موسیقی ایرانی فعالیت می‌کنند وآن را به شورای تخصصی پیشنهاد دهند و آن فرد را به‌عنوان عضو افتخاری این فرهنگستان جذب کنند که البته این کار می‌تواند بسیار کار ساز باشد. اما دربخش موسیقی این فرهنگستان توجه ویژه ای هم به نسل جوانان داشته بخصوص جوانانی که امروزه درزمینه موسیقی‌های کلاسیک، دستگاهی، سنتی و نواحی فعالیت‌های بسیاری انجام می‌دهند و نیازبه حمایت‌های بیشتری دارند. بنابراین برای تشویق و حمایت جوانان سالن‌های خوب فرهنگستان هنر به‌صورت رایگان برای اجرای کنسرت در اختیار آنها قرار می‌گیرد.

به این دلیل که اکثریت سالن‌های موسیقی تهران با قیمتی بسیار بالا اجاره داده می‌شود و کسانی که می‌خواهند به‌صورت تجربی دراین زمینه کارکنند ناگزیر باید کارهایشان را به سمت موسیقی‌های مردم‌ پسند سوق دهند تا مخاطب بیشتری جذب کنند اما این گونه سبک کاری درسلیقه فرهنگستان هنرنبوده بلکه هدف فرهنگستان این است کسانی که درصدد برگزاری کنسرت هستند به فکر فروش بلیت بیشتر نباشند و تمرکز خود را برارائه کارهای فاخر قراردهند. در زمینه انتشار کتاب یا برگزاری همایش‌های بزرگ نیز باید بگویم که در دوره جدید فرهنگستان شاید نتوانیم به مانند دوره‌های گذشته این گونه برنامه‌ها را داشته باشیم چرا که با کمبود بودجه مواجه هستیم و تاکنون برنامه‌ریزی دراین باره صورت نگرفته است.

آیا کمبود نیرو‌های متخصص هم احساس می‌شود؟

خیر. بهتر است بگویم نیروهای متخصص بیشترهم شده‌اند.در دوره جدید تصمیم داریم در دو فضای کاری فعالیت داشته باشیم. نخست کارهایی را به تصویب برسانیم و انجام بدهیم که مربوط به فرهنگستان هنراست. به‌عنوان مثال پیشنهاد اجرای کنسرت در یکی از سالن‌های فرهنگستان. روال کاری به این صورت است که نمونه کار در شورای موسیقی فرهنگستان مطرح شده و آنها تصمیم گیرنده هستند که این کارضعیف است نباید اجرا شود یا نیاز به تلاش بیشتری دارد. بخش دیگر کارهایی است که دراساسنامه به آن اشاره شده یعنی حفظ میراث فرهنگی و هنری. همان‌طور که می‌دانید هنر ما بخصوص موسیقی ایران طی 200 سال گذشته مورد آسیب‌های جدی قرارگرفته و این آسیب‌ها بایستی شناسایی شده و برای برطرف شدن آن کارشناسی‌های بیشتری صورت بگیرد. البته به موسیقی نواحی آسیب چندانی وارد نبوده چرا که موسیقی نواحی، موسیقی روایتی است و به‌صورت شفاهی و سینه به سینه ضبط و منتقل می‌شود. درموسیقی کلاسیک نیز به‌دلیل ارتباط گسترده با اروپا و امریکا رپرتوارهای مشخصی وجود دارد و به همین دلیل کوچکترین آسیبی مسیر آن را به سمت موسیقی پاپ کلاسیک تغییرمی دهد. بنابراین این آسیب‌ها بیشتر متوجه موسیقی دستگاهی است. موسیقی ملی ما بسیارغنی است به مانند دستگاه‌ها و گوشه‌های موسیقی و با کمی مطالعه خواهید دانست که ریشه‌های موسیقی ملی ایران به دو یا سه هزارسال قبل برمی گردد منتهای مطلب درفرهنگ شفاهی ذکر شده است. بنابراین‌موسیقیدان‌های این نوع سبک موسیقی چون با فرهنگ موسیقی کلاسیک آشنا هستند برای پیشرفت و ارتقای کارتصمیم می‌گیرند موسیقی قوی‌تر و به قول معروف امروزی‌تر ارائه بدهند که البته در برخی مواقع این کار اتفاق افتاده اما متأسفانه اغلب اوقات این موسیقی‌ها دچار صدمه می‌شوند به این خاطر که این نوع سنت‌ها بسیار حساس است و بایستی با شناخت کافی به آن بپردازیم.

به‌ نظرشما درحال حاضر کدام بخش از موسیقی ایران صدمه بیشتری دیده و نیازبه ترمیم و توجه بیشتری دارد و از طریق فرهنگستان هنربه آن خواهید پرداخت؟

معمولاً درعرصه هنر افرادی هستند که دلسوز وحافظ فرهنگ اند یا هنرهایی وجود دارد که بدون نیاز به مؤسساتی چون فرهنگستان هنر کارخود را بدرستی انجام می‌دهند، بنابراین دراین زمینه مشکلی وجود ندارد، اما هرهنرمند یا محقق نیاز به حمایت دارد چرا که پرورش و حفظ هنرهای اصیل و ماندگار بازده اقتصادی چندانی ندارد. یک نویسنده سال‌ها وقت خود را درنوشتن کتابی ارزشمند در زمینه موسیقی می‌گذارد اما زمانی که به مرحله چاپ می‌رسد یا باید خود دارای سرمایه‌های آنچنانی باشد یا برای ناشری که کار را منتشر می‌کند منفعت مالی داشته باشد ولی چون این آثاردرزمینه موسیقی پژوهشی یا تخصصی است و گرایش مردم‌پسند ندارد کمتر مورد توجه ناشران قرارمی گیرد. در نتیجه بایستی ارگان‌هایی چون وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، حوزه هنری و فرهنگستان هنر با بررسی و کارشناسی آنها را به چاپ برسانند یا آنکه حمایت بیشتری ازناشران صورت بگیرد و بخشی از تیراژ کار را بر‌عهده بگیرند.

البته گروه موسیقی فرهنگستان هنردخالتی در سازمان‌ها یا دیگرنهادها ندارد بلکه وظیفه‌اش بررسی و کارشناسی است. به‌طور مثال موضوع نارسایی‌های موسیقی در آموزش و پرورش را در شورای گروه مورد بررسی قرار می‌دهد و اینکه چه راهکاری برای سامان یافتن وضعیت موسیقی در دبستان‌ها و دبیرستان‌ها انجام شود؛ بعد از آن در راستای حرکت رو به جلوی آموزش موسیقی پیشنهادهایی را مطرح می‌کند. البته اگر به این همکاری‌ها وپیشنهادها ترتیب اثربدهند قطعاً شرایط هنروموسیقی ما خیلی بهترخواهد شد اما تا آنجا که می‌بینیم وقعی نمی‌ گذارند گویا تنها برای خودمان زحمت می‌کشیم.

آیا پیش ازاین هم تعاملی با آموزش و پرورش یا صداوسیما وجود داشته است؟

خیر.البته قابل پیش‌بینی است ومی‌دانیم طرح چنین پیشنهادهایی اجرایی نخواهد شد. به‌عنوان مثال در شبکه‌ای چون «آموزش» همه نوع مباحث مطرح می‌شود جز صحبت در زمینه موسیقی و اینکه سازها چه کاربردی دارد! این کار برای شناخت بهتر مردم است تا بدانند چه نوع موسیقی را گوش بدهند. ایرانی‌ها طالب معنویت و موسیقی خوب شنیدن هستند. آنها باید بدانند این نوع موسیقی برای تفریح و تفنن بوده و این نوع موسیقی برای شنیدن و ارتقای فکری. سال‌ها قبل یعنی دوران ریاست آقای علی لاریجانی در صدا و سیما؛ با مدیران گروه‌های «شبکه چهار» و «شبکه آموزش» این پیشنهادها را مطرح ‌کردم و اتفاقاً استقبال هم شد اما امکان اجرایی شدن آن وجود نداشت. پیش از انقلاب مرکزی با عنوان «حفظ و اشاعه موسیقی» در رسانه ملی وجود داشت و جوانان بسیاری که در زمینه موسیقی دستگاهی – ردیف فعالیت می‌کردند جذب این مرکز شدند اما متأسفانه امروز این چنین مراکزی وجود ندارد. بعد از انقلاب هم این مرکز بازگشایی شد و جوانان بسیاری جذب شدند. به‌عنوان مثال اعضای گروه موسیقی «سپهر» که راه‌اندازی کرده‌ایم عضو پیوسته این مرکز بودند و فعالیت داشتند اما متأسفانه مدیران بعدی نتوانستند ارزش کار را تشخیص بدهند.

در آموزش و پرورش هم وضع به همین منوال است و امیدی نیست، درصورتی که آموزش موسیقی در مدارس بسیارمهم است. بنابراین سعی می‌کنیم خودمان مقاله بنویسیم، همایش برگزار کنیم و دیگر کارهای فرهنگی و هنری. البته درست نیست ما هنرمندان که به کارموسیقی می‌پردازیم امیدی نداشته باشیم.

این تعامل با وزارت فرهنگ و ارشاد به چه صورت است؟

بهتراست با مثالی ازجشنواره ملی موسیقی جوان در این مورد صحبت کنیم؛ جشنواره ای که در این سال‌ها بسیار موفق عمل کرده و از داوران بسیارخوبی دعوت شده‌است.اما متأسفانه بعد از جشنواره شرکت‌کنندگان کاملاً به حال خود رها شده و فضایی برای جذب وهدایت کار وجود ندارد. این جوانان با شوق بسیاردراین جشنواره‌ها شرکت می‌کنند و در زمان داوری تلاششان براین است که اجراهایی درست از یک موسیقی اصیل ایرانی ارائه بدهند اما وقتی کار در جشنواره به پایان می‌رسد (اختتامیه) می‌بینیم که موسیقی آنها همچنان آسیب‌های قبلی خود را حفظ کرده است یعنی در زمان داوری موسیقی هنری اجرا می‌کنند و در روی صحنه یک موسیقی بازاری و تفننی ارائه می‌دهند. این درحالی است که باید از نسل آینده موسیقی ایران بدرستی حمایت شود و بخشی از این حمایت به فرهنگستان هنر بر‌می‌گرد که با بررسی آثارو اجراهای جوانان، دستور العمل یا راهکارهای خود را به ارشاد منتقل می‌کند و درآنجا به بحث و بررسی گذاشته می‌شود.

چند سالی است که قرار است در شورای عالی انقلاب فرهنگی سند موسیقی ایران به تدوین برسد، آیا شما با اصل این موضوع موافق هستید و اینکه گروه موسیقی فرهنگستان هنر اعمال نظر و پیشنهادی خواهد داشت؟

نکته‌ای که به اعتقاد من باید مورد توجه قراربگیرد این است که انواع موسیقی کارشناسی از یکدیگر تفکیک شود که متأسفانه امروز این تفکیک وجود ندارد ونوعی از پدیده‌ها وسر و صداها به‌عنوان موسیقی شناخته می‌شود. این درحالی است که موسیقی سنتی و پاپ انواع مختلفی دارد. به‌طور مثال یک نوع موسیقی سنتی وجود دارد که برای تفریح و تفنن است و در همین دستگاه‌ها موسیقی نواخته می‌شود، نوع دیگرموسیقی سنتی برای نوحه‌ها و ایام عزاداری‌ ساخته می‌شود که البته امروزه این نوع موسیقی‌ها کمتربه گوش می‌رسد. نوع دیگر، موسیقی سنتی است که در جشن‌ها به‌کار می‌رود با همان دستگاه‌های موسیقی که البته شعرهای عامه‌پسند دارد و به نوعی می‌توان موسیقی روحوضی تعریف کرد. بخش دیگر موسیقی‌ای است که حالت ادیبانه و عالمانه دارد اما چون در این بخش تفکیکی صورت نگرفته با بخش‌های دیگر موسیقی سنتی ترکیب شده است درنتیجه در زمان قضاوت به مشکل برمی‌خوریم و آن را یک موسیقی بی‌ارزش می‌نامیم اما اگر در این موسیقی‌ها تقسیم‌بندی صورت بگیرد مسئولان آشنایی و قضاوت بهتری خواهند داشت. گوش دادن به موسیقی عالمانه و ادیبانه نیاز به شناخت و آموزش دارد و صدا و سیما بستری مناسب برای این امر است اما متأسفانه چه قبل و چه بعد از انقلاب این اتفاقات و سردرگمی‌ها برای مخاطب ایرانی بوده است.اما وقتی خوب نگاه می‌کنیم می‌بینیم که بعضی از این راهکارها در فرهنگ ما حل شده و مورد قبول بوده اما برخی افراد آن را قبول ندارند و با هیچ سند و مدرکی هم نمی‌توان ثابت کرد این نوع موسیقی ایرادی ندارد. بنابراین به نظر می‌رسد با وجود این مسائل تدوین سند موسیقی هم نمی‌تواند راهگشای مشکلات موسیقی باشد و با این وضعیت ضمانت اجرایی هم ندارد.

در فرهنگستان زبان تعامل و ارتباط با دیگر کشورها وجود دارد. آیا در فرهنگستان هنر کشورهایی که قرابت فرهنگی با موسیقی ایران دارند این تعامل خواهد بود.

بله و می‌تواند جزو وظایف فرهنگستان هنر باشد. چه بسا که در گذشته هم به همین صورت بود و هنرمندانی از سایر کشورها به ایران دعوت می‌شدند و همچنین محققان بسیاری از اروپا و امریکا به ایران آمدند در حال حاضر هم پرداختن به این موضوع جزو برنامه‌های ماست.

نکته دیگر اینکه در فرهنگستان زبان دایرةالمعارف جامع و کامل برای زبان وجود دارد اما تا به امروز دایرةالمعارف جامعی در حوزه موسیقی نداشته‌ایم. آیا این موضوع هم بررسی خواهد شد؟

بله، این موضوع هم می‌تواند جزو وظایف فرهنگستان هنر باشد که البته باید با معاون پژوهشی در میان گذاشته شود. تدوین یک دایرة المعارف در زمینه موسیقی کار چندان مشکلی نیست محققان بسیار خوبی درکشورمان حضور دارند که باید ازآنها دعوت به عمل آید و با تشکیل یک شورا با حضور استادان بزرگ موسیقی، محققان وحتی نمایندگانی ازفرهنگستان، انجمن موسیقی و صدا و سیما یک کتاب خوب و جامع در زمینه موسیقی منتشر شود.البته اجرای این کار تنها به فرهنگستان هنر خلاصه نمی‌شود بلکه دیگر نهاد‌ها هم باید همکاری‌های لازم را داشته باشند.

برای انتشار یک نشریه تخصصی درخصوص موسیقی چه برنامه‌هایی دارید؟

پیش ازاین یعنی همان سال‌های ابتدایی تشکیل فرهنگستان هنر نشریاتی تخصصی در زمینه موسیقی وجود داشت حال باید دید در بازگشایی جدید فرهنگستان هنر چه امکاناتی در اختیار ما قرار می‌گیرد.

جدا از صحبت‌های جامع و کامل شما در خصوص فعالیت در فرهنگستان هنر، کمی هم از تلاش‌هایتان در زمینه موسیقی ردیف دستگاهی بگویید؛ تعصبی که در زمینه ردیف موسیقی ایرانی داشتید. آیا همچنان این نگاه وجود دارد یا امروزه به نوگرایی در موسیقی هم توجه می‌کنید؟

تعصب صفتی است که می‌تواند مثبت یا منفی باشد اما در جایگاهی مثبت قلمداد شود که حفاظت‌کننده باشد به مانند میراث فرهنگی که می‌خواهیم حفظ شود و از بین نرود مانند نگارگری، معماری، خوشنویسی و کسانی که برای حفظ این نوع فرهنگ کار می‌کنند. دلیلی وجود ندارد که با نوآوری و با کسانی که در زمینه موسیقی تجربی کار می‌کنند مخالف باشیم در جایی اشکال وجود دارد که آن شخص بگوید موسیقی سنتی و ردیف دستگاهی فسیل شده و باید کنار گذاشته شود آنگاه ما موظف هستیم که از این موسیقی دفاع کنیم. من در این سال‌ها تلاش کردم موسیقی قدما را حفظ و ارائه بدهم و توانسته‌ام با سنتور که ساز تخصصی‌ام است در این مسیر کوشش‌هایی داشته باشم. به‌عنوان مثال مضراب سنتور باید بدون نمد باشد یا خیر و اینکه برای شفاف بودن صدای ساز موسیقی باید در محدوده 5-4 نت اجرا شود و در اکتاوهای مختلف گسترش نیابد اما با کسانی که قطعات موسیقی خود را در اکتاوهای دیگر می‌سازند بگوییم با موسیقی روز مخالفت داریم.هر هنرمندی آزاد است نوآوری کند منتهای مطلب به گفته استادم نورعلی خان برومند «هرکاری که اصیل و درست باشد ماندگار می‌شود و اگرغیر این بود تاریخ آن را حذف خواهد کرد». بنابراین اگر این کارها در چارچوب‌ موسیقی ردیف دستگاهی تعریف شده باشند خود به خود جزو یک رپرتوار قرار می‌گیرد.

با گذشت این همه سال و ورود تکنولوژی و تغییر ذائقه هنری جامعه آیا به نظر شما ضرورت دارد در ردیف‌های موسیقی هم یک بازنگری یا تغییر و تحول ایجاد شود؟

موضوع مهم و مورد بحثی است. با این یک مثال به این مسأله ورود می‌کنم. زبانی که با آن صحبت می‌کنیم زبان جدیدی نیست و به صدها سال گذشته برمی‌گردد ولی ما امروز همچنان با آن زبان صحبت می‌کنیم و ارتباط برقرارمی‌شود. موسیقی دستگاهی ما هم یک موسیقی شفاهی و روایتی است و زبان موسیقی ماست منتهی با نغمه‌های صوتی. این موسیقی با کلام ارتباطی ندارد بجز آنجا که خواننده به ناچار برای اجرای موسیقی از کلام استفاده می‌کند و به مانند زبان فارسی نیاز به واژه‌های زبان فارسی و دستورزبان است. در اجرای موسیقی هم باید واژه‌های این نوع موسیقی را بشناسیم اما اگر این الگوهای زبانی وجود نداشته باشد از طریق واژه‌ها نمی‌توانیم صحبت کنیم بلکه نیازمند دستور زبان و رعایت اصول جمله‌بندی است.

ما واژه‌‌ها را می‌آموزیم و الگو قرار می‌دهیم که کارمان ادیبانه باشد و برای این کار باید آثار ادبی را بیشتر مطالعه کنیم چون به‌طور مثال می‌خواهیم یک نویسنده ادبی باشیم نه یک روزنامه‌نگار. حال باید دید می‌توان گامی فراتر نهاد! این کاربه ذوق، معلومات و حس خوب ما برمی گردد. ما زبان موسیقی یا همان ردیف‌ها را از بزرگانی چون میرزا عبدالله یا آقا حسینقلی الگوبرداری می‌کنیم و هیچ کپی‌برداری هم در کار نیست چون این موسیقی به‌صورت شفاهی منتقل شده است و در زمان اجرا به‌صورت بداهه روی صحنه می‌رود منتهای مطلب در بداهه نوازی باید از فرهنگ خود و دستور واژگان‌ موسیقی استفاده کرد تا زبان موسیقایی ملی خودمان را که به آن ردیف می‌گوییم حفظ کنیم. وقتی‌ سازی نواخته می‌شود برای همین امروز تولید می‌شود و چون شناختی روی آن نیست این سؤال پیش می‌آید که همان چیزهای قبلی را تکرار می‌کنیم در صورتی که هیچ‌کدام از اینها تکرار نیست و به‌صورت بداهه خلق می‌شود و واژگان دستوری آن پایه‌های اصلی موسیقی هستند. برای همین است که نیاز به شناخت و آگاهی درموسیقی باید وجود داشته باشد که متأسفانه این شناخت درخیلی از هنرمندان ما وجود ندارد، درحالی که باید این موسیقی را با یک موسیقی دیگر ترکیب کنیم تا موسیقی جدیدی خلق شود کاری که صد سال پیش یا پیشتر کلنل علینقی وزیری برای پیشرفت موسیقی ما انجام داد. او براین نظر بود که در موسیقی ایران باید نوآوری وجود داشته و موسیقی به‌صورت ارکسترال و دارای هارمونی باشد و برای این کار از موسیقی کلاسیک غرب الگوبرداری کرد. اما این تئوری موسیقی که ما ایرانی‌ها انجام می‌دهیم در هزار سال پیش انجام شده و برای پیشرفت موسیقی امروز مناسب نیست و باید از تئوری موسیقی کلاسیک غرب بهره برده و آن را در موسیقی ملی به‌کار ببریم. دراینجاست که متوجه می‌شویم کلنل وزیری برای ضرورت تاریخی به این ابتکار جدید دست یافت تا نیازهای کنونی از نظر ارکسترال و هارمونی بودن برطرف شود این یک موسیقی علمی و متفکرانه است نه تفریح و موسیقی مردم پسند .

بنابراین اصل کار او معرفی موسیقی جدی بوده و شاگردان خوبش چون روح‌الله خالقی و دیگران این مسیر را ادامه دادند. مسأله این است که یک عده از این تفکر سوء‌استفاده کردند و آن موسیقی را به‌صورت تفننی و بازاری و بهتر است بگوییم عامه‌پسند ارائه می‌دهند و می‌گویند این یک نوع موسیقی است بر‌اساس مکتب وزیری ولی دیگر علمی و جدی نیست. در نتیجه موسیقی را به انحراف می‌کشانند و این انحراف ممکن است مورد انتقاد ما قرار بگیرد و وقتی به‌صورت علمی پاسخ داده می‌شود براین نظر هستند که ما ضد تفکر وزیری صحبت می‌کنیم و این نتیجه حاصل می‌شود که هنرمندانی که در رادیو یا رسانه‌های عمومی فعالیت دارند چاره‌ای ندارند که کارهایشان را به‌صورت مردم‌پسند ارائه بدهند وگرنه مخاطبی نخواهند داشت؛ اتفاقی که گریبانگیر جوان‌ها هم شده است و باید قبول کنیم این نوع موسیقی‌ها، موسیقی پاپ سنتی یا پاپ نواحی یا پاپ مذهبی است و وقتی آنها را نقد می‌کنیم و می‌گوییم شما یک هنرمند مردم‌پسند هستید ناراحت می‌شوند در حالی که این افتخاری است. من به شخصه علاقه‌مندم موسیقی ای تولید کنم که میراث فرهنگی و ادیبانه من را حفظ کند دیگر کاری ندارم که مردم می‌پسندند یا خیر.

اما اغلب مردم در کنار زبان مادری دیگر زبان‌ها را هم آموزش می‌بینند پس در فرهنگ ما هم این امکان وجود دارد؟

بله و چقدرخوب است که علاوه بر موسیقی دستگاهی و نواحی به موسیقی سایر کشورها هم توجه کنیم. هر کشوری دارای فرهنگ ملی است به مانند آسیا، خاور دور چون ژاپن، چین و هند.

پس با این حساب تلفیق‌هایی که تا به امروز صورت گرفته اشتباه بوده است؟

خیر، درست است منتها در بخش موسیقی مردم‌پسند، اما در بخش موسیقی جدی ضعیف هستیم. در حال حاضر هم موسیقیدان‌هایی هستند که در این زمینه کار می‌کنند ولی در بین مردم شناخته شده نیستند. اصولاً یکی از خصوصیات هنرهای اصیل این است که فراگیری ندارد.

اشاره کردید حدود صد سال پیش کلنل وزیری بنابر موقعیت جامعه آن روز تصمیم گرفت در موسیقی ایرانی نوآوری ایجاد کند در حال حاضر با گذشت این همه سال آیا در جامعه امروز ما این نوگرایی احساس می‌شود؟

بله، آنهایی که می‌خواهند می‌توانند کار نو و آوانگارد ارائه بدهند. اگر کاری با اصول درست تولید شود قطعاً در تاریخ موسیقی ماندگار می‌شود در غیر این صورت از بین می‌رود، ردیف موسیقی همیشه می‌ماند چون ریشه در یک فرهنگ دارد که همیشه بوده مثل شعر حافظ، اما امروز شاعرانی هم هستند که شعرنو یا سپید می‌گویند آیا همه آنها ماندگار شدند؟ استادان موسیقی هم تا آنجا که از دستشان برمی‌آمده دراین زمینه تلاش کرده‌اند اما جایی برای معرفی آثار آنها نیست.

درحال حاضر در فرهنگستان هنر چه تصمیمی دارید؟ ردیف را بیشتر معرفی کنید یا نوگرایی در موسیقی را؟

تصمیم داریم انواع موسیقی و اجراهای خوب را معرفی کنیم نظردیگر گروه‌های موسیقی هم قابل احترام است و اعتراضی ندارم.

چرا این همه پژوهش و تحقیق در عرصه موسیقی ایران داشته‌اید؟ به‌دنبال اثبات چه چیزی بودید؟

کار اصلی‌ام نوازندگی سنتوراست و بیشترعلاقه‌مندم موسیقی اجرا کنم اما از آنجا که در ارائه موسیقی جدی، مخاطبانم شناختی از آن ندارند و آن را یک تفریح و تفنن می‌دانند مجبورم در مورد آن اطلاع‌رسانی ‌کنم و این نیازمند تحقیق و پژوهش است به همین خاطر طی این همه سال تحقیق کردم و کتاب نوشتم اما این امر باعث شد که جامعه من را به‌عنوان یک پژوهشگر بشناسد و چندین جایزه هم به‌عنوان پژوهشگر موسیقی دریافت کرده‌ام در حالی که دلم می‌خواهد این تشویق‌ها و جوایز برای نوازندگی‌ام باشد. من پژوهشگر و محقق نیستم موسیقی که اجرا می‌کنم نیاز به شناخت دارد.

ساز سنتور قرار است به اسم چینی‌ها در یونسکو ثبت ‌شود، چه تلاشی برای ثبت این ساز درایران خواهید داشت؟

چینی‌ها مدارکی دارند که قدمت سنتور را به هزار یا دو هزار سال می‌رساند اما در متون ما نشانه‌هایی از این ساز نیست یا ذکر نشده. آخرین اطلاعات در مورد قدمت ساز سنتور به اواخر دوره صفویه برمی‌گردد. استادان شرق‌شناس معتقدند که منشأ موسیقی مشرق‌زمین ایران است ولی از آنجا که سنتور ایران ویژگی‌های خاصی دارد امکان ثبت آن به‌عنوان میراث ملی وجود دارد.

منبع: ايران

  • مجيد كياني
  • موسيقي
  • سند
  • راهگشا
  • مشكلات
    ]]>
    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Mon, 15 Oct 2018 12:14:45 +0330
    حسین زمان بعد از ۱۶ سال مجوز گرفت http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/18123-حسین-زمان-بعد-از-۱۶-سال-مجوز-گرفت.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/18123-حسین-زمان-بعد-از-۱۶-سال-مجوز-گرفت.html حسین زمان بعد از ۱۶ سال مجوز گرفت

    حسین زمان، بعد از 16سال غیبت سرانجام برای سه ترانه از 9 ترانه‌ای که به دفتر موسیقی ارائه داد، مجوز گرفت.

    به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از ایلنا، حسین زمان (خواننده ممنوع‌الفعالیت موسیقی پاپ) می‌گوید پس از 16سال غیبت و عدم برگزاری کنسرت و انتشار آلبوم و عدم شرکت در برنامه‌های تلویزیونی سرانجام توانسته است برای سه ترانه از 9 ترانه‌ای که به دفتر موسیقی ارائه کرده است، مجوز بگیرد.

    زمان در اینستاگرامش نوشت: «با تلاش زیاد و البته مساعدت آقای ترابی مدیرکل واحد موسیقی وزارت ارشاد که به بنده خیلی محبت داشته‌اند تاکنون توانسته‌ام مجوز سه ترانه از 9 ترانه‌ای که برای مجوز انتشارشان به ارشاد داده‌ام را بگیرم. هنوز برای چند ترانه دیگر از طرف برخی عوامل مقاومت می‌شود. چنانچه مجوز باقی ترانه‌ها داده شود برای اجرای زنده اقدام خواهم کرد و امیدوارم این اتفاق بیافتد.بعد از شانزده سال محرومیت، کار سختی پیش رو دارم. تهیه‌کنندگان کنسرت و اسپانسرها ریسک برگزاری کنسرت برای فردی مثل من را با مسائل و مشکلات و حواشی که در موردم وجود داشته به سختی می‌پذیرند. بدون حمایت اسپانسرها، من، خود از عهده هزینه‌ها برنمی‌آیم. از طرف دیگر اصلا علاقه ندارم با فروش بلیت‌های گرانقیمت روی صحنه بروم. می‌خواهم اکثر مردم از اقشار مختلف بتوانند در اجراهای من شرکت کنند. واقعیت تلخ دیگر که از بیان آن نگرانی ندارم این است که غیبت شانزده ساله و عدم برگزاری کنسرت و انتشار آلبوم، عدم شرکت در برنامه‌های تلویزیونی و نداشتن فرصت و توان مالی در تولید و انتشار کارهای قابل توجه طی شانزده سال گذشته نه من را از مردم ولی مردم را از من دور کرده و البته گله و شکوه‌ای از این بابت ندارم. حال این سوال برایم مطرح است که آیا برای اجراهای زنده مخاطبان لازم را دارم؟ سوال دیگر که برایم وجود دارد این است که با توجه به فضای موسیقی امروز و اصرار من در حفظ سبک کاری خودم آیا می‌توانم از عهده مخاطبان و خواسته‌هایشان برآیم؟به هر حال دوست داشتم با توجه به پرسش بسیاری از دوستان درباره اجراهای زنده احتمالی من در آینده واقعیت‌های پیش رویم را برای ایشان بازگو کنم.با همه اینها آرزویم رفتن روی صحنه و دیدن شما عزیزان در اجراهای زنده‌ام است. در تلاشم تا اگر مساعدت کنند اولین اجرایم را به صورت خیابانی و رایگان تقدیم نمایم. به امید دیدار.»

    • حسين زمان
    • مجوز
    • خواننده
    • ممنوع الكار
    • وزارت ارشاد
      ]]>
      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Mon, 15 Oct 2018 11:05:15 +0330
      خشم و هیاهو http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/18089-خشم-و-هیاهو.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/18089-خشم-و-هیاهو.html خشم و هیاهو

      مهرداد رهسپار کوشکی: روز‌های ناخوش تئاتر ایران هر روز با داستانِ تازه‌ای روبه‌روست و در تازه‌ترین اقدام هم گزارش‌های به دست آمده حاکی از آن است که مدیران سالن‌های نمایش نیز در آنچه روی صحنه تماشاخانه‌شان می‌رود، نمی‌توانند بی‌تفاوت باشند و مسئولیت‌هایی در این زمینه متوجه آنان است.

      حتی خبر می‌رسد که در این زمینه تعهد‌هایی نیز گرفته شده و چند تماشاخانه‌دار التزام‌هایی را در این زمینه برای ادامه فعالیت‌شان داده‌اند.

      خبرگزاری دانشجویان ایران گزارش داده است، اداره کل هنر‌های نمایشی در ابلاغیه‌ای بر شمار مسئولیت‌های مدیران سالن‌های نمایش تأکید کرده و رعایت موارد متعددی را به آنها توصیه کرده است. بخشنامه‌ای که جزئیات آن هنوز منتشر نشده است و تنها در اختیار مدیران سالن‌ها قرار گرفته است؛ اما اظهار نظر تنی چند از مدیران سالن‌ها درباره این ابلاغیه نشان از فراخ‌تر شدن دایره مسئولیت تماشاخانه‌دارهاست بر آنچه در صحنه نمایش رخ می‌دهد.

      مهدی علی‌نژاد مدیر تماشاخانه «مهرگان» دراین باره به «ایران» می‌گوید: «در چند وقت اخیر بویژه پس از اتفاقاتی که در پی انتشار تیزرهای نمایش «رؤیای شب تابستان» در فضای مجازی و به‌دنبال آن، بازداشت موقت کارگردان و مدیر سالن تئاتر شهر رخ داد، بعضاً سختگیری‌هایی در حوزه‌های مختلف دایره فعالیت‌های ما به وجود آمده و حتی پروسه صدور مجوز را هم تحت‌الشعاع قرار داده است. خود من برای سه نمایشی که اکنون اجرا داریم، چند تعهد کتبی داده‌ام و مرکز هنرهای نمایشی بواسطه فشارهایی که روی خود می‌بیند، سعی می‌کند مو را از ماست بکشد و خود را ملزم می‌بیند حواسش برای هر قدمی که برمی‌دارد، جمع باشد.»

      ضوابط «نظارت بر نمایش و صدور پروانه» مصوب بیستم اردیبهشت‌ماه 1379 مصوب شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، هیچ مسئولیت حقوقی را در اجرای نمایش‌‌های مختلف متوجه مدیران سالن‌های نمایش نمی‌داند. تبصره یک این مصوبه اعلام می‌دارد: «مادام که در تهران، مرکز هنرهای نمایش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مسئولیت نظارت بر تالارهای نمایشی دولتی و غیردولتی را برعهده دارد، شورای مرکزی نظارت بر نمایش عهده‏‌دار صدور پروانه خواهد بود.» در ادوار مختلف هم پس از اینکه اثری مورد بازبینی قرار گرفت و از اداره کل هنر‌های نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره کل مجوز اجرا گرفت، مسئولیت حقوقی مجوز صادر شده با آن اداره است و مدیران سالن‌ها الزامی به گزارش تخلف‌های احتمالی هنگام اجرا به آن نهاد ندارند، اما آنچه اکنون رقم می‌خورد، پیش گرفتن سیاست‌های مدون در این زمینه و تمهید‌هایی است که عملاً الزام‌ها و مسئولیت‌ها و تعهد‌های حقوقی را برای مدیران سالن‌ها به همراه خواهد داشت. این اقدام طبعاً با مصوبه‌های کنونی نیز در تضاد است و در صورت نیاز، با بازنگری در قوانین ارزشیابی و نظارت، نیازمند آن است که نظام ضوابط و قوانین جدیدی تبیین و تشریح شود.

      برای روشن شدن این بخش از چیستی و چگونگی مسئولیت‌ها، به سراغ امیر حریری، مدیر سالن نمایش مولوی رفتیم و موضوع را با او در میان گذاشتیم. حریری با تأکید بر مسئولیت‌های تفویض شده می‌گوید:«طبعاً نباید مسئولیتی در قبال محتوای نمایش‌ها برعهده مدیران سالن باشد، زیرا آنها نه اهرم و نه ابزار اعمال قانون را دارند و نه اینکه قانون چنین اختیاری به آنها می‌دهد. در همه این سال‌ها الزامی بر گزارش تخلف‌های احتمالی هنگام اجرای نمایش‌‌ها بر شورای ارزشیابی و نظارت اداره کل هنر‌های نمایشی نبوده است.» البته این فعال هنر‌های نمایشی از ارائه بخشنامه‌ای الزام‌آور از سوی اداره کل هنر‌های نمایشی به مدیران سالن‌ها ابراز بی‌اطلاعی کرد و گفت:«تنها اتفاقی که اخیراً رخ داده، پیرو رویه پیشین فهرستی از موضوع‌های حساسیت‌برانگیز است که ارائه کرده‌اند و تأکید داشته‌اند که هنگام اجرا به این موارد توجه شود. حال آنکه این‌ها صرفاً در حد تأکید و توصیه است و عملاً مدیران سالن‌ها ابزار و امکانی برای اعمال قانون در اختیار ندارند.»

      محسن امیری، مدیر شورای کل ارزشیابی و نظارت بر نمایش، تیر‌ماه از اقدام‌های این شورا برای تهیه آیین‌نامه‌ای برای بازنگری قوانین و شیوه‌نامه‌ها در نظارت بر تئاتر خبر داد و وعده داد، بزودی این کار به انجام برسد و این آیین‌نامه پس از تأیید و تصویب مدیر‌کل هنرهای نمایشی و معاونت هنری، معاونت حقوقی و شخص وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، برای تصویب نهایی به شورای‌عالی انقلاب فرهنگی ارسال شود. البته بعد از گذشت قریب به دو ماه از جزئیات اقدام‌های انجام شده در این زمینه خبری نیست و تلاش‌های گزارشگر «ایران» برای گفت‌وگو با این مقام مسئول تا لحظه تنظیم گزارش راه به‌جایی نبرد.

      برخی از فعالان عرصه نمایش اقدام‌های صورت گرفته در افزایش مسئولیت مدیران سالن‌ها و مؤاخذه کردن و تعهد گرفتن از آنها را متأثر از اتفاقاتی می‌دانند که برای نمایش «رؤیای شب تابستان» افتاده است؛ اما همزمانی این اتفاق و تلاش شورای ارزشیابی و نظارت اداره کل هنر‌های نمایشی برای بازنگری در قوانین و شیوه‌نامه‌ها در نظارت بر تئاتر به این نگرانی‌ها دامن زده است؛ که آیا قرار است مسئولیت‌های بیش‌تر و تعهد‌ات الزام‌آور‌تری بر عرصه تئاتر ایران و مدیران سالن‌ها و عوامل نمایش حاکم شود؟!

      کوروش نریمانی نویسنده و کارگردان تئاتر به گزارشگر «ایران» در این‌باره می‌گوید: «انتظار می‌رود، تصمیم‌ها و سیاست‌هایی که در قالب بازنگری‌ در ضوابط نظارت بر نمایش و بخشنامه‌ها و... خود را نشان می‌دهد، در جهت صیانت از حقوق اهالی نمایش حرکت کند و فرآیند کار برای آنها تسهیل و تسریع شود. خاصه اینکه اهالی نمایش بارها و بارها نشان دادند، از شریف‌ترین اقشار جامعه هنری کشور هستند و مبتنی بر منافع و مصالح ملی رفتار و عمل می‌کنند. همچنین انتظار می‌رود در تصمیم‌های پیش‌رو و تدوین ضوابط به نحوی عمل شود که امنیت شغلی و روانی جامعه هنری حفظ و صیانت شود و اجازه ورود دستگاه‌های غیرهنری به عرصه هنر محدود و منوط به قوانین روشن و شفاف و صریح باشد.»

      در هرحال این نکته غیرقابل انکار است که فعالان هنر‌های نمایشی در بخش دولتی و خصوصی روزگار غریبی را می‌گذرانند. از آن جمله پریسا مقتدی، مدیر تالار «سنگلج» درگفت‌وگو با ایسنا درباره بخشنامه اداره کل هنرهای نمایشی به مدیران سالن‌های تئاتر مبنی بر افزایش میزان مسئولیت‌ آنها در قبال نمایش‌ها گفت:«واقعیت این است که من در موقعیت آقای کرمی و آقای امیری به‌عنوان مدیرکل هنرهای نمایشی و مدیر شورای نظارت نیستم و از دیدگاه آنها نمی‌توانم به ماجرا نگاه کنم اما از دیدگاه یک مدیر سالن شخصاً معتقدم این مسئولیت که در بخشنامه ذکر شده در شورای نظارت می‌گنجد و به لحاظ قانونی هم اطمینان دارم که «نظارت» در حوزه تئاتر زیر نظر شورای نظارت و ارزشیابی است و تفویض آن‌ به سالن‌ها، اتفاقی غیراصولی است.» باید منتظر ماند و دید که آیا بازنگری‌ها در قوانین نظارت بر نمایش نگرانی‌های اهالی نمایش را بر طرف می‌کند و کارگزاران هنر نمایش دولت تدبیر و امید می‌توانند، انتظار اهالی تئاتر برای تسهیل فعالیت‌شان را پاسخ دهند یا خیر؟!

      • خشم و هياهو
      • تئاتر
      • هنر
      • هنرمندان
      • نمايش
        ]]>
        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Sun, 07 Oct 2018 10:40:30 +0330
        ساز و آواز در این سو و آن سوی مرزها http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/18049-ساز-و-آواز-در-این-سو-و-آن-سوی-مرزها.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/18049-ساز-و-آواز-در-این-سو-و-آن-سوی-مرزها.html ساز و آواز در این سو و آن سوی مرزها

        نیره خادمی: به قول حسین علیزاده، «موسیقی یک زبان صلح جهانی است» برای همین هم موزیسین‌ها هرازچندگاهی به کشورهای دور سفر می‌کنند، کنسرت می‌گذارند و گاهی هم سراغ کنسرت‌ها و آلبوم‌های مشترک می‌روند.

        از خیلی وقت قبل، این درها در جهان باز شده، اما در ایران بعد از انقلاب به علت محدودیت‌هایی که همیشه درباره موسیقی یا ارتباطات جهانی وجود داشته، این قبیل کارها به‌ویژه در ارایه آلبوم و‌آهنگ‌های مشترک کمتر بوده است. گاهی هم پیش آمده که یک خواننده به علت کنسرت مشترکی که با یک خواننده غیرایرانی برگزار کرده، برای دریافت مجوز آلبوم با مشکل مواجه شده است، مثل محمد معتمدی که در‌ سال‌‌های ٩٣ و ٩٤ این مسأله را تجربه کرد، درست وقتی که در اتریش با «روزاریو ترمندیتا» خواننده زن اسپانیایی کنسرت مشترک برگزار کرد. اما حالا خبر رسیده است که همین خواننده جوان ایرانی، آلبوم مشترکی به نام راه‌پیمایی با یکی از مهمترین خوانندگان انگلیسی‌تبار دارد و به‌زودی از آن رونمایی می‌شود. محمد معتمدی درباره جزییات این آلبوم گفته که «متعلق به گروه «تریو جبران» است که اعضایش را برادران فلسطینیِ جبران به نام‌های سمیر، ویسام و عدنان تشکیل می‌دهند.»

        از سامی یوسف و کریس دی برگ تا الیاس یالچینتاش

        اگر در اینترنت، برای یافتن موردهای مشابه جست‌وجو کنید، زیاد نیستند نمونه‌های موفقی که به این راه رفته‌اند و در واقع، انگشت‌شمارند. پیام عزیزی، خواننده ایرانی و «سامی یوسف» خواننده مسلمان انگلیسی- ایرانی ‌سال ٩٤ نخستین همکاری خود را بعد از مدت‌ها در آلبوم برکت رقم زدند. خیلی قبل‌تر از آن ‌سال١٣٨٦ گروه آریان با همکاری کریس دی برگ آوازه‌خوان و موزیسین نامدار ایرلندی قطعه‌ای را به نام صلح تولید و روانه بازار موسیقی کردند. در آن زمان توافقی میان شرکت ترانه شرقی و کمپانی فریمن پروداکشنز برای انتشار این اثر در قابل یک آلبوم صورت گرفت.‌ سال ٩٤ گروه پالت در آلبوم «شهر من بخند» برای یکی از قطعات با گیزبرت زو کینپ ‌هاوزن که در آلمان خواننده اجتماعی معروفی است، همکاری کردند.

        همکاری‌های اخیر در موسیقی

        همین چند وقت قبل، یعنی در شهریور امسال اما همکاری جدیدی میان موزیسین‌های ایرانی و اروپایی شکل گرفت، منتها در نوازندگی و دکلمه. پیروز ارجمند، پویا سرایی و یلدا عباسی به‌عنوان نوازنده سازهای دف، نی، سنتور و دوتار خراسان و نیلوفر پارسا هنرپیشه سینما و تلویزیون با دکلمه غزلی از حافظ با گروه آلمانی شیلر در جدیدترین آلبوم این گروه همکاری کردند.

        البته حجت اشرف‌زاده هم از غافله عقب نماند و در جدیدترین آلبوم گروه آلمانی شیلر به‌عنوان خواننده حاضر شد. یک ماه که به عقب برگردیم به خبر همکاری خواننده پاپ ایرانی با خواننده نروژی که برنده جایزه یوروویژن هم هست، می‌رسیم. در مرداد ماه امسال این خبر درباره آراد آریا خواننده پاپ منتشر شد؛ اینکه قرار است با «الکساندر ریباک» خواننده و نوازنده مطرح نروژی دو قطعه مشترک منتشر کنند. مسعود صادقلو خواننده ایرانی دیگری بود که با الیاس یالچینتاش خواننده ترکیه‌ای آهنگ مشترکی به نام هیچ منتشر کرد که در فضای مجازی بازتاب زیادی داشت.

        موردهای عجیب و جالب آندرآ بوچلی و حمید هیراد

        اما عجیب‌تر و جالب‌تر از همه اینها همکاری مشترک «آندره آ بوچلی» خواننده و آهنگساز مشهور ایتالیایی و «شاهکار بینش‌پژوه» خواننده ایرانی بود که اسفند‌ سال گذشته با هم روی استیج رفتند. با این حال در میان معدود خوانندگان و گروه‌های ایرانی که با آوازه‌خوان‌های بین‌المللی موسیقی اجرا کرده‌اند نام حمید هیراد هم دیده می‌شود. تیرماه امسال خبر همکاری مشترک حمید هیراد با دی‌جی تیستو از مهمترین و موفق‌ترین دی‌جی‌های دنیا منتشر شد، البته به صورت گمانه‌زنی و احتمال. بعد هم هیچ خبر دیگری درباره تایید و تکذیب آن منتشر نشد.

        منبع: شهروند

        • ساز
        • آواز
        • مرز
        • موسيقي
        • خواننده
        • ايراني
          ]]>
          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Wed, 03 Oct 2018 13:38:51 +0330
          دندانه‌ های تیز سانسور http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/18052-دندانه‌-های-تیز-سانسور.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/18052-دندانه‌-های-تیز-سانسور.html دندانه‌ های تیز سانسور

          محمد افشاری: با قطعیت تمام می‌توان ادعا کرد که هیچ کشوری را نمی‌توان یافت که در زمینه بحث سانسورِ فیلم و اثر هنری، کارنامه‌ای کاملا سفید داشته باشد.

          گرچه در این زمینه ادعاهای بسیار گفته و شنیده می‌شود اما به طور قطع و یقین هر سیستمی شرایط و ضوابط خاص خود را دارد که با توجه به ویژگی‌ها و خط قرمزهای خود، آثار هنرمندان را از خط فیلتر عبور می‌دهد و آنها را گلچین می‌کند. اما باید اعتراف کرد که این مسئله در فرهنگ‌ها و ملیت‌های مختلف شدت و ضعف مختلفی دارد. تجربه نگارنده شاهد است که نگاههای ایدئولوژیک زده و افراطی و یک جانبه، بیشتر با مسئله سانسور انس و الفت داشته و کار را برای هنرمندان سخت و ناهموار می‌سازند. در کشور ما برخی سانسورهای آثار سینمایی و مستند بر اساس یک دلیل عمده واقع می‌شوند و آن چیزی نیست جز فرار از واقعیت!

          به عنوان مثال مدتی در جریان ساخت مستندی از سوی یکی از دوستان فیلمسازم بوده ام. مستندی من باب بحث شرایط اسف‌بار زندگی مردمِ یکی از محلات جنوب شهر تهران و تصویرهای واقعی و ملموس از اعتیاد فراگیر، کودکان کار، نحوه تامل برانگیز ارتزاق برخی از خانواده‌ها و فساد سیستماتیک محل. اما مشاهده می‌شود فیلم مذکور ره به جایی نمی‌برد. نه صداوسیما حاضر به پخش آن می‌شود و نه جشنواره‌های مختلفِ فیلم بار نمایش مستند را به دوش می‌کشند. باید خاطر نشان کرد معضل سانسور به اثر مذکور منتهی نمی‌شود. وجود دارند تعداد بی‌شماری از آثار سینمایی و مستند فاخر که فقط و فقط به دلیل پرداخت به ناهنجاری‌ها و نابسامانی‌ها طعم گَس و مسموم توقیف و سانسور را می‌چشند. خنده آور است و بسیار شگفت آور که در دوره‌ای که رسانه‌های مجازی و غیر مجازی دنیا را از یک دهکده نیز کوچک تر ساخته‌اند و اخبار رسمی و غیر رسمی و تحلیل‌ها و نظرات و اندیشه‌های متنوع و متضاد را به طرق مختلف به سمع و نظر افراد می‌رسانند باز هم افرادی خود را به خواب زده و از حذف و ممنوعیت دم می‌زنند. فی الواقع دیگر مسئله‌ای را نمی‌توان یافت که از نظر مردم پنهان بماند.

          اکثریت مردم اخبار ضدونقیض و راست و دروغ را شنیده و می‌بینند و با وجدان و فهم درونیشان حقیقت را از اقیانوس متلاطم جعلیات صید می‌کنند.

          بلاشک گسترش کمیت و کیفیت مسئله سانسور در یک سیستم تنها باعث از بین رفتن و از دست دادن مخاطبین آن رسانه می‌شود و سود دیگری ندارد زیرا وقتی مستمع کمترین شکی بر عدم حسن نیت گوینده پیدا کند و او را در هیبت پنهان کاری و مصلحت بازی بی‌مورد تصور کند به راحتی او را پس می‌زند تا فهم و شعور خود را از توهین مبرا سازد. ناگفته نماند که نظر نگارنده بر حذف مطلق سانسور نیست. به هرحال هستند کسانی که در آثار خود مرزهای دین و اخلاق و عرف و فرهنگ مردم و خانواده‌ها را عمدا یا سهوا نشانه روند. وجود دارند عده‌ای که با غرض و مرض از یک خلل و خرابی برداشت‌های ناجوانمردانه‌ای به جامعه القا کنند و نگاه افراط گونه سیاه نما خود را به رخ بکشند. نحوه برخورد با آثار این قماش بحث مفصل دیگری است که از وسع این یادداشت خارج است و باید در جای خود بدان پرداخت. اما تمام مسائل مذکور دلیل بر آن نیست که برخی، صرف سخن گفتن از فقر و اعتیاد و کودکان کار و دختران فراری و قاچاق و طلاق و خیانت و ربا و... را با چماق سیاه نمایی سرکوب کنند و هنرمندان دردمند را دچار ضررهای شدید مادی و معنوی کنند. این درست که خط جداکننده حقیقت و سیاه نمایی کمی باریک به نظر می‌آید و ممکن است عوام الناس غیر متخصص را دچار تردید و اشتباه کند اما تشخیص این دو مقوله برای
          اهل فن و نظر حقیقتا کار سختی نیست. اثری که بر مبنای حقیقت و نه سیاه نمایی بنا شده باشد در پسِ تمام انتقادات و حملات خود، متبلور یک حس دلسوزی و خیرخواهی است. این نیک خواهی ارزش دارد و باید قدر و منزلت آن دانسته شود اما می‌بینیم شرایط و نحوه برخورد در مواجهه با این گونه آثار و این قبیل هنرمندان به طور دیگری پیش می‌رود و تنها یک گزینه روی میز برخی مسئولان وجود دارد و آن هم سانسور است. مع الاسف دندانه‌های تیز سانسور در کشور ما به شدت زبانهای گویا را بریده و قلم‌های شیوا را با برچسب سیاه نمایی قلم می‌کند! و این جناب سانسور درک نمی‌کند که پاک کردن صورت مسئله ابدا به معنی عدم وجود آن نیست. بلکه فرار از واقعیت است و گول زدن خود و نه دیگران!

          زیرا ما هر چقدر به کتمان مسائل بیندیشیم و آنها را به زعم خود در پشت پرده‌های ضخیم و سیاه مخفی کنیم، مردم جامعه به حقیقت واقعی جامعه واقف اند. زیرا آنها مشکلات را از دریچه اخبار متنوع دریافت یا با پوست و گوشت خود حسشان می‌کنند و با آنها گریبانگیر هستند. بنابراین امروزه نمی‌توان مسئله‌ای را اختفا کرد و با زبان استتار از آن سخن گفت چراکه اگر در این زمینه موفقیتی هم حاصل آید به صورت گذرا و موسمی است و در نهایت نور حقیقت از روزنه‌های گوناگون بر اذهان خواهد تابید. قطعا تنها راه التیام بخشیدن به این زخم فرهنگی به وسیله مدیران فرهنگی صورت می‌گیرد. مسئولانی که با حسن ظن و سعه صدر و البته وسعت دید وارد شوند و‌ها‌له سیاه و نامحرمی که بین خود و مخاطبان هنر در حال جولان دادن است را از بین ببرند و تمام هم و غم خود را از انکار مشکلات به حل مشکلات تغییر دهند.

          در رویارویی با مخاطب صادقانه عمل کنند و سفید نمایی محض را از دستور کار خود خارج کنند و اجازه دهند تا هنرمند وظیفه آیینگی کردن جامعه را بدون ترس و توقیف و توپ و تشر بر عهده بگیرد که اگر این مهم صورت پذیرد قطعا تولیدات سیاه نما نیز به صورت خودکار کاهش می‌یابد و همگی شاهد تاثیر و تاثر و اعتماد متقابل بین مدیران و هنرمندان و مردم کوی و برزن می‌شویم. به امید آن روز!

          منبع: آفتاب يزد

          • دندانه
          • تيز
          • سانسور
          • سينما
          • فيلم
          • كارگردان
            ]]>
            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Tue, 02 Oct 2018 14:01:44 +0330
            باندهایی در سینما حضور دارند که همه چیز را می‌ خرند http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/18023-باندهایی-در-سینما-حضور-دارند-که-همه-چیز-را-می‌-خرند.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/18023-باندهایی-در-سینما-حضور-دارند-که-همه-چیز-را-می‌-خرند.html باندهایی در سینما حضور دارند که همه چیز را می‌ خرند

            کارگردان «زندان زنان» و «سه زن» این روزها فیلم «جاده قدیم» را روی پرده سینما برده است.

            به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از آفتاب يزد، این فیلم درباره معضل تجاوز و بحث آسیب‌هایی است که در جامعه وجود دارد. این فیلم از روز چهارشنبه 4 مهر ماه در سراسر سینماهای کشور اکران شده است. منیژه حکمت کارگردان فیلم «جاده قدیم» با اشاره به عملکرد تلویزیون و وضعیت کنونی سینما گفت: « سال‌های سال است که تلویزیون را نقد می‌کنیم در صورتی که این روزها می‌بینیم که سینما، عملکردش دست‌کمی از تلویزیون ندارد. منظور تولید محتوا و نمایش‌هایی است که امروز در پرده نقره‌ای مشاهده می‌کنیم. متاسفانه روندی که امروز سینما دنبال می‌کند روبه رشد نیست و سخیف است. همیشه جایگاه سینما برای قشر‌های مختلف جامعه در گذشته قابل احترام بوده است.» این کارگردان سینما درباره ورود پول‌های کثیف و عدم ساخت ژانرهای مختلف در سینما گفت: «ما در دورانی دوره فیلمسازان مولف داشتیم که سینمای اجتماعی ایران زبانزد خاص و عام بود. اما امروز با پول‌هایی که معلوم نیست از کجا به سینما آمده دارای یک سینمای سخیف شده‌ایم. اکنون باندهایی در سینما حضور دارند که همه چیز و همه کس را می‌خرند و مبتذل‌ترین آثار را نیز به نمایش می‌گذارند.»

            حکمت درباره وجود فساد در سینما گفت: «کسانی هستند که در همه جای سینما نیرو دارند روزنامه‌نگار یا سالن‌دار هم برایشان فرقی ندارد همه را می‌خرند. سینمای ایران بیش از هر زمان دیگری نیاز به آسیب‌شناسی دارد. من آمادگی لازم برای اکران فیلم را ندارم و از افکار عمومی و مردم کمک می‌‌خواهم. زیرا توان مقابله با مافیای سینما را ندارم.» حکمت ادامه داد: « 40 سال است که در سینمای ایران فعالیت می‌کنم شاید هم بیشتر. یعنی امروز یا دیروز به این اینجا نرسیده‌ام و آشنایی کامل با تمام کسانی که در سال‌های اخیر در سینما فعالیت کرده‌اند، دارم. قطعا با گروه‌ها و سازمان‌های خاص که اخیرا وارد سینما شده‌اند همکاری نمی‌کنم. کاری که بسیاری در حال انجام آن هستند.» کارگردان فیلم «زندان زنان» درباره توجه به معضل خشونت علیه زنان گفت: «من نیازی ندارم آشغال‌هایم را زیر فرش پنهان کنم. نمی‌توانم از این خشونتی که علیه زنان صورت می‌گیرد به راحتی بگذرم. خشونت‌هایی که متفاوت و مدرن شده و برای کسانی که امروز در سینما قدرت دارند به هیچ وجه اهمیت ندارد. سیر صعودی اعتیاد، ایدز، تجاوز و خودکشی امروز در جامعه بیداد می‌کند.» منیژه حکمت درباره مسئولین و تصمیم‌گیران سینما گفت: «برخی دوستان دولتی فقط به فکر میزشان هستند و بودجه‌ای که بین دوستان و حامیانشان پخش کنند. یکی از دوستان ما در فارابی گفت که اگر‌اندیشه و تفکراتی که مد‌نظر داریم را می‌توانی بسازی فیلمت را شروع کن و تمام هزینه آن را بنیاد سینمایی فارابی متقبل خواهد شد. یعنی ما در چنین فضایی کار می‌کنیم.» کارگردان فیلم «جاده قدیم» درباره چگونگی اکران و قصه این فیلم گفت:« با توجه شرایط سختی که در جامعه حکمفرما است نمی‌توانم هیچ چیزی در رابطه با فروش فیلم پیش‌بینی کنم. البته باید بگویم که برای اکران فیلم امکانات ویژه‌ای که کارگردانان دیگر دارند در اختیار ندارم. تنها تلاش من این است که با مردم با صداقت صحبت کنم، قطعا چنین رابطه‌ای جواب خواهد داد.» کارگردان پیشکسوت سینمای ایران درباره نگاهش به موضوع زنان و بحث آسیب‌های اجتماعی گفت:«نشانه‌گیری من در فیلم «جاده قدیم» شخص زن آسیب‌دیده نیست بلکه موضوعاتی که پیرامون یک زن آسیب‌دیده می‌گذرد مد نظر ما در «جاده قدیم» بود. اعتقاد دارم که باید آیینه‌ای در مقابل خود بگیریم تا متوجه شویم که در زمان بحران با اطرافیان و عزیزانی که در کنارمان هستند چگونه رفتار می‌کنیم.» به گزارش اعتمادآنلاین، منیژه حکمت در پایان درباره معضل آزار جنسی در جامعه گفت: «این موضوع در همه حیطه‌ها در جامعه ما رخ می‌دهد قضاوت کردن و طرد‌شدن افراد در جامعه ما امری طبیعی است که به وفور رخ می‌دهد. می‌توانم به مردم قول بدهم که از دیدن فیلم «جاده قدیم» سرخورده نمی‌شوند.»

            • منيژه حكمت
            • باند
            • سينما
            • حضور
            • فيلم
            • هنرمندان
            • كارگردان
              ]]>
              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Sun, 30 Sep 2018 12:14:35 +0330
              فتوشاپ کارهای دردسرساز http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17967-فتوشاپ-کارهای-دردسرساز.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17967-فتوشاپ-کارهای-دردسرساز.html فتوشاپ کارهای دردسرساز

              یکی از فواید اجرا نشدن قانون کپی‌رایت در ایران این است که خیلی طراحان و گرافیست‌ها وقتی می‌خواهند درباره یک سوژه بنر، پوستر یا هر چیز دیگری طراحی کنند، قبل از شروع کار یک چرخی در گوگل می‌زنند و اگر تصویری پیدا کردند که به درد کارشان می‌خورد، از آن استفاده می‌کنند.

              به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از شهروند، این روش که خیلی هم مرسوم است، تا همین چند وقت پیش خیلی خوب جواب می‌داد، چون نه‌تنها تعداد خوره‌های اینترنت کم بود، بلکه شبکه‌های اجتماعی هم با قوت امروز وجود نداشتند که بلافاصله دست طراح را رو کنند، اما الان به هر اندازه که نتیجه کار بیشتر دیده شود، به همان اندازه هم دست طراح بیشتر رو می‌شود، اما خیلی وقت‌ها ماجرا به آبروریزی برای طراح و متهم‌شدن او به کپی‌کاری ختم نمی‌شود و ابعاد دیگری هم پیدا می‌کند. مثلا همین ماجرایی که بر سر یک بنر شهری در شیراز به راه افتاده و کار را تا اخراج رئیس و بقیه مسئولان روابط عمومی شهرداری شیراز پیش برده است.

              موضوع از این قرار بوده که همزمان با رسیدن هفته دفاع مقدس شهرداری شیراز اقدام به نصب بنری در سطح این شهر می‌کند که در آن سه سرباز بر فراز ابرها ایستاده‌اند و در کنار آنها هم بیتی با مضمون شهادت و مقام شهید کار می‌شود. غافل از اینکه تصویر استفاده شده در این بنر به‌عنوان سربازان ایرانی، درواقع از عکس چهار سرباز رژیم صهیونیستی که روی بلندی‌های جولان ایستاده بودند، گرفته شده و طراح فقط به خود زحمت حذف تصویر یکی از سربازان را که زن بوده داده و دورنمای شهر را هم تبدیل به توده‌ای از ابر کرده است. کمی بعد از نصب این بنرها، کاربران شبکه‌های اجتماعی درحالی‌که هر دو تصویر را در کنار هم منتشر می‌کردند، این کار را زیر سوال بردند. با راه افتادن موج انتقادها کم‌کم موضع‌گیری‌های رسمی در این مورد هم شروع شد. با وجود جمع‌آوری این بنرها از سطح شهر شیراز ماجرا فیصله پیدا نکرد و شهرداری شیراز علاوه بر عذرخواهی از مردم اعلام کرد که مسئول روابط عمومی و چند نفر دیگر از مسئولان شهرداری به دلیل این سهل‌انگاری اخراج شده‌اند.

              هنوز جنجال بنرهای شیراز نخوابیده بود که پوستری منتشر شد درباره اقدامات آستان قدس رضوی در توزیع لوازم‌التحریر بین دانش‌آموزان محروم. کاربران کمین‌کرده شبکه‌های اجتماعی یقه طراح این پوستر را هم گرفتند و اصل تصویر را که یکی از عکس‌های شاتر استاک است، رو کردند. در این پوستر هم طراح کمترین زحمت را برای ایجاد تغییرات داده بود، اما از آنجایی که موضوع به اندازه بنر شهرداری در شیراز آبروریزی نداشت، نه پوسترها حذف شدند و نه توضیحی در این مورد داده شد.

              جنجال‌های اینچنینی سابقه طولانی‌تری دارند و در عرصه‌های خیلی بزرگتر هم به راه افتاده‌اند. نمونه اخیرش طراحی پوستر جشنواره فیلم فجر بود که یک کپی تمام عیار بود. برای اینکه بدانید سطح آبروریزی از این کپی‌کاری چقدر بزرگ است، باید مطلع باشید که برای طراحی پوستر جشنواره فیلم فجر از مدتی قبل فراخوان داده می‌شود و داوران پوستر برگزیده را با وسواس زیاد انتخاب می‌کنند. از طرفی چون کمی قبل از رونمایی از پوستر جشنواره فیلم فجر، کپی‌بودن پوستر جشنواره موسیقی فجر هم برملا شده بود و کاسه صبر منتقدان در شرف لبریزشدن قرار داشت، حمله‌های زیادی به طراح پوستر و مسئولان جشنواره فیلم فجر شد.

              • فتوشاپ كار
              • دردسرساز
              • شيراز
              • شهرداري
              • سرباز
                ]]>
                hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Sat, 29 Sep 2018 12:22:15 +0330
                ممنوع ‌التیزرها! http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17945-ممنوع-‌التیزرها.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17945-ممنوع-‌التیزرها.html ممنوع ‌التیزرها!

                روز گذشته نشست خبری فیلم داش‌ آکل برگزار شد؛ نشستی که چندان هم بازتاب رسانه‌ای خاصی نیافت، به‌جز یک جمله از کارگردان این فیلم، محمدرضا عرب، که در توجیه شکست اقتصادی فیلمش از تعداد کم‌شمار تیزرهای تلویزیونی فیلمش گلایه کرد و گفت: «صداوسیما گفته چون اسم فیلم طاغوتی است، تنها ۶۵ تیزر تلویزیونی به شما می‌دهیم.» ماجرایی واقعا نوظهور و بدعتی عجیب، البته اگر محمدرضا عرب در گفته‌هایش صداقت داشته باشد.

                به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از شهروند، با این‌حال و با وجود این‌که بهانه‌ای چنین، برای ممنوعیت در نمایش تیزرهای یک فیلم چندان با عقل جور درنمی‌آید، اما در تمام این سال‌ها آن‌قدر سیاست‌های غیرمنطقی و ممنوعیت‌های باورنکردنی و عجیب برای فیلم‌ها و سینماگران وضع شده که این را نیز می‌توان باور کرد؛ با همان منطقی که ممنوع‌التصویری‌های قبلی را قابل باور می‌سازد.

                در سال‌های اخیر ممنوع‌التصویری شماری از بازیگران سینما در تلویزیون بهانه‌ای بوده برای محرومیت فیلم‌های آن بازیگران از نمایش تیزرهایشان و در مهربانانه‌ترین نگاه از سوی تلویزیون حذف اسامی و تصاویر آن بازیگران از تیزرهای فیلم‌ها. نمونه‌اش فاطمه‌ معتمدآریا که فقط در این یکی، دو سال اخیر فیلم‌هایی چون یحیی سکوت نکرد، آباجان و یکی، دو فیلم دیگر با اینکه این بازیگر را به‌عنوان سرشناس‌ترین و محبوب‌ترین هنرپیشه داشتند، اما زمان تبلیغات تلویزیونی از نمایش تصاویر این بازیگر محروم بودند.

                پگاه آهنگرانی و باران کوثری نیز از این دسته‌اند، بیشتر به‌ دلیل اظهارنظرهای سیاسی‌شان. در حال حاضر روشن نیست اوضاع چگونه است، اما وقتی آیدا و سارا روی پرده آمد، اثری از پگاه در تبلیغات تلویزیونی این فیلم نبود. پیشتر در زمان نمایش فیلم جامه‌دران نیز پگاه آهنگرانی یکی از بازیگرانی بود که امکان نمایش تصویرش از تلویزیون وجود نداشت و بنابراین در شرایطی‌که به همراه باران کوثری بازیگران اصلی این فیلم بودند، تصویر این دو در تیزر فیلم به نمایش درنیامد و حتی در مورد پگاه، اسمش هم از روی تیزر حذف شد. باران نیز این مشکل را داشت و عملا تصویرش از تیزرها حذف شد. این اتفاق برای فیلم کوچه ‌بی‌نام هم رخ داد و با اینکه کوثری برای این فیلم سیمرغ گرفته بود، اما در تیزرها حضور نداشت؛ همچنین برای هفت‌ماهگی که در این فیلم نیز این دو بازیگر حضور داشتند. کوثری سال قبل‌تر نیز در فیلم‌های خنده‌های آتوسا، لانتوری، سد معبر و شنل از تیزرها حذف شده بود.

                گاهی اوقات هم موضوع فیلم مشکل‌ساز می‌شود و آن را از داشتن تیزر محروم می‌کند؛ مثل «عصبانی نیستم» که مشکلات زیادی در این چند سالی که از ساخته‌شدنش می‌گذرد تحمل کرده، یا مثل «عرق سرد» که درباره ممنوعیت سفر به خارج یکی از ملی‌پوشان تیم فوتسال بانوان بود که مورد پسند مدیران تلویزیون نبود. «عصبانی نیستم» با موضوعی اجتماعی درباره دانشجوی ستاره‌داری که پس از اعتراضات دانشجویی به بن‌بست رسیده، در زمان نمایشش بعد از سال‌ها توقیف از داشتن تیزر محروم ماند. در این فیلم نیز باران کوثری نقش اصلی زن فیلم را بازی کرده بود، دقیقا مثل «عرق سرد» که این فیلم نیز در روایت داستانش به محدودیت‌های زنان تاخته بود. البته بعید نیست که بودن باران کوثری نیز در این قضیه دخیل بوده باشد. انگار در این قضیه تمام راه‌ها به باران کوثری ختم می‌شود.

                در روزهایی که تهیه‌کنندگان تازه از راهروهای دادگاه برای نمایش تبلیغات فیلم‌هاشان در شبکه جم رهایی یافته بودند، تلویزیون در اقدامی حساسیت‌برانگیز تصاویر و نام مریلا زارعی را از تیزرهای فیلم دختر حذف کرد. کارگردان دختر در آن روزها گفت که برای این فیلم ١٠ تیزر به تلویزیون داده که همه رد شدند. چند وقتی قبل از آن نیز ممنوع‌الفعالیتی میلاد کیمرام در تلویزیون موجب شده بود چند هفته بعد از اکران فیلم مستانه تیزرهای این فیلم روی آنتن نرود. در همان حوالی سام قریبیان هم اعلام کرد که تلویزیون فیلم «٣٦٠ درجه» را ممنوع‌التبلیغ کرده است. در اکران سال گذشته ماجراهای فیلم‌های ملی و هزار راه نرفته، مادر قلب اتمی و چندین و چند فیلم دیگر را هم فراموش نکرده‌ایم؛ محرومیت فیلم‌هایی که با قوانین جمهوری اسلامی ساخته شده و به نمایش درآمده بودند.

                از ابتدای امسال یک‌بار دیگر سیاست‌های سلیقه‌ای تلویزیون در زمینه تیزرها بحث‌انگیز شده است؛ در مورد فیلم‌هایی چون خرگیوش، خاله قورباغه، خوک، هزارپا، داش‌آکل و حتی لاتاری. اول سال با اعتراضات تهیه‌کننده خرگیوش شروع شد که گفت تبلیغات این فیلم بدون اعلام قبلی و بیان علت آن، در تلویزیون قطع شد و این دلیل شکست اقتصادی این فیلم در اکران نوروزی بوده است. جالب این‌که در همان روزها محمدحسین مهدویان، کارگردان لاتاری نیز با انتشار تیزر ۲۴ ثانیه‌ای این فیلم اعلام کرد که تلویزیون به این تیزر سه مورد اصلاحیه زده است! بعد نوبت فرشته طائرپور، تهیه‌کننده خاله قورباغه رسید که در نامه‌ای سرگشاده نسبت به برخورد صدا و سیما با تبلیغ آثار سینمایی اعتراض کرد. حالا هم نوبت کارگردان داش‌آکل است که از این قضیه بنالد.

                چند سال پیش عبدالرضا کاهانی بعد از ممنوعیت نمایش تیزرهای فیلم استراحت مطلق در اقدامی جالب تبلیغات متفاوتی برای این فیلم طراحی کرد و با نصب جملاتی چون استراحت مطلق تبلیغات تلویزیونی ندارد! و تلویزیون نیاز به استراحت مطلق دارد روی شیشه خودروها نگاه‌ها را متوجه خود و فیلمش کرد. به نظر می‌رسد امروز هم تهیه‌کنندگان نیاز به راه‌های خلاقانه‌تری برای تبلیغات فیلم‌هایشان دارند.

                • ممنوع
                • تيزر
                • سينما
                • فيلم
                • صدا و سيما
                  ]]>
                  hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Thu, 27 Sep 2018 13:08:26 +0330
                  حق یدالله صمدی در سینما بیش از اینها بود http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17941-حق-یدالله-صمدی-در-سینما-بیش-از-اینها-بود.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17941-حق-یدالله-صمدی-در-سینما-بیش-از-اینها-بود.html حق یدالله صمدی در سینما بیش از اینها بود

                  خبر کوتاه بود، سازنده‌ آثاری چون «اتوبوس»،«دمرل»،«ایستگاه»، «ساوالان»، «آپارتمان شماره ۱۳»، «دو نفر و نصفی»، «معجزه خنده»، «سارای»، «بانوی من»، «شهرآشوب» در سن ۶۶ سالگی بر اثر عوارض ناشی از بیماری کبدی از دنیا رفت.

                  به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از آرمان، یدا... صمدی از سال ۱۳۹۰ بنا داشت تا پروژه‌ای کمدی موزیکال به‌نام «مشتی عباد» را بسازد اما او دو سال بعد از آن با وجود تلاش‌هایی که برای ساخت این پروژه انجام داده بود، در گفت‌وگویی با ایسنا اظهار کرده بود که سرمایه تولید این اثر را نتوانسته فراهم کند.صمدی در سال ۹۲ درباره سرانجام ساخت این پروژه که داستان مرد ۶۰ ساله‌ای را روایت می‌کند که می‌خواهد با دختر جوانی ازدواج کند اظهار کرده بود که در صورت فراهم شدن شرایط، این فیلم کمدی- موزیکال را جلوی دوربین خواهد برد اما واقعیت این است که ساخت چنین فیلمی سرمایه زیادی می‌خواهد که او شخصا آن را در اختیار نداشته است.این کارگردان معتقد بود که جای یک فیلم کمدی- موزیکالی در ایران بسیار خالی است و فیلمنامه این کارتایید شده و مشکلی ندارد و فقط منتظر است به شکلی، مسائل مالی آن برطرف شود. البته مذاکراتی را هم با برخی هنرمندان و مسئولان کشور آذربایجان برای ساخت این اثر انجام داده‌ و آنها قول همکاری‌های غیرنقدی را داده‌ بودند.او در ادامه این گفت‌وگو بیان کرده بود: «در نظر دارم بخشی از این فیلم را در آذربایجان بسازم. البته این فیلم حدود ۵۰ سال قبل هم ساخته شده ولی براساس بضاعت آن زمان بوده و امیدوارم با شرایط متفاوت‌تری بتوانم آن را بسازم».در همان ایام بود که پروانه ساخت فیلم سینمایی «پدر آن دیگری» در سال ۹۲ صادر شد اما آن را هم به‌دلیل مسائل مالی نتوانسته‌ بود بسازد اما سرانجام یک سال بعد توانست آن را بسازد.یدا... صمدی در سال ۹۴ هم به ایسنا گفته بود: برای ساخت فیلم «مشدی عباد» پروانه ساخت گرفته‌ام اما فعلا سرمایه‌گذار ندارم. با اینکه می‌دانم این فیلم چند برابر سرمایه‌اش فروش خواهد داشت چون در فضایی مانند «اشک‌ها و لبخندها» ساخته می‌شود و بیشتر دیالوگ‌هایش با شعر و آواز و موسیقی است و به‌عنوان یک گله باید بگویم که در وهله اول از همشهری‌های آذری خود گله دارم که معتقدند فیلمسازی ریسک است و حاضر به همکاری نیستند. هر چند کار فیلمسازی ریسک است، اما مطمئنم این فیلم حتما سرمایه‌اش را برمی‌گرداند و جای پشیمانی نمی‌گذارد. به همین دلیل امیدوارم سرمایه‌گذاری پیدا کنم و وزارت ارشاد و بنیاد سینمایی فارابی هم فقط می‌توانند رقمی جزئی کمک کنند و بیش از آن امکان کمک ندارند.این فیلمساز با سابقه، از دلایل وقفه چندین ساله در فیلمسازی‌اش، وضعیت دشوار ساخت فیلم‌های کودک و نوجوان، کم شمار بودن فیلمنامه‌های اقتباسی، دور شدن اعضای خانواده از یکدیگر در زندگی‌های امروزین سخن گفته بود.این سینماگر که آخرین اثر سینمایی خود را با اقتباس از رمان «پدر آن دیگری» ساخته بود، درباره کم بودن آثار اقتباسی در سینمای ایران معتقد بود:اصلی‌ترین دلیلش تنبلی است چون اهالی سینما باید برای این کار جست‌وجو کنند و رمان بخوانند. از سوی دیگر نهادی هم نداریم که پیگیر این موضوع باشند. بارها پیشنهاد داده‌ام کارگروهی برای رمان‌خوانی تشکیل شود تا اعضای آن با برگزاری جلسات متعدد به بحث و تبادل با یکدیگر بپردازند و مشخص کنند چه رمان‌هایی با توجه به ممیزی‌ها، بودجه، شرایط اجتماعی ما و... امکان فیلم شدن در ایران را دارند. اعضای این کارگروه در گام بعدی می‌توانند فیلمساز مناسب را هم جست‌وجو کنند و پیشنهاد ساخت را به او بدهند. این پروسه خیلی هم زمان‌بر نخواهد بود. در حالی که گاه فیلمنامه‌های ما ماه‌ها در بنیاد سینمایی فارابی معطل می‌ماند. با این شیوه می‌توان سالانه دست کم ۱۲ فیلم اقتباسی ساخت. ضمن اینکه می‌توانیم تمام ارگان‌های درگیر مانند کانون پرورش فکری، حوزه هنری، انجمن سینمای دفاع مقدس و... را نیز وارد کار کنیم. ضمن اینکه علاوه بر رمان‌های داخلی می‌توانیم از رمان‌های خارجی هم استفاده کنیم.او معتقد بود که این فیلم و دیگر فیلم‌های خانوادگی مشابه آن، شعاری برای بدنه سینما خواهند بود با این مضمون که با دیدن فیلم‌های خانوادگی، با خانواده آشتی کنید!. بر همین اساس بیان می‌کرد که نگاهی گذرا به وضعیت جوامع گوناگون نشان می‌دهد که چگونه جنایات افراد به‌دلیل نواقص و ایراداتی است در دوره کودکی آنان اتفاق می‌افتد. اگر به شرایط کودکی افرادی که خلافکار و تحت تعقیب هستند نگاهی بکنیم، می‌بینیم ریشه این مشکلات به دوره کودکی‌شان برمی‌گردد. بنابراین دوره کودکی خیلی مهم است و باید درباره آن کار کنیم.صمدی با تاکید بر اینکه باید فیلم‌های نجیب در سینمای ایران ساخته شود تا خانواده در کنار هم بتوانند به تماشای یک اثر بنشینند،گفته بود: فیلم دیدن در سالن سینما و به‌صورت دسته جمعی اتفاق بسیار قشنگی است زیرا اجتماعی زیبا شکل می‌گیرد و نباید خانواده‌ها احساس کنند وقتشان را تلف نکرده‌اند ضمن اینکه به مسائل خانوادگی خودشان هم می‌اندیشند.این فیلمساز که همواره دغدغه خود را در زمینه سینمای کودک و نوجوان نشان داده، با تاکید بر اینکه چنین فیلم‌هایی برای بدنه سینما بسیار لازم است، درباره کم‌توجهی به سینمای کودک و نوجوان هم می‌گفت:‌ رفتاری که با همین فیلم(پدر آن دیگری) من کردند که آن را از بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر کنار گذاشتند و باعث پایمال شدن سهم عوامل سازنده آن شدند، رفتاری که گرچه مغرضانه و خصمانه نیست ولی نشان می‌دهد که گاهی مدیران غافل می‌شوند و مسائلی از این دست باعث می‌شود که فیلمسازها کمتر به ساخت فیلم درباره کودک و نوجوان رغبت داشته باشند.این پرسشی جدی است که چرا کانون پرورش فکری برای ساخت فیلم‌ها بودجه ندارد؟! در حالی که بچه‌ها نیاز دارند تا برایشان فیلم ساخته شود. این روزها کودکان ما این نیاز خود را با دی وی ‌دی‌ کارتون‌های خارجی پاسخ می‌گویند در حالی که در سال‌های گذشته فیلم‌های متعددی برای بچه‌ها ساخته می‌شد.

                  خاطرات صدیق‌شریف از همکاری با صمدی

                  فخرالدین صدیق‌شریف درباره همکاری‌اش با مرحوم یدا... صمدی در «شوق پرواز» گفت: یدا... صمدی «شوق پرواز» را ماندگار کرد. در زمان ساخت این مجموعه، او مرتب با خانواده شهید بابایی در ارتباط بود و تمام اطلاعات را از آنها می‌گرفت و خانواده شهید بابایی نیز مرتب در پشت صحنه کار حضور داشتند، به‌دلیل اینکه کار بر اساس واقعیت جلو برود.این بازیگر که در مجموعه «شوق پرواز» نقش پدر شهید بابایی را ایفا می‌کرد، در گفت‌وگویی با ایسنا با ابراز تاسف از درگذشت یدا... صمدی یادآور شد:زمانی که خبر فوت ایشان را شنیدم ضربه بدی به من وارد شد به‌دلیل اینکه برخی آدم‌ها استثنا هستند. یدا... صمدی یک انسان هنرمند و اخلاق‌مدار بود. زمانی که با ایشان کار می‌کردم احساس امنیت و آرامش داشتم. رفتار و نگاه درست و لطیفی به کار داشت. اگر تمام کارهای او را نگاه کنید، لطافت و احساس انسانی را در کارهایش می‌بینید. ما زود ایشان را از دست دادیم. او می‌توانست باشد و آثار دیگری بر جای بگذارد.این بازیگر درباره سریال «شوق پرواز» نیز بیان کرد: در زمان ساخت این مجموعه مرحوم یدا... صمدی مرتب با خانواده شهید بابایی در ارتباط بود و تمام اطلاعات را از خانواده می‌گرفت و خانواده شهید بابایی نیز در پشت صحنه کار حضور داشتند، به‌دلیل اینکه کار با واقعیت جلو برود. او تمام جوانب کار را در این سریال در نظر گرفت. از مسائل اجتماعی گرفته تا عاطفی و قهرمانی‌هایی که سرداران ما در عرصه جنگ انجام می‌دادند.صدیق‌شریف درباره همکاری با کارگردان سریال شهید بابایی یادآور شد: زمانی که از سوی ایشان پیشنهاد بازی در سریال «شوق پرواز» به من مطرح شد و مختصات کار را به من گفتند، از آنجا که ایشان را دوست می‌داشتم و چندین بار پیشنهاد از سوی ایشان داشتم اما فرصت آن فراهم نشده بود، فرصت همکاری در این سریال را پذیرفتم. کار در قزوین ساخته می‌شد و من نیز به آن‌جا رفتم. اگر به سریال شوق پرواز دقت کنید، ‌متوجه می‌شوید که مرحوم یدا... صمدی چقدر با زاویه دید خودشان و با لطافت تاثیرگذار، این کار را ساختند و تمام جوانب کار را در نظر گرفتند.او با بیان اینکه سریال «شوق پرواز» یک اثر ماندگار شد، گفت: حضور در این مجموعه برایم افتخاری بود و این مجموعه یکی از بهترین‌ کارهایی بود که یدا... صمدی انجام داد. از طرفی حسن خلق ایشان ستودنی است. او انسانِ هنرمند و باارزشی بود که متاسفانه از دستش دادیم.

                  او کارگردان موفقی بود

                  مجید مظفری با ابراز تاسف از درگذشت یدا... صمدی گفت: او کارگردان موفقی بود و حقش بود که بیش از این‌ها در سینما بماند و کار کند.این بازیگر که نقش اصلی فیلم «ساوالان» به کارگردانی یدا... صمدی را ایفا کرده بود، در گفت‌وگویی با ایسنا بیان کرد: آقای صمدی از کارگردان‌های مطرح دهه‌های 60 و 70 بود که فیلم‌های بسیار ماندگاری دارد. او با دستیاری کارگردان کارش را شروع کرد و سال‌های زیادی را با کارگردان‌های بزرگ همکاری کرد و تجربه گرانبهایی به‌دست آورد.او با اشاره به اینکه صمدی به‌عنوان یک فیلمساز در کارش موفق بود، افزود: این کارگردان از نظر اخلاقی و شخصیتی فردی بسیار سالم و صادق بود و نسبت به همکارانش صمیمیت و همراهی زیادی داشت. یادم می‌آید وقتی مدیرعامل خانه سینما شده بود به او گفتم آقای صمدی، با پشت میز‌نشینی حیف است کارگردانی شما کمتر شود. اما او جمله‌ای به من گفت که نشان از همدلی و همدردی او با همکارانش داشت. آقای صمدی در جواب من گفت، «مجید! همکاران ما خیلی گرفتارند و باید یک نفر باشد که دنبال رفع گرفتاری‌ها و مشکلات باشد».مظفری تاکید کرد: آقای صمدی به این پشت‌میزنشینی به بهای رفع مشکلات همکارانش تن داد و شاهد بودم بارها مسائل همکارانش را حل می‌کرد و از آنجا که فردی بسیار امین بود گوش شنوای بسیاری از دوستان و همکارانش هم بود و درد و دل آن‌ها را می‌شنید.او با یادآوری اینکه یدا... صمدی قصد داشت فیلمی را با همکاری سیما فیلم بسازد که تلاش زیادی کرد به سرانجام برسد اما موفق نشد ادامه داد: من در فیلم «ساوالان» با این کارگردان همکاری کردم و در فیلم «تکم‌چی» به کارگردانی آقای صمدی هم به‌عنوان تهیه‌کننده در کنار ایشان بودم که هر دو، آثاری ماندگار شدند.بازیگر فیلم‌های «تنوره دیو»، «سگ‌کشی»، «جنگ نفت‌کش‌ها»، «مسافران» و «تیغ و ابریشم» اظهار کرد: آقای صمدی انبوهی از تجربیات با کارگردان‌های بزرگ سینما را با خود داشت و خودش هم کارگردانی با قابلیت بسیار بالا بود، اما متاسفانه طبق معمول، نامهربانی‌ها و ناسازگاری‌ها باعث می‌شود بسیاری از این هنرمندان گوشه‌نشین، بیمار یا حتی افسرده شوند. در ابن بین بدتر از همه این است که متاسفانه وقتی این دوستان حضور دارند و کار می‌کنند دور و اطرافشان هستیم اما همین که خانه‌نشین می‌شوند آنها را فراموش می‌کنیم و این را پیش از هر کس به خودم می‌گویم.مجید مظفری با تاکید براینکه هم سینما و هم تلویزیون در حق این کارگردان کم لطفی کردند، گفت: خیلی خوب می‌توانم درک کنم که آقای صمدی در دوران بیماری چه احساسی داشته است چون خودم دو سال خانه‌نشین شدم، اما هیچکس در خانه من را نزد که بپرسد در این دو سال کجا بودم و چه می‌کردم، به جز مهدی فرجی و حجت‌ا... ایوبی (مدیر وقت یکی از شبکه‌های تلویزیون و معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) که هر دو شخصی و بدون دوربین به دیدن من آمدند. در حالی که ما وقتی راجع به سینما و جامعه سینمایی صحبت می‌کنیم درواقع از یک جمعیت بسیار زیاد حرف می‌زنیم و این بسیار دردناک است که در چنین مواقعی کاملا فراموش می‌شویم. او با بیان اینکه به‌دلیل در سفر بودن حدود دو هفته قبل از بیماری یدا... صمدی مطلع شده و قصد داشته به‌زودی سراغ او برود، بیان کرد: خودم را سرزنش می‌کنم چون واقعا دوست داشتم ایشان را ببینم، اما اجل این فرصت را از من گرفت، به همین دلیل از دختر آقای صمدی عذرخواهی می‌کنم که نتوانستم خودم را به موقع برسانم و دوست دارم باور کنند که با وجود حضور در یک پروژه به‌دنبال برنامه‌ریزی برای سفر به شیراز بودم که متاسفانه نشد. با این حال نمی‌توانم به خانواده ایشان تسلیت بگویم اما آرزوی صبر و آرامش برای آن‌ها و نیز همکارانم در سینما دارم.

                  • حق
                  • يدالله صمدي
                  • سينما
                  • كارگردان
                  • فيلم
                    ]]>
                    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Thu, 27 Sep 2018 12:20:52 +0330
                    مسئولان فرهنگی قدرت فضای مجازی را بپذیرند http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17936-مسئولان-فرهنگی-قدرت-فضای-مجازی-را-بپذیرند.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17936-مسئولان-فرهنگی-قدرت-فضای-مجازی-را-بپذیرند.html مسئولان فرهنگی قدرت فضای مجازی را بپذیرند

                    آرزو ضیایی: کری‌هایی که در فضای مجازی باقی نمی‌مانند و خشونت‌هایی که دامنه آن به فضای جامعه می‌رسد، این خلاصه‌ترین پیامد افزایش خشونت در فضای‌مجازی است.

                    به گفته رئیس‌پلیس پایتخت جرائم‌خشن و جرائم به‌عنف در پایتخت به شدت کاهش پیدا کرده، اما هجرت مجرمان به فضای‌مجازی جدی است. حسین رحیمی از دستگیری ۱۹۵ نفر از اراذل‌و اوباش در سطح یک، دو و سه خبر داده و افزوده تعدادی از این اراذل و اوباش از طریق کری خوانی در فضای مجازی اقدام به تشویش اذهان‌عمومی می‌کردند دستگیر شدند. کر‌ی‌خوانی یکی از تفریحات لذت‌بخش این اراذل در فضای‌مجازی بوده است و مساله، افزایش رعب و وحشت‌عمومی به‌دلیل پخش فیلم‌های کری‌خوانی و تهدید از سوی اراذل‌و اوباش تهرانی است. بنابراین به‌نظر می‌رسد باتوجه به نظارت دقیق پلیس بر عملکرد و اقدامات این افراد در سطح جامعه آنها راه فرار از این نظارت شدید را فضای مجازی دانسته‌اند.

                    مساله، وجود فضای‌مجازی نیست، زیرا وجود این فناوری مجازی زمینه‌ساز تحولات بزرگ و مثبت در جامعه شده است. در تازه‌ترین اقدام فضای‌مجازی شرایطی را برای افرادی فراهم کرد تا لوازم‌التحریر و لوازم مدرسه را برای دانش‌آموزان بی‌بضاعت فراهم کنند. آنچه امروز از آن سخن می‌گوییم خشونت افسارگسیخته‌ای است که هر از چند گاهی جرقه آن در فضای‌مجازی شعله‌ور می‌شود و بسیاری از افراد جامعه را به ترس و وحشت می‌اندازد. برخی کارشناسان معتقدند کلام خشونت‌آمیز برخی از افراد در فضای مجازی به شکلی بازتاب‌دهنده افکار بدبینانه و ناامیدی آنها در فضای‌حقیقی است، البته هدف از این نوشتار تایید یا رد این فرضیه نیست، بلکه بناست به این مساله پرداخته شود که در صورت نبود مسئولان‌فرهنگی و نه صرفا انتظامی در فضای‌مجازی وضعیت خشونت در فضای‌مجازی تا چه میزان می‌تواند بحران‌آفرین باشد. در اردیبهشت سال‌جاری وحید مرادی، شرور معروف تهران در زندان کشته شد و انعکاس این خبر در فضای ‌مجازی شدت گرفت و صدها هزار فیلم و صوت او در فضای ‌مجازی پخش شد. انعکاس این خبر در فضای مجازی درحالی بود که برخی اساسا پیش از زمان فوت مرادی او را نمی‌شناختند اما از آن روز فیلم‌ها و اصوات او را در فضای‌مجازی لایک می‌کردند و او را «یکی از خوبای تهرون» می‌نامیدند! این تجارب به درستی اثبات می‌کند که قدرت‌اجتماعی شبکه‌های اجتماعی بالاست و نسل به نسل بیشتر می‌شود. این درحالی است که برخی مراکز فرهنگی همچنان در تلاش برای نادیده‌گرفتن تاثیر این فضا بر جامعه هستند و با اکراه از حضور موثر در آن سخن می‌گویند.

                    حوزه فرهنگی فعال باشد

                    رئیس انجمن آسیب‌شناسی ایران در گفت‌وگو با «آرمان» در ارتباط با کوچ مجرمان به فضای‌مجازی می‌گوید: اعلام کاهش جرائم‌خشن در تهران خبر بسیار خوشایند است، اما وضعیت فضای‌مجازی جای تامل دارد. امروز شاهدیم که گروه‌هایی تحت‌عنوان «لات‌های بامرام مناطق مختلف تهران » برای هم کری می‌خوانند و این چالش اساسی مساله امنیت فضای‌مجازی است. کورش محمدی می‌افزاید: افرادی جرأت می‌کنند به راحتی نام، نشان و هویت دیگران را در فضای‌مجازی تهدید کنند و بعد این تهدیدها در فضای‌مجازی را به عرصه‌های واقعی در خیابان بکشانند و مشکلاتی برای شهروندان ایجاد می‌کنند. او می‌گوید: از نیروی‌انتظامی و سیستم قضائی برای برخوردهای محکم و قاطع با عاملان خشونت در کلانشهرها در یکی‌،دو سال اخیر باید تقدیر کرد، اما امروز تبلیغ خشونت در قالب تهدیدها در فضای مجازی و کری خواندن‌ها با شناسنامه‌مجازی و خدم و حشم اینترنتی تاثیر خوبی بر جامعه ندارد. محمدی می‌افزاید: در مدیریت رفتارهای‌خشن در جامعه و فضای مجازی علاوه بر اقدامات حوزه‌انتظامی و قضائی نیازمند حضور موثر دستگاه‌های‌فرهنگی هستیم. او تاکید می‌کند: امروز باید به صراحت از این دستگاه‌ها پرسید که برای معضل خشونت که در فضای‌مجازی به‌شدت دیده می‌شود چه اقداماتی صورت گرفته است؟ محمدی‌ می‌افزاید: درباره فرهنگسازی در حوزه فضای ‌مجازی به‌شدت ضعیف عمل کردیم و انصاف نیست که برای تمام خشونت‌های در سطح جامعه از پلیس و سیستم قضائی انتقاد کنیم و باید به خشونت به شکل ریشه‌ای نگاه کرد و حتما عواملی در جامعه سبب افزایش روزانه جمعیت طالب خشونت یا خشونت‌گرا یا لات‌ها می‌شود. او می‌گوید: حوزه‌های خانوادگی و بینشی که برمساله خانواده‌ وجود دارد دچار مشکل است. در واقع برخی از خانواده‌ها از نظر معیشتی با مشکل مواجه هستند و به این دلیل در تربیت و کنترل فرزندان نیز ناموفق عمل کرده‌اند حال اگر این عوامل را در کنار بیکاری و شیوع آسیب‌هایی مانند اعتیاد در سنین نوجوانی قرار دهیم مشخص می‌شود که چرا برخی افراد در فضای مجازی خشونت افسارگسیخته دارند و در آن از کلام و بیان موردعلاقه خود استفاده می‌کنند که گاهی مغایر با ارزش‌ها و اخلاق جامعه است. در واقع از نظر امنیت اجتماعی و فیزیکی در جامعه در سطح خوبی نسبت به بسیاری از کشورهای دنیا هستیم. اما از نظر احساس امنیت و حوزه‌های امنیت فرهنگی و اجتماعی نیازمند فعالیت بیشتر دستگاه‌های فرهنگی هستیم تا زمینه رشد و شکوفایی استعدادهای جوانان را فراهم کنند. امروز فضای مجازی در کشور متولی ندارد و بدون دستگاه‌های فرهنگی برخی افراد افسارگسیخته در این فضا فعالیت می‌کنند. محمدی خاطرنشان می‌کند: اگر فضای مجازی فرصت تلقی شود این دیدگاه بسیار ثمر بخش خواهد بود، زیرا دستگاه‌های مختلف به دنبال افزایش آگاهی، دانش و تبادل اطلاعاتی مردم در فضای مجازی خواهند بود. در آن هنگام گسترش نیافتن خشونت توسط خود مردم کنترل می‌شود. متاسفانه حلقه مفقوده حوزه مجازی و رفتاری ما همچنان عدم حضور مثمر و موثر دستگاه‌های فرهنگی است. بنابراین مادامی که فضای مجازی به رسمیت شناخته نشده و به عنوان یک تهدید با آن برخورد می‌شود و همچنین دستگاه‌های فرهنگی اجازه ورود به فضای مجازی را به خود نمی‌دهند و برخی خطوط قرمز برای دستگاه فرهنگی و ایدئولوژی جامعه ایجاد شده است. این فضا عرصه تاخت و تاز جوانان هنجارشکن خواهد بود. این افراد به دلیل زمینه خشونت‌های خانوادگی، جامعه، نزاع‌ها و تهدیدها، بیکاری، فقر و اعتیاد فضای مجازی را به یک تهدید بدل می‌کنند و از آن استفاده نادرست دارند. در این میان بسیاری افراد که مشتاق دیده شدن و شکوفا شدن توانایی خود هستند جذب این افراد می‌شوند. امروز در سراسر ایران برخی لات‌ها در فضای مجازی برای یکدیگر کری خوانده و دعوا راه می‌اندازند و در برخی شهرها سبب قتل و آسیب رسانی جدی به افراد مختلف می‌شوند. این اتفاقات اقدامات ارزشمند پلیس و سیستم قضائی را ضعیف جلوه می‌دهد و همچنین ظلم نانوشته‌ای درحق دستگاه‌های فرهنگی فعال و نیروی انتظامی است. نیروی انتظامی سطح خشونت در خیابان را کم کرده، اما حوزه فرهنگی حضور موثر نظارتی ندارد و بار آن بر دوش پلیس گذاشته شده است.

                    ماسکی که برداشته می‌شود؟!

                    بسیاری از کارشناسان همچنان در پاسخ به این سوال که آیا مردم ایران عصبانی‌تر شده‌اند، مردد مانده‌اند. برخی می‌گویند مسائل اقتصادی، اخلاقی و میزان نزاع‌های خیابانی گویای افزایش میزان خشونت در جامعه است و برخی دیگر از همدلی و همراهی ایرانیان در برهه حساس کنونی در زمان زلزله و بحران‌های زیست‌محیطی سخن می‌گویند و معتقدند مردم همواره و بدون پیش‌فرض همراه و یاور یکدیگرند. این دو پاسخ هر دو درست هستند، اما پاسخ علل خشونت در فضای مجازی چیست؟ آیا برخی از افراد در دنیای حقیقی ماسک مهربانی دارند و در دنیای مجازی ماسک همیشگی خود را از چهره برمی‌دارند؟

                    زور فقر نباید به زور افراد بچربد

                    نایب رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس در گفت‌وگو با «آرمان» در ارتباط با کوچ مجرمان به فضای مجازی می‌گوید: فقر در تمام زمینه خسارت‌زاست و تفاوت نمی‌کند فرد فقیر و درگیر خشونت به فضای مجازی برود و افراد را تشویق به خشونت کند یا در فضای حقیقی این کار را انجام دهد و معتقدم مبنای این رفتارها در فضای مجازی فقر است. محمدرضا بادامچی می‌افزاید: اگر بتوانیم با فقر مبارزه کنیم و آثار آن را در جامعه کاهش دهیم قطعا موارد خشونت در فضای مجازی و حقیقی نیز کاهش می‌یابد. او تاکید می‌کند: در هر جامعه‌ای ممکن است افراد در فضای حقیقی یا مجازی دست به برخی تخلفات بزنند، اما واکنش مسئولان باید بررسی این موضوع باشد که تا چه میزان تاثیر مطلوب بر کاهش خشونت در جامعه گذاشته‌ است. در واقع جوامع باید در تلاش برای کاهش عوامل خشونت‌زا در جامعه باشند. بادامچی می‌افزاید: اگر عملکرد مسئولان دولتی مطلوب شود و به کاهش فقر کمک و مساله اشتغال را در جامعه حل کنند قطعا میزان خشونت کاهش می‌یابد. او می‌گوید: وقتی فقر در شرایطی قرار می‌گیرد که زور تبعات آن به زور افراد جامعه برای مقابله با فقر می‌چربد مسائل اجتماعی نیز در فضای مجازی و حقیقی آشکار می‌شوند. بنابراین مساله، یافتن انگیزه برای کاهش میزان خشونت است و باید مسئولان انگیزه کافی برای کاهش نارسایی‌های اجتماعی و مشکلات آموزشی جامعه را داشته باشند و درصدد رفع مشکلات برآیند، زیرا هنگام کاهش عوامل ایجاد‌کننده خشونت در تمام زمینه‌ها خشونت در فضای مجازی نیز کاهش می‌یابد. بادامچی خاطرنشان می‌کند: البته فضای مجازی صرفا مامن متخلفان نیست، اما متاسفانه متخلفان در تمام زمینه‌ها می‌توانند با تخلف کار خود را پیش ببرند. او تاکید می‌کند: قطعا در صورت بهبود شرایط اقتصادی و آموزشی جامعه فضای مجازی نیز امن‌تر خواهد بود. فضای عمومی جامعه باید رو به آرامش سوق یابد تا در تمام زمینه ها شاهد کاهش خشونت باشیم، زیرا برخی نارسایی‌های ذهنی و اخلاقی به دلیل دغدغه معیشتی و احساس ناامنی‌ و مسائل روانی در افراد است.

                    • مسئولان
                    • فرهنگي
                    • قدرت
                    • فضاي مجازي
                    • دولت
                    • مردم
                      ]]>
                      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Thu, 27 Sep 2018 12:09:37 +0330
                      از آواز در حمام تا استوديوهاي خانگي http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17912-از-آواز-در-حمام-تا-استوديوهاي-خانگي.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17912-از-آواز-در-حمام-تا-استوديوهاي-خانگي.html از آواز در حمام تا استوديوهاي خانگي

                      پيمان نوروزي: مي‌توان گفت آواز خواندن در حمام يكي از راه‌هاي سهل‌الوصول محك استعداد موسيقي است كه هر كسي در خلوت خود بارها و بارها طبع خود را در آن آزموده.

                      جدا از خلوت و تنهايي كه در حمام ميسر مي‌شود و به آدمي جسارت مي‌دهد، اكوي ايجاد شده ناخواسته نيز صداها را آنچنان تقويت مي‌كند كه انگاري در ميكروفن مي‌دمد. اگر آمار درستي در دسترس بود و توان شنفتن، شايد مي‌شد اين شيوه آوازخواني در حمام را در زمره مهم‌ترين و تاثير‌گذار‌ترين اتفاقات موسيقي در سطح جهان قلمداد كرد؛ چه بسا كه بسياري از كارهاي جاودان تاريخ موسيقي ايران و جهان، سنگ بنايش زير دوش گذاشته شده باشند اما اين شيوه به خاطر جوهر وجودي‌اش فقط در خلوت شخص رخ مي‌دهد.

                      هنر موسيقي چنان در زندگي جاري و ساري است كه به صورت جزئي جدايي‌ناپذير از آن تبديل شده است. البته بر خلاف همه‌گير بودن و عموميت غير‌قابل انكارش، آموزش ساز و فراگيري علوم مربوط به آن به شكل قابل توجهي دشوار است و احتياج به سال‌ها تمرين سخت دارد و صبوري در اين راه.

                      در اين ميان معدود افرادي هم هستند كه از آزمون وجدان خود سربلند بيرون مي‌آيند و پس از كسب مهارت كامل در آوازخواني حمام، به خود اجازه مي‌دهند وارد عرصه عمومي موسيقي ‌شوند و گاه به اميد شنيده شدن و خلق نوايي خوش، عزم اجراي موسيقي مي‌كنند.

                      اساسا هر كس به فراخور طبع‌اش، مواجه‌هاي متفاوت با پديده خوانندگي دارد كه در ساده‌ترين حالت، لذت شنيدن موسيقي است در حالي كه لذت ‌بردن از موسيقي كمتر ارتباطي با دانش موسيقي دارد، چرا كه اين هنر درگير با دروني‌ترين لايه‌هاي روح هر انسان است.

                      اما تكنولوژي و حضور پررنگش در تمام حوزه‌هاي زندگي، هنر موسيقي را هم بي‌نصيب نگذاشته است. فناوري باعث شده علاقه‌منداني كه توان استفاده از علم روز را دارند، لذت تجربه‌هاي موسيقايي خود را به مدد ضبط و ويرايش صدا گسترش دهند و تجربه‌ و شيرين كاري‌هاي خود را به مدد اينترنت با دوستان خود به اشتراك بگذارند. اين موضوع براي كساني كه در آموزشگاه‌ها اندكي با الفباي موسيقي آشنا شده بودند، سكوي پرتابي شد تا بي‌هيچ هزينه‌اي همچون آهنگسازي پركار يكسره نت‌ها را پشت سر هم رديف كنند و از آفريده‌هاي خود حظ وافر ببرند.

                      چنان است كه امروزه با پرداخت اندك هزينه‌اي خيل علاقه‌مندان اين هنر مي‌توانند مرزهاي كارشان را گسترش دهند و از حمام و زير دوش كه افكت ريورب بي‌هيچ زحمتي در اختيارشان قرار مي‌گرفت، به ساخت استوديوهاي خانگي روي آوردند با اين تفاوت كه اين‌بار دريايي از افكت‌ها و امكانات صدا‌سازي و ضبط را در اختيار گرفتند بي‌آنكه دانش يا توان استفاده از آن را داشته باشند.

                      همين موضوع كه در اين روزگار امري بديهي به نظر مي‌رسد تا مدتي پيش براي خيل عشاق موسيقي، رويايي دست‌نيافتني بود اما هزينه‌هاي گزاف اجاره استوديو‌ها و مشكلات فني ضبط‌هاي آنالوگ، خار مغيلاني در راه ضبط موسيقي بود. اما اين ابزار جديد صرفا دنياي جديدي را براي دوستداران موسيقي ايجاد نكرده، صاحبنامان موسيقي هم با استفاده از اين امكانات دايره فعاليت‌هاي خود را بزرگ و بزرگ‌تر كرده‌اند و توانسته‌اند سرعت توليدات خود را هر روز بيشتر و بيشتر كنند. اين امكان سبب شد، موزيسين‌هاي حرفه‌اي قادر شوند بدون بيم و هراس خطا كنند، اصلاح كنند، ضبط كنند، پاك كنند، بنويسند و خط بزنند و ويرايش كنند. اما اولين اشكالي كه اين فنا‌وري رقم زد، افزايش بي‌رويه كميت و افت كيفيت آثار توليد شده بود. هر چند در نگاه اول كيفيت شنيداري ارتقا پيدا كرد و صداهاي ضبط شده از وضوح بهتري برخوردار شدند و پالايش صداها قوي‌تر شد اما سرعت پيش آمده مجال تامل را كم كرد و باعث شد آهنگسازان براي همراهي با آن و عقب نماندن از سايرين، تمركز خود را روي سرعت بگذارند. بنابراين هنرمنداني كه براي ضبط يك اثر سال‌ها ممارست مي‌كردند با اين شيوه خواه ناخواه فن نوازندگي و خوانندگي‌شان را ارتقا مي‌دادند.

                      همين سرعت پايين و صبر و تامل در كارها آثار ضبط شده را عميق‌تر مي‌كرد. از طرف ديگر سرعت پايين انتشار آلبوم‌هاي موسيقي موجب مي‌شد تا هر قطعه يا آلبوم، فرصت مناسبي براي شنيده شدن پيدا كند؛ مردم براي شنيدن يك آلبوم يا ترانه جديد مدت‌ها انتظار مي‌كشيدند و بعد از انتشارش نيز وقت كافي براي درك و فهم آن را داشتند. حال آنكه امروز نه تنها سرعت زندگي افزايش يافته و فرصت براي هر كاري محدودتر از پيش است، آثار موسيقي هم تحت تاثير اين سرعت رشد منفي كرده‌اند چنانكه حالا توليد موسيقي افزايش بي‌رويه‌اي دارد و مخاطب با حجمي از موسيقي‌هاي بي‌محتوا روبه‌روست و اگر عده قليلي اثر هنري هم منتشر شود بديهي است كه در ازدحام اين بازار گم مي‌شوند.

                      سوال اينجاست كه آيا وجود تكنولوژي و ابزارهاي جديد مسير توليد موسيقي را به اين سمت و سو برده است يا سليقه جامعه چنين سطحي از موزيك را طلب مي‌كند؟ آيا بازگشت به شيوه‌هاي سنتي مي‌تواند چاره كار باشد؟

                      بديهي است كه برگشت به گذشته امكان‌پذير نيست. حتي منطقي هم نيست. وقتي ابزار جديد و پرفايده‌اي براي توليد هنر ايجاد مي‌شود، چرا بايد آن را ناديده گرفت و به همان شيوه‌ قديمي اكتفا كرد. اين طرز برخورد معمولا از افرادي سر مي‌زند كه توان استفاده از فناوري‌هاي روز را ندارند و با انكار آن ضعف خود را توجيه مي‌كنند. اما وقتي به كوهي از آثار توليد شده جديد نگاه مي‌كنيم كه اكثر آنها متكي به اين فناوري‌ها هستند ولي از منظر كيفيت، سطح نازلي دارند و اندك ذوق و خلاقيتي در آنها يافت نمي‌شود، مي‌توان اطمينان پيدا كرد كه اكثر مردان اين وادي راه غلطي را پيش گرفته‌اند.

                      شايد بتوان گفت، گسترش موسيقي مكانيزه و افزايش امكانات شنيداري موسيقي سبب واژگوني ارزش‌ها شده است. يكي از استدلال‌هاي دم‌دستي برخي جوانان در دفاع از موسيقي‌هاي ضعيف امروز، كسل‌كننده بودن و يكنواخت بودن موسيقي‌هاي اصيل است و آن را در تضاد با روند پيشرفت‌هاي اجتماعي مي‌بينند اما آنچه واقعا رخ داده گم شدن معنا در پي رسيدن به آوازها و ريتم‌هاي پرتحرك است.

                      در كنار اشكالات موسيقي مكانيزه اين روزها شاهد برخي دشمني‌هاي كوركورانه با سنت و طرد كردن آداب اصيل موسيقي نيز هستيم كه موجب افراط‌هاي مخرب و ويرانگري شده است. چنانكه شماري از جوانان كم ‌تجربه، هر نوايي را از موسيقي غربي، بدون قوه تشخيص مي‌پذيرند و تحقير مقوله‌هاي سنتي را نشانه مترقي بودن خود به شمار مي‌آورند. بنابراين وقتي نگاهي اجمالي به وضعيت موسيقي پاپ مي‌اندازيم، با كمال تاسف در مي‌يابيم اغلب ترانه‌ها كپي ضعيف و دسته چندم ترانه‌هاي غير‌ايراني و اغلب پاپ‌هاي تركي و عربي است.

                      ابزارهاي جديد با امكانات زياد چيزي جز سخت‌افزار نيستند و استفاده افراطي از آنها نه ‌تنها كيفيت موسيقي را بالا نمي‌برد بلكه باعث خالي شدن آثار توليد شده از معني و مفهوم مي‌شوند كه لازمه هر هنر، خاصه موسيقي است. شايد اگر سنت آواز خواندن در حمام جدي‌تر گرفته مي‌شد و آهنگسازان و خوانندگان در خلوت خود چند بار موسيقي‌شان را مرور ‌مي‌كردند اندكي اين مسير هنري تغيير مي‌كرد.

                      منبع: اعتماد

                      • آواز
                      • حمام
                      • استوديو
                      • خانگي
                      • موسيقي
                      • زيرزميني
                        ]]>
                        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Tue, 25 Sep 2018 11:08:49 +0330
                        40 سال خانه نشینی حق من نبود http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17902-40-سال-خانه-نشینی-حق-من-نبود.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17902-40-سال-خانه-نشینی-حق-من-نبود.html 40 سال خانه نشینی حق من نبود

                        ندا سیجانی: عبدالوهاب شهیدی 97 ساله شد. خالق تصنیف زیبا و ماندگار«زندگی» با آن مطلع شهیر: «اون نگاه گرم تو...»؛ اثری در دستگاه ماهور و در گوشه طوسی. بی‌تردید این قطعه همانند قطعاتی چون «تو‌ای پری کجایی» حسین قوامی، «الهه ناز» غلامحسین بنان، «مرغ سحر» محمدرضا شجریان و... در کنار آثار پرشمار شهیدی در تاریخ موسیقی ایران باقی خواهد ماند.

                        شهیدی نخستین بار این قطعه را سال 1347 در جشن هنر شیراز اجرا کرد. به گفته خودش«کاری که اصیل باشد، همیشه دیده می‌شود».

                        حضور و فعالیت استاد عبدالوهاب شهیدی خواننده پیشکسوت موسیقی سنتی ایران، نوازنده ساز عود و آهنگساز، در عرصه موسیقی به سال‌های خیلی دور برمی گردد؛ سال‌های پربار موسیقی ایران که هنرمندان در تولید و اجرای زیباترین قطعات از یکدیگر پیشی می‌گرفتند تا اینکه روزگار دگر شد و شهیدی چاره‌ای جز خانه نشینی نیافت و به 40 سال خواندن و نواختن در دستگاه سکوت اکتفا کرد.امروز نه دیگر دستان چروکیده و رنجورش توانای نواختن عود را دارند و نه تارهای صوتی‌اش یارای خواندن.

                        اما این نافی نقش امید در چشمان او نیست! او به حیات دوباره موسیقی ایران امیدوار است و به نسل جوان ایمان دارد. به گفته استاد عبدالوهاب شهیدی «اکثر جوان‌های امروز سی دی‌های برنامه «گلها» را به همراه دارند.»

                        شهیدی سال‌ها در جامعه باربد که استاد اسماعیل مهرتاش(موسیقیدان ایرانی) مؤسس آن بود فعالیت می‌کرد و آواز و ردیف موسیقی ایران را در همین مرکز آموخت. محمدرضا شجریان از دیگر شاگردان مهرتاش درباره شهیدی گفته است: «استاد مهرتاش، عشق و علاقه عجیبی به آقای شهیدی داشتند و او را اعتبار «جامعه باربد می‌دانستند... او دارای منشی بزرگوارانه درموسیقی ما است. هرجا که او بود، بالاترین عنوان هنری را داشت... اعتبار شهیدی چنان زیاد بود که همیشه خودم را پشت او پنهان می‌کردم تا کسی مرا نبیند.من از او یاد گرفتم که رفتارهنری باید چگونه باشد.»

                        تولد عبدالوهاب شهیدی بهانه‌ای شد تا گپ و گفتی دوستانه با استاد بزرگ آواز ایران داشته باشیم.

                        شهیدی می‌گوید: «من یکم مهرماه سال 1301 به دنیا آمدم وامسال 97 ساله شدم. زادگاهم میمه اصفهان است و دوران دبستان را دراین شهرگذراندم. پدرم میرزا حسن شهیدی ملقب به صدرالاسلام و متخلص به طوبی از نوادگان شهید ثانی بودند.از دوران کودکی به موسیقی علاقه‌مند بودم وگاهی اوقات با خود آواز خواندن را زمزمه می‌کردم پدرم هم من را تشویق می‌کرد و می‌گفت «در چهره‌ات می‌بینم که دراین زمینه موفق خواهی شد و باید مسیر موسیقی را ادامه بدهی» 14 سال سن داشتم که پدرم فوت کرد. در واقع پشتیبان و استادم را از دست دادم. پدرم از روحانیون بود و به موسیقی احاطه کامل داشت و من چندین آواز را نزد ایشان آموزش دیدم. بعد‌ها یعنی سال 1317 آموزگار شدم و بعد به نظام وظیفه پیوستم و در ارتش ماندگار شدم و درحال حاضر هم بازنشسته ارتش هستم. تمامی این اتفاقات تقدیر من بود. طبیعت این مأموریت را برعهده من گذاشته بود واز خود اختیاری نداشتم. آن روزها تمام وقتم را صرف آموختن و رفتن به تئاتر می کردم. من پیش ازآنکه به‌صورت جدی موسیقی را ادامه بدهم به کار بازیگری تئاتر مشغول بودم و بعد از آشنایی با استاد مهرتاش آموزش موسیقی را در محضر ایشان آموختم و به برنامه رادیویی گل‌ها وارد شدم و تعداد آثاری که از آن برنامه باقی مانده و آرشیو شده است 70 درصد آن اجرای من بوده است اما بعد از انقلاب نه اجرایی داشتم و نه نوارکاستی منتشر کردم. البته اوایل انقلاب مدتی موسیقی تحریم بود و اثری پخش نمی‌شد ولی بعدها بدون آنکه بخواهم خانه نشین شدیم.»

                        شهیدی به آن روزهایی که در زندان بازداشت بود، اشاره می‌کند و می‌افزاید: «اوایل انقلاب در اصفهان بازداشت شدم آن هم بر سر یک زمین کشاورزی که از دولت گرفته بودم. آن زمان یک چاه آب در زمین حفر کرده بودم که حدوداً 500 میلیون تومان برایم هزینه برداشت اما تنها 4 میلیون تومان به من برگرداندند. بعد از آن هم یکسری مشکلات محلی به وجود آمد و یک تعداد جوان نابالغ شروع به اذیت مردم کردند. مشکل بازداشت من همچنان ادامه داشت تا آنکه از مسئولان پرونده خواستم پرونده‌ام را ببینند و نتیجه نهایی را اعلام کنند و خوشبختانه از مرکز نامه آمد که ایشان را محترمانه آزاد کنید اما چه فایده پول و زمین از بین رفت.»

                        عبدالوهاب شهیدی دانش آموخته مکتب اصفهان است و شاید دلیل این امر زادگاه او بوده است.اما او براین نظر است که «همه مکاتب موسیقی هستند وتفاوتی با هم ندارند و انتخاب این نام‌ها چون مکتب اصفهان، مکتب تهران و مکتب تبریز به لحاظ محلی و موقعیت جغرافیایی است. استادان اول من صفحه گرامافون بودند یعنی با شنیدن صدای استادانی چون تاج اصفهانی و ادیب خوانساری از روی صفحه شیوه آن دو استاد را پیروی کردم و علاقه‌مند شدم اما وقتی به کلاس استاد مهرتاش آمدم ایشان گفتند «تمامی این روش‌ها را از ذهنت پاک کن» و یک سال مشغول پاک کردن آنها بودم.»

                        عبدالوهاب شهیدی نوازنده قهار ساز عود(یا بربط) است و در واقع سبکی را در این ساز به وجود آورد که تا به امروز ادامه دارد و آنچه را هنرجویان آموزش می‌بینند، شیوه عود نوازی ایشان است. یعنی نواختن عود به شیوه موسیقی ایرانی. او دراین باره می‌گوید: «سنتور ساز اول من بود اما با صدای ساز عود از«رادیو خاورمیانه عربی» آشنا شدم و خیلی تحت تأثیراین صدا قرار گرفتم.آقایی بود به‌نام «خضوری» از یهودیان عراق و از ترس آنکه به اسرائیل نبرندش، از بصره به ایران آمده بود. وقتی به جامعه باربد آمد، آقای مهرتاش او را استخدام کرد. او استاد قانون بود ولی در نوازندگی عود هم تبحر داشت. به‌طور اتفاقی با ایشان برخورد کردم و برایم یک عود آورد و طرز کوک‌کردن و انگشت‌گذاری را به من یاد داد. چون با تار آشنایی داشتم خیلی زود با عود ارتباط برقرار کردم. من تنها کاری که روی عود انجام دادم این بود که این ساز را از فراموشی بیرون آوردم و صدایی که امروز از ساز عود شنیده می‌شود نتایج زحمات من وشیوه کاری‌ام است. من سبک نواختن تار را روی عود پیاده کردم و سال‌ها دراین باره تلاش کردم.شنیدم که قرار است این ساز به‌نام ایران ثبت جهانی شود و از دوستانی که دراین باره زحمت می‌کشند تشکر می‌کنم چرا که اتفاق بسیار خوبی است و هرآنچه را در راه کشورم ایران باشد و صورت بگیرد، حرفی ندارم و موافقت خود را اعلام می‌کنم.»

                        عبدالوهاب شهیدی دارای دو دکترای موسیقی (درجه یک هنری) یکی برای ساز عود و دیگر برای آواز است.او سبکی منحصر به فرد در آواز دارد ومی گوید: «صدا بیان‌کننده شخصیت انسان است. شخصیت من هم به‌گونه‌ای تعیین شده بود که موسیقی اصیل یعنی موسیقی محلی‌های کشورمان که فولکلور است را بیاموزم و بخوانم که بیشترین آن هم آثاری از بزرگان موسیقی در دوره ساسانیان است. من موسیقی فولک را دنبال کردم و روی آهنگ‌هایی که بجای مانده بود اشعار بزرگان را پیاده کردم. تمام این آثار ریتمیک بود و درواقع کاری کردم که کسی از موسیقی من خسته نشود و الحمد‌لله هم انجام شد.

                        این استاد بزرگ آواز گاه آثاری را که امروز با عنوان موسیقی آوازی رواج پیدا کرده است، می‌شنود و می‌گوید: «موسیقی‌های امروزی را گوش می‌کنم و می‌بینم که تعداد هنرمندان افزایش یافته است اما بیشتر از آنکه هنرمند باشند هنر، بند هستند. پیش از این عزیزانی چون بنان، قوامی، ادیب خوانساری، تاج اصفهانی، عبدالعلی وزیری و... بودند که توانستند موسیقی آوازی را بدرستی به مردم معرفی کنند اما متأسفانه امروزاین بزرگان آرام آرام کنار گذاشته شده‌اند. آینده موسیقی ایران بستگی به فعالیت همین جوانان دارد، آنها باید در زمینه معرفی درست موسیقی اصیل ایرانی تلاش کرده و آن را ارتقا بدهند و دراین راه رشد کنند. پایه و اساس یک موسیقی شعر است.زمانی یک تصنیف گُل می‌کند که در کنار یک شعر خوب، ملودی و بعد آواز قرار بگیرد.

                        شهیدی نزدیک به یک قرن در این مملکت زندگی کرده و بهار و خزان‌های بسیاری را پشت سر گذارده است. او آرزو دارد «همه مردم کشورم سلامت و سعادتمند باشند این مردم هستند که پشتیبان موسیقی‌اند با حمایت مردم یک هنرمند معروف می‌شود، مردم هنرمند را بزرگ می‌کنند و درحال حاضر هم وظیفه دارند که به هنرمندان احترام بگذارند و آنها را حمایت کنند. خدا را شکر از روزهایی که بر من گذشت، راضی هستم تا ببینم نوبت ما کی خواهد شد.»

                        تولد استاد عبدالوهاب شهیدی مصادف با سالروز تولد استاد شجریان است یکم مهر؛ او ضمن تبریک تولد برای ایشان آرزوی سلامتی دارد. او ناراحت و نگران از روزهایی است که می‌گذرد و خسرو آواز ایران در بستربیماری است. او می‌گوید: «روی ماهش را می‌بوسم و غمخوارش هستم و از پیشامدی که برای ایشان به وجود آمده ناراحت هستم و تنها کاری که می‌توانیم انجام بدهیم دعا برای سلامتی ایشان است.آشنایی من با شجریان به جشن هنرشیراز برمی گردد البته درجشن طوس هم در کنار هم بودیم. او نه تنها یک هنرمند است بلکه یار و رفیق مهربانی است. انسانی بسیار با ادب و آشنا به هنر و سال‌ها در این زمینه زحمات بسیاری کشیده است. او هرگاه می‌شنید استادی آمده است هر طورکه شده به خدمت او می‌رسید تا بر دانشش بیفزاید. شجریان هم از شاگردان مهرتاش است و در ابتدای کار درمحضر ایشان آموزش موسیقی دیده است. چند شب گذشته یک نوارکاست از کارهای ایشان را گوش می‌دادم در دستگاه آواز ابوعطا با همراهی ساز جلیل شهناز؛ من در سرتاسر این نوار اشک ریختم که چرا باید چنین اتفاقی برای آقای شجریان رخ بدهد! طبیعت با ایشان چه کرده است! طبیعت او را می‌سازد، پرورش می‌دهد و بعد او را به زمین می‌زند این چه قانونی در طبیعت است؟ این افراد و انسان‌های بزرگ آسان به دست نمی‌آیند. شاید هر هزار سال یک بار. به قول باباطاهرعریان: «من آن بحرم که درظرف آمدستم/ چونقطه برسر حرف آمدستم/ بهرالفی الف قدی بر آید / الف قدم که در الف آمدستم این هنرمندان هر هزار سال یک بار متولد می شود و هزار سال دیگر باید صبر کرد تا بار دیگر مادرگیتی چنین هنرمندانی به دنیا آورد. حیف وصد حیف برای موسیقی ایران.»

                        در چهره عبدالوهاب شهیدی غم بزرگی آشکار شده است و سرش را به نشان تأسف به پایین می‌اندازد و با همان بغضی که در گلویش نهفته است، بیان می‌کند: «سال گذشته ایشان به منزل من آمدند، روز پرخاطره و خوبی بود.دراین سال‌ها پراکنده ایشان را می‌دیدم، ولی باور کنید خیلی ناراحت هستم. من می‌دانم او چه دردی دارد و این درد را حس می‌کنم! آنچه داشت باخته است آن صدای شیوایش ازبین رفته واین بی‌عدالتی طبیعت است. طبیعت سرمایه و زندگی‌اش را گرفته است؛ خدا را قسم می‌دهم بلکه حالش کمی بهتر شود. آقای شجریان شاگردان بسیاری تربیت کرده و خوشبختانه صداهای خوبی نیز در این میان ظهور پیدا کرده‌اند، تنها باید تجربه لازم را پیدا کنند.

                        • عبدالوهاب شهيدي
                        • سال
                        • خانه نشيني
                        • حق
                        • موسيقي
                          ]]>
                          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Mon, 24 Sep 2018 11:32:30 +0330
                          تفاوت‌ استاد شجریان با دیگر هنرمندان http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17889-تفاوت‌-استاد-شجریان-با-دیگر-هنرمندان.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17889-تفاوت‌-استاد-شجریان-با-دیگر-هنرمندان.html تفاوت‌ استاد شجریان با دیگر هنرمندان

                          اول پاییز صدایی به جهان اضافه شد که بسیاری از شنیدن زیبایی آن بهره مند شده‌اند.

                          به گزارش خبرنگار هم آوا، به همین بهانه، کیوان ساکت از دلایل ماندگاری استاد محمدرضا شجریان می‌گوید.کیوان ساکت در گفت‌وگو با ایرنا از تاثیر استادان و همراهان بر شجریان می‌گوید تا نحوه انتخاب اشعار. ساکت دلیل ماندگاری استاد شجریان را این‌گونه مطرح می‌کند: دلیل اینکه کارهای قوی و قبلی استاد شجریان نسبت به گذشته بیشتر و درخشان‌تر در حافظه عاطفی مردم جا می‌افتد، این است که علاوه ‌بر مهارت استاد و تسلط‌شان به آواز ایرانی، با هنرمندان بزرگی نظیر خانواده استاد یوسف زمانی(حسن و حسین یوسف زمانی) و استاد پرویز مشکاتیان و خیلی افراد دیگر کار کرده‌اند.

                          آثار تکرارنشدنی

                          ساکت با بیان اینکه آثاری که استاد شجریان در برنامه گلها با هنرمندانی مثل جلیل شهناز، فرهنگ شریف، پرویز یاحقی و استادان دیگر اجرا کرده، آثاری است درخور و قابل‌تامل، اضافه کرد: این آثار در زمینه‌های مختلف است چون ارکستر به سبک گلها، ارکستر به سبک ارکستر موسیقی ایران، تکنوازی ساز و آواز و دونوازی و سه نوازی و همچنین کارهایی که با استاد مشکاتیان و ناصر فرهنگ‌فر ارائه دادند. اینها آثاری هستند که فکر نمی‌کنم به این زودی در این ژانر تکرار شوند. به همین خاطر این آثار که با فکر و اندیشه و تمرین و ممارست مفاهیم کلیدی ایرانی ساخته و اجرا شده بود، آثاری است که هر چقدر بگذرد، بر ارزش و اعتبار و لطفشان افزوده می‌شود، به‌جای اینکه کمرنگ شود.

                          مراقبت از استعداد

                          این نوازنده تار دلیل دیگر ماندگاری استاد شجریان را شخصیت بی‌نظیر وی می‌داند و ادامه می‌دهد: مفاهیم موسیقیایی که در آن زمان مد نظر این بزرگان بود و آرامش و عشق و علاقه‌ای که به هیچ چیز جز فرهنگ ایران نگاه نمی‌کرد، باعث شده از استاد شجریان یک شخصیت فرهنگی بسیار کم‌نظیر و ویژه بسازد. فراموش نکنیم که استاد زیر نظر و با مراقبت دیگر هنرمندان به این جایگاه رسیده‌اند. خواننده‌ها به مراقبت احتیاج زیادی دارند تا استعدادهایشان هرز نرود و در زمینه‌های غیرهنری استفاده نشوند. چه بسیار در تاریخ داشته‌ایم هنرمندانی با استعداد خیلی زیاد که متاسفانه به هرز رفته‌اند. به هر روی استاد جزو این افراد نیست، به‌ویژه در آواز در زمان خودش با کمک هنرمندان بزرگی مثل مشکاتیان، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، یاحقی و دیگران به تجربیاتی دست پیدا کرد که شاید در کمتر هنرمند عصر ایشان ببینید.

                          تسلط و آگاهی استاد

                          ساکت در ادامه تاکید می‌کند که هیچ‌کدام از هنرمندان هم‌عصر استاد شجریان در زمینه آواز موسیقی ملی ایران به این درجه تسلط و آگاهی و آشنایی با مکاتب مختلف آوازی و ظرایف آواز ایرانی نرسیده بودند و ادامه می‌دهد: این ویژگی‌هایی که عرض کردم از استاد شجریان هنرمندی ساخته که نام و آثارش در حافظه عاطفی مردم ماندگار شده است. البته طبیعتا یک سری آثار ممکن است در لابه‌لای آثار هنرمند باشد که این ویژگی‌ها را نداشته باشد. همه هنرمندان بزرگ مانند حافظ مولانا تا هنرمندان امروزی همه آثارشان می‌تواند جاودان و ماندگار نباشد، ولی شخصی که بتواند به‌عنوان یک هنرمند در حافظه تاریخی مردم بماند، نشان می‌دهد که بیشتر آثارش این ویژگی را داشته است.

                          سابقه همکاری

                          ساکت با ابراز تاسف از اینکه بیماری مانع از این شد که آلبوم «شادی آزادی» را با استاد شجریان تولید کند، گفت: قرار بود قطعه «شادی آزادی» آلبوم شود که متاسفانه بیماری ایشان این مجال را از مردم ما گرفت. وقتی با استاد شجریان کار می‌کنید، احساس می‌کنید موسیقی فوران و جوشش دارد. این است که لذت کار کردن را با ایشان دوچندان می‌کند. اما وقتی با خواننده‌های دیگری کار می‌کنیم، گاه احساس می‌کنیم با یک عدم اعتمادبه‌نفس صرفا انجام وظیفه می‌کنند.

                          محمود دولت‌آبادی نيز در سالگرد تولد محمدرضا شجریان، در یادداشتی به مناسبت تولد هفتادوهشت‌سالگی محمدرضا شجریان(متولد اول مهرماه ۱۳۱۹) نوشته است: «کودک بودم که یکی دوبار از زبان مادرم شنیدم «هنر، بخش است» منظورش بخشش بود از جانب پروردگار و اشاره داشت به صدای خوش‌آواز مردی در همسایگی ما به‌نام «عظیم» که هر از گاهی شب - نیمه‌شب آوازش را رها می‌کرد در کوچه‌های خاموشِ ده. آن وقت‌ها دریغ من آن بود که چرا کسی پیدا نمی‌شود عظیم را ببرد در رادیو بخواند تا همگان آواز او را بشنوند؟ البته دیری نپایید تا متوجه بشوم مسیر تا رسیدن عظیم به رادیو، آسان نیست. بعد از آن صدا - آوازهای بسیار متنوعی شنیدم به یُمن همین رادیو در شهرهایی که بودم و بیشتر در محل کار. اما آن صدایی که همواره مرا به یاد سخن مادرم می‌اندازد، صدای محمدرضا شجریان است که «هنر، بخش است» در عین حال آن‌چه در هنر شجریان یافتم پیگیری وی بود در آموزش و یادگیری مداوم از پیشینیان. یک وقت شجریان را می‌شنیدم و بی‌اختیار یاد خوشنویسی افتادم در حرف نون، تعجب کردم و پرسیدم. گفته شد او خط هم می‌نویسد. دورادور می‌شنیدم که سفر می‌کند به اصفهان، یقین داشتم برای یادگیری می‌رود. همچنین دقیق شده‌ام در غزل‌هایی که می‌خواند و اینکه غزل را عمیقا فهم کرده است مگر در یک مورد که اکنون در خاطر دارم و بیت این است «خیال حوصله بحر می‌پزد هیهات - چه‌هاست در سر این قطره محال‌اندیش!» که او – احتمالا به توصیه‌ای خوانده است «خیال حوصله بحر می‌برد هیهات» و دیگر آداب‌دانی شجریان در هنگام خواندنِ آواز آموختنی است که شما حتی دندان‌هایش را نمی‌توانید ببینید، نشستن و گوش سپردنش به ساز - نوازنده، نوازندگان و ربطی که با چنان توجهی برقرار می‌کند میان جمع نوازنده؛ این همه آدابی است که او داشته و خوب آموخته است هم. پس اجازه می‌خواهم نکته‌ای به سخن مادر بیفزایم و آن درکِ بخشش پروردگار است و آموختن و پرورش مداوم آن بخشش و آن‌چه بدان مربوط است؛ یادگیری بی‌وقفه در همه احوال، کار و رفتاری که شجریان با هنر خود داشت و می‌داشت اگر خانه‌نشین نشده بود و بسته نشده بود آن زنگِ ممتازی که در صدای شجریان بود. دیگر چه توان گفت؟

                          • تفاوت
                          • استاد
                          • محمدرضا شجريان
                          • هنرمندان
                          • موسيقي
                          • محمود دولت آبادي
                            ]]>
                            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Mon, 24 Sep 2018 10:28:59 +0330
                            اصغر فرهادی جزو کارگردانان بزرگ تاریخ سینما است http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17841-اصغر-فرهادی-جزو-کارگردانان-بزرگ-تاریخ-سینما-است.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17841-اصغر-فرهادی-جزو-کارگردانان-بزرگ-تاریخ-سینما-است.html اصغر فرهادی جزو کارگردانان بزرگ تاریخ سینما است

                            در حالی که چند روزی است اکران فیلم سینمایی «همه می‌دانند» اصغر فرهادی در کشور اسپانیا آغاز شده، ماریانو بارروسو رئیس آکادمی سینمای اسپانیا در اظهار نظری اصغر فرهادی را در زمره فیلمسازان بزرگ تاریخ سینما از جمله فلینی و کوروساوا قرار داد.

                            به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از آی سینما، بارروسو در جمع اعضای این آکادمی و گروهی از فیلمسازان جوان در مادرید گفت که ساخت فیلم توسط فرهادی در اسپانیا بسیار اتفاق با ارزشی است. او از فرهادی خواست که به فعالیت هنری خود دراسپانیا همچنان ادامه دهد و تاکید کرد که آغوش سینمای این کشور برای او همیشه باز است.

                            این گروه برای شرکت در یک مستر کلاس فیلمساز ایرانی در محل آکادمی سینما اسپانیا گرد آمده بودند. فرهادی برای شرکت در مراسم آغاز نمایش عمومی فیلم تازه خود «همه می‌دانند» به مادرید سفر کرده است. رئیس آکادمی سینمای اسپانیا با ستایش کار تازه فرهادی گفت که فیلمساز ایرانی با شگفتی فیلمی کاملا اسپانیایی ساخته است.

                            اصغر فرهادی در پاسخ به سوالی در باره تجربه چالش زبان در کار با بازیگران گفت: «طبیعتا این امر یک چالش است ولی امتیازهایی هم برای کارگردان به همراه می‌آورد.» بارروسو توضیح داد: «وقتی از طریق مترجم با بازیگر صحبت می‌شود زیاده‌گویی‌ها و شرح و بسط اضافی در کار نیست و مستقیم و روشن خواسته کارگردان به بازیگر منتقل می‌شود.»

                            به گفته او گاهی زیاده‌گویی و توضیح بسیار، خود سبب سوتفاهم می شود. ماریانو بارروسو اضافه کرد: «این شرایط کارگردان را وادار میسازد تا به چشمها، رفتار و حرکات بازیگران بیشتر توجه کند که این مساله امتیاز مهمی است.» فیلم تازه فرهادی از جمعه شب در سینماهای سراسر اسپانیا به نمایش درآمد.

                            چهارشنبه شب نیز نمایش ویژه‌ای در دو سالن مجموعه سینمایی کایائو مادرید صورت گرفت که در آن وزرای فرهنگ و دارایی اسپانیا به همراه بازیگران و صدها تن از اهل هنر و فرهنگ این کشور شرکت کردند.

                            آکادمی سینمای اسپانیا به تازگی اصغر فرهادی را به عنوان عضو افتخاری هیئات امنای این آکادمی معرفی کرد.

                            در فیلم «همه می‌دانند» که فیلمبرداری آن اواخر ماه نوامبر سال گذشته میلادی در مادرید به پایان رسید، علاوه بر «پنه‌لوپه کروز»، «خاویر باردم» بازیگر مطرح اسپانیایی و «ریکاردو دارین» بازیگر آرژانتینی «ادوارد فرناندز«، »باربارا لنی»، «الویرا مینگز»، «ایما کوئستا»، «روژه کاسا مایور» و «رامون باره‌آ» از دیگر بازیگران اصلی هشتمین فیلم بلند فرهادی هستند.

                            در خلاصه داستان فیلم «همه می‌دانند» آمده است:« کارولینا برای دیدار با خانواده‌اش از آرژانتین به زادگاهش اسپانیا بازمی‌گردد. در این سفر که پیش‌بینی می‌شد به تجدید دیدار اعضای خانواده خلاصه شود، رویدادهای غیرمنتظره‌ای به وقوع می‌پیوندد که بر روند زندگی کارولینا تاثیر می‌گذارد.»

                            • اصغر فرهادي
                            • كارگردان
                            • تاريخ
                            • سينما
                            • همه مي دانند
                              ]]>
                              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Sun, 16 Sep 2018 07:55:57 +0430
                              حسین عرفانی درگذشت http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17784-حسین-عرفانی-درگذشت.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17784-حسین-عرفانی-درگذشت.html حسین عرفانی درگذشت

                              حسین عرفانی،دوبلور پیشکسوت عرصه تلویزیون و سینما دیروز در سن ۷۶ سالگی، در بیمارستان دار فانی را وداع گفت.

                              به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از آرمان، حسین عرفانی به‌علت سرطان ریه در بخش مراقبت‌های ویژه بستری بود که چهارشنبه (۲۱ شهریور ماه) در بیمارستان درگذشت.عرفانی با نام کامل حسین عرفانی پارسایی، متولد ۱۳۲۱ تهران، از بزرگترین دوبلورها و گویندگان ایران بود.او با بیش از پنج دهه فعالیت، دوبلور بازیگرانی همچون اکبر عبدی در فیلم «سفر جادویی»، کاظم افرندنیا، جمشید هاشم‌پور، محمد برسوزیان و محمد مطیع بوده است.صداپیشگی به‌جای همفری بوگارت از مهم‌ترین فعالیت‌های عرفانی در عرصه دوبله است و در فیلم‌هایی چون «سراسر شب»، «داشتن و نداشتن»، «گذرگاه تاریک»، «دست چپ خدا»، «کی لارگو»، به‌جای این بازیگر مطرح هالیوود صحبت کرده است.حسین عرفانی به‌جای شان کانری در فیلم‌های «هایلندر»، «اژدهادل» (قلب اژدها)، «صخره»، «یافتن فارستر»، «گذرگاه مارسی» و «هرچه سخت‌تر باشی زمین می‌خوری» هم صداپیشگی کرده است.او به‌عنوان دوبلور آرنولد شوارتزنگر هم شناخته می‌شود و در فیلم‌های «انتقام منصفانه»، «روز ششم»، «داغ سرخ»، «ترمیناتور»(۱، ۲، ۳، ۵)، «نقشه فرار»، «سابوتاژ»، «آخرین ایستگاه»، «بی‌مصرف‌ها» (۱، ۲، ۳)، «پاک‌کننده»، «غارتگر»، «تلفات جانبی»، «یادآوری مطلق»، «آخرین حرکت قهرمان»، «کماندو» به جای او صحبت کرده است.این هنرمند دوبله سابقه اجرا و بازیگری هم دارد. عرفانی در سریال «عالیجناب» که سال ۱۳۹۶ در شبکه نمایش خانگی منتشر شد، به ایفای نقش پرداخته‌ است.عرفانی در فیلم‌های «دی دی» که سال‌ها قبل از تلویزیون ایران پخش می‌شد، صداپیشه نقش اصلی بود.او همچنین در سریال «لوک خوش شانس» به‌جای جالی صداپیشگی کرده است.گویندگی به‌جای هامفری بوگارت در فیلم «شاهین مالت» و «کازابلانکا» و کلارگ گیبل در فیلم «بربادرفته» از نمونه کارهای شاخص و بیادماندنی وی هستند.مراسم تشییع پیکر مرحوم حسین عرفانی،دوبلور باسابقه کشورمان پنجشنبه (۲۲ شهریور ماه) از مقابل مسجد بلال برگزار می‌شود.مجتبی نقی‌ئی،مدیر واحد دوبلاژ سیما درباره‌ جزئیات برگزاری مراسم تشییع پیکر حسین عرفانی گفت: این مراسم ۲۲ شهریور ماه ساعت ۹و۳۰ دقیقه از مقابل مسجد بلال به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) انجام می‌شود.

                              سال بدی برای دوبله بود

                              ناصر ممدوح از زنده‌یاد حسین عرفانی به‌عنوان گوینده‌ای بسیار شاخص که کارهای درخشانی را در عرصه دوبله انجام داد، یاد کرد. وی در گفت‌وگویی با ایسنا درباره مرگ حسین عرفانی گفت: امسال برای ما و همکارانی که در هنر دوبله کشورمان فعالیت می‌کنند، سال بدی بود. اول که بهرام زند، بعد محمد عبادی و حالا حسین عرفانی از میان ما رفتند. حسین عرفانی از گوینده‌های بسیار شاخص بود و کارهای درخشانی را دوبله کرد. او انسان شریفی بود که به‌دلیل کسالتی که داشت به رحمت خدا رفت و متاسفانه او را از دست دادیم.او در پایان گفت: ما سال‌ها در کنار هم همکاری کردیم و نقش‌های مختلفی را حرف زدیم. من این ضایعه را به تمام هنردوستان، خانواده محترم ایشان و به جامعه هنری تسلیت می‌گویم.

                              گفت‌وگوی قدیمی با حسین عرفانی

                              دوبلور سریال «مدیر کل» گفت: امثال من دیگر رفتنی هستیم و نهایتا سه تا چهار سال دیگر حضور داریم بنابراین باید عرصه دوبله توسط جوانان علاقه‌مند به این هنر به کار خود ادامه دهد.حسین عرفانی دوبلور پیشکسوت در گفت‌وگو با میزان درباره وضعیت دوبله گفته‌ بود: این روزها جوانان زیادی وارد عرصه دوبله می‌شوند که استعدادهای خوبی هستند و قطعا در آینده می‌توانند دوبلورهای خوبی برای این عرصه باشند و جای دوبلورهای قدیمی را بگیرند.وی در همین راستا افزود: امثال من دیگر رفتنی هستیم و نهایتا سه تا چهار سال دیگر حضور داریم بنابراین باید عرصه دوبله توسط جوانان علاقمند به این هنر به کار خود ادامه دهد.این دوبلور پیشکسوت درباره نقش مدیر دوبلاژها در کیفیت آثار دوبله شده توسط اظهار کرده بود: کیفیت کار نیروهای جوان در عرصه دوبله با مدیریت، رهبری و تجربیاتی که مدیر دوبلاژها دارند می‌تواند در تقویت هرچه بهتر نیروهای جوان موثر باشد، در این روزها مجتبی نقی‌بی به‌عنوان مدیر دوبلاژ نقش مهمی در هدایت مسیر هر چه بهتر جوانان در عرصه دوبله ایفا کرده است و امیدوارم این روند هر روز بهتر از قبل ادامه یابد.وی ادامه داد: یک دوبلور برای دوبله یک اثر باید حس شخصیت آن اثر را داشته باشد، با فضای آن ارتباط برقرار کرده و در صدای خود جان داشته باشد که اگر اینگونه نباشد یک اثر خوب تولید نمی‌شود.عرفانی خاطرنشان کرد: سازمان صدا و سیما تلاش و اقدامات زیادی برای جوانان عرصه دوبله و موفقیتشان کرده است و تا جایی که اطلاع دارم در جهت حقوق این نیروها اقداماتی انجام شده و قرار است به حقوق آنان اضافه شود. مدیران دوبلاژ نیز به دنبال ورود جوانانی با صدای خاص هستند که توجه مخاطب را جلب کنند و این نیروها بتوانند در آینده نام مدیران دوبلاژ و اساتید فعلی را زنده نگه دارند.

                              • حسين عرفاني
                              • درگذشت
                              • هنرمند
                              • دوبلور
                              • سينما
                                ]]>
                                hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Wed, 12 Sep 2018 07:16:50 +0430
                                صدا و سيما متقاضي پخش ربنا بود http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17710-صدا-و-سيما-متقاضي-پخش-ربنا-بود.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17710-صدا-و-سيما-متقاضي-پخش-ربنا-بود.html صدا و سيما متقاضي پخش ربنا بود

                                «ربنا لاتزع قلوبنا» همین چند کلمه کافی است تا ناخودآگاه نام محمدرضا شجریان در زیرلب زمزمه شود؛ شجریانی که هیچ‌گاه برای پیر و جوان کهنه نشد و در هر مجلسی که صدای او طنین می‌یابد، سکوت برقرار و سرها به نشانه همراهی تکان داده می‌شود.

                                به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از آرمان، پس از سال 84 و به‌ویژه پس از 88 تلاش زیادی برای شنیده نشدن صدای او شد، اما محبوبیت شجریان بر همه این تلاش‌ها غلبه کرد و نوای او هیچ‌گاه به سکوت تبدیل نشد. در سال 92 بسیاری امیدوار شدند تا شجریان همانند قبل در ایران کنسرت برگزار کند و برای حامیانش بخواند چرا که از صدای او در تبلیغات انتخاباتی روحانی استفاده شد و در بخشی از آن هم روحانی می‌گوید: «صدای شجریان را دوست دارم». در تبلیغات انتخاباتی سال 96 باز هم روحانی در مناظره انتخاباتی گفت:‌ «ربنایی که مردم علاقه‌مند هستند پخش نمی‌کنیم؛ چگونه می‌توانیم به دنبال توسعه اخلاق و فرهنگ باشیم؟» و باز هم خبری از استاد آواز ایران برای فعالیت نبود هر چند او مدتی بیمار بود، اما پیش از آن هم اراده‌ای برای فراهم کردن شرایط حضور شجریان در کنسرت‌ها دیده نشد. جفای دولتی‌ها از یک سو و از سوی دیگر رفتارهای صداوسیما با شجریان بود که بر گلایه‌ها افزود.

                                ماجرا چه بود؟

                                سال 1388 محمدرضا شجریان در نامه‌ای به عزت‌ا... ضرغامی از وی خواست تا از پخش آثار او در صداوسیما خودداری کند، شجریان پس از شکایت از صداوسیما به دلیل پخش بدون اجازه آثارش، به صورت خاص اجازه پخش ربّنا و ادعیه(مثنوی افشاری) را به صداوسیما داد ولی اعلام کرد به پخش سایر آثارش از شبکه‌های مختلف آن رضایت نخواهد داد. وکیل شجریان خبر از طرح یک دعوای حقوقی علیه صداوسیما می‌دهد که نتیجه‌ای عجیب به همراه داشته است. به گفته‌ آقاسی از سال 1388 تا کنون(9 سال) این پرونده در جریان بوده است. محمدحسین آقاسی(وکیل محمدرضا شجریان) به ایرنا درباره شکایت محمدرضا شجریان از صداوسیما به خاطر پخش بدون رضایت آثار وی گفته است: «با توجه به اینکه موکلم به دلیل بیماری امکان حضور در دادگاه را نداشت، من به عنوان وکیل پرونده در جلسه حضور یافتم و از صداوسیما نیز وکیل، معاون مربوطه و یکی از مدیران آن در جلسه حضور یافتند و تفسیر قضایی، سلیقه و طرز تفکر قاضی این بود که صداوسیما کار بدی نکرده و شاید پخش آثار به نفع موکل هم بوده است. هیچ کدام از دلایل ما مورد توجه دادگاه قرار نگرفت و نهایتا روز(12 شهریور)، دادگاه رأی مبنی بر رد شکایت صادر و اعلام کرد پخش آثار موکل در صداوسیما، موجب شهرت وی شده و به زیان او نبوده است». این ادعا قابل تامل است که شجریان به‌واسطه پخش آثارش از صداوسیما مشهور و محبوب شده باشد. رأی دادگاه انتقادهای زیادی را به دنبال داشت که از جمله آن می‌توان به شهرام ناظری اشاره کرد. او در خصوص این اتفاق گفت: صداوسیما همیشه این اجحاف را در حق هنرمندان انجام داده و این زورگویی و رفتار غیر عادلانه را نسبت به همه داشته است. الان ۴۰ سال است که آثار مرا پخش می‌کند و هیچ حق و حقوقی به من نداده است. هیچ قراردادی نبسته و هیچ اجازه‌ای هم نگرفته است.

                                انتقاد شاگرد شجریان

                                دیروز هم مدیرعامل خانه موسیقی ضمن تاکید بر اینکه اساسا محمدرضا شجریان سال‌ها پیش از انقلاب به شهرت رسیده بود و صداوسیمای بعد از انقلاب از او به عنوان هنرمندی شناخته شده درخواست کرد «ربنا» را بخواند نه به عنوان هنرمندی گمنام، اعلام کرد خانه موسیقی آماده دریافت وکالت از هنرمندان برای دفاع از حقوق ضایع شده آنهاست. حمیدرضا نوربخش این استدلال را عجیب تلقی کرده و گفت: این استدلال عجیب و غریب است و باید از صداوسیما پرسید مگر امروزه سازوکار سایر تلویزیون‌های دنیا چگونه است؟ مگر شما بابت پر کردن هر ثانیه آنتن‌تان هزینه نمی‌کنید؟ مگر برای برنامه‌های مختلف پول نمی‌دهید و مگر بابت همین هزینه‌هایتان، بودجه نمی‌گیرید؟ مگر نمی‌گویید بابت هر ثانیه هر برنامه، به سازندگانش فلان مبلغ می‌دهیم پس چطور می‌شود که نوبت به موسیقی که می‌رسد این حق را به خودتان می‌دهید که به آثار هنرمندان چوب حراج بزنید و استفاده از آنها را حق خود بدانید و افزون بر آن، گمان کنید که در حق این هنرمندان لطف هم کرده‌اید؟ دبیر دوره‌های سی و یکم، سی و دوم و سی و سوم موسیقی فجر ادامه داد: صداوسیمای بعد از انقلاب به هیچ عنوان در شهرت شجریان نقشی نداشته‌! استاد شجریان حداقل 10، 12 سال قبل از انقلاب، هنرمندی فعال و چهره شناخته شده موسیقی بودند و در جایگاه بسیار ممتازی هم قرار داشتند و اتفاقا بعد از انقلاب همین دوستان به عنوان یک هنرمند شناخته شده و نه یک هنرمند گمنام از ایشان خواستند که بیاید «ربنا» را بخواند و اصلا و ابدا به این صورت نبود که اینها بخواهند مشهورش کنند و استاد شجریان هنرمند شاخص و شناخته شده‌ای بودند. نوربخش تصریح کرد: امیدواریم صداوسیما به ساز و کاری که در همه دنیا معمول است تن دهد و بداند که چنین تفسیر اشتباه و چنین بدعتی را نمی‌توان در مورد هر چیزی به کار برد. در مورد پخش بازی‌های فوتبال هم می‌توانید همین را بگویید و اعلام کنید که ما بازی‌هایتان را پخش کرده‌ایم و باعث شهرت‌تان شده‌ایم، پس نباید حق پخش پرداخت کنیم. شما باید حق و حقوق آدم‌ها را بدهید همانطور که به موقع‌اش از آنها پول می‌گیرید. صداوسیما مگر بابت هر ثانیه آگهی‌های بازرگانی پول نمی‌گیرد؟ مگر بودجه نمی‌گیرد و مگر استدلالش این نیست که رسانه برای هر ثانیه تولید برنامه باید هزینه کند؟ خب؛ پرداخت حق و حقوق هنرمندان هم جزوی از هزینه‌های صداوسیماست. آیا باقی رسانه‌های دنیا هم چنین استدلالی می‌کنند و می‌گویند بابت اینکه با پخش آثارتان از فلان رسانه مشهور شده‌اید، نباید پول بگیرید؟ این استدلال ابدا پذیرفته شده نیست و در پاسخ هر اعتراضی می‌توان مطرحش کرد و از این به بعد هر کسی بگوید من نمی‌خواستم فلان اثرم پخش شود، می‌شود در جوابش گفت در عوض مشهور شده‌ای و ضرر و زیانی هم نکرده‌ای. بقیه عالم چه کار می‌کنند، می‌گویند ما به شما ضرر نزده‌ایم و مشهورتان کرده‌ایم پس پول نمی‌دهیم؟ او در پایان تاکید کرد: ما پیگیر این موضوع خواهیم بود و یکی از برنامه‌های جدی «خانه» پیگیری موضوع کپی رایت در مورد نهادهای مختلف و از جمله صداوسیماست.

                                • محمدرضا شجريان
                                • صدا و سيما
                                • متقاضي
                                • پخش
                                • ربنا
                                  ]]>
                                  hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Mon, 10 Sep 2018 06:53:36 +0430
                                  ناظري: به‌ دنبال شکایت از صدا و سیما هستم http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17674-ناظري-به‌-دنبال-شکایت-از-صدا-و-سیما-هستم.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17674-ناظري-به‌-دنبال-شکایت-از-صدا-و-سیما-هستم.html ناظري: به‌ دنبال شکایت از صدا و سیما هستم

                                  شهرام ناظری در واکنش به حکم دادگاه شکایت محمدرضا شجریان از صداوسیما که در آن آمده است «انتشار این آثار در رسانه ملی موجب شهرت شجریان شده و به زیان او نبوده است!» می‌گوید: صداوسیما شاید بتواند افرادی بی‌مایه را عَلَم کند ولی یک هنرمند سطح بالا نیازی به این چیزها ندارد و می‌تواند با یک نوار یا یک سی‌دی کارش را بکند.

                                  به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از آرمان، سه‌شنبه 13 شهریور 97 خبر آمد که وکیل مدافع محمدرضا شجریان از ابلاغ حکم دادگاه کارکنان دولت درباره شکایت موکلش از صداوسیما خبر داده و گفته است: دادگاه، شکایت شجریان مبنی بر پخش بدون مجوز آثارش را در صداوسیما رد کرده و گفته انتشار این آثار در رسانه ملی موجب شهرت شجریان شده و به زیان او نبوده است!

                                  محمدحسین آقاسی(وکیل دادگستری) در مقام پاسخ به ایرنا گفت: رأی صادره مغایر صریح قوانین است و قطعا به این حکم اعتراض می‌کنیم زیرا معتقدیم حکم، با نادیده گرفتن محتویات پرونده و مستندات من به‌عنوان وکیل شاکی صادر شده است. بدون تردید اگر در مرحله تجدیدنظر دقت کافی شود، این رأی باید نقض شود وگرنه پیام بدی برای صداوسیما دارد مبنی بر اینکه از این به بعد می‌تواند آثار هنرمندان را که برای تولیدشان وقت و هزینه صرف می‌کنند، بدون موافقت صاحب اثر پخش کند.

                                  شهرام ناظری (استاد آواز ایرانی) در خصوص این اتفاق به «ایلنا» گفت: صداوسیما همیشه این اجحاف را در حق هنرمندان انجام داده و این زورگویی و رفتار غیرعادلانه را نسبت به همه داشته است. الان 40 سال است که آثار مرا پخش می‌کند و هیچ حق و حقوقی به من نداده است، هیچ قراردادی نبسته است و هیچ اجازه‌ای هم نگرفته است. غیر از این هم انتظاری نمی‌رود یعنی اگر بخواهند نگاهی صحیح، قانونمند و عادلانه داشته باشند، باعث تعجب است.

                                  ناظری درباره این عبارت که «پخش این آثار موجب شهرت شجریان شده و ضرری برای او نداشته است، پس شکایتش از صداوسیما رد می‌شود»، هم گفت: صداوسیما شاید در مشهور شدن آدم‌های دیگر تاثیر داشته باشد و بتواند افرادی بی‌مایه را عَلَم کند ولی یک هنرمند سطح بالا نیازی به این چیزها ندارد و می‌تواند با یک نوار، با یک سی‌دی کارش را بکند.

                                  او با اشاره به آلبوم «گل صدبرگ» که در سال 1360 به یاد هشتصدمین سالگرد تولد مولانا در مایه بیات ترک، به‌صورت گروه‌نوازی سه‌تار، به سرپرستی جلال ذوالفنون و با آواز شهرام ناظری با گرایش موسیقی عرفانی ایران منتشر شد، گفت: شما دیدید که یک نوار «گل صد برگ» در میلیون‌ها نسخه در خانه هر ایرانی، از مرفه‌ترین اقشار جامعه تا فقیرترینشان، از بالاترین‌ تا پایین‌ترینشان شنیده شد و خودش معرف خودش بود. یک هنرمند، نه من، هر هنرمند خوبی با یک اثرش می‌تواند جهان‌گیر شود و نیازی نیست که صداوسیما این کار را بکند. این حرف صرفا برای توجیه کار صداوسیما زده شده است و به هیچ عنوان شامل همه نمی‌شود و شاید فقط در مورد بی‌استعدادانی که می‌خواهند خرج کنند تا مطرح شوند جواب بدهد و کسی که خودش صاحب هنر واقعی باشد، راه ورود به دل مردم را پیدا می‌کند.

                                  خواننده تصنیف‌های معروفی چون «اندک اندک»، «آتش در نیستان»، «کاروان شهید» و «شیدا شدم»، ادامه داد: خود من هم جزو شاکیان از صداوسیما هستم و اگرچه هنوز این شکایت را به صورت رسمی ثبت نکرده‌ام اما همواره آمادگی‌اش را داشته‌ام و بار دیگر اعلام می‌کنم اگر کسی باشد که کارهای شکایت قانونی مرا از صداوسیما پیگیری کند با کمال میل، از همین لحظه حاضر به انجام شکایت هستم، بابت این همه اجحاف و این همه استفاده‌های مربوط و به‌خصوص نامربوط که از آثارم کرده است آن هم بدون اجازه من که هم از نظر حیثیتی، هم معنوی و هم مادی متضررم کرده‌اند.

                                  ناظری افزود: شکایت ما به کجا می‌رسد؟! 40 سال است که من هیچ حق و حقوقی از صداوسیما نگرفته‌ام و تمام 50 اثری که به‌وجود آورده‌ام تماما با سختی و خون دل خوردن، بدون هیچ حمایتی در منزل شخصی‌ام بوده است و در واقع صداوسیمای من خانه خودم است و اینگونه است که فکر می‌کنم ظلم بزرگی در حقمان شده است! 40 سال شوخی نیست. یک بار دیگر هم گفته بودم که ببینید مدیران صداوسیما اگر 40 ماه حقوق نگیرند چه نظرگاهی پیدا می‌کنند؟! و حال گمان کنید این 40 ماه تبدیل به 40 سال شود!

                                  این خواننده، موسیقیدان و آهنگساز موسیقی اصیل ایرانی ادامه داد: من کارمند رسمی رادیو و تلویزیون ملی ایران بودم، یعنی یک سال قبل از انقلاب به‌خاطر اینکه در رشته آواز شاگرد اول کنکور موسیقی شدم فورا رادیو و تلویزیون ملی ایران استخدام رسمی‌ام کرد اما یک سال بعد که انقلاب شد آمدم بیرون و تا الان که با شما صحبت می‌کنم به همان طریق است. این است که گمان می‌کنم نمی‌توان جز این انتظاری از صداوسیما داشت، چون زور می‌گوید.

                                  ناظری در پایان گفت: به خارج از این مملکت نگاه کنید و به هنرمندانشان که هر قطعه‌ای در هر جایی از آنها پخش شود، خود به خود و به‌صورت طبیعی مبلغی را که به‌عنوان حق‌الزحمه برایشان درنظر گرفته‌اند به حسابشان می‌ریزند و زمانی که هنرمند از دنیا می‌رود، این حق‌الزحمه به فرزند او و حتی به نسل‌های بعدی‌اش پرداخت می‌شود و اساسا داستانشان با ما متفاوت است، چرا؟! چون همه‌چیزشان روی قانون است اما اینجا زور ما نمی‌رسد و شکایتی که می‌کنیم بی‌فایده است.

                                  • شهرام ناظري
                                  • دنبال
                                  • شكايت
                                  • صدا و سيما
                                  • محمدرضا شجريان
                                    ]]>
                                    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Sat, 08 Sep 2018 09:51:03 +0430
                                    ورود ساز ممنوع! http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17271-ورود-ساز-ممنوع.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17271-ورود-ساز-ممنوع.html ورود ساز ممنوع!

                                    پارک، هواپیما، صداوسیما، مصلای تهران و کوه از جمله فضاهایی هستند که تاکنون نوازندگان یا هنرمندان برای ورود ساز به این مکان‌ها با مشکلاتی مواجه شده‌اند.

                                    به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از ایسنا، «خواهشمند است از به همراه آوردن آلات موسیقی، قلیان، حیوانات (سگ و ...) و برپایی چادر در سطح محوطه بوستان جداً خودداری فرمایید.» تابلویی حاوی این مضمون از سوی پلیس پارک‌ها تقریبا در همه‌ فضاهای سبز نصب شده است و البته سؤال‌های بسیاری را هم ایجاد می‌کند.

                                    اولین پرسشی که با خواندن سه کلمه قلیان، آلات موسیقی و حیوان در کنار هم به ذهن متبادر می‌شود این است که این سه مورد چه ارتباط معنایی می‌توانند با هم داشته باشند؟ حتی برخی سازنده‌های سازهای سنتی این تابلو را به نحوی توهین به یکی از هنرهای سنتی کشورمان تلقی می‌کنند.

                                    این تابلو حتی می‌تواند یادآور سکانسی دردناک از یکی از فیلم‌های بروس‌لی باشد که بارها از تلویزیون پخش و صحنه‌های آن در ذهن بسیاری از ما ته‌نشین‌ شده است. در این سکانس نگهبان از ورود بروس‌لی‌ به پارک ممانعت می‌کند و در پی آن تابلویی را به او نشان می‌دهد که بر روی آن درج شده ورود سگ و چینی‌ها ممنوع است!

                                    این تابلوها در حالی در برخی اماکن عمومی نصب شده‌اند که به نظر می‌رسد برای ورود ساز به این مکان‌ها برخوردهای چندان قانونی و مدونی هم نمی‌شود و در این زمینه به شکل سلیقه‌ای برخورد می‌شود.

                                    بر این اساس با وجود آنکه تقریبا در همه‌ی پارک‌ها و فضاهای سبز تابلو ورود ممنوع ساز، قلیان و حیوانات نصب شده است اما در بسیاری از مواقع نیز جوانان سازهایشان را با خود به این مکان‌ها می‌برند و با نواختن، مخاطبان بسیاری را نیز جذب می‌کنند.

                                    با این حال در برخی موارد برخورد سلیقه‌ای با نوازندگان، هنرمندان و سازهایشان خاطرات پاک‌نشدنی را در اذهان عمومی ثبت کرده است؛ برای مثال شهریور ماه سال ۱۳۹۳ بود که به گروه حسین علیزاده که برای اجرای کنسرت عازم شیراز بودند، اجازه داده نشد به همراه سازهایشان سوار هواپیما شوند.

                                    این اتفاق در حالی رخ داد که طبق معاهده ورشو کادر پرواز با هماهنگی تیم امنیت اجازه دارند از ورود هر چیزی که بار خطرناک به حساب آید جلوگیری کنند. در این مورد حرفی از ساز زده نشده و تصمیم‌گیری در این رابطه نیز در اختیار کادر پرواز است.

                                    از سال ۱۳۸۹ بود که برخی از منابع خبری از نصب تابلوهایی از سوی شهرداری مبنی بر ممنوعیت ورود ساز در کنار سگ و قلیان به داخل بوستان‌ها و فضاهای سبز خبر دادند. این تابلوها همچنان در پارک‌ها وجود دارد اما نکته قابل توجه اینکه در بسیاری از جشن‌های مناسبتی که در پارک‌ها برگزار می‌شود، این دستور نادیده گرفته می‌شود و از هنرمندان این حوزه دعوت می‌شود تا چند قطعه‌ای را در پارک‌ها اجرا کنند.

                                    در بیست و ششمین نمایشگاه صنایع دستی که خرداد ماه ۱۳۹۵ در مصلای تهران برگزار شد، نیز اجازه ورود به هنرمندان سازنده سازهای سنتی و همچنین گروه‌های موسیقی اقوام در کنار چادرهای عشایری داده نشد. به این ترتیب بخش مهمی از صنایع دستی از این رویداد مهم فرهنگی حذف شد.

                                    اما ممنوعیت ورود ساز به این مکان‌ها ختم نمی‌شود بلکه بسیاری از نوازندگان و دوستداران موسیقی در شبکه‌های اجتماعی از تجربه‌ی ناخوشایند خود که به آنها اجازه داده نشده است سازهایشان را در طبیعت و کوه با خود همراه کنند نیز نوشته‌اند.

                                    ممنوعیت نمایش سازها از رسانه ملی هم موضوع تازه‌ای نیست و بارها کارشناسان حوزه در این باره انتقادهایی داشته‌اند. حتی برخی از مخاطبان جشنواره ملی موسیقی نواحی نیز در یازدهمین دوره آن به این موضوع نقد داشتند و اعلام کردند: اگر سازها را در تلویزیون نشان می‌دادند نسل جدید با موسیقی محلی و اقوام تا این اندازه بیگانه نمی‌شد و با فرهنگ خودش احساس غریبی نمی‌کرد.

                                    به‌رغم تمام نصب این تابلوها در برخی از مکان‌های عمومی، گروه‌های هنری بسیاری را در سطح شهر، متروها و حتی سفره‌خانه‌ها در حال نواختن ساز و اجرای موسیقی می‌بینیم، چرا تابلوی ممنوعیت ورود ساز به برخی از مکان‌ها همچنان وجود دارد؟

                                    • ورود
                                    • ساز
                                    • ممنوع
                                    • پارك
                                    • بوستان
                                    • رسانه ملي
                                    • صدا و سيما
                                      ]]>
                                      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Sun, 29 Jul 2018 08:29:57 +0430
                                      فاطمه معتمدآریا داور جشنواره ونیز شد + جزئيات كامل جشنواره http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17216-فاطمه-معتمدآریا-داور-جشنواره-ونیز-شد-جزئيات-كامل-جشنواره.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17216-فاطمه-معتمدآریا-داور-جشنواره-ونیز-شد-جزئيات-كامل-جشنواره.html فاطمه معتمدآریا داور جشنواره ونیز شد + جزئيات كامل جشنواره

                                      فاطمه معتمدآریا و رامین بحرانی سینماگر ایرانی‌-آمریکایی به ترتیب به عنوان داوران بخش افق‌ها و فیلم‌های اول هفتادوپنجمین جشنواره فیلم ونیز انتخاب شدند.

                                      به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از ایسنا، «آتینا تسانگاری» کارگردان، فیلمنامه‌نویس و تهیه‌کننده زن یونانی، «مایکل آلماریدا» کارگردان آمریکایی، «فاطمه معتمدآریا» بازیگر ایرانی، «فردریک بونو» منتقد فرانسوی، «محمد حفظی» فیلمنامه‌نویس و تهیه‌کننده مصری، «آلیسون مک لین» کارگردان و فیلمنامه‌نویس زن کانادایی و «آندرا پالائورا» کارگردان ایتالیایی فهرست کامل داوران بخش افق‌های جشنواره فیلم ونیز را تشکیل می‌دهند.

                                      امسال فیلم «همچنان که می‌مردم» به کارگردانی مصطفی سیاری و «پاگرد» ساخته محسن بنی‌هاشمی به ترتیب در بخش اصلی افق‌ها و فیلم‌های کوتاه افق‌های جشنواره ونیز حضور دارند .

                                      جشنواره جهانی فیلم فجر طی پیامی انتخاب فاطمه معتمدآریا و رامین بحرانی به عنوان داوران دو بخش از جشنواره فیلم ونیز را تبریک گفت.

                                      همچنین «سیلویا چانگ» بازیگر، کارگردان، فیلمنامه‌نویس و تهیه‌کننده تایوانی، «ترین دیرهولم» بازیگر زن دانمارکی، «نیکول گارسیا» بازیگر زن و کارگردان فرانسوی، «پائولو جنووزه» کارگردان و فیلمنامه‌نویس ایتالیایی، «مالگورزاتا سزوموسکا» کارگردان، فیلمنامه‌نویس و تهیه‌کننده لهستانی، «تایکا وای تی تی» نویسنده٫ کارگردان، تهیه‌کننده نیوزیلندی، «کریستف والتز» نویسنده اتریشی و «نائومی واتس» بازیگر زن انگلیسی اعضای هیات داوران بخش رقابتی اصلی جشنواره ونیز ۲۰۱۸ را به ریاست «گیرمو دل تورو» تشکیل می‌دهند.

                                      اعلام فیلم‌های «ونیز» با حضور ۲ فیلم از ایران

                                      «آلبرتو باربارا» دبیر جشنواره فیلم ونیز به همراه «پائولو براتا» رئیس دوسالانه ونیز در یک نشست خبری در شهر رم فهرست فیلم‌های حاضر در بخش‌های مختلف هفتادوپنجمین جشنواره فیلم ونیز را با حضور دو فیلم از ایران اعلام کردند.

                                      فهرست فیلم‌های حاضر در هفتادوپنجمین جشنواره فیلم ونیز اعلام شد و نام فیلم «همچنان که می‌مُردم» به کارگردانی مصطفی سیاری به نمایندگی از سینمای ایران در بخش افق‌های این رویداد سینمایی دیده می‌شود. فیلم کوتاه «پاگرد» به کارگردانی محسن بنی‌هاشمی نیز یکی از فیلم‌های بخش کوتاه افق‌های جشنواره است.

                                      فیلم «چراغ جادو» به کارگردانی امیر نادری سینماگر ایرانی از آمریکا و «رابطه خونی» به کارگردانی رامین بحرانی فیلمساز ایرانی-آمریکایی نیز در بخش "سینما در باغ" این رویداد سینمایی حضور دارند.

                                      فهرست فیلم‌های حاضر در هفتادوپنجمین جشنواره فیلم از این قرار است:

                                      بخش رقابتی (نامزدهای شیر طلا)

                                      • «مرد اول» به کارگردانی دمین شزل (آمریکا)
                                      • «کوه» به کارگردانی ریک آلورسون (آمریکا)
                                      • «زندگی دوگانه» به کارگردانی اولیویه آسایه (فرانسه)
                                      • «برادران سیسترز» به کارگردانی ژاک اودیار (فرانسه، بلژیک، رومانی؛ اسپانیا)
                                      • «تصنیف باستر اسکروگز» به کارگردانی برادران کوئن (آمریکا
                                      • «وکس لوکس» به کارگردانی بردلی کوربت (آمریکا)
                                      • «روما» به کارگردانی «آلفونسو کواران» (مکزیک)
                                      • «۲۲ جولای» به کارگردانی پل گرینگرس (نروژ، ایسلند)
                                      • «سوسپریا» به کارگردانی لوکا گوادانینو (ایتالیا)
                                      • «اثر بدون نویسنده» به کارگردانی فلورین هنکل فن دونرسمارک (آلمان)
                                      • «بلبل» به کارگردانی جنیفر کنت (استرالیا)
                                      • «مورد علاقه» به کارگرانی یورگن لانتیموس (آمریکا)
                                      • «پاترلو» به کارگردانی مایک لی (بریتانیا، آمریکا)
                                      • «انقلاب کاپری» به کارگردانی «ماریو مارتونه» (ایتالیا، فرانسه)
                                      • «وقتی دنیا آتش بگیرد چه کار خواهیم کرد؟» به کارگردانی روبرتو مینروینی (ایتالیا، آمریکا، فرانسه)
                                      • «غروب» به کارگردانی لازلو نمس (مجارستان، فرانسه)
                                      • «برادران دشمن» به کارگردانی دیوید اولهوفن (فرانسه، بلژیک)
                                      • «زمانه ما» به کارگردانی کارلوس ریگاداس (مکزیک،ز فرانسه، آلمان، دانمارک، سوئد)
                                      • «دروازه ابدیت» به کارگردانی جولین شنابل (آمریکا، فرانسه)
                                      • «کشتن» به کارگردانی شینیا سوکاماتو (ژاپن)

                                      افق‌ها

                                      • «در پوست من» به کارگردانی «آلسیو کرمونینی» (فیلم افتتاحیه)
                                      • «سفره ماهی» به کارگردانی پوتیفونگ آرونفنگ
                                      • «سونی» به کارگردانی ایوان آیر
                                      • «رودخانه» به کارگردانی امیر بایگازین
                                      • «شب ۱۲ سال» به کارگردانی آوارو برچنر
                                      • «شانه» به کارگردانی فلاویا کاسترو
                                      • «اعلان» به کارگردانی مهمت فاضل
                                      • «یک روز ناگهان» به کارگردانی کایرو دمیلو
                                      • «چارلی می‌گوید» به کارگردانی مری هارون
                                      • «آماندا» به کارگردانی میخائیل هرس
                                      • «روزی که سایه‌ام را گم کردم» به کارگردانی سوداد کادان
                                      • «انکا» به کارگردانی سارا مارکس
                                      • «مردی که همه را شگفت‌زده کرد» به کارگردانی ناتاشا مرکولاوا، الکسی چوپوف
                                      • «خاطرات بدن من» به کاگردانی گارین نگروهو
                                      • «همچنان که می‌مُردم» به کارگردانی مصطفی سیاری
                                      • «پیشگویی آرمادیو» به کارگردانی سامه زوآبی
                                      • «جینپا» به کارگردانی پیما تسدن
                                      • «راه راه» به کارگردانی «یارون شانی»

                                      غیررقابتی

                                      • «ستاره‌ای متولد شده است» به کارگردانی بردلی کوپر
                                      • «شاهکار من» به کارگردانی «گاستون دوپارت»
                                      • «مردم و پادشاهشان» به کارگردانی پیر پولر
                                      • «تراموا در بیت‌المقدس» به کارگردانی آموس گیتای
                                      • «سکون» به کارگردانی پابلو تراپرو
                                      • غیررقابتی- رویداد ویژه
                                      • «روی دیگر باد» به کارگردانی اورسن ولز
                                      • «وقتی بمیرم دوستم خواهم داشت» به کارگردانی مورگان نویل
                                      • غیررقابتی- نمایش ویژه
                                      • «دوست نابغه» به کارگردانی ساوریو کاستانزا
                                      • «خاطرات آنجلا» به کارگردانی یروان جیانیکیان
                                      • غیررقابتی-داستانی
                                      • «نامه‌ای به یک دوست در غزه» به کارگردانی آموس گیتای
                                      • «آبرنگ» به کارگردانی ویکتور کاساکوفسکی
                                      • «پپ کوچک، یک زندگی فوق‌العاده» به کارگردانی امیر کوستوریتسا
                                      • «فرآیند» به کارگردانی سرگی لازنیتسا
                                      • «گیتارهای خیابان کارمین» به کارگردانی رون مان
                                      • «داعش: فردا. ارواح از دست رفته موصل» به کارگردانی فرانسسکا مانوچی و آلسیو رومنزی
                                      • «دارمای آمریکایی» به کارگردانی ارول موریس
                                      • «مقدمه‌ای بر تاریکی» به کارگردانی گاستون سولنیکی
                                      • «صورت تو» به کارگردانی تای لینگ-میانگ
                                      • «۱۹۸۳ مختلف» به کارگردانی جورجی تروِس
                                      • «مونروویا، ایندیانا» به کارگردانی فردریک وایزمن
                                      • «یک تاریخ بدون نام» به کارگردانی روبرتو آندو
                                      • «The Estivant» به کارگردانی والریا برونی

                                      سینما در باغ (غیررقابتی)

                                      • «درخت زندگی» (نسخه طولانی) به کارگردانی ترنس مالیک
                                      • «خداحافط سایگو» به کارگردانی ویلما لابانه
                                      • «خوشحال‌ترین پسر در جهان» به کارگردانی جی پی
                                      • «بانکدار آنارشیو» به کارگردانی گولیو باس
                                      • «رابطه خونی» به کارگردانی رامین بحرانی
                                      • «چراغ جادو» به کارگردانی امیر نادری
                                      • «زمان خروج» به کارگردانی سباستین مارنیه
                                      • «کامورا» به کارگردانی فرانسیسکو پاتیرنو

                                      طبق اعلام پیشین، درام فضایی «اولین مرد» ساخته «دمین شزل» کارگردان برنده اسکار اولین نمایش جهانی خود را در افتتاحیه هفتادوپنجمین جشنواره ونیز تجریه خواهد کرد. این دومین باری است که فیلمی از «دمین شزل» آغازگر جشنواره ونیز می‌شود؛ فیلم «لالا لند» نیز در سال ۲۰۱۶ در افتتاحیه ونیز رونمایی شد. همچنین پس از آن حضور درخشانی در فصل جوایز سینمایی داشت و رکورد تعداد نامزدی در شاخه‌های مختلف تاریخ جوایز سینمایی اسکار را به نام خود ثبت کرد و اسکار کارگردانی را نیز برای «شزل» به ارمغان آورد.

                                      امسال «دیوید کراننبرگ» کارگردان کانادایی و «ونسا ردگریو» بازیگر مطرح انگلیسی سینما و تئاتر با دریافت شیر طلای افتخاری به پاس یک عمر دستاورد هنری مورد تقدیر قرار خواهند گرفت.

                                      حضور چشمگیر زنان در «روزهای ونیز»

                                      بخش مستقل "روزهای ونیز" جشنواره ونیز فهرست فیلم‌های سال ۲۰۱۸ خود را با حضور گسترده فیلمسازان زن و یک فیلمساز ایرانی منتشر کرد.

                                      بخش "روزهای ونیز" که از روی بخش "دو هفته کارگردانان" جشنواره کن مدل‌برداری شده امسال با نمایش مستند «زنانی بدون گور» جدیدترین ساخته «ریتی پان» کارگردان مطرح کامبوجی درباره ترس و حشت در دوره خِمِرهای سرخ افتتاح می‌شود و در مجموع میزبان ۱۱ فیلم در بخش رقابتی خود است.

                                      فیلم اختتامیه این بخش که در بخش غیررقابتی به روی پرده می‌رود نیز «اما پیترز» ساخته «نیکل پالو» کارگردان بلژیکی است که به موضوع خودکشی از زاویه طنز می‌پردازد.

                                      همچنین نام سودابه مرتضایی با فیلم «لذت» به نمایندگی از سینمای اتریش در میان فیلم‌های این بخش دیده می‌شود.

                                      «جورجیو گوزتی» رئیس بخش "روزهای ونیز " گفت از میان ۱۲ فیم رسمی این بخش ۶ فیلم ساخته کارگردانان زن است و شخصیت‌های زن در همه فیلم‌های حاضر در این بخش نقش‌های کلیدی ایفا می‌کنند. با این وجود وی تاکید کرد انتخاب فیلم‌ها بر اساس تمایز جنسیتی نبوده و تلاش‌شان این بوده که بهترین فیلم‌ها را در حوزه حساسیت‌های زنانه انتخاب کنند.

                                      فهرست کامل فیلم‌های بخش مستقل "روزهای ونیز" که در این بخش به رقابت خواهند پرداخت از این قرار است:

                                      • «زنانی بدون گور» به کارگردانی «ریتی پان»-کامبوج، فرانسه
                                      • «ادامه بده» به کارگردانی «یواخیم لافوسه»، بلژیک، فرانسه
                                      • «عشق واقعی» به کارگردانی «کلر برگر»، فرانسه
                                      • «پیچ‌گوشتی» به کارگردانی«بسام جرباوی»- فلسطین، آمریکا، قطر
                                      • «مروارید» به کارگردانی «السا امیل»-فرانسه، سوئیس
                                      • «لذت» به کارگردانی «سودابه مرتضایی»- اتریش
                                      • «خوزه» به کارگردانی «لی چنگ»-گواتمالا، آمریکا
                                      • «دومینگو» به کارگردانی «کلارا لینهارت» و «فلیپه باربوسا»- برزیل، فرانسه
                                      • «به خاطر بسپار» به کارگردانی «والریو میلی»-ایتالیا، فرانسه
                                      • «سه ماجرای بروک» به کارگردانی «یوان کینگ»=-چین، مالزی
                                      • «شهر جدید» به کارگردانی «فلیکس دفور-لاپریه»-کانادا

                                      هفتادوپنجمین دوره جشنواره فیلم ونیز از ۲۹ اوت تا ۸ سپتامبر (۷ تا ۱۷ شهریور) ادامه خواهد داشت و امسال «گیرمو دل تورو» فیلمساز مشهور مکزیکی به عنوان رئیس داوران بخش رقابتی انتخاب شده است. همچنین «ونسا ردگریو» بازیگر سینما و تئاتر انگلیسی امسال با دریافت شیر طلای افتخاری ونیز مورد تقدیر قرار خواهد گرفت.

                                      • فاطمه معتمدآريا
                                      • داور
                                      • جشنواره ونيز
                                      • سينما
                                      • فيلم
                                        ]]>
                                        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Wed, 25 Jul 2018 07:45:16 +0430
                                        رابرت دنیرو در دنیای جوکرها http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17202-رابرت-دنیرو-در-دنیای-جوکرها.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17202-رابرت-دنیرو-در-دنیای-جوکرها.html رابرت دنیرو در دنیای جوکرها

                                        رابرت دنیرو در حال مذاکره است تا به خواکین فینیکس در فیلمی درباره جوکر ملحق شود.

                                        به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، فیلم بی عنوانی که قرار است توسط تاد فیلیپس درباره جوکر ساخته شود قصد دارد از حضور رابرت دنیرو هم بهره بگیرد.

                                        منابع می‌گویند رابرت دنیرو در حال مذاکره است تا در این فیلم در نقش یک مجری برنامه‌های تلویزیونی ایفای نقش کند. وی عامل موثری است که موجب می‌شود شخصیتی که فینیکس نقش او را بازی می‌کند دچار جنون شده و به پرنس جنایت بدل شود.

                                        دست اندرکاران این پروژه گفته‌اند فیلمنامه این فیلم با فیلم «سلطان کمدی» دنیرو پیوند زیادی دارد که درباره کمدینی است که یک مجری پرمخاطب تلویزیونی را می‌رباید تا به این وسیله مشهور شود. اکنون اگر دنیرو در نقش مجری بازی کند، نقش‌های او جابه جا می‌شوند.

                                        فیلیپ از نویسندگان فیلمنامه این فیلم است و خودش کارگردانی این فیلم را برای کمپانی برادران وارنر انجام می‌دهد.

                                        گفته شده جرد لتو که در فیلم «جوخه خودکشی» در نقش جوکر بازی کرده بود هنوز برای ایفای شخصیت جوکر در فیلم‌های مارول مورد نظر است. وقتی خبر حضور فینیکس در این فیلم منتشر شد درباره این که جرد لتو و شخصیت او که در دنیای مارول در نقش جوکر بازی کرده چه خواهند شد، توضیحی داده نشد.

                                        لتو که قرار است در فیلم دوم «جوخه خودکشی» همچنان جوکر باقی بماند در این فیلم مستقل نقشی ندارد.

                                        تولید این پروژه از اواخر سال ۲۰۱۸ آغاز می‌شود.

                                        مانند فینیکس، رابرت دنیرو نیز نقشی در فیلم‌های ابرقهرمانی نداشت. آنچه او را به این فیلم پیوند می‌دهد این است که فیلیپس می‌خواست این فیلم به نوعی یادآور فیلم جنایی دهه ۱۹۸۰ باشد که دنیرو آن را خیلی خوب می‌شناسد.

                                        «سلطان کمدی» پنجمین همکاری مارتین اسکورسیزی با رابرت دنیرو با بازی متفاوت جری لوییس در سال ۱۹۸۳ ساخته شد. این فیلم هجویه‌ای تیره و تار درباره رسانه و شهرت است که به وضوح با فیلم‌های پرشوری که اسکورسیزی تا به آن زمان ساخته بود تفاوت داشت. فیلم نامزد نخل طلای جشنواره فیلم کن هم شد.

                                        دنیرو به تازگی بازی در فیلم جدید اسکورسیزی یعنی «ایرلندی» را به پایان برده و در آن در برابر آل پاچینو و جو پشی نقش‌آفرینی کرده است.

                                        • رابرت دنیرو
                                        • جوكر
                                        • سينما
                                        • فيلم
                                        • هاليوود
                                          ]]>
                                          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Tue, 24 Jul 2018 09:13:49 +0430
                                          بازیگری با دو نقش متفاوت بر پرده سینماها http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17157-بازیگری-با-دو-نقش-متفاوت-بر-پرده-سینماها.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17157-بازیگری-با-دو-نقش-متفاوت-بر-پرده-سینماها.html بازیگری با دو نقش متفاوت بر پرده سینماها

                                          دو فیلم سینمایی «دارکوب» و «هزارپا» که این روزها روی پرده سینماها هستند، بازیگر مشترکی دارند که دو نقش متفاوت را در آنها ایفا کرده است.

                                          به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از ایسنا، سارا بهرامی از جمله بازیگرانی است که دو فیلم همزمان بر پرده سینماها دارد اما در هر کدام وجهی جداگانه از استعداد خود را در بازیگری نشان داده است.

                                          او در جشنواره ‌سی‌وششم فیلم فجر سیمرغ بلورین را برای بازی در فیلم «دارکوب» گرفت و در آن نقش یک زن معتاد را بازی کرده که کاملا متفاوت از نقشی است که در کمدی «هزارپا» ایفا کرده است.

                                          بهرامی که فارغ‌التحصیل رشته تئاتر است، در سال‌های ابتدایی دهه 90 بیشتر حضوری تلویزیونی داشت و در چند سریال بازی کرد، اما در سال‌های اخیر فعالیت بیشتری در سینما داشته و بعد از بازی در «من دیه‌گو مارادونا هستم»، «گیتا»، «خانه‌ای در خیابان چهل و یکم» و «ایتالیا ایتالیا» در سال 96 به «هزار پا» و «دارکوب» رسید.

                                          «دارکوب» به کارگردانی بهروز شعیبی در جشنواره فیلم فجر سال گذشته حضور داشت و بهرامی در آن نقش یک زن معتاد را بازی کرده است.

                                          او که از بین چند گزینه برای ایفای این نقش انتخاب شده، گفته است که تلاش زیادی کرده که نشان دهد توانایی لازم را دارد تا شعیبی برای انتخابش در این فیلم قانع شود.

                                          بهرامی که پس از بازی در فیلم «ایتالیا ایتالیا» پیشنهاد فیلمی را نپذیرفت تا نقش‌های مشابه را آنچه بازی کرده بود نپذیرد، برای «دارکوب» با چند مؤسسه ترک اعتیاد ارتباط گرفت تا به بهانه غذادادن به مصرف‌کنندگان، شب‌ها به دیدار آن‌ها برود. او تاکید دارد، برای ایفای این نقش چند بار به کمپ رفته و فیلم هم زیاد دیده است و حدود هشت ماه از زندگی خود را با این افراد گذرانده است.

                                          این بازیگر همچنین با تاکید براینکه تلاش کرده تا نقش خود را شبیه هیچ فیلم و بازیگر دیگری درنیاورد، گفته است: در ابتدای کار نمی‌دانستم چه قدر ماجرا وحشتناک می‌شود، اما روزی به جایی رسیدم که زندگی طبیعی‌ام را هم نمی‌توانستم داشته باشم. مثلا آخرین سکانس فیلم بسیار سخت و آزاردهنده بود و حتی آقای شعیبی هم پشت دوربین گریه می‌کرد. روزهای آخر فیلم‌برداری بسیار بداخلاق بودم و واقعیتش دیگر نمی‌توانستم ادامه بدهم طوری که تا مدت‌ها بعد از فیلم‌برداری حتی نمی‌توانستم درباره‌ معتادها و کارتن‌خواب‌ها خبری بشنوم.

                                          سارا بهرامی که معتقد است برای نقش «مهسا» دارکوب، تمام توان خود را گذاشته، از تکرار نکردن نقشی مشابه پرهیز دارد و گفته است که بعید می‌داند دوباره آن را انجام دهد.

                                          در جشنواره فجر سال گذشته حاشیه‌هایی بر سر نقش این بازیگر در فیلم «دارکوب» پیش آمد و او از آنجا که شنیده می‌شد نقش مکمل در فیلم داشته است، در نشست خبری پس از نمایش فیلم به طور رسمی اعلام کرد که منتظر است اسامی نامزدها اعلام شود تا ببیند در نقش اول معرفی می‌شود یا مکمل.

                                          با این حال او در اختتامیه جشنواره برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن شد؛ در حالی که مهناز افشار هم از این فیلم به عنوان نامزد بازیگری نقش اول زن انتخاب شده بود.

                                          این بازیگر جدا از نقشی سخت و تراژیک که در فیلم «دارکوب» داشته، «هزارپا» به کارگردانی ابوالحسن داودی را هم روی پرده دارد و در فهرست بازیگران این فیلم که نام رضا عطاران و جواد عزتی هم دیده می‌شود کم و بیش نشان می‌دهد که نقشی متفاوت از یک زن معتاد را باید از سارا بهرامی دید.

                                          داودی درباره حضور سارا بهرامی در فیلم خود که پس از گذشت حدود دو دهه سراغ یک اثر کمدی رفته و اینکه آیا بازی او در «ایتالیا ایتالیا» سبب شده که برای «هزارپا» انتخاب شود؟ می‌گوید: سارا بهرامی را ابتدا خودم از نزدیک دیدم و بعد از بستن قرارداد برای بازی در این فیلم، فرصت دیدن «ایتالیا، ایتالیا» حاصل شد. اما مدتی قبل‌تر فیلم «من دیگو مارادونا» بهرام توکلی را دیده بودم، در آنجا سارا بهرامی خصوصیاتی داشت و یک جور آشفتگی در بازی او دیده می‌شد که برایم دلچسب بود بنابراین احساس کردم او می‌تواند نقش یک شخصیت دوست‌داشتنی گاه نفرت‌انگیزِ را بازی کند.

                                          • سارا بهرامي
                                          • بازيگر
                                          • سينما
                                          • پرده
                                          • داركوب
                                          • هزارپا
                                          • فيلم
                                            ]]>
                                            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Sun, 22 Jul 2018 10:18:58 +0430
                                            اصغر فرهادی: من کار عجیب و غریبی نمی‌ کنم http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17134-اصغر-فرهادی-من-کار-عجیب-و-غریبی-نمی‌-کنم.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17134-اصغر-فرهادی-من-کار-عجیب-و-غریبی-نمی‌-کنم.html اصغر فرهادی: من کار عجیب و غریبی نمی‌ کنم

                                            اصغر فرهادی در اکران مستند سینمایی «درباره فروشنده» که روایتی مستند از شکل‌گیری ایده و فیلم‎نامه، تا آخرین مراحل ساخت فیلم «فروشنده» است، اظهار کرد: حرف‌های عجیب و اغراق‌آمیزی درباره پشت صحنه و نوع کار من گفته می‌شد، اما با ساخت این مستند نشان داده می‌شود که این کارها دست‌یافتنی است و هرکس می‌تواند روش خودش را پیدا کند.

                                            به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از ایسنا، اکران مستند سینمایی «درباره فروشنده» به کارگردانی وحید صداقت و تهمینه منزوی با حضور اصغر فرهادی کارگردان فیلم سینمایی «فروشنده» چهارشنبه ۲۷ تیرماه در پردیس سینمایی چارسو برگزار شد.

                                            پیش از اکران این مستند، اصغر فرهادی اظهار کرد: حرف‌های بسیاری درباره نوع کار من گفته می‌شد که با دیدن پشت صحنه فیلم، بخش‌هایی از آن برطرف می‌شود و معلوم می‌شود که من کار عجیب و غریبی انجام نمی‌دهم. مثلا در برخی مصاحبه‌ها حرف‌هایی اغراق‌آمیز از نحوه کار ما زده می‌شد، اما با ساخت این مستند نشان داده می‌شود که این کارها دست‌یافتنی است و هر کس روش خودش را می‌تواند پیدا کند.

                                            در این مراسم شاهرخ دولکو - منتقد سینما، فیلمنامه‌نویس و کارگردان - با اشاره به اینکه "صحبت درباره اصغر فرهادی و «فروشنده» به جهت شهرت و مورد توجه بودن او چه در ایران و چه در خارج از کشور، کار سختی است" گفت: او مثل هر فیلمساز بزرگ دیگری درون مایه‌های مهمی برای فیلمهایش دارد که داستان فیلم حول آن موضوعات می‌گردد. خیلی از منتقدان و مفسران درباره این‌درون مایه‌ها صحبت کردند اما اغلب آن را با تِم ‌فیلم اشتباه گرفته‌اند. مثلا می‌گویند فلان فیلم درباره خیانت یا پنهانکاری است، اما اینها همه تم فیلم هستند که برخی فرعی و برخی اصلی است. بنابر این به نظرمن درون مایه اصلی این فیلم درباره استحاله است.

                                            او ادامه داد: در همین باب می‌توانم بگویم فیلم «درباره الی» درباره یک طبقه اجتماعی است یا «جدایی» درباره پافشاری افراد بر روی خواسته‌های خود است و فرهادی گاهی به این سوالات در فیلم پاسخ می‌دهد و گاهی ما را نگه می‌دارند و را مجبور می‌کنند به دنبال جواب برویم. فرهادی در فیلم «فروشنده» ما را با یک سوال روبرو می‌کند اینکه یک آدم چگونه تبدیل به یک گاو می‌شود، همان دیالوگی که در فیلم از زبان پسری در مدرسه شنیده می‌شود؛ تبدیل شدن انسانها به شکل دیگر.

                                            این منتقد اضافه کرد: جواب قاطعی برای این استحاله وجود ندارد. اما نکته‌ی مهم فیلم، سیلی است که نه فقط به صورت مرد متجاوز بلکه به صورت ما هم می‌خورد. من ری‌اکشن همه مخاطبان را در زمان این سکانس دیده‌ام و متوجه شدم که آنها نیز صورت خود را عقب می‌کشند. مخاطب در این اثر متوجه اینکه خانه امنی که تبدیل به یک خرابه می‌شود یا شهری که دیگر مثل قبل نیست، نمی‌شود و این همان استحاله‌هایی است که در فیلم وجود دارد.

                                            او در پایان با اشاره به مستند سینمایی «درباره فروشنده» اظهار کرد: این رسم است که از فیلم‌های بزرگ و کارگردان‌های بزرگ فیلم‌های پشت صحنه می‌گیرند که برخی برای جلب توجه تماشگر است و برخی جنبه تبلیغاتی دارد. در این میان تعدادی کارکرد آموزشی دارد که بهترین نوع آن است. من آرزو داشتم پشت صحنه کارهای فرهادی را می‌دیدم و می‌دانم که نحوه کار کارگردان با بازیگران و عوامل بسیار مهم است بنابر این، «درباره فروشنده» این شانس را به ما می‌دهد که بتوانیم از او چیزهایی یاد بگیریم و گوشه‌هایی از رمز و رازهای او را بفهمیم.

                                            در ادامه وحید صداقت یکی از کارگردانان این مستند سینمایی در سخنان کوتاهی بیان کرد: اتفاق خوبی که در نمایش این مستند اتفاق افتاد این بود که وقتی این فیلم نمایش داده می‌شد، مخصوصا در شهرستان‌ها که شاید امکانات آموزشی به خوبی تهران نباشد، عده زیادی بودند که به ما پیغام میدادند و ازین بابت که این تجربه با آنها به اشتراک گذاشته شده خوشحال بودند و بابت اینکه به بخشی از سوالاتشان پاسخ داده شده خوشحال بودند و من هم ازین بابت از آقای فرهادی تشکر می‌کنم. در ادامه از آقای دلپاک(صدابردار)، ستار اورکی(موسیقی) و فرید سجادی حسینی(بازیگر) هم ممنونم.

                                            ستار اورکی که آهنگسازی فیلم سینمایی «فروشنده» را بر عهده داشته ضمن تشکر از کارگردانان این مستند درباره اصغر فرهادی گفت: در این سال‌ها هیچ کسی نتوانست اعتباری به اصغر فرهادی بدهد و اعتباری را که او امروز به دست آورده، حاصل تجارب، زحمات و پشتکار خودش بوده که برای کشورش نیز به ارمغان آورده و در حیطه هنر هم اسم ما را در جهان مطرح کرده است. او به همه ما اعتبار داده است که اسممان در کنار اسم ایشان باشد.

                                            در این مراسم فرید سجادی حسینی - بازیگر فیلم سینمایی فروشنده - نیز حضور داشت.

                                            به گزارش ایسنا، این فیلم روایتی مستند از شکل‌گیری ایده و فیلم‎نامه، تا آخرین مراحل ساخت فیلم «فروشنده» هفتمین اثر اصغر فرهادی است که اسکار فیلم غیر انگلیسی زبان هشتاد و هشتمین دوره مراسم اسکار به آن تعلق گرفت. «درباره فروشنده» بر اساس تصاویر پشت صحنه فیلم همراه با صحبت‌های اصغر فرهادی و منتقدان بین المللی سینما روایت می‌شود.

                                            در این مستند، در کنار بررسی روند ساخت فیلم «فروشنده» با مرور تصاویر پشت صحنه و تمرینات پیش از آغاز فیلمبرداری، مصاحبه‌هایی با میشل سیمان (سردبیر مجله پوزتیف)، گادفری چشایر (رییس سابق حلقه منتقدان نیویورک)، هوشنگ گلمکانی (سردبیر ماهنامه فیلم)، پیتر بردشاو (منتقد ارشد روزنامه گاردین)، فیلیپ رویر (منتقد مجله پوزتیف)، مهرزاد دانش (منتقد ماهنامه فیلم)، و فابیو فرزتتی (منتقد روزنامه مساجرو) درباره «فروشنده» انجام شده است.

                                            وحید صداقت و تهمینه منزوی- فیلمبردار، تهیه‌کننده و کارگردان، محمدرضا دلپاک - صدا، وحید صداقت - تدوین، ستار اورکی - موسیقی، ثمین مهاجرانی - روابط عمومی و امور بین‌الملل، پژمان فرهادی- طراح پوستر، حسین جمشیدی گوهری- ساخت آنونس و طلوع فیلم- مجری طرح و عوامل این مستند هستند.

                                            • اصغر فرهادي
                                            • عجيب و غريب
                                            • سينما
                                            • فيلم
                                            • كارگردان
                                              ]]>
                                              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Thu, 19 Jul 2018 07:49:56 +0430
                                              فیلم ابراهیم گلستان در جشنواره ونیز http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17133-فیلم-ابراهیم-گلستان-در-جشنواره-ونیز.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17133-فیلم-ابراهیم-گلستان-در-جشنواره-ونیز.html فیلم ابراهیم گلستان در جشنواره ونیز

                                              نسخه ترمیم‌شده فیلم «خشت و آینه» ساخته ابراهیم گلستان به عنوان یکی از فیلم‌های بخش کلاسیک جشنواره ونیز ۲۰۱۸ به روی پرده می‌رود.

                                              به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از ایسنا، فهرست فیلم‌های بخش کلاسیک هفتادوپنجمین دوره جشنواره فیلم ونیز اعلام شد و نسخه ترمیم‌شده فیلم «خشت و آینه» محصول سال ۱۹۶۴ (۱۳۴۳) به کارگردانی و نویسندگی ابراهیم گلستان در کنار آثار کلاسیکی از سینماگران سرشناسی چون «لوکینو ویسکونتی»، «ارمانو اولمی»، «آلن رنه»، برادران «تاویانی» و «بیلی وایلدر» به نمایش گذاشته خواهد شد.

                                              «آنها زنده هستند» از «جان کارپنتر» (۱۹۸۸)، «باربر شب» ساخته «لیلیانا کاوانی» (۱۹۷۴)، «شهر برهنه» از «ژول داسن» (۱۹۴۸)، «خیابان شرم» به کارگردانی «کنزو میزوگوچی» (۱۹۵۶)، «مکان» به کارگردانی «ارمانو اولمی» (۱۹۶۱)، «سال گذشته در مارینباد» به کارگردانی «آلن رنه» (۱۹۶۱)، «مکانی بدون محدودیت» ساخته «آرتورو ریپستین» (۱۹۶۲)، «بدرود فیلیپین» به کارگردانی «ژاک روزیه» (۱۹۶۲)، «عروج» به کارگردانی «لاریسا شپیتکو» (۱۹۶۴)، «قاتلان» ساخته «دان سیگل» (۱۹۶۴)، «شب سن لرنزو» به کاگردانی «ویتوریو تاویانی» و «پائولو تاویانی» (۱۹۸۲)، «روباه دیوانه» از «تومو اوچیدا» (۱۹۶۲)، «مرگ در ونیز» ساخته «لوکینو ویسکونتی» (۱۹۷۱)، «هیچ چیز مقدس» به کارگردانی «ویلیام ولمن» (۱۹۳۷) و «بعضی‌ها داغشو دوست دارن» از «بیلی وایلدر» (۱۹۵۹) ۱۷ فیلمی هستند که قرار است نسخه ترمیم‌شده آن‌ها در بخش کلاسیک جشنواره ونیز به روی پرده برود.

                                              امسال «سالواتوره مرو» رئیس هیات داوران بخش کلاسیک ونیز است. این بخش از جشنواره علاوه بر فیلم‌های کلاسیک به نمایش مستندهای جدید از سراسر جهان درباره سینما نیز می‌پردازد. فهرست کامل فیلم‌های بخش کلاسیک و سایر بخش‌های جشنواره ونیز هفته آینده در یک نشست خبری در شهر رم ایتالیا اعلام خواهد شد.

                                              هفتادوپنجمین دوره جشنواره فیلم ونیز از ۲۹ اوت تا ۸ سپتامبر (۷ تا ۱۷ شهریور) ادامه خواهد داشت و امسال «گیرمو دل تورو» فیلمساز مشهور مکزیکی به عنوان رئیس داوران بخش رقابتی انتخاب شده است.

                                              • فيلم
                                              • سينما
                                              • ابراهيم گلستان
                                              • جشنواره ونيز
                                              • خشت و آينه
                                                ]]>
                                                hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Thu, 19 Jul 2018 07:48:18 +0430
                                                معرفي ۷ فیلم بخش رقابتی جشنواره سن سباستین ۲۰۱۸ http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17058-2018-07-14-09-05-24.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17058-2018-07-14-09-05-24.html معرفي ۷ فیلم بخش رقابتی جشنواره سن سباستین ۲۰۱۸

                                                جشنواره فیلم سن‌سباستین با اعلام اسامی ۷ فیلم از فیلم‌های حاضر در بخش رقابتی ۲۰۱۸، یک گام دیگر جلو رفت.

                                                به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، والریا سارمینتو، مارکوس شلاینسر، بنجامین نایشتت و سیمون ژاکومه از جمله حاضران در بخش رقابتی جشنواره فیلم سن سباستین ۲۰۱۸ هستند.

                                                کلر دنی با فیلم «زندگی رفیع»، کیم جی-وون با فیلم «ایلانگ: دسته گرگ» و نائومی کاواسه با فیلم «تصور» از جمله کارگردان‌هایی هستند که با فیلم شان در میان هفت فیلم اول از گروه فیلم‌های حاضر در بخش رقابتی جشنواره سن سباستین برای دریافت صدف طلایی رقابت می‌کنند.

                                                «کتاب سیاه» ساخته والریا سارمینتو از دیگر فیلم‌هایی است که دیروز جمعه نامش در این فهرست اعلام شد.

                                                مارکوس شلاینسر کارگردان اتریشی، بنجامین نیشتات کارگردان آرژانتینی و سیمون ژاکومه کارگردان سوییسی نیز با فیلم های خود در این دوره جشنواره سن‌سباستین حضور دارند.

                                                در حالی که بیشتر این فیلم‌ها با مضمونی انسان‌گرایانه ساخته شده‌اند، حدود ۱۰ فیلم دیگر انتظار می‌رود که برای حضور در بخش رقابتی معرفی شوند.

                                                کلر دنی که با فیلم «بگذار آفتاب بتابد» سال پیش برنده دو هفته کارگردان‌های جشنواره کن شده بود و نتوانست فیلمش را امسال برای این جشنواره آماده کند، اکنون شاهد اکران فیلمش «زندگی رفیع» در جشنواره سن‌سباستین خواهد بود. این فیلم که نخستین فیلم انگلیسی زبان وی و فیلمی علمی-تخیلی است با بازی رابرت پتینسون ساخته شده است.

                                                کیم جی-وون از نام‌های مطرح کره‌ای در سینمای بین‌المللی با فیلم «ایلانگ: دسته گرگ» بازسازی انیمه ژاپنی به همین نام نوشته مامورو اوشی نویسنده «روح در صدف» در قالب فیلم زنده نیز در این گروه جای دارد. این فیلم درباره تاریخ کره است.

                                                اسامی ۷ فیلم‌ تاکنون پذیرفته شده برای بخش رقابتی جشنواره سن سباستین ۲۰۱۸ عبارت است از:

                                                • «آنجلو» ساخته مارکوس شلاینسر محصول اتریش و لوکزامبورگ
                                                • «کتاب سیاه» ساخته والریا سارمینتو محصول فرانسه و پرتغال
                                                • «زندگی رفیع» ساخته کلر دنی محصول فرانسه، آلمان، بریتانیا، لهستان و آمریکا
                                                • «ایلانگ: دسته گرگ» ساخته کیم جی-وون محصول کره جنوبی
                                                • «بی گناه» ساخته سیمون ژاکومه محصول سوییس و آلمان
                                                • «روخو» ساخته بنجامین نیشتات محصول آرژانتین، فرانسه، آلمان، هلند و برزیل
                                                • «تصور» ساخته نائومی کاواسه محصول ژاپن و فرانسه

                                                جشنواره بین‌المللی فیلم سن‌سباستین که هر سال در شهر سن سباستین اسپانیا برگزار می‌شود، جایزه اصلی خود را با نام صدف طلایی به بهترین فیلم اهدا می‌کند.

                                                این جشنواره که فعالیت خود را از سال ۱۹۵۳ آغاز کرده هر سال ۲۰۰ تا ۲۵۰ فیلم از کشورهای مختلف جهان را به نمایش در می‌آورد.

                                                پیشتر اعلام شد امسال در این جشنواره از هیروکازو کورئیدا کارگردان نویسنده ژاپنی سازنده «دله‌دزدها» برنده نخل طلای کن ۲۰۱۸، با اهدای جایزه دونوستیا تقدیر می‌شود. این جایزه از سال ۱۹۸۶ ایجاد شده و اکنون برای نخستین بار به یک چهره آسیایی اهدا می‌شود.

                                                شصت و ششمین دوره این جشنواره از جمعه ۲۱ سپتامبر تا شنبه ۲۹ سپتامبر امسال برگزار می‌شود.

                                                • معرفي
                                                • فيلم
                                                • سينما
                                                • بخش رقابتي
                                                • جشنواره سن سباستين
                                                • 2018
                                                  ]]>
                                                  hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Sat, 14 Jul 2018 10:04:23 +0430
                                                  آغاز بازی جواد عزتی در "جان دار" http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17053-2018-07-14-08-46-33.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17053-2018-07-14-08-46-33.html آغاز بازی جواد عزتی در

                                                  حدود نیمی از فیلمبرداری «جان دار» انجام شده و جواد عزتی هم در روزهای گذشته کار خود را آغاز کرده و تا امروز همه بازیگران اصلی مقابل دوربین رفته اند.

                                                  به گزارش ایسنا به نقل از مشاور رسانه‌ای پروژه، فیلمبرداری فیلم سینمایی «جان دار» به کارگردانی مشترک حسین امیری دوماری و پدرام امیری و تهیه کنندگی کامران مجیدی، در حالی از نیمه گذشته است که این روزها جواد عزتی در کنار دیگر چهره‌های این اثر، مقابل دوربین هومن بهمنش رفته است.

                                                  «جان دار» این روزها در لوکیشنهای مختلفی در تهران فیلمبرداری شده و به حدود نیمههای راه رسیده است. این فیلم در ژانر اجتماعی و در بستر یک خانواده به تصویر کشیده شده و سومین تجربه کامران مجیدی با فیلم اولیها محسوب میشود. تاکنون همه بازیگران «جان دار» مقابل دوربین رفتهاند که فیلمنامه آن را امیری دوماری، پدرام امیری و محمد داودی به نگارش در آوردهاند.

                                                  فاطمه معتمدآریا، حامد بهداد، باران کوثری، جواد عزتی، مسعود کرامتی، علی شادمان، امیراحمد قزوینی، علیرضا مهران بازیگران این اثر سینمایی هستند که برای حضور در جشنواره فیلم فجر آماده میشود.

                                                  عوامل «جان دار» عبارتند از: تهیه کننده: کامران مجیدی، مجری طرح: حسین فرضی زاد، مدیر تولید: احسان وحید، طراح گریم: عباس عباسی، مدیر صدابرداری: طاهر پیشوایی، طراح صحنه و لباس: بابک کریمی طاری ، مدیر برنامه ریزی و دستیار اول کارگردان: هانیه بساتینی، مدیر تدارکات: نادر اژدری، منشی صحنه: نائله شریفی، عکاس: اردلان آزرمی و مشاور رسانهای و مدیر روابط عمومی: میثم محمدی.

                                                  • آغاز
                                                  • بازي
                                                  • جواد عزتي
                                                  • جان دار
                                                  • فيلم
                                                  • سينما
                                                    ]]>
                                                    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Sat, 14 Jul 2018 09:45:32 +0430
                                                    ذوالقدر: مستند بیراهه اشاعه یک منکر در ابعاد وسیع است http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17030-2018-07-12-06-18-24.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/17030-2018-07-12-06-18-24.html ذوالقدر: مستند بیراهه اشاعه یک منکر در ابعاد وسیع است

                                                    نایب رییس کمیسیون فرهنگی مجلس گفت:‌ اعتراف گیری از دختری نوجوان، هرچند که منکری را مرتکب شده است و پخش آن از رسانه ملی، آیا اشاعه منکر در ابعادی وسیع نیست؟

                                                    به گزارش خبرنگار هم آوا، سیده فاطمه ذوالقدر در گفت‌وگو با ایسنا گفت: در حالی که کشور و مردم، با مسایل و مشکلات متعددی داخلی و خارجی روبرو هستند، پرداختن صدا و سیما به موضوعی که بیشتر در حیطه وظیفه دیگر قواست، آن هم به شکلی غیر متعارف و خارج از رسالتی که برای این رسانه ملی از سوی بنیانگذار جمهوری اسلامی به عنوان دانشگاه ترسیم شده، جای تعامل و تعجب فراوان دارد.

                                                    نماینده مردم تهران در مجلس ادامه داد: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران باید طلیعه‌دار گسترش نام اسلام و ارزش‌های آن باشد؛ اسلامی که در جای جای احکام آن، دستورات بسیار ظریف و سنجیده‌ای جهت حفظ آبروی انسان در نظر گرفته که همگی بر تکریم بنی آدم تأکید دارد. از نظر قرآن کریم انسان، کرامت و شرافت ذاتی دارد که این نعمت از سوی خداوند به او اعطا شده است. باری تعالی در قرآن کریم می‌فرماید "و لقد کرمنا بنی آدم"، ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم.

                                                    وی افزود: باید در نظر داشته باشیم صدا و سیما یک ابزار و رسانه ای پرنفوذ در سطح کشور و بلندگوی نظام است که از جمله وظایف اصلی آن فرهنگ سازی، آموزش و آگاه سازی بر پایه اخلاق، انسانیت، مروت و جوانمردی در میان تمام اقشار و اقوام و قومیت ها انجام است و همواره درصدد است با برنامه‌های متنوع اصول اخلاقی و باورهای ارزشمند دینی و قرآنی را به جامعه و به خصوص نسل جوان بیاموزد. آیا روش و رفتاری که در مستند بیراهه شاهد آن بودیم به واقع با آنچه که رسالت صدا وسیما است، همخوانی داشت؟ اعتراف‌گیری از دختری نوجوان، هرچند که منکری را مرتکب شده است، و پخش آن از رسانه ملی، انتشار و نشر منکر در ابعاد وسیع نیست؟ آیا با منکراتی همچون اختلاس گران بیت المال، مفسدان اقتصادی و ارزی و واردکنندگان غیر قانونی خودروهای لوکس، گوشی‌های همراه و املاک نجومی، نیز چنین رفتاری شده یا خواهد شد؟

                                                    نایب رییس کمیسیون فرهنگی مجلس ادامه داد: آیا بهتر نبود قبح عمل کسانی که با فساد مالی، اقتصادی، ارزی و اختلاس و واردات بی حد و اندازه و واگذاری‌های املاک نجومی در حال تیشه زدن به ریشه‌های زندگی مردم، کشور، نظام و انقلاب اسلامی هستند را اینگونه برنامه سازی و اطلاع رسانی می کرد، تا دست سوداگران از بازار پر تنش ارز، طلا، سکه، مسکن، گوشی‌های همراه و اقتصاد و معیشت مردم کوتاه می شد و آرامش و امنیت اقتصادی هرچه زودتر به سطح کشور بازگشت می گشت؟

                                                    ذوالقدر خاطرنشان کرد:‌ امروز در کشور بیش از هرچیز نیازمند افزایش اعتماد اجتماعی و انسجام ملی هستیم. انسجامی که از هر طرف مورد هجمه و فشار بیگانگان قرار گرفته است و باید بسیار ظریف و هوشمندانه عمل کنیم که آب به آسیاب دشمن نریزیم. عملکردی این چنین ضربه ای بر پیکره انسجام و اعتماد اجتماعی می‌زند که برای ترمیم آن هزینه بسیار گزافی خواهیم داد و لذا شایسته است از وهن رسانه ملی و نظام پرهیز نمود.

                                                    • سيده فاطمه ذوالقدر
                                                    • مستند
                                                    • بيراهه
                                                    • صدا و سيما
                                                    • اشاعه منكر
                                                    • مجلس
                                                      ]]>
                                                      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Thu, 12 Jul 2018 07:17:26 +0430
                                                      بفتای تلویزیونی برندگانش را شناخت http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/16952-2018-05-14-09-51-58.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/16952-2018-05-14-09-51-58.html بفتای تلویزیونی برندگانش را شناخت

                                                      بفتای تلویزیونی که معادل جوایز امی در دنیای تلویزیون بریتانیا است، برندگانش را شناخت.

                                                      به گزارش مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، در مراسمی که یکشنبه شب (دیشب) در لندن برگزار شد، بهترین برنامه‌های تلویزیونی بریتانیا شناخته شدند.

                                                      برندگان عبارتند از:

                                                      سریال درام: «پیکی بلایندرز»

                                                      سریال درام بین‌المللی: «داستان خدمتکار»

                                                      بازیگر مرد نقش اصلی: شان بین برای «شکسته شده»

                                                      بازیگر زن نقش اصلی: مالی ویندزور برای «سه دختر»

                                                      بازیگر مرد نقش مکمل: برایان اف.اوبرن برای «پسر کوچک غمگین»

                                                      بازیگر زن نقش مکمل: ونسا کربای برای «تاج»

                                                      فیلمنامه کمدی: «این کشور»

                                                      بازیگر مرد در برنامه کمدی: توبی جونز برای «تشخیص‌دهندگان»

                                                      بازیگر زن در برنامه کمدی: دیزی می کوپر برای «این کشور»

                                                      مینی سریال: «سه دختر» برای بی‌بی‌سی وان

                                                      • بفتا
                                                      • تلويزيون
                                                      • برندگان
                                                      • بريتانيا
                                                      • فيلم
                                                      • سريال
                                                        ]]>
                                                        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Mon, 14 May 2018 14:23:04 +0430
                                                        "انتقام‌ جویان" پنجمین فیلم پرفروش تاریخ سینما http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/16951-2018-05-14-09-50-12.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/16951-2018-05-14-09-50-12.html

                                                        «انتقام جویان: جنگ ابدیت» با فروش ۱.۶ میلیارد دلاری در گیشه جهانی به پنجمین فیلم پرفروش تمام دوره‌های تاریخ سینما تبدیل شد.

                                                        به گزارش ایسنا به نقل از سی‌بی‌اس، فیلم «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» به کارگردانی برادران «روسو» محصول استودیو مارول کمپانی دیزنی که دنباله‌ای بر دو فیلم «انتقام‌جویان» و «انتقام‌جویان: عصر اولتران» است، در ادامه اکران جهانی خود ۶۱.۸ میلیون در سینماهای آمریکای شمالی و کانادا فروخت و ۲۸۳ میلیون دلار نیز از محل بازارهای بین‌المللی کسب کرد و با رساندن مجوع فروش جهانی خود به ۱.۶ میلیارد دلار به عنوان پنجمین فیلم پرفروش سینمای جهان شناخته شد.

                                                        این فیلم ابرقهرمانی در هفته‌ میلادی که گذشت با آغاز اکران در سینماهای چین به فروش ۲۰۰ میلیون دلاری دست یافت و این فروش کمک قابل‌توجهی به ثبت این رکود جدید کرد. پیش از این رتبه پنجم فهرست پرفروش‌ترین فیلم‌های سینما در اختیار «انتقام‌جویان» قسمت اول از این مجموعه با ۱.۵۱۸ میلیارد دلار قرار داشت.

                                                        در حال حاضر «آواتار» و «تایتانیک» از ساخته‌های «جیمز کامرون» به ترتیب با ۲.۷۸۷ میلیارد دلار و ۲.۱۸۷ میلیارد دلار در مکان‌های اول و دوم پرفروش‌ترین فیلم‌های سینما قرار دارند و رتبه سوم و چهارم نیز به «جنگ ستارگان: نیرو برمی‌خیزد» (۲.۰۶۸ میلیارد دلار ) و «دنیای ژوراسیک» (۱.۶۷۱ میلیارد دلار) اختصاص دارد.

                                                        «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» سریع‌ترین فیلم در سینماست که به فروش یک میلیارد دلاری دست یافته است. این فیلم همچنین رکورددار فروش آغازین سینمای آمریکا و جهان نیز هست.

                                                        «رابرت داونی جونیور»، «کریس همسورث»، «مارک رافلو»، «ریس ایوانز»،‌«اسکارلت جوهانسون»، «بندیکت کامبربچ»، «دان چیدل»، «تام هالند» و «چادویک بوزمن« از بازیگران اصلی فیلم «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» هسند.

                                                        • انتقام جويان
                                                        • فيلم
                                                        • پرفروش
                                                        • تاريخ
                                                        • سينما
                                                        • هاليوود
                                                          ]]>
                                                          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Mon, 14 May 2018 14:21:18 +0430
                                                          نخستین واکنش‌ ها به نمایش فیلم پناهی در کن http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/16923-2018-05-13-09-37-50.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/16923-2018-05-13-09-37-50.html نخستین واکنش‌ ها به نمایش فیلم پناهی در کن

                                                          منتقد نشریه اسکرین‌دیلی فیلم «۳ رخ» را تعمقی دوست‌داشتنی و تاثیرگذار می‌بیند که پرسش‌های مهمی درباره دیدگاه‌های مردسالار جامعه ایرانی طرح می‌کند.

                                                          به گزارش خبرآنلاین به نقل از اسکرین‌دیلی، فیلم «۳ رخ» تازه‌ترین اثر جعفر پناهی در جشنواره کن شنبه شب بیست و دوم اردیبهشت ماه به نمایش درآمد و پس از نمایش مرورهای مختلفی بر فیلم نوشته شد. در یکی از این نقدها نشریه اسکرین دیلی به فیلم جعفر پناهی پرداخته است.

                                                          تیم گریرسون در اسکرین‌دیلی نوشت: «در فیلم «۳ رخ» که تعمقی دوست‌داشتنی و تاثیرگذار از جعفر پناهی است، جستجو برای دختری گمشده ما را به دل روستایی کوچک می‌برد و پرسش‌های مهمی درباره دیدگاه‌های مردسالار برخی ایرانیان طرح می‌کند. این فیلم نیز همانند آثار اخیر پناهی به آرامی و یکنواخت از معمایی ساده به سوی بررسی موضوعی درباره زنان به ویژه بازیگران زن حرکت می‌کند. »

                                                          جعفر پناهی و بهناز جعفری در این فیلم در نقش شخصیت خود در دنیای واقعی ظاهر شده‌اند که برای یافتن دختری به نام مرضیه با بازی مرضیه رضایی راهی منطقه‌ای در آذربایجان می‌شوند. مرضیه برای بهناز جعفری پیامی ویدئوی فرستاده است. مرضیه در ویدئو بسیار پریشان است. او آرزو دارد بازیگر شود، اما خانواده‌اش مخالف هستند. بهناز جعفری و جعفر پناهی پس از دیدن ویدئو جستجوی خود را با امید زنده یافتن این دختر آغاز می‌کنند.

                                                          منتقد نشریه اسکرین دیلی معتقد است که شاید به سختی بتوان عنوان فیلمی را که شما را به هیجان می‌آورد به «۳ رخ» داد، اما در برخی تصاویر فیلم اضطرابی شبح‌وار حضور دارد و البته طیفی مبهم از خشونتی بالقوه در افق موج می‌زند.

                                                          گریرسون می‌نویسد: «بنابراین «سه رخ» حس یک تراژدی خاموش را دارد که همیشه ناظر و در انتظار است.»

                                                          • نخستين
                                                          • واكنش
                                                          • نمايش
                                                          • فيلم
                                                          • جعفر پناهي
                                                          • كن
                                                          • جشنواره
                                                            ]]>
                                                            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Sun, 13 May 2018 14:08:38 +0430
                                                            برنامه نمایش‌ فیلم‌ های ایرانی در کن http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/16853-2018-05-05-09-28-38.html http://hamavanews.com/index.php/farhangi/item/16853-2018-05-05-09-28-38.html برنامه نمایش‌ فیلم‌ های ایرانی در کن

                                                            جشنواره فیلم کن ۲۰۱۸ در چندین سانس میزبان نمایش فیلم‌های ساخته سینماگران ایرانی خواهد بود.

                                                            به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از ایسنا، «همه می‌دانند» به کارگردانی اصغر فرهادی که امسال فیلم افتتاحیه هفتادویکمین جشنواره کن است اولین نمایش خود را از ساعت ۲۰:۳۰ روز هشتم می (۱۸ اردیبهشت) و بلافاصله پس از مراسم افتتاحیه در سالن «گرند لومیر» جشنواره تجربه خواهد کرد.

                                                            این فیلم اسپانیولی زبان با بازی «خاویر باردم»، «پنه لوپه کروز» و «ریکاردو دارین» که در بخش رقابتی جشنواره کن برای کسب نخل طلای بهترین فیلم رقابت می‌کند، روز چهارشنبه ۹ می ( ١٩ اردیبهشت) در ساعات ٨:٣٠ صبح و ١٣ نیز دو نمایش دیگر در گرند لومیر سالن اصلی کاخ جشنواره خواهد داشت.

                                                            اما فیلم فیلم «سه رخ» به کارگردانی جعفر پناهی که در بخش رقابتی حاضر است، روز ۱۲ می (٢٢ اردیبهشت) ساعت ٢١:٣٠ در سالن گرند لومیر برای اوین بار رونمایی می‌شود و دو نمایش بعدی آن نیز روز بعد،یکشنبه ۱۳ می (٢٣ اردیبهشت) در ساعات ٨:٣٠ صبح و ١٣:٤٥ به روی پرده می‌رود.

                                                            فیلم کوتاه «تاریکی» ساخته سعید جعفریان که به عنوان نماینده سینمای ایران یکی از فیلم‌های بخش رقابتی "فیلم‌های کوتاه" هفتادویکمین جشنواره فیلم کن است نیز در ساعات ١١ صبح و ١٣:٣٠ روز جمعه ۱۸ می (٢٨ اردیبهشت) در سالن دوبوسی و سالن بونوئل به نمایش درخواهد آمد و فیلم کوتاه «مثل بچه آدم» به کارگردانی آرین وزیر دفتری که در بخش سینه‌فونداسیون جشنواره حاضر شده روز ۱۶ می (۲۶ اردیبهشت) ساعت ١٤:٣٠ در سالن بونوئل این رویداد سینمایی به نمایش گذاشته می‌شود.

                                                            فیلم «مرز» ساخته سینماگر ایرانی که به نمایندگی از سینمای سوئد در بخش نوعی نگاه جشنواره کن حضور دارد روز پنج شنبه ۱۰ می (۲۰ اردیبهشت) در ساعت ۱۱:۱۵ و ۱۶:۳۰ در سالن دوبوسی نمایش خواهد داشت و «فارنهایت ٤٥١» ساخته رامین بحرانی فیلمساز ایرانی-آمریکایی نیز روز ۱۲ می (۲۲ اردیبهشت) ساعت ١٢ شب در بخش غیررقابتی جشنواره نمایش خواهد داشت.

                                                            هفتادویکمین جشنواره فیلم کن از تاریخ ۸ می (۱۸ اردیبهشت) با نمایش فیلم «همه‌ می‌دانند» جدیدترین ساخته اصغر فرهادی افتتاح می‌شود و تا ۱۹ می ( ۲۹ اردیبهشت) ادامه خواهد داشت. امسال «کیت بلانشت» ریاست هیات داوران بخش رقابتی را بر عهده دارد.

                                                            • برنامه
                                                            • نمايش
                                                            • فيلم
                                                            • ايراني
                                                            • كن
                                                            • سينما
                                                              ]]>
                                                              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) فرهنگی Sat, 05 May 2018 13:58:55 +0430