کودکان - هم آوا - هم آوا http://hamavanews.com Mon, 22 Oct 2018 19:20:40 +0330 Joomla! - Open Source Content Management. Translated by JoomlaFarsi.com fa-ir گودبای پمپرز و تاتی‌ پارتی ایرانی http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18159-گودبای-پمپرز-و-تاتی‌-پارتی-ایرانی.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18159-گودبای-پمپرز-و-تاتی‌-پارتی-ایرانی.html گودبای پمپرز و تاتی‌ پارتی ایرانی

پسربچه‌ای موطلایی با کیکی که به کوچکی کیک صبحانه است و سه شمع... این عکسی است که حالا در فضای مجازی دست به دست می‌شود و به تولد فرزند یکی از ستاره‌های فوتبال جهان منتسب شده است اما در همین زمان در ایران بچه‌داری پرخرج و لاکچری مد شده است و حالا موسسات جشن‌ها و مراسم پایشان را از برگزاری مراسم عروسی و ختم فراتر گذاشته‌اند و انواع و اقسام جشن‌های مختلف و پرهزینه را برای بچه‌های شما ابداع کرده‌اند.

به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از شهروند، آنها برای جنین شما آلبوم عکس می‌سازند و بعد از تعیین جنسیت بچه جشن‌های پرخرجی طراحی می‌کنند اما جشن‌ها و مراسم آنها به همین‌جا ختم نمی‌شود؛ جشن درآوردن دندان، تاتی‌ پارتی، گودبای پمپرز و... بخشی از این مراسم پرخرجی است که این موسسات برای بچه‌های شما طراحی کرده‌اند و جالب است که خودشان می‌گویند بیشتر مشتریان آنها نه قشر پولدار که خانواده‌های متوسط هستند.

آلبوم عکس جنین!

اگر الگوی روتینی برای هزینه‌های بچه‌داری در ذهن‌تان وجود دارد، باید بگوییم که الگویتان قدیمی شده است. دیگر سیسمونی، پوشک و هزینه زایمان مهمترین خرج و مخارج بچه‌داری نیستند و موسسه‌هایی وجود دارد که بچه‌داری را برایتان پرخرج و پرخرج‌تر می‌کند.

این هزینه درست از ماه‌های اول جنینی شروع می‌شود. اشتباه نکنید، چون منظورمان هزینه آزمایش‌های پزشکی و چکاپ مادر نیست. حالا نوزاد شما می‌تواند از دوره جنینی آلبوم عکس داشته باشد. کافی است ٥٠٠ تا ٦٠٠‌هزار تومان هزینه کنید و سونوگرافی سه‌بعدی از نوزادتان تهیه کنید و آن را به آتلیه‌های عکاسی بسپارید.

آتلیه‌های عکاسی در تهران چیزی بین یک‌میلیون تا یک‌میلیون و ٢٠٠‌هزار تومان از شما پول می‌گیرند تا با سونوگرافی سه‌بعدی از جنین شما، آلبوم عکس درست کنند. البته آنها می‌گویند که مراسم عکاسی از نوزاد در نخستین ساعات تولد را هم متقبل می‌شوند و پدر نوزاد با تیم عکاسی به بیمارستان می‌رود.

سوروسات تعیین جنسیت

مراسم بعدی که موسسات خدمات جشن‌ها و مراسم برایتان خواب دیده‌اند، جشن تعیین جنسیت نوزاد است. وقتی به سونوگرافی رفتید و جنسیت نوزاد اعلام شد، می‌توانید یک جشن خانوادگی پرخرج بگیرید و جنسیت نوزاد را به همه فامیل و نزدیکان اطلاع دهید.

یکی از طرح‌هایی که این موسسه‌ها برای چنین مراسمی اجرا می‌کنند، این است که از طرف جنین به دنیا نیامده برای شما نامه ارسال می‌شود که به مراسم معرفی جنسیت او بیایید.

برای جنسیت دختر از جلوی در ورودی تا کل راهروها، راه‌پله‌ها با رد پای صورتی شما را به مراسم جشن هدایت می‌کنند و برای اعلام جنسیت پسر با رنگ آبی این کار را انجام می‌دهند.

وقتی از یکی از موسسه‌ها درباره اکسسوری‌های لازم برای برگزاری چنین مجالسی می‌پرسیم، می‌گویند بستگی به این دارد که فرزند دختر باشد یا پسر! اگر فرزند شما دختر باشد، برای معرفی جنسیت او از عروسک‌های باربی و میزهای لوازم آرایش و اگر پسر باشد، از خودرو و موتور یا شخصیت‌های کارتونی مثل سوپرمن و... استفاده می‌شود.

این موسسه هزینه برگزاری چنین مراسمی را بین یک‌میلیون تا دومیلیون تومان اعلام می‌کند که البته این هزینه فقط شامل لوازم و وسایلی است که قرار است استفاده شود و هزینه‌ای که شما باید برای پذیرایی از میهمان‌هایتان و هدایایی که برای آنها قرار است در نظر بگیرید، متفاوت است و با این حساب اگر ١٠٠ میهمان دارید، باید چیزی حدود ٥ تا ٧‌میلیون تومان برای پذیرایی و شام میهمانان هزینه کنید.

استقبال از نوزاد با خودروی لاکچری

از این مرحله که عبور کنید و هزینه‌های تولد و سیسمونی را فاکتور بگیرید، موسسات خدمات جشن‌ها و مراسم، آپشن دیگری برای شما رو می‌کنند: «مراسم استقبال از نوزاد» برای مراسم استقبال از نوزاد و آوردن نوزاد و زائو به خانه باید خودروی تزیین‌شده داشته باشید.

برای این کار می‌توانید خودروهای لاکچری یا کلاسیک کرایه کنید. هزینه اجاره یک روز خودرو بین ١٠٠‌هزار تا ٥٠٠‌هزار تومان است. اجاره یک روز جنسیس کوپه در تهران ٤٠٠‌هزار تومان است و معمولا گران‌ترین اتومبیل‌ها، اتومبیل‌هایی کلاسیک هستند که خط تولید آنها متوقف شده است.

تزیین خودروی نوزاد با عروسک و بادکنک به نوع عروسک‌هایی که انتخاب می‌کنید و تزیینات آن بستگی دارد، اما معمولا چیزی بین ٣٠٠‌هزار تا یک‌میلیون تومان هزینه تزیین خودرو است که تا اینجای کار برای بردن مادر و نوزاد به خانه باید بین ٤٠٠‌هزار تا ١,٥‌میلیون تومان هزینه کنید.

اگر عکاس و فیلمبردار بخواهید که حتما والدین می‌خواهند باید بین ٢ تا ٢,٥‌میلیون تومان دستمزد عکاسان و فیلمبرداران را بدهید.

جشن دندان

جشن‌ها اما به همین جا ختم نمی‌شود. جشن بعدی جشن دندان درآوردن نوزاد است. آنها برای شما کیکی به شکل دندان سفارش می‌دهند و آش ویژه دندان می‌پزند.

مشاور یکی از این موسسات می‌گوید برای جشن درآمدن نخستین دندان که تم آن دندان است، سفارش کیک قبول می‌کنند و این‌که همه تزیینات لازم را هم به شکل دندان ارایه می‌دهند.

هزینه کیک‌های این موسسه از معروف‌ترین قنادی‌های تهران هم بیشتر است و شما بابت هر کیلوگرم کیکی که به آنها سفارش می‌دهید باید ١٥٠‌هزار تومان پرداخت کنید. دلیل گرانی این کیک‌ها هم تزیینات خاص و منحصربه‌فرد برای کودک شما است که معمولا عکس نوزاد را روی کیک می‌زنند. هزینه پایه برای برگزاری این مراسم یک‌میلیون و ٢٠٠‌هزار تا ٢‌میلیون تومان است و هرچه تزیینات پرخرج‌تری بخواهید و غذای بهتری برای میهمانانتان سفارش دهید هزینه‌ها بالاتر می‌رود.

تاتی پارتی

جشن کودک شما باز هم تمام نمی‌شود. جشن بعدی «تاتی پارتی» است و برای نخستین قدم‌هایی است که کودکتان برمی‌دارد. تاتی پارتی کیک‌هایی به شکل پا دارد و هزینه این مراسم هم تقریبا مشابه هزینه جشن دندان است. جشن‌های بعدی جشن از شیر گرفتن نوزاد و گودبای پمپرز است که آن هم هرکدام حداقل ١,٥ تا ٢‌میلیون تومان برایتان آب می‌خورد.
تست روانشناسی برای انتخاب تم!

یکی از عجیب‌ترین خدمات این موسسات تست روانشناسی از کودک برای انتخاب تم است. آنها در ازای دریافت ٢٠٠‌هزار تومان از والدین و کودک شخصیت کودک را شناسایی کرده و براساس آن به شما تم پیشنهاد می‌دهند.

در چنین تست‌هایی از شما پرسیده می‌شود که کارتون مورد علاقه فرزندتان یا اسباب بازی‌هایی که او بیشتر به آنها تمایل دارد چه است تا درنهایت با توجه به تمام این موارد، تم مورد نظر برای تولد او یا بقیه مراسمی که قرار است برایش بگیرید پیشنهاد شود. یکی دیگر از این سایت‌ها برای مراسم‌های مختلف، با توجه به استایل فردی که مراسم برای او گرفته شده، پوشش و اکسسوری‌های ویژه پیشنهاد می‌کند که البته بابت این خدمات مبلغ هنگفتی هم دریافت می‌کند. هزینه‌هایی که به ٥ تا ٦‌میلیون تومان هم می‌رسد.

بیشترین مشتریان ما قشر متوسط هستند

هر روز بر تعداد این جشن‌ها و موسسه‌هایی که زمینه برگزاری چنین مراسم بیهوده‌ای را برگزار می‌کنند، افزوده می‌شود. شاید در نگاه اول این طور به نظر برسد که قشر مرفه و آنهایی که به یک چشم بر هم زدنی صاحب ثروت شده‌اند مشتری چنین مراسم‌های بیهوده و عجیبی باشند، اما رئیس یکی از همین موسسه‌ها می‌گوید: «شاید باورتان نشود ولی ما از تمام قشرهای جامعه مشتری داریم. خانواده‌هایی به ما مراجعه می‌کنند و سفارش‌های آنچنانی می‌دهند که از قشر متوسط جامعه هستند اما برای چشم و هم‌چشمی می‌خواهند مراسمی تجملی بگیرند تا نسبت به اطرافیان خود کم نیاورند. ما مجبوریم به این خانواده‌ها خدمات بدهیم چون اگر ما این کار را انجام ندهیم، یک موسسه دیگر به آنها خدمات می‌دهد. مثلا گاهی با مشتریانی روبه‌رو می‌شویم که حتی پرداخت هزینه برایشان دشوار است، اما سفارش‌های آنچنانی می‌دهند و گاهی بابت هزینه تزیینات جشن‌شان هزینه‌های میلیونی پرداخت می‌کنند.»

  • گودباي پارتي
  • پمپرز
  • تاتي پارتي
  • ايراني
  • نوزادان
  • كودكان
    ]]>
    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Sun, 21 Oct 2018 14:14:26 +0330
    کودکان بی‌ هویت طعمه اصلی قاچاقچیان اعضای بدن! http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18169-کودکان-بی‌-هویت-طعمه-اصلی-قاچاقچیان-اعضای-بدن.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18169-کودکان-بی‌-هویت-طعمه-اصلی-قاچاقچیان-اعضای-بدن.html کودکان بی‌ هویت طعمه اصلی قاچاقچیان اعضای بدن!

    کودکانی که قربانی خشونت‌ها‌ی خانگی والدینشان می‌شوند، چند سالی است که صدر خبر‌ها‌ را به خود اختصاص داده اند! ملیکا، آتنا، اهورا، کودکان ماهشهری و دختر بچه مرندی و خیلی کودکان دیگر، قربانیانی هستند که قانون در خصوص آن‌ها‌ جدی گرفته نمی‌شود و به قول فعالین حقوق کودکان جنبه پیشگیرانه ندارد که اگر داشت امروز شاهد این همه کودک بزه دیده نبودیم!

    برای بررسی مشکلات کودکان، لایحه حقوق کودکان و نوجوانان و همچنین بررسی معضل کودکان بی‌هویت با فاطمه دانشور، مدیرعامل و بنیانگذار موسسه خیریه مهرآفرین به گفت‌وگو نشستیم.

    بارها دیده شده که پدر و مادر یا حتی نامادری و ناپدری‌ها‌یی که کودکان خود را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند بعد از مدتی با فیش حقوقی آزاد می‌شوند، از آنجایی که چند روز پیش آماری مبنی بر این ارائه شد که 5/98درصد کودک آزاری‌ها‌ توسط اعضای خانواده صورت می‌گیرد به نظر شما چه اقداماتی باید انجام شود که از برخورد سهل‌انگارانه با این گونه افراد جلوگیری شود؟

    در قوانین فعلی کشور نسبت به والدین سهل گرفته شده است، یعنی قوانین نسبت به والدین کودک‌آزار آسان است و به همین دلیل هم والدینی که به دلیل اذیت و آزار به زندان می‌افتند اگر آزار کودک منتهی به فوت نشده باشد، هر میزان هم
    که شدید باشد با چند ماه حبس این والدین آزاد می‌شوند. در صورتی هم که آزار والدین منجر به فوت کودک شود، این موضوع مجازات سنگینی در پی ندارد. ما مواردی داشته‌ایم که کودک بر اثر آزار والدین جان باخته و والدین به یکی دو سال حبس محکوم شده اند. در خیلی از مواقع هم که قاضی حبس بیشتری را در نظر گرفته است، والدین مشمول عفو شده اند! این نشان می‌دهد که یک رفعت و یک ساده‌انگاری در خصوص والدین در قوانین کشور ما وجود دارد و همین هم سبب شده که قضات بر اساس قوانینی که وجود دارد نتوانند حکم‌ها‌ی محکم تری را صادر کنند! چون آن قاضی هم دستش بسته است و بر اساس قانون می‌تواند حکم صادر کند و در واقع در این بین قانون است که با مشکل رو به رو است.

    مبارزه برای احقاق حقوق کودک در ایران قدمتی طولانی دارد. خواسته این است که یک سری قانون‌ها‌ی حمایتی خاصی برای کودکان در نظر گرفته شود چون این قوانین موجود نمی‌تواند نقش باز دارنده و پیشگیری کننده را داشته باشد، مخصوصا در کشوری مثل کشور ما که معضل اول آن اعتیاد است و اعتیاد به روانگردان‌ها‌ و مواد صنعتی در دهه اخیر متداول شده و باعث شده که مصرف کنندگان این گونه مواد دچار توهم شوند و در این توهمات کودکان را مورد اذیت و آزار قرار دهند. در عموم این کودک آزاری‌ها‌ یک موضوع اشتراک دارد و آن هم اعتیاد والدین کودک آزار است. گاهی پدر اعتیاد دارد و مادر سالم است، در چنین شرایطی وضعیت کودک بهتر است اما در برخی موارد هر دو والد دچار اعتیاد هستند و این شرایط را برای کودک بسیار خطرناک می‌کند و کودک خیلی در معرض خطر قرار می‌گیرد. با توجه به نبود زیر ساخت‌ها‌ی کافی در بهزیستی، مثل نبود مددکار اجتماعی به تعداد کافی و همچنین نبود مکانی که بتوانند به صورت موقت کودکان را در آن نگه دارند و حتی نبود قانونی که بر اساس آن مددکار بتواند مداخله کند و کودک در معرض خطر را شناسایی کرده و تحت رصد مددکاری قرار دهد، این کودکان بسیار آسیب پذیر می‌شوند! بنابر این کودکانی که این شرایط را دارا هستند در وضعیت بسیار خطرناکی قرار می‌گیرند و آمارها نشان دهنده همین موضوع است. در حالی که در ازای هر کودک آزاری آشکار 20 کودک آزاری پنهان وجود دارد که خبر آن رسانه‌ای نمی‌شود و خیلی‌ها‌ از آن مطلع نمی‌شوند. متاسفانه فریاد فعالین اجتماعی حوزه کودک شنیده نمی‌شود، دیدیم که بر سر لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان چه آمد! این لایحه شاید خیلی بهتر از قوانین موجود باشد اما هنوز تا نقطه مطلوب فاصله دارد. در این لایحه هنوز هم وضعیت سلب حضانت مشخص نشده و باز هم برخورد قاطعی با والدینی که فرزندانشان بر اثر کودک آزاری فوت می‌کنند صورت نگرفته و تمامی این ضعف‌ها‌ هنوز هم وجود دارند البته با وجود همه این ضعف‌ها‌ همین لایحه با فشار افکار عمومی و پیگیری مداوم فعالان اجتماعی تصویب شد و هنوز هم در شورای نگهبان به تصویب نرسیده است و معلوم نیست سر انجام آن در شورای نگهبان چه خواهد شد. اگر هم در شورای نگهبان تصویب نشود نمی‌تواند به صورت قانون و لازم الاجرا باشد! در شرایط فعلی وضعیت کودکان در کشور ما بسیار نگران کننده است و کودکانی که در خانواده‌ها‌ی آسیب زندگی می‌کنند در شرایط بدتری قرار دارند به ویژه زمانی که دو والد دچار اعتیاد هستند و اعتیاد والدین مواد صنعتی است که عموما هم ما با چنین شرایطی مواجه هستیم.

    نظرتان درباره لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان چیست؟ با توجه به این موضوع که تصویب این لایحه با اعتراضات فراوانی از جانب فعالین حقوق کودک رو به رو بود آیا این لایحه برای حمایت از کودکان کافی است؟

    خیر، کافی نیست. هنوز مجازات مناسب با جرم نیست و چند ماه حبس برای کودک آزاری‌ها‌ رقم بسیار اندکی است. مثلا اگر والدینی مانع از تحصیل کودکشان بشوند جریمه آن یک میلیون تومان است که در قانون فعلی نیز به همین منوال است، یعنی می‌خواهم بگویم خیلی اتفاق محکمی رخ نداده که بتوان گفت قوانین خیلی محکم است و مجازات‌ها‌ خیلی زیاد است، بنابر این نمی‌تواند جنبه پیشگیرانه داشته باشد! اما با همه این اوصاف نکات مثبتی هم دارد برای مثال در این لایحه به مددکاران اجتماعی پرداخته شده که در قوانین فعلی چیزی در این مورد نیست! هرچند باز هم به مددکاران قدرت مداخله داده نشده و این موضوع خیلی ضعف بزرگی است. مددکاران اجتماعی اورژانس اجتماعی قدرت مداخله ندارند و این موضوع ضعف بزرگی است. در ماده 19 این لایحه درباره انتشار اخبار کودک آزاری هشدار داده شده که این یک امر دو پهلو است و آزار کودکان را به خفقان می‌برد و به سوی پنهان کاری سوق می‌دهد! با وجود این ماده خبرنگار‌ها‌ می‌ترسند که بخواهند در رابطه با کودک آزاری حرفی بزنند و در واقع جامعه‌ای که کودک می‌تواند به آن پناه ببرد را هم بسته اند! در این ماده آمده است که اگر هرکسی هویت، اطلاعات یا اسرار فرد بزه‌دیده را از طریق رسانه‌های گروهی منتشر کند، به مجازات درجه شش محکوم می‌شود. این ماده دو وجه دارد؛ یک زمانی است که والدینی کودکان خود را آزار می‌دهند فیلم می‌گیرند و منتشر می‌کنند که برای این افراد بسیار خوب است اما یک زمانی هم هست که خبرنگاری در این رابطه خبری منتشر می‌کند تا اذهان عمومی را نسبت به این موضوع حساس کند، آن خبرنگار هم مشمول این ماده می‌شود! به اعتقاد من این ماده جزو ضعف‌ها‌ی لایحه است که باز باعث پنهان کاری در امور کودکان می‌شود.

    این لایحه ضعف‌ها‌ی زیادی دارد اما ما یک ضعف بسیار بزرگ تر در بهزیستی داریم! آن هم این است که وقتی کودکان به سن 18 سالگی می‌رسند از بهزیستی ترخیص می‌شوند که طی آن یا به خانواده‌ها‌ی پر آسیب برگردانده می‌شوند یا باید وارد جامعه شوند و به صورت مستقل زندگی کنند! کودک 18 ساله‌ای که در بهزیستی نتوانسته استقلال را به دلیل نوع خاص زندگی در بهزیستی کسب کند حالا 18 سالگی رها می‌شود! این یکی از مواردی بود که همه فعالین حوزه کودک به آن نقد داشتند که بهزیستی کمی بیشتر آنها را نگه دارد و وظیفه اش نسبت به این کودکان تا سن 24 سالگی افزایش یابدکه این بچه‌ها‌ در جامعه رها نشوند ! در این لایحه به این موضوع نیز پرداخته نشده است. اما عمده ترین ایراد این لایحه مناسب نبودن مجازات‌ها‌ با جرم است، مثلا در ماده این لایحه آمده است هرگونه معامله راجع به طفل و نوجوان از جمله خرید و فروش آن‌ها‌ ممنوع است و مرتکب به مجازات درجه 5 محکوم می‌شود یعنی 2 تا 5 سال زندان! این مجازات برای یک انسان مجرم خیلی سخت و سنگین نیست! به نظر من این لایحه خیلی جنبه پیشگیرانه ندارد و تنها حسن آن این است که به مداخلات مددکارانه بیشتر تاکید شده است. این لایحه در صورت تصویب هم خیلی نمی‌تواند وضعیت کودکان در معرض آسیب را بهتر کند!

    چندی پیش خبر‌ها‌یی منتشر شد مبنی بر اینکه کودکان هنوز توانایی شکایت کردن از کسانی که آن‌ها‌ را مورد اذیت و آزار قرار می‌دهند ندارند. به نظرشما چه تمهیداتی باید اندیشیده شود تا این کار برای کودکان سهل بشود؟

    ساختار بهزیستی ما دارای مشکل است!در همه دنیا سازمان‌ها‌یی وجود دارد که کارکرد آنها مثل بهزیستی در کشور ماست و کودکان در معرض خطر را شناسایی می‌کنند! اما در کشور ما اصلا این اتفاقات رخ نمی‌دهد! برای مثال در دادگاه‌ها‌ی خانواده شخصی به عنوان مداخله گر اجتماعی حضور ندارد که وقتی حکم طلاق صادر می‌شود و کودکی از زوج‌ها‌ی جدا شده وجود دارد، وضعیت و شرایط کودک مورد بررسی قرار بدهد. بنابر این ما در مرحله شناسایی بسیار مشکل داریم. من زمانی که در شورای شهر بودم توانستم یک جزء کوچکی از این شناسایی را راه‌اندازی کنم و با مکاتبات دائمی که با بهزیستی داشتیم توانستیم بخشنامه‌ای صادر کنیم و طی آن بیمارستان‌ها‌ ملزم شدند نوزادانی که از مادر معتاد بدون هویت بی خانمان به دنیا می‌آیند را شناسایی کنند. همین پروسه باعث شد میزان فروش کودکان و اجاره دادن آن‌ها‌ کاهش یابد. بخش دیگری از این کودکان را می‌توان حین صدور حکم طلاق شناسایی کرد. مددکاری اجتماعی را باید به مدارس مناطق پر خطر ببرند و حداقل مدارس این ناحیه به مددکاری مجهز شوند. اینها وظایف شورای عالی کشور است اما چون موضوع را نمی‌دانند و درکی نسبت به این موضوع ندارند و مجالی برای صحبت به فعالین حوزه کودک داده نمی‌شود و مدیران دولتی پشت میز نشین درباره این کودکان تصمیم می‌گیرند مسلما این کودکان مورد غفلت واقع می‌شوند. چه کسانی باید به جای کودکان شکایت کنند؟ مددکاران اجتماعی! این مددکاران باید در بهزیستی یا سمن‌ها‌ باشند اما این اختیار به مددکاران داده نمی‌شود.

    به نظر شما به عنوان شخصی که در این حیطه فعالیت دارید، آماری که از کودک آزاری‌ها‌ ارائه می‌شود دقیق است؟ چند درصد کودک آزاری‌ها‌ به مراجع قانونی کشیده می‌شود؟

    در ازای هر کودک آزاری آشکار، 20 کودک آزاری پنهان صورت می‌گیرد که اینها مراجعه و منعکس نمی‌شوند و کسی شکایت نمی‌کند و پنهان باقی می‌ماند. مخصوصا در رابطه با کودکان بی‌هویت که اصلا هویتی ندارند که جایی ثبت شود! مهاجرین بخشی از این بی هویت‌ها‌ هستند و بچه‌ها‌یی که خارج از روابط نکاح متولد شدند بخش دیگری از این بی هویت‌ها‌ را تشکیل می‌دهند، در بررسی‌های مددکاری ما که از خانواده‌ها‌ی بی هویت صورت گرفته بار‌ها‌ دیده شده که کودک یک خانواده اصلا نیست، هیچ کس نمی‌داند کودک کجاست و توضیحی هم در این باره نمی‌دهند و چون بی‌هویت هستند و شناسنامه ندارند شکایتی هم صورت نمی‌گیرد. معمولا این خانواده‌ها‌ خیلی خانواده‌ها‌ی مجرمی هستند و چون در خرید و فروش مواد مخدر دست دارند بیشتر هم معتادند اصلا سمت کلانتری و شکایت نمی‌روند! موضوع را اصلا مطرح نمی‌کنند و این در حالی است که کودک به طور کلی مفقود شده و شکایتی هم صورت نگرفته که کسی بخواهد مطلع شود!

    سال گذشته صحبت‌ها‌یی درباره رها شدن کودکان بدون چشم و کلیه در بیابان‌ها‌ی اطراف تهران کرده بودید. در حال حاضر این روال به چه شکل است؟ آیا به این موضوع رسیدگی شد یا مغفول باقی ماند و همچنان ادامه دارد؟

    من این موضوع را این گونه مطرح نکردم، من هشدار دادم نسبت به والدین و باند‌ها‌ی قاچاق اعضای بدن، در خصوص کودکان بی هویتی که در مورد آن‌ها‌ صحبت کردم. باند‌ها‌ی قاچاق اعضا کودکانی را شناسایی می‌کنند که بی هویت هستند و والدین آن‌ها‌ جرات شکایت کردن ندارند! این کودکان ربوده می‌شوند و اعضای بدن آن‌ها‌ قاچاق می‌شود! ما سال گذشته گزارشی در این خصوص داشتیم که دختر بچه ربوده شده‌ای در بیابان رها شده بود و طی بررسی‌ها‌ متوجه شدیم اعضایی از بدن او را برداشته اند و جنازه بدون اعضا را رها کرده بودند! این اتفاقات در خصوص مهاجرینی که غیر قانونی وارد کشور شده اند یا والدینی که یک مشکل قانونی دارند به خاطر آن شکایت نمی‌کنند خیلی اتفاق می‌افتد و کودکانشان طعمه قاچاقچیان اعضای بدن می‌شود!
    در کل همین الان کودکان در معرض خطری در محلات پر آسیب زندگی می‌کنند که مورد غفلت واقع شده اند و ما جایی را نداریم که به صورت اختصاصی به این موضوع رسیدگی کند! بهزیستی متولی این امر است اما ظرفیت بهزیستی پاسخگوی این حجم از نیاز نیست!بنابر این بهزیستی هیچ وقت این کودکان را شناسایی نمی‌کند و علاقه‌ای هم به این کار ندارد چون نه ظرفیتش را دارد و نه توان نیروی انسانی و تجهیزاتش را دارد و نه بودجه کافی در این خصوص دارد. افراد باید به بهزیستی مراجعه کنند تا پیگیری انجام شود و این مراجعه کننده ممکن است والدینی باشند که مشکلات قانونی را ندارند و به راحتی مراجعه می‌کنند یا همسایه‌هایی هستند که یک مورد را اطلاع می‌دهند هر چند در حال حاضر مردم ما هنوز به آن میزان از حساسیت نرسیده اند که فورا موارد کودک آزاری را گزارش دهند! ملیکا دختر فلاورجانی که یک ماه به گروگان گرفته شد و مورد آزار قرار گرفت فکر می‌کنید همسایه‌ها‌ این موضوع را نمی‌دانستند؟چرا حساسیت را نداشتند که این موضوع را اطلاع بدهند؟ پس می‌بینیم هنوز حساسیت کافی برای موضوع کودک آزاری در میان مردم ما وجود ندارد و این به دلیل عدم آگاهی دادن رسانه ملی است. چرا تلویزیون 123 را تبلیغ نمی‌کند؟ چون اگر این اتفاق صورت بگیرد بهزیستی دیگر مجالی برای پاسخگویی نخواهد داشت. این مشکلات زمانی حل می‌شود که نسبت به آن یک دغدغه ملی ایجاد شود و در کشور ما تبدیل به یک مطالبه بزرگ اجتماعی شود.

    منبع: آفتاب يزد

    • كودكان
    • بي هويت
    • طعمه
    • اصلي
    • قاچاقچيان
    • اعضاي بدن
      ]]>
      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Sun, 21 Oct 2018 13:48:12 +0330
      بیکار بنشینیم اتفاقی نمی‌ افتد http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18141-بیکار-بنشینیم-اتفاقی-نمی‌-افتد.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18141-بیکار-بنشینیم-اتفاقی-نمی‌-افتد.html بیکار بنشینیم اتفاقی نمی‌ افتد

      یگانه خدامی: عکسی از کودکان کار سر چهارراه‌ها یا بی‌خانمان‌های خوابیده در گوشه خیابان می‌گیریم و در اینستاگرام و توئیترمان منتشر می‌کنیم. می‌نویسیم تا کی باید این وضع را ببینیم؟ تا کی باید گرسنه و نیازمند باشند؟ چرا کسی رسیدگی نمی‌کند؟ چرا کسی حواسش نیست؟ غر می‌زنیم و غر می‌زنیم و غر می‌زنیم. بعد می‌رویم سراغ یک موضوع و هشتگ دیگر.

      می‌دانید معمولاً منتظریم دستی از آستین کسی بیرون بیاید و کاری کند. به نظرمان کسی که باید حواسش به این مسائل باشد، ما نیستیم اما بین ما کسانی هستند که بدون غر زدن خودشان دست به کار می‌شوند و راه می‌افتند و منتظر کسی نمی‌مانند. یکی لباس و لوازم‌التحریر بچه‌ها را تأمین می‌کند، یکی به زنان سرپرست خانوار کمک می‌کند شغلی پیدا کنند و یکی هم به کسانی که شاید ماه تا ماه غذای درست و حسابی نمی‌خورند غذا برساند. محمد بخشی یکی از همین‌هاست. کار سختی را شروع کرده که دوستش دارد؛ تأمین غذای کودکان کار.

      محمد 36 ساله است و حسابداری خوانده. کارش مدیریت سرمایه است اما کنارش تورهای آفرودی و طبیعت‌گردی هم برگزار می‌کند. کارش برای کودکان کار از همین سفرها و از یک سال و نیم پیش کلید خورد. بخشی از سودی که از برگزاری این سفرها برایش می‌ماند به بچه‌های کار اختصاص می‌داد و برایشان شیر و کیک می‌خرید.

      البته دورا دور با مؤسسه‌ای در ارتباط بود که برای بچه‌های کار در یکی دو مدرسه در شوش تهران کلاس برگزار می‌کرد و نمی‌گذاشت از مدرسه دور بمانند. کم کم محمد و دوستانش که هر روز جدی‌تر به این کار فکر می‌کردند به کودکان کار نزدیک‌تر شدند: «سعی کردیم منظم‌تر و جدی‌تر کمک کنیم. کودکان کار مشکلات تغذیه‌ای زیادی دارند. بیشترشان سوءتغذیه دارند و از لحاظ ویتامینی خیلی ضعیفند و چند ماه یک بار میوه نمی‌خورند. کسی نیست به این بچه‌ها برسد. همه تلاش‌مان این بود و هست که تا حدودی این سوءتغذیه را برطرف کنیم. هرهفته به آنها شیر و کیک و هر دو هفته یک بار میوه می‌دهیم. یک یا دوبار در ماه هم غذای گرم به دستشان می‌رسانیم.»

      محمد این کار را همراه سه، چهار نفر از دوستانش انجام می‌دهد؛ دوستانی که کم کم در همین مسیر پیدا کرده و الآن تقریباً یک گروه تشکیل داده‌اند. آنها هم قبلاً خودشان به بچه‌های کار کمک می‌کرده‌اند. مثلاً یکی میوه به کودکان کار می‌داده و یکی دیگر در کرج غذا تهیه می‌کرده و بین‌شان پخش می‌کرده. بعد در همین راه همدیگر را شناخته‌اند و جمعی خیرخواهانه را تشکیل داده‌اند که وابسته به هیچ خیریه و مؤسسه‌ای نیستند و همه چیز را خودشان به گردن گرفته‌اند. خودش می‌گوید: «ما منتظر نماندیم. نمی‌شود معطل کسی ماند. گفتیم اگر به 5 بچه مواد خوراکی برسانیم بهتر از این است که به هیچ کدام‌شان چیزی نرسد. حداقل خیال‌مان راحت است که این چند بچه اگر چند روز است غذای خوب نخورده‌اند امشب یک غذای کامل می‌خورند.»

      مثل یک هدیه

      آنها چهارراه‌های تهران را خوب شناخته‌اند؛ چهارراه‌هایی که کودکان کار پشت چراغ قرمزهای آنها شیشه ماشین‌ها را می‌شویند یا گل می‌فروشند و اسپند دود می‌کنند. مثلاً می‌دانند هرچه به سمت مرکز شهر و خیابان‌هایی مثل شهید بهشتی و فاطمی نزدیک شوی بیشتر آنها را می‌بینی. بچه‌ها را به صورت خاص و تک تک شناسایی نکرده‌اند اما یا از همان مؤسسه‌ای که هنوز هم با آنها در ارتباط هستند کمک می‌گیرند یا در همان چهارراه‌ها غذا و خوراکی را به دست‌شان می‌رسانند.

      علاوه بر سود همان سفرهای آفرودی و طبیعت‌گردی از مردم هم کمک می‌گیرند. محمد می‌گوید: «کسانی که با گروه ما سفر می‌آیند گاهی خودشان پولی را که برای این کار در نظر گرفته‌اند به ما می‌دهند و گاهی هم در صفحه اینستاگرام‌مان فراخوان می‌گذاریم که مثلاً برای کاری کمک لازم داریم. بعد کسانی که ما را دنبال می‌کنند اگر دوست داشته باشند پول واریز می‌کنند. حساب و کتاب‌مان هم مشخص است که مشکلی پیش نیاید. پول‌هایی که واریز شده و خرج‌هایی که برای همین کار کردیم، فیش‌هایش را در صفحه منتشر می‌کنیم تا همه بدانند و جای سؤال و شکی باقی نماند.»

      از محمد می‌پرسم استقبال مردم خوب است و کمک می‌کنند؟ می‌گوید: «از جهتی بهتر شده. کسانی هستند که مبالغ زیادی به دست‌مان می‌رسانند. مثلاً می‌خواستیم لوازم‌التحریر برای بچه‌ها تهیه کنیم و یک نفر 5 میلیون تومان به حساب‌مان واریز کرد اما تعداد افرادی که کمک می‌کنند کم شده. شرایط اقتصادی امروز مردم نمی‌گذارد زیاد در این کارها مشارکت کنند. قبلاً وضع صندوق‌مان بهتر بود و مثلاً هرهفته به بچه‌ها میوه می‌دادیم اما دیگر مثل قبل نمی‌توانیم این کارها را انجام دهیم.»

      کار محمد و دوستانش به تهیه غذا و میان وعده برای کودکان کار محدود نشده است. آنها بچه‌هایی را در ملارد کرج شناسایی کرده‌اند که در شرایط سختی زندگی می‌کنند و در خانواده‌هایی زندگی می‌کنند که پدر و مادرشان یا معتادند یا زندانی. مشکلات مالی زیادی دارند و گروه کوچک محمد برای آنها با توجه به زمان و نیازهای آنها وسایلی تهیه می‌کنند. مثلاً نزدیک اول مهر برایشان لوازم‌التحریر بردند یا چون دیدند کفش مناسب ندارند با همین کمک‌هایی که دریافت می‌کنند برایشان کفش خریدند.

      البته خیلی وقت‌ها هم کمک‌هایی که می‌گیرند نقدی نیست: «سعی می‌کنیم از مردم کمک‌های دیگری هم بگیریم. مثلاً یکی پنیر میان وعده بچه‌ها را تأمین می‌کند یا یکی میوه می‌خرد و برایمان می‌آورد. در دهه اول محرم هیأت‌هایی بودند که به دست‌مان غذای گرم رساندند و بین بچه‌ها پخش کردیم. مردم خودشان می‌آیند و موقع پخش کمک‌ها، بچه‌های کار را می‌بینند. تماس و ارتباط با بچه‌ها برای خودشان هم خوب است.»

      او در این کمک‌ها رفتارهایی از کودکان کار دیده که باعث شده این بچه‌ها برایش عزیزتر شوند. بچه‌هایی که غذا نمی‌گیرند و می‌گویند غذا خورده‌اند تا بچه دیگری هم بتواند غذا بخورد. بچه‌هایی که وقتی می‌بینند محمد و دوستانش می‌خواهند غذا و میان وعده بین‌شان پخش کنند سعی می‌کنند کمک کنند و با همان جثه‌های کوچک بسته‌های خوراکی را جابه‌جا می‌کنند.
      محبتی که کودکان کار برای هر کمک نثار محمد و دوستانش می‌کنند آنها را بیشتر ترغیب می‌کند تا کارشان را ادامه دهند.

      حس خوبی که خیلی‌هایمان این روزها دنبالش هستیم و پیدایش نمی‌کنیم. او می‌گوید: «وقتی کسی به این بچه‌ها کمک می‌کند آنها جذبش می‌شوند. خیلی ذوق می‌کنند. صف می‌بندند و جمع می‌شوند تا خوراکی‌ها را از دست‌مان بگیرند. همین شیر و کیک ساده برایشان مثل هدیه است، اما ندیده‌ام برای گرفتن خوراکی‌ها دنبال‌مان راه بیفتند و بگویند کمک‌مان کنید. از دیدن‌شان هم خوشحال می‌شوم و هم ناراحت. وقتی می‌بینم با این سن و سال‌شان از 5، 6 بعد از ظهر تا دیروقت روی پا سر چهارراه‌ها می‌ایستند و کار می‌کنند ناراحت می‌شوم. خودم بچه دارم و دیدن این تصویرها اذیتم می‌کند. برای همین دوست دارم کمک‌شان کنم و می‌دانم اگر بیکار بنشینیم اتفاقی نمی‌افتد.»

      منبع: ايران

      • بيكار
      • اتفاق
      • كودكان كار
      • جامعه
        ]]>
        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Mon, 15 Oct 2018 12:27:09 +0330
        كودكان شهروندان امروزند، نه شهروندان آينده http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18104-كودكان-شهروندان-امروزند،-نه-شهروندان-آينده.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18104-كودكان-شهروندان-امروزند،-نه-شهروندان-آينده.html كودكان شهروندان امروزند، نه شهروندان آينده

        علي ترقي‌جاه: يكي از اساسي‌ترين نيازهاي كودكان، داشتن بزرگ‌ترهاي امن است. از پدر و مادر شروع مي‌شود تا مربي يا پدربزرگ، مادربزرگ. خيلي وقت‌ها ما اين را از آنها دريغ مي‌كنيم. خيلي وقت‌ها مراقب امن بودن خودمان نيستيم.

        خودمان آن قدر دچار چالش و مشكل هستيم كه به عنوان بزرگسال از خودمان مراقبت نمي‌كنيم و در نتيجه نمي‌توانيم آن مادر، پدر يا مربي امني كه مي‌تواند فضاي ايمني و امنيت را در دوران كودكي به بچه‌ها هديه كند، باشيم. بنابراين يكي از كارهايي كه خيلي لازم است ما به عنوان بزرگ‌ترها ياد بگيريم، خوب كردن حال خودمان است. خيلي وقت‌ها از مادر و پدرها مي‌شنويم كه حالشان خوب نيست اما فكر مي‌كنند، مي‌توانند اداي يك مادر، پدر خوب را دربياورند. در صورتي كه ادا درآوردني نيست. بايد ياد بگيرد كه چگونه بتواند حال خودش را خوب كند. چيز ديگري كه خيلي اهميت دارد و گمشده كودك امروز است، زمان با كيفيت و تمام عيار است. يعني بچه‌ها لازم دارند كه يك وقت‌هايي ما كاملا با آنها باشيم. من دوره‌هايي را براي والدين اجرا مي‌كردم و در آن به مادرها مي‌گفتم كه در اين هفته 2-3 ساعت با بچه‌تان باشيد و مادر در جواب مي‌گفت من كه همه‌اش با بچه‌ام هستم. اما من مي‌گفتم كه آن لحظه‌اي كه قورمه‌سبزي مي‌پزيد، كتاب مي‌خوانيد، تلويزيون مي‌بينيد يا با تلفن صحبت مي‌كنيد، نه. واقعا با بچه باشيد. بعد كه آنها اين كار را مي‌كردند، حتي در طول يك هفته اجراي اين كار متوجه مي‌شدند كه اين دنياي جديدي است كه تا به حال با فرزندان‌شان اين‌گونه نبوده‌اند. بچه‌ها نياز دارند كه ما زمان‌هاي واقعي «با همه حضور» كنارشان باشيم و اگر اين اتفاق بيفتد، نيازي به گذراندن زمان طولاني نيست. ممكن است، پدرها بگويند ما زمان كمي را مي‌توانيم كنار بچه‌هايمان باشيم اما آن زمان كم هم مي‌تواند خيلي باكيفيت باشد و تمام هوش و حواس آدم به بچه‌اش باشد. بچه‌ها واقعا نياز دارند كه ما را در لحظاتي تمام عيار داشته باشند.

        چيزي كه در اين فضا خيلي اوقات گمشده بچه‌هاست، خريد اسباب‌بازي به جاي گذراندن زمان با آنهاست. يعني آن چيزي كه آنها لازم دارند كه بودن با يك انسان نزديك و صميمي است را از آنها سلب مي‌كنيم و به جاي آن كلي اسباب‌بازي، شهربازي بردن و دور كردن از خودمان را ايجاد مي‌كنيم و فكر مي‌كنيم كه اين براي آنها خوب است. در صورتي كه اين واقعا خوب نيست، آنها نياز دارند كه احساس نزديكي كنند و اين احساس نزديكي بعدا منجر به چيز مهم‌تري به نام «تعلق» مي‌شود. كودك امروز نياز به احساس تعلق و داشتن هويت دارد. تعلق يعني كودك خودش را به يك خانواده و به يك خانواده بزرگ‌تر و بعد به يك محله، به شهر و به يك جامعه متعلق بداند. لازمه اين تعلق اين است كه احساس اشتراك و نزديكي داشته باشند. مثلا يك بچه وقتي خودش را به يك گروه متعلق مي‌داند كه همه‌شان فوتبال دوست دارند. خيلي وقت‌ها بچه عميقا پدربزرگ، مادربزرگ يا علائق والدينش را نمي‌شناسد. چقدر بچه‌هاي ما مي‌دانند كه پدر، مادرشان چه كساني هستند؟ چه چيزهايي را دوست دارند؟ ما اصلا فرصتي ايجاد نمي‌كنيم كه آنها ما را بشناسند، علائق و خاطراتمان را بدانند. لازمه اينها چيزي به نام هم‌صحبتي است. كودك امروز نياز به هم‌صحبتي دارد. خيلي وقت‌ها من به والدين مي‌گويم كه يك روزشان را مرور كنند و ببينند چه جمله‌هايي را به كودكانشان گفته‌اند. خيلي وقت‌ها مي‌بينيم كه جمله‌هايي كه به كودكان گفته‌اند، جمله‌هاي امري يا جملات كوتاه روزمره است و گفت‌وگو مايه‌اي ندارد؛ نه توصيف دارد، نه غناي زباني نه باعث شناخت از همديگر مي‌شود. يعني در واقع هيچ يك از ويژگي‌هاي كليدي كه در هم‌صحبتي واقعي به آن نياز است، در آن وجود ندارد. كودك امروز به هم‌صحبتي نياز دارد، چرا كه مي‌خواهد اطرافيانش را بشناسد و احساس تعلق كند و اين در مرور زمان باعث مي‌شود كه او هم شروع به شناخت خود كند. كودك امروز دچار حمله رسانه است؛ موبايل دست مي‌گيرد، تلويزيون پشت هم فيلم و سريال پخش مي‌كند و مدام اطلاعات به مغز او وارد مي‌شود كه او را دچار گم‌گشتگي مي‌كند. براي اين كودك سوالاتي پيش مي‌آيد كه من كه هستم، چه هستم، چه دوست دارم و چيزهايي از اين دست و خانواده مي‌تواند به كودك احساس امنيت دهد و به او در شناختن چيزهايي كه به آنها علاقه‌مند است و توانمندي‌هايش كمك كند.

        كودك امروز به ‌شدت نيازمند فرصت‌هاي بازي است، اما فرصت بازي با همسال خيلي محدود شده است. قبلا در يك خانه 2-3 تا بچه بودند، خيلي وقت‌ها بچه‌هايي كه در خانه پدربزرگ، مادربزرگ جمع مي‌شدند، 7-8 تا مي‌شدند تا بچه‌هاي محله در كوچه بازي مي‌كردند. يعني با همسالانشان خيلي در ارتباط بودند و اين با همسال در ارتباط بودن ناخودآگاه بازي را رونق مي‌بخشيد. امروز من يك بازي را مي‌آوردم، فردا يك بچه ديگر بازي ديگري را مي‌آورد و در بازي‌هاي مختلفي كه بچه در زندگي‌اش به آن نياز دارد، كلي اتفاق براي بچه مي‌افتد. الان اين فرصت بازي با همسال كم و خيلي محدود شده است، بنابراين لازم است ما اين فرصت‌ها را ايجاد كنيم؛ چه در خانه و با خودمان و چه فرصت‌هايي ايجاد كنيم كه كودكان فرصت بازي با همسالانشان را پيدا كنند. مي‌توانيم كودكان را به پارك ببريم، به جمع‌هاي دوستانه‌اي ببريمشان كه بتوانند با همسالانشان بازي كنند. ما پروژه‌هاي شهري زيادي انجام داده‌ايم و ديده‌ايم كه ما خيلي ساده حقوق اوليه كودكان را از آنها سلب مي‌كنيم. به عنوان مثال الان وارد فصل سرما شده‌ايم و در بسياري از شهرهاي ايران هوا يك مقدار سرد مي‌شود و ما بلافاصله مي‌گوييم كه بچه‌ مريض مي‌شود و او را به پارك نمي‌بريم. بعد با خانواده‌ها صحبت مي‌كنيم و مي‌بينيم دو، سه هفته است بچه‌شان را به پارك نبرده‌اند. يعني بسياري از فرصت‌هاي تحرك بچه كه از حقوق اصلي اوست را سلب كرده‌ايم و مي‌گوييم كه چند ماه ديگر كه هوا بهتر شد او را بيرون مي‌بريم. در حالي كه مي‌توان با كمي لباس مناسب پوشاندن به بچه از مريضي او جلوگيري كرد و حق او را هم رعايت كرد. اينجا كه خبري نيست. تحقيقات نشان مي‌دهد كه در فنلاند و كشورهاي اسكانديناوي، بسياري از تعليم و تربيتشان را به فضاهاي باز و جنگلي برده‌اند. تازه ميانگين دماي آنجا خيلي بيشتر از بسياري از شهرهاي ما است. ما با بهانه‌هاي ساده‌اي نيازهاي اوليه كودكان مثل نياز به تحرك، نياز به بازي و نياز به هيجان را از او سلب مي‌كنيم و لازم است يك فكري جدي بكنيم كه چگونه مي‌توانيم نيازهاي اصلي كودكان را در اختيارشان بگذاريم.

        نياز كودك امروز اين است كه در معرض دانش و تجربه‌هاي فوق‌العاده انساني قرار بگيرد كه خيلي از آنها در كتاب‌هاست. ما الان يك مطالعه طولي را انجام مي‌دهيم كه پانصد كودك از 5 استان كشور را مورد بررسي قرار داده‌ايم؛ آن نشان مي‌دهد، بسياري از كودكان ايراني در خانه‌هايشان زير ۲۰كتاب كودك دارند و اين عجيب است. بالاي ۹۰ درصد كودكان تا 5-6 سالگي حتي يك بار هم به كتابخانه نرفته‌اند و اين نشان مي‌دهد كه ما آنها را با يك منبع عظيمي از دانش، تجربه جالب و لذت مانوس نمي‌كنيم. يك وقت‌هايي كه از آدم‌ها مي‌پرسيم چرا براي بچه‌هايتان كتاب نمي‌خوانيد؟ نمي‌گويند كه كتاب خواندن مهم نيست، مي‌گويند كه وقت نمي‌شود يا امكانش نيست. من در جواب مي‌گويم كه شده تا حالا يك هفته براي بچه‌تان غذا درست نكنيد و بگوييد عوضش جمعه شش رقم غذا برايش مي‌پزم. مادر، پدر عاقل اين كار را نمي‌كند. اصلا به فكرش خطور نمي‌كند. اين حرف برايش مسخره است. ولي به سادگي مي‌گوييم كه يك هفته، دو هفته براي بچه كتاب نمي‌خوانيم و اين باور را نداريم كه كتاب نخواندن براي بچه يعني آن امكان‌هايي كه براي رشد مغزش لازم است را در اختيارش قرار نمي‌دهيم. ما به سادگي اين فرصت‌ها را از كودك‌مان سلب مي‌كنيم و بعدا افسوس مي‌خوريم كه چرا اين بچه كتابخوان بار نيامد.

        چيزي كه خيلي وقت‌ها از كودك امروز سلب مي‌شود، حق انتخاب و اختيار است. خيلي وقت‌ها بچه‌هاي ما حتي راجع به لباس، چيدمان اتاقشان، كارهايي كه مي‌توانند بكنند، استفاده از وسايلي كه در دسترس‌شان است، نمي‌توانند نظر بدهند و ما به آنها اجازه تصميم‌گيري و انتخاب نمي‌دهيم. بر اساس تحقيق‌هاي زيادي كه شده اگر اين فرصت انتخاب و تصميم از سال‌هاي اوليه در اختيار آدم‌ها قرار نگيرد، بعدها خيلي سخت‌تر مي‌توانند انتخاب كنند، چرا كه آن آزمون و خطا را انجام نداده‌اند. لازم است ما براي بچه‌هاي‌مان حريمي قائل باشيم كه بالاخره الان زمان اوست، اينجا كشوي اوست، اينجا نقاشي اوست، ولي ما خيلي وقت‌ها در همه اينها دخالت مي‌كنيم. به جاي آنها تصميم مي‌گيريم كه چي بكشد، وسايلش را چگونه و در كجا بگذارد، چه بكند و چه نكند و به اين ترتيب حق اوليه انتخاب از آنها سلب مي‌شود در صورتي كه در زندگي خيلي فرصت دارند كه انتخاب كنند. به نظر من لازم است، كودكان را به عنوان‌ انسان‌هاي همين الان باور كنيم نه انسان‌هايي كه بعدا قرار است تبديل به چيزي شوند كه تازه آن زمان حق انتخاب و اجازه فعاليت دارند. ما در فضاي شهري مي‌گوييم كه كودكان شهروندان امروزند، نه شهروندان آينده.

        منبع: اعتماد

        • كودكان
        • شهروندان
        • امروز
        • آينده
        • جامعه
        • خانواده
          ]]>
          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Tue, 09 Oct 2018 13:42:23 +0330
          ميراث ما براي كودكان http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18103-ميراث-ما-براي-كودكان.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18103-ميراث-ما-براي-كودكان.html ميراث ما براي كودكان

          نسرين محمدباقري: «كودك بايد در فضايي سرشار از خوشبختي و محبت و تفاهم بزرگ شود.» اين جمله در مقدمه كنوانسيون حقوق كودك بيان شده است. اين پيمان‌نامه بر اصول پايه‌اي زير استوار است: حق حيات و رشد همه كودكان، رنج نبردن هيچ كودكي از تبعيض، توجه به منافع كودكان و آزادي بيان آنها در امور مربوط به خودشان.

          جمهوري اسلامي ايران نيز در سال 1372 به اين پيمان‌نامه پيوست، البته با اين شرط كه هر گاه مفاد پيمان‌نامه در هر مورد و در هر زمان با قوانين داخلي ايران و موازين اسلامي تعارض پيدا كند، دولت ايران ملزم به رعايت آن نباشد.

          با توجه به امضاي اين سند از سوي 193كشور و اجراي آن در 140كشور، مي‌توان آن را مقبول‌ترين سند حقوق بشر در تاريخ دانست. با اين وجود هنوز كودكان مظلوم‌ترين و بي‌پناه‌ترين قربانيان فقر، گرسنگي و جنگ در جهان هستند .

          فقر تغذيه‌اي سالانه جان بيش از 6 ميليون كودك زير 5سال را مي‌گيرد. ميليون‌ها كودك ابتدايي در جهان گرسنه به مدرسه مي‌روند. بر اساس آمار تاييد شده، 20هزار كودك سوري و 5هزار كودك يمني در جنگ و درگيري جان باخته‌اند.ده‌ها هزار كودك دچار نقص عضو يا معلوليت‌هاي حركتي شده‌اند. ميليون‌ها كودك از تحصيل بازماندند.

          كودكان در اقصي نقاط جهان مورد سوءاستفاده، استثمار، قاچاق و انواع خشونت و شكنجه‌هاي جسمي و رواني قرار مي‌گيرند. در كشورهاي مختلف، پديده كودك‌آزاري و خشونت‌هاي خانگي شامل آزارهاي جسمي و جنسي، غفلت و آزارهاي عاطفي و رواني مشاهده مي‌شود. آمار مرگ‌و‌مير كودكان و آسيب‌هاي مختلف و رنج‌هايي كه كودكان در سراسر كره زمين مي‌برند، دل انسان را به درد مي‌آورد.

          و اما در ايران؛

          متاسفانه هنوز ازدواج كودكان (زير 18سال) وجود دارد. اگرچه بعضي قوانين مانع از انجام ازدواج در سن پايين مي‌شوند اما هنوز دختراني هستند كه زير15 سال به خانه بخت فرستاده مي‌شوند.

          باتوجه به بحث قيم بودن پدر يا جدپدري، قوانين خشونت عليه كودكان مشكلاتي دارد. كودك‌آزاري از مصاديق جرايم عمومي است و اعلام جرم عليه مرتكبان كودك‌آزاري وجود دارد اما پدر از قانون مستثني است و در صورت آزار كودك از سوي پدر نمي‌توان عليه او شكايت كرد، اگر پدر يا جد پدري فرزند خود را بكشد، قصاص نمي‌شود.

          بر اساس قانون اساسي، دولت وظيفه دارد از طريق آموزش و پرورش امكان تحصيل رايگان را تا پايان دوره متوسطه براي همه كودكان و نوجوانان ايراني فراهم كند. اما كودكاني هستند كه به سبب فقر مجبور به ترك تحصيل مي‌شوند يا در كنار تحصيل به كار هم اشتغال دارند. باتوجه به اينكه تعداد زيادي از كودكان كار هر روز در خيابان‌ها در معرض ديد عموم و مسوولان هستند اما فكري به حال اين كودكان مظلوم نمي‌شود.

          مدارس ما براي كودكان جذابيت كافي ندارند. دوران تحصيل با رقابت و استرس امتحان، بدون شادي و تفريح سپري مي‌شود و خبري از فراگيري مهارت‌هاي ضروري زندگي نيست. از سوي ديگر عدالت آموزشي هر روز كمرنگ‌تر مي‌شود. هنوز مدارس بدون ميز و نيمكت وجود دارد. هنوز دانش‌آموزاني هستند كه براي تحصيل بايد مسافت و راه سخت و صعب طي كنند. توزيع نابرابر امكانات آموزشي و فرصت يادگيري علاوه بر تجهيزات آموزشي در توزيع نيروي انساني هم ديده مي‌شود. در شهرهاي مرزي و دورافتاده حضور معلمان مجرب و توانمند كم است، گاه سرباز معلم سركلاس مي‌رود. براي قبولي در كنكور و ورود به دانشگاه، رقابت بين دانش‌آموزان مدارس عادي با دانش‌آموزاني كه در مدارس لاكچري تحصيل مي‌كنند، رقابتي نابرابر و ناعادلانه است. حذف مشق شب مخصوص كلاس‌هاي با تراكم پايين است. يادگيري در كلاس 15نفره با كلاس 40نفره بسيار تفاوت دارد. در كنار همه مشكلات ريز و درشتي كه انسان‌هاي بزرگ براي كودكان ايجاد كرده‌اند، سهم انسان‌ها در آلودگي هوا، گرم شدن زمين، خشكسالي و كم‌آبي و... را هم نبايد ناديده گرفت. هر وقت به آينده مبهم فرزندانم فكر مي‌كنم، دلم به درد مي‌آيد و حس مي‌كنم ما نياكان خوبي براي نسل بعد از خود نبوديم كاش هر يك از ما گامي كوچك در جهت ساختن دنيايي بهتر براي كودكان ‌برداريم.

          منبع: اعتماد

          • ميراث
          • كودكان
          • جامعه
          • خانواده
          • آينده
            ]]>
            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Tue, 09 Oct 2018 13:40:09 +0330
            كودكان نامرئي شنيده نمي‌ شوند http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18102-كودكان-نامرئي-شنيده-نمي‌-شوند.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18102-كودكان-نامرئي-شنيده-نمي‌-شوند.html كودكان نامرئي شنيده نمي‌ شوند

            امين شول‌سيرجاني: وقتي از كودكان ايراني سخن مي‌گوييم، از جامعه‌اي بزرگ با ويژگي‌ها، نيازها و چالش‌هاي متفاوت سخن مي‌گوييم. از جنوب تا شمال ايران جامعه كودكان حقوق ناديده گرفته شده‌اي دارند كه بايد دستگاه‌هاي مسوول و نهادهاي مدني بيش از پيش براي تحقق آنها كوشش كنند.

            اما مهم‌ترين و فوري‌ترين حقوق و مسائل اجتماعي مرتبط با حوزه كودكي در ايران كدامند؟ طبيعتا هر كدام از پژوهشگران و فعالان حوزه كودكي در ايران براي اين سوال پاسخ‌هاي متفاوتي دارند. از نظر سيامك زند‌رضوي، عضو هيات‌مديره انجمن جامعه‌شناسي ايران، «بي‌هويتي» تعداد زيادي از كودكان. كودكان بي‌شناسنامه‌اي كه از نظر اين جامعه‌شناس دست‌كم چهار حق ديگرشان هم ناديده گرفته شده است. زندرضوي در گفت‌وگو با «اعتماد» همچنين به مساله «كودك همسري» اشاره مي‌كند و عقيده دارد نقص قانوني باعث شده بسياري از كودكان به اجبار تن به ازدواج دهند و اين ازدواج‌ها پيامدهاي فردي و اجتماعي ناگواري در پي داشته است. زندرضوي كه سال‌ها در حوزه كودكان كار كرده است در اين گفت‌وگو به صراحت از دستگاه‌هاي مسوول مي‌خواهد كه در سياست‌هاي موجود تجديد‌نظر كنند و در گام اول طرحي براي سرشماري كودكان بدون هويت تهيه كنند و قوانين مربوط به ازدواج را به نفع كودكان اصلاح كنند.

            اگر بخواهيد براساس تجربه سال‌ها فعاليت در حوزه كودكان بگوييد، به نظر شما مهم‌ترين مشكل عمومي جامعه كودكان ايراني كه از نظر دستگاه‌هاي مسوول ناديده گرفته شده يا به اندازه كافي به آن توجه نشده، چيست؟

            وقتي از كودك ايراني حرف مي‌زنيم تصور من يك جغرافيايي سياسي است كه كودكان در آن چارچوب زندگي مي‌كنند. از اين منظر يكي از مهم‌ترين مشكلاتي كه تعداد زيادي از كودكان با آن مواجهند، مساله هويت است. اين كودكان فاقد شناسنامه و كارت‌هاي هويتي هستند يعني در حقيقت وجود ندارند. ما بايد اين كودكان را به رسميت بشناسيم و ساز و كاري تعريف كنيم كه به سرعت شناسايي شوند و مشخصات هويتي‌شان ثبت شود تا از اين وضعيت رهايي پيدا كنند. ازدواج‌هايي كه به خصوص در يك دهه اخير ميان زنان ايراني و مردان افغانستاني (يا كشورهاي ديگر) انجام شده موجب شده فرزندان اين زوج‌ها در صف اول بي‌هويتي قرار بگيرند.

            در استان‌هايي مثل سيستان‌وبلوچستان و كرمان هم كودكاني بدون مدارك هويتي زندگي مي‌كنند كه اتفاقا پدر و مادر ايراني دارند. به نظر مي‌رسد اين مشكل فراگيرتر از مساله خانواده‌هايي است كه مرد خانواده غير‌ايراني است؟

            از اين كودكان فاقد مدارك هويتي همه جا هست. حتي پدر و مادراني وجود دارند كه به دليل اعتياد شناسنامه فرزندان‌شان را مي‌فروشند. مساله اصلي اين است كه ما براي موضوع ساز و كار نداريم. آنجايي كه اين كودكان بايد وارد مهدكودك و پيش‌دبستاني شوند فقدان اين ساز و كار خودش را نشان مي‌دهد. چون ما براي اين وضعيت سيستم ديدباني نداريم، اين كودكان «نامرئي» مي‌مانند و اين «نامرئي» بودن تا بزرگسالي‌شان هم ادامه مي‌يابد كه مي‌تواند به فاجعه منجر شود.

            چه فاجعه‌اي؟ صادر نشدن مدارك هويتي براي اين كودكان مولد چه پيامدهاي اجتماعي خواهد بود؟

            چهار حق از اين كودكان سلب مي‌شود. حق بقا، حق امنيت، حق رشد و حق مشاركت. اولينش حق بقا است. مثلا قاچاقچي‌ها مي‌توانند از اين كودكان به راحتي سوءاستفاده كنند. وقتي كودكي دچار گرفتاري ‌شود مثلا ربوده شود و اعضاي بدنش خريد و فروش شود، پيگيري موضوع دشوار مي‌شود. از طرف ديگر حق رشد اين كودكان ناديده گرفته مي‌شود. اين بچه‌ها نمي‌توانند مدرسه بروند يعني از رشد طبيعي برخوردار نمي‌شوند. خيلي وقت‌ها حق مشاركت اين كودكان در زندگي اجتماعي هم سلب مي‌شود. انسان به عنوان موجودي اجتماعي وقتي در فضاهاي عمومي نباشد در حاشيه مي‌ماند و احتمالا رو به تبهكاري مي‌آورد.

            به نظر مي‌رسد هر اقدامي براي مداخله در اين مساله نيازمند اطلاع از آمار دقيق اين كودكان است. سخنگوي كميسيون قضايي و حقوقي مجلس پارسال از وجود يك ميليون و 100 هزار كودك در كشور خبر داده بود. چقدر اين آمار قابل استناد است. آيا پژوهش مستقلي در اين باره صورت گرفته كه بتوانيد به نتايج آن اشاره كنيد؟

            سرشماري‌هاي عمومي در كشور از اين نقص اساسي رنج مي‌برند كه كودكانِ «در شرايط دشوار» را سرشماري نمي‌كنند. كودكانِ «در شرايط دشوار» حدود 17 گروهند كه يكي از مهم‌ترين گروه‌هاي‌شان كودكان فاقد مدارك هويتي‌ هستند. بايد ساز و كار پژوهشي آماري برايش تعريف شود كه تك‌تك اين كودكان شناسايي شوند. وقتي چنين سرشماري دقيقي انجام نمي‌شود مساله كودكان فاقد مدارك هويتي همچنان به قوت خودش باقي مي‌ماند. اين كودكان بايد برمبناي «تمام شماري» در سراسر كشور سرشماري شوند و نه به شيوه نمونه‌گيري. بايد طرحي در كشور تعريف شود كه در سطح محلات و در تمام شهرها به صورت همزمان «تمام شماري» انجام شود. اما اراده‌اي براي اين كار وجود ندارد.

            به نظر شما چرا چنين اراده‌اي وجود ندارد؟

            به اين دليل كه صداي اين كودكان در دستگاه قانون‌گذاري و دستگاه اجرايي ما شنيده نمي‌شود. فقط موقعي كه سيستم‌هاي ما دچار گرفتاري مي‌شوند اين كودكان ديده مي‌شوند. مثلا وقتي يكي از اين كودكان به قتل برسد پليس و دستگاه قضايي ما به دليل فعال بودن، مي‌توانند اين فرد را پيدا كنند. هر گروه ذي‌نفعي كه صدايش شنيده نشود هيچ كجا به حساب نمي‌آيد كه فعلا به نظر من ضعيف‌ترين اين گروه‌ها، همين دسته از كودكان هستند.

            مجلس و برخي دستگاه‌هاي اجرايي هم در اين باره بارها اظهارنظر كرده‌اند اما روند حل مساله سرعت نگرفته است. چه موانعي باعث شده مساله‌اي با اين درجه از اهميت همچنان معطل بماند؟

            اولين مانع، وجود يك نگاه امنيتي است. استدلال برخي مقام‌هاي انتظامي اين است كه مي‌گويند سه نسل قبل از اين بچه‌ها مثلا از افغانستان آمده‌اند و اگر به اينها كارت هويتي بدهيم ديگران هم از مناطق ديگر مي‌آيند و طلبكار مي‌شوند و مدارك هويتي مي‌خواهند. به نظر من اين استدلال قانع‌كننده نيست زيرا اين نكته را فراموش مي‌كنند كه كودكان قرباني تصميم بزرگسالان شده‌اند. در اين شرايط صداي اين بچه‌ها به هيچ ‌كجا نمي‌رسد و خودشان هم توان تصميم‌گيري يا تاثير بر تصميم‌گيران را ندارند. از طرفي ما در ايران با فقدان قانون دقيق و محكمي كه حق هويت را به رسميت بشناسد، روبه‌رو هستيم. البته به جز پيمان‌نامه حقوق كودك كه اين موضوع به خوبي در آن پيش‌بيني شده است. خب، وقتي پايه قانوني محكمي وجود ندارد، برايش ساز و كار هم تعريف نشده است. نيرو و انرژي و ديدبان هم تعريف نشده است. اگر يك كودك از مدرسه باز بماند يا هويت نداشته باشد هيچ سيستم ديده‌باني و نظارتي احوال ايشان را نمي‌پرسد.

            در اين شرايط شما راه‌حل را در تصويب قانون حمايت از كودكان يا چيزي شبيه به آن مي‌دانيد؟

            نه. قانوني كه الان وجود دارد پيمان‌نامه حقوق كودك است و مي‌توانيم براي آن ساز و كار تعريف كنيم. اولين گام اجراي اين ساز و كارها هم اين است كه بدانيم چه تعداد كودك فاقد مدارك هويتي داريم. بايد بدانيم اين كودكان كجا و در چه شرايطي زندگي مي‌كنند. اگر از ظرفيت پيمان‌نامه استفاده كنيم، مي‌توانيم شرايط نظارت و ديدباني را فراهم كنيم. البته ما در كنار كودكان فاقد مدارك هويت، با چالش كودك همسران هم مواجهيم كه به نظر من آن هم از درجه اهميت بالايي برخوردار است و هر دوي اين موارد بايد در اولويت‌هاي تصميم‌گيري و ديدباني قرار گيرند.

            در مورد كودك همسرها البته اختلاف‌نظرها زياد است و حتي برخي با پيگيري تعدادي از نمايندگان مجلس براي افزايش سن ازدواج به صراحت مخالفت مي‌كنند. چرا اين موضوع از نظر شما به عنوان جامعه‌شناس اين‌قدر اهميت دارد؟

            به اين دليل روشن كه در بسياري موارد در ظاهر ازدواج رخ مي‌دهد اما عملا پدراني وجود دارند كه عملا دختران‌شان را مي‌فروشند. از نظر قانوني سن ازدواج الان روي 13 سال نشانه‌گذاري شده است اين در حالي است كه توجه نمي‌شود در دنياي امروز رشد عقلي و عاطفي يك انسان شرايط ديگري دارد و از كودكي كه هنوز خودش كودكي نكرده نمي‌توان انتظار تشكيل خانواده داشت. با تولد فرزند اين كودك همسرها مشكلات افزايش مي‌يابد. نسبت طلاق هم در اين گروه‌ها كم نيست. بايد سن ازدواج را اصلاح كنيم. بايد با اصلاح قانون از پدراني كه به بهانه صغير بودن و ناتواني در تصميم‌گيري، دختران‌شان را مجبور به ازدواج مي‌كنند؛ سلب صلاحيت كنيم. متاسفانه با افزايش مشكلات اقتصادي برخي خانواده‌هاي فقير تمايل به اين كار افزايش پيدا مي‌كند.

            براي اين موضوع نمونه‌اي هم داريد؟

            بله. يك نمونه شناخته شده‌اش به دو، سه سال بعد از زلزله بم و دوره رياست‌جمهوري آقاي احمدي‌نژاد بازمي‌گردد. آن موقع دولت اعلام كرد به خانواده‌هايي كه يك ازدواج جديد در آنها صورت بگيرد وام مسكن دوم را هم پرداخت مي‌كند. به اين كار مي‌گويند مهندسي اجتماعي. آن موقع براي اينكه تعداد ازدواج‌ها بالا برود اين تصميم گرفته شد؛ به اين قيمت كه بعضا كودكاني كه به امانت نزد خويشاوندان‌شان زندگي مي‌كردند وام دوم را گرفتند و كودكان ازدواج كردند. البته ممكن است گفته شود اين ازدواج‌ها صوري بوده و صرفا براي دريافت وام اتفاق افتاده است. اما بسياري‌شان هم صوري نبود.

            پيامدهاي اين ازدواج‌هاي اجباري چيست؟

            در اين شرايط حق كودكان براي كودكي كردن و بزرگ شدن و رسيدن به رشد عاطفي و عقلي را عملا معلق كرده‌ايم. ساده‌ترينش اين است كه اين كودك همسرها چون از نظر جسمي رشد كافي نداشته‌اند طبيعتا آسيب جسمي مي‌بينند و بچه‌اي را هم كه به دنيا مي‌آورند، ناقص است. اين را دوستان پزشك مي‌گويند. از طرف ديگر روانشناسان مي‌گويند چون بچه‌ها رشد عاطفي كافي ندارند آمادگي براي مادر شدن‌شان پايين است. حتي اگر از نظر جسمي هم توانا باشند، توانايي ندارند فرزندشان را سرپرستي كنند، زيرا هنوز كودكي خودشان هم ناتمام مانده است. از نظر اجتماعي هم طلاق‌هايي كه براي كودك مادرها اتفاق مي‌افتد نسبت بالايي دارد. يك معناي طلاق‌ها اين است كه خطاهاي خيلي زيادي در رفتار درون خانوادگي آنها وجود داشته كه اساسا توانايي و مهارت مديريت آن را نداشته‌اند. اين تصور كه پدر مالك فرزندش است بايد براي هميشه كنار رود. براي اين كار لازم است هم از ظرفيت پيمان‌نامه حقوق كودك استفاده كنيم و هم قوانين‌مان را اصلاح كنيم.

            • كودكان
            • نامرئي
            • جامعه
            • خانواده
            • روز جهاني
              ]]>
              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Tue, 09 Oct 2018 13:38:02 +0330
              رنج‌ هاي ناگزير كودكي http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18101-رنج‌-هاي-ناگزير-كودكي.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18101-رنج‌-هاي-ناگزير-كودكي.html رنج‌ هاي ناگزير كودكي

              فاطمه اشرفي: وقتي سخن از كودكان به ميان مي‌آيد بخشي از آنها وضعيت كاملا متفاوتي دارند. جدي‌ترين گروه هدف ما كودكان مهاجر و پناهنده هستند كه ترك وطن‌شان اغلب ناشي از مناقشات مسلحانه و مهاجرت‌هاي اجباري بوده است.

              آمار اين كودكان در دنيا به چند ده ميليون نفر مي‌رسد و متاسفانه كودكاني را كه درگير اين موضوعات مي‌شوند و در طبقه كودكان پناهنده قرار مي‌گيرند ، مي‌توان به عنوان پررنج‌ترين و مظلوم‌ترين كودكان شناخت. بسياري از اينها اصلا كودكي را درك نكرده‌اند و در بسياري موارد به دليل ناملايمات و مشكلات عديده‌اي كه در مسير زندگي‌شان قرار مي‌گيرد اصلا دوران كودكي را به پايان نمي‌رسانند.

              امروز مصاديق بسياري از اين كودكان در دنيا وجود دارد؛ كودكان جنگ‌زده سوري، يمني و كودكان فراواني كه در جريان مناقشات مختلف مسلحانه داخلي و خارجي كشورهاي آفريقايي قرار دارند. به اين خشونت‌ها بايد رنج‌هاي ناشي از سوءتغذيه و عدم دسترسي به بهداشت و آموزش مناسب و در مواردي از دست دادن تمام يا بخشي از خانواده را هم بايد افزود، كودكاني كه خانواده‌هاي‌شان را از دست مي‌دهند ديگر عنصر مهرآوري را در زندگي‌شان ندارند و بايد به تنهايي با ملايمات بعدي زندگي روبه‌رو شوند. اگر بخواهيم به كشور خودمان بازگرديم و نگاهي به كودكان مهاجر و پناهنده‌اي بيندازيم كه درون مرزهاي ايران قرار دارند بايد بگوييم كه بخش عمده آنها را كودكان افغانستاني و عراقي تشكيل مي‌دهند. بخش عمده‌اي از پناهندگان افغانستان از سال 2003 به بعد به كشورشان بازگشتند ولي جنگ‌هاي مداوم، درگيري‌هاي داخلي و ناامني‌هاي روبه گسترشي كه كماكان در افغانستان وجود دارد، در كنار نبود ساختار اجتماعي، اقتصادي و رفاهي مناسب در اين كشور باعث شده تا روزبه‌روز جمعيت بيشتري از شهروندانش به سمت مهاجرت و آوارگي خارج از مرزها سوق داده شوند. با توجه به اينكه ما اولين مرز همسايه با افغانستان هستيم بسياري از آنها به صورت دايم يا موقت ساكن ايران مي‌شوند. تا زماني كه اينها بتوانند وضعيت ثابت و حقوق اجتماعي پيدا كنند و خودشان را با هويت و ارزش‌هاي متفاوت جامعه ميزبان عادت دهند و رنج‌هاي ناشي از فضاهاي بيگانه‌ستيزي (كه متاسفانه در تمامي دنيا كم‌وبيش وجود دارد) را از سر بگذرانند، كودكان هم هم‌پاي خانواده‌ها و بزرگ‌ترهاي خود مشغول تحمل اين رنج‌ها هستند. با وجود تلاش‌هاي بسيار زيادي كه از سوي سازمان‌هاي دولتي، بين‌المللي و غيردولتي براي رفع اين مشكلات مي‌شود، رنج‌هاي دروني كه اين كودكان تحمل مي‌كنند بسيار بيشتر از آن است كه حتي اعلام يك بسيج عمومي هم بتواند از آن بكاهد.

              با وجود همه اينها بايد به اتفاقات مثبت هم نگاه كنيم. اتفاقي كه در دو سه سال گذشته رخ داد يعني تغيير سياست‌هاي آموزشي دولت در حوزه دسترسي كودكان مهاجر و پناهنده به مدرسه بود، اتفاق خوب و قابل تحسيني است كه نظام آموزشي رسمي كشور و نظام پاسخ‌گويي به مطالبات اجتماعي كساني كه در حوزه سرزميني ما ساكن هستند را در مسير به رسميت شناختن حقوق اوليه اين كودكان قرار داده است. بسيار خوشحالم كه وقتي به آمار نگاه مي‌كنم، مي‌بينم كه 3 سال پس از اجراي اين قانون جديد شاهد رشد تقريبا دو برابري دانش‌آموزان پناهنده و مهاجر هستم. آمار دسترسي اين كودكان به مدارس رسمي كشور به نزديك عدد 500 هزار نفر رسيده و اين موضوع براي فعالان اجتماعي جاي خوشحالي دارد چون مي‌توانند به اين فكر كنند كه تلاش‌هاي‌شان بي‌نتيجه نبوده و در مسير بهبود وضعيت زندگي كودكان مهاجر گام‌هاي موثري برداشته‌اند. چنين اتفاقاتي به ما اميد بيشتري مي‌دهد تا اين تلاش‌ها را در حوزه‌هاي ديگري هم ادامه دهيم تا كودكاني كه به صورت ناگزير و ناخواسته رنج مهاجرت و آوارگي را تحمل مي‌كنند، دست‌كم اميدشان براي رسيدن به آينده مطلوب بي‌پاسخ نماند و بتوانيم بستر مناسبي براي جبران ناكامي‌هايي فراهم كنيم كه آنها از ابتدا يا ميانه كودكي تجربه كرده‌اند.

              منبع: اعتماد

              • رنج
              • ناگزير
              • كودكي
              • كودكان
              • خانواده
              • جامعه
                ]]>
                hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Tue, 09 Oct 2018 13:35:15 +0330
                دليل كودك آزاري در مهد كودك‌ ها http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18098-دليل-كودك-آزاري-در-مهد-كودك‌-ها.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18098-دليل-كودك-آزاري-در-مهد-كودك‌-ها.html دليل كودك آزاري در مهد كودك‌ ها

                آرزو ضیایی: به گفته مدیرکل دفتر کودک‌و‌نوجوان سازمان بهزیستی کشور تمام مهدهای کودک شهری به دوربین مجهز است و می‌توانند موارد کودک آزاری‌های احتمالی را ثبت کنند. محمد نفریه افزود: «از اول امسال فقط دو مورد کودک‌آزاری در مهد کودک داشتیم که ثابت شده است البته تعداد شکایت‌ها بیشتر و چندبرابر است اما فقط دو مورد اثبات شد.

                تمام مهدهای‌کودک شهری به دوربین مجهز است و آمارها نشان می‌دهد که بیشترین گزارش‌ها مربوط به درگیری بین کودکان و حوادث پیرامون آن بوده است. » در سال‌های گذشته مواردی از کودک‌آزاری در مدارس و مهدکودک‌ها گزارش شده است که گاهی به اثبات رسیده و در مواردی که صرفا در حد یک شایعه تلخ باقی مانده است. امروز یکی از مسئولان بهزیستی در حالی از اجتناب‌ناپذیری آسیب‌های‌کودک در مهد‌کودک‌ها سخن می‌گوید که افکار‌عمومی منتظرند سازمان بهزیستی به وظیفه خود در قبال کودکان عمل کند و به پلمب مهدکودک‌های غیرمجاز مبادرت ورزد، مهدهای کودکی که تعداد آنها کم نیستند.

                مدیرکل دفتر کودک‌و‌نوجوان سازمان بهزیستی کشور گفت: حدود 700 هزار کودک در مهدهای سراسر کشور تحت‌پوشش هستند. 15 هزار و 500 مهد کودک تحت‌پوشش بهزیستی در کشور فعالیت دارند که شش هزار و 500 روستامهد، هزار و 400 مهد حاشیه‌ای و هفت هزار و 500 مهدشهری هستند. محمد نفریه افزود: «موارد کودک‌آزاری‌ها در مهدکودک معدود است و خانواده‌ها از طریق شماره‌پیامکی 3000012333 می‌توانند شکایت از این موارد را ارسال کنند. تمام شکایت‌های رسیده به سازمان بهزیستی از سوی تیم ‌حراست بررسی می‌شود.» او تاکید کرد: «سالانه بیش از 150 مرکز مهد غیرمجاز را می‌بندیم، چراکه استانداردهای لازم را ندارند و بیمه نیستند.»

                کودکان در خانه بیشتر آزار می‌بینند

                مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور در واکنش به کودک‌آزاری در مهدکودک‌ها گفت: در محیط‌های اجتماعی مثل مهدکودک و مدرسه هر چقدر تلاش کنیم و خوب کار کنیم، بازهم شاهد آسیب‌ها هستیم و این موضوع اجتناب‌ناپذیر است. حسن موسوی‌چلک افزود: واقعیت این است بیشترین مکانی که کودک‌آزاری در آن شکل می‌گیرد، خانه‌ها هستند و مدرسه و مهد‌کودک سهم کمتری از این چرخه دارند و در حقیقت شیوع پدیده کودک‌آزاری در محیط‌های‌اجتماعی مثل مهدکودک و مدرسه به مراتب بسیار کمتر از چیزی است که در خانه‌ها اتفاق می‌افتد و به عبارتی مدارس و مهدکودک‌ها مصداق رفتار کودک‌آزاری به آن شدتی که در خانه‌ها وجود دارد، نمی‌شوند. او با تاکید بر اینکه کودک‌آزاری در هر محیطی شکل بگیرد، حساسیت خاصی روی آن وجود دارد، گفت: محیط‌های بسته‌ مانند مهدکودک و مراکز شبانگاهی هم از جمله محیط‌هایی هستند که کودک‌آزاری در آنها وجود دارد به همین دلیل آموزش‌هایی برای اولیا و مربیان برای پیشگیری از اتفاق‌هایی مثل کودک‌آزاری ارائه می‌شود. موسوی چلک یادآور شد: با این‌حال هر چقدر روی پیشگیری کار شود، باز هم شاهد وقوع برخی پدیده‌ها خواهیم بود و این موضوع اجتناب‌ناپذیر است، چراکه ما با انسانی سروکار داریم که رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی دارد، اگرچه آموزش مهمترین محور کاهش و کنترل روند آسیب‌های اجتماعی از جمله کودک‌آزاری است و هیچ‌کس نمی‌تواند آن را کتمان کند. او با بیان اینکه با تصویب لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان در مجلس شاهد روند کاهشی کودک‌آزاری خواهیم بود، گفت: این لایحه گام بزرگی در راستای کاهش کودک‌آزاری در کشور است. در واقع اگر این لایحه تصویب و ابلاغ شود؛ شرایط بهتری برای حمایت از کودکان فراهم می‌شود که به نظر من در آن صورت یکی از پیشروترین کشورها در حوزه‌ حمایت از کودکان و نوجوانان خواهیم شد.

                حدود کودک‌آزاری تعیین شود

                رئیس انجمن‌روانشناسی ایران در گفت‌وگو با «آرمان» در ارتباط با میزان اجتناب‌ناپذیر آسیب‌ها به کودکان در محیط‌های‌اجتماعی می‌گوید: حد و مرز تعریف کودک‌آزاری باید برای همه مشخص شود، در واقع نیازمند حساسیت تمام افراد جامعه به مساله حد و مرز کودک‌آزاری هستیم. شیوا دولت‌آبادی می‌افزاید: تعبیرهای متفاوتی از مساله کود‌ک‌آزاری وجود دارد، اگر بتوانیم تمام مسئولان حوزه‌کودک را آموزش‌ همگانی درباره مصادیق کود‌ک‌آزاری دهیم در این صورت نسبت به حدود کودک‌آزاری آگاهی پیدا می‌کنند. او می‌گوید: به عنوان مثال بسیاری از افراد مساله غفلت از کودک را به عنوان مصادیق کودک‌آزاری نمی‌شناسند یا آزار عاطفی را به عنوان کودک‌آزاری شناسایی نمی‌کنند. بنابراین در درجه اول باید نسبت به مساله کودک‌آزاری روشنگری کنیم و حساسیت بیشتری نسبت به این مفهوم و مصادیق آن داشته باشیم. بدیهی است در درجه اول اینکه خانواده‌ها بیشتر بدانند که چگونه مرتکب کودک‌آزاری می‌شوند، خوب است. در این صورت آگاهی بیشتری دارند که چه رفتارهایی می‌تواند به شخصیت‌کودک آسیب‌ بزند. همچنین هر مکانی که کودکان را به منظور آموزش،نگهداری و حمایت را ساعتی از شبانه‌روز نگهداری می‌کنند، باید انسان‌هایی‌متخصص گرد آیند که نسبت به رفتارهای خود آگاهی بیشتری داشته باشند. دولت‌آبادی می‌افزاید: والدین کودکان از تمام طیف‌ها، فرهنگ‌ها و پیشینه‌ها هستند، اما هنگامی که از یک مربی‌مهد سخن می‌گوییم آن مربی جا دارد به دلیل جایگاه خود آگاهی بیشتری نسبت به رفتار و آثار روانی خود نسبت به کودک داشته باشد. او می‌گوید: تمام این موارد مستلزم آن است که حد و مرز کودک‌آزاری مشخص شود و البته نظارت نیز بر این محیط‌های‌اجتماعی نیاز است. دولت‌آبادی تاکید می‌کند: احتمالا منظور مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور آن بوده که هنوز تمام افراد جامعه به میزان کافی در زمینه حد و مرز کودک‌آزاری آگاهی ندارند. قاعدتا نباید نگاه اغماض به کودک‌‌آزاری داشت، زیرا اگر عوارض آن را بدانیم باید در حد توان از آن جلوگیری کنیم. او خاطرنشان می‌کند: هنوز آمار دقیقی از مصادیق کودک‌آزاری در مجامع‌اجتماعی مانند مهدها و مدارس وجود ندارد. به عنوان مثال برخی از کارشناسان تکالیف ‌مدارس را از جنس کودک‌آزاری می‌شمارند، زیرا هنوز یقینی درباره لزوم وجود آنها و تاثیر تکالیف بر ارتقای‌ذهن و مهارت‌های‌کودک وجود ندارد. همچنین مشخص نیست این کار تا چه میزان توان ‌کودک را برای دریافت آموزش‌های دیگر سلب می‌کند. بنابراین اگر بخواهیم از فشار وارده بر نوجوان به منظور موفقیت در مدارس سخن بگوییم باید تعریف دیگری از کودک‌آزاری نسبت به ضرب ‌و شتم، تهدید و ارعاب‌کودک را ارائه دهیم. بنابراین باید توافق جامع‌ و یکپارچه‌تری از مصادیق کودک‌آزاری داشت.

                سازمان بهزیستی نیرو و نظارت کافی ندارد

                یک فعال حوزه کودک و عضو سابق شورای‌شهر تهران در گفت‌وگو با «آرمان» در مورد مصادیق کودک‌آزاری در محیط‌های‌اجتماعی مانند مدرسه و مهدکودک می‌گوید: بهزیستی از میزان کافی نیروی‌انسانی برخوردار نیست تا بازرسی‌های خود را دقیق، مرتب و مدام انجام دهد. این موضوع سبب می‌شود دفعات بازدید نیروی‌های بهزیستی از مراکز تحت‌پوشش این سازمان کم و با دوره زمانی بلند‌مدت باشد. فاطمه دانشور می‌افزاید: والدین باید نسبت به وضعیت کودکان در مدارس و مهدکودک‌ها حساس‌تر شوند و با فرزندان خود ارتباط برقرار کنند تا متوجه آزار احتمالی کلامی، رفتاری و عاطفی مربیان با آنها بشوند. او خاطرنشان می‌کند: سازمان‌ بهزیستی نیروی‌کافی برای نظارت بر مراکز برون‌سپاری شده نگهداری کودکان نیز ندارد. والدین باید آگاهی و حساسیت بیشتری نسبت به تغییرات روحی فرزندان خود در محیط مدرسه و مهد داشته باشند. البته بسیاری از مهد‌کودک‌ها استاندارد هستند، اما اماکنی مانند سرای‌محله‌ها دارای مهد‌کودک در مناطق پایین‌شهر استانداردهای ‌ایمنی و بهداشت‌عمومی و محیط را رعایت نمی‌کردند. مشخص نیست مجوز این مهدها از شهرداری است یا سازمان‌بهزیستی نظارتی دارد یا خیر. این مراکز در بازبینی اینجانب در دوره نمایندگی شورای‌شهر زیاد مشاهده شد. دانشور تاکید می‌کند: والدینی که از رفاه ‌نسبی برخوردارند فرزندان خود را در مهدهایی ثبت‌نام می‌کنند که انواع آموزش‌ها مانند یادگیری چند زبان، ساز و مهارت‌های مختلف را دریافت کنند. این والدین کودکان را آزار می‌دهند و فرصت‌کودکی به او نمی‌دهند و او را دچار استرس می‌کنند.

                • دليل
                • كودك آزاري
                • مهد كودك
                • جامعه
                • خانواده
                  ]]>
                  hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Tue, 09 Oct 2018 13:23:52 +0330
                  روایت مادر از درد نشنیدن http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18091-روایت-مادر-از-درد-نشنیدن.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18091-روایت-مادر-از-درد-نشنیدن.html روایت مادر از درد نشنیدن

                  سمیه افشین فر: زبان اشاره زبانی مبتنی بر دیدن است و بر مبنای همین زبان است که صداها و آواها و حروف با حرکات دست بازنمایی می‌شوند و مفهوم را برای افراد ناشنوا تبیین می‌کنند. در کشورمان بیش از یک میلیون نفر ناشنوا یا کم شنوا هستند که طیف افراد مختلفی از کودکان تا سالمندان را شامل می‌شوند.

                  بر اساس آمارهای موجود سه تا پنج درصد دانش‌آموزان کشور را دانش‌آموزان دارای مشکلات شنیداری به خود اختصاص داده‌اند. طی سال‌های گذشته تعداد زیادی از کودکان ناشنواعمل کاشت حلزون را انجام داده‌اند، عملی که همه هزینه‌های آن از سوی دولت پرداخت می‌شده است. در گزارش زیر به سراغ دو خانواده رفته‌ایم که یکی سال‌های قبل عمل کاشت حلزون را انجام داده و دیگری اقدام به این عمل برای فرزند خود نکرده است؛ این دو مادر از مشکلات و دردهایشان می‌گویند.

                  مشکلاتم کم نشده است

                  شیوا اسدی 45 ساله و دارای تحصیلات کارشناسی ارشد مادر سام ده ساله است که 9 سال قبل کاشت حلزون را در یک گوش انجام داده، سام حالا می‌تواند با یک گوشش بشنود اما مادر معتقد است با این همه هنوز ذره‌ای از مشکلاتشان کم نشده است. او می‌گوید: «در مدارس به این بچه‌ها زبان اشاره آموزش داده نمی‌شود و تمام آموزش‌ها بر پایه لب خوانی است، البته شاید نیازی به یادگیری زبان اشاره هم نباشد چرا باید وقتی بچه‌ای می‌تواند حرف بزند و یا با لب خوانی ارتباط برقرار کند باید از زبان اشاره استفاده کند؟» صحبت‌های خانم اسدی حرف بسیاری از پدر و مادرانی است که کودک ناشنوا یا معلول دارند. آنها می‌خواهند فرزندشان با دیگران هیچ تفاوتی نداشته باشد. «این برای ما یک امتیاز است و در مدرسه هم برای کادر آموزشی این یک افتخار است که بچه‌ها از زبان اشاره استفاده نکنند اصلاً به همین خاطر بود که مدارس ناشنوایان دیگر زیاد روی زبان اشاره مانور نمی‌دهند.» این مادر در پاسخ به این سؤال که با استفاده نکردن از زبان اشاره مشکلاتشان کم شده یا نه، می‌گوید: نه مشکلات همچنان باقی است البته به نظر من این مشکلات بیشتر فرهنگی است ببینید بر مبنای سیاست‌های آموزش و پرورش استثنایی قرار بود زبان اشاره دیگر در مدارس ناشنوایان تدریس نشود و اصل را بر لب‌خوانی گذاشتند و این برای مدرسه به نوعی افتخار بود که بچه‌ها بتوانند لب خوانی کنند و با لب خوانی منظورشان را برسانند. هدف اصلی هم این بود که بچه‌ها راهی مدارس عادی شوند ولی متأسفانه مدارس عادی بچه‌ها را نمی‌پذیرند چون فکر می‌کنند غیرعادی هستند و این نگاه نه بین بچه‌ها که در بین کادر آموزشی وجود دارد در حالی که این بچه‌ها باید به مدارس عادی بروند تا در تعامل با سایر بچه‌ها بتوانند دایره کلامیشان را گسترش دهند؛ از طرف دیگر مدارس استثنایی ناشنوایان امکانات کمی دارند و سطح آموزشی‌شان هم پایین است‌، معلم‌ها کم هستند این بچه‌ها باید بسیاری از دروس را عملی یاد بگیرند، کلمات برای اینها مفهومی است و دایره لغت‌شان محدود است اما در مدارس ناشنوایان دروس بسیار خلاصه و محدود آموزش داده می‌شود البته حق هم دارند چون همه بچه‌ها و سطح شنوایی و درکشان در یک محدوده نیست. بنابراین مجبورند سطح را پایین نگه دارند تا آن بچه‌ای که حداقل شنوایی را دارد نیز متوجه دروس شود.

                  از طرف دیگر وسایل کمک شنیداری خیلی گران هستند سمعک و پروتز کاشت و باتری بسیار گران هستند و بسیاری از خانواده‌ها توان تأمین آنها را ندارند در حالی که این‌ها برای کسی که کاشت حلزون انجام داده ضروری و لازم است. خانم اسدی در ادامه با بیان اینکه ملزومات کمک شنیداری تحت پوشش بیمه‌ها نیست، اظهار می‌دارد: ببینید باتری را چند سال پیش یک میلیون تومان می‌خریدیم این باتری باید سالی یک بار تعویض شود با این وضعیت دلار خودتان حدس بزنید که باید چقدر هزینه کنیم یک تکه سیم را که به سمعک وصل می‌شود باید حداقل 600 هزار تومان هزینه کنیم و همه این هزینه‌ها آزاد است.

                  کسانی که سنشان از سن کاشت حلزون گذشته اگر بخواهند این عمل را انجام بدهند باید بالای 30 میلیون تومان هزینه کنند که مبلغ کمی نیست. این مادر که خودش برادری ناشنوا هم دارد ادامه می‌دهد: برادرم هم ناشنوا و بیکار است هر جایی که می‌رود به او کار نمی‌دهند برادر جوانم هم سال‌هاست برای زندگی می‌جنگد.

                  بین بد و بدتر انتخابمان بدتر بود

                  امیرحسین عیوض‌پور به همراه برادر دوقلویش با معلولیتی که داشت پا به این دنیا گذاشت. مادرش می‌گوید: «امیرحسین و برادرش دوقلو هستند اما از لحظه تولد یکی از دو فرزندم با چند معلولیت قدم در این دنیا نهاد. ناشنوایی، سی پی، صرع و خشکی در قرنیه. وقتی سه ساله شد همانند همه مادران برای کاشت حلزون فرزندم اقدام کردم و با تشکیل پرونده و گذران کمیسیون‌های پزشکی آماده این عمل شدیم تا فرزندم مانند برادرش با دنیای اطراف ارتباط بهتری برقرارکند. اما نظر پزشکان بر این بود که به خاطر معلولیت سی پی اگر در این سن کاشت حلزون انجام دهد و نتواند درست راه رفته و زمین بخورد ممکن است به سرش آسیب رسیده و پروتزی که داخل سرش کاشته می‌شود از بین برود.

                  مادر امیرحسین با افسوس از آن دوران و انتخاب اشتباه‌اش صحبت می‌کند و می‌گوید: «آن زمان پسرم از هر دو گوش 20 درصد شنوایی داشت و اگر بموقع این کاشت برایش انجام می‌شد می‌توانست در این سال‌های از دست رفته بهتر بشنود. او حالا 16 ساله است و با افت شنوایی که پیدا کرده حال سمعک هم فقط برایش دکوری در کنار گوش است و عملاً تأثیری در شنوایی‌اش ندارد. اگر آن زمان این کاشت را انجام داده بودیم به غیر از شنوایی بهتر برای پسرم هزینه کمتری را هم تقبل می‌کردیم. وقتی سه سال داشت می‌توانستیم با 6 میلیون این عمل را انجام دهیم و 4 میلیون آن را هم سازمان بهزیستی پرداخت می‌کرد اما اکنون که می‌خواهیم این کاشت را برای پسرم انجام دهیم باید 32 میلیون پرداخت کنیم بدون هیچ کمکی، چرا که وقتی به بهزیستی مراجعه کردیم برای کمک هزینه این عمل آنها گفتند: «خودتان باید این 32 میلیون را پرداخت کنید بعد مدارک پزشکی و مالی بیمارستان را به بهزیستی ارائه دهید احتمالاً یک سال طول می‌کشد ولی 6 میلیون به شما پرداخت می‌شود.» این مبلغ آن هم بعد از یک سال چه دردی می‌تواند از من و خانواده‌ام درمان کند. آن زمان بین بد و بدتر، بدتر را انتخاب کردیم. اکنون باید هزینه این پروتز را آزاد پرداخت کنیم که می‌شود 20 میلیون و 12 میلیون هم هزینه جراحی و بیمارستان است. اگر آن زمان به حرف پزشکان توجه نمی‌کردم و کاشت را در سنین پایین انجام می‌دادم با این چالش‌ها روبه رو نمی‌شدم.» مادر امیرحسین در پاسخ به اینکه حالا با افت شنوایی که امیرحسین پیدا کرده چگونه با اطرافیان و دوستانش ارتباط برقرار می‌کند، می‌گوید: «پسرم با زبان اشاره آشنایی دارد و لب خوانی هم می‌کند.

                  راستش شاید دیگر مادران دوست نداشته باشند فرزندشان با زبان اشاره با دیگران گفت‌و‌گو کند اما من معتقدم زبان اشاره، زبان مادری آنهاست و به خاطر آنکه تلفظ و صدای کلمات را نمی‌توانند بخوبی ادا کنند باید از حرکات دستشان برای انتقال مفاهیم به دیگران استفاده کنند. امیرحسین به خاطرچند معلولیتی بودنش نیاز به مراقبت بیشتری دارد به طوری که تا 9 سالگی مدام برای جابه جایی او را بغل می‌کردم و تازه چندسالی است که مستقل شده و می‌تواند کارهایش را خودش انجام دهد. چند ماه پیش هم به خاطر خشکی قرنیه مجبور شدیم مجرای اشکی‌اش را جراحی کنیم و بعد از آن هم دچار عفونت قرنیه شد که خدا را شکر بموقع اقدام کردیم و از آسیب دیگری بر او جلوگیری شد.

                  این‌ها را گفتم تا به نبود حمایت نهادهای حمایتی اشاره کنم، چرا که فرزندم با این همه مشکل باید به سمعکی اکتفا کند که تأثیری در شنوایی‌اش ندارد حتی اگر گران‌ترین و بهترین نوعش را هم تهیه کنیم بازهم دکوری کنار گوش اوست. معلولان ناشنوا و کم شنوا جزو مظلوم‌ترین قشر معلولان هستند و از کمترین حمایت‌ها برخوردار می‌شوند. شاید وقت آن رسیده مسئولان بهزیستی کاری برای این گروه از معلولان انجام دهند.» کاشت حلزون خوب یا بد، فارغ از همه مشکلاتی که انجام دادن یا ندادنش دارد نیازمند برنامه‌ریزی مدون و حمایت است؛ هم کودکان و کسانی که سال‌های گذشته به این عمل اقدام نموده‌اند باید بتوانند با هزینه‌های جاری بعد از عمل کنار بیایند و بتوانند این امکانات را تأمین کنند و هم کسانی که نتوانسته‌اند در سن مقرر اقدام به این عمل نمایند و حالا شرایطش را دارند باید بتوانند با هزینه‌هایی اندک به این عمل اقدام کنند.

                  منبع: ايران

                  • روايت
                  • مادر
                  • نشنيدن
                  • كودكان
                  • ناشنوا
                    ]]>
                    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Sun, 07 Oct 2018 10:47:07 +0330
                    ضرب‌ و شتم فرزند حق مسلم والدین نیست http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18065-ضرب‌-و-شتم-فرزند-حق-مسلم-والدین-نیست.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18065-ضرب‌-و-شتم-فرزند-حق-مسلم-والدین-نیست.html ضرب‌ و شتم فرزند حق مسلم والدین نیست

                    آرزو ضیایی: کودک‌ مازندرانی در اثر ضرب و شتم پدر و مادر خود فوت کرد و افکارعمومی با این سوال بزرگ بدرود گفت که کودک‌آزاری و کودک‌کشی توسط عده‌ معدودی از افراد تا چه زمان بناست تکرار شود.

                    این جامعه کودکان خوشبخت کم ندارد، کودکانی که سراسر شور، مهر و شادی‌اند و والدین آنها به بهانه یک لبخند از فرزندانشان حاضرند جان بدهند، اما برخی از والدین نیز به هر بهانه از کودک خود جان می‌گیرند. والدینی تنبیه و ضرب‌وشتم فرزندانشان را حق مسلم خود تلقی می‌کنند و گاهی آنقدر در این کار زیاده‌روی می‌کنند که جان فرزند را می‌ستانند یا روحش را از غرق اندوه، ماتم و افسردگی می‌کنند. حمایت قانون و جامعه از کودک‌ آزاردیده حرف اول را می‌زند؛ قانونی که محکم و استوار پشت کودک دردکشیده بماند و تا آخرین لحظه حافظ حقوق تضییع شده او باشد و جامعه‌ای که بی‌هیچ چشمداشت در کنار کودک آزاردیده باشد. معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی هفت راهبرد اساسی این سازمان برای پیشگیری و مقابله با کودک‌آزاری را تشریح کرد. حبیب‌ا... مسعودی‌فرید افزود: «اولین راهبرد، افزایش آگاهی مردم است و تمرکز بر توسعه آموزش مهارت‌های زندگی و فرزند پروری است. آگاه‌سازی راجع به قانون راهبرد دوم است که بسیار اهمیت دارد. شناسایی بهنگام و مداخله بهنگام اورژانس اجتماعی، اقدامات قضائی به موقع، نقش رسانه‌ها، نقش سمن‌ها، نقش قانون و راهبردهای قانونی و رویکرد حمایت اقتصادی از خانواده به عنوان دیگر راهبردهای سازمان بهزیستی برای پیشگیری از کودک‌آزاری است. باید بتوانیم خانواده‌ها را با اورژانس‌اجتماعی آشنا کنیم، زیرا آگاهسازی تاثیر زیادی در میزان اطلاع‌رسانی درباره کودک‌آزاری دارد و باعث می‌شود حضور سریعتری برای مداخله داشته باشیم.

                    مدیرکل پزشکی‌قانونی مازندران از کودک‌آزاری و قتل کودک قائمشهری خبر داد. علی عباسی با تایید خبری مبنی بر قتل کودک قائمشهری در فضای‌مجازی گفت: روز چهارشنبه خبر مرگ دختر چهار‌ساله در این شهرستان بر اثر ضرب و شتم به پلیس ۱۱۰ و پزشکی قانونی این شهرستان اطلاع داده شد. وی افزود: هنوز مشخص نشده است پدر و مادر با همدستی یکدیگر کودک را مورد ضرب‌و‌شتم مرگبار قرار دادند یا تنها یکی از آنها در این کار دخیل بود. براساس اطلاعات منابع‌ آگاه کسب اطلاع کرد که پدر کودک در ضرب و شتم او دخالت نداشت، اما تحقیقات و بازجویی در این‌باره ادامه دارد. این نخستین بار در سال‌های اخیر است که کودک‌آزاری در مازندران به مرگ قربانی می‌انجامد. عباسی گفت: شواهد‌ اولیه از جسد این کودک حکایت از کودک‌آزاری دارد و به دستور مقام‌قضائی جنازه برای تعیین علت‌اصلی مرگ و انجام آزمایشات لازم تخصصی به سردخانه پزشکی‌قانونی قائمشهر انتقال پیدا کرد. وی افزود: پرونده به رسیدگی به دادگستری استان ارسال شد. گزارش‌های رسمی بهزیستی مازندران نشان می‌دهد بیشترین نوع کودک‌آزاری در این استان توسط والدین انجام می‌شود به گونه‌ای که در سه‌ماهه اول امسال 157 مورد کودک‌آزاری به اورژانس‌اجتماعی استان گزارش شد. همچنین آمار کودک‌آزاری گزارش‌شده به اورژانس‌اجتماعی مازندران در سال گذشته هم 450 مورد بود که 40درصد جسمی، 20 درصد غفلت خانواده، 12 درصد جنسی، 10درصد روانی و 13 درصد اعتیاد بوده است. همچنین در سال گذشته به دنبال اثرگذاری روحی‌ و روانی کودک آزاری بر قربانیان، بهزیستی مازندران برای 170 کودک مشاوره ‌روانشناسی گذاشته بود.

                    قانون نیازمند فرهنگ‌سازی است

                    یک عضو فراکسیون‌زنان مجلس در گفت‌وگو با «آرمان» در ارتباط با اقدامات در حوزه کودک آزاری می‌گوید: قبل از تعطیلات تابستانه مجلس تمام مصوبات در صحن‌علنی مجلس تصویب شد و این لایحه به شورای نگهبان که یکی از دستاوردهای فراکسیون زنان است، اکنون در شورای نگهبان درحال‌ بررسی است. معصومه آقاپور می‌افزاید: این لایحه بعد از تاییدیه شورای‌نگهبان قابلیت اجرا دارد و با تصویب این قانون 24 ماده‌ای نتایج مطلوبی در زمینه پیشگیری از کودک‌آزاری و همچنین حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان را شاهد خواهیم بود. او خاطرنشان می‌کند: پس از تصویب قانون یکی از اقدامات دیگر تبلیغات رسانه‌ای در ارتباط با تخلفات رخ داده در حقوق کودک است تا موانع اجرای این قانون و مجازات‌های کودک‌آزاران به اطلاع عموم مردم برسد. امیدواریم صدا و سیما نیز در این زمینه با مجلس همکاری‌های لازم را انجام دهد. در این صورت بخش اطلاع‌رسانی در ارتباط با این قانون جدید به‌درستی انجام می‌شود. آقاپور تاکید می‌کند: از نیروی‌انتظامی نیز درخواست داریم تا با جدیت و محکم با هرگونه قانون‌شکنی و تخلفات در این زمینه برخورد کند و اورژانس‌اجتماعی نیز یاری‌گر مجلس برای شناسایی کودکان و نوجوانان آسیب دیده باشد.

                    حمایت از حقوق کودکان قانون می‌خواهد

                    یک فعال حقوق‌کودک و حقوقدان در گفت‌وگو با «آرمان» در ارتباط با بازدارندگی قانون در مقابل پدیده کودک‌آزاری می‌گوید: لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان هنوز قانون نشده است و به‌این منظور باید در شورای‌نگهبان تایید شود. مونیکا نادی می‌افزاید: اگر این قانون تصویب شود به‌تنهایی نمی‌تواند زمینه‌ بازدارندگی و پیشگیری از خشونت علیه کودکان را ایجاد کند. تصویب این لایحه به‌شکل قانون مقدمه‌ای برای آن است که سطح فرهنگی جامعه و قوانین ارتقا پیدا کند و به آن سمت گام برداریم که تعداد کودک‌آزاری‌ها کاهش پیدا کند. بنابراین به‌تنهایی نمی‌توان از قوانین انتظار داشت که معضل کودک‌آزاری را حل کنند. او خاطرنشان می‌کند: یکی از زمینه‌هایی که باید اتفاق بیفتد فرهنگسازی و آموزش است. یکی از نقاط مثبت این لایحه بحث پیشگیری از کودک‌آزاری است. در این بخش لایحه‌ ساز و کارهایی را پیش‌بینی کرده که کودکان در معرض خطر را که شرایط آنها به عللی دچار خطر است شناسایی می‌شوند و آنها مورد حمایت قرار می‌گیرند. در این صورت از بروز اینگونه از آسیب‌ها جلوگیری می‌شود. نادی می‌افزاید: پیشگیری کودک‌آزاری بسیار موثر‌تر از درمان آن است. بنابراین آموزش‌های لازم باید به والدین داده شود و آگاهی و فرزندپروری در جامعه ترویج یابد. کودک، فردی صاحب حق است و خانواده‌ها نباید با کودکان مانند مایملک خود برخورد کنند و حقوق او باید به رسمیت شناخته شود. همچنین اگر در جامعه ترویج دهیم تا کودک در معرض خطر کودک‌آزاری تحت حمایت مراجع حمایتی قرار بگیرد این مساله از بروز کود‌ک‌آزاری جلوگیری می‌کند. او تاکید می‌کند: نحوه برخورد سیستم قضائی با موضوع بسیار موثر است. در واقع برخورد محکم و قاطع با کودک‌آزاران می‌تواند از تکرار این فجایع جلوگیری کند. نادی می‌افزاید: هنگامی که روال دادگاه قربانی طی می‌شود بسیار مهم است که برای بازگشت او به جامعه برنامه‌ریزی کرد و سلامت روانی کودک به او بازگردانده شود. او تاکید می‌کند: پیشگیری از کودک‌آزاری، حمایت از کودک در زمان دادرسی و کمک به او برای بازگشت به زندگی پس از دادرسی می‌تواند به کاهش میزان کودک‌آزاری در جامعه کمک کند. نادی می‌افزاید: مهم‌ترین ضعف آن است که برخی از والدین تصور می‌کنند کودک آنها مانند یک ملک متعلق به آنهاست. بنابراین آنها این حق را دارند که با او همانگونه که دوست دارند برخورد کنند. کودک و حقوق او از سوی آنها به رسمیت شناخته نمی‌شود و گمان می‌برند هرچه می‌گویند باید توسط کودک تبعیت شود. بنابراین هر واکنشی که کودک براساس شخصیت مستقل خود انجام می‌دهد با محکومیت از سوی والدین مواجه می‌شود و او را تنبیه می‌کنند. او خاطرنشان می‌کند: اینکه تنبیه به درجه‌ای از شدت می‌رسد که به فوت کودک می‌انجامد قطعا خانواده تحت‌تاثیر مشکلات اجتماعی است و صرفا دیدگاه فرهنگی سبب‌ساز این موقعیت نیست. بنابراین همواره مسائل اجتماعی، اقتصادی و مشکلات خانواده بر تشدید برخورد با کودک تاثیرگذار است.

                    • ضرب و شتم
                    • فرزند
                    • حق مسلم
                    • والدين
                    • كودكان
                    • تنبيه
                      ]]>
                      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Sat, 06 Oct 2018 14:06:56 +0330
                      کودکانی که فریادشان شنیده نمی‌ شود! http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18088-کودکانی-که-فریادشان-شنیده-نمی‌-شود.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/18088-کودکانی-که-فریادشان-شنیده-نمی‌-شود.html کودکانی که فریادشان شنیده نمی‌ شود!

                      این روزها که در آستانه هفته کودک به سر می‌بریم شاید دردناک‌ترین خبر، کودک آزاری باشد.کودکان همواره آسیب‌پذیرترین قشر جامعه محسوب می‌شوند و هر روز هم به شمار قربانی شدن آنها افزوده می‌شود!

                      به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از آفتاب يزد، این در حالی است که به گفته رضا جعفری رئیس اورژانس اجتماعی 98.5درصد کودک آزاری‌ها‌ توسط اعضای خانواده به ویژه پدر و مادر یا ناپدری و نامادری اتفاق می‌افتد و کودکان معمولا قربانیان این گونه خشونت‌ها‌ی خانگی محسوب می‌شوند. سال گذشته بود که اهورای 2 ساله توسط ناپدریش مورد تجاوز قرار گرفت و کشته شد. بعد هم ستایش قربانی دیگر کودک آزاری بود، حالا هم شاهدیم که ترنم دختر بچه 4 ساله قربانی خشونت‌ها‌ی خانگی شده و به طرز فجیعی توسط ناپدری خود به قتل رسیده است. کودکی که ناپدری اش او را با کابل برق خفه کرد! موضوع زمانی جالب می‌شود که بدانیم پس از گذشت سال‌ها‌ هنوز هم در مورد کودکان با خلاهای قانونی زیادی رو به رو هستیم و لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان که چندی پیش در مجلس شورای اسلامی تصویب شد هنوز نتوانسته از سد شورای نگهبان عبور کند. با این اوصاف هر روز به شمار کودکان قربانی افزوده می‌شود و این کودکان بی گناه ترین قربانیان آسیب‌ها‌ی اجتماعی محسوب می‌شوند. برای بررسی بیشتر این موضوع با سایه رحیمی، رئیس کمپین «بد سرپرست تنها تر است» به گفت‌وگو نشستیم.

                      بارها دیده شده که پدر یا مادر یا ناپدری و نامادری‌ها‌یی که کودکان خود را مورد اذیت و آزار قرار داده اند، با یک فیش حقوقی آزاد شدند، به نظر شما چه اقداماتی باید صورت بگیرد که از برخورد سهل انگارانه با این افراد جلوگیری شود؟

                      در حال حاضر نه تنها در مورد جرایم مربوط به کودک آزاری بلکه در مورد خیلی از جرایم دیگر هم تا زمانی که دادگاه تصمیمی نگرفته و حکم قاضی صادر نشده است، فرد تا زمان تشکیل دادگاه و صدور حکم با یک فیش حقوقی یا یک سند آزاد می‌شود، این یک مورد کاملا طبیعی است اما در مورد جرایم کودک آزاری از آنجایی که حساسیت عمومی نسبت به این موضوع وجود دارد و مردم با نگاه احساسی به این موضوع نگاه می‌کنند، گاهی وقت‌ها‌ انتظارات واهی از دادگاه دارند! از طرفی از آنجایی که در کشور ما قضات جداگانه‌ای برای رسیدگی به جرایم کودکان اختصاص داده نشده و نگاه قضات به موضوع کودکان تخصصی نیست، گاهی پیش می‌آید که حضور فرد کودک آزار زندگی کودک و همراهش را تهدید می‌کند! باید در این گونه مسائل تخصصی تر به موضوع رسیدگی کرد. مثلا خود ما با موضوعاتی از این دست مواجه شدیم که پدری مرتکب کودک آزاری شده بود و کودک 5 ماهه خود را مورد آزار و اذیت قرار داده بود، کودک به کما رفته بود و زمانی که مادر شکایت کرد و پدر بازداشت شد، زنش را تهدید می‌کرد! تا جایی که زن مجبور شده بود به خانه پدری اش در شهرستانی در رشت برود و چون پدرو مادر پیر و از کار افتاده‌ای داشت، واقعا از اینکه توسط این مرد و دوست و رفقایش مورد آزار قرار بگیرند ترسیده بودند! حتی زمانی هم که حکم زندان برای مرد کودک آزار بریده شد و به زندان افتاد باز هم از درون زندان زنش را تهدید می‌کرد! قاضی باید این گونه استثنا‌ها‌ را در نظر بگیرد که در صورت آزاد شدن فرد کودک آزار تا چه اندازه جان کودک و همراه او که ممکن است پدر یا مادر باشد به خطر می‌افتد! درست است که نمی‌توان انتظار داشت قاضی برای فرد کودک آزار حبس ابد یا اعدام در نظر بگیرد اما استثناها را هم باید در نظر گرفت. البته فکر می‌کنم با لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان خیلی از این موارد بر طرف می‌شود چون لزوم به وجود آوردن سیستمی در قوه قضاییه که در امور مربوط به کودکان، قضات کودک تصمیم‌گیر باشند دیده شده و این می‌تواند اتفاق خیلی خوبی باشد.

                      نظرتان درباره لایحه حمایت از کودکان چیست؟ به نظر شما با توجه به اینکه تصویب این لایحه با اعتراضات فراوانی همراه بود، این لایحه می‌تواند خلاهای قانونی درباره حمایت از کودکان را برطرف کند؟

                      بعد از تصویب لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان جمع زیادی از فعالان اجتماعی به ویژه فعالان حوزه کودک رفتار اعتراضی داشتند مبنی بر اینکه این لایحه کافی نیست، دارای خلاهای قانونی است و به درد نمی‌خورد و از این دست صحبت‌ها‌، البته که اگر به سابقه مصاحبه‌های همین دوستان قبل از تصویب لایحه مراجعه کنید متوجه خواهید شد که چقدر همه آنها در مورد ضرورت تصویب این لایحه هم سخنرانی کرده اند و هم مصاحبه کردند و هم یادداشت برای مطبوعات نوشتند! کاری به گفته‌ها‌ و شنیده‌ها‌ی دیگران ندارم اما موضوع این است که لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان لایحه‌ای است که عملا توسط خود فعالان حوزه کودک تنظیم شده و نسبت به قوانین پیشینی که در کشور ما وجود داشته قانون مترقی است و ابعاد پیشگیرانه‌ای دارد. برای مثال در این لایحه حرف کودک سند محسوب می‌شود یعنی تا امروز اگر بچه‌ای مورد خشونت قرار می‌گرفت و در دادگاه حرفش شنیده نمی‌شد از امروز حرف او شنیده می‌شود و به نوعی سند تلقی می‌شود! از طرف دیگر به نظام مددکاری و نگاه و نظر تخصصی آنها توجه ویژه‌ای شده، تا امروز اگر مددکاری تشخیص می‌داد که بچه‌ای مورد اذیت و آزار قرار گرفته و اگر برگردد در خانواده ممکن است حتی جانش هم در خطر باشد و قاضی تشخیص می‌دادکه کودک باید به خانواده برگردد، در نهایت قاضی تصمیم گیرنده اصلی بود اما بر اساس این لایحه نگاه تخصصی مددکار مورد توجه قرار می‌گیرد. تا امروز به این شکل بود که اگر ساعت 3 نصف شب بچه‌ای را در خیابان پیدا می‌کردید و می‌خواستید به بهزیستی تحویل دهید، بهزیستی کودک را تحویل نمی‌گیرد چون حکم قضایی نداشت یا اگر بدانید در همسایگی شما کودکی را شکنجه می‌دهند و در نهایت بتوانید کودک را از زیر دست و پای آنها بیرون بکشید و نجات بدهید، یا باید بچه را یک شب در خانه خودتان نگه دارید که این کار هم جرم محسوب می‌شود یا اینکه اجازه دهید شب را در همان خانه و همان وضعیت سر کند که حتی ممکن است جان خود را هم از دست بدهد یا اگر بخواهید تحویل بهزیستی بدهید باید حکم قضایی بگیرید! فکر کنید ساعت 3 نصف شب چطور می‌توان یک قاضی پیدا کرد که حکم قضایی صادر کند؟ اما طبق لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان این اتفاق نمی‌افتد و بهزیستی می‌تواند کودک را تحویل بگیرد. طبق لایحه ارائه شده همین که شرایط یک بچه مخاطره آمیز تشخیص داده شد شما می‌توانید مداخله کنید، در واقع نه تنها یک مددکار و روانشناس بلکه حتی یک شهروند معمولی هم می‌تواند برای نجات کودک مداخله کند اما الان شرایط به صورتی است که باید صبر کنیم یک کودک آزاری اتفاق بیفتد و بعد از آن اگر ثابت شد می‌توان برای بچه کاری کرد. طبق لایحه جدید اگر شما شاهد یک کودک آزاری باشید نه تنها می‌توانید مداخله کنید بلکه اگر مداخله نکنید مجرم شناخته می‌شوید این یک قانون مترقی بسیار خوبی است زیرا برای تک تک شهروندان یک جامعه احساس مسئولیت و وظیفه ایجاد می‌شود که نسبت به کودک آزاری‌ها‌ بی‌تفاوت نباشیم! نگوییم بچه خودش است خودش می‌داند چگونه رفتار کند! نگوییم بچه خودمان است به کسی مربوط نیست!

                      روز گذشته خبر‌ها‌یی منتشر شد مبنی بر اینکه کودکان هنوز توانایی شکایت کردن از کسانی که آنها را مورد اذیت و آزار قرار می‌دهند را ندارند، به نظر شما به عنوان کسی که با کودکان بد سرپرست سرو کار دارید، چه تمهیداتی باید صورت بگیرد تا این کار برای کودکان سهل شود و کودکان کمتر آسیب ببینند؟

                      مهم ترین کاری که باید انجام دهیم به نظر من این است که فرهنگ سازی کنیم که همه ما نسبت به کودک آزاری‌ها‌یی که در اطرافمان اتفاق می‌افتد بی تفاوت نباشیم و مورد بعدی هم این است که اورژانس اجتماعی توسط بهزیستی بیشتر تقویت شود. ما در پیج اینستاگرامی کمپین «بد سرپرست تنها تر است»، هر هفته بیش از 15 تا 20 مورد پیام داریم که به ما گفته می‌شود با اورژانس اجتماعی تماس گرفته‌اند و پاسخگو نبودند یا در محل حاضر نشدند! این به این دلیل است که اورژانس اجتماعی نیرو و بودجه لازم را ندارد و در همه شهرها نیز شعبه ندارد و تا زمانی که این اورژانس توسط بهزیستی تقویت نشود واقعا نمی‌توان منتظر خبرهای بد نبود. سال 95 کودک 6 ساله‌ای به نام محمد طاها در مشهد توسط پدرش کشته شد، این بچه نامادری داشت و ظاهرا نامادری هر روز او را کتک می‌زده و صدای شکنجه‌اش بیرون از خانه شنیده می‌شده! درنهایت یک روز پدر ضربه‌ای به سر بچه زد و سر بچه به کاناپه خورد و فوت شد! ما در صفحه خودمان از همسایه‌ها‌یشان گلگی کردیم که اگر پیش از اینها به داد پسر می‌رسیدند و با اورژانس اجتماعی تماس می‌گرفتند شاید صدای این بچه شنیده می‌شد و حالا در کنار ما بود و فوت نمی‌شد!در نهایت همسایه‌ها‌ی محمد طاها زیر پست ما کامنت گذاشتند که ما را قضاوت نکنید ما بار‌ها‌ با اورژانس اجتماعی تماس گرفتیم و اطلاع دادیم اما مراجعه نکردند! حدودا یک ماه پیش خبری منتشر شد از دختر بچه‌ای که نامادری دست و بدن این کودک را با اتوی داغ سوزانده بود و این دختر در صحبت‌ها‌ی خودش گفته بود که هم مادر بزرگش و هم همه همسایه‌ها‌ می‌دانستند که او شکنجه می‌شود اما هیچ وقت برای رسیدگی به حال او به هیچ مراجعه قانونی مراجعه نکردند! تا زمانی که این فرهنگ ایجاد نشود و اطلاع رسانی صورت نگیرد در این خصوص که نباید بی تفاوت از کنار کودکان بد سرپرست عبور کرد، نباید منتظر اتفاق خوبی بود! از طرف دیگر هر چقدر هم که فرهنگ سازی صورت بگیرد و دانش عمومی برای مداخله در این گونه رفتار‌ها‌ افزایش پیدا کند، وقتی اورژانس اجتماعی توانایی رسیدگی به همه این موارد را ندارد چه فایده‌ای دارد؟! مداخله انواع مختلفی دارد، یک زمان شما می‌بینید که یک پدر یا مادر بچه‌ای را کتک می‌زنند و به او آسیب می‌رسانند، به یک روش مسالمت آمیز مداخله می‌کنید و پدر و مادر را آرام می‌کنید و بچه را از آن شرایط نجات می‌دهید ولی گاهی وقت‌ها‌ پدر یا مادر به قدری درگیر خشونت شده اند که اصلا روش مسالمت آمیز جواب نمی‌دهد و شما چاره‌ای ندارید جز این که به مراجع قانونی اطلاع دهید که بیایند و آن بچه را نجات دهند! وقتی شما تماس می‌گیرید و مراجع قانونی توانایی رسیدگی ندارند و در بهترین حالت عنوان می‌کنند که در چند روز آینده مراجعه خواهند کرد چه فایده‌ای دارد؟ تا چند روز دیگر وضعیت کودک اصلا مشخص نیست و بار‌ها‌ و بار‌ها‌ شاهد بودیم که کودکان زیر بار شکنجه جان داده اند. با این اوصاف ما نمی‌دانیم می‌توانیم اورژانس اجتماعی را تبلیغ کنیم یا نمی‌توانیم! چون اورژانس اجتماعی توانایی رسیدگی به این موضوع را ندارد. به بهزیستی وقتی انتقاد می‌کنیم که چرا اورژانس اجتماعی را تقویت نمی‌کنید می‌گویند که بودجه و نیرو نداریم! ما حتی یک بار پیشنهاد دادیم که از ظرفیت دانشگاه و از نیروهای داوطلب دانشجو در رشته‌ها‌ی علوم اجتماعی و دانشگاه استفاده کنند ولی رئیس وقت اورژانس اجتماعی در سال 96 به ما گفت حراست این اجازه را نمی‌دهد! آیا حراست جواب بچه‌ها‌یی که زیر شکنجه کشته می‌شوند را می‌تواند بدهد؟ نیروی داوطلبی که رشته آموزشی او علوم اجتماعی و مدد کاری است با یک آموزش کوتاه مدت می‌تواند خیلی خوب در خدمت اورژانس اجتمماعی قرار بگیرد و یک تعاملی بین اورژانس و دانشگاه‌ها‌ می‌تواند اتفاق بیفتد برای اینکه یک واحد اختیاری برای بچه‌ها‌ قرار داده شود که هم به کمک و حل آسیب‌ها‌ اجتماعی کمک شود و هم وقتی بهزیستی بودجه و نیرو ندارد از این پتانسیل استفاده کند! واقعا نمی‌دانیم چرا مسئولان بهزیستی چنین کاری را دریغ می‌کنند!

                      به نظر شما به عنوان کسی که در این حیطه فعالیت دارید آیا آمارهای که از کودکان بدسرپرست ارائه می‌شود دقیق است یا این آسیب اجتماعی فراتر از مقداری است که به اورژانس اجتماعی مراجعه می‌کنند؟

                      برخورد بهزیستی و نهاد‌ها‌ی مرتبط با کودکان با موضوع آسیب‌ها‌ی اجتماعی و کودکان به شدت امنیتی است و آمار اطلاعات دقیق اصلا ارائه نمی‌شود حتی آمار مراجعه کنندگان به اورژانس اجتماعی هم، اگر مصاحبه‌ها‌ی مختلف مسئولان این حوزه را بررسی و باز خوانی کنیم متوجه می‌شویم که آمار‌ها‌ با یکدیگر فرق دارند! این موضوع را ما نمی‌گوییم بلکه مصاحبه‌های آنها نشان دهنده همین موضوع است! ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که در اطراف خودمان شاهد تعداد زیادی کودک آزاری هستیم، به نظر خودتان چنددرصد از کودک آزاری‌ها‌ به اورژانس اجتماعی ارجاع داده می‌شوند؟ چند درصد از کودک‌آزاری‌ها‌ بعد از فوت بچه رسانه‌ای می‌شود؟! خیلی از این موارد حتی رسانه‌ای هم نمی‌شوند! خیلی از بچه‌ها‌ در چهار گوشه کشور در خانه‌ها‌یی که قرار بود سرپناه امن آنها باشد مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند و کسی صدای بچه‌ها‌ را نمی‌شوند! چیزی که ما در کمپین بد سرپرست خیلی روی آن مانور می‌دهیم و در حال فرهنگ‌سازی آن هستیم این است که نظام همسایگی را پرقدرت‌تر به میدان بیاوریم یعنی حواسمان باشد در همسایگی‌مان اگر کودکی مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد از کنار او بی اهمیت عبور نکنیم. اعتیاد خیلی در این موضوع آسیب زننده است!

                      به نظر شما چقدر از کودک آزاری‌ها‌ به مراجع قانونی مراجعه می‌کنند و چقدر از آنها مراجعه نمی‌کنند و همچنان در برابر آزار و اذیت کودک سکوت می‌کنند؟

                      نمی‌توان آمار دقیقی از این موضوع ارائه داد اما من فکر می‌کنم هنوز خیلی از مردم ما هستند که در مقابل کودک آزاری سکوت می‌کنند! ممکن است درون خودشان غصه بخورند یا ناراحت باشند اما این جمله « بچه خودش است به من ربطی ندارد!» یا « من حق دخالت ندارم!» به شدت در جامعه ما نهادینه شده و برای اصلاح این تفکر غلط ما حالا حالا‌ها‌ باید کار کنیم. خیلی از کودک آزاری‌ها‌ به مراجع قانونی مراجعه نمی‌کنند و خیلی از مادر‌ها‌ شکنجه‌ها‌ی روحی و جسمی بچه‌ها‌یشان را از طرف پدر یا ناپدری می‌بینند و سکوت می‌کنند. خیلی از پدر‌ها‌ هم شکنجه روحی و جسمی کودکانشان را توسط مادر یا نامادری می‌بینند و سکوت می‌کنند چون مصلحت خودشان و زندگیشان را در سکوت کردن می‌بینند! خیلی از بچه‌ها‌ هم هستند که هر دو والد خانواده به او آسیب می‌زنند و اقوام و همسایه‌ها‌ سکوت می‌کنند! نمی‌توان آمار دقیقی ارائه داد اما می‌توان گفت کمتر از یک سوم کودک آزاری‌ها‌ به مراجع قانونی مراجعه می‌کنند.

                      چطور می‌توان از قربانی شدن کودکانی مثل اهورا و ترنم جلوگیری کرد؟ چه ساز و کاری باید صورت بگیرد؟

                      اردیبهشت سال 95 بود که رئیس جمهور از عده‌ای از افراد متخصص کمیته‌ای را تشکیل داد که ماجرای ساختمان پلاسکو را بررسی و گزارش خودشان را ارائه دهند. گزارشی که توسط این متخصصی ارائه شد به شدت گزارش عجیبی بود چون درباره این ساختمان همه نهاد‌ها‌ و مسئولان تقصیر را به گردن یکدیگر انداختند! در نهایت در گزارش ویژه آن کمیته نوشته شده بود که همه دستگاهها که عملکرد جزیره‌ای دارند، همگی در اتفاق افتادن این فاجعه نقش داشته اند و مقصرند! ما در این چند سالی که در حوزه کودکان فعالیت کردیم بارها به بهزیستی گفته‌ایم که چرا این طور فعالیت می‌کنید و جواب داده اند بودجه نداریم و قوه قضائیه همکاری نمی‌کند! به قوه قضائیه می‌گوییم چرا این نحوه عملکرد است جواب می‌دهند قانونی در این خصوص وجود ندارد! به دستگاه‌های اجرایی اعتراض می‌کنیم می‌گویند صدا و سیما فرهنگ سازی نمی‌کند و در راستای آموزش عمومی گام برنمی‌دارد! به صدا و سیما که می‌گوییم می‌گویند پس آموزش و پرورش چکاره است؟! بعد از انتشار گزارش کمیته بررسی به موضوع پلاسکو ما فهمیدیم که موضوع آسیب کودکان هم دقیقا مانند موضوع پلاسکو است و همه در این خصوص وظیفه خود را
                      به درستی انجام نمی‌دهند و همه هم تقصیر را به گردن یکدیگر می‌اندازند! ما یک نامه به آقای رئیس جمهور نوشتیم و در آن ذکر کردیم که آتش کودکان بد سرپرست بیش از پیش زبانه می‌کشد و اگر آن را کنترل نکنیم شعله‌ها‌ی آن آتش، آیندگان را خواهد سوزاند! به این دلیل که این نسل که با این همه خشم در جامعه بزرگ می‌شوند همه این خشونت‌ها‌ را در آینده در جامعه باز تولید می‌کنند و با این اوصاف ما لشگری از آدم‌ها‌ی جنایت کار را با این همه خشونت به جامعه تحویل می‌دهیم! در نهایت این نامه با امضای 5 ستاره سینما منتشر شد؛ « بهرام رادان، حامد بهداد،‌ها‌نیه توسلی، مهناز افشار و باران کوثری» آن روز اهورا و آتنا و ستایش و خیلی از بچه‌ها‌ی دیگر هنوز زنده بودند و نفس می‌کشیدند! کودکان ماهشهری هنوز این همه آسیب ندیده بودند و نگار هنوز توسط پدرش قمه نخورده بود و این همه بچه سالم بودند! ما چیز زیادی نخواسته بودیم ما فقط از رئیس جهور خواسته بودیم که در مورد کودکان بد سرپرست هم یک کمیته از آدم‌ها‌ی متخصص تشکیل بدهد که بررسی کنند و بفهمند کجا ضعف به وجود آمده است و کجا‌ها‌ باید اصلاح شود؟ ببینند اشکال کار کجاست که به عقیده ما مشکل کار همه جاست! اگر آن روز صدای ما شنیده می‌شد شاید ما امروز این همه کودک قربانی نداشتیم. این اتفاق نیفتاد و تا زمانی هم که این اتفاق نیفتد و اقدامات جزیره‌ای صورت بگیرد و هر کس تقصیر را به گردن دیگری بیندازد اوضاع از این هم وخیم تر می‌شود. دفتر پیشگیری از آسیب‌ها‌ی اجتماعی در ارگان‌ها، دستگاه‌ها و سازمان‌ها‌ی مختلف به چکار ما می‌آید وقتی این همه کودک آزار می‌بینند؟ این دفاتر چه کاری انجام می‌دهند؟ پس این همه آسیب چطور از هر جا مثل قارچ سر در می‌آورند؟ نکته دیگر که خیلی مهم است موضوع صدا و سیما است. صدا و سیما در فرهنگ سازی و نقش بسیار زیادی دارد. چرا صدا و سیما به بچه‌ها‌ حقوقشان را آموزش نمی‌دهد؟ چرا آموزش نمی‌دهد که هر وقت و هر جا که مورد آزار و اذیت قرار گرفتی و نتوانستی به کسی بگویی شماره اورژانس اجتماعی را بگیر و آن جا مطرح کن؟ چرا یک بچه وقتی در شرایط مخاطره آمیز قرار می‌گیرد و شماره اورژانس اجتماعی را می‌گیرد باید یک ساعت پشت خط معطل باشد ؟ بچه 5 ساله چه می‌فهمد داخلی چه کسی را بگیرد؟ اورژانس اجتماعی باید به‌گونه‌ای باشد که تا بچه‌ای با آن تماس می‌گیرد سریعا شخصی آن طرف خط نجات‌دهنده باشد و به او کمک کند. صدا و سیما خیلی می‌تواند آموزش‌دهنده باشد به مردم که در مقابل کودک‌آزاری بی‌تفاوت نباشند. ما بارها با چندین برنامه‌ساز صحبت کرده‌ایم که در مورد این که در مقابل کودک آزاری بی تفاوت نباشیم برنامه بسازید و تاکنون همه گفته اند بودجه نداریم و خط قرمز ما محسوب می‌شود در صورتی که در آئین‌نامه ساماندهی کودکان کار و خیابان که درصد زیادی از بچه‌ها‌ی بد سرپرست را تشکیل می‌دهند ذکر شده است که صدا و سیما وظیفه فرهنگ‌سازی دارد! در لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان ذکر شده که صدا و سیما وظیفه فرهنگ‌سازی و آگاه‌سازی عمومی را برعهده دارد اما مدیران میانی سازمان چون وظایف خودشان را نمی‌شناسند ممانعت می‌کنند و برنامه ساز‌ها‌ هم که هیچی از این موضوع نمی‌دانند و مدیران اصلی هم که ظاهرا کار‌ها‌ی مهم تری دارند و کودکان همچنان قربانی می‌شوند!

                      • كودكان
                      • بدسرپرست
                      • فرياد
                      • خانواده
                      • والدين
                      • جامعه
                        ]]>
                        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Sat, 06 Oct 2018 10:36:39 +0330
                        زندگی ۲۳۰۰ کودک در زندان‌ ها http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17937-زندگی-۲۳۰۰-کودک-در-زندان‌-ها.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17937-زندگی-۲۳۰۰-کودک-در-زندان‌-ها.html زندگی ۲۳۰۰ کودک در زندان‌ ها

                        تاکنون از سوی فعالان اجتماعی الزام ایجاد مهدکودک برای فرزندان زندانیان مطرح شده است. این در حالی است که در اسفند 96، انوشیروان محسنی بندپی، رئیس وقت سازمان بهزیستی کشور از احداث دو مهد کودک در زندان زنان استان‌های یزد و مشهد خبر داد.

                        به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از آرمان، در تیر 96، هم عضو کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس گفت: ایجاد مهد کودک در زندان‌ها گامی مثبت در راستای غنای عاطفی مادران زندانی است. محمد جواد فتحی درباره ساخت مهدکودک در زندان‌ها، افزود: اگر فرزندان از حیث عاطفی، محرومیت‌هایی را متحمل نشوند، مطلوب است، اما اینکه بیرون از زندان مهدکودکی ایجاد و مادر به بیرون برده شود، سبب ایجاد تناقضی می‌شود، از این‌رو با توجه به تدابیر امنیتی، این مهدها باید در مجموعه زندان ساخته شود.

                        زندگی کودک در زندان‌ها نیازمند توجه

                        نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس گفت: ارائه مجوز احداث مهد کودک در زندان گام مثبتی از سوی سازمان بهزیستی است به ویژه به لحاظ غنای عاطفی مادران زندانی موثر است، البته در ایجاد این مهد در فضایی از زندان باید دقت شود که فرزندان احساس نکنند در محیط غیرطبیعی و ویژه هستند. فتحی ادامه داد: در کنار مادر بودن برای رشد روحی کودکان لازم است، البته اعلام آمار دو هزار و 300 کودکی که به دلیل زندانی بودن والدین خود در زندان بسر می‌برند، عجیب و قابل تامل است، از این‌رو رئیس سازمان زندان‌ها بهتر است، آمار شفافی از تعداد مادران زندانی اعلام کند. او با بیان اینکه وجود دو هزار و 300 کودک در زندان به‌واسطه زندانی بودن والدین خود نشان از افزایش جرائم توسط زنان است، گفت: زنان عموما از ساختار وجودی متفاوت از جرم‌زایی است، بنابراین ریشه‌ها و علل ارتکاب به این جرائم باید ارزیابی شود. این نماینده مجلس بر این باور است که دستگاه قضائی این آمارها را باید در اختیار دانشگاه‌ها و دانشکده‌های تخصصی جرم شناسی قرار دهد تا ضمن مطالعات دقیق آماری، علل افزایش این جرائم مشخص شود، در این صورت قانون‌گذاری راحت‌تر می‌تواند تصمیم‌گیری کند. عضو کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس افزود: مخفی کردن آمار مجرمان مشکلی را حل نمی‌کند، هرچند آمارهای بالا نیز تاسف برانگیز است، اما بهتر است این آمارها به طور دقیق و شفاف اعلام شود. در این باره نیز مدیرکل امور کودکان و نوجوانان و خانواده بهزیستی خبر داد که هر زندانی که بیش از ۱۰-۱۵ کودک داشته باشد می‌تواند مجوز احداث مهدکودک را از سازمان بهزیستی دریافت کند. به گزارش خانه ملت، محمد نفریه درباره آمار کودکان موجود در زندان افزود: آمارها متفاوت است، چرا که تعداد زنان زندانی و کودکانشان زیاد است، اما طبق آخرین بررسی دو هزار و 300 کودک به دلیل زندانی بودن والدین خود در زندان بسر می‌برند.

                        احداث مهدکودک درزندان باروح‌وروان کودکان سازگاری ندارد

                        عضو هیات رئیسه کمیسیون قضائی مجلس گفت: آسیب‌های احداث مهدکودک در زندان بیشتر از فواید آن است. یحیی کمالی پور با بیان اینکه ممکن است احداث مهدکودک در زندان‌ها برای دسترسی مناسب والدین به کودکان اقدامی مناسب باشد اما آثار تخریبی و آسیب‌های آن به مراتب بیشتر از فواید آن است، گفت: بحث احداث مهدکودک در زندان از مدت‌ها پیش مطرح بوده و حتی در برخی از زندان‌ها نیز راه اندازی شد اما واقعیت این است که زندان محیط مناسبی برای نگهداری و پرورش کودکان نیست زیرا بخش مهمی از شخصیت فرد در دوران کودکی شکل گرفته از این رو قرار گرفتن کودکان در زندان آسیب‌های روحی و روانی زیادی را متوجه آنها کرده و آینده آنها را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. او با بیان اینکه با توجه به آسیب‌های محیط زندان احداث مهدکودک در زندان به هیچ وجه به صلاح نبوده و با روح و روان کودکان سازگاری ندارد، تصریح کرد: محیط زندان به هیچ عنوان مناسب سن کودکان بالای دو سال نیست و حتی بهتر است از حضور کودکان زیر دو سال نیز در زندان ممانعت شود زیرا تجربه نشان داده آینده روشنی در انتظار کودکانی که دوران کودکی خود را در زندان سپری می‌کنند نخواهد بود و فضای زندان آثار سوئی را در روح و روان آنها به جا می‌گذارد. او با یادآوری اینکه اگر دولت و بهزیستی به دنبال احداث مهدکودک در زندان‌ها هستند بهتر است نسبت به احداث مهدکودک در خارج از محوطه زندان اقدام کنند، تصریح کرد: ماندن کودکان در زندان به دلیل آسیب‌هایی که در زندان وجود دارد به هیچ وجه به صلاح نیست. کمالی پور گفت: بهتر است سازمان بهزیستی و دولت نسبت به تعبیه و راه اندازی مهدکودک‌ها در خارج از زندان اقدام کنند؛ البته به صورت مقطعی می‌توان به کودکان اجازه حضور در زندان‌ها برای دیدار با مادر را داد اما به صورت دائمی این کار امکان پذیر نبوده و آثار مخرب آن به هیچ وجه قابل جبران نخواهد بود. به گزارش خانه ملت، این عضو هیات رئیسه کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس با بیان اینکه حضور کودکانی که حیات آنها مستلزم شیر مادر است در زندان گریزناپذیر است، تصریح کرد: ارائه خدمات به کودکان بالای دو سال که والدین آنها زندانی هستند در خارج از محوطه زندان انجام شود.

                        شيوع اختلالات رواني در ميان کودکان زندان

                        مطالعه‌اي که سال 1382 در رابطه با کودکان زنان زنداني انجام شده بود، نشان داد که 33 درصد کودکان زندان داراي مشکلات رواني بودند و آثاري از مشکلات گفتاري نيز در ميان آنها مشاهده مي‌شد. يک‌سوم اين کودکان نيز از اختلالات رواني از خفيف تا شديد رنج مي‌بردند. بيماري‌هاي عفوني مانند عفونت ادراري نيز در ميان کودکان زندان شايع بود و در 13 درصد از آنها علائمي از کودک‌آزاري مشاهده مي‌شد. از سوي ديگر، مطالعات نشان مي‌دهند کودکان زندان بيشتر از ساير هم‌سن‌وسال‌هاي خود در معرض بزهکاري قرار دارند و زودتر از ساير بزهکاران در اين مسير قرار مي‌گيرند و بسياري از آنها به جرم ارتکاب جرائم مختلف به زندان بازمي‌گردند. به‌اين‌ترتيب، در صورت عدم توجه به اين مساله، مسئولان بايد منتظر ورود بزهکاران جديد در آينده‌اي نه‌چندان دور به جامعه و خطراتي که ايجاد خواهند کرد، باشند.

                        2‌سالگي سقف حضور کودکان در زندان

                        طبق تبصره ماده «يک» آيين‌نامه اجرايي سازمان زندان‌ها، محکومان و متهمان زن مي‌توانند اطفال خود را تا سن دو سال تمام به همراه داشته باشند و مديران زندان‌ها مي‌توانند نسبت به تفکيک اطفال دو تا شش سال در محل مجزا(مهدکودک) اقدام يا نسبت به انتقال اين کودکان به بهزيستي مبادرت کنند. باوجود آيين‌نامه سازمان زندان‌ها مبني‌بر مجازبودن ماندن کودکان در زندان تا دو‌سالگي، بسياري از کودکان زندان تا شش سالگي به همراه مادران خود در زندان مي‌مانند و طي اين سال‌ها از حداقل حقوق خود نيز محروم مي‌شوند، تا جايي که برخي گزارش‌ها حاکي از آن است که اين کودکان هيچ تصوري از خيابان و محيط خارج از زندان ندارند.

                        تفاهمنامه‌هايي که روي کاغذ مي‌مانند

                        از سال 1379 براساس تفاهمنامه‌اي بين سازمان بهزيستي و سازمان‌ زندان‌ها، تصميم گرفته شد که کودکان زندان پس از دو ‌سالگي به شبانه‌روزي‌هاي بهزيستي يا اقوام سپرده شوند. به گفته حميدرضا الوند، مديرکل وقت دفتر شبه‌خانواده بهزيستي، اين طرح سال 1381 در زندان گنبد استان گلستان به‌صورت آزمايشي اجرا شد اما همانجا مسکوت باقي ماند و دامنه اجراي آن به ساير زندان‌ها نرسيد. در همين سال توافقي بين سازمان بهزيستي و سازمان زندان‌ها صورت گرفت که براساس آن قرار بود بچه‌هاي زير هفت سال که در بند زنان در کنار مادرانشان نگهداري مي‌شدند، به بهزيستي سپرده شوند و پس از آزادي مادر، بچه مجددا در اختيار خانواده قرار بگيرد.

                        • زندگي
                        • كودكان
                        • زندان
                        • مادران
                        • خانواده
                        • جامعه
                          ]]>
                          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Thu, 27 Sep 2018 12:11:45 +0330
                          ازدواج زیر ۱۳سالگی ممنوع شد http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17932-ازدواج-زیر-۱۳سالگی-ممنوع-شد.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17932-ازدواج-زیر-۱۳سالگی-ممنوع-شد.html ازدواج زیر ۱۳سالگی ممنوع شد

                          زهرا سلیمانی: بالاخره نمایندگان مجلس با یک فوریت ممنوعیت عقد و نکاح دختران زیر ۱۳سال موافقت کردند. این فوریت در حالی در صحن علنی مجلس مطرح شد که در سال 96 از ۷۸ هزار و ۹۷۲ ازدواج ثبت‌شده سهم دختران زیر 15سال هزار و 481 مورد بوده که این آمار تنها مختص تهران است و آمار بیشتری از این دست ازدواج‌ها در شهرستان‌ها و مناطق محروم به دست می‌آید‌.

                          در ماده 1041 قانون مدنی حداقل سن ازدواج در کشور 13 سال است، اما ازدواج‌های پایین‌تر از این سن نیز با اذن پدر انجام می‌شود. باید دانست که اجرای این قوانین در شرایط کنونی امکان‌پذیر نیست. در خرداد سال‌جاری نیز نماینده مجلس با انتقاد از وجود 24هزار بیوه زیر 18سال در کشور نسبت به افزایش این پدیده در آذربایجان شرقی هشدار داد و افزود: آذربایجان شرقی رتبه دوم کودک همسری در ازدواج کودکان 10تا 15ساله را بعد از خراسان رضوی دارد. به گزارش خانه ملت، معصومه آقاپور وجود کودک بیوه‌ها را فاجعه‌ای بزرگ برای کشور برشمرد و افزود: ازدواج کودکان برازنده جمهوری اسلامی نیست و سن ازدواج باید افزایش یابد.

                          عقد دختران زیر ۱۳سال ممنوع شد

                          نماینده تهران گفت: این طرح با تلاش فراکسیون زنان از مدتی پیش تهیه و پیگیری شد که یک فوریت آن به تصویب رسید. روزگذشته(چهارشنبه، چهارم مهر) با ۱۵۱ رأی موافق، ۳۴ رأی مخالف و هفت رأی ممتنع از مجموع ۲۰۹ نماینده حاضر موافقت کردند. سیده فاطمه ذوالقدر پیش‌تر با تاکید بر آسیب‌زایی فرزند‌آوری دختران زیر ۱۸ سال، گفته بود: نمایندگان فراکسیون زنان به‌دنبال ممنوعیت ازدواج دختران زیر ۱۳ سال حتی با اذن پدر و دادگاه هستند. همچنین طیبه سیاوشی در دفاع از فوریت این طرح اصلاحی عنوان کرد: آمار ازدواج زیر ۹ سال بیش از ۳۰۰ نفر و آمار ازدواج زیر ۱۳ یا ۱۴ سال در دختران ۳۰ هزار تا ۴۰ هزار نفر اعلام شده است که یکی از تبعات منفی اینگونه ازدواج‌ها شکل نگرفتن فیزیولوژی زن هنگام بارداری است. او با اشاره به جلسات متعدد فراکسیون زنان در این زمینه افزود: همین امر باعث افزایش آمار سقط جنین یا مرگ مادران کم سن و سال شده است. از سوی دیگر از آنجایی که دختران و پسران کودکی و نوجوانی را به پایان نرسانده‌اند، دچار اختلال روحی و روانی می‌شوند و دست به خودکشی می‌زنند. او با اشاره به افزایش آمار طلاق در این‌گونه ازدواج‌ها بیان کرد: ازدواج در سن کودکی یا نوجوانی در واقع آسیب به حریم خانواده‌هاست و از آنجا که اکثر این ازدواج‌ها با اتباع خارجی اتفاق می‌افتد فرزند این خانواده بی‌هویت محسوب می‌شود. همچنین احمد امیرآبادی فراهانی نیز در مخالفت با یک فوریت این طرح گفت: این موضوع در اولویت مشکلات جامعه نیست، در حال حاضر مردم کوچه و بازار با مشکلات اقتصادی و ارز مواجهند، اکثر مراجعات مردم به ما در زمینه معیشت است و درست نیست، اکنون وقت مجلس را برای چنین کار‌هایی بگیریم. این عضو هیات رئیسه مجلس بیان کرد: در گذشته نیز ازدواج دختران و پسران زیر ۱۳ سال و ۱۶ سال ممنوع شده بود. نماینده قم در مجلس ادامه داد: درضمن قانون مدنی از مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام است که مجلس نمی‌تواند به مصوبات این مجمع ورود کند. در ادامه همایون هاشمی در موافقت با یک فوریت طرح اصلاح ماده ۱۰۴۱قانون مدنی نیز با انتقاد از صحبت‌های امیرآبادی بیان کرد: در مباحث اجتماعی و نظام اجتماعی هر فرد مساوی با کل ملت است، چرا مخالف به گونه‌ای صحبت می‌کند که قضیه به این مهمی را کوچک جلوه می‌دهد. این عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس تاکید کرد: باید مجلس به کمک دخترانی که اختیار موضوع ازدواج را در سنین پایین ندارند، بشتابد. او ادامه داد: در ۲۰ سال فعالیتی که در سازمان بهزیستی داشتم، بیشترین مشکلات مربوط به ازدواج‌های زودهنگام بود که آثار روانی، اقتصادی و جنایی به‌دنبال دارد. این نماینده مجلس پرسید: کدام یک از دستور کار‌های مجلس در اولویت مشکلات کشور بود که طرح یک فوریت کودک همسری مورد مخالفت برخی نمایندگان قرار می‌گیرد. در نهایت نمایندگان مجلس با یک فوریت ممنوعیت عقد و نکاح دختران زیر ۱۳ سال موافقت کردند.

                          کودک همسری بازتولید آسیب‌های اجتماعی

                          یک پژوهشگر مسائل اجتماعی درباره کودک همسری و عواقب آن به خبرنگار «آرمان» می‌گوید:‌ مطرح کردن مباحثی که به آسیب‌های اجتماعی منتهی می‌شود، جامعه را با نتایج و پیامدهای آن درگیر می‌کند؛ یعنی خانواده‌هایی که دختر یا پسرشان در سنین نوجوانی ازدواج می‌کند، طبیعتا با مشکلات عدیده مواجه می‌شوند، چون این نوع ازدواج‌ها به تولد فرزند نارس، تنش‌های زناشویی و... منتهی می‌شود. به گفته او هر موردی که به سطح جامعه منتقل شود، این مساله یک اقدام مناسب برای تغییرات اجتماعی است و می‌تواند یک اقدام مناسب تلقی شود. این پژوهشگر مسائل اجتماعی با بیان اینکه ثمربخشی این اقدام به چنین عاملی بستگی دارد، تاکید می‌کند: اگر اذن ولی و تشخیص قاضی را در سنین زیر 13سال محدود کنند، احتمالا با واکنش شورای نگهبان این قضیه مواجه می‌شود، چون محدودیت در اختیارات ولی مساله‌ساز است. به گفته او بنده این مساله را نیز جزو محدودیت‌های نهادهای مدنی می‌دانم، اگر راهی باز باشد، بتوانند با کمک فراکسیون زنان و کمیسیون اجتماعی مجلس روی مرکز پژوهش‌های مجلس تاثیرگذار بود. به گفته او این نوع ازدواج‌ها با مشکلات و بازتولید آسیب‌های اجتماعی مواجه است. عزیزپناه می‌افزاید: فعالان اجتماعی افزایش سن کودکی به 18 سالگی را خواستارند.

                          جلوگیری از کودک همسری فرهنگ‌سازی می‌خواهد

                          یک فعال وکیل درباره کم‌وکیف فوریت ممنوعیت ازدواج دختر زیر 13سال به خبرنگار «آرمان» می‌گوید:‌ طرح افزایش سن ازدواج به‌رغم نظرات مخالفان تصویب شد، چون در شرایطی که جامعه درگیر مشکلات اقتصادی ممکن است، مشکلات اجتماعی با تبعات بیشتری همراه باشد، چون یکی از دلایل ازدواج کودکان مسائل اقتصادی است. مونیکا نادی می‌افزاید:‌ در این طرح سن ازدواج کودک افزایش یافته است. در این طرح ازدواج زیر 13سال به‌طور مطلق ممنوع شد و در این طرح سن ازدواج دختران 16و پسران 18سالگی قرار داده و ازدواج‎‌هایی بین سنین 13تا 16سالگی را منوط به اجازه دادگاه و اجازه ولی به شرط مصلحت و آزمایش‌های پزشکی قانونی کرده است. به گفته او امروزه با تغییرات اجتماعی سن بلوغ جنسی نیز تغییر کرده است، اما باید دانست که کودکان به‌رغم برخورداری از بلوغ جنسی از بلوغ عقلی برخوردار نیست. به گفته او در بسیاری از موارد کودک همسری به طلاق منجر می‌شود. در کل کودک همسری با حقوق اساسی کودک مغایر است. به گفته او اگر این اقدامات همگام با فرهنگ‌سازی در جامعه باشد، بی‌شک باید تلاش شود تا جامعه به سمت پذیرش این مساله برود و اجازه اجرایی این قانون به شکل مناسب را بدهد. این وکیل می‌افزاید: بر اساس معیارهای بین‌المللی برای اینکه بتوان همگامی با پیمان‌نامه حقوقی کودک به عنوان مهمترین سند این حوزه داشته باشیم، باید تاکید کرد: باید 18سالگی معیار سنین کودکی قرار بگیرد، البته با توجه به شرایط فرهنگی جامعه همین افزایش سن کودکی به 13سالگی نیز یک اقدام مناسب است. نادی تاکید می‌کند: ریشه ازدواج کودک مسائل اقتصادی، ناتوانی والدین از بعد اقتصادی در نگهداری از فرزندشان و مباحث فرهنگی است. به گفته او از لحاظ مسائل فرهنگی باید با آگاهی عمومی تبعات کودک همسری افزایش یابد تا با ترویج اینکه این ازدواج به چه میزان می‌تواند کودکان را در معرض خطر قراد دهد، بتوان فرهنگ‌سازی مثبت لحاظ کرد.

                          • ازدواج
                          • كودكان
                          • ممنوع
                          • مجلس
                          • جامعه
                            ]]>
                            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Thu, 27 Sep 2018 11:59:07 +0330
                            بيانيه شبكه ياري كودكان كار به مناسبت بازگشايي مدارس http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17899-بيانيه-شبكه-ياري-كودكان-كار-به-مناسبت-بازگشايي-مدارس.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17899-بيانيه-شبكه-ياري-كودكان-كار-به-مناسبت-بازگشايي-مدارس.html بيانيه شبكه ياري كودكان كار به مناسبت بازگشايي مدارس

                            در آستانه ماه علم و دانش، شبكه ياري كودكان كار ضمن گراميداشت بازگشايي مدارس بر اين باور است كه با برخورداري برابر كليه كودكان از حق آموزش و تحصيل رايگان، كه براساس اصل سوم و اصل سي قانون اساسي مورد تاكيد قرار گرفته است يكي از حقوق بنيادين كودكان تحقق خواهد يافت.

                            حقي كه براي تمامي كودكان ساكن در خاك سرزميني مان به يك ميزان مورد توجه است چنانچه كه بنا به ماده ۲۸ كنوانسيون جهاني حقوق كودك نيز دولت موظف به فراهم آوردن امكانات آموزشي در دسترس و برابر نسبت به كليه كودكان است ليكن در حال حاضر نه‌تنها به رعايت اين حقوق تمكين نكرده بلكه متوليان آموزش و پرورش كشور تاكنون به هيچ عنوان از اين حيث پاسخگوي انتظارات و مطالبات جامعه مدني نبوده است لذا بار ديگر تاكيد مي‌داريم كه ايجاد تحول در سيستم آموزشي كشور امري اجتناب‌ناپذير بوده كه صرفا از مسير برنامه‌ريزي نظام‌مند و نيز توجه به منابع انساني و منابع مالي در حوزه آموزش قابل دستيابي است.

                            از سوي ديگر اصلاح سيستم آموزشي و ارتقاي آن مستلزم تغيير رويكرد سياستگذاران در حوزه كلان آموزشي است و نيز خروج از سيستم معيوبي كه يادگيري حجم وسيعي از مطالب بر كودكان را جايگزين مهارت‌آموزي مي‌كند و متعاقبا نيز با تحميل فشار رواني مضاعف بر كودكان موجبات ناكارآمدي آموزش را فراهم مي‌آورد.

                            بي‌‌شك تحول سيستم آموزشي را بايد در گام نخست از به رسميت شناختن حق آموزش رايگان، در دسترس و همگاني همچنين از گشودن درهاي مدارس روي كليه كودكان فارغ از هر قوميت و تابعيتي آغاز كرد چرا كه با وجود قوانين و مقررات موجود در خصوص اجباري و همگاني بودن آموزش براي كليه كودكان مقيم در اين سرزمين، شوربختانه با اعمال سلايق شخصي و نقض قوانين و مقررات همچنان نسبت به پذيرش كودكان فاقد هويت و نيز كودكان غير‌ايراني در مدارس با مشكلات جدي مواجه‌ايم.

                            به هر روي، اگر چه معتقديم تا رسيدن به عدالت آموزشي فرسنگ‌ها فاصله داريم ليكن توجه به كودكان در سراسر اين مرزو بوم و ايجاد فضاي ايمن همراه با امكانات آموزشي برابر جزو حقوقي است كه به جهت عدم مديريت صحيح آموزشي تاكنون بسياري كودكان از محروميت اين حقوق رنج مي‌برند و مادامي كه توجه به كودكان و حقوق اوليه آنان در اولويت اقدامات سياستگذاران قرار نگيرد بودجه مختص آموزش و پرورش همچون سابق كفاف نيازهاي آموزشي به ويژه در مبحث حقوق و دستمزد كادر آموزشي را نخواهد داد و معلمين دغدغه‌مند كه معاش‌شان همواره در مخاطره است امنيت رواني كافي در تحقق اهداف عالي را نخواهند داشت، لذا تأمين زندگاني معلمين همراستاي با پايش و ارزيابي عملكرد و نيز نظارت بر آنان از حيث سلامت رواني موضوعي است كه بايد همواره مورد توجه قرار گيرد.

                            از سوي ديگر كودكان امروز به همان ميزان كه به تغذيه سالم و مكفي نيازمندند، سلامت روان آنان نيز در اولويت قرار دارد. كودكان سالم نيازمند محيطي شاد و با نشاط هستند و حق كودك بر شادي حقي است كه كمتر در سيستم آموزشي مورد توجه قرار گرفته است. محروميت از نشاط و شادي در دانش‌آموزان امروز حقيقتي است كه قابل كتمان نبوده و نيازمند برنامه‌ريزي دقيق و ورود روانشناسان و مشاورين كودك در مدارس است. شبكه ياري كودكان كار انتظار دارد سال تحصيلي جديد سالي همراه با نوآوري آموزشي و تحولي مثبت در روش‌ها و شيوه‌هاي آموزشي باشد و بدين وسيله نيز آمادگي خود را نسبت به مشاركت در برنامه‌ريزي نظام‌مند آموزشي به متصديان آموزش و پرورش كشور اعلام مي‌دارد. به اميد آنكه با اهتمامي افزون‌تر حق آموزش كليه كودكان در سايه عدالت آموزشي محقق شود.

                            حمايت از 30هزار دانش‌آموز در تهران و شهرهاي مرزي

                            جمعيت طلوع بي‌نشان‌ها هر‌ساله با حمايت خيرين و نيكوكاران، با تهيه لوازم مورد نياز تحصيل براي كودكان آسيب‌ديده از كارتن‌خوابي و اعتياد در قالب پروژه «بوي ماه مهر» و همچنين با ارايه مايحتاج اوليه تحصيل براي كودكان نقاط مرزي تحت پروژه «نقطه صفر مرزي» تلاش مي‌كند تا آينده بهتري را براي كودكان در معرض آسيب رقم بزند. اكبر رجبي مشهود، مديرعامل جمعيت طلوع بي‌نشان‌ها در اين ارتباط گفت: «امسال بيش از ۳۰۰ كودك آسيب ديده از كارتن خوابي و اعتياد در قالب كمپين بوي ماه مهر توانستند با امكانات كافي راهي مدرسه شوند.» او ادامه داد: «هر ساله بسياري از كودكان به دليل نداشتن لوازم‌التحرير و هزينه تحصيل از ادامه تحصيل باز‌مي‌مانند. هدف ما اين است كه كودكاني كه تحت پوشش اين مركز قرار دارند با تحصيل بتوانند در آينده شرايط بهتري را تجربه كنند. همچنين اين موسسه مي‌‌كوشد علاوه بر تامين هزينه‌هاي تحصيلي آنها در طول سال كارهاي مددكاري لازم را براي اين كودكان انجام دهد. رجبي همچنين گفت: «دغدغه ما در اين دو پروژه حساس‌سازي جامعه نسبت به كودكاني است كه اگر مورد توجه و حمايت قرار نگيرند ممكن است در آينده‌اي نه‌چندان دور وارد چرخه آسيب‌هاي اجتماعي شوند و تهيه لوازم‌التحرير براي تمامي كودكان توسط خيرين صورت مي‌گيرد.» مديرعامل جمعيت طلوع بي‌نشان‌ها ادامه داد: «امسال توانستيم براي چهارمين سال براي كودكان نقطه صفر مرزي لوازم‌التحرير ارسال كنيم. تاكنون موفق شده‌ايم ۲۰ هزار بسته آموزشي را براي كودكان نقطه صفر مرزي تامين و به استان‌هاي سيستان و بلوچستان، ايلام، خراسان جنوبي، كرمانشاه و خوزستان هم بسته‌هايي را ارسال كرده‌ايم. البته تامين لوازم التحرير و ارسال آنها براي كودكان نقطه صفر مرزي تا پايان مهرماه ادامه خواهد يافت.» رجبي با تاكيد بر اينكه تاكنون ۳۰ هزار دانش‌آموز در نقاط صفر مرزي شناسايي شده‌اند، گفت: «ما به شناسايي و تامين نيازهاي دانش‌آموزان ادامه خواهيم داد و اميدواريم كه بتوانيم تعداد بيشتري از اين دانش‌آموزان را تحت پوشش قرار دهيم تا هيچ دانش‌آموزي به دليل نداشتن لوازم‌التحرير از تحصيل باز‌نماند.» به گفته او، جمعيت طلوع بي‌نشان‌ها با هدف فراهم كردن امكانات تحصيلي براي دانش‌آموزان در معرض آسيب سعي دارد از ورود احتمالي اين كودكان به چرخه آسيب‌هاي اجتماعي در آينده جلوگيري كند.

                            منبع: اعتماد

                            • بيانيه
                            • شبكه ياري كودكان كار
                            • مناسبت
                            • بازگشايي
                            • مدارس
                              ]]>
                              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Mon, 24 Sep 2018 11:03:51 +0330
                              تعيين سن رشد ازدواج با توجه به مقتضيات زمانه http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17876-تعيين-سن-رشد-ازدواج-با-توجه-به-مقتضيات-زمانه.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17876-تعيين-سن-رشد-ازدواج-با-توجه-به-مقتضيات-زمانه.html تعيين سن رشد ازدواج با توجه به مقتضيات زمانه

                              بهمن كشاورز: در خصوص صدور حكم رشد براي كساني كه از نظر قانوني در سن ازدواج نيستند و اولياي آنان تمايل دارند كه موجبات ازدواج آنها را فراهم كنند گفتني است؛ در بررسي و احراز رشد موارد مختلفي بايد مورد توجه قرار گيرد:

                              1- بايد احراز شود كه فرد مورد نظر از نظر جسمي و توان بدني و مشخصات و ويژگي‌هاي ظاهري در شرايطي است كه مي‌تواند ازدواج كند. اين مورد در دختران اهميت بيشتري دارد زيرا برقراري روابط زناشويي مستلزم وجود ويژگي‌هاي مشخصي است كه بدون آنها خطر بروز اشكالات بدني به‌شدت افزايش مي‌يابد.

                              2- با بررسي‌هايي كه لزوما كارشناسان بايد در آن دخالت داشته باشند، احراز شود كه اين فرد از نظر رواني و عصبي قادر به قرار گرفتن در شرايط زوجيت هست. اين معنا را دادگاه هرچند بسيار دانشمند و آگاه باشد نمي‌تواند تشخيص دهد قطعا لازم است روانشناس و روانپزشك با مطالعه كافي و مصاحبه با فرد مورد نظر در اين خصوص ابراز عقيده تخصصي كند.

                              3- بايد در زمينه اقتصاد و تدبير منزل در حدي كه در رابطه زوجيت قابل بررسي است، بررسي شود. يعني؛ الف) بررسي شود كه فرد مورد نظر اگر دختر است قادر به ايفاي وظايفي كه در منزل شوهر به عنوان مادر و مدير خانه خواهد داشت، هست يا خير. ب) در مورد پسر بررسي شود كه آيا به نحو مستقل مي‌تواند خانواده‌اي را اداره كند يا نه.

                              توجه داشته باشيم روزگاري كه پسر يا دختر ازدواج مي‌كردند و در خانه پدري ادامه زندگي مي‌دادند سپري شد. شايد علت اينكه عمر ازدواج‌ها حسب نتايج حاصله از بررسي‌هاي ميداني به نحو غيرقابل تصوري كوتاه شده است همين باشد. يعني پسر و دختر- حتي در موردي كه به سن قانوني ازدواج هم رسيده‌اند- بدون در نظر گرفتن ملاحظاتي كه گفتيم، ازدواج مي‌كنند و در شرايط فعلي خانواده‌ها قادر به حمايت از فرزندان خود از جهت مادي و مالي نيستند و لاجرم راه چاره اعاده وضع سابق يعني جدايي و تجرد طرفين خواهد بود. خلاصه اينكه اگر مفهوم صدور حكم رشد اين باشد كه مثلا خصوصيات جسمي دختري را از نظر طول قد و رشد اندام‌ها در نظر بگيريم و اظهارنظر كنيم كه او «رشيده» و آماده ازدواج است رابطه خوش عاقبت نخواهد بود. ضمنا بايد توجه كرد در خصوص سن رشد و قابليت صحي براي ازدواج در نظريات فقها مطالب گوناگوني ديده شده كه با توجه به آنها كسي نمي‌تواند مدعي شود كه مثلا فلان سن بدون هيچ ترديد سن شرعي رشد است و هركه جز اين بگويد با ضروريات دين مخالفت كرده است. بنابراين تعيين سن رشد و قابليت صحي براي ازدواج با توجه به مقتضيات روز و تحولات اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي ممكن و ميسر به نظر مي‌رسد والله اعلم.

                              منبع: اعتماد

                              • بهمن كشاورز
                              • تعيين
                              • سن رشد
                              • ازدواج
                              • مقتضيات
                              • زمانه
                                ]]>
                                hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Sat, 22 Sep 2018 11:49:50 +0330
                                انتقاد از تشخيص صلاحيت بر اساس سلايق فردي http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17875-انتقاد-از-تشخيص-صلاحيت-بر-اساس-سلايق-فردي.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17875-انتقاد-از-تشخيص-صلاحيت-بر-اساس-سلايق-فردي.html انتقاد از تشخيص صلاحيت بر اساس سلايق فردي

                                ثمر فاطمي: مساله ازدواج كودكان، موضوعي است كه سال‌هاست مورد انتقاد فعالان و كارشناسان مختلف است. بسياري معتقدند كه ازدواج كودكان زير ۱۸ سال بايد ممنوع باشد. نكته مهم‌تري كه در قانون فعلي ازدواج مورد انتقاد وارد مي‌شود اين است كه بر اساس ماده 1041 قانون عقد نكاح دختر قبل از رسيدن به سن 13 سال تمام شمسي و پسر‌قبل از رسيدن به سن 15 سال تمام شمسي منوط است به اذن ولي به شرط رعايت‌ مصلحت با تشخيص دادگاه صالح است.

                                بر اساس اين قانون اگر ولي دختري زير ۱۳ و پسري زير ۱۵ سال تصميم بگيرد كه فرزندش بايد ازدواج كند، با اجازه دادگاه حكم ازدواج صادر و زندگي مشترك آغاز مي‌شود. هفته گذشته سيده‌فرانك موسوي، سرپرست اداره‌كل امور بانوان و خانواده استانداري خوزستان درباره سن ازدواج گفت: «بعضا با حكم دادگاه به دختر ۱۰‌ساله‌اي حكم رشد داده مي‌شود و دادگاه تشخيص مي‌دهد كه يك كودك به سن ازدواج رسيده است اما آنچه مهم است اين است كه ازدواج كودكان به دليل فقر فرهنگي يا فقر مالي رخ نداده باشد. با حكم رشد دادگاه، دختران مي‌توانند بين سن ۱۳ تا ۱۵ سالگي عقد كنند و اگر ازدواج زير ۱۳ سال رخ دهد جرم محسوب مي‌شود.» نكته مهم اما اين است كه براي اذن ازدواج، نيازي به حكم رشد نيست. دادگاه تنها صلاحيت ازدواج كودك براي ازدواج را تاييد يا رد مي‌كند.

                                در ازدواج دختران به رشد نيازي نيست

                                شهناز سجادي، وكيل پايه يك دادگستري درباره سن ازدواج دختران و شرايط ارايه حكم رشد براي ازدواج به كودكان گفت: «ازدواج كودكان نيازي به حكم رشد ندارد. ازدواج دختر حكم رشد نمي‌خواهد. سه ماده ۱۰۴۱، ۱۰۴۳ و ۱۰۴۴ قانون مدني درباره ازدواج و شرايط آن صحبت مي‌كند. در اين قانون مي‌گويد: «عقد نكاح دختر قبل از رسيدن به سن 13 سال تمام شمسي و پسر‌قبل از رسيدن به سن 15 سال تمام شمسي منوط است به اذن ولي به شرط رعايت‌ مصلحت و تشخيص دادگاه صالح.»

                                او ادامه داد: « در بخش ازدواج دختر اصلا به تنها چيزي كه نياز نيست، رشد است. فقط در معاملات افراد است كه نياز است يا افراد به ۱۸ سال رسيده باشند يا بين سنين بلوغ تا ۱۸ سالگي از دادگاه تقاضاي حكم رشد بكنند. بنابراين براي ازدواج طبق ماده ۱۰۴۱، ۱۰۴۳ و ۱۰۴۴ ازدواج دختران در هر سني قبل از ۱۸سالگي و بعد از آن اگر دوشيزه و باكره باشند، نيازي به حكم رشد ندارد و با اجازه پدر يا جد پدري اجازه ازدواج صادر مي‌شود و اگر دختر پدر و جد پدري نداشته باشد، مي‌تواند با اجازه دادگاه ازدواج كند. » سجادي در توضيحاتي بيشتر بيان كرد: «طبق قانون فعلي ما دختران زير ۱۳ سال و پسران زير ۱۵ سال براي ازدواج هم اذن پدر و هم اجازه دادگاه را بايد داشته باشند و اين اجازه دادگاه به شرط رعايت مصلحت است. حالا هرچه دادگاه تشخيص دهد كه مصلحت آن بچه است. پدر توضيحاتي درباره علت كودكش اعلام مي‌كند و دادگاه هم مي‌گويد كه در اين ازدواج مصلحت بچه رعايت شده يا نه. اگر دختري با سن بالاي ۱۳ سال بخواهد ازدواج كند، ديگر نيازي به اجازه دادگاه ندارد و تنها با اذن پدر مي‌تواند ازدواج كند.»

                                نمي‌توان يك روزه به بلوغ رسيد

                                منصور مقاره عابد، وكيل پايه يك دادگستري و آسيب‌شناس حوزه نوجوانان و جوانان درباره مسائل قانوني ازدواج كودكان گفت: «در ماده ۱۰۴۱ قانون مدني عقد نكاح دختران قبل از رسيدن به ۱۳ سال تمام شمسي (يعني قانونگذار از اينكه ۱۳ سال قمري را نام ببرد) و پسران قبل از رسيدن به ۱۵ سال شمسي منوط به اذن ولي، به شرط مصلحت و با تشخيص دادگاه است؛ يعني در اين ماده سه محور اذن ولي، شرط رعايت مصحلت و مصالح عالي كودك و تشخيص دادگاه در نظر گرفته شده است. در قانون مجازات اسلامي و طبق ماده ۵۰ قانون حمايت از خانواده براي كسي كه خارج از اين روال ازدواج كند، مجازات تعيين شده است. » {ماده۵۰ قانون حمايت از خانواده مي‌گويد: «هرگاه مردي برخلاف مقررات ماده (‌۱۰۴۱) قانون مدني ازدواج كند، به حبس تعزيري درجه شش محكوم مي‌شود. هرگاه ازدواج مذكور به مواقعه منتهي به نقص عضو يا مرض دايم زن منجر گردد، زوج علاوه بر پرداخت ديه به حبس تعزيري درجه پنج و اگر به مواقعه منتهي به فوت زن منجر شود، زوج علاوه بر پرداخت ديه به حبس تعزيري درجه چهار محكوم مي‌شود.» همچنين در تبصره اين ماده آمده است: «هرگاه ولي قهري، مادر، سرپرست قانوني يا مسوول نگهداري و مراقبت و تربيت زوجه در ارتكاب جرم موضوع اين ماده تأثير مستقيم داشته باشند به حبس تعزيري درجه شش محكوم مي‌شوند. اين حكم در مورد عاقد نيز مقرر است.»} مقاره عابد ادامه داد: «يك موضوع اين است كه حداقل سن براي پسران ۱۳ و براي دختران ۱۵ سال شمسي است. اين حداقل سن است، اما آيا زير اين سن هم مي‌تواند ازدواجي رخ دهد؟ بله. با همان پيش شرط اذن ولي، مصلحت و اذن دادگاه. اما براي اين موضوع حداقل سني مشخص نشده است. يعني اگر اذن ولي باشد و اقتضاي مصلحت كودك و تشخيص دادگاه باشد، مي‌توان حتي از حداقل سن ازدواج هم عدول كرد.» او با بيان اينكه چيزي كه از احكام شرعي برمي‌آيد و بلوغي كه از نگاه قرآن درباره اين اصطلاح به كار رفته و تعريف شده به نظر مي‌آيد كه حداقل براي جامعه تعارض به وجود مي‌آورد، گفت: « سه نوع بلوغ در قرآن به كار رفته است؛ بلوغ حُلُم كه به محض اينكه به دوران بلوغ مي‌رسد و محتلم مي‌شود، مي‌گويند به سن بلوغ حلم رسيده است. كه معمولا از زماني است كه تكليفات شرعي براي دختران و پسران واجب شده است. اين بلوغ بيشتر بلوغ جنسي است. اما آيا اين بلوغ براي ازدواج كافي است؟ » اين حقوقدان با اشاره به بلوغ نكاح كه يكي از ديگر از بلوغ‌هاي مطرح شده در قرآن است، ادامه داد: «زماني فرد به بلوغ نكاح مي‌رسد كه بتواند اموال خودش را هم مديريت كند. كه ما به اصطلاح به آن سن رشد مي‌گوييم و كمي با سن ازدواج تداخل و همساني دارد. يعني اگر احراز رشد شود، ما احراز بلوغ نكاح هم كرده‌ايم و آن فرد براي نكاح آمادگي دارد. اما آيا منظور از اين بلوغ نكاح چيست؟ آيا اين است كه فقط بلوغ جنسي اتفاق بيفتد؟ نه به اين معني نيست. به اين معني است كه علاوه بر بلوغ جنسي توانايي رابطه زناشويي و قدرت اجتماعي شخص هم براي تشكيل خانواده مهيا شده باشد. يعني درواقع شخص زماني به مرز آمادگي براي ازدواج و تشكيل خانواده مي‌رسد كه به لحاظ فكري، توانايي اجتماعي و تشكيل زندگي مستقل هم به حد نصاب رسيده باشد. بنابراين مي‌توانيم بگوييم كه بلوغ نكاح صرفا رسيدن به بلوغ جنسي نيست بلكه رسيدن به شرايط اقتصادي، تشكيل خانواده و مستقل بودن هم مطرح است.» به گفته او، بلوغ نكاح نيازمند داشتن شروط و وضعيتي است كه يكي از آنها قدرت باروري است و ديگر مسائل وضعيت شخص است كه بتواند به‌طور مستقل زندگي كرده و مسووليت خانواده و زندگي را به دوش بگيرد. مسووليت‌پذير شده باشد و اين مسووليت‌پذيري احراز شده باشد. آيا ازدواج با فردي كه به قدرت و استقلال اجتماعي و اقتصادي نرسيده باشد، لازم مي‌شود؟ به نظر مي‌رسد اينگونه نيست. آسيب‌شناس حوزه نوجوانان و جوانان در ادامه توضيح داد: «فرض كنيد به دختري زير ۱۸ سال مهريه تعلق گرفته است. آيا مي‌تواند مهريه‌اش را به‌اجرا بگذارد؟ بعضي از قضات حتي دادخواست مهريه را نمي‌پذيرند. آيا دختري در اين سن مي‌تواند نفقه‌اش را به اجرا بگذارد و درخواست نفقه كند؟ اينها موضوعات و چالش‌هايي است كه در مسير احقاق حق براي اشخاص كمتر از ۱۸ سال وجود دارد.» مقاره عابد همچنين با بيان اينكه يكي ديگر از بلوغ‌هاي مطرح شده در قرآن بلوغ اشد است، گفت: «علما بلوغ اشد را تجربه، پختگي و شناخت تعريف كرده‌اند. برخي ۱۸ سال را براي بلوغ اشد قائلند و برخي حتي مي‌گويند بلوغ اشد به معناي كمال عقل است. درماده ۹۱ قانون مجازات اسلامي در جرايم موجب حد و قصاص قانونگذار گفته است كه فرد به رشد و كمال عقلي رسيده باشد. يعني اگر فرد زير ۱۸ سال باشد و بالاتر از سن بلوغ باشد، از شرايط اجراي قصاص اين است كه به كمال و رشد عقلي رسيده باشد.» {در ماده ۹۱ قانون مجازات اسلامي آمده است: «در جرايم موجب حد يا قصاص هرگاه افراد بالغ كمتر از هجده سال، ماهيت جرم انجام شده و يا حرمت آن را درك نكنند و يا در رشد و كمال عقل آنان شبهه وجود داشته باشد، حسب مورد با توجه به سن آنها به مجازات‌هاي پيش‌بيني شده در اين فصل محكوم مي‌شوند. تبصره- دادگاه براي تشخيص رشد و كمال عقل مي‌تواند نظر پزشكي قانوني را استعلام يا از هر طريق ديگر كه مقتضي بداند، استفاده كند. »} او معتقد است كه اگر بخواهيم كاربرد بلوغ اشد در امور كيفري را بگوييم، يعني فرد بايد به حد پختگي و رشد و كمال عقلي رسيده باشد. اين وكيل پايه يك دادگستري ادامه داد: «چطور ممكن است يك نفر طي يك روز به بلوغ برسد؟ سن يكي از ملاك‌هاي بلوغ است و براي تشخيص هم اگر قانونگذار بخواهد مصالح عاليه فرد را در نظر بگيرد، سن باز بايد يكي از نشانه‌هاي احراز نكاح باشد. دادگاه‌ها بايد علاوه بر ۱۵ سال سن براي پسر و ۱۳ سال سن براي دختر، رشد را هم براي ازدواج در نظر گرفته و تشخيص دهند. كمااينكه ما در لايحه حمايت از حقوق كودكان و نوجوانان بحث‌هاي زيادي سر اين مساله در مجلس و كميسيون‌ها انجام داديم و درخواست كرديم كه علاوه بر در نظر گرفتن سن، رشيد بودن آنها را هم درنظر بگيرند.چطور وقتي مي‌خواهند اداره اموال‌شان را به عهده بگيرند حتما بايد رشيد بودن‌شان محرز شود اما هنگام ازدواج نيازي به رشيد بودن نيست؟ بنابراين لازم است كه براي ازدواج هم فرد رشيد باشد. رشيد بودن كه فقط تشخيص خوب و بد نيست. رشيد بودن اين است كه فرد به سمت استقلال رفته و هويت اجتماعي و اقتصادي پيدا كرده باشد.»

                                هيچ متر و معياري وجود ندارد

                                همچنين ليلا حقيقت‌‌خواه، وكيل دادگستري درباره حكم رشد گفت: «دادگاه حكم رشد نمي‌دهد. دختر بچه براي ازدواج به رضايت ولي قهري، پدر يا جد پدري نياز دارد. يك جاهايي هست كه دختر مي‌خواهد ازدواج كند اما پدرش به هر دليلي اجازه ازدواج نمي‌دهد، در اين شرايط داماد را به دادگاه مي‌برند و از دادگاه مي‌خواهند اجازه ازدواج را صادر كند.» او درباره شرايطي كه كودك خانواده‌اي ندارد و براي ازدواج نياز به حكم دادگاه است، توضيح داد: «حمايت خاصي از كودكان وجود ندارد و نهايت امكاني كه وجود دارد، بهزيستي است. در اين شرايط دادگاه فكر مي‌كند كه به جاي اينكه هزينه‌اي به دولت تحميل كند و سرنوشت نامعلومي براي كودك در نظر بگيرد، اجازه ازدواج كودك با مردي بزرگ‌تر از خودش را صادر كند.»

                                اين وكيل ادامه داد: «در اينجا درباره رعايت مصلحت صحبت مي‌كند نه حكم رشد. فرض بر اين است كه دختر در ۹ سال قمري كه مي‌شود هشت سال و نيم شمسي، رشيد حساب مي‌شود و در اين سن در همه‌چيز به جز امور مالي رشيد محسوب مي‌شود. اين به اين معني است كه اگر دختري هفت ساله را بخواهند شوهر دهند، اگر دادگاه مصلحت را تشخيص دهد به راحتي حكم ازدواج را صادر مي‌كند. همه اينها بستگي به دادگاهي دارد كه مساله در آن بررسي مي‌شود. »به گفته حقيقت‌خواه، هيچ متر و معياري وجود ندارد. قاضي هر رايي بخواهد مي‌تواند صادر كند چه كسي مي‌تواند به راي او اعتراض كند؟ آيا دادستان مي‌تواند از طرف دختربچه اعتراض كند؟ آيا اساسا دختربچه مي‌داند كه اين حقوق را دارد؟ دختربچه ۱۲ ساله كه نمي‌تواند به من وكيل وكالت بدهد. بايد ولي او وكالت بدهد. در شرايطي كه دختربچه ولي نداشته باشد، تكليف چيست؟ او گفت: «در شرايطي هم كه دختربچه ولي داشته باشد، او را به دادگاه مي‌برند و پدرش مي‌گويد از نظر من كه ولي‌اش هستم اشكالي ندارد، تو هم بگو مصلحتش است. چنين چيزي بايد باشد. من درك نمي‌كنم. از هرچه بگذريم يك دختر بچه ۱۲ ساله اندامش هنوز تكامل پيدا نكرده است. اگر مادر سنش كم باشد، هم خودش و هم بچه‌ها آسيب‌هاي جدي مي‌بينند. تعارف كه نداريم. دختري كه ازدواج مي‌كند را همان شب عروس مي‌كنند و ممكن است سه ماه بعد حامله باشد. دكترها مي‌گويند زير سن ۱۳ سال هنوز دستگاه تناسلي كامل نيست. حالا تصور كنيد در اين وجود كه كامل نشده يك وجود ديگري تشكيل شود. چه آسيب‌هايي قرار است ايجاد شود؟»

                                منبع: اعتماد

                                • انتقاد
                                • تشخيص
                                • صلاحيت
                                • سلايق
                                • كودكان
                                • ازدواج
                                  ]]>
                                  hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Sat, 22 Sep 2018 11:47:15 +0330
                                  قانون حداقل سن ازدواج در راه صحن علنی http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17782-قانون-حداقل-سن-ازدواج-در-راه-صحن-علنی.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17782-قانون-حداقل-سن-ازدواج-در-راه-صحن-علنی.html قانون حداقل سن ازدواج در راه صحن علنی

                                  آرزو ضیایی: آمارهای ثبت احوال در سال ۹۵ نشان می‌دهد، استان خراسان‌رضوی با ثبت بیش از شش هزار مورد از ازدواج کودکان در رتبه اول کودک همسری و استان‌های آذربایجان‌شرقی با بیش از چهار هزار مورد و سیستان و بلوچستان نیز با ثبت حدود دو هزار و ۵۰۰ مورد ازدواج کودکان رتبه‌های دوم و سوم ازدواج کودکان در سنین ۱۰ تا ۱۴ سال را به خود اختصاص داده‌اند.

                                  این حجم از ازدواج کودکان درحالی روی می‌دهد که مساله ازدواج کودکان در لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان حذف شده است و به گفته نمایندگان بناست به صورت یک مفاد در قانون مدنی ذکر شود.

                                  در اوایل سال 90 صرفا 5/4 درصد از کودکان زیر 10 تا 14 سال ازدواج کردند و این آمار در حدود پنج سال یک برابر شده و به 5/5 درصد افزایش یافته است. هنوز آمار قابل ‌استنادی از تعداد ازدواج کودکان در سال 96 در دست نیست، اما به‌نظر می‌رسد با توجه به رشد فزاینده این ازدواج‌ها در سال‌های متمادی رقم آن قطعا افزایش یافته است. اگر تمایل به دانستن رتبه تهران در این فهرست را دارید پایتخت‌نشینان رتبه‌هشتم را به خود اختصاص داده‌اند. در هر صورت به صرف محاسباتی ساده می‌توان دریافت 12 هزار و 500 کودک تنها در سه استان نخست به خانه‌بخت رفته‌اند، البته خانه‌ بختی که برایشان بیشتر یادآور یاس، ناامیدی و هجران از خانواده بوده است.

                                  ترکیب فقر و مهاجرت فاجعه‌آفرین است

                                  عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در گفت‌وگو با «آرمان» در ارتباط با مساله کودک‌آزاری در خراسان‌رضوی می‌گوید: این استان ترکیبی از جمعیت خراسانی‌ها و مهاجران به ویژه افغانستانی‌هاست. این ترکیب جمعیتی سنت‌ها و فرهنگ متفاوتی دارند و ترکیب این مسائل با فقر و نبود امکانات سبب قبول ازدواج کودکان در سنین پایین و با فاصله سنی زیاد می‌شود. طیبه سیاوشی شاه‌عنایتی می‌افزاید: هنوز آمار شفاف و واقعی با تحلیل آماری از سوی مرکز آمار و مراکز مطالعاتی دیگر روی مساله کودک همسری وجود ندارد. او تاکید می‌کند: مساله کودک همسری بیشتر در استان‌های مرزی رخ می‌دهد، هرچند در آذربایجان شرقی نیز این مساله به وفور یافت می‌شود. به‌محض آغاز بررسی مساله کودک‌همسری از سوی برخی نمایندگان عده ای گفتند این مسائل در کشور استثنا هستند درحالی که آمار و ارقام جمعیتی و مشکلاتی ایجاد‌شده از ازدواج کودکان مسائل عمده‌ای را در کشور رقم زده است. سیاوشی می‌افزاید: ازدواج‌ کودکان با اتباع خارجی به مباحثی مانند کودکان بی‌هویت دامن می‌زند. او خاطرنشان می‌کند: ترکیب مهاجرت و فقر معضل بسیار مهمی برای کشور است، زیرا در اثر ترکیب این دو، تعداد کودک‌همسری و جمعیت کودکان بی‌هویت افزایش یافته است. بنابراین این موضوع از اهمیت بالایی برخوردار است، براساس کنوانسیون حقوق کودک ازدواج زیر 18 سال ممنوع است و بنا داریم قانونی را در مهرماه به تصویب صحن علنی برسانیم که سن ازدواج به زیر 16 سال بیاید. در واقع 16 سن قانونی ازدواج و ازدواج بین 13 تا 16 سال با اجازه پدر یا جد پدری و دادگاه صالحه و زیر 13 سال ممنوع ‌شود. متاسفانه امروز شاهد اتفاقات تلخ کودک همسری در خراسان، آذربایجان شرقی، خوزستان یا قزوین(نزدیک تهران) هستیم و کارشناسان باید اطلاعات موجود را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند تا نمایندگان مجلس از این اطلاعات استفاده کنند. سیاوشی می‌افزاید: کارهای کارشناسی و مطالعاتی این طرح انجام شده و با قید یک فوریت در دستور صحن‌علنی قرار دارد و بناست بعد از مطرح شدن طرح شفافیت آرا مطرح شود، اما هنوز هیچ اتفاق قانونی برای آن رخ نداده و صرفا یک طرح است.

                                  دختران 10 ساله دیروز، طلاق گرفتگان امروز

                                  برخی از کارشناسان کودک‌همسری را نمونه بارزی از کودک‌آزاری می‌دانند و آن را از مصادیق تجاوز به حریم جنسی و روحی کودکان می‌شمارند، تشبیهی که به‌نظر چندان نادرست نیست و نمونه بارزی است از خشونت پنهان اعمال شده بر کودک در مساله کودک‌همسری است. دختران بسیار بیش از پسران از این پدیده در رنج هستند، زیرا تعداد کودکان دختر ازدواج کرده با تعداد پسران قابل‌قیاس نیست. به گفته معاون‌اجتماعی سازمان‌بهزیستی استان خراسان‌رضوی مردم کمتر موضوع کودک‌همسری را به اورژانس‌اجتماعی اطلاع می‌دهند با اینکه این اتفاق یکی از موارد کودک آزاری تلقی می‌شود. اما مردم کمتر اورژانس را در جریان قرار می‌دهند. غلامحسین حقدادی افزود: « البته ما مراجعه‌کنندگان زیادی داشتیم که بعد از طلاق به بهزیستی می‌آیند و می‌گویند که در ۱۰ سالگی ازدواج کردند.» در سرشماری سال ۹۵ مرکز آمار ایران مهاجران افغانستانی بیشتر در استان‌های تهران، خراسان‌رضوی، اصفهان و کرمان زندگی می‌کنند و این آمار اختلاف 6 درصدی در ترکیب‌جنسی مهاجران دارد. همچنین براساس این آمار اکثر این مردم را خانوارهای مهاجران تشکیل می‌دهند هرچند احتمال سرشماری نشدن افراد مجرد که در بیرون از شهر مشغول به کار هستند نیز وجود دارد. بنابراین به نظر می‌رسد رابطه معناداری میان تعداد جمعیت افغان در خراسان رضوی و پیشتازی این استان در پدیده کودک‌همسری وجود دارد. حال تنها پرسش آن است که چرا تهران با وجود آنکه جمعیت بیشتری از افغانستانی‌ها را در خود جای داده، اما تعداد کودک همسران کم‌تری نسبت به خراسان‌رضوی دارد. به نظر می‌رسد وجود امکانات‌آموزشی و شغلی در تهران نسبت به شهرستان‌ها عامل بسیار مهمی برای کاهش تعداد کودک‌همسران در تهران باشد. در واقع وضعیت تحصیلی و فرهنگی مهاجران افغان در تهران به‌نسبت مهاجران‌خراسانی تا حدودی بر فرهنگ حاکمه بر این مردم تاثیرگذار بوده و این مهاجران دیدگاه روشن‌فکرانه‌تری نسبت به موضوع کودک‌همسری دارند. البته طرح این موضوع صرفا براساس مقایسه آمار مهاجران در این دو شهر است و ریشه کارشناسانه‌ای ندارد.

                                  کودکان‌کار حاصل روابط پرخطر کودک‌همسری

                                  یک فعال حوزه کودک در گفت‌وگو با «آرمان» در ارتباط با مساله کودک آزاری می‌گوید: بحث کودک‌همسری مساله‌ای است که بسیاری از مناطق به ویژه مناطق‌مرزی جنوبی و شرقی کشور را به دلایل فرهنگ‌های‌دینی و ایرانی متاثر کرده است. براساس آن بسیاری از دختران در سنین پایین وادار به ازدواج شده و در ازای رقمی تحت‌عنوان «شیر بها» معامله می‌شوند. فاطمه دانشور می‌افزاید: در بسیاری از موارد شیربها صرف زندگی کودک نشده و پدر با آن مشکلات‌مالی خانواده را حل می‌کند و به ازای وجهی کودک به همسر واگذار می‌شود. او می‌گوید: جامعه هدفی موسسه خیریه‌ مهرآفرین زنان و کودکان آسیب‌دیده هستند و 21 نمایندگی در سطح کشور دارد. براساس اطلاعات بدست‌آمده کودک همسری در تهران بیشتر در خانواده افاغنه رخ می‌دهد و کودکان‌کار دختری که به سن بلوغ رسیده و علائم جسمانی در آنها ظاهر شده وادار به ازدواج می‌شوند و این یک فرهنگ در خانواده‌های افغان است. دانشور می‌افزاید: اغلب این کودکان شناسایی و تحت حمایت موسسه هستند، اما فرهنگ آنها بقدری غالب است که آموزش‌های مددکاری تاثیرگذار نیستند و موسسه صرفا در تلاش است تا کودکان 9 - 10 ساله‌ای که توسط والدین وادار به ازدواج شده‌اند به سرعت صاحب فرزند نشوند و آموزش‌ تنظیم خانواده به آنها داده شود. او از میزان موفقیت موسسه در راستای ممانعت از فرزندآوری این کودکان اظهار خشنودی کرده و می‌افزاید: از فرزندآوری این کودکان در سال‌های اولیه زندگی جلوگیری‌ کردیم تا آنها بتوانند رشد‌جسمانی بیشتری داشته باشند. علاوه بر کودکان کار دختران فاقد‌شناسنامه و ایرانی نیز در تهران درگیر کودک‌همسری هستند. این دختران ثمره رفتار پرخطر مادر هستند که در کنار او مانده و کار می‌کنند و زمان ازدواج به ازای دریافت پول به همسر واگذار می‌شوند. دانشور تاکید می‌کند: در مناطق محروم کشور مانند سیستان و بلوچستان این پدیده بسیار دیده می‌شود و علت نبود فضاهای‌آموزشی به ویژه برای دختران است. کودکان دختر در بسیاری از مناطق روستایی یا حاشیه‌ای شهر زاهدان به دلیل نبود فضاهای آموزشی بیش از دوره ابتدایی درس نمی‌خوانند. بنابراین آنها پس از ترک تحصیل چاره‌ای جز ازدواج ندارند و ازدواج در سنین 9 تا 12 سالگی بسیار شایع است. او می‌گوید: براساس اطلاعات موسسه، استان‌های بندرعباس، خوزستان، خراسان‌جنوبی در جایگاه‌های بعدی است و بالاترین آمار متعلق به سیستان و بلوچستان است. در میان افاغنه فرهنگ ممانعت از ازدواج دختران در سنین بالاست و فرهنگ غالب این نوع ازدواج در مرزهای خراسان به ویژه خراسان‌جنوبی بسیاری از دختران را به ازدواج وادار کرده است. در مناطق روستایی آذربایجان‌شرقی شغل بیشتر دختران قالیبافی است و امروز مشکلات زیادی در صنعت قالیبافی وجود دارد. دانشور خاطرنشان می‌کند: صحبت از کودک همسری و مداخله معاونت دادستانی خراسان رضوی در مورد ازدواج یک کودک افغان را باید به فال نیک گرفت، زیرا در طول سال‌های گذشته برای طرح موضوع کودک‌همسری از سوی مراجع قضائی بازخواست شدیم. این‌درحالی است که صرف اختفای این مسائل آنها را حل نمی‌کند و اکنون این امید برای ما زنده شده است که شاید برنامه و دستورالعملی در ارتباط با کودک‌همسری اجرا شود. به ویژه آنکه تلاش کردیم این موضوع در لایحه حقوق کودکان و نوجوانان گنجانده شود، اما توجهی نشد. عدم ممنوعیت کودک‌همسری امروز مورد اعتراض فعالان اجتماعی است. او می‌گوید: در ماده 1041 قانون مدنی حداقل سن‌ازدواج دختران 13 سال تمام شمسی و پسران 15 سال است، اما ازدواج اطفال زیر این سنین به کلی منع نشده و می‌توان با اذن ولی به شرط رعایت‌مصلحت و با تشخیص دادگاه‌صالح ازدواج دختران را صورت داد.

                                  • قانون
                                  • حداقل
                                  • سن
                                  • ازدواج
                                  • صحن علني
                                  • مجلس
                                  • كودكان
                                    ]]>
                                    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Thu, 13 Sep 2018 07:12:30 +0430
                                    حاشیه شهرها و خطراتش برای کودکان http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17668-حاشیه-شهرها-و-خطراتش-برای-کودکان.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17668-حاشیه-شهرها-و-خطراتش-برای-کودکان.html حاشیه شهرها و خطراتش برای کودکان

                                    حاشیه شهرها آبستن تولید آسیب‌های اجتماعی متعدد است. همین مساله برای افراد آسیب پذیر آن خطه به‌ویژه کودکان و زنان می‌تواند با باز تولید آسیب‌های اجتماعی متعدد همراه باشد.

                                    به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از آرمان، بر اساس گفته‌های جامعه ‌شناسان و فعالان حوزه کودک میزان کودک آزاری در حاشیه شهرها بیش از دیگر اماکن است. باید دانست که نه تنها در حاشیه شهرها بلکه در تمامی مناطق کودک آزاری می‌تواند اتفاق بیفتد. با بررسی پرونده‌های کودک آزاری باید گفت که کودک آزاری‌ها اغلب در خانه و اماکنی امن به باور همگان و توسط یکی از اشخاص مورد اعتماد اعضای خانواده شکل می‌گیرد. در روزهای اخیر معاون رئیس جمهوری درباره وضعیت لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان گفت: لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان مورد مناسب است که در آن به تمامی ابعاد کودک آزاری پرداخته و تکلیف قوه‌قضائیه و قوه مجریه را در رسیدگی به این موضوع مشخص کرده است. معصومه ابتکار افزود: این لایحه علاوه‌بر کودک آزاری به مسائل مربوط به خشونت، تعرض و قاچاق کودکان نیز پرداخته و مسئولیت قوا را در این زمینه تعیین کرده است.

                                    قزوین رتبه دوم کودک آزاری درکشور

                                    بیش از ۵۰ درصد کودک آزاری‌ها در استان قزوین به‌دلیل آگاهی نداشتن خانواده‌هاست. ۹۰ درصد کودک آزاری‌ها در درون خانواده‌ها صورت گرفته است. بر اساس آمار سازمان بهزیستی کشور تنها در سال 95 بیش از 12 هزار تماس با اورژانس اجتماعی درباره کودک آزاری بوده است، با این وجود، برخی از صاحب نظران بر این عقیده‌اند که بیشتر موارد گزارش شده درباره کودک آزاری جسمی و جنسی بوده است، اما نوعی دیگر از کودک آزاری که همان سهل انگاری و غفلت است، در درون خانواده به صورت نهفته و پنهان وجود دارد و به آن توجه کمتری می‌شود. در حالی که آمار این نوع از کودک آزاری به نسبت سایرین حدود چند برابر بیشتر است. مدیر کل آسیب‌های اجتماعی وزارت رفاه در این باره گفت: در سال‌های اخیر کودک آزاری روند روبه افزایشی داشته به‌طوری که وضعیت کودک آزاری در برخی مناطق مناسب نیست. روزبه کردونی استان قزوین را رتبه دوم کودک آزاری در کشور معرفی کرد و افزود: استان‌های لرستان، قزوین و فارس بیشترین میزان کودک آزاری را دارد و کمترین میزان کودک آزاری مربوط به سیستان و بلوچستان، بوشهر و خراسان است. استان قزوین با 7/15 مورد به‌ ازای هر صد هزار نفر رتبه دوم کودک آزاری کشور را به خود اختصاص داده است، آماری که اگر به واقعیت نزدیک باشد گویای بحران اساسی و معضل جدی در این استان است.

                                    90درصد کودک آزاری‌ها درون خانواده رخ می‌دهد

                                    کارشناس سلامت‌روان دانشگاه علوم پزشکی قزوین درباره سوءرفتار با کودکان گفت: به‌طور عمومی کودک‌آزاری به وارد آوردن صدمه به کودکان زیر 18 ساله گفته می‌شود که از انواع مختلفی نیز برخوردار است، کودک آزاری جسمی، جنسی، عاطفی و کودک آزاری غفلت و استثمار که همان کودکان کار هستند از جمله شایع‌ترین کودک آزاری‌ها به‌شمار می‌رود. لادن محمدزاده افزود: کودک آزاری جسمی هنگامی رخ می‌دهد که به کودک آسیب جسمی وارد شود، همچون کتک‌زدن، تکان دادن‌های شدید، گاز گرفتن؛ کودک آزاری جنسی نیز کودک آزاری است که در آن کودک با روابط جنسی که اصلا متناسب با رشد و تکاملش نیست، درگیر شود. او تصریح کرد: کودک آزاری غفلت نوعی از کودک آزاری است که شاید در همه خانواده‌ها وجود داشته باشد، کودک آزاری غفلت به رفتار یا برخوردی گفته می‌شود که در آن ممکن است، حواسمان نباشد که حقوق کودک نادیده گرفته شده است، این نوع کودک آزاری دسته بندی‌های مختلفی دارد که از جمله آنها می‌توان به غفلت جسمانی همچون جلو نشاندن کودک در صندلی جلو ماشین، غفلت تغذیه نامناسب(مواد غذایی کودک متناسب با نیاز و رشد آن نیست) اشاره کرد، غفلت عاطفی نیز نوع دیگری از کودک آزاری است که تهدید، زور، سرزنش و اجبار کودک انجام کاری همچون غذا خوردن از نمونه‌های آن هستند. او گفت: غفلت پزشکی یکی از موارد کودک آزاری است که اتفاقا این مورد را در قزوین داشتیم، در این نوع کودک آزاری مراقبت‌های پزشکی کودک به موقع انجام نمی‌شود به عنوان مثال در همین شهر قزوین به مادری برخوردیم که مراقبت‌های پزشکی و واکسیناسیونی که باید از بدو تولد نوزاد انجام شود را انجام نمی‌داد.

                                    کودک آزاری عاطفی بدترین نوع آزار کودک

                                    روانشناسان و متخصصان این حوزه کودک آزاری عاطفی را بدترین شکل کودک آزاری دانسته و بر این عقیده‌اند که کودک آزاری عاطفی تبعاتی دارد که در آینده کودک بروز و ظهور می‌کند، کودک آزاری جسمی و جنسی به‌دلیل اختلالات فرد مقابل صورت گرفته است، کودک آزاری عاطفی به‌دلیل آگاهی نداشتن کافی است. بنابراین می‌توان به واسطه آموزش بخش اعظمی از آن را برطرف کرد، کودکانی که در معرض کودک آزاری عاطفی قرار می‌گیرند از عزت نفس کافی برخوردار نبوده و زندگی سالمی را تجربه نمی‌کنند.

                                    کودک آزاری جرم عمومی محسوب می‌شود

                                    طبق ماده پنج قانون حمایت از کودکان که در سال 81 به‌تصویب رسیده است، کودک آزاری جرم عمومی محسوب شده و پیگیری آن نیازی به شاکی خصوصی ندارد، اما با این وجود، قانون در حالی مفید است که جامعه نسبت به آن آگاهی داشته باشد. در ماده شش قانون حمایت از کودکان کسانی که در جریان کودک آزاری قرار دارند، اما نسبت به گزارش آن اقدام نمی‌کنند، مجرم به‌شمار می‌روند.

                                    وقوع روزانه یک یا 2«کودک‌آزاری» درحاشیه

                                    مدیر عامل جمعیت امام علی(ع) با بیان آنکه در حاشیه شهرها حداقل روزانه یک یا دو مورد کودک آزاری مشاهده می‌کنیم؛ بر ضرورت تصویب لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان تاکید کرد و گفت: نمایندگان مجلس باید بدانند که حتی یک روز تعلل در تصویب این لایحه به معنای وقوع کودک آزاری‌های بیشتر در جامعه است و آنها در مقابل این مسائل مسئول هستند. زهرا رحیمی با بیان آنکه به لحاظ قانونی پدر بر فرزند مالکیت داشته به همین دلیل برای رفتارهای خود در مقابل فرزندش احساس خطر نمی‌کند، افزود: وقتی با یک مورد کودک آزاری مواجه می‌شویم، برای پیگیری آن وارد یک سیکل باطل می‌شویم، زیرا نمی‌دانیم به کجا مراجعه کنیم. وقتی به نیروی انتظامی مراجعه می‌کنیم، مدعی می‌شوند که باید برای انجام شکایات رسمی به قوه قضائیه برویم. این در حالی است که بعد از مراجعه به قوه‌ قضائیه ما را به اورژانس اجتماعی ارجاع می‌دهند و در نهایت اورژانس اجتماعی هم به ما می‌گوید برای انجام مداخله نیاز به حکم قضائی دارد. او با بیان آنکه احکام دادستانی در زمینه کودک آزاری‌ها سلیقه‌ای است، تاکید کرد و گفت: با تاخیر احکام قضائی در این حوزه روبه‌رو هستیم. این در حالی است که جدا از مساله کودک آزاری مواردی همچون کودکان بدون شناسنامه یا خرید و فروش کودکان و... نیز از دیگر معضلات کودکان و نوجوانان کشور است که با تصویب لایحه حمایت از حقوق کودکان می‌توان نسبت به رفع آنها در کشور امیدوار بود. مدیر عامل جمعیت امام علی(ع) گفت: برای کاهش آمار آسیب‌های اجتماعی و مواردی همچون کودک آزاری تنها تصویب قوانین کفایت نمی‌کند، بلکه به لحاظ فرهنگی نیز باید برای احقاق حقوق کودکان تلاش کنیم. به گزارش ایسنا، او با بیان آنکه کودک آزاری به انواع مختلف همچون جسمی، جنسی، روحی روانی و... تقسیم می‌شوند، افزود: در میان این کودک آزاری‌ها در مناطق حاشیه، کودک آزاری جسمی بیش از سایر موارد دیده می‌شود که در این میان داغ زدن و سوزاندن بدن کودک در صدر کودک آزاری‌های جسمی قرار دارد.

                                    • حاشيه نشيني
                                    • شهرها
                                    • خطرات
                                    • كودكان
                                    • فقر
                                    • تحصيل
                                      ]]>
                                      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Thu, 06 Sep 2018 09:16:49 +0430
                                      توقف قانوني ازدواج كودكان http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17601-توقف-قانوني-ازدواج-كودكان.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17601-توقف-قانوني-ازدواج-كودكان.html توقف قانوني ازدواج كودكان

                                      طيبه سياوشي: اقدام معاون دادستان مشهد و ورود دادستاني به موضوع ازدواج كودكان باعث خوشحالي است، چرا كه نشان مي‌دهد ازدواج كودكان مي‌تواند از طرق قانوني هم متوقف شود. طبق قانون موجود براي ازدواج دختران زير سن قانوني علاوه بر اذن پدر اذن دادگاه صالحه هم نياز است.

                                      هرچند متاسفانه در دادگاه‌ها روال اين‌طور است كه قاضي با ارزيابي‌هاي خيلي ساده اذن را صادر مي‌كند. به‌طور مثال از كودك مي‌پرسد اين اسكناس چند توماني است، يا اين سكه طلاست يا نقره و با پاسخ همين سوالات به رشد عقلي دختر پي برده و اذن ازدواج را صادر مي‌كند. در چنين شرايطي بخش انساني موضوع در نظر گرفته نمي‌شود و در واقع تنها يك كار روتين اداري صورت مي‌گيرد. اما ورود دادستاني مشهد به موضوع ازدواج يك كودك جاي اميدواري دارد. در مجلس بيش از يك سال است كه طرحي با عنوان اصلاح ماده ١٠٤١ قانون مدني ارايه و اخيرا با قيد يك فوريت در دستور كار مجلس قرار گرفته است. قرار بر اين بود كه هفته گذشته در صحن علني مطرح شود اما به دليل برگزاري جلسات سوال از رييس‌جمهور و استيضاح وزيران به تعويق افتاد. تلاش ما اين است كه تا دهه نخست مهر بتوانيم اين طرح را در برنامه مجلس داشته باشيم. اتفاقي كه در طرح اصلاح قانون مدني اتفاق افتاده اين است كه با وجود تفكرات سنتي جامعه و پارادايم‌هاي فكري كه در جامعه وجود دارد، ازدواج زير ١٣ سال ممنوع و براي ازدواج بين ١٣ تا ١٦ سال، علاوه بر اذن پدر، اذن دادگاه صالحه هم اضافه شده است. در جامعه‌اي مثل ايران ما به سرعت نمي‌توانيم تمام اين مواردي را كه پيوندهاي فرهنگي را حفظ كرده‌اند به سرعت حذف كنيم، چرا كه اين اتفاق موجب آسيب زدن به حريم خانواده مي‌شود. اما در عين حال مواردي را كه بتوانيم، اصلاح مي‌كنيم. يكي از دردناك‌ترين اتفاقاتي كه به خصوص در شهرهاي مرزي شاهد آن هستيم، تفاوت سني بسيار بالا در ازدواج است.

                                      در اصلاحيه ماده ١٠٤١ تفاوت سني حداكثر بين ١٠ تا ١٢ سال در نظر گرفته شده است و از سوي ديگر در يكي از جلسات مشتركي كه با مقامات قضايي داشتيم، مسوولان دستگاه قضايي اين موضوع را عنوان مي‌كردند كه تمام تلاش ما اين است كه روند ازدواج كودكان را متوقف كنيم، اما مشكل اينجاست كه بيشتر اين ازدواج‌ها به صورت غيررسمي اتفاق مي‌افتد.

                                      در صورت تصويب اصلاحيه قانون، يك مرحله از كار انجام شده است. مراحل بعدي كه شامل فرهنگ‌سازي و آموزش است، بايد با همكاري بخش‌هاي مختلف انجام شود. اميدواريم كه در سيستم آموزش و پرورش بتوان ورود كرد و آموزش‌هاي حداقلي را در مباحث درسي گنجاند. بعد ديگر در موضوع آموزش، آموزش موارد لازم به قضات است. در شهرهاي مرزي بايد اين آموزش براي قضات وجود داشته باشد تا به راحتي مجوز اين امر را صادر نكنند. يا در دفاتر رسمي شايد لازم است به نوعي ثبت ازدواج كودكان جرم‌انگاري شود. فرهنگ‌سازي هم بايد در رسانه ملي و توسط NGO‌ها انجام گيرد. سازمان‌هاي مردم نهادي كه در سراسر كشور فعاليت مي‌كنند، و به نوعي از نزديك مشكلات مربوط به كودك- همسري را مي‌بينند و با آن آشنا هستند، خيلي خوب مي‌توانند براي فرهنگ‌سازي در اين زمينه نقش داشته باشند. البته بايد به اين نكته هم توجه داشت كه در مباحث مربوط به حوزه حقوق زنان نمي‌توان به راحتي نسخه‌اي پيچيد و راهكار ارايه داد. راه‌حل مشكلات اين حوزه بايد همه‌جانبه‌نگر باشد. با مطالعاتي كه در طول يك سال گذشته انجام داده‌ايم، به اين نتيجه رسيده‌ايم كه علت عمده كودك- همسري، فقر است. فقر فرهنگي يا اقتصادي. وقتي كسي اعتياد دارد اين‌یطور فكر مي‌كند كه با ازدواج فرزندش مي‌تواند هزينه اعتيادش را تامين كند، كسي كه فقر مالي دارد فكر مي‌كند با ازدواج كودكش يك نان‌خور كمتر مي‌شود. در موضوع فقر فرهنگي حتي در حاشيه‌هاي تهران شاهد هستيم كه خانواده‌اي از يك فرهنگ ديگر به تهران آمده‌اند و ساكن شده‌اند، اما آنقدر تحت فشار تفكر سنتي زادگاه‌شان هستند كه دختر ١٣ ساله را مجبور به ازدواج مي‌كنند.

                                      ازدواج كودكان معلول عواملي است و ورود قانون براي جلوگيري از اين معلولي است كه در جامعه به وجود آمده است. ما بايد براي بهبود شرايط تلاش كنيم، به‌ويژه در شهرهاي مرزي كه اين كودكان معمولا مجبور به ازدواج با مهاجرين مي‌شوند و ازدواج‌شان به دليل اينكه شناسنامه ندارند، به صورت رسمي ثبت نمي‌شود، علاوه بر اين وقتي در سنين كودكي ازدواج مي‌كنند، در ١٥-١٤ سالگي عموما همسر مهاجرشان آنها را رها مي‌كند يا مجبور به جدايي از همسر مي‌شوند و از آنجا كه خيلي زود از چرخه آموزشي جدا شده‌اند، مهارتي براي زندگي اجتماعي ندارند و به همين دليل غالبا وارد سيكل آسيب‌هاي اجتماعي مي‌شوند و پوشش‌هاي حمايتي جامعه آنقدر كافي نيست كه همه اين افراد را تحت حمايت قرار دهد. موضوع ازدواج كودكان جنبه‌هاي مختلفي دارد كه هر روز كه مي‌گذرد دردناك‌تر و عميق‌تر مي‌شود.

                                      منبع: اعتماد

                                      • طيبه سياوشي
                                      • توقف
                                      • قانون
                                      • ازدواج
                                      • كودكان
                                      • مجلس
                                        ]]>
                                        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Sat, 01 Sep 2018 10:15:45 +0430
                                        ایرادهای لایحه حمایت از کودکان‌ و نوجوانان http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17466-ایرادهای-لایحه-حمایت-از-کودکان‌-و-نوجوانان.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17466-ایرادهای-لایحه-حمایت-از-کودکان‌-و-نوجوانان.html ایرادهای لایحه حمایت از کودکان‌ و نوجوانان

                                        فاطمه دانشور: در شرایط کنونی انتظار می‌رود تا اصحاب رسانه‌ها به کم‌وکیف لایحه حمایت از کودکان ‌و نوجوانان بپردازند. آن هم به ‌این دلیل که لایحه ممنوعیت به‌کارگیری بازنشستگان بعد از لایحه حمایت از کودک به مجلس آمد، اما آن لایحه از سوی شورای نگهبان تعیین تکلیف شده و هم‌اکنون لازم‌الاجرا است.

                                        در حالی که هنوز سرنوشت لایحه حمایت از کودکان مشخص نیست. در ماده سه این لایحه به بی‌توجهی والدین برای ثبت اطلاعات سجلی و هویتی فرزند اشاره شده است. این امر نیز یکی دیگر از نکات مثبت این لایحه است. فعالان در حوزه کودکان بیش از پیش انتظار توجه این لایحه به مددکاران اجتماعی یا اورژانس اجتماعی را داشتند. همچنین انتظار می‌رفت، حداقل قدرت مداخله برای رسیدگی به‌وضعیت کودک در ماده مذکور به مددکار اجتماعی اختصاص یابد. در اغلب کشورهای پیشرفته مددکار اجتماعی وقتی تشخیص داد که وضعیت کودک مخاطره‌آمیز است، در صورت اخذ موارد قضائی و مداخله می‌تواند وارد عمل شود، اما در این لایحه به مددکار اجتماعی چنین قدرتی داده نشده است. این شرایط باعث می‌شود که قدرت مددکار اجتماعی برای ورود به مساله کودک از بین رفته و کودک‌آزار نیز متواری شود. با وجود اینکه مددکار اجتماعی برای مجازات کودک‌آزار وارد عمل می‌شود، اما در زمان رسیدگی حکم قضائی در عمل کودک‌آزار متواری می‌شود. این امر یکی از ایرادات قوانین موجود برای حمایت از کودکان است. کودکان در این شرایط تحت مخاطرات جدی قرار می‌گیرند و باید در اسرع وقت به این مساله رسیدگی شود.

                                        کم‌توجهی به‌سازمان‌های مردم‌نهاد

                                        همچنین در کشور ما اورژانس اجتماعی بهزیستی در به‌کارگیری نیرو و تجهیزات چندان کارآمد نیستند. در این شرایط سازمان‌های مردم نهاد که به شکل تخصصی توانایی فعالیت دارند نیز می‌توانند در انجام اقدامات در زمینه حمایت از کودکان موفق عمل کنند. در حالی که در این لایحه نقشی به سازمان‌های مردم‌نهاد داده نشده است. با این وجود، بسیاری از کودکان از سوی سازمان‌های مردم‌نهاد قبل از اطلاع بهزیستی و دیگر دستگاه‌ها شناسایی شده و با دستور قضائی وارد عمل می‌شوند. این اقدامات به این دلیل است که اورژانس اجتماعی و بهزیستی در مناطق ضعیف عمل می‌کنند. بنابراین بی‌توجهی به‌کارایی سازمان‌های مردم نهاد در حوزه حمایت از کودکان یکی از نقاط ضعف در این لایحه است. برای مثال در ماده شش این لایحه درباره فوریت‌های خدمات اجتماعی با همکاری دهیاری، شهرداری و نیروی انتظامی در زمینه پذیرش و نگهداری از کودکان اشاره شده است. در حالی که از سازمان‌های مردم‌نهاد در این‌باره هیچ ‌نامی برده نشده است. با وجود اینکه سازمان‌های مردم‌نهاد اغلب در شناسایی و رسیدگی به کودکان در معرض آسیب از سازمان‌هایی همچون شهرداری، دهیاری، نیروی انتظامی و حتی بهزیستی جلوتر هستند.

                                        مساله سلب‌حضانت شفاف‌سازی شود

                                        یکی دیگر از ایراداتی که در این لایحه پیش‌بینی نشده بحث سلب حضانت است. آن‌هم به این معنا که مقوله سلب حضانت برای کودکان بدسرپرست مکافاتی است که روزگار این کودکان را تباه می‌کند. برای مثال کودکی پدرش معتاد متجاهر، بیمار روانی و... است و هیچ ‌امیدی به بهبود وضعیت کودک نیست. در این شرایط کودک سال‌ها در بهزیستی به امید اینکه شاید یک روز پدرش سربه‌راه شود، می‌ماند. در حالی که شاید هیچ‌وقت چنین اتفاقی رخ ندهد. مساله سلب حضانت در این لایحه مشخص نشده است. امید است، کودکان بدسرپرست با نگاه منعطف‌تر از سوی قانونگذار مورد بررسی و به شکل مناسب‌تر مورد حضانت قرار بگیرند و به‌عنوان فرزندخوانده به خانواده‌های متقاضی سپرده شوند و دیگر این کودکان دوران طلایی عمرشان را در سازمان بهزیستی سپری نکنند. در حالی که قانون حق را در تعاریف فرزندخواندگی به پدر داده و کودک باید منتظر اصلاح شرایط پدرش باشد. با وجود اینکه بر اساس تجربیات فراوان اصلاح‌‌پذیری پدران در این وضعیت اندک است.

                                        وضعیت کودکان اتباع‌ بیگانه

                                        همچنین در این لایحه می‌توان به وضعیت اطفال حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان اتباع بیگانه اشاره کرد. باید گفت که جمعیت این مادران و فرزندانشان در کشور ما فراوان است و هم‌اکنون یکی از معضلات کشور این کودکان هستند، چون به سهولت نمی‌توان برای آنها شناسنامه اخذ کرد و در قانون نیز به‌ شکل شفاف در این‌باره تعاریف ارائه نشده است. از سوی دیگر تولد کودکان خارج از نکاح به‌دلیل مسائل اجتماعی موجود در جامعه زنان به‌ویژه زنانی که در سبک زندگی کارتن‌خوابی زندگی کنند، فراوان است. از سوی دیگر در این لایحه نیز آنطور که باید به این مساله توجه نشده است.

                                        سکوت لایحه درباره فرزندکشی

                                        در فصل سوم این لایحه نیز باید تاکید کرد که مجازات‌ها با جرائم سنخیت ندارند، یعنی در برخی از جرائم تعیین مجازات متناسب نیست. برای مثال وقتی پدری مانع تحصیل فرزندش شود، در این شرایط مجازات پدر جریمه نقدی درجه نخست به میزان یک‌میلیون تومان است. در حالی که این جریمه برای چنین مساله‌ای بازدارنده نیست. همچنین در ماده9، فصل سوم این لایحه نیز هرگاه بر اثر بی‌توجهی اشخاص به غیر از والدین، کودک فوت شود، مجازات‌ها شامل حبس درجه پنج و شش است. این امر نشان‌دهنده هماهنگ‌نبودن مجازات‌هاست. همچنین این لایحه درباره فرزندکشی سکوت کرده است. این لایحه درباره آزارهای جنسی که از سوی والدین به کودک اعمال شده نیز مجازات‌های درجه هشت را در نظر گرفته است. از دیگر ایرادات این لایحه سن ازدواج کودکان است که به آن اشاره نشده است.

                                        کم‌توجهی رسانه‌ها به کودک‌آزاری

                                        همچنین ماده19 لایحه مبهم است و می‌توان تفسیر چندگانه از آن بروز داد. درضمن با تفسیر چندگانه می‌توان به برداشت‌های متعدد از این ماده توجه کرد. در این ماده آمده است که اگر هر کسی هویت، اطلاعات یا اسرار فرد بزه‌دیده را از طریق رسانه‌های گروهی منتشر کند، به مجازات درجه شش محکوم می‌شود. برای مثال وقتی یک خبرنگار یک جرم کودک‌آزاری را در رسانه منعکس می‌کند، بر اساس این ماده خبرنگار مجرم محسوب می‌شود. در نمونه بارز انتشار خبر کودک‌آزاری می‌توان به مساله نازنین‌زهرا کودکی که اخیرا توسط پدر مورد آزار گرفته بود، اما مادرش فیلم کودک‌آزاری را منتشر کرد، پرداخت. اگر ابهامات این ماده حل نشود، فرد خواستار نجات کودک مجرم محسوب می‌شود. همچنین در فصل دوم این لایحه نیز به تشکیل ساختار اجرایی‌شدن اشاره شده است. در این ماده آمده است که دفتر حمایت از کودکان و نوجوانان باید در قوه قضائیه برای رسیدگی به مسائل کودکان و نوجوانان تشکیل شود، اما با توجه به این سیستم پراشکال نمی‌توان انتظار ساختار و تشکیلات مناسبی در این‌باره داشت. این تصمیم‌گیری میزان ترافیک کاری را در رسیدگی به پروندها افزایش داده و چندان کارامد نیست.

                                        منبع: آرمان

                                        • فاطمه دانشور
                                        • ايراد
                                        • لايحه
                                        • حمايت
                                        • كودكان
                                        • نوجوانان
                                          ]]>
                                          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Sat, 18 Aug 2018 09:36:46 +0430
                                          بازگرداندن ۷ درصد کودکان فرزندخوانده http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17447-بازگرداندن-۷-درصد-کودکان-فرزندخوانده.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17447-بازگرداندن-۷-درصد-کودکان-فرزندخوانده.html بازگرداندن ۷ درصد کودکان فرزندخوانده

                                          مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان بهزیستی کشور بیان کرد: هفت درصد کودکانی که به فرزندخواندگی می‌روند، به‌دلایلی همچون بیماری به بهزیستی بازگردانده می‌شوند. فرزندپذیری نهادی قانونی است که به موجب آن بین یک یا چند فرزندپذیر و کودکی غیرزیستی رابطه والدینی به‌وجود می‌آید.

                                          به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از آرمان، فرزندپذیری در طول تاریخ به‌عنوان یکی از روش‌های حمایت از کودکان بی‌سرپرست وجود داشته ‌است. در اسفند ۱۳۵۳ قانونی با عنوان حمایت از کودکان بدون سرپرست برای قانونی کردن نهاد فرزندپذیری تصویب شد. پیش از تصویب این قانون نیز موارد متعدد فرزندپذیری از طریق شیرخوارگاه‌ها و مراکز غیررسمی انجام گرفته ‌است. بر اساس قانون اولویت به ترتیب با زن ‌و مرد متاهل بدون فرزند، زنان مجرد و زن ‌و مرد دارای فرزند است. زن‌ و مرد متاهلی بدون فرزند تلقی می‌شود که پنج سال از ازدواج آنها گذشته باشد و فرزندی نداشته باشند یا به تشخیص سازمان پزشکی قانونی امکان فرزنددار شدن‌شان وجود نداشته باشد. زنان مجرد نیز تنها می‌توانند سرپرستی کودک دختر را بر عهده بگیرند. رضا رزاقی، روانشناس حوزه فرزندخواندگی از سه هزار و 444 مورد فرزندپذیری از طریق شیرخوارگاه آمنه در سال‌های ۱۳۵۱ تا ۱۳۷۴ خبر می‌دهد. این در حالی است که طی سال‌های اخیر سهولت در مساله فرزندپذیری موجب شده که این روند افزایش یابد. تعداد فرزندپذیری در سال ۱۳۹۵ بالغ بر هزار و 300 مورد گزارش شده ‌است. حال تصور کنید که اگر قرار باشد کودکانی که به فرزندخواندگی پذیرفته شده‌اند، به بهزیستی بازگردانده شود، چه آسیبی خواهند دید! کودکانی که با امید به داشتن پدر و مادر به خانواده‌ای راه می‌یابند، اما دقیقا همان والدین جا زده و آنها را سر پله اول باز می‌گردانند. گرچه در وهله اول کارشناسان تلاش می‌کنند که خانواده‌ها را از بازگرداندن کودکان منصرف کنند، اما در پاره‌ای موارد تلاش آنها بی‌نتیجه مانده و کودکان از خانواده‌ها جدا می‌شوند. آنچنان که در ماده 25 قانون فرزندخواندگی برای فسخ، شرایطی در نظر گرفته است. بند «ب» این ماده می‌گوید که والدین می‌توانند در صورتی که سوء‌رفتار کودک غیرقابل تحمل شود، اقدام به فسخ آن کنند. این در حالی است که بسیاری از خانواده‌ها در همان مرحله مقدماتی پذیرش فرزند از ویژگی‌ها و مشکلات کودکان خبر دارند و با اطلاع از آنها اقدام به سرپرست شدن می‌کنند، اما در میانه راه منصرف شده و قصد ترک کودکان را دارند. با این حال، باید در این راستا فرهنگ‌سازی کرد. به گونه‌ای که باید خانواده‌ها بدانند که برگرداندن کودکان چه اثراتی ناگواری را به همراه دارد. از این رو از ابتدا با بررسی موشکافانه اقدام به پذیرش فرزند کنند. مدیر کل دفتر امور کودکان و نوجوانان بهزیستی کشور بیان کرد: بر اساس قانون اگر کودک از مراکز نگهداری بهزیستی به فرزندخواندگی برود، امکان برگرداندن آن وجود دارد که در این میان حدود هفت درصد کودکان به بهزیستی بازگردانده می‌شوند. محمد نفریه اظهار کرد: ابتلای کودکان فرزندخوانده به بیماری‌ مانند عقب‌ماندگی و معلولیت، ایدز، هپاتیت و... بیش از دلایل روحی و روانی عامل بازگرداندن آنها از سوی والدین جدید است. او عنوان کرد: همچنین دلایل مختلفی مانند پیدا شدن رد و نشانه‌ای از پدر و مادر واقعی کودک و احراز صلاحیت مجدد یا استحقاق پدر و مادر از فرزندخواندگی بازگردانده می‌شوند. مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان بهزیستی کشور افزود: البته چون بر اساس قانون این بازگرداندن وجود دارد، در همان ابتدای تحویل کودک به والدین اطلاع داده می‌شود. نفریه با بیان اینکه قوانین فرزندخواندگی تسهیل شده اضافه کرد: روند فرزندخواندگی افزایش یافته است.

                                          شروط فرزندخواندگی

                                          مدیر کل دفتر امور کودکان و نوجوانان بهزیستی درباره شروط فرزندخواندگی توضیح داد: از جمله شروط فرزندخواندگی این است که امکان شناخت هیچ‌ یک از پدر، مادر و جد پدری آنها وجود نداشته باشد، پدر، مادر، جد پدری و وصی منصوب از سوی ولی‌قهری آنها در قید حیات نبوده یا افرادی که سرپرستی آنها به موجب حکم مراجع صلاحیت‌دار به سازمان سپرده شده و تا زمان دو‌ سال از تاریخ سپردن آنها به سازمان، پدر، مادر، جد پدری یا وصی منصوب از سوی ولی‌قهری برای سرپرستی آنها مراجعه نکرده باشند. به گزارش فارس، او ادامه داد: همچنین از دیگر شروط فرزندخواندگی نبود صلاحیت سرپرستی از سوی پدر، مادر، جد پدری یا وصی منصوب از سوی ولی‌قهری است که به تشخیص دادگاه باید تایید شود.

                                          • بازگرداندن
                                          • درصد
                                          • كودكان
                                          • فرزندخوانده
                                          • جامعه
                                          • خانواده
                                            ]]>
                                            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Wed, 15 Aug 2018 09:24:07 +0430
                                            همگرايي براي بازگرداندن ١٤٢ هزار كودك بازمانده از تحصيل http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17358-همگرايي-براي-بازگرداندن-١٤٢-هزار-كودك-بازمانده-از-تحصيل.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17358-همگرايي-براي-بازگرداندن-١٤٢-هزار-كودك-بازمانده-از-تحصيل.html همگرايي براي بازگرداندن ١٤٢ هزار كودك بازمانده از تحصيل

                                            رضوان حكيم‌زاده: معاونت ابتدايي وظيفه انسداد مباني بي‌سوادي را بر عهده و براي جذب بازماندگان از تحصيل هم يك برنامه مدون دارد. اخيرا آقاي وزير از ما خواسته بودند تا يك چارچوب جامعي را تدوين كنيم تا با محوريت آموزش و پرورش و مدارس ببينيم، ساير سازمان‌هايي كه قادر هستند در اين حوزه به ما كمك كنند، چه نقش‌هايي مي‌توانند بر عهده بگيرند.

                                            حالا هم خانم معصومه ابتكار، معاون محترم رييس‌جمهور در امور زنان و خانواده از تلاش براي بازگرداندن ٢٠ هزار كودك بازمانده از تحصيل در سيستان و بلوچستان به چرخه تعليم و تربيت صحبت كرده‌اند و اين موضوع را يكي از اهداف معاونت زنان در اين استان دانسته‌اند.

                                            ما به عنوان معاونت ابتدايي وزارت آموزش و پرورش كه بيشترين درگيري را با اين موضوع داريم از كمك سازمان‌ها، نهادها و موسسات ديگر چه دولتي، چه غيردولتي استقبال مي‌كنيم تا بتوانيم دست به دست هم دهيم تا تعداد بيشتري از كودكان بازمانده از تحصيل را به مدارس بياوريم يا كساني كه ترك تحصيل كرده‌اند را به مدارس برگردانيم. معاونت ابتدايي و معاونت زنان رياست‌جمهوري پيش از اين نيز برنامه مشتركي در حوزه تربيت‌بدني و ورزش دختران داشته‌اند و فكر مي‌كنم اگر فرصتي فراهم شود تا با هم‌افزايي در اين حوزه هم همكاري مشترك انجام دهيم، كمك بزرگي در تعداد كاهش كودكان بازمانده از تحصيل خواهيم داشت.

                                            يكي از دلايلي كه دختران ما از تحصيل باز مي‌مانند يا زود ترك تحصيل مي‌كنند، مشكلات فرهنگي است. فقر فرهنگي خانواده‌ها، تعصب و ناآگاهي دليلي مي‌شود براي جلوگيري از نشستن دختران بر سر كلاس‌هاي درس و ماندن‌شان در مدرسه. فكر مي‌كنم توانمندسازي خانواده‌ها و افزايش آگاهي‌هاي زنان اگر باشد و در اين زمينه اگر اين نقش به خوبي انجام شود، براي ما كمك بزرگي خواهد بود تا بتوانيم راحت‌تر فضايي را براي بازگرداندن دختران به مدرسه‌ها فراهم كنيم. يكي ديگر از مسائلي كه سبب ترك تحصيل دختران مي‌شود، ازدواج‌هاي زودهنگام است. پيگيري اين موضوع تا جايي كه به امر آموزش مربوط شود در اختيار ما قرار مي‌گيرد، اما در اين حوزه نياز به پشتيباني قانوني و ايجاد آگاهي‌هاي اجتماعي داريم كه به نظرم معاونت زنان مي‌تواند در اين حوزه نقش پررنگي ايفا كند. آنچه خارج از اختيارات معاونت متوسطه است، مربوط مي‌شود به تصويب قوانين، پيگيري دستورالعمل‌ها در سطوح بالا و ايجاد هماهنگي ميان قواي سه‌گانه كه نهادي مانند معاونت زنان رياست‌جمهوري وارد عمل شود تا ما هم بتوانيم دختران بيشتري را سال‌هاي بيشتري در مدرسه نگه داريم. سرمايه‌گذاري روي آموزش دختران، سرمايه‌گذاري مضاعف است كه مي‌تواند نقشش را در بلندمدت و در خانواده‌هاي آينده نشان دهد.

                                            ١٤٢هزار كودك بازمانده از تحصيل در كشور شناسايي شده‌اند كه در مورد آنها با استان‌ها مكاتبه شده است، دستورالعمل مشخص و شرح وظايف دقيق هر استان وجود دارد تا اين برنامه با قدرت بيشتري پيش برود. در همين حوزه نقش شوراهاي آموزش و پرورش استان‌ها كه رياست آنها بر عهده استانداران محترم است، مي‌تواند بسيار پررنگ باشد. براي رفع موضوع بازماندگي از تحصيل كودكان، اگر همه سازمان‌ها در كنار آموزش و پرورش قرار بگيرند به نتايج بهتري خواهيم رسيد چرا كه ما در هر نقطه‌اي از هر استان و شهري مدرسه داريم و در مكان‌هايي كه سازمان‌هاي ديگر حضور ندارند، آموزش و پرورش مي‌تواند ميزان دانش‌آموزان و بازماندگان از تحصيل را رصد كند، اما بودجه ميان سازمان‌هاي مختلف تقسيم شده و اين موضوع دست ما را براي عملكرد بهتر بسته است. بارها اعلام كرده‌ايم كه بودجه‌هاي توزيع ‌شده را در اختيار آموزش‌و پرورش قرار دهند و از ما گزارش كار بخواهند. اميدوارم با هم‌افزايي ميان بخش‌هاي مختلف بتوانيم به اين هدف برسيم.

                                            منبع: اعتماد

                                            • همگرايي
                                            • بازگرداندن
                                            • كودكان
                                            • بازمانده
                                            • تحصيل
                                            • آموزش و پرورش
                                              ]]>
                                              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Wed, 08 Aug 2018 07:01:30 +0430
                                              نقش والدین در شکل‌ گیری هویت جنسی کودکان http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17201-نقش-والدین-در-شکل‌-گیری-هویت-جنسی-کودکان.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17201-نقش-والدین-در-شکل‌-گیری-هویت-جنسی-کودکان.html نقش والدین در شکل‌ گیری هویت جنسی کودکان

                                              یک روان‌شناس با تأکید بر دوران نوجوانی در چگونگی شکل‌گیری هویت جنسی افراد گفت: در صورت بروز اختلال هویت جنسی، فرد مایل است در کالبد جنس مقابل باشد و حتی در شدیدترین حالت مایل به تغییر جنسیت می‌شود.

                                              به گزارش خبرنگار هم آوا، گوهریسنا انزانی در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به اینکه به طور معمول مختصات جنس و جنسیت هماهنگ هستند، افزود: اما گاهی اوقات ناسازگاری‌هایی بین این دو رخ می‌دهد که باعث مشکلات عدیده‌ای برای نوجوانان در هویت‌یابی جنسی می‌شود. طی سال‌های اخیر بیشتر شاهد نوجوانانی بوده‌ایم که تمایلی به جنسیت خود ندارند و مایل هستند با تغییر جنسیت یا حتی نشان دادن رفتارهایی متضاد با جنس خود نارضایتی خود را از جنسیت‌شان بیان کنند. در این مورد خانواده‌ها مهم‌ترین نقش تربیتی و آموزشی را ایفا می‌کنند، چراکه نهاد خانواده، اساسی‌ترین و مهم‌ترین محیط هویت‌یابی، به ویژه هویت‌یابی جنسی است.

                                              وی با تاکید بر اینکه تجارب والدین بر رشد هویت جنسی پایدار فرزندان مؤثر است، گفت: نوع ارتباط والدین در چگونگی شکل‌گیری هویت فرزندان به ویژه هویت جنسی آنها نقش بسیار پیچیده و مهمی دارد؛ نوجوانانی که بحران هویت دارند، معمولا از جانب والدین خود طرد شده‌اند و دچار مشکل هویت جنسی می‌شوند. آنها از جنسیت خود ناراضی هستند و معمولاً تعارض‌هایی در مثلث «اُدیپال» را تجربه می‌کنند. این به آن معناست که هر چیزی که در محبت طفل نسبت به والد جنس مقابل و همانند سازی با والد جنس خودی تداخل ایحاد کند، با رشد طبیعی هویت جنسی او نیز تداخل خواهد داشت.

                                              انزانی با بیان اینکه هویت جنسی اکثر افراد تا سن ۳ تا ۴ سالگی ایجاد می‌شود و معمولا با جنسیت زیستی فرد هماهنگی دارد، اظهار کرد: این درحالیست که در اختلال هویت جنسی، فرد مایل است در کالبد جنس مقابل باشد و حتی در شدیدترین حالت مایل به تغییر جنسیت می‌یابد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد مادرانی که هویت زنانه خود را نپذیرفته‌اند، دختر بودن را باعث درد و رنج می‌دانند، بیشتر قدرت مردانه از خود نشان دهند، مایل به پسردار شدن دارند، در خانواده خود بابت این که دختر هستند مورد سرزنش قرار گرفته‌اند، بیشتر احتمال دارد فرزند دخترشان را به نشان دادن رفتارهایی از جنس مخالف تشویق کنند و وقتی فرزند دختر برای انجام رفتارهای پسرانه از سوی مادر که مهم‌ترین فرد زندگی است تأیید بگیرد، قطعاً این رفتار به شکل عادت درآمده و تغییر آن بسیار مشکل می‌شود.

                                              وی با اشاره به اینکه در سن ۳ تا ۷ سالگی، برای هر کودک، والد غیر هم جنس پراهمیت می‌شود، تصریح کرد: اگر دختران با پدر خود همانندسازی کنند، احتمال بیشتری دارد که به رفتارهای مردانه اقدام کنند. در این حالت مایل به بودن کنار پدر هستند، علاقه شدیدی به فعالیت‌ها و ورزش‌های مردانه دارند، مادر را تحقیر می‌کنند و در کل رفتارهای پسرانه‌تری از خود بروز می‌دهند. همچنین وقتی پسرها با مادر خود همانندسازی کنند رفتارهای زنانه‌تری از خود بروز می‌دهند؛ مثلاً ممکن است موهای خود را بلند کنند. در سن ۸ تا ۷ سالگی علاقه به لاک زدن داشته باشند، از دیدن کارتون‌های دخترانه بیشتر لذت ببرند و نتوانند مسئولیت پذیری‌های متناسب با جنس خود را بیاموزند.

                                              این روانشناس افزود: براساس بررسی‌های انجام شده، چنانچه در محدوده هویت‌یابی جنسی، پسران با مادر خود همانندسازی کنند، پدر نقش پررنگ و فعالی نداشته باشد، امکان برقراری ارتباط عاطفی قوی بین پدر و پسر میسر نباشد، پدر جایگاه متناسبی در منزل نداشته یا فوت کرده یا طلاق گرفته باشد و فرزند صرفأ با مادر زندگی کند، در این حالت احتمال بیشتری دارد که فرزند پسر به رفتارهای متناسب با جنسیت زنانه گرایش پیدا کند.

                                              انزانی با اشاره به نقش نوع بازی‌ها و کارتون‌ها در هویت‌یابی جنسی هر فرد اظهار کرد: به طور مثال دختری که کشتی می‌گیرد، تفنگ بازی می‌کند و علاقه به کارهای خشن‌تر دارد، بیشتر احتمال دارد رفتارهای پسرانه نشان دهد و برعکس پسری که با عروسک بازی می‌کند، لاک می‌زند و بیشتر کارتون‌هایی با محتوای زنانه می‌بیند، بیشتر رفتارهایی غیر متناسب با جنسیتش از خود نشان می‌دهد. پژوهش‌های دیگر نیز نشان می‌دهد طلاق عاطفی بین زوجین، اعتیاد والدین، مادر و پدری که خود دچار هویت‌یابی ناسازگار هستند، مادرانی که از سوی همسرشان کتک می‌خورند، طلاق رسمی و زندگی فرزند با والد غیر هم جنس، افسردگی والدین، مادر پرخاشگر، پدری که از نظر عاطفی با فرزندان خود ارتباطی ندارد، آسیب‌های جنسی در دوران کودکی و کودکانی که مورد آسیب جسمی شدید قرار می‌گیرند، فرزندشان با احتمال بیشتری تمایل به نشان دادن رفتارهایی مغایر با جنسیت خود خواهند داشت.

                                              وی با بیان اینکه "نوجوانی" یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین مراحل رشد هر انسان است که طی آن فرد نوجوان، بلوغ را تجربه می‌کند، افزود: این دوران بر رشد جسمی، شناختی، اخلاقی، جنسی و کل ساختار شخصیت فرد اثر می‌گذارد. نوجوانی، دوره گذار از کودکی به بزرگ سالی است و در این مرحله نوجوان از سردرگمی هویت، به دستیابی هویت و از بحران زدگی به ثبات و آرامش می‌رسد.

                                              این روانشناس با اشاره به اینکه برخی نظریات روانشناسی بحران اصلی دوران نوجوانی را بحران هویت می‌دانند، گفت: حل این بحران باعث می‌شود فرد به هویت معناداری از خودش دست یابد و گام‌های محکمی به سوی ارزشمندی و خشنودی بردارد. در این مرحله نوجوان نیازمند تفکر، تامل، آگاهی، حمایت والدین و حمایت اجتماع است تا بتواند به هویت یکپارچه دست یابد، وارد جامعه شود و از شغل، تحصیل، انتخاب همسر و سایر انتخاب هایش لذت ببرد و به هدف‌هایی که در نظر دارد دست یابد.

                                              انزانی با بیان اینکه دوره نوجوانی تولدی دوباره است اما بسیاری از نوجوانان در این دوران دچار هویت نامنسجم می‌شوند، اظهار کرد: آنها نمی‌دانند چه می‌خواهند، چه هدفی دارند و با جنسیت خود در تعارض قرار می‌گیرند. آنها گاهی از حل مسائل بسیار ساده ناتوان می‌شوند، معیارهای کودکی دیگر برایشان کافی نیست، معیارهای بزرگسالی را نمی‌شناسند و در دریافتن هویت خود دچار شک و تردید بسیار زیاد می‌شوند.

                                              به گفتی وی در اثر همین شرایط ممکن است نوجوانان نقش هایی متضاد با جنسیت خود بروز دهند و برای مثال اگر دختر هستند به شدت رفتارهای پسرانه از خود بروز می‌دهند و تصویر روشنی از خصوصیات و ویژگی های شخصیتی خود ندارند.

                                              وی با اشاره به نشانه‌های بحران هویت در نوجوانان تصریح کرد: در زمان وقوع بحران هویت، نوجوانان در مورد اهداف بلند مدت ، شغل و رفاقت‌ها و دوستی‌هایش دچار تردید می‌شود. این به آن معناست که دوستان مناسب و منطبق با شخصیت خودش را نمی‌شناسد و گاهی اوقات درگیر دوستان ناباب می‌شود. آنها همچنین ممکن است در مورد رفتارها و تمایلات جنسی، نظام ارزش و اخلاقیات، مذهب و گرایشات مذهبی و تعهد گروهی دچار سردرگمی شوند.

                                              این روانشناس با بیان اینکه با توجه به پژوهش های انجام شده به نظر می‌رسد که در مرحله هویت‌یابی تعداد زیادی از نوجوانان دچار مشکلاتی شده و در مرحله گذار از کودکی به بزرگسالی دچار مسائلی می‌شوند، اظهار کرد: آن‌ها نمی توانند اهداف واقع بینانه‌ای را برای خود شناسایی کنند، قابلیتها و توانمندی‌های خود را نمی‌شناسند، مهارت‌های اجتماعی لازم برای زندگی ایمن و گذار از مرحله بلوغ نوجوانی را نمی‌آموزند، افراد یا گروه‌های ایمن مشابهی برای همانند سازی در کنار خود ندارند، نمی‌توانند در مورد شغل و تحصیل خود اطلاعات متناسب را کسب کنند و خصوصا با توجه به عدم آگاهی صحیح و همانند سازی‌های اشتباه در مهم‌ترین وجه هویت‌یابی یعنی هویت جنسی، دچار تعارض شدیدی می‌شوند.

                                              انزانی ادامه داد: این که انسانی زن یا مرد نامیده می‌شود از مهم‌ترین وجه شناسایی و ارزش‌گذاری هر فرد از سوی خود و محیط پیرامون او است، پس هویت جنسی، بخش قابل ملاحظه هویت هر انسان و دربردارنده تصویر هر فرد به عنوان مرد یا زن از خودش است. در این مرحله فرد می‌آموزد چون زن یا مرد است، باید به چه شیوه‌ای بیاندیشد و رفتار کند، تا بتواند به هویت یکپارچه دست یابد.

                                              وی با بیان اینکه هویت جنسی انسان تحت تأثیر دو مؤلفه است، توضیح داد: این دو مؤلفه شامل مؤلفه اکتسابی مانند جنسیت و غیراکتسابی مانند جنس است. این به آن معناست که جنسیت، زن و مرد را از نظر اجتماعی و فرهنگی از هم جدا می‌کند و بر اساس ویژگی هایی که به عنوان خصوصیات زنان و مردان محسوب می‌شود، شکل می‌گیرد، مثلاً اینکه زنان باید چگونه رفتار کنند یا چه کارهایی مردانه است؟ ویژگی‌های اکتسابی هستند. این درحالیست که ویژگی‌های زیستی، کالبدی، کروموزومی، جسمانی را مؤلفه های غیر اکتسابی می‌گویند؛ چرا که از بدو تولد همراه فرد هستند.

                                              وی افزود: از آن جایی که هویت‌یابی جنسی نقش مهمی در هویت‌یابی فرد دارد و هر نوجوانی نیاز است مراحل هویت یابی را با موفقیت طی کند، والدین باید با آگاهی از مشکلات نوجوانان خود، رابطه عمیقی با آن ها برقرار کنند و به محض دیدن نشانه‌ها یا گفتارهایی که نشانگر عدم تطابق با جنسیت اصلی نوجوان است به سرعت با مشاور متخصص ارتباط برقرار کرده و از مشکلات احتمالی جلوگیری کنند.

                                              • نقش
                                              • والدين
                                              • شكل گيري
                                              • هويت جنسي
                                              • كودكان
                                              • خانواده
                                                ]]>
                                                hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Tue, 24 Jul 2018 09:06:17 +0430
                                                موافقت مجلس با کلیات لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17197-موافقت-مجلس-با-کلیات-لایحه-حمایت-از-حقوق-کودکان-و-نوجوانان.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/17197-موافقت-مجلس-با-کلیات-لایحه-حمایت-از-حقوق-کودکان-و-نوجوانان.html موافقت مجلس با کلیات لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان

                                                نمایندگان مجلس شورای اسلامی با کلیات لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان موافقت کردند.

                                                به گزارش خبرنگار هم آوا، کلیات لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان در جلسه علنی صبح امروز (سه‌شنبه) مجلس شورای اسلامی در دستور کار قرار گرفت و پس از اظهارات موافقین و مخالفین، توضیحات سخنگوی کمیسیون قضایی و همچنین اظهارات معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده کلیات این لایحه به رای مجلس شورای اسلامی گذاشته شد.

                                                براین اساس نمایندگان با ۱۵۸ رای موافق، ۱۸ رای مخالف و ۱۰ رای ممتنع از مجموع ۲۲۲ نماینده حاضر با کلیات این لایحه موافقت کردند.

                                                لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان در ۵۱ ماده و برای پیشگیری از استثمار، سوءرفتار و خشونت علیه کودکان و نوجوانان مطرح شده است.

                                                نیازمند قانون بازدارنده و جامع برای حمایت از کودکان و نوجوانان هستیم

                                                معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده بر ضرورت تصویب قانون بازدارنده و جامع در زمینه‌ی کودکان و نوجوانان تاکید کرد.

                                                معصومه ابتکار در جلسه علنی صبح امروز مجلس شورای اسلامی در جریان بررسی کلیات لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان اظهار کرد: این یک لایحه قضایی است که از سوی قوه قضاییه ارائه شده و بسیار لایحه خوبی است، دولت هم کاملا از آن حمایت می‌کند گرچه ممکن است جایی هم امکان اصلاح وجود داشته باشد.

                                                وی افزود: موضوع کودک و نوجوان برای جمهوری اسلامی به لحاظ مبنایی از مسائل مهم فرهنگی و اجتماعی است و لازم است با قاطعیت و جدیت در ابعاد مختلف حقوقی و قضایی به آن بپردازیم که خوشبختانه این لایحه جامعیت لازم را دارد.

                                                ابتکار با بیان این‌که ‌«آمار کودک آزاری و سوء‌استفاده از کودکان نگران کننده است»، اضافه کرد: دولت با همکاری مجلس شورای اسلامی و قوه قضاییه کارهای خوبی کرده ولی ما نیازمند یک قانون بازدارنده و جامع در این زمینه هستیم. از کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی، قوه قضاییه، کمیسیون‌های تخصصی و فراکسیون زنان و سایر فراکسیون‌ها که حامی این لایحه بودند قدردانی می‌کنیم.

                                                وی در ادامه با بیان این‌که «لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان برای افراد کمتر از ۱۸ سال و با لحاظ تعاریف شرعی پیش‌بینی شده است»، اظهار کرد: وضع مخاطره‌آمیز کودکان در نظر گرفته شده چرا که اگر کودکی آسیب ببیند تبعات‌اش نیز برای خانواده و جامعه بی‌حد و حصر خواهد بود. همچنین دستگاه‌های دولتی باید بدانند تکلیف‌شان در قبال موضوع کودک و نوجوان چیست. طبق این لایحه قوه قضاییه باید مراکز استانی تشکیل دهد و وظایف سازمان‌های دولتی حتی سازمان صداوسیما و سازمان زندان‌ها برای حمایت از کودک و نوجوان مشخص شده است.

                                                ابتکار در پایان تدوین قانونی برای حمایت از کودکان و نوجوانان را مطالبه جدی جامعه امروز عنوان کرد و گفت‌ که تصویب این قانون می‌تواند نقطه قوتی برای کشور باشد.

                                                • موافقت
                                                • مجلس
                                                • كليات
                                                • لايحه
                                                • حمايت
                                                • حقوق
                                                • كودكان
                                                  ]]>
                                                  hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Tue, 24 Jul 2018 08:22:17 +0430
                                                  رنج های ناپایان کودکان در روز جهانی کودک http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/16385-رنج-های-ناپایان-کودکان-در-روز-جهانی-کودک.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/16385-رنج-های-ناپایان-کودکان-در-روز-جهانی-کودک.html رنج های ناپایان کودکان در روز جهانی کودک

                                                  حسین احمدی نیاز: هشتم اکتبر روز جهانی کودک نامگذاری شده و این بهانه‌ای است تا دولت‌ها توجه خاص و ویژه‌ای به کودکان داشته باشند، خصوصا فراهم نمودن بسترهای لازم برای تحقق مصادیق کنوانسیون حقوق کودک.

                                                  شوربختانه کودکان خصوصا در کشورهای جهان سوم بالاخص در خاورمیانه از وضعیت رقت باری برخوردارند. جنگ، فقر، نابردباری‌ها، دیکتاتوری و آزار و اذیت و... به مصایب و منشاء بدختی و رنج کودکان تبدیل شده است.

                                                  جنگ یمن بیشترین آسیب را بر کودکان وارد کرده است. عربستان بدون توجه به معیارهای انسانی و کنوانسیون های بین المللی در مورد رعایت حقوق کودک، موجبات مرگ هزاران کودک یمنی را فراهم کرده است؛ از دیگر سو جنگ داخلی سوریه باعث کشته و مجروح شدن هزاران کودک بی گناه شده و دژخیمان داعش از کودکان بهره برداری جنگی نموده و به عنوان عوامل انتحاری استفاده یا در کشتار دیگران از آنها سوءاستفاده می نماید، از دیگر سو آوارگی‌های عراق، سوریه و یمن نیز موجب ستم های فراوان بر کودکان در اردوگاه‌ها شده است.

                                                  در افغانستان کودکان زیادی بر اثر حملات انتحاری طالبان کشته می‌شوند و در میانمار وضعیت رقت باری از کودکان گزارش شده است. هزاران کودک مسلمان روهینجایی بر اثر نفرت و کینه توزی ارتش و بوداییان تندرو کشته و یا شکنجه شده اند. تمامی اینها بخشی از وضعیت رقت بار کودکان ناشی از جنگ بوده است.

                                                  در داخل کشورها هم کودکان مصون از مخاطرات نیستند، پدیده کودکان کار، استثمار آنان، بهره کشی جنسی از کودکان و... رشد زیادی پیدا کرده و در قاچاق کودکان در اروپا همین شرایط ناگوار وجود دارد. تمامی اینها بخشی از رنج‌های ناپایان کودکان است.

                                                  واقعیت مسله این است که کودکان شایسته این وضعیت رقت‌بار نیستند، کنوانسیون حقوق کودکان حقی است برای کودکان و تکلیفی برای دولت‌ها. کودکان مستحق برخورداری از زندگی و محیطی شاداب بدور از هر نوع استرس، جنگ، ستم، فقر، آزار و اذیت هستند. کودکان باید کودکی کنند و برخوردار از آرامش و بازی و دنیای قشنگ تخیلی خود باشند.

                                                  • رنج
                                                  • ناپايان
                                                  • كودكان
                                                  • روز جهاني
                                                  • حسين احمدي نياز
                                                    ]]>
                                                    hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Mon, 09 Oct 2017 13:11:12 +0330
                                                    جدیدترین آمار از ازدواج کودکان در ایران http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/15436-جدیدترین-آمار-از-ازدواج-کودکان-در-ایران.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/15436-جدیدترین-آمار-از-ازدواج-کودکان-در-ایران.html جدیدترین آمار از ازدواج کودکان در ایران

                                                    17 درصد از ازدواج‌های کشور مربوط به ازدواج دختران زیر 18 سال بوده و همچنین آنکه در سال 94 بیش از پنج درصد ازدواج‌ها در سنین کمتر از 15 سالگی ثبت شده؛ این در حالیست که این آمار تنها آمار ازدواج‌های ثبت شده در دوران کودکی است.

                                                    به گزارش خبرنگار هم آوا، زهرا کهرام دبیر سمینار ازدواج کودکان در مناطق حاشیه که عصر روز گذشته در  دانشگاه علم و صنعت با حضور فعالان اجتماعی، حقوقی، دانشگاهی و ... برگزار شد، با بیان آنکه جمعیت امداد دانشجویی امام علی (ع) پژوهشی را در خصوص عوامل و پیامدهای ازدواج کودکان در محلات حاشیه‌ای کشور در میان اقوام مختلف انجام داده است، اظهار کرد: از سال 92 سمینارهای تخصصی جمعیت امام علی (ع) در زمینه‌های مختلفی همچون کودکان کار و خیابان، اعتیاد کودک و ... برگزار شد و امروز یکی دیگر از مسائلی که ما به عنوان فعال اجتماعی هر روز با آن درگیر هستیم و نباید در مقابل آن سکوت کنیم مسئله نگران کننده و تلخ «ازدواج کودک» در کشور است.

                                                    وی در تشریح نتایج پژوهش مذکور گفت: تعداد زیادی از ازدواج‌هایی که در سنین کودکی رخ می‌دهند، به هیچ عنوان ثبت نمی‌شوند و به همین دلیل کودکان حاصل از این ازدواج‌ها فاقد شناسنامه بوده و در نهایت به جمعیت پنهان کشور می‌افزایند، این در حالیست که هر چند در حاشیه شهرها ازدواج در سن پایین رواج دارد اما از طرفی در متن شهر و به ویژه در مناطق مرفه‌نشین سن ازدواج رو به افزایش بوده و بالاتر می‌رود.

                                                    وی ادامه داد: پژوهش جمعیت امام علی (ع) در خصوص ازدواج کودکان در میان اقوام مختلف ایران ، تابستان و پاییز 95 در 17 استان کشور بر روی بیش از 500 مورد کودکی که تجربه ازدواج در سنین پایین داشته‌اند انجام شده است.

                                                    وی افزود: مطالعات و شواهد موجود نشان می‌دهد که ریشه بسیاری از معضلات زنان به ازدواج آنها در سنین کودکی باز می‌گردد از جمله این معضلات می‌توان به رشد بی رویه جمعیت بدون اوراق هویتی در مناطق حاشیه، محرومیت از تحصیل، ثبت نشدن ازدواج‌ها و شیوع پدیده کودک – بیوه و ... اشاره کرد.

                                                    وی در ادامه ضمن اشاره به نبود آمار دقیق از ازدواج‌ها و طلاق‌های ثبت نشده در کشور، عدم توجه به جمعیت پنهان در سیاستگذاری‌های کشور، فقدان بررسی‌ها و اقدامات لازم در خصوص آسیب‌های اجتماعی حاصل از ازدواج کودکان، رشد منفی جمعیت در مرکز شهرها و رشد مثبت جمعیت در حاشیه شهرها و همچنین کاهش شاخص توسعه انسانی در کل کشور، گفت: همه این عوامل باعث شده‌اند که به اهمیت بررسی مسئله ازدواج کودک در ایران واقف شویم و این موضوع را در دستور کار خود قرار دهیم زیرا در حال حاضر لزوم ارائه راهکارهایی به منظور به حداقل رساندن آسیب‌های ناشی از ازدواج کودک به ضرورت در جامعه احساس می‌شود.

                                                    دبیر سمینار ازدواج کودک ادامه داد: این پژوهش در استان‌های قم، خوزستان، سیستان و بلوچستان، تهران، بوشهر، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی، گلستان، مازندران، ایلام، اصفهان، هرمزگان، البرز، کرمانشاه، کرمان، زنجان و همدان انجام شده است و موارد مورد مطالعه در آن زنان و مردان کمتر از 35 سالی که قبل از 18 سالگی ازدواج کرده‌اند، بودند.

                                                    وی ادامه داد: بر اساس ماده 1041 قانون مدنی عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن 13 سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام شمسی منوط به اذن ولی به شرط مصلحت با تشخیص دادگاه صالحه است.

                                                    وی در خصوص آمار و ارقام ازدواج کودکان در ایران نیز اظهار کرد: 17 درصد ازدواج دختران در ایران پیش از رسیدن به 18 سالگی بوده و طبق تازه‌ترین آمار ثبت شده در سازمان ثبت احوال کشور بر اساس آمار 9 ماهه اول سازمان ثبت احوال ایران در سال 94 اعلام شد که بیش از 5 درصد زنانی که در این مدت ازدواج کرده‌اند کمتر از 15 سال سن داشته یعنی 28 هزار و 242 نفر قبل از رسیدن به 15 سالگی ازدواج کرده‌اند و بیش از 204 هزار ازدواج دختران در سنین 15 تا 19 سال در این دوره از سال ثبت شده است.

                                                    کهرام ادامه داد: بر اساس آمار رسمی ثبت شده بیشترین آمار ازدواج و طلاق کودکان در استان‌های سیستان و بلوچستان، خوزستان، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی و غربی، فارس، زنجان، تهران، همدان و مازندران است.

                                                    وی در خصوص علل ازدواج کودک در ایران نیز بر اساس این پژوهش اظهار کرد: ارزش‌های سنتی و مذهبی در راستای حفظ آبرو و شرف خانوادگی در زمینه فرهنگی در راستای سیستم پدرسالاری از عوامل موثر بر ازدواج کودکان در ایران محسوب می‌شود.

                                                    دبیر سمینار ازدواج کودک ادامه داد: آسیب‌های اجتماعی خانواده از جمله فقر، محرومیت از تحصیل، اعتیاد و مهاجرت در راستای کاهش بار اقتصادی و تامین هزینه‌های ناشی از اعتیاد خانواده از دیگر عوامل ازدواج زودرس کودکان در ایران محسوب می‌شود.

                                                    کهرام در ادامه پیامدهای ازدواج کودک را در دو جنبه اجتماعی و جسمی دانست و گفت: پیامدهای اجتماعی ازدواج کودک از جمله ثبت نشدن ازدواج‌ها و نداشتن اوراق هویتی، ظهور پدیده کودک بیوه، خشونت خانگی و همسرآزاری، رشد بی رویه جمعیت پنهان در مناطق حاشیه، تن فروشی، فرار از خانه، کارتن خوابی، محرومیت تحصیلی، فاصله سنی زیاد با همسر، خودسوزی و خودکشی، محدودیت حمایت اجتماعی و قانونی با تولید چرخه اعتیاد، نداشتن مهارت برای ورود به بازار کار، نداشتن مهارت فرزندپروری، بازتولید چرخه فقر، چرخه کار کودک و چرخه ازدواج کودک است.

                                                    وی در خصوص پیامدهای جسمی ازدواج کودک نیز تصریح کرد: افزایش سقط، زایمان زودرس، افزایش تولد نوزادان کم وزن در سنین نوجوانی، فشار زیاد برای بارداری، حاملگی و سایر بیماری‌های مرتبط با HIV مثبت، افزایش آسیب پذیری در برابر انزوای اجتماعی، بلوغ زودرس، سوء تغذیه، شاخص و توده بدنی پایین، قد کوتاه، لگن باریک، زایمان طولانی، خونریزی شدید، عدم آگاهی از بهداشت باروری و تنظیم خانواده و ... نیز از پیامدهای جسمی ازدواج کودکان محسوب می‌شود.

                                                    وی در خصوص پیامدهای روانی ازدواج کودک نیز اظهار کرد: شیوع اختلالات خلقی از جمله افسردگی، اختلالات اضطرابی، وسواس و اختلالات پانیک، فقدان رسیدن به استقلال شخصی و بلوغ فکری، جدایی از خانواده و دوستان، از دست دادن حمایت آنها همچنین از دست دادن آزادی تعامل با همسالان و مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی، تضعیف فرصت‌های رشد و توسعه و طی کردن ناقص مراحل رشد روانی اجتماعی از پیامدهای روانی ازدواج کودکان است.

                                                    دبیر سمینار ازدواج کودک در خصوص پراکندگی قومیتی ازدواج کودک در ایران نیز اظهار کرد: این مسئله 15 درصد در میان اقوام ترک، 4.5 درصد در اقوام کرد، 3.8 درصد در اقوام لر، 15 درصد فارس، 4.5 درصد لک، 8.5 درصد بلوچ، 8 درصد عرب، 2.5 درصد سیستانی، 4.7 درصد هزاره، 8 درصد پشتو، 10 درصد تاجیک،‌ 12 درصد مازنی، 2.5 درصد ازبک، 0.5 درصد گیلک و 0.5 درصد در میان سایر اقوام پراکندگی دارد.

                                                    کهرام در خصوص شیوع جنسیتی ازدواج کودک در ایران اعلام کرد: فراوانی ازدواج کودک در ایران 35 درصد در میان مردان و 65 درصد در میان زنان است و از نظر میزان سواد نیز  37.5 درصد آنها بی سواد، 37.5 درصد کمتر از سیکل، 22 درصد کمتر از دیپلم و 3 درصد بالاتر از دیپلم هستند.

                                                    دبیر سمینار ازدواج کودک در خصوص میزان درآمد این افراد نیز اظهار کرد: 69.5 درصد آنها میزان درآمد ماهیانه‌شان در صورت شاغل بودن کمتر از 500 هزار تومان، 27 درصد بین 500 تا یک میلیون تومان، و 3.5 درصد بیش از یک میلیون تومان است.

                                                    وی در خصوص وضعیت تاهل آنها نیز گفت: 82 درصد این افراد همچنان متاهل، 5 درصد مطلقه، 5 درصد دارای همسر فوت شده، 4 درصد همسر رها کرده، 2 درصد همسر از کار افتاده و 2 درصد همسران زندانی هستند.

                                                    وی در خصوص سن ازدواج در این افراد نیز تصریح کرد: 25.5 درصد بین 11 تا 13 سال، 55 درصد بین 14 تا 16 سال، 18 درصد بین 17 تا 18 سال و 2 درصد کمتر از 10 سالگی ازدواج کرده‌اند.

                                                    دبیر سمینار ازدواج کودک در خصوص وضعیت اعتیاد در میان آنها نیز گفت: 78 درصد این افراد دارای پدر معتاد، 16 درصد دارای مادر معتاد و 6 درصد دارای والدین معتاد بوده‌اند.

                                                    وی دلایل ازدواج این افراد را نیز تصریح کرد: 68 درصد این افراد به علت سنت‌های قومی، 2 درصد به علت اعتیاد، 9 درصد فقر، 17 درصد علاقه و 11 درصد بنا به سایر علل مجبور به ازدواج در کودکی شده‌اند.

                                                    دبیر سمینار ازدواج کودک در خصوص رضایت این افراد از سن ازدواجشان نیز گفت: 40 درصد این افراد اصلا از سن ازدواج خود راضی نبودند، 11 درصد خیلی کم، 12 درصد کم، 13 درصد تا حدودی، 17 درصد زیاد و 7 درصد خیلی زیاد از ازدواجشان در سن کودکی راضی هستند.

                                                    وی در خصوص سابقه سقط جنین این افراد نیز گفت: 80 درصد آنها سابقه سقط مکرر نداشته و 20 درصد نیز سابقه سقط داشتند؛ همچنین آنکه 56 درصد از این افراد از وسایل پیشگیری از بارداری استفاده کرده و 44 درصدشان نیز از این وسایل استفاده نکرده‌اند؛ علاوه بر آن 11 درصد از این افراد ازدواج قبل از بلوغ داشته، 74 درصد ازدواج بعد از بلوغ و 15 درصد ازدواج همزمان با بلوغ را تجربه کرده‌اند.

                                                    کهرام در خصوص میزان تجربه خشونت‌های خانگی در این افراد نیز اظهار کرد: 47 درصد این افراد دارای تجربه کوفتگی، 21 درصد جراحت، 53 درصد شکستگی و 3 درصد نقص عضو شدند؛ این در حالیست که 5 درصد از آنها اختلاف سنی 15 تا 40 سال، 10 درصد اختلاف سنی 10 تا 15 سال و 85 درصد اختلاف سنی کمتر از 10 سال را تجربه کرده‌اند.

                                                    وی در پایان پیشنهاد کرد: به منظور جلوگیری از بروز و شیوع این آسیب در کشور می‌توان فرهنگ سازی از طریق رسانه، آموزش و پرورش، ایجاد زیرساخت‌های آموزشی، ضمانت اجرایی برای تحصیل کودکان، ارائه پیشنهادات کاربردی و تخصصی در راستای اصلاح ساختارهای اجرایی و سنت‌ها را در دستور کار قرار داد.

                                                    منبع: ايسنا

                                                    • جديدترين
                                                    • آمار
                                                    • ازدواج
                                                    • كودكان
                                                    • ايران
                                                    • خانواده
                                                      ]]>
                                                      hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Sun, 11 Dec 2016 11:27:10 +0330
                                                      نحوه برخورد والدین با کنجکاوی های جنسی کودکان http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/15103-نحوه-برخورد-والدین-با-کنجکاوی-های-جنسی-کودکان.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/15103-نحوه-برخورد-والدین-با-کنجکاوی-های-جنسی-کودکان.html نحوه برخورد والدین با کنجکاوی های جنسی کودکان

                                                      کنجکاوی‌های جنسی کودکان از سه سالگی شکل گرفته و در شش سالگی به اوج خود خواهد رسید.

                                                      یک روانشناس کودک گفت: متاسفانه درحال حاضر به علت فراوانی اطلاعات در دسترس کودکان، مباحث دیداری و تصویری و حتی گفت و شنودهای والدین تا حدی باعث شده است که کنجکاویهای جنسی کودکان پیش از سه سالگی ایجاد شود اما با وجود آنکه این موضوع یکی از مباحث مهم رشدی کودکان است، گاهی شاهد سرکوب‌های بداخلاقانه، اشتباه با کودکان از سوی خانواده‌ها در این گروه سنی هستیم که این امر موجب بروز مشکلات جنسی در بزرگسالی فرد می‌شود.

                                                      به گزارش خبرنگار هم آوا، مهدی بیاتی در گفت‌وگو با ایسنا، در ارتباط با «کنجکاویهای جنسی کودکان» گفت: مسائل جنسی یک واقعیت انسانی و غیر قابل انکار بوده و باید پذیرفت که این موضوع یکی از مهم ترین موضوعات فرآیند فیزیولوژیک هر فرد از کودکی تا بزرگسالی از لحظه تولد تا مرگ است و نحوه پردازش و برخورد پیرامون این موضوع نیز یکی از مسائلی است که باید به آن دقت شود.

                                                      وی ادامه داد: بر اساس یافته‌های روان شناسی، کنجکاوی‌های جنسی کودکان از سه سالگی شکل گرفته و در شش سالگی به اوج خود خواهد رسید.

                                                      این روان شناس همچنین عنوان کرد: علی رغم آنکه گاهی شاهد رفتارهای سخت گیرانه اشتباه از سوی والدین با کودکان در حوزه کنجکاوی های جنسی هستیم، گاهی اوقات نیز شاهد بروز رفتارهای بدون محدودیت و آزاد گذاشتن کودک در این حوزه از سوی والدین می‌شویم که این برخورد نیز باعث ایجاد مشکلات متعدد و در نهایت منجر به عدم پاسخگویی والدین در برابر برخی سوالات کودکان خواهد شد در حالیکه کنترل کردن در این گروه سنی با انجام برخی رفتارهای پیشگیرانه از سوی والدین باعث می‌شود فرآیند رشد جنسی کودک به طور طبیعی طی شود.

                                                      بیاتی در ادامه ضمن بیان آنکه در این گروه سنی بعد از سه سالگی کودک به بدن و اندام‌های خود توجه می‌کند ادامه داد: در حال حاضر 2 دسته خانواده در جامعه داریم؛ یک دسته که کاملا با آزادی با این مسئله برخورد کرده و گروهی دیگر نیز که کاملا سخت گیر بوده، درحالیکه تمامی این برخوردهای افراطی و تفریطی منجر به آسیب رسانی به کودک در بزرگسالی خواهد شد.

                                                      وی تصریح کرد: درحالت نخست شاهد بی بندو باری جنسی کودک در بزرگسالی خواهیم بود و در مرحله دوم نیز سخت گیری جنسی باعث می‌شود حتی فرد در فضای ارتباط با همسر خود نیز دچار مشکلات متعدد شود.

                                                      این روان شناس در ادامه با تاکید براینکه اگر کودک سوالی پرسید نباید آن را منع و آن را به پر رویی متهم کرد زیرا سه تا 6 سالگی اوج کنجکاوی های جنسی کودکان و جزیی از مراحل رشد طبیعی آنان است و نمی‌توان مانع آن شد،افزود: والدین همواره باید بدانند که نباید ترس از موضوعات جنسی را در کودکان ایجاد کنند زیرا این اضطرابها در نهایت منجر به ترس کودک در بزرگسالی شده و درحال حاضر نیز شاهد آن هستیم که مسائل جنسی و مشکلات آن یکی از علل مهم طلاق در جامعه است.

                                                      بیاتی همچنین عنوان کرد: با اقدامات پیشگیرانه همچون جداکردن اتاق کودک از والدین از سن 1.5 تا 2 سالگی، حمام رفتن کودک با جنس موافق خود و غیره می‌توان مانع از آسیبهای جنسی متعدد به کودک شود.

                                                      وی در ادامه با تاکید بر اینکه مسائل و کنجکاویهای جنسی در کودکان کاملا با بزرگسالان متفاوت بوده و عاری از لذت‌ است، گفت: در برخی مواقع کودکان رفتارهایی را خصوصا در مهدهای کودک که دختر و پسر در آن حضور دارند انجام می‌دهند که ممکن است والدین با دیدن آن رفتارها تصورات منفی از کودکان خود پیدا کنند درحالیکه باید بدانیم تمامی رفتارهای این چنینی کودکان صرفا تقلید محض بوده و هیچ گونه لذتی با آن همراه نیست.

                                                      این روان شناس درادامه تصریح کرد: با این وجود به هیچ وجه جداسازی مهدهای کودک کار صحیحی نیست زیرا هرچه کودک را از مسئله‌ای منع کنیم تاثیرات منفی بیشتری به دنبال خواهد داشت در حالیکه می‌توان با تغییر نوع نگاه و ارائه راهکارهای اصولی بدون حذف صورت مسئله، در کنار رفتارهای پیشگیرانه به راحتی از بروز مشکلات متعدد دراین زمینه جلوگیری کرد.

                                                      • نحوه
                                                      • برخورد
                                                      • والدين
                                                      • كنجكاوي
                                                      • جنسي
                                                      • كودكان
                                                        ]]>
                                                        hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Thu, 27 Oct 2016 12:08:01 +0330
                                                        ابلاغ آیین نامه اجرایی ماده 22 قانون حمایت از کودکان http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/12911-ابلاغ-آیین-نامه-اجرایی-ماده-22-قانون-حمایت-از-کودکان.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/12911-ابلاغ-آیین-نامه-اجرایی-ماده-22-قانون-حمایت-از-کودکان.html ابلاغ آیین نامه اجرایی ماده 22 قانون حمایت از کودکان

                                                        معاون اول رئیس جمهور، آیین نامه اجرایی ماده 22 قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست را که به تصویب هیئت وزیران رسیده است، برای اجرا ابلاغ کرد.

                                                         

                                                        به گزارش خبرنگار هم آوا، متن مصوبه هیئت وزیران بدین شرح است:

                                                        آیین نامه اجرایی ماده (22) قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست

                                                        ماده 1- در این آیین نامه اصطلاحات زیر در معانی مشروح مربوط به کار می روند:

                                                        الف- قانون: قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست - مصوب 1392-

                                                        ب- سرپرست منحصر: دختران و زنان بدون شوهری که حداقل دارای سی سال سن بوده و مطابق حکم قطعی دادگاه، سرپرستی کودک یا نوجوان دختر (اناث) بی سرپرست و بدسرپرست را پذیرفته و برعهده دارند.

                                                        پ- زوجین سرپرست: زن و شوهر بدون فرزند یا دارای فرزند که به حکم قطعی دادگاه، سرپرستی کودک یا نوجوان بی سرپرست یا بدسرپرست را پذیرفته و برعهده دارند.

                                                        ت- اداره ثبت احوال: اداره ثبت احوال محل سکونت زوجین سرپرست یا سرپرست منحصر

                                                        ث- دادگاه: دادگاه صادرکننده قرار یا حکم قطعی سرپرستی

                                                        ماده 2- اداره ثبت احوال مکلف است پس از ابلاغ حکم قطعی سرپرستی توسط دادگاه با اعلام و حضور زوجین سرپرست یا سرپرست منحصر نسبت به اجرای حکم و صدور شناسنامه برای کودک یا نوجوان تحت سرپرستی اقدام نماید.

                                                        تبصره – انتخاب نام برای کودک یا نوجوان تحت سرپرستی با زوجین سرپرست یا سرپرست منحصر خواهد بود.

                                                        ماده 3- چنانچه کودک یا نوجوان تحت سرپرستی دارای سند سجلی باشد، اداره ثبت احوال مکلف است در صورت مشخص بودن والدین واقعی وی، مراتب را در سند سجلی ثبت و یا حسب مورد مشخصات ناقص والدین را تکمیل و سپس مفاد حکم سرپرستی را برای کودک یا نوجوان تحت سرپرستی صادر نماید.

                                                         ماده 4- چنانچه کودک یا نوجوان تحت سرپرستی فاقد سند سجلی باشد، اداره ثبت احوال نسبت به تنظیم سند سجلی برابر مفاد حکم سرپرستی اقدام و شناسنامه با مشخصات زوجین سرپرست یا سرپرست منحصر با درج توضیحات لازم صادر خواهد نمود. این سند حسب مورد باید به امضای زوجین سرپرست یا سرپرست منحصر برسد.

                                                        ماده 5- در مورد سرپرست منحصر، شناسنامه کودک یا نوجوان تحت سرپرستی با مشخصات کامل سجلی سرپرست منحصر و نام کوچک پدر فرضی به پیشنهاد سرپرست منحصر صادر خواهد شد.

                                                        ماده 6- نام خانوادگی کودک یا نوجوان تحت سرپرستی حسب مورد همان نام خانوادگی سرپرست زوج یا سرپرست منحصر خواهد بود.

                                                        ماده 7- اداره ثبت احوال مکلف است اقدامات ذیل را به عمل آورد:

                                                        الف- مفاد حکم سرپرستی را در اسناد سجلی زوجین سرپرست یا سرپرست منحصر و کودک یا نوجوان تحت سرپرستی ثبت نماید.

                                                        ب- در صورت مشخص شدن پدر و مادر واقعی کودک یا نوجوان تحت سرپرستی، مفاد حکم قطعی دادگاه را در سند سجلی کودک یا نوجوان تحت سرپرستی درج نماید.

                                                        ج- پس از صدور شناسنامه های زوجین سرپرست یا سرپرست منحصر و کودک یا نوجوان تحت سرپرستی مراتب را ضمن ارسال تصاویر شناسنامه های صادره به اداره بهزیستی اعلام کند.

                                                        د- سوابق هویت و نسبت واقعی کودک یا نوجوان تحت سرپرستی را حفظ نماید.

                                                        ماده 8- کودک یا نوجوان تحت سرپرستی پس از رسیدن به هجده سالگی می تواند صدور شناسنامه جدیدی برای خود با درج نام والدین واقعی در صورت معلوم بودن، یا نام خانوادگی مورد نظر وی در صورت معلوم نبودن نام والدین واقعی از اداره ثبت احوال درخواست نماید.

                                                        ماده 9- حکم فسخ قطعی سرپرستی از طریق دادگاه به اداره ثبت احوال و سازمان بهزیستی کشور ابلاغ می گردد. اداره ثبت احوال موظف است حکم صادره را در اسناد سجلی کودک یا نوجوان و شخص یا اشخاصی که سرپرستی را برعهده داشته اند اعمال و شناسنامه برای کودک یا نوجوان با مشخصات پدر و مادر واقعی و نام خانوادگی پدر در صورت مشخص بودن و در غیر این صورت با نام کوچک والدین فرضی و نام خانوادگی بلامعارض صادر نماید.

                                                        اسحاق جهانگیری، معاون اول رییس جمهور، این مصوبه را در تاریخ 21/ 4/ 1394 برای اجرا به وزارت کشور، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و وزارت دادگستری ابلاغ کرد.

                                                        ***

                                                        مادۀ 22 قانون‌حمایت‌ازکودکان‌ونوجوانان‌بی‌سرپرست‌و بدسرپرست مصوب 1392:

                                                        پس از صدور حکم قطعی سرپرستی، مفاد حکم از سوی دادگاه به اداره ثبت احوال و اداره بهزیستی مربوط ابلاغ می‌شود. اداره ثبت احوال مکلف است نام و نام خانوادگی کودک یا نوجوان تحت سرپرستی و همچنین مفاد حکم سرپرستی را در اسناد سجلی و شناسنامه سرپرست یا زوجین سرپرست وارد کند. همچنین اداره ثبت احوال مکلف است شناسنامه جدیدی برای کودک یا نوجوان تحت سرپرستی با درج نام و نام خانوادگی سرپرست یا زوجین سرپرست صادر و در قسمت توضیحات مفاد حکم سرپرستی و نام و نام خانوادگی والدین واقعی وی را در صورت مشخص بودن، قید نماید.

                                                        تبصره 1 اداره ثبت احوال مکلف است سوابق هویت و نسبت واقعی طفل را در پرونده وی حفظ نماید.

                                                        تبصره 2 کودک یا نوجوان تحت سرپرستی می‌تواند پس از رسیدن به سن هجده سالگی، صدور شناسنامه جدیدی را برای خود با درج نام والدین واقعی در صورت معلوم بودن، یا نام خانوادگی مورد نظر وی، در صورت معلوم نبودن نام والدین واقعی، ‌از اداره ثبت احوال درخواست نماید.

                                                        تبصره 3 اجرای این ماده به موجب آیین‌نامه‌ای است که به وسیله سازمان ثبت احوال کشور و با همکاری سازمان تهیه می‌شود و ظرف سه‌ماه پس از لازم‌الاجراء شدن این قانون به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

                                                        • ابلاغ
                                                        • آیین نامه
                                                        • اجرایی
                                                        • ماده
                                                        • قانون
                                                        • حمایت
                                                        • کودکان
                                                          ]]>
                                                          hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Mon, 27 Jul 2015 22:06:08 +0430
                                                          جزئیات روند واگذاری فرزندخواندگی کودکان بهزیستی http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/12551-جزئیات-روند-واگذاری-فرزندخواندگی-کودکان-بهزیستی.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/12551-جزئیات-روند-واگذاری-فرزندخواندگی-کودکان-بهزیستی.html جزئیات روند واگذاری فرزندخواندگی کودکان بهزیستی

                                                          معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی از واگذاری فرزند خواندگی سالانه ۹۰۰ کودک به خانواده های متقاضی خبرداد و گفت: ۴ ماه حداکثر زمان طی شده برای واگذاری کودکان بی سرپرست به خانواده ها است.

                                                          به گزارش خبرنگار هم آوا، مسعودی فرید در گفتگو با مهر، در مورد کودکان تحت پوشش بهزیستی گفت: در حال حاضر بیش از ۲۴ هزار کودک بی سرپرست و بدسرپرست تحت پوشش سازمان بهزیستی هستند که در مراکز و خانه های کودک و نوجوان نگهداری می شوند.

                                                          وی ادامه داد: به طور متوسط سالانه ۹۰۰ کودک به فرزندان بهزیستی اضافه می شود که این کودکان به دلایل مختلفی مانند بدسرپرستی والدین، زندان رفتن آنها، طلاق، اعتیاد و همچنین بی سرپرستی تحت پوشش بهزیستی قرار می گیرند و البته تعدادی نیز کودکان سر راهی هستند که به آمارها اضافه می شوند و همچنین سالانه ۹۰۰ کودک از مراکز بهزیستی ترخیص می شوند.

                                                          معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی با اشاره به اینکه کودکان زیر دو سال طرفدار زیادی برای فرزندخواندگی دارند، گفت: در این میان خانواده های متقاضی فرزندخواندگی استقبال زیادی از نوزادان دختر می کنند.

                                                          فرید با اشاره به اینکه ۸۰ تا ۸۵ درصد کودکان بهزیستی بدسرپرست هستند، افزود: بر اساس قانون فرزندخواندگی که مربوط به سال های قبل است کودکان بدسرپرست برای واگذاری مشکل قانونی دارند که البته این موارد در قانون جدید که بزودی به تصویب مجلس می رسد، راحت تر شده است.

                                                          وی با اشاره به اینکه به ازای هر ۶ یا ۷ کودک یک خانواده متقاضی فرزندخواندگی وجود دارد، گفت: تعداد فرزندان بهزیستی بسیار بیشتر از متقاضیان است که آن نیز به دلیل بدسرپرست بودن فرزندان و شرایط سخت واگذاری آنها به خانواده هاست.

                                                          معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی با تاکید بر اینکه فرآیند قضائی برای واگذاری فرزندان بدسرپرست در دادگاه ها بسیار طولانی است، افزود: در برخی از استان ها این زمان کمتر و در برخی دیگر به دلیل اینکه باید استعلام انجام شود مدت زمان بیشتری طول می کشد تا تمام مراحل فرزندخواندگی و واگذاری کودک به خانواده متقاضی انجام شود که این مدت گاهی تا دو سال به طول می انجامد.

                                                          به گفته وی، اما در مواردی که متقاضیان برای فرزند خواندگی کودک بی سرپرست به مراکز بهزیستی مراجعه می کنند نهایتا چهار ماه باید منتظر بمانند و در مدت زمان کوتاهی روند واگذاری طی می شود.

                                                          • جزئيات
                                                          • واگذاري
                                                          • فرزندخواندگي
                                                          • كودكان
                                                          • بهزيستي
                                                            ]]>
                                                            hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Wed, 01 Jul 2015 11:48:56 +0430
                                                            زندگی 426 کودک همراه مادرانشان در زندان ها http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/12335-زندگی-426-کودک-همراه-مادرانشان-در-زندان-ها.html http://hamavanews.com/index.php/ejtemaei/kudakan/item/12335-زندگی-426-کودک-همراه-مادرانشان-در-زندان-ها.html زندگی 426 کودک همراه مادرانشان در زندان ها

                                                            موضوع ایجاد مهدهای کودک در زندان زنان در جلسه‌ای با حضور نمایندگان و مسئولان بنیادهای خیریه حمایت از زندانیان، بنیاد کودک، اندرزگاه‌های زنان و معاونت زنان ریاست جمهوری مورد بررسی قرار گرفت.

                                                            به گزارش خبرنگار هم آوا به نقل از ایسنا، گشاده‌فکر، رییس هیات مدیره بنیاد کودک در نشست ایجاد مهد کودک‌های زندان زنان و بررسی ساختار مهد کودک‌های ایجادشده توسط بنیاد کودک در زندان زنان 6 استان اظهار کرد: 6 سال گذشته بود که بند نسوان زندان ارومیه به بنیاد کودک مراجعه و درخواست تاسیس مهد کودک داشت. در حال حاضر این مهد کودک با 6 سال سابقه به حدود 35 کودک خدمت ارائه می‌دهد و به دنبال همین تجربه مثبت بود که تصمیم گرفتیم مهد کودک‌هایی در سایر زندان‌های کشور داشته باشیم.

                                                            وی افزود: در حال حاضر درزندان‌های کرج، ورامین، بیرجند، کرمان، اراک و خراسان مهد کودک‌هایی به همت بنیاد کودک و همچنین انجمن خیریه حمایت از زندانیان تاسیس شده است.

                                                            نصیری، مدیرعامل انجمن خیریه حمایت از زندانیان نیز در این نشست با بیان اینکه ایجاد مهد کودک در بندهای زنان در زندان‌ها بسیار ضروری و حتی از نان شب هم واجب‌تر است گفت: کار در زندان بسیار سخت و پرصعوبت است و همان طور که شهروندان در سطح شهر حقوقی دارند باید حقوق زندانیان در زندان هم رعایت شود.

                                                            وی ادامه داد: از وظایف قانونی و ذاتی سازمان بهزیستی تاسیس مهد کودک است ما قبلا پیگیری‌هایی در این خصوص داشتیم و آن‌ها به دلیل نداشتن بودجه از این اقدام سر باز می‌زدند، اما خوشبختانه بنیاد کودک ورود خوبی به این موضوع پیدا کرد و امیدواریم کمک کنند تا مهدهای کودک در بندهای زنان زندان‌ها در کل کشور تعمیم یابد.

                                                            به گفته نصیری، در حال حاضر بر اساس آمار سازمان زندان‌ها حدود 426 کودک همراه مادر در زندان زندگی می‌کنند و انتظار داریم روسای اندرزگاه‌های زنان نهایت همکاری را با مهدهای کودک داشته باشند.

                                                            مدیرعامل انجمن خیریه حمایت از زندانیان ادامه داد: بر اساس قانون، مادر می‌تواند کودک خود را تا دو سالگی در زندان پرورش دهد اما بالاتر از دو سال بر عهده متولیان امر بخصوص سازمان بهزیستی است. باید توجه کرد که ماندن کودکان به دلیل آسیب‌هایی که در زندان وجود دارد زیبنده نیست و اگر کودک در بهترین دوران زندگی و یادگیری‌اش در زندان زندگی کند، ممکن است تصاویر نامناسبی در ذهنش نقش ببندد که قطعا تاثیر خوبی در آینده‌اش نخواهد داشت.

                                                            مطهره نژادی، معاون برنامه‌ریزی معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری با بیان اینکه جامعه مدنی از طرح مسائل تا حل آن‌ها همراه جدی دولت است، گفت: باید به برنامه‌ریزی پیشگیرانه توجه و از حالت انفعالی خارج شویم.

                                                            وی ادامه داد: اگر نگران بالندگی جامعه هستیم باید ریشه آن در دوران کودکی را محکم کنیم. در واقع اگر خواستار ایجاد جامعه پایدار هستیم باید از دوران کودکی برنامه‌ریزی‌های لازم را آغاز کنیم.

                                                            نژادی با بیان اینکه زنان زندانی تاوان جرم خودرا می‌دهند و نبایدحق مادر بودن و اینکه بچه‌ها در آغوش مادر باشند را با رفتارهای قانون‌گرایانه از آن‌ها سلب کنیم گفت: هر کودکی حق زندگی دارد. بویژه آنکه کودکان زنان زندانی حق انتخابی برای زیستگاه کنونی‌شان نداشته‌اند و محکوم هم نیستند و همان حقی که فرزندان ما دارند باید برای آن‌ها هم ادا شود.

                                                            معاون برنامه‌ریزی معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری ادامه داد: نوع تربیت این کودکان می‌تواند در پایدار یا تزلزل این خانواده‌ها در آینده نقش داشته باشد. بر اساس قانون برنامه پنجم توسعه موظف به استفاده از ظرفیت جامعه مدنی بخصوص در حیطه‌ی آسیب‌های اجتماعی در معاونت زنان هستیم و این وظیفه قانونی ماست.

                                                            وی افزود: در همین راستا طرح حمایت و توانمندسازی خانواده زندانیان را در نظر داریم و سعی می‌کنیم با حمایت‌های توسعه‌ای و توان‌افزایی به جامعه مخاطبمان کمک کنیم. در همین راستا هفته آینده به زندان‌های استان‌های سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی سرکشی خواهیم کرد.

                                                            وی تاکید کرد: اعتقاد جدی داریم امور مردم را باید به مردم بسپاریم. در این میان جامعه مدنی جایگاه قابل توجهی برای ما دارد.

                                                            در ادامه این نشست معصومه جنگی، مسئول اندرزگاه زنان خراسان جنوبی با بیان اینکه در حال حاضر حدود 70 کودک زیر دوسال در زندان زندگی می‌کنند، گفت: در حدود سال 80 ما حتی کودکی داشتیم که تا سن 12 سالگی در زندان نگهداری می‌شد اما باید گفت با توجه به آسیب‌هایی که در زندان مطرح است، حتی نگهداری کودک تا دو سال هم مناسب نیست چه برسد به آنکه بخواهیم کودکان را تا 6 سال در این محیط تربیت کنیم.

                                                            وی افزود: معتقدم باید مهد کودک‌ها بیرون از زندان ایجاد شوند و ملاقات مادر و فرزند هم بیرون بندها اتفاق بیفتد و تصویری از زندان و محیط زندگی مادر در ذهن کودک نقش نبندد.

                                                            وی در ادامه به اعتبارات محدود برای نگهداری از این کودکان در زندان‌ها اشاره و اظهار کرد: از سوی بنیاد کودک ماهانه حدود 40 هزار تومان برای هر کودک به ما پرداخت می‌شود و این مبلغ کافی نیست و ما از طریق جذب حمایت‌های خیرین امور را می‌گذرانیم. در واقع اعتبارات تخصیصی کفاف تغذیه ویژه مادران شیرده و باردار را نمی‌کند.

                                                            جنگی تاکید کرد: این در حالی است که خانواده زندانیان زن بیش از خانواده زندانیان مرد در معرض آسیب هستند. وقتی مرد گرفتار بزه شود زن با هر مشقتی باشد از فرزندان حفاظت می‌کند اما اگر زن به زندان بیفتد فرزندان به امان خدا رها می‌شوند و متاسفانه بیشترین آسیب‌ها را در خانواده زندانیان زن و کمترین توجه را به آن‌ها شاهدیم.

                                                            کوهی مقدم، مسئول اندرزگاه بیرجند در خراسان جنوبی نیز ضمن تاکید بر اینکه باید محیطی جداگانه برای مهدهای کودک در نظر گرفت گفت: لازم است کودکان زنان زندانی تحت پوشش بیمه قرار بگیرند تا اگر اتفاق یا بیماری رخ داد با مشکل مواجه نشویم.

                                                            در ادامه فریبا بیابانی، مربی مهدکودک ندامتگاه شهرری نیز با بیان اینکه در مهد کودک ندامتگاه شهرری حدود 20 کودک زیر 2 سال نگهداری می‌شوند گفت: این کودکان به سن دوسال که می‌رسند ناچاریم آن‌ها را به بهزیستی بدهیم و این مسئله تبعاتی چون اضطراب جدایی را برای کودکان به همراه دارد. اگر بتوانیم کودکان را تا 6 سال پوشش دهیم مطلوب‌تر است.

                                                            وی با بیان اینکه در شهرری ساختمانی ویژه مهد کودک در بهمن‌ماه با حضور ملاوردی، معاون زنان ریاست جمهوری افتتاح شد اما از آن زمان تاکنون به علت کمبود بودجه نتوانستیم این مکان را مجهز و کودکان را به آنجا منتقل کنیم گفت: یکی دیگر از مشکلات ما این است که برای دریافت مجوز مهد از سوی بهزیستی دچار مشکلاتی هستیم.

                                                            وی در ادامه با بیان اینکه مطلوب نیست فرزندان در داخل زندان‌ها بزرگ شوند گفت: قبول ندارم چون مادر آسیب دیده است و می‌تواند آسیب‌رسان باشد باید مادر را از کودک جدا کرد بلکه باید مادران را توانمند کنیم و به آن‌ها مشاوره دهیم تا بتوانند فرزندان خود را به درستی تربیت کنند.

                                                            فاطمه ابراهیمی، مسئول اندرزگاه استان مرکزی نیز با بیان اینکه در حال حاضر مربیان مهدهای کودک تنها در ساعات اداری در مهدها حاضر می‌شوند و بعد از ساعت 3 بعدازظهر فرزندان به ندامتگاه و نزد مادران‌شان می‌روند گفت: اگر امکانات و اعتباراتی فراهم شود تا بتوانیم مهدهای کودک را چند شیفته کنیم تا کودک در ادامه ساعات روز در زندان به سر نبرد و در مهد کودک بماند و مادر برای ملاقات با وی به مهد کودک برود، اقدام موثری انجام داده‌ایم.

                                                            دادخواه، مدیرعامل بنیاد کودک در پایان خواهان حمایت سایر سازمانهای مردم نهاد و خیرین برای توسعه و تجهیز مهدهای کودک در زندانهای زنان شد.

                                                            • زندگی
                                                            • کودکان
                                                            • مادران
                                                            • زندان
                                                            • جامعه
                                                              ]]>
                                                              hamava82@yahoo.com (سجاد نیکنام) کودکان Wed, 10 Jun 2015 21:26:02 +0430